شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹ -  ۴ ژوئیه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

قصه پر غصه ی عبدالمالک ریگی
هر عمل کثیفی را بنام مبارزه با ظلم نمی‌توان توجیه کرد.

همنشين بهار

 
 حکومتی که همه ابزار قدرت را در اختیار دارد...
 
عبدالمالک ریگی که مدعی بود دادخواهی‌ اش برای برابری و دمکراسی است اما، اعتنایی به شعور جمعی برای بکارگیری و شیوه مبارزه جمعی نداشت و بیشتر شیعه ستیز و قصاص گر و ماجراجو بود تا انقلابی پاکباز ــ شباهتی با امثال حنیف و حمید اشرف و شکرالله پاکنژاد و الله قلی جهانگیری... ندارد.

البته دبدبه و کبکبه صیادان‌ عبدالمالک ریگی، عینهو باد و بروت ساواک شاه در مقابله با به اصطلاح خرابکاران است.

وقتی مبارزین دلیری چون دکتر اعظمی و سلیمان معینی و مرضیه اسکویی و فاطمه امینی، نیز...به تنگنا می‌افتادند ــ شلاق به دستان رژیم شاه، شنگول بودند.

 

برای حکومتی که اهل بخیه است و به معامله تن می‌دهد و همه ابزار قدرت، از جمله پول و پله برای خریدن این و آن و تجهیزات بسیار پیشرفته‏ی رصد کردن را در اختیار دارد، گیرانداختن مخالفینش غیرممکن نیست. اگر جز این باشد غیرطبیعی است کما اینکه حضور و دوام اسامه بن لادن که دولت ایالات متحده و شرکاء به بهانه اقدامات او، کافه را به هم ریختند و عنان از کف دادند و مرزهای تازه ای از ویرانی و کشتار و اشغال به جا گذاشتند، تعجب برانگیز است. جتی برای کسانیکه با تئوری توطئه Conspiracy theory میانه ای ندارند نیز، تعجب برانگیز است که قدرت حاکمه ای مدعی است زمین و زمان را رصد می‌کند اما هنوز دربدر پی بن لادن می‌گردد !

 

غرب دوچهره کاسبکار، به وقت لزوم چشمانش را می‌بندد.

 

- کنار کشیدن سازمان اطلاعات پاکستان (Pakistan’s Inter-Services Intelligenc (ISI از جندالله و، متقابلاً قطع حمایت جمهوری اسلامی از بلوچ‏های جدایی‏طلب در پاکستان،

-  همدمی آخوندها با مقامات پاکستان بر سر طالبان و، همراهی در کنفرانس بین‌المللی افغانستان در لندن (۲۸ ژانویه ۲۰۱۰ّ)،

- قرار داد فروش گاز به پاکستان

- تفاهم‌نامه تجارت بین مرزی که ۳ روز پیش از دستگیری ریگی بین جمهوری اسلامی و پاکستان امضا شد ــ همکاری میان دستگاه های اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی و پاکستان (پاکستان همپیمان با آمریکا و غرب) را که پیشتر هم در تحویل برادر ریگی و... وجود داشت، به مدار تازه ای کشید. عوامل فوق، در کنار ــ

- رودست خوردن پاکستانی‌ها از آمریکا با اعلام استراتژی جدید اوباما در افغانستان

- رویارویی اماراتی‌ها با دستگاه اطلاعاتی اسراییل (موساد) بر سر ترور «محمود المبحوح» فرمانده حماس در دوبی، و

- زد و بند پنهان رژیم با آمریکا (از جمله بر سر آمریکایی های زندانی شده در ایران)،

همه و همه گیرافتادن عبدالمالک ریگی را که علاوه بر هویت قومی، از هویت مذهبی (سنی) دم می‌زند، تسریع نمود.

 زدوبند، آدم ربایی و استرداد پناهندگان، از قدیم و ندیم رواج داشته و نمونه هایی چون ملا مصطفی بارزانی و عبدالله اوجلان پیش روی ما است...


