شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۶ تير ۱۴۰۱ - ۲۷ ژوئن ۲۰۲۲



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جاش چیست و عرفانی فرد کیست؟

سيامک دهقاني

یکی از وظایف نیروها و جریانات خواهان انقلاب و سرنگونی  اینست که؛ عوامل و طرفداران جمهوری اسلامی را در هر شکل و شمایلی که هستند افشاء و برملاء کنند. یکی از مزدوران و عوامل نیمه معروف رژیم اسلامی که در میان سایتهای بعضی احزاب کردی برو بیایی دارد  و عنوان "دکتر" زبانشناسی را یدک می کشد؛ شخصی است به اسم عرفان قانعی فرد!
این آقای قانعی فرد که متولد 1355 است و در دوران مدرسه عضو ناقابل بسیج دانش آموزی سپاه پاسداران بوده است و خیلی شیفتۀ حرفها و صحبتهای سرداران و فرماندهان سپاه؛بویژه یک آدمکش و جنایتکار حرفه ای یعنی برادر محسن رضایی فرمانده سابق سپاه و دبیر کنونی  شورای تشخیص مصلحت نظام می باشد, هر ازگاهی و صد البته بعد از وقوع یک جنایت برنامه ریزی شده توسط  رژیم اسلامی، در صحنه ظاهر می شود و با حرص و ولع خمینی واری مشغول لیسیدن چنگالهای خونین سردمداران و کارگزاران جمهوری اسلامی می شود.
جالب اینجاست که این "دکتر" عرفان قانعی فرد "دانش آموختۀ زبانشناسی"؛ سعی و تلاش فراوانی بخرج می دهد تا با تقلید از ادبیات رژیم پرست معروف، علیرضا نوری زاده ؛خودش را عاشق سرزمین پدری و منتقد قهر و خشونت نیروهای انقلابی جلوه دهد و همزمان و البته با لحنی پوشیده بدفاع  و توجیه قتل و کشتارهای انجام گرفته توسط حکومت اسلامی بپردازد.
مثلا بعد از اعدام هولناک پنج زندانی سیاسی به نامهای فرزاد کمانگر؛علی حیدریان؛ شیرین علم هولی؛فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان توسط جمهوری اسلامی در 19 اردیبهشت امسال،فورا آقای عرفان قانعی فرد به دستور سربازان بدنام امام زمان و شکنجه گران و آدمکشان وزارت اطلاعات به میدان آمد تا قتل وحشیانۀ این انقلابیون نترس را بر گردن مخالفین حکومت اسلامی بیندازد. درست بمانند پاسدار ـ بسیجی های نظام اسلامی که بعد از کشتن ندا آقا سلطان ؛ تلاش کردند آنرا بر عهدۀ نیروهای مخالف حکومت اسلامی بگذارند.
مثلا این عرفان قانعی فرد؛ در یک انشای سفارشی   و بر اساس دستورالعملهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و کلی صغری ـ کبری بافتن در وصف کردستان و جاشهای هرزه و پول دوست؛ می رود روی اصل مطلب و می نویسد:«وقتی نام یک جوان معصوم و هیجانزده و ماجراجو؛ شفیق و دلسوز را می شنوند که به خاطر هواداری و هواخواهی نام تابلوی ایشان و آرمانشهر موهوم, در شرف اعدام قرار دارد؛ قهقه مستانه می زنند و بجای انکار هویت آن دستگیر شدگان ترجیح می دهند بر سر دار بروند تا نام گروه آنان دوباره در رسانه های ایران به زبان آید»(قانعی فرد خواهان خلع سلاح کومله و دمکرات شد! مندرج در سایت بروسکه).
نویسنده در اینجا بدون هیچگونه پرده پوشی و "حفاظت گفتاری" بر اساس خط  و مشی جمهوری اسلامی؛  دلیل اعدام فرزاد و رفایش را "قهقۀ مستانۀ" نیروهای کردی معرفی  می کند. با اینکه هیچکدام از سازمانها و جریانات کردستانی در هیج کجا زندانیان سیاسی اعدام شدۀ دو هفته پیش را وابسته به خود اعلام نکرده اند. حتی عبدالرحمان حاج احمدی؛ رهبرحزب حیات کردستان (پژاک)  درگفتگو با رادیو دویچه وله(بخش فارسی زبان رادیو آلمان) ارتباط  شهدای اخیر جنبش سرتاسری خلقهای ستمدیدۀ ایران  با جریان تحت رهبری خویش را انکار کرد.
ولی این موضع گیریها برای این جاش و جیره خوار حکومت اسلامی سرمایه داران و ملاکان چپاولگر مهم نیست. زیرا چیزی که فکر او را به خود مشغول کرده است عبارت از اینست که آیا جمهوری اسلامی می تواند از این وضعیت بحرانی و نفرت انگیز خلاصی یابد یا نه؟
بنابراین مسأله مطلقا از دید عرفان قانعی فرد توضیح این واقعییت نیست که جمهوری اسلامی در خوف و هراس از جنبشهای مردم ستمدیدۀ ایران و برای ادامۀ حیات ننگین خود، لازم می داند عده ای را به بهانه های خود ساخته حلق آویز کند و بقول دادستان رژیم  در تهران؛( دولت آبادی) با توجه به مصلحت نظام یعنی منافع امپریالیسم و ارتجاع؛ مبارزان و انقلابیون ایران را ذبح اسلامی کند.
جالب اینجاست که همین فرد مزدور در چند سال گذشته و طی دیدارهای حضوری با رهبران بعضی احزاب کردی از جمله حسن زاده رهبر یکی از شاخه های انشعابی حزب دمکرات کردستان ایران؛ طوری این انسان بقول خودش علاقمند به شعر و ادب فارسی را دست انداخته بود که حقیقا آدم از خواندن آن خجالت می کشید و دلش برای رهبر کهنسال حزب دمکرات می سوخت که چنین ملعبه و بازیچۀ دست این مأمور وقیح جمهوری اسلامی شده بود. بگذریم و برویم سر اصل مطلب!
