شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

موازین دیدگاه از اول فروردین 1389

علی ناظر

·   از فروردین 1389، تنها مقالاتی منتشر می شود که همراه با عکس نویسنده باشد. در غیر اینصورت دیدگاه از انتشار آن معذور خواهد بود.

·   چندین هفته است که دیدگاه روی برنامه ریزی سیستم خود کار می کرده است و با نویسندگان ستون یادداشت روز هماهنگی و رایزنی داشته است. از اول فروردین 1389، به کلیه نویسندگان کد ورودی داده می شود تا خودشان مطالبشان را  شخصا، و بدون ایمیل به دیدگاه، منتشر کنند. برای دریافت کُد لطفا نام، ایمیل و عکس خود را به آدرس دیدگاه (که در پایین آمده)، تا پایان بهمن ماه 1388، ارسال کنید. لطفا در بالای ای میل خود بنویسید – تقاضای کُد.

·    چند نکته تکراری، و درخواست دیدگاه از کارورزان و کاربران که کد ورودی خواهند داشت:

o  سایت دیدگاه با دشمن خلق مرزبندی سازش ناپذیر دارد و بر سرنگونی تمامیت نظام اسلامی، بی چون و چرا، تأکید دارد.

o  بر جدایی دین از دولت، و جدایی دین از پروسه سرنگونی طلبی، مصر است.

o  اگر سمت و سو و هدف آن، بار دیگر، احیای اسلام با قرائتی دیگر باشد،  قیام و خیزش کنونی منحرف خواهد شد. خیزش کنونی به دنبال سرنگونی سلسله امویه و تشکیل سلسله عباسیه نیست.

o  رهبران و نیروهای سرنگونی طلب و متعهد به سکولاریسم نباید مردم را در مقابل انتخاب بین حسین و یزید قرار دهند.

o  سایت دیدگاه پلاتفورمی است برای همه، با هر اندیشه و نگرشی.

o  سایت دیدگاه آزادی اندیشه، آزادی بیان و آزادی مطبوعات، و اصل انتقاد از خود و انتقاد ازدیگران (از جمله سازمانهای سیاسی) را محترم می شمارد.

o  «انتقاد» و «خصومت» را مترادف نمی داند، و مرز منتقد و خصم را مخدوش نمی کند، و بر برخورد عقاید و آراء اصرار می ورزد.

o  در عین حال، و با دوری گزیدن از راست روی و یا خودسانسوری، از کلیه نویسندگان و یاران دیدگاه انتظار دارد که

§         شرایط حساس کنونی مبارزه برای سرنگونی را کارشناسانه ارزیابی کنند،

§         برخوردها و احساسات شخصی را بر منافع سرنگونی ارجح ندانند،

§         از ورود به مواردی که می تواند امنیت و یا حیثیت شخصیتها و یا سازمانهای سرنگونی طلب و انقلابی را به مخاطره بیندازد، خودداری کنند.

o  نادیده گرفتن این اصل ساده مبارزاتی از سوی نویسندگان، سایت دیدگاه را ناگزیر به «سانسور» و حذف کد ورودی کرده، که بی شک گامی در راستای تصغیف پُل های ارتباطی بین کاربران دیدگاه و نویسندگان خواهد بود.

·   رسم دیدگاه تاکنون چنین بوده که مطلب/نظر منتشر شده را از سایت حذف نمی کرده است. با توجه به نکات بالا، دیدگاه در حال بازنگری این رسم است.

·   دیدگاه از بدو تأسیس بر ایجاد «جبهه وسیع» و اتحاد بین نیروهای سرنگونی طلب اصرار داشته و همیشه آمادگی خود برای تسهیل این «بایست» را اعلام کرده است. بار دیگر از تمام شخصیتها و سازمانهایی که بر سرنگونی، سکولاریسم و عدالت اجتماعی تأکید داشته و برای دموکراسی مبارزه می کنند، می خواهد که با تشکیل جبهه همبستگی ملی دشمن را در ضعیف ترین جایگاه خود قرار دهند.

