شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

من در اقلیت هستم
علی ناظر

علی ناظر

با تشکر از اسماعیل وفا یغمایی و پیش از اینکه « به مرگ فجئه از دار دنیا» بروم، فکر کردم بد نباشد این چند سطر را بنویسم.

دیدگاه هیچ موقع سعی نکرده از طرق مختلف ردپای کاربرانش را یافته و موقعیت فکری و باورمندی آنها را برای خود و دیگر کاربرانش مشخص کند.

بگذارید یکی دو مثال بزنم تا منظورم را مشخص تر بیان کنم. می توان با استفاده از تکنولوژی، به راحتی فهمید که مثلا «احمد» همان «محمود» است یا نه، حتی اگر احمد و محمود اسامی مستعار باشند. به راحتی می شود فهمید و ردیابی کرد که مثلا احمد امروز از این کامپیوتر نظر ارسال می کند و فردا از آن کامپیوتر. به راحتی می شود فهمید که احمد و محمود در یک کشور و شهر و قصبه زندگی می کنند و یا فرسنگها از هم فاصله دارند. با توجه به امکانات موجود تکنولوژی، دیدگاه احتیاجی به آنالیز جملات نظر دهنده و حلاجی آنها نمی بیند تا بداند که کی کی هست و یا نیست. یک کد ساده کامیوتری این مهم را ممکن می کند.

اما دیدگاه هرگز وارد این مقوله نشده است، بخودش هم اجازه نمی دهد که وارد این مقوله شود. اما چه خوب می شد اگر برخی از کاربران هم به شعور دست اندر کاران دیدگاه شک نکنند، چرا که شک آنها نشان از بی فرهنگی آنها خواهد بود. باور کنید نادیده گرفتن خیلی از این نکات از سوی مسئولین دیدگاه تنها بخاطر سعه صدر آنها و باور آنها به رها کردن پروسه سرنگونی از فرهنگ فقیر و خودمحورانه است، و نه بخاطر اینکه کاربران از دیدگاه تعریف کنند و بگویند که دیدگاه این است و آن نیست، و ....

عزیزانم،

دیدگاه یک سری موازین ساده (گل و گشاد) پیشنهاد کرده تا باعث پیشگیری از نظر دادن و تعاطی افکار نشود. اما، این دو واژه «نظر دادن» و «تعاطی افکار» باید در حیطه آن حد و مرز و موازین ساده باشد. من نمی دانم چرا به اشتباه این پیام به برخی از کاربران دیدگاه داده شده است که علی ناظر و دیگر مسئولین  و یادداشت روز نویسان دیدگاه بی مرز هستند. به نظر این حقیر آنهایی که با سایت دیدگاه تنگاتنگ همکاری می کنند نه تنها بی مرز نیستند بلکه مرزهایشان خیلی مشخص و تند و تیز است.

