شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«فرار به جلو» موسوی

علی ناظر

جعفري دولت آبادي دادستان تهران در مصاحبه ای تفصیلی به اعتراض میرحسین موسوی در ارتباط با اعدامهای اخیر به نکته قابل توجهی اشاره کرده است:

 

«در همان سال هايي [1367] كه اعدام‌هايي بر اساس حكم حضرت امام (ره) عليه منافقين صورت گرفت، ايشان نخست وزير بود. اگر چنين ادعايي دارد، چگونه در آن دوران خدمت كرد؟ وي حق ندارد احكام قطعي دادگاه ها را زير سؤال ببرد و اظهارنظري كند كه باعث خرسندي و رضايت دشمنان نظام اسلامي شود. [...] وي در سال 1367 در جريان احكام حكومتي حضرت امام در مورد منافقين بوده و به خوبي مي داند كه قوه قضاييه در چهارچوب قوانين و مقررات كشور اقدام مي كند»

 

 

دولت آبادی به موسوی یادآوری می کند که بنا به آموزه های قران «كسي كه چيزي را نمي داند نبايد در مورد آن سخن بگويد و دوم اين كه كتمان حقايق نكند.» و یا به زبان دیگر، در دهه 60 موسوی از ریز پرونده ها آگاه بود و «می دانست» اما سکوت کرد، ولی امروز که از ریز پرونده ها آگاه نیست و «نمی داند» سکوت نمی کند.

واقعیت این است که میرحسین موسوی در جریان آن اعدامها بوده، خواهان بازنویسی پیش نویس قانون اساسی و اضافه کردن اصل ولایت فقیه به قانون اساسی بوده، و امروز، در سال 1389 هم خواهان برقراری جمهوری اسلامی و اجرای کامل قانون اساسی (از جمله اصل ولایت فقیه) است.

 

به راستی چرا موسوی در آن دوران سکوت کرد و در این دوران اعتراض می کند؟ به نظر من دلیل آن را اگر نخواهیم در ابن الوقت (اپورتونیست) بودن ایشان بجوییم، چاره ای نداریم به جز اینکه اعتراض ایشان را برآمده از اختلافات شخصی ایشان با احمدی نژاد و خامنه ای بجوییم. ظاهرا، میرحسین موسوی با احکام و فتاوی خمینی که به قتل عام 67 منجر شد، مشکلی نداشته (شاید چون فتاوی «امام» واجب الاجرا بوده اند)، اما چون خامنه ای را به عنوان رهبر عقیدتی خود قبول ندارد و او را شایسته این مقام نمی داند، به احکام خامنه ای که منجر به تجاوز زندانیان سیاسی و قتل آنها می شود، اعتراض می کند (با حکم قتل زندانی سیاسی و یا تجاوز به زندانی سیاسی مخالف نیست، با این «آمر حکم» مخالف است).

آیا می شود به اینگونه اعتراضات اعتماد کرد؟ آیا می شود به موسوی که گذشته خود را به زیر سوال نبرده اعتماد کرد؟ شاید نه، ولی در عین حال باید پرسید که آیا می شود موسوی و همچنین کروبی را در برابر خامنه ای و احمدی نژاد قرار داد؟ پاسخ بدون شک مثبت است. بدون شک می توان از اختلافات میان این دو جناح به نفع جنبش سرنگونی طلبانه بهره جست، اما نمی توان به نتیجه آن «اعتماد» کرد و یا امید بست، چرا که نمی شود به موسوی اعتماد کرد.

کسی که گذشته کریه خود را به انتقاد نکشد، همیشه می تواند به گذشته خود بازگردد.