 

پیروز باشید

 

علی ناظر – 28 دی 1388

chaporast@ymail.com

 

منبع: دیدگاه، 28 دی 1388




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 25 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: صد و بیست و یک]  [  ]  
اقای ناظر کاتان سخت است ولی پایدار باشید. با درود   

[تاریخ ارسال: 22 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
از سردار شهيد آزادى مجاهد كبير موسى خيابانى بياموزيم

¤ وقتى ما از موضعى صادقانه و به دور از غرض ورزى با مسائل برخورد ميكنيم بديهى است از حملات و هجومهاى مغرضانه يى كه عليه ما ميشود بيمى به خود راه نمى دهيم٠ بر عكس از هر حمله ارتجاعى كه عليه ما صورت ميگيرد استقبال ميكنيم٠ ما همچنان در مسير انجام تعهداتمان پيش ميرويم ما همچنان به پيمانى كه با خدا و خلقمان بسته ايم و با خون شهيدانمان رنگين شده وفادار خواهيم بود٠

¤ ما ايدئولوژى خود را از ميدان شكنجه و زندان از لابه لاى جوخه هاى اعدام و از ميدان مبارزه اجتماعى و عمل انقلابى بدست آورده ايم٠ ما از همان اول مرزهاى قشريگرى را شكستيم٠ ما از همان اول به دنبال اسلام اصيل و انقلابى بوديم٠ ما معتقد هستيم كه هر اعتقاد اصيل بايد آزمايش خود را در ميدان عمل پس بدهد و ما حقانيت اعتقاداتمان را در ميدان عمل تجربه كرده و آن را محك زده ايم٠

¤ وقتى شرايط سخت و دشوار ميشود وقتى تهديدها و خطرات جدى و زياد ميشوند وقتى زيرسنگين ترين فشارها قرار ميگيريم فقط به يك شرط ميتوان راه را به سلامت طى كرد و آن اميد به پيروزى است٠ اميدى كه لازمه اش ايمان به اصالت و حقانيت راهمان است ٠ پس اگر ما به اين نتيجه رسيديم كه در مسير حقى سير ميكنيم اميد و ايمانمان هرچه افزونتر خواهد شد و با سينه باز از خطرات و مشكلات و سختيها و در نهايت از شهادت استقبال خواهيم كرد٠

¤ ما اين را لمس كرده ايم و ميدانيم كه اگر بخواهيم بر سر اصول و عهد و پيمان خود باقى بمانيم بايد تاوان آن را بپردازيم و ما مى پردازيم٠ معتقديم كه آينده روشن و تابناك است٠ اين حرف را بى پايه و بى اساس و از روى هوى و هوس نمى گوييم بلكه گذشته را مرور ميكنيم و به اينجا مى رسيم٠ ما گذشته را مى بينيم كه يكبار تقريبآ نابود شديم٠ پس ما حق داريم اميدوار باشيم و از مشكلات و خطرات نهراسيم٠ ما حق داريم بر توطئه ها و توطئه چينيها ريشخند بزنيم و اميدوار باشيم كه آينده از آن خلق و انقلابيون است٠

¤ انقلاب متعلق به شما نسل جوان انقلابى است كه بار اصلى انقلاب را به دوش كشيده ايد٠ ما با آنهايى كه سر سفره هاى حاضر و آماده آمده اند كارى نداريم٠ سازمان مجاهدين هم مال شماست٠ آينده متعلق به شماست٠ يقين داشته باشيد كه آينده متعلق به شماست٠ آينده متعلق به انقلابيون است٠ نيروهاى ميرنده از صحنه حذف خواهند شد٠