همین "دکتر" عرفان قانعی فرد که بمانند "دکتر" خل و چل محمد احمدی نژاد؛ استاد دو روبازی و عوامفریبی است در مصاحبه ای با شخصی به اسم ناصر شیخ الاسلامی در سایت کردستان امروز؛ طبق معمول همیشگی و بعد از کلی مزخرف گویی در بارۀ مسائل شرق و غرب و جنوب و شمال و مشرق و مغرب!! و کلی دفاع از سیاستهای سرکوب و ستم نظام اسلامی ، با ادبیات خاص سردار پاسدارانی چون یحیی رحیم صفوی؛ مشاور نظامی خامنه ای؛ احمد خاتمی  و امام جمعۀ بندر عباس و جزیرۀ قشم می گوید:«جمهوری اسلامی در طی جنگ با عراق؛ همواره در مذاکرات خود از احزاب کرد عراقی خواسته است با منافقین همکاری نداشته باشند؛اما هیچوقت گروههای مسلح کرد زیر تسلط مناطق اتحادیۀ میهنی کردستان را جدی نگرفتند که احساس خطری از آنها داشته باشند. .. حتی در وصیت نامۀ آیت الله خمینی اسم شان درج شده که دوباره به آب و خاک ایران بازگردند  و وقتی قاسلمو گفتگو را پذیرفت...»از سوی دیگر جریان مورد نقد و اعتراض قرار گرفت.
قانعی فرد در این مصاحبه دقیقا از ادبیات مسوءلان جمهوری اسلامی در رابطه با سازمان مجاهیدن خلق استفاده می کند و  آنها با لفظ "منافقین" مورد خطاب قرار می دهد. در میان مخالفین رژیم حتی کسانی هم که شدیدا به سیاستها و ایدئولوژی مجاهدین خلق انتقاد دارند از این واژه برای حمله لفظی به این سازمان استفاده نمی کنند. زیرا حداقل حد مرز ادبیات و بیان خود با حکومتگران حاکم را می دانند. اما این محقق قلابی و رژیم ساخته آنچنان شیفته و کشته مردۀ سپاه و بسیج است که حتی یک لحظه نیز قادر به خلاصی ذهنی از افکار و اندیشه های پاسدارمنشانه از منافع طبقۀ در قدرت که توسط مشتی لات و لوت و لمپن حفاظت می شود؛نیست!
برای همین هم هست که حمله و هجوم خمینی و نظام اسلامی در سی و یکسال پیش به دستاوردهای دمکراتیک و انقلابی  قیام سرتاسری خلقهای ایران،بویژه خلق کرد را توجیه می کند؛و  بر قراری ارتجاع هار و درنده خوی اسلامی را به سوی نیروهای انقلابی و کمونیست پرت می کند تا بیشتر مورد مهر و محبت «به پا دارندگان چوبه های دار و اعدام» در میادین شهرهای و روستاهای ایران اشغال شده؛ قرار گیرد.
قانعی فرد که در یک خانوادۀ سابقا ساواک گرا و جدیدا اسلامی گرا پرورش یافته است و دقیقا با سیاست اتهام زنی و تحربف حقایق آشناست؛ درست به شیوۀ پاسدار گوشت تلخ؛ حسین شریعتمداری در بارۀ کوملۀ آنموقع می نویسد:« عملکرد کومله در دهۀ 60 قابل دفاع نیست و در ناآرام کردن و امنیتی کردن فضازی کردستان متهم هستند و آسیب های زیادی به مردم کردستان وارد کرد... بنا به دستور سیا، عراق از آنان بعنوان نیروی اپوزیسیون ایرانی حمایت می کرد اما جمع آوری اطلاعات از  نیروهای ایرانی تخستین مأموریت کومله بود»!!!
منتها؛ همکاری تنگاتنگ وی با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای متهم کردن دیگران به کارهای نانکرده ؛مأموریت و انجام وظیف نام ندارد و اسمش هست بیان "حقایق" به شیوۀ آفت الله مکارم شیرازی و احمد جنتی دامت افاضاته!! تا برای توجیه ستم ملی در ایران کثیرالمله؛ مبارزۀ مسلحانۀ و بر حق کومله در در دهۀ 60 را عامل بدبختی مردم کرد معرفی کند. بدبختی این است که بعضی جریانات و شخصیتهای ؟؟ کرد بعلت فرصت طلبی و کاسبکاری سیاسی شان هنوز که هنوز طوری از این مزدور اسم می برند و به گونه ای از او حرف می زنند که حقیقتا چندش آور است. البته از کسانی که بخاطر منافع طبقاتی خود و به بهانۀ اصلاحات رژیمی مدتی بدنبال خاتمی و چند جاش لمیده در اصطبل شورای اسلامی روان بودند؛ا بوسیدن سر و کلۀ  "کاک عیرفان" هم بعید نیست!
لازم به یاد آویست که پدر عرفان یکی از فرمانداران زمان شاه در یکی از شهرهای کردستان بوده است که بعد از سرنگونی شاه پروندۀ همکاری او با ساواک رو می شود لو می ورد؛ ولی بخاطر همکاری با جمهوری اسلامی و قبول حکومت جدید تبرئه می گردد و فرزند دلبندش را با عشق به نظام اسلامی بار می آورد و تمام فن و فوت مرده خوری و زنده بودن به  هر قیمت را به او می آموزد، بدینسان، عرفان به بسیج دانش آموزی می پیوندد و با نفرت  و کینۀ عمیقی از هرگونه تغییر و تحول انقلابی گریزان می شود.  به همین خاطر یکی ازالگوهای سیاسی این "دکترای زبانشاسی" کاک جلال طالبانی است که در نوکری و سرسپردگی به محافل امپریالیستی و همزمان چابلوسسی و خوش خدمتی به نظام اسلامی؛ نمونه و همپا ندارد و در لجنزار سیاستهای ارتجاعی و خودفروشی تک تک است! 
الغرض، وی در رابطه با جنبشهای رهایبخش خلقهای ستمدیدۀ ایران که با شدت و حدت تمام در سطح و عمق جامعه جریان دارد و رژیم  و پاسدارانش را به ستوه در آورده است؛ با لحنی خامنه ای آسا می پرسد:« کدام جنبش؟ من دنبال خام حکومت کردی نیستم»؟ اما ایشان بدنبال سیاستهای سرکوبگرایانۀ جمهوری اسلامی هستند.
اصلا معلوم نیست که اگر در ایران جنبشی وجود ندارد و خلق کرد نیز بمانند دیگر خلقهای ایران در راستای سرنگونی نظام اسلامی و در هم شکستن تمامیت ارضی اجباری حرکت نمی کند؛ پس چرا این موجود حقیر و بی مقدار اینگونه بر علیه آن لجن پراکنی و سم پاشی می کند؟!به هرحال؛ من فکر می کنم جریانات و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در نقد و افشای دوستداران و عاشقان مستقیم و غیر مستقیم رژیم خیلی کم کاری و سهل انگاری می کنند. عزیزان باور کنید! افشای نظریه پردازان و توجیه کنندگان نظم موجود؛,بخشی از مبارزۀ سرتاسری و واحد بر علیه جمهوری اسلامی وابسته به امپریالیسم است. در این زمینه کم کاری نکنید! هرگونه کم کاری در این زمینه یعنی طولانی کردن عمر حکومت اسلامی دزدان و آدمکشان حرفه ای!         