آزادی بیان و نظر دادن، با استفاده ابزاری از امکانات آزاد، برای سرکوب و تحقیر دیگری یکی نیست. چگونه می توانیم با اسم مستعار به شخصی حقیقی برچسب بزنیم و شب هم خوابمان ببرد. چگونه می توان هر روز از یک آی پی، و یا هر چند روز یکبار با یک اسم مستعار جدید و انشاء جدید به یک سازمان سیاسی، و یا یک فرد سرنگونی طلب انتقاد کرد، و اتهام زد و توهین کرد، و هم زمان مدعی بود که این ابزار (دیدگاه) «مترقی» است؟
به نظر من، رسانه ای که بتوان از آن استفاده ابزاری کرد نه تنها مترقی نیست، بلکه فقط به درد لای جرز می خورد (همراه با مدیر مسئولش). به دیگران خرده می گیریم که چپ و راست می روند و بدون هیچ ملاحظه ای به این و آن «رژیمی» می گویند، اما خودمان با پناه بردن پشت «آزادی مطبوعات»، «آزادی بیان» و... به هرکس که دلمان می خواهد بد و بیراه می گوییم و تازه خیلی هم از کرده خودمان مشعوف هستیم، و فکر می کنیم که از حیثیت دیدگاه (سایت خودمان) دفاع می کنیم. خط و حیثیت دیدگاه را باید فقط در یادداشت های روز و یادداشتهای هفته آن جست. اگر آنها به خطا رفتند باید هشدار داد، و حتما افشا کرد، و نه اینکه وقتی فلان کاربر با فلان نام مستعار نظر بد و یا انحرافی داد.
باور کنید و از من بپذیرید که کاربران دیدگاه هم سیاسی فکر می کنند، هم سیاسی فعالیت می کنند، و هم سرد و گرم دنیا را چشیده و خوب بلدند مو را از ماست بیرون بکشند. خودشان بخوبی تفاوت نظر انحرافی با بقیه نظرها را تشخیص می دهند. کاربران دیدگاه نورسان به عرصه سیاست و مبارزه نیستند. و دقیقا به همین خاطر، اگر مسئولین و یا یادداشت روز نویسان دیدگاه نوشته ای انحرافی منتشر کردند باید بر آنها بیرحمانه تاخت و از خط و خطوط دیدگاه (سایت خودمان) دفاع کرد. نظر دهندگان رهگذرند.


سایت دیدگاه سایت سرنگونی طلبان است، اما مشخصه اول سرنگونی طلبی اخلاق مترقی است. یعنی، باید آن نبود که رژیم هست. باید آن بود و آن شد که رژیم نیست و هرگز نمی تواند بشود. مشخصه سرنگونی طلب بودن باورمندی به فرهنگی پویا، تحمل گرا، فراگیر و ضد استبدادی است.
قانون ساده برای ثبت نظر: در باره محتوای مقاله/خبر نظر داده شود، و نه در باره نظر دهنده.
بنابراین، این جمله که «من با نظردهنده پیشین موافقم» نظر نیست. چون اگر موافقید که موافقید، دیگر گفتن ندارد. و یا اگر مخالفید گفتن ندارد، مگر اینکه بگویید که چرا مخالف و یا موافقید. به زبانی دیگر، بنویسید که با کجای مقاله موافق یا مخالفید و نه با کجای «نظر» نظر دهنده پیشین. پرداختن به و تحلیل اخلاق و منش نظردهنده گان، نادیده گرفتن این قانون ساده، بیان کننده یک پیام ساده است - کاربر این قانون را قبول ندارد، و می خواهد راه خودش را پیش ببرد و قوانین خودش را پیاده کند. می خواهد دیدگاه را مجبور به سانسور کند تا این دریچه بسته شود. حال آنکه می دانید و می داند که دیدگاه با سانسور مخالف است.
فی الواقع، اگر این کاربر با موازین ستون نظرها مخالف است، می تواند نظر ندهد، و یا اصلا به این ستون دیدگاه سر نزند.


عزیزانم،

مگر می شود، به آزادی بیان باور داشت، ولی به قوانین آزادی بیان باور نداشت. مگر می شود به آزادی مطبوعات باور داشت ولی به قوانین مطبوعات آزاد تن نداد؟ رسانه ای (به اسم دیدگاه) می گوید این سری موازین باید رعایت شود. به این می گویند مطبوعات آزاد – یعنی: کسی، مقامی، لایحه الحاقی و یا رژیم ددمنشی نمی تواند به این رسانه حکم کند، و یا برایش موازین تعیین کند.

من برخلاف برخی از یادداشت روز نویسان، و مسئول موقت ستون نظرات دیدگاه بر این باور نیستم که دیدگاه بدون ستون نظرها یعنی هیچ. به همین خاطر هم خیلی وقت است که به گروه مخالفین ادامه حیات این ستون پیوسته ام، مگر اینکه قوانین ساده آن رعایت شود – نظر فقط درباره محتوای مقاله/خبر باشد. اما دوستان و مسئول ستون می گوید که عدم انتشار یعنی پذیرش تیز کردن تیغ سانسور، و دیدگاه نباید اجازه دهد که تعداد اندکی (شاید آنارشیست) این دریچه را مسدود کنند.