لعنت نفرين بر خمينى حرامزاده و تمامى مرتجعان درونى و بيرونى
  

[تاریخ ارسال: 21 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
بسيار جالب است وقتی ميبينم بعضی از رفقا اصرار دارند که مرکز زمين درست همانجائيست که آنها "ميخ طويله "اشان را کوبيده اند و جالبتر اينکه اين رفقا خود را هم مجهز به يک "ايدئولوژی علمی " ميپندارند.غافل از اينکه حتی قوانين علوم طبيعی هم نسبی بودنشان با توجه به زمان و مکان وقوعشان دچار تغيير و تبديل ميشوند. افتادن يک سيب توسط نيروی جاذبه در زمين و يا کره ماه و يا در فضا و زمانی ديگر هيچ شباهتی به هم نداشته و نخواهد داشت. پيچيده تر از اين، قوانين و مناسبات حاکم بر جوامع بشری ميباشد.هيچ ايدئولوژی و جهان بينی و مذهبی بدون در نظر گرفتن خاستگاه و پايگا ه طبقاتی مدعيانش وجود خارجی نداشته و نخواهد داشت و نميتوان خوب و يا بدش خواندو بنابر اين نميتوان به اين راحتی که بعضی ها اصرار دارند، در موردش حکم قطعی و "فتوا " صادر کرد.(يک گلوله فشنگ ،بخودی خود نه خوب است و نه بد.اما وقتی که از اسلحه يک سرباز امريکائی شليک ميشود ماهيتش با فشنگی که از اسلحه يک چريک آزاديخواه شليک ميشود ،ديگر يکی نميباشد). اينجاست که چه زيبا حنيف کبير مرزبندی را "بين استثمار کننده و استثمار شونده " ميبيند و نه بين با خدا و بيخدا ،اسلام و غير اسلام و غيره.خمينی حرامزاده ميگفت:"«آخوند يعنی اسلام»، و متاسفانه بعضی از چپ های "لوچ" هم اصرار دارند که :"اسلام يعنی آخوند" و برداشت و تعبير و تفسير آخوندی. غافل از آنکه جلو چشممان و حداقل در سه دهه اخير انسانهايی با گوشت و پوست و استخوانشان، اسلامی کاملا متفاوت و متضاد را به نمايش گذاشته اند.درک نکردن اين موضوع در بين عده ای از چپ های وطنی هزينه سنگينی برای جنبش انقلابی ما داشته است و دوستان را سالهاست که مشغول کوبيدن آب در هاون کرده و با شمشيرهای چوبيشان به جنگ آسيابهای بادی فرستاده است.   

[تاریخ ارسال: 20 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
من نمیدانم چرا بعضی ها در اینجا اصرار دارند که خرافاتی به اسم دین و مذهب نه تنها باید در سایت سرنگونی طلب و سکولار دیدگاه مرتب درج گردد بلکه باید در فردای سرنگونی رژیم هم همچنان بر مردمی که سی سال است با پوست و گوشت خود این پدیده ضد انسانی را لمس کرده اند حکومت کند؟. کاربری به نام تبعیدی می نویسد: من اگر در ویتنام بودم به مذهب مردم احترام میگذاشتم :! خب باید از این اقای پرسید: اگر درجنگل های امازون بودید ایا باز هم به باور های مردم قبایلی که ادم میخورند هم احترام می گذاشتید؟.: احترام گذاشتن به باور های خرافی مردم به معنای قبول ان باورهای خرافی می باشد . در جامعه های عقب افتاده و دیکتاتور زده مثل ایران تمام باور های مردم از جمله دین و مذهب از باور های سران ان رژیم می اید. فکر میکنید که اکثریت مردمی خرافی ایران که امروز گرفتار دین و مذهب شده اند این دین مذهب از چه کسی اموخیتند؟ خب مسلم است که ما و اجداد مان دین و مذهب را از همین اخوند های خون اشام اموخته ایم. ایا حال باید به اخوند های ادمکش احترا گذاشت؟. ما و اجداد مان نه عربی می دانستیم و نه تحقیقی و یا پژوهشی در مورد اسلام کردیم همینطور طوطی وار هر چه اخوند های انگل گفتند باور کردیم . تازه اگرنه مثل اکثر مسلمانانی که اول به قران ایمان می اوردند وبعد قران را میخوانند قران را خوانده بودیم مگر غیر از قتل و کشتارو قصاص و توهین به زن و.. چیزی دیگری میتوانستم دران پیدا کنیم؟. در فردای انقلاب ایران دین و مذهب باید برای همیشه از زندگی شخصی و اجتماعی خلق های ایران همچون رژیم جنایتکار اسلامی به ذباله دان تاریخ ریخته شود.
  

[تاریخ ارسال: 20 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: farhad]  [  ]  
مطلب ۱۰۰۰۰ شما را هم خواندم ولی‌ ربطی‌ به سانسور کردن مطلب من نداشت!!!!! شما نظر من را قیچی کردید چون هنوز نتوانسته اید از پیله اسلام دمکراتیک آقای رجوی بیرون بیایید به همین سادگی‌. این همه صغرا کبری کردن و حواله دادن به ۱۰۰۰۰ بهانه است عزیز.   

