شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹ -  ۴ دسامبر ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌

همنشين بهار

 

سرود «ای رقیب» را اولّین بار از یاران مبارز فرزانه کرد، «قادر شریف»، «هاشم ئه‌قه‌له‌تولاب» (هاشم اقل الطلاب) شنیدم.

رزمندگان کرد با خود قادر شریف آمده بودند روستای زیبای «آلوت» در «بانه» کردستان و من داستان‌ آن جانهای شیفته را در مقاله

هرچه غمناک است عمیق نیست، هرچه عمیق است غمناک است

که به زبان کردی نیز ترجمه شده ــ نوشته ام. یاران قادر شریف دسته جمعی می‌خواندند:

که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌
زیندوه‌ قه‌ت نانه‌وێ ئاڵاکه‌مان

چه کسی می‌گوید کُرد مرده است؟ کُرد زنده است...

در آغاز انقلاب اینگونه سرودها را با صدای امثال «دکتر شوان پرو» می‌شنیدیم.

یاد باد آن روزگاران، یاد باد. در آن روزهای قدسی ایثار که همه با هم مهربان بودیم و هوای همدیگر را داشتیم، مهتاب زیباتر بود. ستاره ها دست تکان می‌دادند و آفتاب هم گرمای بیشتری داشت....

آنروزها کلمات طیبه را به صلیب نکشیده بودند و هنوز شب سیاه از راه نرسیده بود. 
 

سرود ای رقیب، سال ۱۹۳۸ در زندان حکومت وقت عراق سروده شد.  

 
سرود ای رقیب Ey Reqîb / Hey Guard که اکنون آن‌را «ای دشمن» ترجمه می‌کنند، توسط شاعر کرد یونس رئوف  Yunis Rauf (دلدار) Dildar (۱۹۱۸-۱۹۴۸) در زندان حکومت وقت عراق در سال ۱۹۳۸ سروده شده ‌است.

اصل سرود به گویش سورانی است ولی بعدها به صورت گویش کرمانجی نیز درآمده ‌است. سرود ای رقیب برای اولین بار در جمهوری مهاباد مورد استفاده قرار گرفت.

***

به دوستی گفتم سرود «ئهٔ ره‌قیب» را از اینجا و آنجا جمع و جور کرده ام تا در دسترس باشد.

‌گفت: پرداختن به این سرود که به مادها و کیخسرو می‌نازد، چه ارزشی دارد؟

گفتم: زنده کردن هرآنچه از امید و پایداری دم زند، البته که ارزش دارد.

گفت: به تک تک کلماتی که در سرود به کار رفته نگاه کن... بوی «شوینیسم» و خاک و خون پرستی می‌دهد.

گفتم: تک تک کلمات و واژه ها مهم نیستند، مهم، پیام و رشته ای است که کلمات حول آن به یکدیگر قلاب می‌شوند. پیام این سرود، مقاومت و ایستادگی در برابر ستمگران است. کردهای دلیر با سرود زیبای «ای رقیب» حال می‌کنند، انگار سالیان سال با آن چفت و همنشین اند. یک دنیا خاطره دارد این سرود. 
 

یونس رئوف و هزاران رزمنده کرد با این سرود به جنگ تاریکی رفتند.  

 
از قاضی محمد و ملا آواره و ملا محمود زنگنه. تا اسماعیل شریف‌زاده و سلیمان معینی و مراد بادامی (مرادشیرێژ)، از قاسملو و شرفکندی و کاک فئواد سلطانی، تا سلیمان تیکان تپه و شیرین علم هولی و حجت زمانی، از رضا خاکسار و مهدی اسلامیان و فرهاد وکیلی تا پهلوان خزعل و علیرضا اسلامی و علی حیدریان، و از صدیق کمانگر تا فرزاد کمانگر... همه و همه، به سرود ای رقیب، معنا بخشیدند.

