شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اصل، «اصول» است

علی ناظر

بالاخره لیبرال دموکراتها که به دنبال هم خر بودند و هم خرما، به این نتیجه رسیدند که بهتر است دوباره به میز مذاکره با محافظه کاران بازگردند و در دولت ائتلافی به رهبری محافظه کاران، شرکت کنند.

اما، چرا لیبرال دموکراتها که شرط همکاری و ائتلاف با حزب کارگر را «سر» رهبر حزب کارگر تعیین کرده بودند، و گوردن براون هم با دست خودش «سر»ش را در سینه نقره تقدیم کرد، نتوانستند با حزب کارگر هم پیمان شوند (به سه نوشته پیشین بحث آزاد، نتیجه بحث آزاد و رهبران ما، رهبران آنها مراجعه شود)؟

بنا به گزارش های مختلف، هیئت مذاکره کننده لیبرال دموکراتها مشکل اصلی نبوده اند، بلکه شایعه است که اعضای (وکلای مجلس) حزب کارگر با ائتلاف با لیبرال دموکراتها مخالفت کرده اند.

امروز ظهر، گوردن براون دفتر (نخست وزیری) خود را به سوی صحن پارلمان ترک کرد تا بتواند در محیط مجلس با اعضای حزب کارگر گفتگو کرده و از نزدیک به نظر آنها گوش دهد. بنا به برخی از گزارش ها، در این گفتگو، بسیاری از وکلا معتقد بودند که بهتر است برای مدتی بر قدرت تکیه نزنند، چرا که نبایستی از «اصول» (سیاسی و اقتصادی) حزب کوتاه بیایند. به نظر این اعضا، «اصول» قابل مذاکره نیست. به نظر آنها موقعیت اقتصادی کشور در موقعیتی قرار دارد که برخی از تصمیمات باید آنطور که در برنامه انتخاباتی ارائه شده، انجام شود، و برنامه اقتصادی لیبرال دموکراتها بیشتر به محافظه کاران نزدیکی دارد تا به حزب کارگر.

گفته می شود که اگر لیبرال دموکراتها با محافظه کاران ائتلاف کنند، حزب (لیبرال دموکراتها) بخاطر مخالفت اعضایش، دچار تنش شدید درونی می شود (خیلی ها عمر این «ازدواج» را کوتاه می بینند)، و اگر حزب کارگر به خواستهای لیبرال دموکراتها تن می داد، حزب کارگر با تنش سیاسی درونی روبرو می شد.

خیلی از اعضای حزب کارگر معتقدند که اصل، پایبندی به «اصول» است. کوتاه آمدن بر سر خیلی از موارد (مثلا تغییر رهبر – شخصیت ها و افراد) انجام پذیر است، اما نمی توان بر سر «اصول» مذاکره کرد. شایان توجه اینکه سه حزب مذاکره کننده، به «اصول» مترادف و از پیش تعریف شده «انقلابی» و «رادیکال» (که فعالین سیاسی ایرانی با آن آشنا، و خیلی ها مدعی آن هستند) باور ندارند - ادعا هم نمی کنند، اما برای بسیاری، در همین چارچوب (بورژوایی-لیبرالیسم سیاسی) که به آن باورمندند، اصل و پایه، «اصول» و نه تصاحب قدرت است. به نظر بسیاری از همین باورمندان به سیستم سرمایه داری و ... هدف (تصاحب قدرت)، وسیله را توجیه نمی کند. نمی توان از اصول کوتاه آمد.

نمایش انتخاباتی بریتانیا به پایان رسید. از فردا، نخست وزیر جدید بریتانیا دیوید کمرون خواهد بود، و تعدادی از اعضای کابینه وی را لیبرال دموکراتها تشکیل خواهند داد. لیبرال دموکراتها، با دشمن دیرینه خود نشستند تا بخشی از قدرت را به خود اختصاص دهند. کمرون، به اصول خود (تغییر روش انتخاباتی) پشت کرد تا نخست وزیر شود، گوردن براون «سر» خود را تقدیم کرد تا حزبش در قدرت بماند، و اعضای حزب کارگر به قدرت پشت کردند تا به بازسازی حزب خود پرداخته و رهبر جدید انتخاب کنند.

به راستی کدام درست می گویند – آنکه به دنبال تصاحب قدرت است تا از درون تغییر را ممکن سازد، یا آنکه بر «اصول» تأکید دارد  - حتی اگر برای مدت زمانی طولانی «ناظر» بماند؟ فکر کنم پاسخ تک تک ما به این سوال، «اصول» ما را تعریف کرده و مشخص می کند که کجا ایستاده ایم.

شاد باشید

علی ناظر 21 اردیبهشت 1389

شد.