[تاریخ ارسال: 20 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: مش قاسم]  [  ]  
با سلام
آقای ناظر این که فرمودید ما قبول داریم، بابام جان به اسلام امیدی نیست، ما به عقل خودمان یک حکومت میخواهیم مثل حکومت مصدق که شیر باشه بابام جان. یک مهلتی به همه بده، جانی تازه کنند، نفسی بکشند، بعد بفهمیم اصلا چی بر ما گذشت. کسی بدش نیاید ها، همه بچه ها مان هستن ولی آن ها که یک کمی تند میروند هم وقت پیدا کننند، ملت خودشان رو بشناسند.
اما خودمانیم خیلی خوشمان آمد عکس ما را خواستید، خودمان را خیلی مهم دانستیم ، حال آنکه بابام جان، ما نه حکومت میخواهیم نه شهرت. شما هم من نمیدانم با عکس، بابام جان نمیتانی دوست را از دشمن بفهمی. ما یک همشهری داشتیم، رفت توی مجاهدین بعد یهو گفتن جاسوس بوده . اولش نگفتن ها بعد نمیدانیم چه شد گفتن. خلاصه بابام جان ما قد عقل خودمان میدانیم بعضی از بچه های ایران هنوز ملت را خوب نمیشناسند. ملت روس را میشناسند، ملت خارجه را میشناسند ولی هیهات ملت خود ما را نمیشناسند.
میپرسید چرا ؟ همین ها برای ما در داخله مینویسند گرانی است . بابام ما میدانیم گرانی یعنی چه ! مینویسند سرکوب است، بابام جان ما سرکوب میشویم. شما که همش از لنین و استالین مینویسید ، آنها هم که خدا بیامرزدشان ، گفتند برای زمان خودشان . اگر خوب بودند که لابد الان توی روسیه غوغا بود همان ها را میخواستن. شده مثل علی که گفتن حکومت کرد خوب بود کو بابام ؟
میگویند همبستگی ! دور کی ؟ دور چی ! دور اندیشمندانی که ۱۰ تاشان با هم یکی نیستند؟ دور کسانی که تا حرف میزنی، میگن رژیمی هستی ؟ نه بابام جان من گفتم، با خودم ها ، گفتم، بعد از این همه خون، بعد از این همه درد ، ما یک دوران آرامش میخواهیم، اصلا هر کس هر چی میخواد بگه. زمینه اصلی آن هم این است که قبول کنیم، به اندازه آدم ها نظر هست و هر کس باید حق داشته باشد نظرش را بگوید. خوب یار گیری کند بعد یک همه پرسی شود ، آنها که یارشان بیشتر است، حکومت کنند ولی غیرتان دیگر آدم کشی نکن.
  

[تاریخ ارسال: 20 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: farhad]  [  ]  

آقای ناظر لطفا میتوانید توضیح دهید چرا نظر مرا سانسور کردید و منتشر نکردید؟؟ ممنون میشوم

علی ناظر: لطفا به نوشتارم با عنوان 10000 مراجعه کنید. وقت برای توضیح بسیار کم است.
  

[تاریخ ارسال: 19 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  

جناب آقای ناظر با سلام و احترام یک سئوال دارم: با باید ها و نباید هایی که دیدگاه گذاشته آیا از این به بعد مقالاتی که با اشاره به قرآن و نهج البلاغه و... دست رژیم را رو میکند مثلا نوشته های «همنشین بهار»، خط خواهد خورد؟

علی ناظر: هموطن «-»

متوجه نمی شوم که این سوال شما، بخاطر کدام بخش از موازین دیدگاه است.

در موازین دیدگاه آمده که دیدگاه  آزادی اندیشه (مثلا باور به اسلام)، آزادی بیان (مثلا تبلیغ اسلام)، آزادی مطبوعات (مثلا سایت باورمندان به اسلام) را محترم می شمارد. با توجه به این نکته، حال خودتان پاسخ بدهید که آیا جای نوشتاری در باره نهج البلاغه در دیدگاه است یا نه؟ اگر بازهم پاسخ به این سوال مشکل بود، لطفا به نوشته خود من «اصولی کیست 1-4» توجه کنید.