جامعه جهانی به جای اینکه جانب مردم بپاخاسته را بگیرد، ریگی را پیشکش می‌کند.

 

گرچه برای خیلی ها، هدف وسیله را توجیه می‌کند و خوب هم توجیه می‌کند اما، هر عمل کثیفی را بنام مبارزه با ظلم نمی‌توان توجیه کرد.

عملکرد عبدالمالک ریگی که بی توجه به مدنّیت حاکم بر اندیشه انسان مبارز امروز، تنها تصویر عریان و بیرحم انتقام را نشانه گرفته و بر بوم سیاستش می‌نشاند، قابل دفاع نیست اما، از حق انسانی و شهروندی او و همرزمانش باید دفاع کرد. باید به ربودن او اعتراض نمود و پرسید:

 آیا به خطر انداختن جان مسافرین هواپیما و اجبار به فرود یک هواپیمای غیرنظامی خلاف تعهدات بین‌المللی نیست؟ بعد از ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی، نه سازمان هواپیمایی بین‌المللی، نه دولت‌های اروپایی و آمریکایی، نه سازمان ملل، هیچکدام عملیات راهزنی هوایی رژیم را محکوم نکردند.

 

عصیان مردم ستمدیده واکنش حق کشی ها و بیداد حکومت جائر است.

 

در دوم آوریل ۲۰۰۷، صدای آمریکا VOA با نامی که گروه جندالله بر ریگی نهاده بود (رهبر جنبش مقاومت خلق ایران) ــ از وی پرده نمایی کرد.

نام ریگی کم کم بر سر زبان ها افتاد و یکى از شبکه هاى تلویزیونى سلطنت طلب بارها وى را دکتر عبدالمالک نام داد و حلوا حلوا کرد.

در همان سال ۲۰۰۷ شبکه خبری ABC نیوز، راست یا دروغ، از قول منابع اطلاعاتی آمریکا و پاکستان گزارش کرد که مقام‌های آمریکایی به طور مخفیانه به گروه ریگی توصیه کرده‌اند دولت ایران را بی‌ثبات کند.

در جولای ۲۰۰۸ نیز، یک روزنامه‌نگار آ‌مریکایی به نام سیمور هرش، Seymour (Sy) Myron Hersh فاش کرد که مقام‌های کنگره آمریکا به طور پنهانی با تقاضای دولت بوش برای اعطای ۴۰۰ میلیون دلار کمک به گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی و بخصوص ریگی، به توافق رسیده‌اند.

در این واقعیت که در آمریکا و غرب و عربستان سعودی...و، به ویژه در اسرائیل، کسانی بوده و هستند که خواب پیش از ۲۲ بهمن ۵۷ را می‌بینند و پشت شعارهای حقوق بشری موضع می‌گیرند و امثال ریگی را هم باد می‌کنند و جلو می‌اندازند تردیدی نیست، اما واقعیت بزرگ تر، ستم رژیم آخوندی است که نه تنها دستاوردهای انقلاب بزرگ ضدسلطنتی را بر باد داده و بالاترین بهره را نصیب شرکت های غارتگر چند ملیتی و مدعیان صاحب اختیاری جهان کرده است، نه تنها حرث و نسل مردم را به تباهی کشیده و غنچه لبخند را بر لبان ستمدیدگان پژمرده است، به تروریسم دولتی و رافضی گری هم لعاب دین و ایمان زده و به ماجراجویی و سنی ستیزی (که آن روی سکه‌اش شیعه ستیزی است)، میدان داده است.

عصیان مردم ستمدیده و توسل به اسلحه و رفتن به کوه و کمر، واکنش حق کشی ها و بیداد حکومت جائر است.

