شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۱۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

باربد طاهری هنرمند آزاده با زندگی وداع گفت!

بصير نصيبي

هنرمند آزاده باربد طاهری 17 اردیبهشت 1389 در کالیفرنیا با زندگی وداع گفت. باربد طاهری، هنرمندی متعهد بود و در برابر ابتذال وارتجاع وسازشکاران روشی آشتی ناپذیر داشت. قبل انقلاب هم سرمایه وانرزی اش را صرف کارهایی میکرد که تشخیص میداد قابلیت حمایت وپشتیبانی را دارند. فیلمبرداری وتهیه فیلم رگبار بیضایی با یاری باربد طاهری امکان پذیر شد وسرمایه محدود خداحافظ رفیق امیر نادری به همت باربد فراهم آمدو..باربد در حوادث انقلاب با دوربین شخصی ومستقل فیلمی مستند تهیه کرد با عنوان سقوط 57 که نمایش های متوالی داشت. وقتی زمینه کار وفعالیت ذر نظام جمهوری اسلامی برایش ناممکن شد، زادگاهش را ترک کرد وبه تبعید آمد. سا لهای تبعید لحظه ای متوقف نماند وبرعلیه کلیت نظام جمهوری اسلامی وهمه باند ها وجناح هایش فعالیت موثری را آغاز وادامه داد .سوء استفاده جمهوری اسلامی از هنر برای بزک جهره خود از دیدگاه تیز بین باربد مخفی نماند . باربد چه در سخنرانی ها وچه نوشته هایش ماهیت فرببکار جمهوری اسلامی واستفاده سیاسی از هنر را شفاف میکرد وجلوی سازشکاران با قد برافراشته می ایستاد. او در ایجاد «کانون حمایت از سینمای زیر زمینی ایران» همراه شد وتا واپسین لحظات عمر کوتاهش در همین کانون ودر جهت گسترش اهدافش فعالیت میکرد. سینمای آزاد خود را در دردو اندوه یارانش شریک می داند ودر تدارک تنظیم  ویژه نامه ای به مناسبت این اتفاق دردناک است. امید اینکه به یاری هنرمندان در تبعید بتوانیم آنگونه که شایسته این هنرمند آزاده است یاد وخاطره اش را گرامی بداریم.

از طرف مرکز پژوهشی وفیلمسازی سینمای آزاد/ مجله اینترنتی سینمای آزاد بصیر نصیبی

  8 مای 2010. زاربروکن آلمان

Cinemaye-azad@t-online.de

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بصير نصيبي:



[تاریخ ارسال: 11 May 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
«در تاریخ زندگی مردم لحظه‌هایی فرامی‌رسد که لازم نیست مردم حقیقت را بدانند.»

بخشهایی از سخنان باربد طاهری:
پس از آن‌که از مدرسۀ سینما در انگلستان فارغ‌التحصیل شدم، روزی روبروی آینه ایستادم و به خودم گفتم: «تو هیچ چیزی نمی‌دانی و تا مردم را نشناسی، تا درد اجتماع را ندانی، تا محرومیت‌ها و شادی‌ها را لمس نکنی، فیلمساز نخواهی شد.» ... همچنان در تلاش بودم که زمزمه‌های انقلاب بلند شد. من هم که زمینۀ فکری و سیاسی‌ام در این خط بود که چرا محرومان جامعۀ ما هیچ امکاناتی ندارند و چرا هنرمندان نمی‌توانند حرفشان را به‌راحتی بزنند و بسیاری چراهای دیگر، دوربین به دست گرفتم، در خیابان‌ها راه افتادم و شروع کردم به تصویربرداری فیلم «سقوط پنجاه و هفت»

از اولین راه‌پیمایی بزرگ مردم که راه افتادند طرف میدان شهیاد (آزادی). از همان جا و همان زمان شروع کردم به تصویر گرفتن. تقریباً می‌توانم بگویم تنها آدم مستقلی بودم که با دوربین حرفه‌ای از وقایع فیلم می‌گرفتم...بخشی از مردم طبیعتاً مذهبی بودند. مذهبیان بزرگترین سازمان تشکیلاتی را از طریق مساجد داشتند. هیچ حزب و گروهی در ایران به اندازۀ مساجد شعبه نداشت. ولی حقیقت این نیست. حقیقت این است که مذهبیان بعد از سقوط پادگان‌ها و شکست واقعی شاه، یک‌دفعه تعدادشان زیاد شد. در تظاهرات، از کارکنان تالار رودکی گرفته تا چریک‌های فدایی خلق و اعضای مجاهدین و سازمان‌های چپ دیگر و جبهۀ ملی، همه بودند. این‌ها در خط مقدم، تظاهرات را پیش می‌بردند. آن‌ها بودند که به پادگان‌ها حمله کردند؛ یعنی مردم را برای گرفتن پادگان‌ها رهبری می‌کردند. در فیلم‌هایی که من گرفته‌ام می‌بینید که مثلاً دو فرد مسلح ـ حالا یا فدایی یا مجاهد ـ می‌آیند ناگهان هزار نفر را سازمان‌دهی می‌کنند، طرز ساختن کوکتل مولوتوف را یادشان می‌دهند و می‌گویند که چه کنند و بعد حمله را شروع می‌کنند...
هنگام گرفتن پادگان‌ها، هنگام سقوط نیروی هوایی، در تمام آن درگیری‌ها، این صحنه‌ها را به‌وضوح می‌بینید. شاید به همین دلیل هم بوده است که فیلم من به‌جز در همان سال اول بعد از انقلاب که نمایش داده شد، تاکنون هیچ وقت به‌طور کامل به نمایش درنیامده است. هر بار می‌گفتند: «این‌جاش را بردار، آن‌جاش را عوض کن، تصویر بازرگان را بردار و...» ولی من قبول نکردم و فیلم در توقیف ماند. متنی که وزارت ارشاد در مورد این فیلم نوشته شاید یکی از اسناد مهم تاریخی باشد که طرز اندیشه و تفکر آن‌ها را نشان می‌دهد. نوشته‌اند: «در تاریخ زندگی مردم لحظه‌هایی فرامی‌رسد که لازم نیست مردم حقیقت را بدانند.»
  

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.