شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۸ آوریل ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

استبداد آسیائی!
علی ناظر، نظر بنده و ستون نظرات

اسماعیل وفا یغمایی

اسماعيل وفا يغمايي

عرض کنم خدمت دوستان: که ما ملت شریف و بزرگوار ایران از هر رنگ و زبان و در هر محل و مکان حدود یک سی قرنی هست که از  مواهب دیکتاتوری لذت میبریم و کیف می کنیم. قبلش را خبر ندارم و نبودم ! ولی این حدود سی قرن را خبر دارم که استبداد و مخصوصا استبداد آسیائی چه پدری از ما ملت در آورده است.  اولش این استبداد عزیز از نوع شهریاری بود!  یک هزار و پانصد سالی با خوب و بدش ساختیم و زبان در کام کشیدیم و گاهی که زبان درازی کردیم زبان و چشم و گوش و سایر اعضای بریدنی را از دست دادیم  و البته بزبان پهلوی اشکانی و ساسانی هی دعاهای واقعا قشنگ و از نظر ادبی جالب جوشن کبیر و جوشن صغیر را  خواندیم ونالیدیم که

الهی انت القوی و انا الضعیف . فهل یرحم الضعیف الالقوی...

خدایا تو گردن کلفت و قوی هستی و من ضعیف و مردنی پس چه کسی به ضعیف رحم میکند مگر ضعیف


تا به حول و قوه الهی و مدد چارده معصوم دعاهای ما ملت مستجاب شد و بعد از انکه آقا انوشیروان دخل مزدک و جنبش مزدک و مزدکیان را آورد و آلترناتیو طبیعی داخلی ایرانی حکومت را داغان کرد برادران عربمان سوار شدند بر اسب و شتر و
  قاطر و آمدند و اسلام عزیز بلافاصله اموی آمد وکسانی را که مقاومت کردند سرهاشان را،  و دستها و پاهایشان را، و کسانی را که مقاومت نکردند جاهای دیگرشان را یک مختصری! برید وشهریار خودمانی خودمان، اول شد خلیفه و بعد سلطان و خلاصه یک هزار و پانصد سالی هم استبداد عزیز سلطانی اسلامی را تحمل کردیم تا آخرین شاه راحل در سال سی و دو زد و به شیوه انوشیروان دخل دکترمحمد مصدق و نهضت ملی و در حقیقت سلطنت خودش را آورد و ایران را  از آلترناتیو ملی و طبیعی خودش محروم کرد و دوباره باعث این شد که آلترناتیو  اسلام آخوندی این بار نه از عربستان و توسط شتر بلکه از پاریس و سوار بر هواپیمان! بیاید و الان سی و سه سالی هست که داریم از برکاتش کیف ف ف !! میکنیم.  صفا میکنیم و حظ میکنیم!.