جنایتی که رخ داده، محکوم است، اعتراضی که موسوی و کروبی کرده اند هم در تضعیف رژیم مؤثر است، اما آقای موسوی باید بداند که قتل فرزاد کمانگر با قتل سعید سلطانپور تفاوتی ندارد. اگر این محکوم است، پس آن هم باید محکوم شود. اگر این «آمر» محکوم است، پس آن «آمر» هم محکوم است. آقای موسوی باید آن اعدام ها و فتوای خمینی را محکوم کند. این اولین گام در «اعتماد سازی» است. گام بعدی محکوم کردن کامل خمینی است.

علی ناظر

25 اردیبهشت 1389

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 13 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: مینا]  [  ]  
انها تا جایی پیش می روند که اربابان پشت پرده انها اجازه میدهند.   

[تاریخ ارسال: 17 May 2010]  [ارسال‌کننده: افسانه مهاجر]  [ ئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئ ]  
اوضاع ایران طوری هست. که هیچ فرصت طلبی نمیتواند. سر ملت و مقاومت شیره بمالد. و خوشبختانه . جهان . تا حدودی به درد و رنج ملت بزرگ و برخاسته ایران پی برده است. و خود مردم به حق خود آگاه تر شدند و با همه وجود رژیم ضد بشر حاکم بر ایران را شناخته اند . و امثال موسوی و کروبی هم فعلا نقشی در حرکت مردم دارند. با ید کمی صبر پیشه کرد و به تازه به میدان آمده ها میدان داد . تا کار شان را بکنند . و به هر صو رتی . چهره و آرمان واقعی خودرا نشان همه بدهند. بهتر این است که این آقایان را به جلو هل بدهیم . نه اینکه سنگی جلوی پای شان بیندازیم. هر چند به گناهان گذشته خود اقرار نکرده اند. اما . داستان مرحوم آقای منتظری . الگوی خوبی برای مبارزان بر انداز است. که یک قدم مردمی هم ارزش آن را دارد که حد اقل . آدم صبور و امید وار باشد. البته با هشیاری تمام.   

[تاریخ ارسال: 17 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
واقعییت اینست که میر حسین موسوی تا مغز استخوان به حفظ نظام سرکوبگر اسلامی علاقه دارد و با تمام وجود سعی در پاسداری از موجودیت جمهوری اسلامی دارد. میر حسین موسوی و جناح تحت رهبری او از این وحشت دارند که اقدامات و کارهای به قول اینها خطرناک احمدی نژاد و دارو دستۀ تحت لیدری او؛ موجودیت کل نظام حاکم را به خطر بیندازد که واقعا هم انداخته است!
از سوی دیگر، میر حسین موسوی در مکتب خمینی جنایتکار آموزش دیده است و دقیقا با تمامی زیر و بم های اپورتونیسم و فرصت طلبی آشنایی کامل دارد و علیرغم حرفهایی که در رابطه حقوق مردم می زند یعنی همان حرفها و صحبتهایی که در عرض این سی و یکسال بیان داشته است؛ اما در عمل، چیزی جز یک موجود حقیر و بدبخت که در خدمت مناسبات ارتجاعی و نظم کهن قرار دارد، نیست. میر حسین موسوی و کروبی، تا آخرین نفس به خمینی وفادار خواهند بود و تا جان در بدن دارد از او دست برنخواهند داشت. متأسفانه بعضی سازمانهای سیاسی ضد رژیمی؛ مشخصا سازمان مجاهدین خلق می پندارند می توانند بطور تاکتیکی از موسوی برای ایجاد شکاف در میان حکومتیان استفاده کنند، اما این توهم بیشتر جنبۀ خودفریبی دارد تا ارتباط با واقعییات جامعۀ ایران. زیرا کسی که در تمامی جنایات جمهوری اسلامی دست داشته است و در تثبت آن نقش مهمی داشته است؛ به همین راحتی در دام این یا آن تاکتیک و سیاست مخالفین نخواهد افتاد.
میر حسین موسوی و کروبی تا ظهور افسانه ای به اسم مهدی ناموعود، در عشق زهرآگین تعفنی به اسم خمینی خواهند سوخت.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.