فعلا من در اقلیت هستم و از آنجایی که دیدگاه ولی فقیه ندارد و هر چه اکثریت یاران نزدیک دیدگاه بگویند مسئول دیدگاه اخلاقا ملتزم به اجرای آن است، و نمی توان این ستون را تعطیل کرد، ولی می دانم که صبر مسئول این ستون هم بیکران نخواهد بود.

علی ناظر

8 خرداد 1389

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 30 May 2010]  [ارسال‌کننده: فرزين خوشچين]  [  ]  

من از آقای ناظر برای وجدان پاکی، که دارند، بسيار سپاسگزارم. آقای ناظر من شما را درک می کنم و روی ماهتان را می بوسم. هرگز هيچ گله ای از شما نداشته و ندارم. با شما می شود دوست شد و به دوستی با شما می شود و بايد افتخار نمود. اما بسياری از اين به اصطلاح مارکسيستهای آنارشيست را در صف دوستان نمی بينم. اينجا علنا به من اتهام جاسوسی زده اند. در هر جنگلی هم حق دفاع کردن و به دادگاه فراخواندن وجود دارد. من پوزشخواهی هيچکس را نمی پذيرم. بايد اين اشخاص اثبات کنند، که من وابسته به حزب توده بوده ام و جاسوس بوده ام. شما نمی توانيد بعنوان مسئول نظرات اين سايت از کار آنها جانبداری کرده و جلوی احقاق حق را بگيريد. اين مساله علنی شده است و در سرتاسر جنبش بازتاب يافته است. من در همينجا از شرف خودم دفاع می کنم و اينها را به مبارزه می طلبم. فرزين خوشچين.

علی ناظر: جناب خوشچین عزیز با سلام و تشکر از لطف شما نسبت به من و سایت دیدگاه.

از مسئول ستون نظرها اجازه خواسته ام که پاسخ این پیام شما را من بدهم.

آقای سیامک دهقانی از اشتباه خود پوزش خواسته است. شما البته در جایگاهی هستید که این پوزش را بپذیرید و یا اینکه بخواهید آن را در مدار دیگری (حقوقی) حل و فصل کنید.

به همین دلیل، دیدگاه از این لحظه به بعد و پس از انتشار این پیام شما، هیچگونه پیامی از هیچ کدام از طرفین در این ستون منتشر نمی کند تا کلیه موارد حقوقی به صورت صحیح طی طریق کنند.

به امید اینکه، از این پس، این ستون بتواند جایگاهی که برایش تعیین شده است را باز یافته و کاربران بتوانند به ثبت نظرهای خود بپردازند.

بار دیگر نظر خودم را تکرار می کنم، نظر باید در باره مقاله/خبر باشد و نه نظر دهنده.

شاد و برقرار باشید

علی ناظر

9 خرداد 1389
  

[تاریخ ارسال: 30 May 2010]  [ارسال‌کننده: مسئول ستون نظرات]  [  ]  
دوستان عزیز سلام بر شما

با اینکه دیدگاه خود را ملزم به انتشار هر نظری نمی دانست، متاسفانه من آنرا زیر پا گذاشتم.
پس اولین ایراد به خود من است که خیال میکنم آزادی بیان حد و مرز ندارد. مقصر فقط نظردهنده نیست.
چند نکته دیگر:

- تنها با رعایت انصاف، و بدون برداشتن چشم از دشمن، میتوان یقه دیگران را گرفت .
خوشبختانه از تهمت زدن اشتباه به فردی که در صف دشمن نبوده و نیست، عذرخواهی شده و همه با نظرات سنجیده و نسنجیده آشنا شده ایم.
همچنین در مورد اینکه چه کسی مزدور هست و چه کسی نیست، به اندازه کافی نظر موجود است، لطفاً این بحث را کِش ندهیم تا دیدگاه به مسائل دیگری هم بپردازد.