خلط مبحث نکنیم. انتقاد به استفاده ابزاری از اسلام برای تشکیل نظامی سکولار، مساوی با رد آزادی اندیشه، بیان، و مطبوعات، نیست. بزبانی دیگر، رد استفاده ابزاری از اسلام، مترادف با رد اسلام نیست.
همانطور که در گذشته و حال، می توان از اسلام برای تهییج مردم در برخاستن علیه نظام مستبد استفاده کرد، به همان شکل هم می توان در آینده، از اسلام برای تهییج توده در راستای براندازی نظامی سکولار، دموکرات و مردمی استفاده کرد.
اگر این خیزش، یا خیزش بعدی یا خیزش های بعدی، نیاز به تهییج باورهای عقیدتی مردم داشته باشد، مطمئن باشید که آینده خیزش به انحراف کشیده می شود. احترام به حسین (امام سوم شیعیان) بجای خود، محکوم کردن یزید هم بجای خود، اما اینها نباید دلیل و علت خیزش مردم بشوند. مردم ایران بپا می خیزند چون به آگاهی رسیده اند، چون به بلوغ مبارزاتی رسیده اند، چون حاضر نیستند که ستم را به جان بخرند. مردم بپا نمی خیزند چون می خواهند پرچمی که از دستان حسین و هاشم و ... افتاد، را به اهتزاز درآورند. و اگر مردم به آنسوی هدایت شدند، باید به آنها هشدار داد. به مردم و رهبران در اپوزیسیون سرنگونی طلب یادآور شد که: هدف این خیزش، رد یک قرائت از اسلام و جایگزین کردن آن با قرائتی دیگر نیست - این خواست رژیم و موسوی و شرکاء است. صحبت بر سر مبارزه برای تشکیل نظامی سکولار است.
در نظام سکولار، اسلام حرف اول و یا آخر را نمی زند، چرا که دین سایه بر دولت نینداخته است.
در نظام سکولار کسی تفتیش عقاید نمی کند.
در نظام سکولار رهبر عقیدتی و امام و مرجع تقلید خط دهنده نیستند.
در نظام سکولار، عاشورا همان ارج و احترام را دارد که تولد و مرگ  ابوبکر وعمر و عثمان .
در نظام سکولار، تلویزیون ملی اذان پخش نمی کند و اگر کرد، اذان شیعیان را پخش نمی کند.
در نظام سکولار، تلویزیون ملی در کشوری که میلیون ها سنّی دارد، دوازده امام را 24 ساعته تبلیغ نمی کند. بهائیت را هم می پذیرد، مسیحیت را هم می پذیرد و به یهودی و کمونیست به همان اندازه امکانات می دهد که به بی دین ها و شیعیان.
سکولاریسم علیه شیعیان نیست. نه علیه دین است و نه مبلغ آن.
حال من از شما سوال می کنم: خواست شما کدام است؟ نظام سکولار و یا نظامی که دهانت را می بویند؟

امیدوارم که پرچانگی مرا ببخشید.
  

[تاریخ ارسال: 19 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
در راستای عمل به وظیفۀ روشنفکران جوامع مختلف ایرانیان نظرات مسئول یا مسئولین سایت دیدگاه‌ قابل تحسین است. تعیین تکلیف با اسلام ـ بعنوان بستر تئوریک توجیه سرکوب و شکنجه- همانقدر لازم است که گسترش تفکر سرنگونی به جای رفرم. اسلام صفوی با اسلام علوی از یک آبشخور عقیدتی تغذیه می‌شوند: برده‌ساختن انسانها در این دنیا برای پاداش اخروی.
این برده‌سازی، در مذهب شیعه از قضا پر رنگ تر است. بنابراین، خط‌کشی با اسلام از انواع آن، خط درستی‌ست که نیروی پیشتاز و رهبری کننده جنبش دموکراتیک مردم ایران بایستی به آن بپردازد و سایت دیدگاه در این مورد کاملاً‌ به درستی روی آن انگشت نهاده است.
  

[تاریخ ارسال: 19 Jan 2010]  [ارسال‌کننده:  تبعیدی]  [  ]  
ما در یک نبرد نا برابر هستیم
اما واگر بگذاریم کلاه مان پس معرکه است نمایندگان خود خوانده خدا در قصر هایشان میمانند
من اگر در ویتنام بودم به مذهب مردم احترام میگذاشتم
واگر در فلسطین یا ظفار بودم بازهم به مذهب مردم احترام میگذاشتم وبرعلیه اعتقادات انها کاری نمیکردم
وامروز وقت با دین وبیدین گفتن نمی باشد دودش توی چشم همه خواهد رفت کماینکه ان کار احمقانه سال 54و53 چنین فاجعه ای را ببار اورد با اتش خشم مردم بازی کردن اسمش مبارزه با ارتجاع نیست
وانها که میخواهند ریشه مذهب را بکنند لطفا از کشورهائیکه در ان اقامت دارند شروع کنند
ما به جدائی دین از حکومت در ایران راضی هستیم وباید شر اخوندرا با همین مردم مسلمان کند از غیر مسلمانها زیاد نباید انتظار داشت انها در فکر حذف یکدیگر هستند ببینید چه بر سر جنبش اوردند حالا برای کیف کشی پاسدارها مسابقه گذاشتند
فقط به سایتهایشان نگاه کنید
  