اگر امثال ریگی دفاع از حقوق اهل سنت ایران را پیش می‌کشند و در بلوچستان که احساس برابر بودن با فارس ها خنده ‌دار است همانند قهرمان بلوچ، دادشاه سفیدکوهی (دوست محمد)، حرفشان خریدار دارد ــ به انحصارطلبی و ستم دولتی مربوط است و تا در بر این پاشنه می‌چرخد، دهها ریگی هم دستگیر شوند، بی فایده است. هر روز غائله ای برپا می‌شود و البته استعمارگران که چون کوسه به فکر ریش‌اند، پشتش می‌روند و تدارک می‌چینند.

 

مشکل اساسی در بلوچستان‏ امثال ریگی نیست.

 بد و بیراه به ریگی و اینکه از اول بدجنس و جیره خوار و شرور و بی سر و پا و نوکر اجنبی بوده، خودگول‌زنی و مردم فریبی است. عوامل شخصیتی و خانوادگی نمی‌تواند به تنهایی رفتار امثال او را توضیح دهد.

عبدالمالک ریگی یک طلبه در حوزه دینی سراوان بود. چه عواملی باعث می‌شود فردی مثل او جامع المقدمات و سیوطی را کنار بگذارد و خنجر و کلاشینکف بردارد و در کوههای مرزی سه کشور: ایران، افغانستان و پاکستان موی دماغ جمهوری اسلامی شود تا در طی ۶ سال ۴۰۹ کشته و زخمی و ۲۳ اسیر به حسابش واریز شود؟

مشکل اساسی در بلوچستان (سرزمین فقر و بیکاری)، ‏ امثال ریگی نیست. ستم و بی‏عدالتی‏ای است که همیشه در آن منطقه حاکم بوده و هم‏چنان دارد با شدت بیشتری ادامه پیدا می‏کند.

از همین رو، بازداشت ریگی، نمیتواند پایان دادخواهی و انتقام، در منطقه تلقی شود.

عبدالمالک ریگی نباشد، محمد ظاهر بلوچ یا فرد دیگری در میان بلوچها، اسلام سلفی سنی را علم خواهد کرد و برخواهد خاست. هم‏چنان که پیش از عبدالمالک هم افراد دیگری بودند.

تا زمانی که ریشه‏ی اساسی حل نشود، آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد بود.

بیشترین عملیات گروه جندالله را افرادی انجام دادهاند که خود را در اثنای عملیات منفجر کردهاند، این نشانگر عمق فاجعهی ظلم و ستم در ایران زمین است و تنها راه مقابله با اینگونه سلاحهای انسانی از بین بردن اسباب و عللی است که جوان‌های اهل سنت را مجبور میسازد دست به چنین عملیات انتقام جویانهی بزنند.

عملیات گروه ریگی در حسینیه زاهدان، منطقه تاسوکی در جاده زابل به زاهدان و، کشتن مسافران عبوری در منطقه دارزین زشت بود. خیلی زشت بود اما زشت تر از آن، رفتار حکومت ظالمی است که به انحصارطلبی و خودبینی خو گرفته است.

اگر مولوی عبدالقدوس تنها به جرم روشنگری جوانان اهل سنت منطقهی محروم خویش اعدام نمیشد، برادر زادهی او هرگز به فکر منفجر ساختن خود در حسینهی زاهدان به هدف گرفتن انتقام خون عموی خود برنمیآمد... 

 

 سیمورهرش، روزنامه نگار و نویسنده آمریکایی افشا می‌کند.

 

سیمور مایرون هرش (Seymour (Sy) Myron Hersh) که مقالاتش معمولاً در نشریهٔ نیویورکر The New Yorker منتشر می‌شود، از روزنامه نگاران و نویسندگان آمریکایی است که موفق به کسب جایزه ادبی پولیتزر شده است.

او در سال ۱۹۶۹ از کشتار حدود سیصد تا پانصد نفر از غیرنظامیان ویتنامی توسط سربازان آمریکا و همینطور دودوزده بازی ارتش آمریکا در این مورد در روزنامه‌های ایالات متحده گزارش داد.