- کاربر محترمی که بیش از ۱۲۵ مرتبه (صد و بیست و پنج مرتبه) نظرشان در سایت دیدگاه درج شده ، نوشته اند:
« دل خونی از دست سانسور شما دارم .. از صد تا کامنت من یکی شان را هم نگذاشتی منتشر شوند ... با چه منطقی اینهمه سانسور کردی و می کنی! ... واقعا دلم برایتان می سوزد ...»

- تاکنون جز یک نظر هرزه (با کلمات رکیک نوشته شده بود) و دو اتهام (که اصلا ربطی به مقاله نداشت) و دو نظر که ایجاد تفرقه میکرد، همه نظرات بلا استثنا درج شده، حتا نظراتی که شخص واحدی با اسامی مختلف نوشته است.

- اگر نظری درج نمیشود از جمله برای این است که ستون نظرات هرز نرود و باقی بماند. خواهش میکنم بخاطر حفظ این امکان، عدم درج شماری از نظرات را ببخشید.
به امید روزی که این سرای پرسش و دانش، جایگاه واقعی خودش را باز یابد.
  

[تاریخ ارسال: 30 May 2010]  [ارسال‌کننده: مهدی جعفری]  [ jafari2003@aol.com ]  
سلام آقای ناظر، کاری بس مشگل و با مسئولیتی به عهده شماست و باید به این همه صبر ومتانت شما احسن گفت و شخصا قدردانی میکنم. دوستان و دشمنان از این امکانی که در دسترس همگان است هریک به گونه ای بنا به دیدگاهها و تعلقات فردی خود استفاده و سو استفاده میکنند، اگرچه دیدگاه را نباید که جایی برای دشمن و همراهان وی باشد اما دلیلی هم نیست که دیدگاه و ستون نظرات آن جایی برای جولان چماقدارای و لمپن ها باشد. ستون نظرات محلی است برای برخورد افکار گوناگون و یاد گرفتن و احترام به آزادی خود و دیگران. امید است که این ستون پایدار بماند و در قنای فرهنگ دمکراسی در میان هموطنان، دوستان و رفقا بکار آید. پایدار باشید!   