[تاریخ ارسال: 19 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: صبا]  [  ]  
با سلام مجدد وتشکراز جواب گویای شما
اتفاقا نطر منهم دقیقا همین است که نباید حکومتی«اسلامی» داشت ویا اینکه دراجرای قوانین جامعه به آنچه سبقه وسابقه ارتجاع اسلامی دارد تکیه نمود ،اما درصحنه مبارزه چه کارداریم که چه کسی با چه عقیده ای اگردرتضادبامنافع عامه مردم نیست مبارزه کندوقبل ازاینکه به هویت عقیدتی بنگریم ومته به خشخاش بگذاریم ببینیم عمل مشخص اجتماعی او به نفع مردم است یانه والا به نوعی میشویم آنروی سکه ملاهای حاکم که قبل از هرچیز به سین جیم عفیدتی میپردازند .
همین
  

[تاریخ ارسال: 19 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: صبا]  [  ]  

با سلام آقای ناظر این باید نبایدی که شما درموازینتان بیان میکنید به نظرکمی دور ازواقیت است ..کنایه شما به رفتن امویان وآمدن عباسیان وانتخاب بین «حسین» و«یزید»هم با عرض پوزش ، بیشتر به یک لودگی سیاسی شبیه است تا اعلام موضع وموازین. به هزارویک دلیل تاریخی واجتماعی وفرهنگی، متاسفانه ویا خوشبختانه و صرف نظراز ابرازتاسف یاخوشحالی من وشمای نوعی اما واقعبینانه اینست که هنوز بعد از سی سال که ارتجاع آخوندی تسمه ازگرده ایران وایرانی کشیده ، بزرگترین حرکت ضد رژیم که چارچوبهای سیاسی وحتی اعتقادی این رژیم را دچارزلزله میکند روز عاشورا است که «دست برقضا» همان روز شهادت حسین بدست یزید است کما اینکه بزرگترین نیروی سیاسی صحنه هم باز «دست برقضا» حسین را رهبر آرمانی والگوی مبارزاتی خود میدانند... لطفا دراین زمینه کمی واقع بینانه تروباشابلون دمکراسی موازین را طراز بالانس کنید. با تشکر

علی ناظر: با اجازه به ترم «لودگی سیاسی» که استفاده کرده اید نمی پردازم.

آیا 30 خرداد 60، ربطی به روز عاشورا داشت؟

آیا 5 مهر 60، ربطی به عاشورا داشت؟

آیا 19 بهمن 60 ربطی به عاشورا داشت (هرچند عاشورایی درخور زمان خود شد)؟

این سه را نام بردم چون مستقیما به سازمانی «اسلامی» ربط داشتند.

از سوی دیگر، آیا 16 آذر 88 ربطی به عاشورا داشت؟

هیچکدام از اینها به اسلام و عاشورا ربطی نداشتند. اما نقطه مشترک همه یکی است - سرنگونی طلبی. براندازی نظام جهل و جنایت.

برای سرنگونی، لزوما نباید به دامن فلان امام (شیعه) آویزان شد و یا به بهمان آیه قران توسل کرد.

این خمینی است که به آیات قران محتاج است، چون می خواهد تحمیق کند. مصدق در خود چنین نیازی ندید، البته می توانست تحمیق کند، که نکرد. می توانست برای یکروز بیشتر بر سر قدرت ماندن «تقیه» کند، که نکرد. می توانست خود و آرمان خود را به حراج بگذارد، که نکرد.

فراموش نکنیم که خمینی خواهان رژیمی اسلامی بود. آیا سرنگونی طلبان سکولار هم خواهان رژیمی اسلامی هستند؟ اگر آری که مرا با آنها کاری نیست، و اگر نه، استفاده ابزاری از اسلام نه تنها غیر اصولی است، بلکه در آینده گریبانگیر خودمان خواهد شد.