از برکات دیکتاتوری عزیز این است که اجازه نمی دهد آدم نظر بدهد. دیکتاتوری خودش نظر میدهد و کار ما را ساده میکند. مثلا نظر ما را خودش میدهد! غذای ما را خودش میخورد و لازم نیست ما زحمت بکشیم. پولمان را میگیرد تا ما سبکبار باشیم. زن و خواهر و دخترمان را میبرد و میفروشد تا ما بی سر خر باشیم. یعنی کمکمان میکند و کار ما را خودش انجام میدهد. دست آخر هم اگر باز مشکل داشتیم بقول شاه عباس که موقع دستور قتل میگفت راحتش کن!! آسوده اش کن!! از رنج خلاصش کن!! راحت و خلاصمان میکند تا اساسا از بار زندگی راحت شویم. از  دیگر مواهب و محسنات دیکتاتوری این است که ملت را هم در درون مقداری به اخلاق خودش متصف میکند. یعنی موجب میشود. در خانه، بابا به مادر زور بگوید. برادر نوک خواهر را قیچی کند.رفیق توی سر رفیق بزند.  ارباب دخل رعیت را بیاورد. رعیت با بیل توی سر الاغش بزند و الاغ هم در خانه با جفتک دخل میش و بزغاله را بیاورد و بزغاله به گربه شاخ بزند و گربه دنبال مرغ کند و الی اخر. دیکتاتوری فرهنگ دیکتاتوری را میسازد. میخواهم بگویم حواسمان به این باید باشد و پس از این مقدمه جناب علی ناظر سالها قبل اشتباه بزرگی مرتکب شد و پس از سه هزار سال دیکتاتوری تلاش کرد ستون نظرات را باز کند و امکانی بوجود بیاورد که بجز بزرگان بقیه هم نظر بدهند اما از ده سال قبل تا حالا چندین بار به دلیل این اشتباه تاریخی نزدیک بوده که به مرگ فجئه از دار دنیا برود!. علتش هم این است که بعضی رفقا از جمله خود فقیر! بطور معصومانه ای از آنجا که ژن سه هزار ساله دیکتاتوری وارد خونمان شده است ستون نظرات را که محل تنفس و تبادل افکار و نقد و بررسی است با سالن کشتی عوضی گرفته ایم و بجای کمک رساندن به یکدیگر و کمک برای رشد فرهنگ دموکراتیک گاهی سعی میکنیم سبیل و گیس هم را دود بدهیم و کار روی دست ناظر بگذاریم بطوریکه گاهی او هم به فکر افتاده پس از فاتحه ای بر گور دیکتاتورها  و مرحوم ممد علیشاه قاجار که درب مجلس را بست اساسا درب این ستون را تخته کند و خیال خودش و ما را راحت کند.خوشبختانه تا حالا این کار را نکرده و چه خوب که نکرده. من معتقدم که نباید درب این ستون را بست.  نباید جلوی نظرات را گرفت ولی در عین حال معتقدم ما هم باید همتی بخرج دهیم و پس از سه هزار سال!! از این ستون نه برای دعواهای ذوقی و شخصی و تصفیه حساب بلکه برای رشد فرهنگ دموکراسی و نقد و بررسی استفاده کنیم .  بادا که در آینده ما یا نسل بعد از ما بتواندمثل مردم اینطرف دنیا نظر خودش را ابراز کند و برای کشتی گرفتن یا ورزش بوکس به باشگاههای مربوطه برود. آمین یا رب العالمین

اسماعیل وفا یغمائی

 

بیست و هشتم می دو هزار و ده

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اسماعيل وفا يغمايي:



[تاریخ ارسال: 30 May 2010]  [ارسال‌کننده: مهدی جعفری]  [ jafari2003@aol.com ]  
با سلام ، آقای یغمایی همانطوریکه شما با قلم ظریف خود بیان کردید ، متاسفانه در تاریخ و فرهنگ ما این مسئله یعنی بیان عقیده و نظرات و برخورد با دیدگاهها و نظرات دیگران هیچگاه فرصت پرورش در محیط سالم را نداشته و نیافته و همواره گوینده گان مردمی و منتقدان حکومتها مورد تاخت و تاز دشمن و دوستان نامهربان واقع گشته و جواب وی را نه با جوابی منطقی و متین که بلکه ابتدا با تهمت و افترا و فحاشی و اگر نشد که به راه آید با چماق و قمه و هر چه تیز وبرنده نثار گوینده و سراینده و نظر دهنده و شنونده محترم کرده و اینگونه به مخالفین خود می فهمانند <که ما هستیم > و زبان از کام بیرون میکشیم. حتی خارجه نشین بودن و در معرض تمدن سالم تر از خود قرار گرفتن نیز در روحیات و خلقیات این گونه دوستان نامهربان تاثیری نداشته و خر خود را میخواهند چهار نعل در خیابان اسفالته علا آن هم با چندین چراغ راهنما و چشمک زن بتازند، فارغ از آنکه نمیداند که جز عاقبت بد نصیبی ندارند. البته فرهنگ چماقداری آخوندها سالهاست که به خارج کشور نیز صادر شده و نمونه های فراوانی در طی سه دهه اخیر در اینجا و آنجای کشورهای مختلف دیده و شاهد بودیم و تا زمانی که استبداد باقیست متاسفانه شاهد آن خواهیم بود . اما با رفتن آخوندها و به خاکسپردن آن فرهنگ سخیف امید آن میرود که راه برای یک ایرا ن آزاد و دمکراتیک باز گردیده و راه رشد و تعالی همگان ممگن گردد. نظر بنده بر این است که ستون نظرا ت بله، هموار پایدار بوده و باشد . اما فحاشی و لـُمپن ایسم موقوف.
سرفراز باشید
  

