شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ تير ۱۳۹۷ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«جبهه (وسیع) مردم» و چند ماده
علی ناظر

علی ناظر

اخیرا دوستی ماده ای چند از بیانیه جهانی حقوق بشر، همراه با ماده واحده که از مصوبات اخیر شورای ملی مقاومت است، را برایم ارسال کرده است. در کنار لیست این ماده ها، لیست چند مقاله از چند عضو شورای ملی مقاومت، که در برخی از سایت های «غیرخودی – شورایی/مجاهد» منتشر شده اند، را هم ضمیمه کرده و پرسیده، که چرا این مقالات در آن «رسانه» ها منتشر می شوند ولی در دیدگاه نمی شوند؟ آیا ماده واحده مصوبه شورا، گزینه ای برخورد کرده و منظور این ماده سایت دیدگاه و برخی دیگر از سایت ها که موضعی سازش ناپذیر با رژیم دارند ولی انتقادات به مجاهدین و شورا را هم منتشر می کنند، است؟ و ادامه می دهد که اگر اینچنین باشد، چرا این مقالات در آن سایتها که چندان همسویی و همخوانی و همخونی با مجاهدین و شورا ندارند بازتکثیر می شوند؟

 

راست و صداقتش، و به نظر من، این ماده واحده، مانند استخوان ماهی که در گلو گیر کرده باشد، کارکردی نخواهد داشت بجز کشاندن تناول کننده به تخت جراحی. در این دوره و زمانه، اینگونه ماده ها نه مشکل گشا هستند، نه پیشرو و مترقی، نه برازنده نهادی با 30 سال تاریخ مبارزاتی، و نه در راستای اهداف و برنامه تشکیل آن «جبهه مردم»ی است که آقای رجوی از آن به نیکی نام می برند.

همانطور که در بخش پیشین نوشتم، نباید با رکن چهارم و «رسانه» از موضع بالا و  «جنت مکان»، بلکه بعنوان یک «حق» که وجود دارد و کسی، نهادی، سازمانی، دولتی، و والی و رهبر مسلمان و غیر مسلمانی نمی تواند آن را منکر شود، برخورد کرد. به شعار مردم در خیابانها توجه کنیم: «آزادی اندیشه، با این نظام نمیشه». منظور از «نظام»، شکل و اندیشه «ماکیاولیستی» است که بخطا به تز «هدف وسیله را توجیه می کند»، باور دارد.


اخیرا آقای رجوی در بخش یازدهم سلسله آموزشهای خود برای نسل جوان از سوره ماعون آیاتی چند مثال زده و با توسل به تفسیر شریف لاهیجی (جلد 4، ص 870) ماعون را «وسائل تولید» دانسته است [به زیر نویس توجه شود]، و با توجه به تفسیر آقای طالقانی نوشته اند که ریاکاران «
«ماعون» را انحصار‌طلبانه به خودشان اختصاص مى‌دهند» - (علیه «ابزار تولید» اقدام می کنند). با توجه به این نکته، و این واقعیت که «رسانه» نیز یکی از ابزار تولید است (تولید خبر، آگاهی و اطلاعات)، من، شخصا، واهمه چندانی از این ماده واحده ( که فقط برای اعضای شورا الزام آور است) ندارم.

فراموش نکنیم که تعداد اعضای شورای ملی مقاومت در بالاترین آمار 500 نفر و تعداد دگراندیشان در سطح کشور بیش از 35 میلیون است. سایت دیدگاه و دیگر رسانه ها به راحتی می توانند از 500 مقاله بگذرند، ولی آیا آن 500 نفر می توانند از «رسانه» و رکن چهارم دوری کنند؟ پاسخ بدون شک منفی است، چاره ای نخواهند داشت بجز بازنگری «متن» این «ماده»، و یا سپردن آن به گرد و غبار در اتاق بایگانی.

به نظر من، این حق هر انسان (سیاسی یا غیر سیاسی) است که خودش تصمیم بگیرد با چه کسی می خواهد «مراوده و همکاری» داشته باشد و یا نداشته باشد، و کدام رسانه را «تحریم» کند یا نکند (البته در عالم واقع، رسانه ها همیشه افراد سیاسی را تحریم می کنند و نه بالعکس). اما این سوال که «تحریم» رسانه، چه تأثیری بر روی پیشرفت پروژه «جبهه مردم» مورد نظر آقای رجوی خواهد گذاشت را می گذارم به عهده آنهایی که این ماده را پس از «نظر سنجی» تصویب کرده، و آن سند را در حضور خانم مریم رجوی، (با کمال تأسف، بدون آنکه از «رسانه» بخصوصی نام ببرند و یا «خصومت» را به لحاظ حقوقی تعریف کنند)، با امضای خود مزین فرموده اند.