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
سيامک دهقاني:



[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
من از آقای فرزین خوشچین به خاطر یکی گرفتن او با "فرزین" بدون نام خانوادگی؛ معذرت می خواهم. علیرغم توضیح فرزین خوشچین و اینکه او هیچ وجه مشترکی با فرزین اروپایی ندارد، اما تاکنون فرزین که با تمام وجود از شخصیت و کرامت نداشتۀ عرفان قانعی فرد رژیمی دفاع کرده و می کند، ننوشته است که او نیز فرزین خوشچین نیست. در ضمن،افشای عوامل مستقیم و غیر مستقیم جمهوری اسلامی یکی از وظایف هر فرد و جریانی انقلابی و سرنگونی طلبی است که از حکومت سنگسار، کشتار؛ ترور و ضد انسانی حاکم بر خلقهای ایران حمایت می کند.   

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
حضرت جناب ارسال کننده: اولا دلیل اشتباه گرفتن فرزین پامنبری اخوندها با اقای فرزین خوشچین از طرف ما و چند نفر دیگر فریبکاری خود فرزین بود که مانند گذشته سعی کرده بود که خود را درپشت نام فرزین خوشچین پنهان کند. همچنانکه در سایت های دیگرهم با همین ترفند کامنت می نوشت. دوم . حضرت عالی اگر به قلم و اندیشه اقای فرزین خوشچین که قبلا در همین سایت دیدگاه کامنت می نوشت و فعلا در یکی از سایت های اپوزیسیون پرو رژیم کامنت می نویسد اشنا بودی می دانستی که قلم و اندیشه هر دو فرزین زیاد هم از یکدیگر متفاوت نیستند !. هردو فرزین به شدت ضد چپ مترقی و انقلابی و ضد نیروی های سرنگونی طلب که به مبارزه مسلحانه برای سرنگونی رژیم اعتقاد دارند هستند . هر دو فرزین ضد مجاهدین و سران انها هستند و تنها با جدا شدگان مجاهدین رابطه خوبی دارند . هر دو فرزین طرفدار مبارزه اخوند ساخته مسالمت امیز هستند. هر دو فرزین مخالف افشاگری های هنرمندان متعهد و مردمی و تبعیدی در باره شبه هنرمندان رژیم هستند . هر دو فرزین کم و بیش از جریانات خائن حزب توده و اکثریت حمایت میکنند. اما تنها فرق شان این استکه فرزین تا انجا پیش رفته که او هم مانند شما حضرت ارسال کننده ! افشا گری ها در باره پاسداران سیاسی رژیم امثال قانعی فرد را توهین و تهمت ولجن پراکنی می خواند!. در پایان جناب ارسال کننده این شما هستند که به کاربران اگاه دیدگاه که عوامل و مزدوران رژیم را افشا میکنند توهین و لجن پراکنی میکنید کامنت های اخوند پسند شما چه در رابطه با مزدور مورد علاقه تان قانعی فرد و چه در مورد توهینی که به اقای عرفانی مبارز شجاع کرده بودید هنوز رو سایت دیدگاه دیده میشود والا کامنت ها و مطالب افشاگرانه ما که شما را اشفته کرده است همان مطالبی هستند که بارها نویسندگان و هنرمندان مترقی و مردمی امثال . علی ناظر . بصیر نصیبی . کورش عرفانی . مسلم منصوری. باربد طاهری .مینا اسدی . لیلا قبادی .گیسو شاکری و.. نوشته اند و می نویسند. بنابراین بجای این گونه قر های دموکراتیک دادن و افشا گری های مردمی را توهین وتهمت و لجن پراکنی !خواندند اگر سند و مدرکی در مزدور نبودن این عوامل و پاسداران سیاسی و هنری و فرهنگی رژیم دارید رو کنید ا. تا سیه رو شود هر که در او غش باشد .   

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزي]  [  ]  
نیمای عزیز عرض به حضور شما، در حقیقت منظورم این بود برای کسی که سعي نمی کند بطور منطقی تبادل نظر کند، بحث را هم فردی می کند، بهتر است آدم سکوت کند، چون شما هر چه دلیل و برهان بیاورید؛ نتیجه ای ندارد. شاد و پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 29 May 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
درود بر شما آقای سیامک دهقانی

کاربران دیدگاه تمام حرف و حدیث های جنابعالی و همزبان تان حضرت آقای نیما Nima را تحمل کردند.

حالا که معلوم شد هردوی شما اشتباه فرمودید که نظرات شخص دیگری را به آقای «فرزین خوشچین» (که قلم و اندیشه اشان متفاوت است)، نسبت دادید ــ سئوال این است:
آیا نباید به خاطر اینگونه قضاوتهای شتابزده از کاربران دیدگاه عذرخواهی کنید؟ یا این پوزش را دون شأن خود میدانید؟

ستون نظرات سایت دیدگاه بسیار آموزنده است، بخصوص که تراوشات ذهنی کسانی را که فقط بلدند قر بزنند و نفی کنند، منتشر میکند. کسانیکه بی حرفی هایشان را با پُرحرفی جبران میکنند.

امیدوارم جناب آقای نیما(و نیما ها) به جای نفی و تخطئه دیگران، خودشان مقاله بنویسند و در دیدگاه منتشر کنند.
  

[تاریخ ارسال: 28 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
اقای علیرضا تبریزی گرامی با درود: من بر خلاف شما معتقد به سکوت در برابر رژیم و عوامل ریز و درشتش و پا منبری های رژیم امثال فرزین نیستم . چون معتقدم مبارز ه برای سر نگونی رژیم از مبارزه و افشای عوامل رژیم وکسانی که بعد ۳۱ سال جنایت رژیم و مزدورانش همچنان فریبکارانه از این عوامل مزدور حمایت میکنند جدا نیست. در ضمن در همین جا میخواستم از مسئولین سایت دیدگاه و مسئول ستون نظرات دیدگاه برای درج نظرات بسیار طولانیم سپاسگزاری کنم . سایت دیدگاه بر خلاف سایت های اپوزیسیون پرو رژیم که بیشتر نظرات کاربرانش را سانسور میکند تا کنون هر گز نه تنها به این روش ضد دموکراتیک و ضد مردمی معتقد نبوده بلکه حتی نظرات غیر دموکراتیک و غیر مردمی هم که بر خلاف ارزش هائی انسانی سایت دیدگاه می باشد واصولا سایت دیدگاه برای مبارزه و افشای اینگونه نظرات ارتجاعی افریده شده درج میکند. زنده باد ازادی بیان . شاد و موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 28 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
علیرضا تبریزی گرامی! من هم با تو موافقم. در قبال این رژیم دوست سکوت بهتر از هر چیزی است!   

[تاریخ ارسال: 27 May 2010]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
با درود به آقای سیامک دهقانی و نیما، بهترین جواب به آقای فرزین؛ سکوت است. کسی که ادعای چپ بودن دارد و در لفافه کلام اسلام " جمهوری اسلامی" را قبول می کند؛ اما با اسلام مجاهدین مشکل دارد، به نظر من بیشتر مشت در هاون کوبیدن است؛ بحث با ایشان جز اتلاف وقت چیز دیگری ندارد.   