امیدوارم کُردهای نوجوان (به ویژه کسانیکه زبان پدران و مادران خودشان را کمتر می‌دانند) با مضمون این سرود دلنشین آشنا شوند. 

 
 سرود «ئهٔ ره‌قیب» به گویش سورانی
  

ئهٔ ره‌قیب هه‌ر ماوه‌ قه‌ومی کوردزمان
نایشکێنێ دانه‌ری تۆپی زه‌مان.
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌
زیندوه‌ قه‌ت نانه‌وێ ئاڵاکه‌مان

Ey raqîb her mawe qewmî Kurd ziman,
Nay sikên danery topî zeman
Kes nelê Kurd mirduwe
Kurd zîn duwe,
Zîn duwe qet nanewê alakeman
 

قوم کُرد همچنان با نشاط و سرزنده است
توپ و تشر زمانه نمی‌تواند او را به تسلیم وادارد.
چه کسی می‌گوید کُرد مرده است؟ کُرد زنده است.
زنده‌ایم و پرچممان هرگز برنخواهد افتاد.

 

لاوی کورد هه‌ستایه‌ سه‌ر پێ وه‌ک دلێر
تا به‌ خوێن نه‌خشین ده‌کا تاجی ژیان
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌
زیندوه‌ قه‌ت نانه‌وێ ئاڵاکه‌مان

 

Lawî Kurd hestaye ser pê wek dilêr,
Ta be xuên nexsîn deka tacî jiyan
Kes nelê Kurd mirduwe
Kurd zîn duwe,
Zîn duwe qet nanewê alakeman

 

جوانان کُرد دلیرانه‌ بپاخاسته‌اند
تا با خون خود تاج زندگی را رنگین نمایند
چه کسی می‌گوید کُرد مرده است؟ کُرد زنده است.
زنده‌ایم و پرچممان هرگز برنخواهد افتاد

 

ئێمه‌ رۆڵهٔ میدیا و که‌یخوسره‌وین
دینمان ئایینمان، هه‌ر کوردستان
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌
زیندوه‌ قه‌ت نانه‌وێ ئاڵاکه‌مان

 

Ême roley Midya û Keyhusrew în,
Dînîman û ayînman her Kurdistan
Dînîman û ayînman Kurd u Kurdistan
Kes nelê Kurd mirduwe
Kurd zîn duwe,
Zîn duwe qet nanewê alakeman

 

ما فرزندان «ماد» و «کیخسرو» ایم،
کُرد و کُردستان، دین و آیین ما است
چه کسی می‌گوید کُرد مرده است؟ کُرد زنده است.
زنده‌ایم و پرچممان هرگز برنخواهد افتاد

 

ئێمه‌ رۆڵهٔ ره‌نگی سوور و شۆڕشین
سه‌یریکه‌ خوێناویه‌ رابردوومان
که‌س نه‌لێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌
زیندوه‌ قه‌ت نانه‌وێ ئاڵاکه‌مان

Ême roley rengî sûr û soris în,
Seyrîke xuênawiya raburdûman
Kes nelê Kurd mirduwe
Kurd zîn duwe,
Zîn duwe qet nanewê alakeman
 

ما فرزندان (کُرد)، رنگ سرخ انقلابیم
بنگر گذشته‌مان را که چقدر خونین است.
چه کسی می‌گوید کُرد مرده است؟ کُرد زنده است.
زنده‌ایم، و پرچممان هرگز برنخواهد افتاد

 

***
لاوی کورد حازر و ئاماده‌یه‌

گیان فیدانه‌ گیان فیدا هه‌ر گیان فیدا
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌
زیندوه‌ قه‌ت نانه‌وێ ئالاکه‌مان

 

Lawî Kurdî hazir û amadeye,
Giyan fîdan e, giyan fîda her giyan fîda
Giyan fîdan e, giyan fîda her giyan fîda

Kes nelê Kurd mirduwe
Kurd zîn duwe,
Zîn duwe qet nanewê alakeman

 

فرزندان کُرد حاضر و آماده‌اند
جان فدایند و جان فدا باقی خواهند ماند
چه کسی می‌گوید کُرد مرده است؟ کُرد زنده است.
زنده‌ایم و پرچممان هرگز برنخواهد افتاد.