[تاریخ ارسال: 30 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
مسألۀ دمکراسی و آزادی بیان یک ذهنیت انتزاعی و دلبخواهی نیست که بدون توجه به مکان و زمان مشخص، قابل اجراء و پیاده شدن باشد. خب؛ این یک واقعییت ساده و پیش پا افتاده است که دمکراسی بعنوان بازتابی از جامعۀ طبقاتی و توازن قوای قوایی که در بین طبقات اصلی جامعه وجود دارد، محتوی و اشکال مختلفی هم می تواند داشته باشد. اما انتظار دمکراسی مطلق داشتن از یک رسانه و یا سازمان و جریان انقلابی و سرنگونی طلبی که در راستای برانداختن یک نظام اقتصادی ـ سیاسی مشخص فعالیت مس کند؛ تنها و تنها یک سرگرمی و خودفریبی مطلق است.
به نظر من معیارهای سایت دیدگاه چندان هم "گل و گشاد" و ولنگار نیست. به همین؛ جهت برای خیلی از مخالفین واقعی جمهوری اسلامی جذبه و اشتیاق ایجاد کرده است. منتها؛ دیدگاه باید این موضوع را برای خودش روشن کند که رسانۀ یک دولت در قدرت نیست که بخواهد با " تمرین دمکراسی" نه تنها به دشمنان حکومت اسلامی؛ بلکه به طرفداران آن نیز "فرهنگ دمکراسی" یاد بدهد. مثلا من؛ در همین سایت سعی کردم تا حد توان یکی از عوامل جمهوری اسلامی به اسم عرفان قانعی فرد، که دیدگاه نیز عکس او را با پاسدار محسن رضایی چاپ کرده بود, افشاء کنم. منتها؛ جدا از اراده و تصمیم من, تعدادی "نظر دهید" در رابطه با آنها درج گردید و هر کسی از ظن خویش با آنها برخورد نمود. ولی, جالب اینجاست که چند نفر از جمله شخصی به اسم "فرزین" عامدا و از موضعی رژیمی و ردگم کنی؛ بجای پرداختن به اصل موضوع, چیزهایی را مطرح نمودند که هیج ارتباطی با مزدور بودن عرفان نداشت. او بواقع به وکیل مدافع قانعی فرد تبدیل شد و الاخر!
چند سال پیش نیز که دیدگاه بسته شد تا حدودی چنین وضعیتی پیش آمد؛ در آنزمان نیز جدا از برخی پس مانده ها و باقیمانده های توده ای ـ اکثریتی و دوستداران نقابدار جمهوری اسلامی؛ مأموران وزارت اطلاعات رژیم نیز بطور فعالی از طریق "کامنت"های انحرافی و خامنه ای نشان؛ وضعی را پیش آوردند که در نهایت بجز رژیمیان؛ کسی دیگری از آن "سودی" نبرد.
در ضمن اگر از این به بعد قرار باشد کسی بخاطر خوشایند این یا آن فرد و یا جریان متمایل به جمهوری اسلامی؛ که صد البته ماهیت خود را در پشت کلمات و جملات گول زننده ای چون " حفظ کرامت" مزدوران حکومت اسلامی, احترام به "شخصیت" آنها؛ سکوت در مقابل تبلیغات آموزش دیدگان در منجلاب خمینی و خامنه ای و موسوی و کروبی و غیره؛فقط حرفهای کلی و "همه پسند" بزند, در آنصورت نباید از خوشحالی رژیمیان تعجب کرد. اصلا اگر نوشته های من و یا دیگر دشمنان نظام اسلامی هم باعث خوشحالی شیفتگان و عاشقان رژیم و هم موافقین سرنگونی آن گردد؛ در آنصورت بهتر است هیچ مطلبی از ما در اینجا چاپ نشود. برای مثال با اینکه من بعنوان یک کمونیست با اسلام و مذهب مخالفم,ولی مطلقا حاضر نیستم به بهانۀ نقد ایدئولوژی مجاهدین خلق وسیاستهای آن به جایی برسم که در عمل سر از کنار سربازان بدنام امام زمان در آورم. زیرا؛ این مجاهدین خلق نیستند که دارند دختران و جوان را در میادین شهرهای بزرگ و کوچک ایران حلق آویز می کنند و به قتل می رسانند؛ برعکس این نیرو نیز خود جزو قربانبان سیستم تبهکار اسلامی است. حال اگر کسی پیدا شود و بگوید که مجاهدین از رژیم بدترند و یا با هم فرقی ندارند؛فورا به این نتیجه می رسم که یا این شخص با حکومت اسلامی همراه است و کار می کند و با در بهترین صورت تحت تبلیغات آن به ابن نتیجه گیری رسیده است. به نظر من بعضی در بخش نظر دهید دقیقا از این زاویه به مبارزۀ مسلحانه و یکی از حامیان آن یعنی مسعور رجوی و مجاهدین برخورد می کند. کلا؛ قرار دادن کسانی که می خواهند سر به تن این رژیم جنایتکار و ضد بشر نباشد در کنار "کامنت" نویسهای توهم پراکن و رژِم شادکن؛ قاطی کردن صفوف انقلاب و ضد انقلاب است. در ضمن حذف بخش نظر دهید نیز چاره ساز نخواهد بود. بهترین شیوه اینست که اگر کسی بدون دلیل و مدرک به کابران دیدگاه توهین و افتراء رد از درج "کامنت" او جلوگیری بعمل آید. اینها نیز بعد از مدتی خسته می شوند و پی کار خود می روند. بنابراین؛ دیدگاه نیز لازم نیست در این دنیای طبقاتی؛ که از هر گوشۀ آن جنگ و ارتجاع تمام عیار برقرار است؛ بخواهد در نقش یک سوپر دمکرات ظاهر شود. مبارزه با جمهوری اسلامی وابسته به همین نظام سرکوبگر جهانی؛ مسلتزم یک سر قوانین و قواعد است که از جملۀ آنها افشای و طرد طرفداران جمهوری اسلامی در هر شکل و شمایلی هستند.
  