[تاریخ ارسال: 27 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
فرزین . تو درست مانند ان بسیجی فکر میکنی که بعد از اینکه تمام جنایات خمینی را که تا ان زمان نمیدانست برایش افشا کردند میگوید: من از خمینی حمایت نمی کنم! تنها از شخصیت امام به عنوان یک انسان دفاع میکنم!. حال نمونه واقعی اش تو هستی که با فریبکاری بعد از اینکه به ماهیت ضد مردمی قانعی فرد پی بردی حرف همان بسیجی را میزنی! و میگوئی که من تنها از شخصیت انسانی او دفاع میکنم!. ادم حسابی! کسی مانند قانعی فرد که از یک رژیم تروریستی و سران ان رژیم حمایت میکند وبا افتخار در کنار سران ادمکش رژیم که دستشان به خون هزاران نفر از بهترین فرزندان این سرزمین الوده است می ایستد و عکس یادگاری می اندازد دیگر انسان نیست که شخصیت داشته باشد! او یک تروریست و همکار ادمکشان است. بنابراین کسی که برای مقام انسانی خودش ارزش قایل نیست تو دیگر کاسه داغ تر از اش باید باشی که از مقام انسانی نداشته این مزدور دفاع کنی؟. تازه تو در همین ژست دموکراتیکی هم که میگیری نسبت به انچه که میگوئی رو راست نیستی؟ والا چرا بین این همه انسان تو تنها به فکر دفاع از شخصیت انسانی یک مزدور افتاده ای؟ چرا از مقام انسانی ان ۳۵۰۰ نفر مبارز مجاهد در کمپ اشرف دفاع نمی کنی؟ چرا از مقام انسانی بیش از صد هزارنفر جانباخته در ۳۰ سال گذشته توسط رژیم ضد انسانی جهموری اسلامی دفاع نمیکنی؟ چرا از مقام انسانی ندا و سهراب و ترانه ووو دفاع نمیکنی ؟. البته همه میدانند که چرا ازمقام انسانی این انسانهای والا دفاع نمیکنی زیرا همانگونه که نوشتی و رژیم سالها در مغزت کرده است فکر میکنی: که این انسانهای خشونت کردند و حق شان بود که کشته شوند!. تو با وقاحت تمام افشا گری در مورد مزدورانی امثال قانعی فرد که واقعیت دارد و اولین وظیقه هر انسان اگاه و با وجدانی می باشد را ترور شخصیت می نامی؟. تو اصلا کی هستی و کدام صلا صیت وتجربه وعملکرد به تو اجازه میدهد که در باره رهبران کبیر جنبش کمونیستی ایران در سالهای ۵۰ و ۶۰ نظر دهی؟. کی گفت که تو چپ و کمونیست هستی؟ چپ و کمونیست کجا؟ و تو کجا؟. تو با این گونه تفکر راست و اخوند پسند و حمایتی که از مزدوران رژیم میکنی در جایگاهی نیستی که بتوانی ازعملکرد مجاهدین انتقاد کنی . تنها افراد و نیرو هائی حق انتقاد از مجاهدین را دارند که خودشان در صف اول مبارزه با رژیم و مزدورانش باشند.
  

[تاریخ ارسال: 26 May 2010]  [ارسال‌کننده:  فرزین]  [  ]  
نیما، شما ادعا میکنی‌ که کمونیست دو اتشه هستی‌ و هیچکس و هیچ چیزی را قبول نداری الا حکومت کارگران جهان را!! من هم گفتم شما که انقدر مدعی هستی‌ چرا از مجاهدین که یک نیروی مذهبی معتقد به حجاب هستند و رهبر عقیدتی‌ هم دارند و رهبرشان هم به فرمایش آقای ابریشمچی فقط به خدا پاسخگو هست و بازار آزاد را هم قبول دارند و مالکیت خصوصی را هم پذیرفته اند و جامعه بی‌ طبقه توحیدی را هم پاک فراموش کردند و ... حمایت میکنی‌؟؟؟ فقط برای اینکه معتقد به مبارزه مسلحانه هستند!!!! هر چند که الان حدودا ۲۲ سال است دست به اسلحه هم نبرده اند یعنی‌ هم حکومت صدام حسین و هم حکومت فعلی‌ دیگر اجازه به آنها ندادند و این به این معنی‌ است که مجاهدین هیچ استقلال سیاسی از خود ندارند!!! البته طبیعی است وقتی‌ در خاک کشور همسایه باشی‌ باید از آنها اجازه بگیری و آنوقت شما همین سئوالات را از من میپرسید!!! من که کمونیست نیستم من کجا ادعا کردم کمونیستم، حداقل این را باید بگویم که کمونیست مدل ایرانی نیستم چون از دید من هیچ ایرانی تا به امروز کمونیست نبوده و فقط ژست کمونیست بودن را گرفته مانند شما و آقای دهقانی و کسان دیگر. زیرا شما از انقلابی‌ بودن و کمونیست بودن فقط شعار و فریاد و توهینش را یاد گرفته ایی و دیگر هیچ، برای همین است که بین طرز فکر یک کمونیست اروپایی یا استرالیایی و دیگر کمونیستهای دنیای غرب با کمونیستهای شرقی‌ ماند ایرانیان و کشورهای اسیای جنوب شرقی‌ و خاور دور و امریکای لاتین سالهای نوری فاصله است!!!! شماها مذهبی‌ مثلا کمونیست هستید. من در اینجا از عرفان قانع فرد حمایت نکردم بلکه از شخصیت یک انسان دفاع کردم که شما‌ها همیشه آن را به بهانه‌های مختلف لگد مال کرده اید، هر کس با شما نبوده یا شده بورژوا یا شده ارتجاع و یا شده امپریالیست و سرمایه دار یا شده ساواکی یا شده ..... وقتی‌ هم به این شکل شخصیتها را تخریب می‌کنید در حقیقت به خودتان مجوز میدهید برای دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان همه را از بین ببرید حال میخواهد مجید شریف واقفی باشد یا صمد لباف یا خلیل ملکی باشد یا ..........   