 

مضمون سرود “ئهٔ ره‌قیب” به زبان عربی
 

ایها الأعداء ان الأکرادبلغتهم وأمتهم باقون للابد

لایمکن ان تهزمونا وتزیلونا من الوجود بمدافعکم

لا یقل أحد ان الأکرادزائلون، ان الأکراد باقون

باقون کرایتنا الخفاقه الشامخه إلى الأبد

انتفض شباب الکرد مثل السباع کی یسطروا بدمائهم تاج الحیاه

نحن أبناء المیدیینوکی خسرو، کردستانهی دیننا ومقدساتنا

نحن أبناء الثورات والدم الأحمر انظروا إلى تاریخنا الملیئ بالدماء

شباب الکرد على اهبه الأستعداد دائما للتضحیه بارواحهم

لایقل أحد ان الأکراد زائلون ان الأکرادباقون 

 

ترجمه سرود «ئهٔ ره‌قیب» به زبان انگلیسی

Hey Enemy!

Hey enemy, the Kurdish nation is alive with its language
Cannot be defeated by the weapons of any time
Let no one say Kurds are dead
Kurds are living
Kurds are living, their flag will never fall

We, the youth are the red colour of the revolution
Watch our blood that we shed on this way
Let no one say Kurds are dead
Kurds are living
Kurds are living, their flag will never fall

We are the children of Medya and Keyhusrew
Both our faith and religion are our homeland
Both our faith and religion are Kurd and Kurdistan
Let no one say Kurds are dead
Kurds are living
Kurds are living, their flag will never fall

The Kurdish youth have risen like lions
To adorn the crown of life with blood
Let no one say Kurds are dead
Kurds are living
Kurds are living, their flag will never fall

The Kurdish youth are ever present and
Forever will be ready to sacrifice their lives
Sacrifice each life they have, each life they have!!!

English Translation by Brusk Chiwir Welat

 

ترجمه سرود «ئهٔ ره‌قیب» به زبان آلمانی

 (با ترجمه انگلیسی کمی تفاوت دارد.)

 

EY RAQIP

Feinde!
Die Kurden leben noch immer!
Nicht einmal Bomben
können sie vernichten.
Niemand soll behaupten,
sie hätten aufgegeben.
Sie werden weiterkämpfen
-
die Fahne hoch erhoben

Die Kurden
sind für ihre Freiheit
auf die Barrikaden gegangen,
haben Blut vergossen
für ihr Land.
Niemand soll behaupten
sie hätten aufgegeben.
Sie werden weiterkämpfen
-
die Fahne hocherhoben.

Wir sind die Kinder der Meder
und glauben nur an Kurdistan.
Niemand soll behaupten,
wir hätten aufgegeben,
wir werden weiter kämpfen
-
die Fahne hoch erhoben

Wir sind die Kinder blutroter Farbe
und der Revolution.
Unsere Geschichte ist mit Blut geschrieben.
Niemand sollte behaupten,
wir hätten aufgegeben.
Wir werden weiterkämpfen
-
die Fahne hoch erhoben.

Wir sind Kurden
jederzeit bereit,
für unser Land zu sterben.
Niemand soll behaupten,
wir hätten aufgegeben.
Wir werden weiterkämpfen
-
die Fahne hoch erhoben

 

متن سرود به گویش

 کرمانجی

Ey raqîp her maye qewmê Kurd ziman
Nashikê û danayê bi topên zeman
Kes nebê Kurdin mirin
Kurd jîn dibin,
Jîn dibe qet nakeve ala Kurdan

Em xortên rengê sor û shoresh in
Seyr bike xwîna rîyan me da rijand
Kes nebê Kurdin mirin
Kurd jîn dibin,
Jîn dibe qet nakeve ala Kurdan