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
عرض شود اینجا دو دسته نظر دهنده هستند یکی امثال آقای دهقانی که هر چه بنویسند هر چند بی معنی و بی ربط هم باشد از تیغ سانسور این آقای ناظر رد می شوند.
(گفتم اقای دهقانی چون نمونه زنده دم دست بود که حتی توی این کامنت اینجایشان هم اصلا حرفی که به نشر نظرات در دیدگاه مربوط باشد نیست ولی بهر حال چاپ شده)
یکدسته دیگر هم هستند که هر چه بنویسند حتی اگر درست و مودبانه و غیره هم باشد از تیغ سانسور آین آقای ناظر رد نمی شوند!

حالا این سایت که چیز مهمی نیست ولی از ته دل آرزو می کنم و امیدوارم که پای امثال این آقای ناظر هیچوقت به ایران بعد از جمهوری اسلامی نرسد و کاریکاتور دیکتاتور بازی ایشان در همین سایت دیدگاه شان ختم به خیر شود!
وگرنه با امثال این آقایان می رسیم به جمهوری اسلامی دو و خمینی و خامنه ای های دو و لاریجانی های دو و احمدی نژادهای دو !
  

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: علی یحیی پور سل تی تی]  [  ]  
من با نظرات نیما موافقم نباید هیچ کامنتی سانسور شود البته آزادی بیان فحاشی نیست کامنتهائی که فحاشی می کنند باید پاک شوند   

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: 00]  [  ]  
3- متن‌هایی که در آن به افراد تهمت زده و یا بی‌حرمتی شده باشد، در دیدگاه منتشر نخواهند شد؛
تبصره1: اگر نويسنده از فالانژهای قديمی باشد و سوپاپش خراب شده باشد، ديگر هيچ چاره ای نباشد، می تواند عربده بزند، اتهام وارد کند، حکم اعدام هم می تواند صادر کند. چون هر زری که بزند اعتباری ندارد. درست مثل عربده هايی که مستان می زنند و لافهايی که بنگيان می زنند. فالانژ بالاخره بايد گاهی گداری الکی هم شده غمپزی چيزی از خودش در کند. ماليات که ندارد. پس بگذاريد تا دلش می خواهد زر بزند. کی به کی است؟ ها؟
  

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: صادق]  [  ]  
با درود به آقای یغمایی عزیز
یه طور کلی با نظر نیما موافقم . اما در موارد زیر دیدگاه را مجاز به سانسور می دانم :
1- اتهام مشخص و بیدلیل به فرد مشخص (مثل اتهام عامل رژیم بودن)
2- ناسزای رکیک عامیانه که سطح متانت سایت را پایین می کشد.
3- بی احترامی لفظی به اعتقادات و سمبلهای مورد باور و علاقه مردم.

ضمنا میدانم توقع زیادی است در این شلوغی سر دست اندرکاران ستونها ولی میگویم: مدتی است که کامنت ها دیر گذاشته میشود. این از زنده بودن بحث ها میکاهد. با این حال دستتان درد نکند
  