[تاریخ ارسال: 30 May 2010]  [ارسال‌کننده: جمشید پیمان]  [  ]  
یک قانون ساده و بدون ابهام :
"قانون ساده برای ثبت نظر: در باره محتوای مقاله/خبر نظر داده شود، و نه در باره نظر دهنده."(از متن یادداشت شما)
درود برشما. ادعا نمی کنم که رعایت این قانون ، امکان پذیر نیست. اما بر این نکته پای می فشارم که کار بسیار بسیار مشکلی است و شما اگر روی این درخواستتان حساب باز کرده اید به احتمال قریب به یقین موفق نخواهنید شد. البته حتی اگر یک نفر از کسانی که در قسمت ارائه نطر ، محتوی مطلب را رها می کنند و گریبان نویسنده آن را می گیرند( و بعضی ها به این هم اکتفا نمی کنند و بر چهره کسانی که در آن مطلب همیچ محلی از اعراب ندارند ، چنگ می کشند و یا ریش یکدیگر را می چسبند)از قانون پیشنهادی شما تمکین کند ، فکر می کنم شما باز هم بَرَنده باشید . نکته آخری که می خواهم بگویم این است که فکر نکنید فقط سایت دیدگاه با این مساله درگیر است. من در طول هفته به بیش از هزار سایت و وبلاگ فارسی زبان ( از میان صدها هزار سایت و وبلاگ فارسی)، که بیشترشان هم یا متعلق به رژیم هستند و یا طرفدار اغلب دو آتشه رژیم، سر می زنم. بی اغراق می گویم که اغلب آنها با همین مساله ی شما روبه رویند . به هر روی بر این باورم که این مشکل با یک تقاضای خشک و خالی ، برطرف شدنی نیست. شما می گوئید نه ، بسیار خوب .به قول ما قدیمی ها ،؛ دزد حاضر و بز هم حاضر. با همه اینها ،امیدوارم آن احتمال بسیار بسیار اندک به نود و نه و نیم درصد تبدیل شود .
  

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: فرزين خوشچين]  [  ]  
با درود بر شما آقای ناظر گرامی و ديگر همکاران ديدگاه!

بسيار سپاسگزارم از لطفتان. من هميشه گفته ام، که اگر همه متانت آقای ناظر را می داشتند، ما می توانستيم با هم متحد شده و کار اين رژيم را يکسره کنيم.
فالانژهای سوپر ان قلابی اتهام وارد می کنند، حکم صادر می کنند، عربده جويی می کنند و ...!!

بنده اين سوپر فالانژهای بيسواد چپ اندر قيچی را قابل اين نمی دانم، که چيزی بهشان بگويم. خودشان هم می دانند، که بالاترين حدی، که برايشان قابل تصور است، چيزی در حدود لاجوردی، حجت الافساد والمفسدين دامةکثافاته خلخالی، نيری، اشراقی، و .... است، نه بيشتر.
خيلی خيلی، که زور بزنند و ترقی کنند، می شوند بريا، استالين، درزژينسکی و ....
منطق اينها، همان منطق چماق است و خودشان امر بر خودشان مشتبه کرده اند، که مثلا مارکسيست تشريف دارند- در صورتيکه هر را از پر تشخيص نمی دهند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.