Em xortên Midya û Keyhusrew in
Dîn îman û ayîn man, her nishtîman
Dîn îman û ayîn man Kurd û Kurdistan
Kes nebê Kurdin mirin
Kurd jîn dibin,
Jîn dibe qet nakeve ala Kurdan

Lawê Kurd rabûye ser pê wek shêran
Ta bi xwîn nexshîn bike tacê jîhan
Kes nebê Kurdin mirin
Kurd jîn dibin,
Jîn dibe qet nakeve ala Kurdan

Xortê Kurd tev hazir û amade ne¹
Can fîda ne can fîda, her can fîda
Can fîda ne can fîda, her can fîda

 

 

 

دلدار (یونس رئوف)

 

دلدار نام مستعار شاعر کرد یونس رئوف (۱۹۱۷-۱۹۴۸) است. وی در شهر کویه در نزدیکی اربیل در کردستان عراق به دنیا آمد. بعد از پایان دبیرستان در شهر کرکوک، تحصیلات خود را در دانشکده حقوق در بغداد به پایان رساند.

 

وی علاقه خاصی به شعر و ادبیات داشت و از آنجا که بیشتر کارهای وی حماسی و میهن پرستانه بودند از جانب حکومت همواره تحت تعقیب و آزار بود و مدت‌های زیادی را در زندان به سر برد. از آثار معروف دلدار سرود «ای رقیب» است که به عنوان سرود ملی کرد به رسمیت شناخته شد.

 

گویش سورانی و کرمانچی 

 

سورانی، نام یکی از گویش‌های زبان‌های کردی است.

سورانی در بخش میانی مناطق کردنشین ایران و همچنین در نیمهٔ جنوبی کردستان عراق صحبت می‌شود. شهرهای اصلی گویشوران سورانی عبارتند از مهاباد، سقز، سنندج، سلیمانیه، اربیل و کرکوک.

سورانی خود به چندین لهجه تقسیم می‌شود.

 

کرمانجی، یکی از گویش‌های اصلی کردی است. بیشتر کردهای ساکن اروپا زبان کرمانجی تکلم می‌کنند.

کرمانجی سرشتی قدیمی‌تر و اصلی‌تر را نسبت به دیگر گویش‌های کردی حفظ کرده چرا که دیگر گویش‌های کردی به خاطر نفوذ درازمدت فارسی، گورانی، و لری و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونی‌های چشمگیر شده‌اند.

 

زبان گویشوران کرمانجی و سورانی برای یک‌دیگر قابل فهم نیست ولی آن‌ها می‌توانند زبان یکدیگر را برای درک زبان نسبتاً آسان بیاموزند.

کرمانجی در سرتاسر کردستان ترکیه و کردستان سوریه، بخشی از کردستان عراق، استان آذربایجان غربی در شهرستانهای ارومیه، سلماس، خوی، ماکو، چالدران و همچنین در استان خراسان شمالی و استان خراسان رضوی در مناطقی از شهرستان‏های بجنورد، قوچان، شیروان، اسفراین، درگز، چناران، مانه و سملقان، کلات نادری، و نیز در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه پیرکوه و کرماک و دوسالدیه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل و نیز در قسمت‌های کردنشین ارمنستان و قزاقستان و استانهای کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجان با آن تکلم می‌شود.

.....................................................

مقاله مربوط به قادر شریف،‌ «هاشم ئه‌قه‌له‌تولاب» (هاشم اقل الطلاب)

 

«قادر شریف»، به فروتنی نیز، مسلح بود.

همنشین بهار، آنچه غمناک است عمیق نیست، آنچه عمیق است غمناک است.