 

در پایان، به ماده هایی که این کاربر محترم ارسال کرده ، و گزیده ای از بخش یازدهم آموزشهای آقای رجوی، دقت کنیم:

 

ماده واحده:

« در این هنگامه جنگ روانی و تبلیغاتی، و رسانه های رسمی یا پوششی یا همسو با سیاستهای فاشیسم مذهبی نقشی برجسته می توانند داشته باشند . تحریم چنین رسانه هایی طبیعی ترین واکنش در دفاع از کانون پویا و زنده جنبش مقاومت است . متن ماده واحده مصوب شورای ملی مقاومت از این قرار است :
ماده واحده: دفاع از اشرف
۱۶ دی ۱۳۸۸
«در شرایط خطیر کنونی که حمایت و پشتیبانی از مبارزان اشرف یک وظیفه عاجل ملی و یک تکلیف انسانی بین المللی است, همسویی با ولایت مطلقه فقیه در ضدیت بافرزندان رشید و مقاوم مردم ایران در اشرف و تلاش برای تضعیف و تخطئه آنها و نادیده گرفتن حقوق قانونی وحقوق مکتسبه آنان که راه کشتار رزمندگان آزادی را هموار می‌کند, خیانت به مبارزات وآرمانهای آزادیخواهانه ملت ایران  است. بنابراین  اعضای شورا, رسانه هایی را که آشکارا با مجاهدان اشرف خصومت می‌کنند مورد تحریم قرارمی‌دهند و هر نوع همکاری و مراوده با آنهارا برخلاف مصالح عالیه مردم ایران وقیام علیه دیکتاتوری مذهبی و تروریستی می‌دانند». 
»

 

 

چند ماده از بیانیه جهانی حقوق بشر

 

 

مادهء ١٨

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادت‌ها و اجرای آيين‌ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.

مادهء ١٩

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.

مادهء ٢٠

١- هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.
٢- هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.

مادهء ٢١

١- هر شخصی حق دارد كه در اداره‌ء امور عمومی كشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.
٢- هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی كشور خود دست يابد. <
BR <٣- font < كند. تامين را رأی آزادی كه شود برگزار مشابه ای طريقه به يا مخفی با و مساوات رعايت عمومی، بايد انتخابات می‌پذيرد. صورت ادواری طور ابراز سالم انتخاباتی در اراده اين است. حكومت قدرت اساس مردم، اراده‌ء>

مادهء ٢٢

هر شخصی به عنوان عضو جامعه، حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همكاری بين المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانهء شخصيت خودرا، با توجه به تشكيلا ت و منابع هر كشور، به دست آورد.

 

مسعود رجوی در بخش 11 (سلسله آموزشها) از یکی از خطبه های علی در مورد حق مردم بر والى و حاكميت چنین نقل می کند:

 

«پس مبادا با من آن‌چنان سخن بگوييد كه با جباران و مستبدان صحبت مى‌شود. مبادا با من همان خويشتندارى را به خرج دهيد كه در سخن گفتن با حكام غضب كرده مراعات مىكنند. به چاپلوسى و ظاهرسازى با من رفتارنكنيد. مپنداريد كه شنيدن حرف حق برايم سنگين و دشوار است و درصدد بزرگداشتن نفس خويشتنم. چرا كه اگر گفتن حرف حق و دعوت به عدل بر كسى گران آيد، پس عمل به آن براى او بسا سنگين‌ترخواهد بود. پس، از گفتن حق و مشورت به عدل، با من خوددارى نكنيد. زيرا من خود را برتر از خطا نمى‌دانم و از آن در كار خود ايمن و مصون نيستم مگر آن‌كه خدا مرا از نفس خود در امان دارد و كفايت كند كه او بيش از خودم بر بر من توانايى و مالكيت دارد.
جز اين نيست كه هم من و هم شما بندگان پروردگارى هستيم كه جز او خدايى نيست…
اوست كه مالك و حكمران وجود ماست در آن‌چه كه خود بر آن تملك و حاكميتى نداريم.
اوست كه مارا از دنياى جاهليت و ظلمت كه در آن بوديم بجانب آنچه خير و صلاح ماست بيرون كشيد، پس از گمراهى، ما را هدايت كرد و پس از نابينايى، به ما چشم بصيرت بخشيد».

 

آقای رجوی در همانجا به آیه ای از قران اشاره دارند (سوره الماعون/ برخی آن را سوره ارأیت/یا سوره الدین نام برده اند):

«الَذينَ هم يرَاؤن، َ وَيَمنَعونَ المَاعونَ »
«آنهايى كه ريا مى‌ورزند و مانع ماعون مى‌شوند».


و سپس لغت ماعون را چنین تعریف می کنند:

« از معانى لغوى و مورد استعمال لغت خاص ماعون كه شرح داده شد، معلوم مى‌شود كه معناى اصلى آن، مطلق منابع فياض طبيعت است و سپس به آلات و وسايل عمومى توليد (تكرار مى‌كنم، آلات و وسايل عمومى توليد) و زندگى كه براى همه فراهم نمى‌شود و بايد در دسترس همه باشد، نيز اطلاق شده. آن‌چه مفسرين درباره لغت ماعون احتمال داده‌اند: «ديگ بزرگ، تيشه، دلو، اثاث خانه، آب، نمك» بيان مواردى است كه در زمانهاى گذشته مورد نظر بوده و در دسترس عموم نبوده است و آن‌چه در بعضى از روايات آمده كه مقصود از ماعون زكات يا قرض است گويا نظر به حق قانونى و عمومى است بر كسانى كه، بيشتر از سرمايه‌هاى عمومى بهره‌مندند». »

 