[تاریخ ارسال: 25 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
اقای فرزین : همانگونه که رفیق گرامی سیامک دهقانی گفتند تو ممکن است فرزین خوشچین باشی و ممکن هم هست که نباشی! اگر چه خود فرزین خوشچین چندین باردرسایتی که کامنت میگذارد از اینکه شخص دیگری هم بنام فرزین کامنت می نویسد به مسئولین ان سایت شکایت کرده بود! بهر حال همانگونه که قبلا نوشتم مهم نیست که افراد با چه اسمی کامنت می نویسند . مهم دید و عملکرد افراد است. اولا اینکه من با اینکه یک فعال چپ ضد دین و مذهب هستم وبا ایدئولوژی مذهبی مجاهدین و عملکرد هایشان در ۲۵ سال گذشته مشگل دارم اما هیچگاه مجاهدین را در صف ضدخلق ندانسته وهمواره از سازمان مجاهدین و اعضای ان در برابر رژیم ضد خلقی جمهوری اسلامی و مزدورانش حمایت کرده و میکنم. : تو از من که یک چپ هستم انتقاد میکنی که چرامن از سازمان مجاهدین که هم بازار ازاد را به رسمیت می شناسد وهم مالکیت خصوصی راقبول دارد حمایت میکنم! من دلایل حمایتم از مجاهدین نوشتم و حال میخواهم همین سئوال را به تو حوله دهم! تو که مخالف بازار ازاد و مالکیت خصوصی هستی پس چرا از مزدوران رژیم امثال قانعی فرد و طالبانی و بقیه که همه این مزدوران نه تنها مخالف بازار ازاد نیستند بلکه از مجاهدین هم مذهبی ترند حمایت میکنی؟ . یعنی به نظر تو مجاهدین دیگر انقدر بدبخت و ضد انقلاب شده اند که تو عوامل و مزدوران رژیم امثال قانعی فرد که دستشان به خون الوده است را به انان ترجیع میدهی ؟.هر کس حق دارد که مخالف مجاهدین و ایدئولوژی انهاباشد اما زمانی که مخالفت کننده ضمن حمله به مجاهدین از عوامل رژیم حمایت میکند انوقت است که همه میدانند که طرف ریگی در کفش دارد و اگر ان فرد عامل رژیم نباشد مسلما شخص نا اگاه و فرصت طلبی است. تازه به نظر من افراد و نیرو هائی تنها حق انتقاد از مجاهدین را دارند که خودشان چپ تر و انقلابی ترو خواهان سرنگونی کل رژیم باشند و در صف اول مبارزه با رژیم قرار داشته باشند!! که شما نیستید!. در پایان در رابطه با ادب و نزاکت! باید بگویم که من همیشه ارزش اخلاقی و ارزش انسانی خود را در برابرانسانهای اگاه حفظ کرده و میکنم با وجود این اگر کامنت های خودرا یک بار دیگر مرورکنید می بینید که این شما بودید که برای اولین بار و بدون شناختی از من مرا بدون ادب و نزاکت پامنبر صدا کردید!.

ا
  

[تاریخ ارسال: 25 May 2010]  [ارسال‌کننده:  فرزین]  [  ]  
نیما، تکلیفت را مشخص کن اگر یک کمونیست دو آتش سرخ انقلابی‌ هستی‌ که در همه جا و هر زمانی با امپریالیسم میجنگی و مذهب را افیون توده‌ها میدانی‌ دیگه از مجاهد طرفداری کردنت چیست؟؟؟!!!! مجاهد کلمه مذهبی‌ است که به شخصی‌ اطلاق میشود که برای خدا جهاد می‌کند. و شما که قاعدتا یک مارکسیست لنینیست هستی‌ و به ماتریالیسم دیالکتیک معتقدی نباید دنبال مجاهد و مذهب روانه شوی!! آنهم مجاهدی که بازار آزاد را به رسمیت شناخته و در مصوبه شورای ملی‌ مقاومت بر مالکیت خصوصی تاکید کرده است!!!!! آخه چه کمونیستی هستی‌؟؟ ضمناً آقای گرامی‌ دشمن رژیم جمهوری اسلامی بودن به شعار دادن و دشنام و توهین و فریاد زدن نیست. مقداری آگاهی‌ اجتماعی هم لازم است مقداری ادب و نزاکت هم واجب است که امثال شما از آن بی‌ بهره اند فرزین   

[تاریخ ارسال: 25 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
من از کسانی که شناخت بهتر فرزین علاقه دارند، درخواست می کنم به بخش «نظر دهید» نوشتۀ فرزین خوشچین با عنوان "چرا آنها خود و دیگران را محکوم کردند؟" مراجعه کنند و "ادبیات" آنها را با "کامنت"های ایشان در اینجا مقایسه نمایند و خود قضاوت کنند. اگر به مقالۀ ترجمه شدۀ "فردیناند لاسال" مراجعه کنید و به آخر آن برسید؛متوجه می شوید که مقالۀ "چرا آنها...؟" در پایین صفحه قرار دارد.   

[تاریخ ارسال: 25 May 2010]  [ارسال‌کننده:  فرزین]  [  ]  
به نظر من پاسخ (این سئوال را که چرا هنوز رژیم اسلامی در ایران حاکم است ؟) باید در بودن افرادی مانند سیامک دهقانی و امثالهم در اپوزیسیون دانست که امثال این آقا با شعارهای اولترا چپ‌شان دقیقا آب در آسیاب رژیم ایران می‌ریزند!!! آقای سیامک دهقانی که اذعان کرده بود سالهاست در دوران تنفس به سر میبرد و جنگ مسلحانه را فعلا سالهاست که کنار گذاشته است و نفسی تازه می‌کند کاری ندارد جز ایراد توهین و تهمت و افترا به دیگران و در این وادی به ساختن داستانهای تخیلی‌ میپردازد و با این کار هم کلی‌ ذوق می‌کند که دارد به پرولتاریای جهانی خدمت می‌کند!!! آخرین شاهکار ایشان ساختن داستانی‌ است که بنده حقیر را با جای شخص دیگری معرفی می‌کند و تا میتواند به‌ آن شخص بی‌ احترامی و توهین می‌کند و در این راه حتی یک لحظه هم درنگ نمیکند که شاید %۱ هم خطا کرده باشد بلکه با ایمان یک مومن به الله هیچ خطا و اشتباهی از ایشان سر نمیزند!!! ولی‌ واقعیت انست که امثال آقای دهقانی دیگر چیزی در چنته ندارند که در موردش صحبت کنند جز همین ایراد توهین و تهمت. حال میخواهم بگویم که من اصلا آقای فرزین خوشچین را نمیشناسم که کی‌ هستند و اصلا نمیدانم ایشان وجود خارجی‌ دارند یا نه؟؟!! حال چون نام من فرزین است پس من همان شخص مورد نظر آقای دهقانی هستم!!! قدیمها می‌گفتند که هر کس که سبیل داره که بابای توی نمیشه!! حالا باید به آقای دهقانی گفت هر کس که فرزین نام داره که آقای خوشچین نمیشه!!! آقای دهقانی اگر تحلیلهای سیاسی و مبارزات چندین ساله مسلحانه شما هم مانند این داستان آقای خوشچین باشد باید تاسف خورد به حالتان که اینهمه سال بی‌ فکر و تفّکر و تعقل سپری کردی حداقل یه مقدار درصد خطا را برای خودت قایل شو اگر هم فکر میکنی‌ که یک کمونیست مومن و کاملی هستی‌ که بایا عرض کنم مبارک است فرزین []   