شاهین که‌ریمی،ترجمه کردی مقاله همنشین بهار، هه‌ر چی خه‌مناکه‌ قووڵ نیه‌، هه‌ر چی قووڵه‌ خه‌مناکه‌! 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 22 May 2010]  [ارسال‌کننده:  فریبا]  [  ]  
ما هیچوقت به آزادی نخواهیم رسید نگاه کنید به مطلبی که افراد به عنوان اظهار نظر میفرستند تا بفهمیم آزادی این آقایان که یکی از آنها حکومت را بدست خواهد گرفت تا کجاست. آقای ریاحی چند سال با مجاهدین بوده و آنها را نماینده اسلام میداند و عملکرد ملا و بقیه کج فهم ها را نماینده اسلام میداند ایکاش مجاهدین از این اسلام کردن فاصله میگرفتند وقتی که بخاطر سیاست و بدرستی هم باید که صادق نباشید انقدر اسلام و حضرت محمد کردنتان برای چیست من به نیروی که این همه سال میجنگد از نظر مبارزه کاری ندارم ولی وقتی برای توجیه عملکرد چزی را ابزار میکنند آنوقت مسله دار میشود آقای ریاحی شما از کجا میدانید محمد و علی طاقت تحمل بقیه را نداشتند آنجا بودید در شرایط آنها بودید یا کتاب طبری بدست گرفتید و قصه های ملاها را ملاک کردید یا تفسیر آقای رجوی ملاک است قانون طبیعت از طبیعت پیروی میکند قنون ماده قانون ماده است مردم در ماده و سلول سیر میکنند میخواهند روح و ورای ماده را با قانون طبیعت بسنجند میگوید حجاب مردم روسری سر میکنند میگوید کفر و کافر مردم فکر همسایه را میکنند که باید کشته شود شاید تمام داستان برای من است شاید کافر و مشرک و مومن منم همنطور که بارها گفتم د فاع از اسلام نیست ولی یک کم باید فکر کرد که شاید وقت تمام صحبت از زبان ‎"من " است در قران منظور منم حالا من نوعی فطرتا آدمکش هستم تا یکی گفت ق من فکر کشتن میافتم داستان دیگریست . اگر حقیقتی است برای من است اگر هستی هر چه دارد برای من است منم که مرکز هستی هستم . شما ماده را که همیشه در حال تغیر است را حقیقت فرض کردید تمام حقیقت درخت در بذر ان نهفته است بذر با همه کوچکیش علم درخت شدن را در بطن خود دارد حقیقت با من است در بیرون خبری نیست حکومت دنیایی قانون ماده را پیروی میکندچکار با علم خدائی دارد با معذرت از نویسنده که مطلبم مربوط به نوشته نبود   