این گزارشها احساسات ضد جنگ ویتنام را در آمریکا برافروخت.

 

سیمور هرش با نوشتن مجموعه مقالاتی نشان داد که شکنجه‌کردن زندانیان عراقی برخلاف ادعای دولت آمریکا که اینکار توسط چندین سرباز آمریکایی سرخود انجام شده، با اطلاع بالادستی‌ها بوده‌ و دفتر دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا از آن خبر داشته است.

 

در جولای ۲۰۰۸ سیمورهرش، فاش کرد که مقام‌های کنگره آمریکا به طور پنهانی با تقاضای دولت بوش برای اعطای ۴۰۰ میلیون دلار کمک به گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی و بخصوص ریگی، به توافق رسیده‌اند.

 

Preparing the Battlefield

The Bush Administration steps up its secret moves against Iran.

by Seymour M. Hersh July 7, 2008

 

Late last year, Congress agreed to a request from President Bush to fund a major escalation of covert operations against Iran, according to current and former military, intelligence, and congressional sources. These operations, for which the President sought up to four hundred million dollars, were described in a Presidential Finding signed by Bush, and are designed to destabilize the country’s religious leadership. The covert activities involve support of the minority Ahwazi Arab and Baluchi groups and other dissident organizations…

http://www.newyorker.com/reporting/2008/07/07/080707fa_fact_hersh

 

دستگیری چهار نفر در فرودگاه مناس Манас در رابطه با ریگی؟

 

هواپیمایی که ریگی با آن پرواز می‌کرد، وقتی در فرودگاه بین‌المللی مناس Манас اصلی‌ترین فرودگاه‌ کشور قرقیزستان (در ۲۵ کیلومتری شمال غربی بیشکک) به زمین نشست، نیروهای امنیتی آن کشور وارد هواپیما شدند و ۴ نفر را از میان مسافرین با خود بردند.

آیا دستگیری آنان در رابطه با لو رفتن ریگی بود؟

بخشی از گزارش روزنامه کمرسانت “Коммерсантъ روزنامه پرنفوذ اقتصادی در کشور روسیه در مورد عبدالمالک ریگی

گزارش مزبور که پنج شنبه ۲۵ فوریه ۲۰۱۰ توسط الکساندر رئوتوف Александр Реутов / بک اوروزالیف Бек Орозалиев تهیه شده، به دستگیری ۴ مسافر هواپیما در فرودگاه مناس نیز، اشاره می‌کند. این روزنامه عکسی هم از مسافران هواپیما دارد که دارند اعتراض می‌کنند. گویا در فرودگاه بندرعباس، مامورین امنیتی جمهوری اسلامی دقیقا می‌دانستند ریگی و دوستش کجا نشسته اند، مستقیم سراغشان رفته و دستبند می‌زنند...

Примечательно, что после прибытия злополучного Boeing в Бишкек первыми на борт лайнера поднялись сотрудники киргизских спецслужб. Как рассказал "Ъ" источник в аэропорту "Манас", они арестовали четырех пассажиров. Однако не ясно, связан ли их арест с задержанием Абдолмалека Риги. Известно лишь, что в связи с принудительной посадкой своего самолета власти Киргизии никаких претензий Ирану не высказали.

http://www.kommersant.ru/doc-y.aspx?DocsID=1327742

 

Газета Коммерсантъ № 32 (4332) от 25.02.2010

...................................................

در این رابطه:

  در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه... 