[تاریخ ارسال: 25 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
به به جناب فرزین خان پامنبراخوندها! پس چرا اسم فامیلت در اینجا ننوشتی؟ شاید با این گونه کامنت های اخوند پسندی که می نویسی خجالت میکشی اسم فامیلت کسی بد ونه؟. در دنباله افشاگری های مردمی رفیق گرامی سیامک دهقانی در مورد فرزین وضدیت غیر باورنکردنی این شخص با نیروهای چپ و مجاهد باید اضافه کنم که ضدیت فرزین تنها به نیروهای چپ و انقلابی ایران خلاصه نمیشود بلکه خشم و کینه غیر انسانی فرزین شامل تمام نیروهای چپ و کمونیستی که درهرگوشه از دنیا در صد سال گذشته اسلحه بدست گرفته اند وبرای رهایی زحمتکشان از ظلم وستم حکومت های فاشیستی به مبارزه مسلحانه رو اوردند هم میشود! برای مثال فرزین در یکی از کامنت هایش که در یکی از سایت های اپوزیسیون پرو رژیم درج شد با وقاحت چه گوارا را که به تائید بیشتر روشنفکران و متفکران مترقی دنیا کامل ترین انسان قرن بیستم نامیده شده است را تنها بخاطر مشی مبارزه مسلحانه ای که چه گوارا برای رهایی انسانها باور داشت اورا یک تروریست نامید!. شما اگر خوب دقت کنید می بینید که اقای فرزین در همین اخرین کامنتش در مورد طالبانی مزدور جمهوری اسلامی و امپریالیسم با سفسطه و فریبکاری درجواب من که نوشته بودم اگر طالبانی مزدور رژیم نیست پس چرا مرتب به جمهوری اسلامی رفت و امد میکند ؟. می نویسد: پس چاوز و لولا و اردو غان هم که به ایران رفتند مزدوررژیم هستند؟. اقای فرزین تو واقعا فکر میکنی با دسته کوران طرفی؟ مگر چاوز و لولا و اردوغان مانند طالبانی مزدور امپریالیسم هستند ویا مانند طالبانی از طرف امپریالیسم به رئیس جمهوری کشورشان گماشته شده اند؟. ایا اگر به گفته تو رژیم با امریکا در یک جنگ واقعی است ! پس این چگونه جنگ واقعی می باشد که امریکا تمام مزدورانی که در عراق سر کار گماشته امثال طالبانی مالکی و..همان مزورانی هستند که سالها در ایران زندگی کردند و کاسه لیس اخوند ها بودند؟ .تفکرامروز فرزین در مورد ماهیت ضدمردمی رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی هنوزهمان تفکر ۳۱ سال پیش توده ای ـ اکثریتی خط امام است که میگفتند و می نوشتنند رژیم جمهوری اسلامی ضد امپریالسم است! حال بعد از ۳۱ سال با اینکه این جریانات خائن هنوز کاسه لیس اخوندها هستند امااندکی به خیانت خود پی برده اند و دیگر نمی گویند که رژیم اسلامی ضد امپریالیسم است اما اقای فرزین ول کن نیست و هنوز بعد از ۳۱ که ماهیت وابسته رژیم برای حتی بچه های دبستانی هم ثابت شده و همچنین در زمانی که هرروزاز هرگوشه دنیا توسط خبرگزاری ها خبراز مذاکره و گفتگو و نشست و برخاست و معامله و زدو بند رژیم با اربابان غربی اش منتشر میشود می نویسد: رژیم با کشور های غربی در حال یک جنگ واقعی است!. یعنی این اقا کاسه داغ تر از خود رژیم شده است! ازدیگر فریبکاری های اقای فرزین اینکه این اقا در حالی که با تمام قوااز عرفان قانعی فرد مزدور رژیم اسلامی حمایت میکند از رفیق سیامک انتقاد میکند که چرااو واژه مذهبی شهید را بکار برده است!. یکی نیست به این اقای فرزین بگوید: حمایت از هر کدام از مزدوران رژیم به معنای حمایت از کل رژیم و حمایت از جنایات رژیم محسوب میشود. حمایت از مزدوری بنام قانعی فرد یعنی حمایت از تمام اوباشان بسیجی و پاسدار و همچنین حمایت از ان دسته اوباشانی که بدرک واصل شدند ورژیم نام گندشان به اسم شهید به روی هرکوچه و خیابان گذاشته است.از دیگر افاضه های اقای فرزین در موردکشتار رژیم در کردستان اینکه ایشان با وقاحت خشونت! نیرو های انقلابی راباعث کشتار رژیم در کردستان میداند یعنی درست همان حرفی که خمینی جلاد و خلخالی ادمکش زدند وباز درست همان حرفی که ۳۱ سال است که سران رژیم می زنند!. اقای فرزین : من و رفقا اگر هیچ کار و فعالیتی هم در خارج در ۳۰ سال گذشته انجام نداده باشیم اما با سر بلندی میتوانیم بگوئیم که مانند شما نه از رژیم ادمکش اسلامی ومزدورانش حمایت کردیم ونه با تواهم پراکنی رژیم منفور و وابسته اسلامی را در جنگ واقعی با غرب! صدا کردیم . سایت مردمی و مترقی و سرنگونی طلب دیدگاه با کار بران اگاهش قصد کرده اند که عوامل و مزدوران رژیم منحوس اسلامی را در هر کجا که هستند افشا کنند.
  

[تاریخ ارسال: 24 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
می خواستم به عرض رفیق نیما و دیگر رفقایی که با تمام وجود از جمهوری اسلامی وابسته به امپریالیسم نفرت دارند، برسانم که این آقای فرزین "کامنت نویس"، همان فرزین خوشچین است. این آقای فرزین خوشچین در دهۀ 80 میلادی و 60 خورشیدی به شوروی آنموقع تشریف می برند و بقول خودش در رشتۀ علوم سیاسی و خبرنگاری مشغول تحصیل می شود. فرزین با اینکه به قول خودش در مسکو با پس مانده های حزب توده و اکثریت کار تشکیلاتی نمی کرده است، اما با آنها مراوده و رفاقت داشته است و در مکتب آنان زیاد آموخته است!
اینرا از رفتار و کردار ایشان بخوبی می توان فهمید. حتی این عالیحناب فرزین که سمپاتی عجیبی به عرفان قانعی فرد که رسما از جمهوری اسلامی دفاع می کند؛ دارد،در جایی در بارۀ زندگی سخت و مشقت بار خود در مسکو نوشته بود و حتی، اشاره نموده بود که در آنجا شخصا شلوارش را رفو می کرده و کفشهایش را وصله پینه می نموده است و و با این حرفها، حقیقتا دل سنگ بیایان را آب می کند. کلا، یکی از خصوصیات این فرزین خوشچین اینست که به هنگام دفاع از عوامل جمهوری اسلامی خیلی دقیق و حواس جمع است و مو را از ماست بیرون می کشد؛ اما هنگامیکه موضوع دفاع از حق و حقوق مخالفین سرنگونی قهر آمیز و انقلابی رژِیم بمیان می آید؛ این شخص علاقمند به فرهنگ "دمکراسی" شمشیر چوبین خود را از روی می بندد و با لحنی تند و تیز دشمنان نظام اسلامی را زیر ضرب می گیرد.
تازه؛فرزین خوشچین علاوه بر رفو و وصله پینه کردن لباسها و کفشهایش؛ در وصله پینه کردن و بزک نمودن چهرۀ دوستداران حکومت اسلامی نیز، تخصص ویژه ای دارد،در ضمن از پاسخ دادن به سوالات مشخص نیز تبحر خاصی دارد. مثلا من از او پرسیده بودم که آیا حاضر است از واژۀ رژیم ساختۀ "منافقین" برای نام بردن مجاهدین خلق استفاده کند(کاری که قانعی فرد کرده بود)؛ ولی فرزین بجای گفتن آری یا نه! رگبار فحش و ناسزا را بسته بود به مسعود رجوی و نشان دادن نفرت ذاتی خود از او. خوب شاید اینهم نوعی از پاسخ دادن غیر مستقیم و در قالب ادبیات توده ای ـ اکثریتها باشد؛ولی هیچ ربطی به صراحت لهجه و رک گویی روسها ندارد.
بد نیست به اطلاع رفیق نیما و دیگر رفقای گرامی عرض کنم که همین فرزین خوشچین در کامنتی بتاریخ 13 اسفند 1387 یعنی حدود 2 سال پیش که در رابطه با مقالۀ علی اکبر شالگونی(برادر محمد رضا شالگونی رهبر راه کارگر) نوشته شده بود، بطور غیر مستقیم ارتباط خود با تشکیلات اکثریت را برملاء کرده بود. آقای فرزین در "کامنت" دو سال پیش خود چنین می نویسد:" اولا من خودم از یکی از رفقای قدیمی که نمی توانم نامش را بیاورم؛ شنیدم که می گفت اگر رفیق همایون را فرخ (همان فرخ نگهدار معروف رژیمی ـ توضیح از س.دهقانی)لو نمی داد؛ اوضاع طور دیگر می شد" حداقل، ما امیدواریم خوشچین حداقل بگوید همایون کی بود و چرا فرخ نگهدار او را به کشتن داد.
خوشبختانه در فرهنگ طرفداران جنبش نوین کمونیستی ایران،چابلوسی و کاسه لیسی جایی از اعراب، ندارد. همه با هم رفیق و همدل هستند.