[تاریخ ارسال: 22 May 2010]  [ارسال‌کننده: جواد ر یا حی]  [  ]  
را ستش همنشین بهار من زمانی مجا هد بو دم ودر صف مجا هد ین عر اق وبعد از ز ند گی تنگا تنگ با این تفکر چندان در ما هیت با خمینی تفا وت نمی بینم و نمی فهمم اسلام و محمد که میگو یی یعنی چه چون در درون صفو ف مجا هد ین هم اسم حجاب وبی حجا بی می امد رگهای گر دن کلفت می شد والان در خا رج کشور که می بینم مجا هد ین از خا نمهای بی حجاب استفاده ابز اری می کنند مو بر تنم سیخ می شود چون می دانم که انان خود یعنی خا نمها خوب به این مو ضوع ریز و دقیق نیستند اگر شما یک زن مجا هد تشکیلا تی دید ید که اصلا با ور داشته با شد به این حقوق اما من با مینا احدی و مر یم نمازی هم هم سنگر بود ه ام واز نز دیک کار سیا سی تشکیلا تی کر ده ام نه درو غ می گو یند و نه از تنا قض ر نج می بر نند اصلا اسلام دمکر اتیکش از کجا می اید نمی فهمم چر ا بی خود می خو اهید چیز ی که نیستید به خودتان هم درو غ می گو ید یا دش بخیر بزرگ اند یشمند مبارز و کمو نیست رفیق کبیر تقی شهرام گفت قبای زر بافت پو سیده اسلام را از هر طر ف و صله کرد یم از جای د یگر جر خورد وگفت سا زمان مجا هد ین را از تنا قض خا رج کر دم محمد و علی کجا تحمل عقیده مخا لف دا شته اند ؟ومگر جز با را هز نی ودزدی وغارت وچپوکردن زنان کار دیگری هم بلد بو دندچرا خود را بیش از این عالت ار تجاع می کنید اگر مسیح را بجای صلیب بر ا لت تنا سلی می بیند بخا طر اینست که تفکر اخو ندی دارید در علم ژنتیک فرزند باید با سکس پدر و مادر بو جود بیا یند اقای رجوی در تفسیر سوره مر یم در قر ار گاه اشر ف می فر مو دند که جبر یل بر مر یم نز دیک شد وبر او دمید واز ان مر یم به نجا بت این مر یم می رسید ند خوب حالا چی دمید من نمی دانم ولی علم رو شن ودقیق تعر یف کرده است وان الت تنا سلی بخا طر ان است جنا ب رو حا نی بیچاره این مردم تا این مذ هب را تکلیفش را روشن نکند وسیفون ان را نکشند اخو ند های ر نگا رنگ بر سر را هشان کمین کر ده اند ولی دیگر زهی خیال با طل ان ملتی که خمینی و فر هنگش را به ز مین بز ند خیلی چیز ها را پیشا پیش تعین و تکلیف کر ده است   

[تاریخ ارسال: 21 May 2010]  [ارسال‌کننده: مجید]  [  ]  
من نمی دانم چرا این دو مطلب مهم باید با هم قاطی میشد ، سرودجاودان " ای رقیب " جدا از اینکه بنوعی سرود سرزمین های کردنشین را به نزدیکی و یگانه شدن فرا می خواند ، سرود عشق و آزادی و امید را در نسل سوخته در آتش این خرافه پرستان اسلامی حاکم بر ایران را دوباره زنده میکند . شنیدن این سرود اشکی از حسرت را در دیدگان بی اختیار جاری می کند و چنان آتشی از دل برون می کند که زمان خروج آن از سینه ، سی سال را در چند ثانیه عبور می دهد.
و اما در بر خورد با لوس بازیهای " روشنفکری " همین بس که اینگونه اقدامها و عمل کردهای غیر مسئولانه باعث گردیده که جبهه واپسگرایان اسلامی چنان نیروی گرفته و فضا را برای حتی روشنفکران مسلمان مسدود کرده اند بطوریکه هیچ نقدی را نمی توان در حوزه حتی خرافات مطرح نمود . این آقایان بجای اینکه اسلام را در کشور های اسلامی به چالش بکشند ( کاریکه روشنفکران دوران روشنگری با قدرت کلیسا کردنند ) در خارج از منطقه خطر نشسته و همین تعداد اندک مسلمان خارج از کشورهای اسلامی را که میتوانند نقش بسیار موثری در بیداری مردمان خود داشته باشند ، تبدیل به یگان های آدمخوران دینی میکنند . نمونه همین برخورد ها بود که " محمد ب هلندی - مراکشی " با الحه و چاقو و بطرز فجیعی به زندگی " تئو وان خوخ " پایان می دهد . اینگونه " مبارزه و ضدیت " با مذهب و بخصوص با اسلام ، شاید بودجه اصلی آن از سوی کسانی تامین شود که خود از توزیع و پخش چنین " آثار هنری " بیشترین سود را می برند ، با پول نفت که نباید همیشه اسلحه خرید ، باید دور اندیش هم بود و برای تامین مایحتاج " سربازان اسلام " فکر اساسی کرد. بعبارتی آزادی بیان را از محتوای خالی نمود و به کشورهای آزادی کش این امکان را داد که برای پیشگیری از سرایت آزادی ( که در این مورد مترادف با بی بند و باری ترجمه خواهد شد )ملات اختناق را بیشتر و بیشتر کنند.
واما چند پیش که به لندن رفته بودم طبق معمول سری هم به قبرستان معروف لندن زدم و بیاد زنده یاد محجوبی و دیدن نیم پیکر مارکس چند دقیقه ای را با رفقا بودم و ناگهان متوجه شدم که درست در مقابل سر بزرگ مارکس یک سر کوچک هم از منصور حکمت گذاشته اند بطوریکه این دو در حال مشاجره اند ، نمی دانم چرا یکدفعه سر مارکس چنان در نظرم بزرگ شد که دیگر چیزی نمی دیدم جز شنیدن خنده های پر معنی " آهنگر "
  