***

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 03 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: تقی]  [  ]  
اگر بخواهیم پدیده ی عبدالمالک را تعریف کنیم قاعدتاًً این طور گفته شود که عبدالمالک جوانی است که در یک خانواده ی فقیر به دنیا آمد. تحصیل در مدارس رسمی را نتوانست تا پایان دوره ی راهنمایی ادامه دهد و آن را نیمه کاره رها کرد و برای کسب درآمد برای خود و خانواده اش به دکه داری در زاهدان پرداخت. وی در همین سال ها مدت کوتاهی را در یک مدرسه ی دینی به تحصیل پرداخت اما چون رفتار مناسبی نداشت از مدرسه اخراج شد و به خیابان گردی روی آورد در همین دوران خیابان گردی به یک زد و خورد فامیلی کشیده شد و در نتیجه به دادگاه رفت و برای مدتی به زندان افتاد. وی پس از آزادی از زندان با جمع کردن چند نفر از افراد مشابه خود اقدام به تشکیل یک گروه حمل و نقل مواد مخدر نمود و تقریباً نوزده ساله بود که مسلح شد و تیراندازی را آموخت. حمل و نقل کالاهای قاچاق و مواد مخدر او را به بازی تعقیب و گریز با پلیس می کشاند و آب دیده می کند. با دستگیری برخی افراد گروه او به چرخه ی تهدید و تعقیب و ترور وارد می شود و با ترور مأموران نیروی انتظامی در خیابان بزرگمهر عملاً گام در مسیری بی بازگشت می گذارد. چند اقدام کوچک و بزرگ موفق و ناموفق او را به جایی رساند که برادر همسر عبدالحمید (برادرش) را در مقابل دوربین همچون یک گوسفند سر برید و سپس همسر عبدالحمید را به ضرب گلوله کشت. عبدالمالک دیگر یک جنایتکار سنگ دل و مستعد برای اهداف بیگانگان بود و شد رهبر جندالله، دور جنایت آغاز شد: تاسوکی، تقاطع بزرگمهر و معلم، اعدام راننده ی تاکسی و دانشجو، و انفجار مقابل استانداری، اتوبوس سپاه، سرهنگ حمید کاوه، پاسگاه شمسر، گروگانگیری اتوبوس شهروندان عادی، انفجار در صبحگاه سراوان، انفجار در مسجد علی بن ابیطالب(ع) زاهدان، انفجار در پیشین و سرانجام بازداشت توسط مأموران وزارت اطلاعات و پایان عبدالمالک.
عبدالمالک به پایان خود رسید اما به خاطر داشته باشیم که در ابتدا، عبدالمالک تنها یک رهگذر در گذرگاه جامعه ی ما بود. او از گذرگاه خانواده، دوستان، مدرسه، مدرسه دینی، بازار، نهادهای فرهنگی، دینی و اداری گذشت تا شد آنچه شد، به راستی پدر و مادر، دوستان، معلمان، مدرسان حوزه، کسبه ی بازار، مسئولین نهادهای فرهنگی، روحانیون و مدیران و کارکنان اداری کجا بودند وقتی عبدالمالک مسیر جنایت را طی می کرد. اکنون که این عبدالمالک به پایان راه رسیده است بدانیم که عبدالمالک های دیگر در راه هستند؟ آیا گذرگاه همان گذرگاه است؟ اگر چنین باشد چه تضمینی که رهگذران به گونه ای دیگر باشند؟ باید دقت کنیم خار از گذرگاه برداریم، موانع را پاکسازی کنیم، تنگه ها را تسطیح و تعریض کنیم تا رهگذران به سلامت به سرمنزل مقصود برسند و عبدالمالک ها خادمان کشور باشند نه خائنان ملت.
خار گذرگاه چیست ؟ خار گذرگاه، رژیم قاتلان است که نام زیبای اسلام را آلوده کرده است. این خار را برداریم.
  