من با آن عده از دگراندیشان (با توجه به این «ماده واحده») که معتقدند ادامه مبحث جبهه وسیع را باید به روزی دیگر سپرد، موافق نیستم. همانطور که در بخش پیشین نوشتم «هراس زدایی» باید بخشی از این پروژه بشود، و فرهنگ مترادف دانستن نقد از «رهبر» و «خط» و «استراتژی» با «خصومت»، را باید در همان سالهای 40 شمسی رها کرد. اما، اگر بخطا انتقاد و خصومت مترادف قرار گرفتند، باید هشدار جدی داد. امضا کنندگان ماده واحده، شاید لازم باشد به این سخن امام اول مجاهدین توجه کنند: « از گفتن حق و مشورت به عدل، با من خوددارى نكنيد. زيرا من خود را برتر از خطا نمى‌دانم و از آن در كار خود ايمن و مصون نيستم». آری، باید گفت و گفت و باز هم گفت تا «تارکون فریضه» های مبارزاتی از صف سرنگونی طلبان دور شوند. این یک جدال شدید فرهنگی، برای آینده ایرانی آزاد است، و دقیقا به همین خاطر، دیدگاه به راه خود، همانطور که در این 11 سال پیموده، ادامه خواهد داد.

علی ناظر

8 اسفند 1388

نکته: من سواد فقه و اسلامی ندارم. تا آنجا که تحقیق کرده ام (که بسیار ناچیز است)، ماعون را شریف لاهیجی (شیعه) متاع خانه و مایحتاج، و در تفسیر و بیان مفردات القران (شأن نزول) سیوطی (سنی)،  ماعون عاریه تعریف شده؛ و از «وسائل تولید» نامی برده نشده است. نوشتار حاضر، مبنا را آنطور که آقای رجوی تفسیر کرده اند، قرار داده است.

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 02 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: farhad]  [  ]  
آقای ناظر شما دوباره نظر مرا منتشر نکردید!! همان مطلبی که در باره مصطفی محمدی نوشته بودم. سئوال را برای چندمین بار مطرح می‌کنم و امید دارم که لاقل بعنوان یک انسان جواب دهید، چرا اینچنین برخورد می‌کنید اگر نظرات امثال ما را نمی‌‌پسندید خوب راحت بگویید تا همه تکلیفشان را بدانند اگر من یا هر کس دیگری وقت میگذارد و در اینجا نظراتش را مودبانه میگوید برای این است که به شما و سایت شما احترام میگذارد. حداقل از نقطه نظر انسانی‌ شما هم به کاربران احترام بگذارید و برایشان احترام قائل شوید!! این مرام آزاد اندیشی‌ نیست که شما از هر نوشته ای‌ که خوشتان نیاید آن را بیمورد حذف کنید!!!!! زیرا که ممکن است به چند نفر بر بخورد!!!! امیدوارم که لااقل برای دیگران احترام قایل شوید.

در ضمن آقای سیامک قهرمانی شما که قیم دیگران نیستید، من یا هر کس دیگری که از مجاهدین نفرت داشته باشند به شما مربوط نمی‌شود و شما یا هر کس دیگری هم که عاشق مجاهدین باشید به ما مربوط نمی‌شود به این میگویند دمکراسی و آزادی اندیشه. مجاهدین از نظر من معیار و ملاک آزادی خواهی نیستند و ملاک و سمبل مبارزه با رژیم ایران هم نیستند. حال اگر شما آنها را آزادیخواه میدانید به خودتان مربوط است ولی‌ نظرات خود را به دیگران تحمیل نکنید.

  

[تاریخ ارسال: 02 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
خیراندیش گرامی،دورد بر شما،فیلم ها را دیدم،ممنون،هر جا که شعار مرگ بر اصل واصل ولایت فقیه و مرگ بر خامنه ای داده می شود،ما هواداران مقاومت ایران هم هستیم،برای نشان دادن همبستگی خود با دیگر هموطنان در تظاهرات 22 بهمن در لندن و دیگر کشورهاحضور داشتیم.همین خواسته و شعار،بدون اینکه تلاش کنیم تا دردیگران تفییر ایجاد کنیم،ما را به هم پیوند می دهد و امیدواریم تا دیگر هموطنان که مسئولانه خواسته سرنگونی این رژیم را پی گیری می کنند در راه تحقق جبهه همبستگی ملی و یا جبهه مردم،قدم بردارند.   

[تاریخ ارسال: 02 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
سلام آقای ناظر!
جواب بسیار کوتاه مرا منتشر نکردید! بدین شکل آدم می ماند سرکار! خیلی بهتر بود که سئوال اولم را هم درج نمی کردید. آدم اول یک سئوالی برایش پیش میآید آنرا مطرح میکند، جوابی برایش مدهید! در جوابتان باز برای رفع شبهه جوابی داده میشود که متأسفانه از درج آن خوداری میکنید. این بار اول هم نیست که این کار را می کنید. بعد هم میروید پشت سپر 10000 و به همان بهانه نظرات دیگران را سانسور میکنید. یک بار از شما خواسته بودم که نظرات راسیستی مانند آقای جواد ریاحی را منتشر نکنید، جواب دادید مخصوصا منتشر میکنید که بقیه پی به سیستم فکری دیگران ببرند.( نقل به مضمون) به هر حل اجرا و پابند بودند به دمکراسی خیلی از خودگذشته گی می خواهد، چون نیش منتقدین مغرض و منصف درد آور است. در هر صورت خیلی برایم جالب نبود.
  