[تاریخ ارسال: 17 May 2010]  [ارسال‌کننده: همنشین بهار]  [  ]  
سلام بر دوستان عزیز مقاله سرود زیبای ای رقیب

نام حماسه سرای کرد «دکتر شوان پرور» Shivan Perwar را به اشتباه «دکتر شوان پرو» نوشته بودم و پوزش می خواهم.

دکتر شوان از اسطوره های موسیقی و از شخصیتهای ملی کُردها است.
تعداد بسيار زيادي از جوانان كُرد با الهام از او و به عشق او ديوان (سازي كه شوان پرور با آن مي نوازد و تا حدودي شبيه تار و تنبور است) دارند و آن را به زيبايي مي‌نوازند.
نام اصلی وی اسماعیل آیگون (به ترکی: İsmail Aygün) است.
==
شوان در زبان كوردي به معني چوپان است.
به اميد روزي كه هيچ زبان و فرهنگ و ملتي در بند نباشد.
سایت دکتر شوان پرور:
http://www.sivan-perwer.com/
با کمال احترام
همنشین بهار
  

[تاریخ ارسال: 16 May 2010]  [ارسال‌کننده: arash]  [  ]  
بنده در جلسه سخنرانی لارش ویکس در سوئد (در دانشگاه اپسالا) حضور داشتم و شاهد اهانتهای لارش ویلکز و خشونت بی حد پلیس سوئد بودم. عکسم هم در فیلم مربوط به این جلسه هست. من خودم مسلمان نیستم ولی صادقانه بگویم معترضین حق داشتند ناراحت شوند. لارش و هواداران ایرانی اش به اسم هنر شوری را به کوری رسانده بودند.
زمانی که لارش ویکس مورد اعتراض مخاطبین خود قرار گرفت، داشت ویدئویی از یک هنرمند نمای ایرانی را نمایش می‌داد. چرا میگویم هنرمند نما؟ برای اینکه فیلمش بسیار زشت و بی محتوا بود. او در فیلم هرزه اش، محمد و علی را در رختخواب (با لباس مخصوص ) نشان میداد که دارند همدیگر را (....)
لارش ویلکز و باند معلوم الحال ایرانی ای که خود را به جلد «اکس مسلم» در آورده اند به فرهنگ و هنر و شعور همه مردم جهان (نه فقط مسلمانها) توهین می‌کنند. این اعتراض به حق بود. البته برخی دانشجویان مالزی که در سوئد درس می خوانند، عاصی شدند و ابتدا به آقای لارش ویلکز گفتند :
Detta är inte konst، Detta är inte konst

این هنر نیست... این هنر نیست
ولی او اعتنا نکرد. آنها هم پرخاش کردند. تا آنجا که من میدانم آقای لارش ویلکز، بیماری جلب توجه دارد. این را چند سوئدی کنار دست من هم گفتند.
  