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
من هم با نظر رفیق نیما موافقم! ولی چند نکته دیگر نیز باید بیان شود. سیمون هرش که نوشته هایش توسط فریدون گیلانی بفارسی ترجمه شده است, از نظر روانی و مغزی چند مثقالی کم دارد و به بیماری پارانوئید دچار است. مستر هرش تمام انفاقات دنیا را از دریچۀ توطئه و دسیسه بازی بین سازمانهای اطللاعاتی کشورهای امپریالیستی می بیند و اصلا به روابط و منناسبات طبقاتی جامعه توجه ندارد و نمی تواند هم داشته باشد. واقعا صد رحمت به دائی جان ناپلون معروف؛ شخصیت رمان ایرج پزشکزاد!!
در ضمن آقای شاهرخ که این همه به سازناندهی توده های مردم علاقه دارد و از مبارزۀ چریکی بیزار است,بهتر است بجای ماندن در کشورهای امپریالیستی به اایران برود و طبقۀ کارگر را ساازماندهی کند و آنها را برای روز قیام مسلحانه آماده کند! البته اگر مایل به این کار باشد, وگرنه وابسته کردن همه به آمریکا و استعمار نتیجه ای جز آب ریختن به جیب سگان زنجیری امپریالیسم یعنی جمهوری اسلامی و ایادی آن ندارد!

  

[تاریخ ارسال: 27 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: یک ایرانی بلوچ]  [  ]  
وای بر ملتی و ملیتی که دادشاه قهرمان ملی اش باشد.چطور است اصغر قاتل و صادق کرده هم قهرمان ملی اعلام شوند. راستی در مملکتی که امامش خمینی و خامنه ای است دادشاه میشود قهرمان ملی. اگر دادشاه قهرمان ملی است زنده باد رضاشاه   

[تاریخ ارسال: 27 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
سیمورهرش خبرنگار امریکائی و اسکات ریتز کارمند سابق سازمان ملل و لابی رژیم که چندین بار به سر زمین جمهوری اسلامی هم سفر کرده و به تازگی هم بخاطر فساداخلاقی تحت تعقیب قرار گرفته هر دو به شدت از رژیم جمهوری اسلامی حمایت میکنند. در طول ۸ سال گذشته بارها سیمورهرش و اسکات ریتز با بزرگ کردن خیمه شب بازی های تهوع اور امریکا و اسرائیل با رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی که انها این خیمه شب بازی ها را به عنوان تجاور قریب الوقوع امریکا و اسرائیل یاد میکردند و میکنند سعی در فریب دادن مردم جهان و مظلوم جلوه دادن حکومت ادمکش و تروریستی جمهور اسلامی کردند! خنده اور اینکه سیمور هرش و اسکات ریتز در مصاحبه هایشان با شبکه های تلویزیونی دنیا کاهی حتی روز وساعت حمله امریکا ویا اسرائیل را به ایران تعین میکردند! وکسی هم نبود که از جناب سیمور هرش بپرسد : در تاریخ معاصرجهان کدام رژیم دیکتاتوری و ارتجاعی انهم از نوع مذهبی اش وابسته به امپریالیسم نبوده که رژیم جمهوری اسلامی دومی اش باشد؟ امپریالیستها و اسرائیل حتی در خواب هم نمی دیدند که رژیمی مثل رژیم جمهوری اسلامی که ۳۱ سال پیش در ایران به قدرت نشاندند به این خوبی برایشان کار کند که حالا بچه دلیل در فکر سرنگونی اش باشند؟!..متاسفانه دریکی دو دهه گذشته بخاطر ضعف اپوزیسیون و بی تفاوتی ایرانیان تبعیدی در افشای جنایات رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی بسیاری از متفکرین دنیا امثال همین سیمور هرش و نوام چامسکی فریب ترفند های رژیم و مزدورانش در خارج خورده اندوفکر میکنند که رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی یک رژیم مستقل و ضد امپریالیسم است که امپریالیسم خواهان بر اندازی ان هست! در این میان و.ازان بدتر دید غیر واقعی و غیر مردمی بعضی از روشنفکران تبعیدی ایرانی در باره ماهیت مستقل دانستن رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی است که انها با کمال ساده اندیشی در حالیکه امپریالیستها سازمانها و گروه های اپوزیسیون و منفردین مترقی و ازادیخواه را تنها بخاطر مبارزه مسالمت امیز با رژیم ادمکش اسلامی تروریست می نامند و بمب بر سرشان می ریزند ویا به زندانشان می اندازند ویا لیست اسامی شان را برای دستگیری به پلیس بین المللی میدهند وابسته و مزدور امریکا میدانند که از امریکا پول در یافت میکنند تا با رژیم مبارزه کنند!. هر گروه ویا هر فرد تبعیدی که مغرضانه و یا نا اگانه تجاوز نبوده امریکا و یا اسرائیل را به نفع رژیم تبلیغ کند به نحوی در جنایات رژیم شریک است. در پایان باید بگویم به نظر من هرسازمان و گروه ویا هر فردی که در داخل هر چه قدر هم ارتجاعی باشد بر علیه رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی اسلحه بدست بگیرد و مبارزه مسلحانه کند این میتواند کمکی باشد به نیروی های انقلابی و سرنگونی طلب در راه سرنگونی کل رژیم و جنا ح هایش .
  

