شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳ فوریه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

حرفهای مرضیه - بخش 7
نگاهی به اسناد و تاریخ 31 سال گذشته

خانم مرضیه

گفتگوی اسماعیل وفا یغمایی با بانو مرضیه که برای اولین بار در ایران زمین منتشر شد.

به علت طولانی بودن مصاحبه، متن کامل در چندین بخش در ستون اسناد سایت دیدگاه بازتکثیر می شود

فورمت – پ.د.اف – لطفا اینجا را کلیک کنید

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
خانم مرضیه:



[تاریخ ارسال: 08 May 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
«خانم مرضيه» (اشرف السادات مرتضایی) که تزدیک به ۹۰ سال عمر دارد و ۶۷ است که می خواند، شفافيت صدا و قدرت خوانندگی خود را به کوری چشم دشمنان هنر، به خوبی حفظ کرده است.
مرضيه از نوزده - بيست سالگی در اپرت ها و تابلو موزيکال های «جامعه باربد» ، ساخته های استادش «اسماعيل مهرتاش» را هم می خواند و هم بازی می کرد . اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد ( تئاتر باربد) درنقش شیرین بازی کرد .این نمایش ۳۷ شب روی صحنه بود. که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و با استقبال زیاد مردم مواجه شد
مرضیه به سرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامه ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود ۹۸۰ آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود.

بعد از ۲۲ بهمن سال ۵۷ و روی کار آمدن مرتجعین ضد هنر که آواز خوانی زنان ممنوع شد، او به کنار رودخانه ای که نزديک محل اقامتش در حومه تهران بود می رفت و در جايی که صدای ريزش آب، صداهای ديگر را می پوشاند، صدايش را در اوج سر می داد و به زندگی اش به عنوان يک خواننده معنا می بخشيد .
پشت کردن مرضیه به حکومتگران غاصب چمهوری اسلامی البته نیک بود و هست اما اگر خانم مرضیه به جای ترانه های سیاسی و انقلابی (که وقتی خارج آمدند، خواندند) در همان حال و هوای خوش آثار هنرمندانی مثل خالقی، بديعی، ياحقی، و تجويدی و اشعار رهی معيری، نواب صفا، معينی کرمانشاهی و بيژن ترقی باقی بمانند، بسیار نیک تر است.
البته ترانه زیبای «بارون می باره» که شعرش را اسماعیل یغمایی سروده اند و به کمک هنرمندان بزرگی چون محمد شمس و حمید طاهرزاده ...اجرا شده بسیار زیبا است.
در باره اش نوشته اند:
اگر كسي بخواهد مرضيه را برای غیر یرانی ها توصيف كند, جز با تلفيق چندين چهره نمي تواند اينكار را بكند:
عشقي از نوع «كاترين ساواژ» براي شعر و شاعران, طعم صداي بي انتها در زمينه ويولنها مانند «نانا موسكوري», روحیه قوي مانند جون «بائز», با گرماي جذب كنندة شرقيِ ام كلثوم.

سیمای پاک و دردمند مرضیه عصا به دست (در وداع با دخترش) سمبل درد و رنج همه فرهیختگان ایرانی است که از جور و ستم مرتجعین حاکم بر میهنمان بیزارند و با فرهنگ پوسیده اش می ستیزند. او نیز «برگ خزان»ی است که از بیداد زمان (بیداد آخوندهای نابکار) از شاخه (از میهن عزیزمان) جدا افتاده است.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.