[تاریخ ارسال: 16 May 2010]  [ارسال‌کننده: Raauf]  [  ]  
تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران- سوئد ، جانب لارش ویلکس را گرفته و از جمله نوشته است: « لارش ویلکس با رسم تصاویری از محمد پیامبر اسلام که سر وی روی بدن يک سگ ديده می شد٬ مورد غضب اسلامیون قرار گرفت ...حزب کمونیست کارگری ایران ...همه مردم آزادیخواه را فرا می خواند که نفرت و بیزاری خود از تروریسم اسلامی را با صدای بلند اعلام کنند۔ ما در برابر اقدامات شنیع و نفرت انگیز تروریستهای اسلامی٬ قاطعانه از آزادی بی قید و شرط بیان دفاع می کنیم۔ ...»
محفل ظاهرا کمونیست مزبور، خیال میکند مسئله لارش ویلکز ، آزادی بیان است !
من که این سطور را می نویسم با آزادی بیان و نقد مذهب هیچ مخالفتی ندارم، اما کار محافل مرتجعی که از این شامورتی بازی ها حمایت میکنند، به نقد مذهب هیچ کمکی نکرده و نمیکند .
  

[تاریخ ارسال: 16 May 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
هر هنرمند و یا نویسنده ویا ظنزپردار باید کاملا ازاد باشد که هر چه فکر میکند وهرانچه می اندیشد بی افریند و یا بنویسد و یا به زبان اورد. احترام گذاشتن به باورهای خرافی مردم به معنای قبول و پیروی ازخرافات انان است. تمام مدارک علمی و تاریخی ثابت کرده است که نه عیسا ای وجود داشته و نه موسی ای و نه ابراهیمی در کار بوده است! پنج کتاب خرافی انجیل که هر کدام به زبان های مختلف مانند . لاتین . عبری . ارامی . یونانی و.. بین ۵۰ تا ۱۰۰سال بعد از مرگ فرضی عیسا نوشنته شده تماما توسط ادم های شارلاتان برای فریب مردم نا اگاه وبه بند کشیدن انان افریده شده و همین کتابها دلیل دیگری بر نبود شخصی بنام عیسا می باشد . بنابراین نباید به هیچ عنوان به چرندیات اخوند ساخته : به عقاید مذهبی مردم بایداحترام گذاشت :گوش کرد و با خود سانسوری به مردم عامی و مذهبی میدان داد. اگر مبارزان ما از ۴۰ سال بیش که مبارزه سیاسی و نظامی شان را بر علیه شاه شروع کردند با دین و مذهب وخرافه هم که ما و پدرانمان از همین اخوند های ادمکش اموخته ایم و به ارث برده ایم مبارزه کرده بودند و به این باورهای خرافی و موهوم مردم احترام نگذاشته بودند حال بدون شک نه اسمی از خمینی ضد بشر بود ونه رژیمش که هویت انسانی ما را تهی کند و بجایش یک هویت جعلی اسلامی بما بچسباند. وهیچ کدام از این سخن ها توهین به مقدسات هم نیست که مقدسی وجود ندارد !.
  

[تاریخ ارسال: 15 May 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
خانم مینا احدی، خانم مریم نمازی، خانم افسانه وحدت و آقایان اینگوار اومن اکلند، ربکا هی بینت، جنس گانمن که با آقای لارش ويلکس همدلی میکنند، خوب است پاسخ بفرمایند کشیدن صلیبی که به جای مسیح، آلت تناسلی را نشان میدهد ، چه خدمتی به روشنگری و نقد مذهب میکند؟
اینکه آقای لارش ویلکس پروفسور هنر و اهل سوئد است، یا مرتجعین چنین و چنان کرده اند، دلیلی بر حقانیت وی نیست. آزادي بيان بدون اجازه نقد مذهب بي معني ميشود و میتوان حتا در نقد پيغمبر مسلمانان فيلم موزيکال کمدي هم ساخت اما فقط بگوئید توهین به میلیونها مردم جهان که دقیقا ، بله دقیقا به نفع واپسگرایان و زراندوزان جهانی است، کجایش روشنگری است. باور کنید مردم ایران و جهان آنقدرها هم که شما فکر می کنید، هالو نیستند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.