[تاریخ ارسال: 02 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
برای بعضی ها هنوز فرق یک سازمان یا حزب در قدرت؛با یک جریانی که برای کسب قدرت سیاسی مبارزه می کند,مشخص نیست. همین,تشتت فکری و نظری باعث ایجاد بعضی بحثهای انتزاعی و آبستره شده است که هیچ ربطی به وااقعییات بیرون از ذهن ندارد. در حالیکه,یکی از هارترین و درنده خوترین نیروهای ضد تاریخی و ارتجاعی ایران در قالب جمهوری اسلامی, در رأس قدرت دولتی قرار دارند و به صغیر و کبیر رخم نمی کنند, عده ای طوری با تشکیلاتهای مخالف رژیم برخودار می کنند که انگاری,عامل تمام جنایات داخل کشور زیر سر اینهاست! جدا از دخالت نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در ایجاد چنین روند مشکوک و سوال برانگیزی, عده ای هم با چسبیدن به چند دگم و تعصب, پا در یک کفش کردد اند که مرغ شان یک پا دارد و تمام راه حلهای تاریخ بشر در چنتۀ ایشان است. مثلا برخورد بعضی افراد که خود را مخالف رژیم اسلامی می دانند با مجاهدین طوریست که اگر کسی از وضعیت کنونی مجاهدین و فشارهایی که بر آنان اعمال می شود نداشته باشد, فکر میکند که الآن مریم رجوی رئیس جمهوری ایران است و نه محمود احمدی نژاد!! همین, ذهنیت غلط باعث می شود که بجای نقد درست و انقلابی خط و مشی مجاهدین خلق, به بد و بیراه گفتن به این نیروی ضد رژیمی بپردازند و خود و بقیه را ناراحت و اذیت کنند والبته عوامل دشمن را شاد و خوشحال!
علی ناظر از تشکیل جبهۀ وسیع می نویسد,ولی هستند افرادی که بجای پرداختن به موضوع اصلی گیر داده اند به مجاهدین و بچه های کمپ اشرف در عراق و خالی کردن دق دلشان از اسلام مجاهدین.در حالیکه بحث تشکیل جبهه چیز باید در حول و حوش تهیۀ یک پلاتفرم سیاسی مشخص و دقیق بگردد. خب؛ اگر نیروهای سرنگونی طلب, بجز پس مانده ها و تفاله های شاه و ساواک؛توانستند بمانند جریانات سیاسی و نه فرقه های ایدئولوژیک در اطراف آن گرد آیند, آنوقت هر نیرو می تواند با حفظ استقلال نظری و سیاسی خود در درون جبهه, در مقابل جمهوری سرکوبگر اسلامی همبسته و متحد عمل نمایند و الی آخر!
اگر با تشکیل چنین جبهه ای بتوان تمام نیروهای کیفی و کمی جنبش سرنگونی طلب را کانالیزه و متمرکز نمود و بر علیه نظام اسلامی حاکم بکار گرفت, چرا باید با تبلیغات رژیم ساخته و انحرافی, در مقابل آن ایستاد. باور کنید! با این جریانات و سازمانهای متفرقه و پراکنده نمی توان از پس ارتباط گیری با خلقهای تحت ستم ایران و به تبع آن, سرنگونی جمهوری اسلامی بر آمد. حتی اگر جمهوری اسلامی تحت فشار یک جنبش خودبخودی و بی هدف از هم بپاشد سود و نتیجۀ آن به جیب یک دار و دستۀ ارتجاعی دیگر خواهد رفت. از همین زاویه نیز تشکیل جبهه ضروری و حیاتی است. حال اگر کسی یا کسانی فکر می کنند با این جریانات چند نفره و سرکاری می توانند رژیم را بیندازند,آنقدر در این توهم سی سالۀ خود دست و پا بزنند تا در آخر کارشان یا به خودکشی بکشد و یا به دامن جمهوری اسلامی و برگزیندن یک زندگی دو زیستی و خفت بار! جالب اینجاست که بعضی از این جریانات خارج کشوری آنقدر نیرو کم دارند حتی اگر کارگزاران جمهوری اسلامی, بر اثر وقوع یک معجزه و نیرویی ماوراء الطبیعی,قدرت سیاسی را به آنها بدهند, نفر به اندازۀ کافی برای تشکیل کابینه و تعیین وزیر و وکیل ندارند!!! با این حال مثل جن از بسم االله(جبهه) وحشت دارند. چرا؟
  

[تاریخ ارسال: 01 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: خیر اندیش]  [  ]  

اولا اخوی گرامی آقای صومعه سرائی،ازتون خواهش دارم فیلمهای زیررا به ترتیبی که آدرس آنها در زیر آمده اند را ببینید.




دوما من مدعی استخراج %100 حقانیت را نکرده ام،این در دیدگاه توحیدی شرک ودر دیدگاه م-ل ذهنیت گرائی محض است.بت ساختن .مطلق گرائی از طرف هرکس که باشدشرک است ودیکتارسازی . سوما امثال مصطفی محمدی وآن"خانم" که دم درب قرارگاه شعارمیدهد وآدم را به یاد زهرا خانم در بهشت زهرا در سالهای 1358 می اندازد که وضعشان روشن است . چهارما خود آقای مسعود رجوی بارها می گفت که هرکس از ما جدا شود ،جایگاهش دامن رژیم است (حداقل در سال 1369 تا 1370 این حرف را می زد ) . پنجم اگرمن انتقادی به مجاهد ین می کنم وبه امثال شما هموطن گرامی جواب میدهم، نمی خواهم که از اساس زیراب آنها را بزنم،یا بخواهم شمارا از همراهی با آنها جدا کنم ،کل حرف من اینست که مطلق گرائی خطرناک است وهمه حقانیت در نزد یکی نیست . ششم برایتان آرزوی موفیقیت در راه مبارزه.با دیکتاتوری ودجالیت رادارم و برای شما ورهبران مجاهدین وهمه بجه های اشرف سلامتی را آرزو دارم .شما را به خدای بزرگ می سپارم .
  