[تاریخ ارسال: 26 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: پیمان]  [  ]  
خوب است گفته شود آنهایی که اسم «درست حسابی»به خیال خودشان دارند و برای تمامی «خلق ها کشور » هم جنگ مسلحانه اعلام کردند اکنون در کدام نقطه پیروزی قرار دارند که ریگی قرار داشته باشد ؟ به نظر مشگل در همین اصل فکری است که فکر میکند به نیابت مردم میتوان بصورت آوانتاریستی جنگید وبعد هم همزمان دست به اجنبیان داد وهم ادعای استقلال و مردمی بودن خواند ؟ اشکال در تفکری است که فکر میکند چون سلاح بدست گرفت ، حق است چون مبارزه قهر آمیز علیه این رژیم حق است . ولی نکته ظریف در این است که مبارزه قهر آمیز مردمی که با اعتصابات و ا عتراضات شروع باید بشود تا به نقطه مسلحانه توده ای برسد تفاوت بسیار است با کسانی که فکر میکنند با ترور کردن این یاآن مهره رژیم راه به جایی میبرند . دقیقا تاریخ این گروههای مسلح نیابتی هم نشان داده است که نه در زمان شاه ونه امروز راه به جایی که نبرده اند هیچ امروز یک نقطه ضعف اساسی هم دارند که به حمایت قدرتهای خارجی هم حساب میکنند و بقول سیمون هرش خبرنگار آمریکایی مانند جند الله و یا مجاهدین نیز از حمایت مالی و سیاسی برخوردار میشوند ودر نهایت چون بر استعمارگران اعتمادی نیست به فروش گذاشته میشوند . آری باید راهی نو رفت ولی با مردم !باید این رژیم را قهر آمیز سرنگون کرد ولی با مردم نه با بند بازی بین قدرتهای بزرگ وچشم امید به لیست تروریستی این کشور ویا آن کشور استعماری ! این درد جدیدی است که به گروههای سیاسی ما اضافه شده است که قبلا مثلا مجاهد وفدایی زمان شاه نداشت . امروز برای مجاهدین مثلا مبارزه ضد ا رتجاع ادامه اش مبارزه با امپریالیسم وسرمایه داری نیست بلکه همان «رژیم ولایت فقیه » است که استبداد است . این کار باعث شده است که دیگر حمایت گرفتن از این قدرتها «ننگ » که نباشد هیچ «افتخار »بشود ! هرچند همه میدانند که گربه عابد بهر خدا موش نمیگیرد و این ا ستعمار گران نیز بدون طمع طرفدار «دمکراسی » در ایران نشده اند. درد زیاد است وبرای همین میشود ضعف ها را برشمرد ولی بارها گفته شده است وراه به جایی نبرده است . تاریخ کشور ما طی صد ساله اخیر نه پیروزی مردم را در برداشته است بلکه با نفوذ استعمار و ارتجاع مشروع طلب و سیاستمداران لابی استعماری در صف مردم به بیراهه رفته است و با این گذشته وبا این حال آینده اش هم بهتر نخواهد بود. ممکن است بعضی بسیار خوش بین باشند ! وبا زشعار دهند ولی این ره مانند گذشته به بیراهه ختم میشود.   