  

[تاریخ ارسال: 24 May 2010]  [ارسال‌کننده:  فرزین]  [  ]  
به‌ به‌ جناب پا منبر نیما خان خوش آمدی به بحث، هر چند بحثی‌ که میکنی‌ بحث نیست یک مشت تهمت وتوهین است ولی‌ به هر حال به شما خوش آمد میگم و امیدوارم که سلاحت را که داری با آمریکا و امپریالیسم و ارتجاع میجنگی یک لحظه غلاف کنی‌ و به تعقل و تفکر بپردازی تا سخنان بی‌ ربط نگویی!! از سخنان شما پیداست که از سیاست فقط شعار را میدانی‌ و بس، شما فرمایش کردی چون جلال طالبانی به ایران رفت و آمد دارد پس مزدور رژیم ایران است در نتیجه میشود از سخن شما اینگونه نتیجه گرفت که هر نخست وزیر یا رئیس جمهوری که به ایران میرود مزدور رژیم ایران است !!! عجب فرمایش گوهر باری، لولا دسیلوا و رجب طیب اردوغان و چاوز و... همه مزدوران رژیم اسلامی هستند!!! خوب پس تکلیف روشن است رژیم اسلامی ایران توانسته نیمی از سران کشورهای دنیا را مزدور خود قرار دهد!!!! لطف کن برای خوانندگان این سایت توضیح بده که امپریالیسم چیست که هم آمریکا سگ‌ زنجیری انست و هم رژیم اسلامی ایران!!؟ و باز هم لطف کن توضیح بده که شما هم مانند آقای سیامک دهقانی دوران تنفس را میگذرانی یا در کوه و جنگل مشغول جنگ مسلحانه با رژیم ایران هستی‌ یا شاید هم جنگ چریک شهری را داری گسترش میدهی‌ و توده‌ها را آگاه و بیدار میکنی‌!!؟؟ کسی‌ که اینهمه شعار میدهد باید مقداری عمل هم داشته باشد، شما در کدام جبهه اسلحه به دست داری و دشمنان خلق را به سزای اعمالشان میرسانی ؟؟!!!!   

[تاریخ ارسال: 24 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
خانم هاله از چه زمانی در نزد شما افشای پاسداران سیاسی و فرهنگی وهنری رژیم تهمت و توهین و لجن پراگنی به حساب میامده؟ . اگر واقعا ریگی به کفش ندارید و برای لجن پراگنی نیامده اید فقط نام یک نفررا ذکر کنید که از عوامل رژیم نبوده و من بیخودی به او تهمت زده ام.؟ واقعا که خلایق هر چی لایق
  