[تاریخ ارسال: 01 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
خیر اندیش گرامی،ممنون از توجه و پاسخ شما.اما در همین چند جمله شما،اشکالاتی وجود دارد که از آدم خیر اندیشی چون شما بعید است.نخست اینکه"حقانیت صد در صد" راشما از کجا استخراج کرده اید؟دوم اینکه با وجود صدها نمونه در مورد از اساس نادرست بودن"متاسفانه به فرهنگ خمینی آلوده"شدن مجاهدین که شما می گویید،تنها به آخرین نمونه آن اشاره می کنم.نمونه ای که نه تنها من به چشم دیدم،بلکه هر آنکس که چشم دارد و این روزها تلویزیون سیمای آزادی را دیده است،می تواند گواهی بدهد.فردی به نام مصطفی محمدی را که مجاهدین و هواداران آنان، مزدور رژیم می نامیدند و البته خودش و برخی دیگر به شدت منکر مزدوری او بودند و بر عکس مجاهدین را به تلاش برای خراب کردن"منتقد و مخالف "متهم می کردند،با بلندگویی اهدایی نوری مالکی و دم درب اشرف،با صدای بلند می گفت که"زنده باد جمهوری اسلامی ایران"از اشرف بیایید بیرون جمهوری اسلامی به شما زن می دهد و ..."می بینید خیر اندیش عزیز شما باید توجه داشته باشید که در سیاست،کسی بیهوده خرج می کند و کسی هم"محض رضای خدا"یقه نیروی اصلی سرنگونی طلب را نمی گیرد.نکته آخر با باره تظاهرات 4000 نفره لندن،چونکه خودم ندیده ام،اظهار نظر نمی کنم و تنها می گویم که اگر این تعداد هموطن مبارز که با شعار مرگ بر خامنه ای،سرنگونی می خواهند و یقینا نه دو پاسپورتی هستند و نه پل پشت سر خراب نشده ای با رژیم دارند،باید اسم و رسم و پرچم و نشان خودشان را داشته باشند و شما می توانستید آدرس بدهید.دوست گرامی برای نزدیک تر شدن،باید به دنبال مشترکات بگردیم نه به دنبال تضادها.پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
کسانی که ادعای مبارزه با رژيم جنايتکار حاکم بر ميهنمان را دارند بايد حداقل اين اصل ساده را درک کنند که جانيان حاکم دقيقا با دامن زدن به اين تهمت که "گويا مجاهدين تمامی مخالفانشان را عوامل رژيم ميدانند"،ميخواهند جای پای عوامل و مزدورانشان را در صف اپوزيسيون محکم کرده و مفری برای مزدورانش در اين صف پيدا کرده که با دامن زدن به جو شايعه و شيطان سازی،اهداف خودش را به پيش ببرد.چنين است که از يک طرف به دست مزدورانی همچون مصطفی محمدی و غيره بلندگو ميدهد که به دم درب اشرف رفته و شعار زنده باد ج.ا و مرگ بر مجاهدين را سر دهند و از طرف ديگر با در دست گرفتن بلنگوهای موجود"اپوزيسيون سرنگونی طلب" تحت پوش منتقد و دگر انديش باز هم خواستار :"آزادی اسرای اشرف؟! " از دست رهبران مجاهدين شود.کافيست به اندازه سر سوزنی ترفندهای دژخيم را شناخته باشيم و باز به اندازه ارزنی نسبت به اين جانيان نسل به باد ده ايران و ايرانی کينه داشته باشيم،آنوقت هرگز در چنين دامهائی گرفتار نخواهيم شد.   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: خیراندیش]  [  ]  
هموطن عزیز آقای صومعه سرائی درود بر عظم وایمان شما،امیدوارم که روزبروز بر این ایمانتان اضافه شود،شما در نظرتان آورده اید که : حال از شما آدم "دلسوز" تقاضا دارم،تا آدرس بهتری،نه در آسمان،بلکه در بین نیروهای سیاسی ایرانی موجود،به من ارئه بدهید تا شرکت کردنم در تظاهرات آنان نه دل شما را بسوزاند و نه مرا از آنان فراری بدهد.
فکرکنم در رابطه با اینکه گفته ام دلم میسوزد،شما برداشت اشتباهی کرده اید،منظورم این نیست که دلم می سوزد که چرا شما در تظاهرات مجاهدین شرکت می کنید، منظورم اینست که با وجود اینهمه ایرانی مخالف در خارج کشور،تظاهرات هواداران مجاهدین اینقدر کم هستند،برایتان مثالی می زنم ، در انگلیس من خود به چشم دیدم یک تظاهرات از طرف مخا لفین حکومت که شعار"مرگ بر خامنه ای " هم میدادند،جمعیتشان بیش از 4000 نفر بود،اما تظاهرات هوادارن مجاهدین در همان لندن بزور شاید حدود 100 نفرمی شد،سئوال ودلسوزی من اینست که چه چیزی باعث می شود که این 4000 نفر مخالف رژیم نمی آیند ودر تظاهرات مجاهدین شرکت نمی کنند،پس روشن شد که من مخالف شرکت شما در تظاهرات مجاهدین نیستم . اما اینکه گفته اید : آدرس بهتری،نه در آسمان،بلکه در بین نیروهای سیاسی ایرانی موجود،به من ارئه بدهید تا........
متاسفانه مشکل همین است ،اگر نظر مرا درست خوانده باشید،من در نظر اولم نوشته ام که ".ولی این یک واقعیت است که مصمم ترین ومتشکلترین جمع در برابراین جانیان حاکم بر وطن مجاهدین هستند ".آره متاسفانه جمعیت دیگری نیست .ولی این دلیل بر حقانیت %100 یک جریان نمیشود ،ونمی توان با این منطق که چون تنهاترین هستند پس بر اشکالات اساسی وریشه ای آنها انگشت نگذاریم وخورده نگیریم .وبا این منطق واردشویم که "ساکت تعزیه بهم میخورد".مجاهدین باید بروند ویک بر رسی بکنند که چرا اینهمه مخالف در خارج کشور(آنهائی که اصلا به ایران تحت حاکمیت رژیم خمینی رفت وآمدهم ندارند) حاضرنیستند در تظاهراتشان شرکت کنند ؟
جان دلم کسی با مجاهدین و پیگریشان در رابطه با نبرد با این حاکمان پلیدشکی ندارد،بحث بر سر تنظیم رابطه با بیرون ازخودشان است،واینکه در جاهائی متاسفانه به فرهنگ خمینی آلوده شده اند،رژیم هر مخالف ومنتقدی رابه مزدوری وخارجی نسبت میدهد،مجاهدین هم به همین شکل،ودر شقه مثبتش بطورغیرمستقیم در خدمت رژیم میدانند.بازمی گویم تنها نیروبودن،دلیل بر%100 حقانیت یک نیروونفی رد انتقاد ازطرف دیگران نیست.
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: پرویز]  [  ]  
اشرف در خدمت شورا یا شورا در خدمت اشرف؟