[تاریخ ارسال: 26 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
بنظر من سه اشتباه اساسی جریان جندالله و رهبر اسیر آن عبدالمالک ریگی عبارتند از:1. انتخاب اسم هولناک و دافعه آور جندالله؛2.محلی کردن مبارزۀ قهر آمیز خود بر علیه جمهوری اسلامی که دشمن تمامی خلقهای ایران است و 3. عدم دخالت زمان ستمدیده و زجرکشیدۀ ایران در روند مبارزۀ مسلحانۀ خویش! وگرنه آغاز مبارزۀ مسلحانه توسط عبدالمالک و گروهش بر علیه جمهوری اسلامی و نابودی عناصر و عوامل آن, توسط این گروه مسلح بلوچ کاری بسیار درست بود! عبدالمالک بر خلاف پرگویان و خوش نشینان خارج از کشور که از بام تا شام در وصف جنایات رژیم اسلامی نوحه سر می دهند و به مردم ایران می گویند که از سوی حکومت الله تحت ظلم و ستم قرار می گیرند,(تو گویی مردم ایران از این موضوع بی خبرند!),دست به اسلحه برد و با پرداخت بهایی عظیم ثابت کرد که در مقابل این دشمن بشریت فقط باید از سلاح مادی و واقعی استفاده کرد وگرنه تا قیام قیامت از سرنگونی رژیم خبری نیست! اگر؛عبدالمالک در همان ابتدای حرکت مسلحانه اش و با انتخاب یک اسم درست و حسابی به جنبش خویش جنبۀ سرتاسری می داد و رزمندگان خود را از میان زنان و مردان تمامی ایران انتخاب می نمود, الآن اوضاع کشور طور دیگری بود. ولی این جوان بلوچ بعلت نداشتن تجربه و پیشینۀ مشخص سیاسی , درهمان ابتدا خخویش را در منطقۀ بلوچستان محدود و محصور کرد, و بهترین فرصت را به رژیم و عواملش داد تا با تبلیغات دروغ و سناریوهای ساختگی زمینۀ سرکوب وحشیانۀ آنان را فراهم نمایند! جالب اما اینجاست که رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری و سگ زنجیری آن یعنی خامنه ای , طوری فرافکنی می کنند و صفات خویش را به دیگران می دهند که پنداری همه وابسته به سیا, موساد و... هستند و فقط او رژیمش مستقل و آزاد هستند! به نظر من عبدالمالک ریگی علیرغم تفکرات متعصبانه و ارتجاعیش, وابسته و سرسپرده نبود و این شایعات بخشی از تبلیغات هماهنگ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و رسانه های امپریالیستی برای لوث کردن قضیه است. اگر وابستگی ریگی را بپذیریم, پس باید وابستگی مجاهدین خلق؛سازمانهای منشعب از چریکهای فدایی خلق, گروهای وابسته به کومله و حزب کمونیست کارگری را هم بپذیریم! عبدالمالک برخاسته از شرایط ستمبار جامعۀ چند ملیتی ایران؛بویژه منطقۀ بلوچستان یا بقول یکی از نمایندگان اصطبل شورای اسلامی آفریقای ایران است که از هیچ حق و حقوقی برخودار نیستند و با آنان بمانند بردگان پنبه زارهای آمریکا در قرن 17 و 18 میلادی برخورد می شود! او نتیجۀ یک زندان بزرگ به اسم ایران است که تمامیت ارضی آن بر استخوانها خلقهای ساکن در آن بنا شده است!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.