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
"رشد فرهنگ دمکراسی و نقد و بررسی" در ایران کنونی فقط و فقط با نفی کامل نظام اسلامی و تمامیت حکومت اسلامی امکانپذیر است. تازه؛ یکی از بدترین دوران زندگی ایرانیان تجاوز اسلام و حاکم شدن احکام و فرامین قرآنی بر مغز و ذهن توده های ستمدیدۀ ما بوده است. تازه نباید فراموش کرد که همین امام حسن و امام حسین معروف نیز به هنگام تجاوز لشکریان خونریز اسلام به ایران؛ در رأس سپاه غیور اسلام دمار از روزگار مردم بدبخت مازندران در آورند و در زیر لوای امیر الموءمنین عمر؛ دمار از روزگار مقاومت کنندگان در برابر تجاوز در آورند.
از سوی دیگر فکر نمی کنم "ژن دیکتاتوری در خون" ایرانیان وجود داشته باشد؛ چون تاریخ خونبار این سی و یکساله نشان داده است که خلقهای ستمدیدۀ ایران برای حقوق انسانی و انقلابی خود؛ ول کن جمهوری قتل و کشتار اسلامی نیست و تا انهدام کامل این ماشین ستم و سرکوب به راه خود ادامه خواهد داد. بواقع اگر "ژن" دیکتاتوری در "خون" ما بود؛ خب، همین نظام فاشیستی و قرون وسطایی را تحمل می کردیم؛ دیگر پرداختن این همه بهاء برای چه بود.
از این گذشته؛ ایرانیان ثابت کرده اند که در فضای آزاد و دمکراتیک بهتر رشد و ترقی می کنند تا در فضای ستم و اختناق! نگاهی به آمار و ارقام زندگی ایرانیان پناهندگان و مهاجرین مقیم کشورهای بورژا ـ دمکراتیک غربی ثابت می کند که یکی از موفق ترین اقلیت های مهاجر در این کشورها هستند. بنابراین؛ "ژن" دیکتاتوری در خون ایرانیان وجود خارجی ندارد.
راستی؛ تئوری استبداد آسیایی مارکس که ارتباط چندانی به جامعۀ ایران ندارد. منظور مارکس بیشتر مناسبات و روابط تولیدی در هندوستان و بعضا چین است.
در آخر؛ باید اشاره کنم که نقش آگاهی بخش سایتهای ضد جمهوری اسلامی از جمله دیدگاه را نباید در شرایط کنونی دستکم گرفت، و یکی ار نقاط قوت سایت دیدگاه همین ستون نظر دهید است که سایت ار متنوع و شاداب می کند. با آروزی پیروزی!
  

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: محمد رضا.م]  [  ]  
آقای ناظر درود بر شما و سپاس از زحمات شما. کار شما بسیار مشکل است ولی ستون نظرات سایت دیدگاه که از پر بیننده ترین سایتهای سالم و مسئول خارج کشور میباشد نباید بسته شود البته توهین به افراد و سازمانها درست نیست ولی باید خیلی تیز و روشن از آنها انتقاد نمود. پیروز باشیدآقای ناظر و درود بر همه همکاران دیدگاه   

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
اقای اسماعیل وفا یغمایی گرامی با درود . من با بخشی از مطلب شما موافقم و همچنین موافقم که نه تنها نباید درب ستون نظرات سایت دیدگاه را بست بلکه باید همه ازاد باشند که هر چه در اندیشه شان میگذرد حتی اگر این اندیشه ارتجاعی و اخوند پسند هم باشد بصورت کامنت بیان کنند. حکومت های دیکتاتوری سه هزار سال است که ما را به اسارت گرفته اند و در این سه هزار سال نه تنها ما را از ازادی بیان محروم کرده اند بلکه حتی سر و زبان مان هم بار ها بخاطرگفتن یک کلمه به دستور شاه وشیخ بریدند. بنابراین حال که لا اقل در خارج و در اسارت دیکتاتور ترین و خونخوار ترین حکومت تمام این دوران سه هزار ساله نیستیم چرا نباید ازادی بیان بی حد و حصرداشته باشیم؟ تا بتوانیم از این ازادی بیان برای رهایی مردم زحمتکش و گرسنه داخل از دست رژیم و مزدوران رنگا رنگش استفاده کنیم؟. به نظر من سانسور کردن نظرات به نام توهین ویا به نام اینکه کاربر به اصل متن مقاله نپرداخته است مثل این می ماند که از نیرو های انقلابی و سرنگونی طلب خواسته شود بر ای سرنگونی رژیم بجای مبارزه مسلحانه که تنها ره رهایی است از مبارزه مسالمت امیز و ارام استفاده کنند!. ازادی بیان بی حد و حصرکاربران سایت دیدگاه می تواند درس انقلابی باشد برای سایت هائی که فریبکارانه خود را در صف اپوزیسون رژیم قرار داده اند اما دربر خورد با نظردهندگان درست مثل وزارت سانسور رژیم عمل میکنند. سایت مردمی دیدگاه به هیچ و جه نباید در مورد درج نظرات کاربران روش غیر دموکراتیک سایت های اپوزیسیون پرو رژیم را دنبال کند یعنی روش همان سایت های اپوزیسیون پرو رژیمی که زنده یاد باربد طاهری بار ها از روش غیر دموکراتیک و اخوندپسند انان انتقاد کرده بود. سانسور اولین قدم بسوی دیکتاتوری است .
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.