چرا طرح این سوال, به این دلیل که اولویت بندی در نوع تنظیم رابطه را باعث میشود. اکر اشرف و ارتش به عنوان تیری (اگر نه در قلب رژیم)در چشم یا گلوی رژیم متصور شود طبعا هم "من" و هم "ما" میبایست فشار اوریم که این تیر کمان بیشتر در چشم رژیم فرو رود.

اگر به هر دلیلی "من" و یا "ما" عکس جریان عمل کنیم خوب بی تعارف کمک به رژیم در ذهن تلقلی پیدا می کند.


شعار و عمل کرد مخالفین رژیم " دفاع دفاع از اشرف" باید باشد. باز تاب این عمل "فشار فشار بر رژیم" خواهد بود.

"من" و "ما" در مبارزه با رژیم که نه باید تحت تاثیر عملکردهای ولو "غیر قابل قبول" دیگران قرار گیرد.

پرویز
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: مش قاسم]  [  ]  
۱۲۱ عزیز ،
اول اجازه دهید بگویم با خواندن اسم شما به یاد چه خاطره ای افتادم. در بلوار کشاورز یک ساندویچی بود به نام ۴۴۴. سوء تفاهم نشود، قصد توهین ندارم. بالای این ساندویچی یک آپارتمان ساده بود ، یکی از بنیان گذاران سازمان مجاهدین که مهندس بود آنجا مسکن داشت. این از خاطره که با نام شما به یادم آمد. اما در مورد آنچه که نوشتید. من از اینکه مجاهدین یا شورا روزی در ایران به قدرت برسند، اگر فکرش را هم بکنم، وحشتی ندارم. اینطور فکر نمیکنم چون جدأ میدانم که حکومت بعدی ایران یک حکومت رهروان مصدق خواهد بود . اگر به هر دلیلی که میتواند ممکن باشد و ما ندانیم و مجاهدین حاکم شوند ، ایران ، فرهنگ آن و هر چه که ایران است، با نگرش به تاریخ هر فرهنگ دیگر را هضم کرده، مجاهدین رانیز هضم یا حذف خواهد کرد.
البته همیشه هم نوشته ام انتخاب نوع حکومت و حاکم بر ایران را کل ملت ایران انتخاب خواهد کرد. اگر منصف باشیم نمیتوانیم بگوییم مجاهدین در چنین انتخابی شرکت نداشته باشند.
منظور اصلی من این بود که تحریم رسانه ای در عصر امروز تلخ مزه ای دارد که قبل از انتخاب، بسیار هم در این انتخاب تاثیر میگذارد.
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
هموطن گرامی،آقای خیراندیش،اینجابت با وجود اینکه هیچگونه گرایشات مذهبی ندارم و به شدت هم خواهان این هستم که دین هیچ نقشی در قوانین کشور نداشته باشد،هوادار سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران می باشم.به این دلیل ساده که با تمام تار و پود،خودم را ضد جمهوری اسلامی ولایت فقیه میدانم و سرنگونی تمامیت آن را می خواهم،از زمان شروع سرکوب همه آزادیها توسط خمینی،همین راه و رسم،به دنبال خواسته من بوده و حتا یک بار هم در برابر دشمن من کوتاه نیامده و حتا در مقابل مانورهای فریبکارانه آن راه گم نکرده و مرا شرمنده از طرفداری کردنم و قیمتی که به سهم خود،در این راه پرداخته ام،ننموده و میدانم که تا سرنگونی این رژیم نیز،به همین صورت قرص و محکم و آشتی ناپذیر ادامه خواهد داد.برای فردای پس از سرنگونی هم،به دلیل وفایی که پیمان،تا کنون داشته اند،به برنامه هایشان اعتماد می کنم و جمهوری،آزادی،برابری زن و مرد وهمه مردم در برابر قانون و مردم سالاری و جدایی دین از دولت را تا زمان تحقق ،پیگیری خواهم کرد.حال از شما آدم "دلسوز" تقاضا دارم،تا آدرس بهتری،نه در آسمان،بلکه در بین نیروهای سیاسی ایرانی موجود،به من ارئه بدهید تا شرکت کردنم در تظاهرات آنان نه دل شما را بسوزاند و نه مرا از آنان فراری بدهد.   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  