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 18 May 2010]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
نظر دهنده دلسوز که باز هم معلوم نیست که کی هستید!!! عرض شود خدمت شما من به کسی مارک رژیمی نزدم، من حتی یک اسم مستعار هم نمی بینم، تا لااقل احساس کنم با یک نفر دارم تبادل و نظر می کنم! این شما هستید که اینطور برداشت کرده اید، دوما بنده حق دارم از کسی که آمار غلط و اشتباه در مورد تجمعات مجاهدین میدهد؛ اعتراض کنم، برای دلیل م سند و فاکت ارائه دادم؛ که نظر دهنده بی نام نشان!!! به آن اکتفا و التفاط نکردند، مرغشان در مورد سالن هفت هزار نفری همچنان یک پا داشت ودارد. شما هم لطفا احساسی بر خورد نکنید خواهش می کنم قبل از هر قضاوتی مطالب را خوب بخوانید و بررسی کنید سپس اظهار و نظر کنید. امیدوارم حق اظهار نظر داشته باشم، این سناریوی " مارک رژیمی " زدن دیگر کهنه شده است، سناریوی جدید مقابل درب اشرف است.
در خاتمه خیلی تمایل دارم آقای ناظر آستین بالا بزنند و اقدامی کنند تا نظر دهندگان حداقل با اسامی واقعی نه مانند، دلسوز؛ خط تیره، رهگذر و غیره نظر دهند.
  

[تاریخ ارسال: 18 May 2010]  [ارسال‌کننده: یک دلسوز]  [  ]  
با این جناب علیرضا خان, مجاهدین دیگه احتیاجی به دشمنی مثل رژیم خمینی، خامنه ای و مالکی ندارند. از دلیل آوردنهای آشفته و در هم برهمتان که بگذریم، ماشاالله چه از خود راضی و توفنده وار می تازید و به همه مارک رژیمی میزنید!   

[تاریخ ارسال: 16 May 2010]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
نظر دهنده بی نام و نشان، حقیقتا وقتی نوشتم در خدمت رژیم، برای اینکه رژیم هم از همین نوع تبلیغات علیه مجاهدین می کند، هنوز که هنوز واژه " گروهک " در مورد مجاهدین به کار می برد. تازه اصلا هیچ دلیلی هم ندارد چون در پاریس بودید حق داشته باشید همان ارقامی را که رژیم در مورد اجتماعات مجاهدین بکار می برد، استفاده کنید. در ثانی شما آنجا بودید و باز هم اصرار دارید آن سالن هفت هزار نفری بوده است؟ چطور سالها رژیم خودش آمار و ارقام غیر واقعی نماز جمعه ها را میلیونی گزارش میکند و هیچکس هم حق اعتراض ندارد؟؟؟ اما همین رژیم با نماز جمعه های کذایی و راه پیمایی های میلیونی اش هنوز از دست این " گروهک " عاجز است؟   

[تاریخ ارسال: 16 May 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
سلام هموطن عزیز جناب آقای علیرضا تبریزی
شما در واکنش به این نظر که: «مجاهدین ... هنوز هم میگویند در تظاهرات ۳۰ خرداد سال گذشته در پاریس ۹۰ هزار نفر گرد آمده بودند . نود هزار نفر در سالن ۷ هزارنفری» ــ به تهمت متوسل شده ونظردهنده را «در خدمت رژیم» پنداشته اید.
دوست عزیز برخورد شما می‌توانست بهتر و پاک تر از این باشد.
اجازه بفرمائید در مورد گنجایش آن سالن (که همه مجبورند از دو در ورودی که دیکتور دارد و به راحتی شمارش می شوند، وارد شوند) بیشتر صحبت نکنیم. فیلم یوتیوب هم لازم نیست ، خودم آنجا بودم و خیلی های دیگر هم بودند.
ضمنا آرزوی من نیز، همانند خود شما، رهایی مجاهدین از توطئه ها، سعادت مردم ایران و درهم شکستن رژیم دجال آخوندی است.
  

[تاریخ ارسال: 15 May 2010]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
حضور کاربر بی نام و نشان و در خدمت رژیم، بنده خودم در پاریس از نزدیک شاهد برگزاری میتنگ 90 هزار نفری بودم؛ سالن هفت هزار نفری مد نظر شما را با فیلمی که خودم آنرا گرفتم و در یوتوب هست؛ ضمیمه همین کامنت می کنم بد خودت قضاوت کن این سالن هفت هزار نفری است؟ اگر باز هم اینطور تشخیص دادی، آن وقت پیشنهاد میکنم که به چشم پزشک مراجعه کن، احتمالا نمره عینک تان ضعیفتر شده است. در ضمن لازم به یادآوری است؛ حداقل یک سوم همین جمعیت در کریدورها و محوطه بیرونی سالن جهت تنفس هوای آزاد در حال تردد بودند.
http://www.youtube.com/watch?v=FZ-bcs_Toeg
  

[تاریخ ارسال: 12 May 2010]  [ارسال‌کننده: صادق]  [  ]  
این نوع موضوعات و نوشته ها حاوی عنصری نو و زاویه ای جدید است.بخصوص که کوتاه است. خوب است دوستان دست به قلم دیگر نیز به جای تکرار هزار باره متون مارکسیستی و این که طبقه کارگر خوب است و بورژوازی بد؛ و انقلاب الا و بلا از کارخانه ها شروع میشود...،دنبال ایده ها و زوایای نو برای آگاهی بخشی باشند.   