[تاریخ ارسال: 23 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
من نمیدانم این فردی که به نام فرزین در اینجا چنین کامنت اخوند پسندی را نوشته همان اقای فرزین خوشچین کاربر پیشین و مقاله نویس فعلی سایت دید گاه میباشد و یا فرزین دیگری؟ اما اقای فرزین خوشچین با اینکه در گذ شته با نیروهائی که خواهان مبارزه مسلحانه با رژیم هستند تضاد داشت اما مثل این فرزین ادم بی سوادی نبود!. بهر حال اصل بحث و انتقاد ما در اینجا در رابطه با دید و عملکرد افراد است نه نام ویا شخیصت اجتماعی انان. اگر کسی کامنت بی سروته فرزین را که در ان نه تنها یک کلمه به جنایات روزانه رژیم اشاره نشده بلکه تمام کامنت به حمایت از رژیم و فحاشی به نیروهای چپ وانقلابی پرداخته بخواند فورا بیاد لجن نامه های رژیم می افتد. فرزین با نا اگاهی تمام و مثل اینکه تازه از خواب زمستانی بیدار شده باشد می نویسد: اخر مگر میشود جلال طالبانی هم مزدور امپریالیسم باشد هم کاسه لیس جمهوری اسلامی؟:. باید از این اقا پرسید چرا نمیشود؟. اولا اینکه هر دو رژیم جمهوری اسلامی و رژیم عراق هردو سگ زنجیری امپریالیسم هستند . دوم خود طالبانی از ۲۵ سال پیش که با پول و اسلحه رژیم شروع به ترور نیروهای انقلابی ایران در کردستان عراق کرد بارها اعتراف کرده که او از رژیم اسلامی حمایت میکند واز رژیم پول و اسلحه دریافت میکند. سوم یک نفر باید از فرزین بپرسد: اگر به گفته تو جلال طالبانی تنها مزدور امپریالیسم است وباز به گفته تو رژیم جمهوری اسلامی با امریکا در یک جنگ واقعی بسر میبرد پس چرا طالبانی مزدور امریکا مرتب به دیار جمهوری اسلامی رفت و امد میکند و با سران جمهوری اسلامی که بازبه گفته تو با امریکا در جنگ هستند نشست و بر خاست میکند؟. یکی دیگر ازجملات قصار فرزین در کامنتش که حتی پاسدار اکبر گنجی هم به خنده وا میدارد و خود رژیم هم انرا تکذیب میکند همین جمله مسخره: جنگ بین جمهوری اسلامی و دنیای غرب یک جنگ واقعی است :!! واقعا که این حرف حتی بچه های عقب افتاده راهم به خنده وا میدارد!. پس بدین ترتیب باید پذیرفت که هفته قبل که وزیر خارجه رژیم در نیویورک ضیافت شامی برای همه سفرای کشور های غربی ترتیب داده بود تنها برای متارکه جنگ بوده است!. و یا کشورهای المان و فرانسه و امریکا که پشت سر هم تروریست ها وادمکششان رژیم را ازاد میکنند تنها بخاطر اینستکه با رژیم اسلامی در یک جنگ واقعی بسر می برند؟. و یا اینکه چون امریکا با رژیم اسلامی دریک جنگ واقعی بسر میبرد در ۸سال گذسته صادرات خورا به دیار اسلامی سه برابر میکند!. و بالاخره چون رژیم اسلامی با غرب دریک جنگ واقعی بسر میبرد غرب از روی انساندوستی تکنولوژی هسته ای را به رژیم داده تا رژیم بتواند از خودش دفاع کند!. هر انسان اگاهی میداند که رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی تا مغر استخوان به غرب و اسرائیل وابسته است. یکی دیگر از افاضه های فرزین اینکه افشاگری رفیق اگاه سیا مک دهقانی در مورد پدر قانعی فر که نوشته بود : پدرقانعی فر زمیندار وساواکی بوده وامروز شده ماموروزارت اطلاعات رژیم اسلامی به مسخره میگیرد وبه دیگران میگوید که باور نکنید!. یکی باید به این اقا فرزین حالی کند که: زمانیکه رئیس کل ساواک ارتش شاه ارتشبد فردوست تواب میشود و برای رژیم اسلامی کار میکند ایا باور کردنی نیست که یک زمیندار ساواکی تواب شود و برای رژیم اسلامی کار کند؟. تازه فردوست که جای خود را دارد کسانی مثل احسان نراقی و حسین نصر.اکبر اعتماد وهزاران وزیر و مدیرکل و تیمسارو.. که در خدمت شاه بودند حالا در خدمت شیخ مشغول بکارند. پدران مزدورانی امثال مجد و نمازی که اکنون سر در اخور رژیم اسلامی دارند از سفرای رژیم شاه بودند. ایا این تعجب اور است؟. بعضی ازاین هواداران جریانات باد و اپوزیسیون پرو رژیم تا حرف از سرنگونی رژیم و مبارزه مسلحانه که تنها ره رهایی است زده میشود فورا بر افروخته گشته و درست مثل یک توده ای اکثریتی موعظه میکنید که: اینگونه ادبیات در دنیا امروز مرده تمام شده!! و این ها شعار های دهه ۵۰ است!. من نمی فهم که از سالهای ۵۰ تا کنون چه چیزی تغیر کرده؟ که امروز باید مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت و با ادب با ارتجاع حرف زد!. اگر ارتجاع را میگویئد که از سالهای ۵۰ تا کنون نه تنها تغیر نکرده بلکه هزاران بار هار تر هم شده است و اگرمنظور تان امپریالیسم است که تغیر کرده و ادم شده پس نگاهی به عراق و افغانستان بی اندازید تا وحشیگری امپریالیسم را ببینید! بنابراین ان کسی که همصدا با رژیم اسلامی از مبارزه خفت بار مسالمت امیز حرف میزند یا کوراست ویا مغرض!. از سالهای اول بعد از قیام این رژیم جنایتکار اسلامی بود که در کردستان و شهر های دیگر ایران به خشونت دست زد نه نیروهای انقلابی و مردم ! . اگر در سالهای ۵۰ مبارزان ما به درستی تنها راه سخن گفتن با رژیم شاه را با زبان اسلحه تشخیص داده بودند امروز در مقایسه با کشتار و جنایات هولناگ رژیم اسلامی این راه مبارزه مسلحانه هزاران بار درست تر و انقلابی تر از زمان شاه می باشد . بنابراین شعار مبارزه مسلحانه با رژیم را باید به یک شعار گسترده و توده ای تبدیل کرد . اما راستی کسانی همچون اقای فرزین که طوطی وار حرف رهبرانش را تکرار میکند و مبارزه مسلحانه را تنها یک شعار تو خالی میداند که از سالهای ۵۰ و به هیچ کجا نرسیده و امروز مرده و تمام شده خودشان و هم فکرانشان در این مدت ۲۵۰۰ سال که از طول مبارزه خفت بار مسالمت امیزشان میگذرد چه گلی به سر توده های گرسنه زده اند؟ و امروز چه میکنند؟ و چه راهی بر سرنگونی رژیم پشنهاد میکنند ؟ البته اگرمعتقد به سرنگونی رژیم مورد علاقه شان باشند!
  

[تاریخ ارسال: 23 May 2010]  [ارسال‌کننده: هاله]  [  ]  
آقای فرزین خوشچین، منتظر باشید معاون آقای سیامک دهقانی که پیش تر «برای نوشتن این مقاله بسیار مردمی و اگاه کننده» !! تشکر کرده است، حساب شما را برسد.
منظور من آقای نیما است که برخلاف نیمای معروف شعر فارسی، هنری جز تهمت و توهین و لجن پراکنی ندارد. صبر کنید سراغ شما خواهد آمد که دیگر روی فرمایشات آقای سیامک دهقانی بلند نشوید.
  

[تاریخ ارسال: 23 May 2010]  [ارسال‌کننده:  فرزین]  [  ]  
آقای دهقانی، شما جوابی ندارید که بدهید!! کسی‌ که از تقی‌ شهرام کلمه مذهبی‌ شهید را به کار میبرد و در مقابل جنایت او و همکارانش که مجید شریف واقفی را سوزاندند ( کاری که ساواک نکرده بود) خودش را به کوچه علی‌ چپ میزند توقع بیش از این نمی‌رود. شما بی‌ عملی‌ خودت را و توهینهای رنگارنگ به دیگران را دوران تنفس نامیده أای!!!!!!! پس فعلا در خارج تنفس کن تا ببینی‌ چه میشود؟؟ ضمناً من نمی‌دانستم که مسعود رجوی که در زندگی‌ سیاسی خویش اسلحه به دست نگرفته و همیشه با زیرکی دیگران را لبه تیغ داده و خودش فرار کرده را مبارز مسلح نام میدهی‌!!! نه عزیزم قهرمانانی که شما به آنها دخیل بسته أای یک مشت پهلوان پنبه بیشتر نیستند که فقط بلدند یا دیگران را بسوزانند و یا دیگران را لبه تیغ بدهند و خودشان مانند شما دوران تنفس را تا پیری طی‌ کنند؟؟ دوران تنفس شما که ۳۰ سالش گذاشت فکر کنم بعد از این هم دیگه حال مبارزه مسلحانه نداشته باشی‌ چون هر چیزی زمانی دارد که زمان اسلحه بازی شما هم سالهاست سپری شده فرزین   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.