ممکن است کمی در باره " امام اول مجاهدین " توضیح دهید؟

علی ناظر: علی پسر ابیطالب، پسر عمو و داماد محمد، جانشین محمد پس از عثمان، و بیش از این را در سلسله یادداشت همین نگارنده (اصولی کیست - بخش دوم) مطالعه کنید.
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: خیر اندیش]  [  ]  
آقای ناظرعزیز وهمه نظر دهندگان گرامی،شما اگر یک اصل را مد نظر قراربدهید مسئله حل می شود.این اصل هم اینست :سازمان مجاهدین وبه دنبال آن شورای ملی مقاومت یک نهاد ایدئولوژیک وبه زبان اسلامی آن یک نهاد مکتبی است.یک نهاد مکتبی هم اصلا اعتقادی به نظردیگران ندارد،برای مثال میگوید هروقت کسی به مرحله ای از توان مالی رسید فریضه حج بر اوواجب است،یا دختروپسر به این سن که رسید روزه بر اوواجب است. توی این مسئله هم اگرومگری وجود ندارد. عزیزان من سازمان مجاهدین هم یک جریان مکتبی است.همه این تحریمها وتحلیلها(حرام وحلال کردن ها) از همین دیدگاه بر می آید.شورای ملی مقاومت عین همان شورای نگهبان رژیم است(نه به لحاظ عملکرد سیاسی وجنایتکارانه رژیم)،اعضای شورا را رهبری تایید می کند،وعملکردهای رهبری را هم شورا.این سیکل به همین شکل می چرخد.شما چرا اینقدرهی با هم بحث ودعوا می کنید،اعضا وهوادارن سازمان مجاهدین،بنا به اصول اسلامی آقای مسعود رجوی را مرجع تقلید خودمیدانند،وحرفی بالای حرفش را حرام میدانند.این عین حرفشان در قرارگاه اشرف است ،بخصوص در بحث امام زمان،علنا به اعضا اعلام می شد که خمینی همه چیز را لوث کرده ،ازجمله مرجع تقلید ونایب امام زمان را،ومی گفتند مسعود مرجع تقلید ونایب برحق امام زمان است .اینکه اینرا می گویم فقط مختص سازمان مجاهدین نیست،این خصلت خطی همه نیروهای ایدئولوژیک(مکتبی) است،از مارکسیستش گرفته تا الی آخر.منتها در جریانات مارکسیستی(نه همه )راه برای انشعاب باز است،اما در جریانات مذهبی،بخصوص اسلامی،راه بیشتر به سمت حذف وترور شخصیتی است .این کاملا هم درست است که هیج انسان با شرفی نباید خواهان کوچکترین گزندی به بچه های اشرف باشد.ولی این دلیل نمیشود که همه خفه خون بگیرند.آقا این ملت به چه زبانی بگویند،مردم ایران دیگرهیچ نیرو وگروه ایدئولوژیکی(بخصوص اسلامی) را بهش اعتماد ندارند .کسی هم منکررنج وستمی که مجاهدین در این چندسال کشیده اند نیست،اما این دلیل بر این نمیشود که همه حق با آنهاست .ولی این یک واقعیت است که مصمم ترین ومتشکلترین جمع در برابراین جانیان حاکم بر وطن مجاهدین هستند.اشتباه تاریخی مجاهدین هم اینست که فکرمی کنند هرکس به آنها ایراد واشکالی می گیرد ضد آنهاست وطرفداررژیم بی همه چیز خمینی .همین دیدگاهشون هم هست که باعث شده خیلیها ازشون فراری بشوند.تظاهراتهایشان رانگاه کنید،آدم وقتی می بیندشان دلشان برایشان می سوزد،اما تا بهشان نزدیک می شود ازشون فراری می شود،چون شعارشان اینست :ایران رجوی- رجوی ایران.یا دمکراسی آزادی با مریم رجوی،آخرکجای دنیا ومنطق حکم می کند که دمکراسی وآزادی فقط با یک دیدگاه،تازه توی مجاهد ین با یک نفر امکانپذیر باشد .بریده باد دستی که خواهان کوچکترین آزاری به بچه های اشرف وخود آقا وخانم رجوی را دارد.   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
چند پرسش از آقای ناظر:چرا فکر می کنید که این ماده واحده،شامل حال سایت شما هم می شود؟میدان دادن به "خصومت " با یک نیروی اپوزسیون" و" همسویی " با رژِیم کار شماست؟چرا "دوستی" به راحتی می تواند شما را به سیخ زدن به مجاهدین وادار کند؟خصومت کنندگان با مجاهدین،امکانات تبلیغی ندارند؟خصومت و انتقاد،از نظر شما یک معنا دارند؟   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: ماشالله]  [  ]  
آقای حمید مساله اشرف هم انشالله حل میشود و بعد باید ببینیم دوباره چه دلیلی برا ادامه یک استراتژی شکست خورده پیدا میشود.اشرف یک بهانه است و مشکل جای دیکری است برادر   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: صد و بیست و یک]  [  ]  