[تاریخ ارسال: 11 May 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
هیچکس نمیگوید من یا ما (رژیم، حزب، سازمان) ضد اصول هستیم. همه و همه از اصول دم میزنند اما برای زیر پا گذاشتن اصول، با اصول بازی میکنند.
مثال:
پیش از انقلاب، اصل مبارزه قهر آمیز (با رژیمی که همه راهها رابسته بود) و اصل وحدت نیروها را خیلی ها در تئوری (و در نشریه و برنامه رادیویی) برجسته میکردند اما در عمل تقی شهرام و مریدانش ، مبارزه قهرآمیز با دوست را پی گرفتند و با وحدت شکنی، ساواک و مرتجعین مذهبی را شاد و شنگول کردند.
حزب توده اصل مبارزه با امپریالیسم را با افتادن پشت (کو...) خلخالی و امثال خلخالی به گه کشیدند. اکثریت اصل مرزبندی با ارتجاع حاکم را با لودادن مجاهدین و مبارزین به آنها، زیر پا گذاشتند و خودشان هم ته چاه رفتند.
مجاهدین در عمل، به محضر مقدس توده های مردم بهای لازم ندادند و با اخبار و گزارشات غیرواقعی به مردم، آنان را هالو و پپه پنداشتند.
هنوز هم حمایت ۵ میلیون عراقی را به رخ دیگران می کشند ! هنوز هم میگویند در تظاهرات ۳۰ خرداد سال گذشته در پاریس ۹۰ هزار نفر گرد آمده بودند . (نود هزار نفر در سالن ۷ هزارنفری)...
بله هیچکس نمیگوید من و ما ضد اصول هستیم. همه و همه از اصول دم میزنند اما برای زیر پا گذاشتن اصول، با اصول بازی میکنند.
  

[تاریخ ارسال: 11 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
دیروز گودرون براون نخست وزیر انگلیس از مقام خویش استفعاء داد و با زبانی دیپلماتیک علت کناره گیری خویش را چنین بیان کرد:«مصلحت کشور اقتضاء می کند که ما یک دولت ائتلافی پیشرو داشته باشیم»! براون که بعد از افتضاحات تونی بلر برهبری حزب کارگر و نخست وزیری انگلیس رسید به هیچ اصل و پرنسیپی، بجز حفظ منافع سرمایه داران انگلیسی پایبند نیست. همزمان نایک کلیگ؛ رهبر حزب دمکرات اعلام کرد که احتمال تشکیل یک دولت ائتلافی با شرکت حزب کارگر می رود. زیرا؛ حزب دمکرات لیبرال و حزب کارگر از نظر ایدئولوژی و سیاسی با یکدیگر نزدیکترند تا با حزب محافظه کار «توری». لازم به یادآوریست که بیشتر رأیهای حزب لیبرال دمکرات توسط رأی دهندگان ناراضی حزب کارگر به کسب شده است. امشب آخرین فرصت حزب دمکرات مسیحی برای انتخاب حزب ائتلافی اش است. چون صبر رهبر حزب توری از این وضعیت بلاتکلیفی بسر رسیده است. به هر حال؛ در سیاست دولتهای امپریالیستی بویژه انگلیس چیزی به اسم اصل و اصول وجود ندارد. همین حزب کارگر که به اسم چپ حدود سیزده سال است در قدرت دولتی قرار دارد، تاکنون در همکاری با دولت تروریست و جنایتکار آمریکا؛ انسانهای فراوانی را تحت عنوان تروریست و عناصر خطرناک در گوشه و کنار دنیا شکنجه و سر به نیست کرده اند و پاسخگوی هیچکس هم نیستند. احزاب اصلی انگلیس بطور واقعی از حامیان و طرفداران سر سخت نظرات و افکار نیکلای ماکیاولی ایتالیایی تدوین شده در کتاب شهریار هستند. درست بمانند آخوندهای جنایتکار و آدمکش که برای حفظ نظام اسلامی حاکم بر خلقهای ایران؛ به بهانۀ حفظ مصلحت اسلام و قرآن ؛ تمامی اصول و پرنسیپهای انسانی را به مسلخ می فرستند و قربانی می کنند.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.