اقای مش قاسم شما نگران نباشید آخر شورا چطور میتواند در ایران اینده حکومت کند و اصلا برسد. اگر میدانید توضیح بدهید که من هم بدانم. شورا یک اپئزیسیون خارج کشوری است که با وضعیت فعلی ایران و صف بندی اجتماعی امکانی ندارد. تا خدا چه بخواهد   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
به نظر حقیر، تاختن به اشرفیان، نه تنها رودروی منافع و مصالح ملی، میهنی، انقلابی است. بلکه از زاویه غیر ایرانی ضد انسانی است. میتوان هر انتقادی به مجاهدین داشت، اما یورش وحشیانه به اشرف را باید محکوم کرد. حداقل اینکه در این باره سکوت اتخاذ کرد. مگر که به فرموده آغا باید که به آن تازید. آزادی بیان حمایت از دیکتاتوری آخوندی را در بر نمیگیرد. ضمن اینکه ما در اپوزیسیون هستیم و رژیم تمامی امکانات مالی کشور را در اختیار دارد و از آن در این راستا بهره میجوید. خنده دار خواهد بود که آنها که در داخل عقیده و جهان بینی را اعدام میکنند به بهانه آزادی بیان در سایتهای اپوزیسیون جولان دهند.   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: فرهاد کوهستانی]  [  ]  
مشکل اساسی در تمام این بحث ها که سر باز ایستادن هم ندارد این است که ما با دو برخورد نوع برخورد مواجه هستیم
نوع اول این است می کوشد با یک واقع گرایی مبتنی بر خرد گرای با مسایل برخورد کند که من خود و آقای ناظر را جزو این دسته از افراد می دانم
نوع دوم اساسا کاری با خرد گرایی ندارد معیار تنطیم رابطه با ملاء پیرامون. براساس مرید ومرادی است.
آنچه که با دیدگاههای رهبری هم خوانی دارد, قابل تحمل است در غیر این صورت نه.
و این عاملی اساسی عدم وجود تفیهم و تفاهم است و در جوهر باعث می شود که این تصور را القاء کند که طرف مقابل در سیاره دیگری زندگی می کند و اساسا مسایل را با متر« ارزش های خودی» اندازه گیری می کند.
نکته اساسی در ماده واحده که از جانب دبیر خانه شورا تصویب شده , جدای از توهین آشکار به اعضای باستانی شورا, این است که شما انتقادات خود را از نقط حضور در عراق شروع نکنید, چراکه این مسله برای ما بصورت یک مسله ناموسی درآمده است.
چرا که این مسله راه به استراتژی می برد و ما حاضر به ورود به این مسله نیستم.
این مسله مارا به حیطه صلاحیت رهبری وارد می کند که ما به جد از ورود به آن خود داری می کنیم حتی به ضرب توهین و افترا و مارک زدن به دیگران حاضر به ورود به این مسله نیستم.
بگذارید صریح بگویم این نحوه تفکر ضربات جبران ناپذیری را به جنبش اجتماعی مردم ایران زده است
وقتی ما با این نحوه نگرش مواجه هستیم, ورود به مسله جبهه ای همبستگی در قاموس حاملان این تفکر, جایی ندارد
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: sara]  [  ]  
آقاي ناظر دراتباط با مقوله آزادی اندیشه و ماده واحده شورا و تحریم رسانه ای که بقول خودتان برازنده نهادی با 30 سال تاریخ مبارزاتی نيست و تفسیر مسعود رجوی از سوره ماعون که چقدر ردار و منش رهبري مجاهدين دوگانه است ؟آيا باور کنيم به قول و قرارهاي رهبري مجاهدين ؟کارکتر و ساختار انديشه اي و رفتاري اين رهبر چيز دري ميگويد ؟!   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: فرخ اسکندری]  [  ]  
من فکر نمی کنم که اگر رادیو فردا و بی بی سی وصدای آمریکا که موضع مشخصی درمورد مجاهدین دارند و هراز گاهی هم ضد آنها گفته و نوشته اند بخواهند با اعضای شورا مصاحبه کنند آنها رد کنند یعنی درعمل اگررسانه ای دستش به دهنش برسد مورد تحریم قرار نمی گیرد. بلکه تحریم از آن سایت هایی است که یک مقدار انتقاد دارند و انتقادات دیگران را منعکس میکنند. درضمن تفسیر آن آیه ها از طرف آقای رجوی و انتقاد پذیری ایشان طبق گفته همیشه ایشان وقتی است که دیگرانی که میخواهند انتقاد کنند بروند درخط اول جبهه و خارجه نشین نباشند ! یعنی انتقاد از کسی پذیرفته است که اولا دراشرف باشد و بعد هم رهبری ایشان را پذیرفته باشد . یعنی برداشت من از حرف های ایشان این است . حالا شاید هم اشتباه میکنم که امیدوارم دیگران نظر دیگری داشته باشند   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.