 
  

[تاریخ ارسال: 19 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: عبدلله عبدلله]  [  ]  
اقای علی ناظر من نیز با نظر شما موافق هستم اما راه عملی ان چیست اقای خامنه ای با تمام قدرت سرکوب خود به میدان امد تا مردم در روز عاشورا شعار های مذهبی ندهند اما موق نشد.   

[تاریخ ارسال: 18 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
با درود بسیار از اقای علی ناظر . به نظر من در رژیم ازاد و دموکراتیک و مردمی اینده باید برای همیشه پدیده ضد انسانی دین و مذهب را که ۱۴۰۰ سال حکومت های خون ریز با تکیه بر ان نه تنها توده ها را بخاک سیاه نشاندند بلکه عقل وخرد انها را هم نسل به نسل از بین برند برای همیشه دور ریخت و تنها باید اجازه داد که مذهب یک امر خصوصی افراد فقط در چار دیوار خانه هایشان باشد . پشنهاد دیگر من اینکه اگر امکان دارد سایت مردمی و سرنگونی طلب دیدگاه یک قدم انسانی دیگر پیش گذارد و با فرا خوان های مکرر به ما کار ورزان و کاربران و گروه ها وسازمانهای چپ و مجاهدین ودوستان سایت دیدگاه به تظاهرات علیه رژیم و جناح هایش در خارج و در کشور های مختلف به یاری مردم بپا خاسته ایران فرا خواند تا سرنگونی کل رژیم را سرعت بخشد. جا و محل و وقت تظاهرات هم خودسایت دیدگاه تعین کند.
  

[تاریخ ارسال: 18 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: م- ت اخلاقی]  [  ]  
با سلام،
دربیان موازین دیدگاه از اول فروردین 1389، آمده است که :
اگر سمت و سو و هدف آن، بار دیگر، احیای اسلام با قرائتی دیگر باشد، قیام و خیزش کنونی منحرف خواهد شد. خیزش کنونی به دنبال سرنگونی سلسله امویه و تشکیل سلسله عباسیه نیست.
به نظرمن علت انحراف قیام 1357 که باید به یک انقلاب اساسی یعنی بطورکلی بهبودی میهن وملت می شد،اسلام نبود،بلکه اشکال بر2 پایه بود:
1- رهبری انقلاب(فردناصالح) که بناحق بدست خمینی افتاد(درغیاب رهبران واقعی که یاتوسط شاه قتل عام شده،ویا تا آخرین لحظه توسط شاه به اسارت گرفته شده بودند).
2- حرکت برمبنای آرمان خواهی(ایدئولوژی).بحث ضد یت با دیگر ایدئولوژیها نیست ،آیا مثلا اگر رهبری در سال57 بجای خمینی،دردست فردی مثل قزافی مسلمان(قزافی سالهای دهه 40به بعد، سمبل تعدادی از انقلابیون آن دوره در ایران)،یادردست یک مارکسیست(کره شمالی،چین،کوبا،رومانی ویا حتی خودشوروی) بود،وضع آزادی احزاب وتجمعات بهتر ازآنی که هست می بود،یاآیا دیگر مخالفین ومعترضین سرکوب نمی شدند،ویابه سلولهای انفرادی وجوخه های مرگ سپرده نمی شدند ؟ (دراینجانظرمن فقط اززاویه نبودآزادی در این کشورهااست،یعنی همان مشکل اصلی جامعه ایران،البته می توان به مسئله استثماروبهره کشی از زحمتکشان در این کشورها نیز پرداخت) .
.قیام وبه تبع آن دگرگونی اساسی(انقلاب)در ایران به نظر نگارنده نباید در چهارچوب یک ایدئولوژی خاص وکلاسه شده،ودر دست ورهبری یک نفرخاص باشد،بلکه باید بلعکس با همه اندیشه ها وهمه افرادشکل پذیرباشد،یعنی دیگرنباید تمامی سرمایه به شماره حساب یک گروه ویک اندیشه وبخصوص یک نفر خاص ریخته شود.مشکل اسلام وکمونیست وغیره نیست.چین،کره شمالی،رومانی کوباووووکه با اسلام شروع نکردند که به چنین دیکتاتوریهائی مبتلا شده اند.
به نظرمن پرچمهای یک رنگ به هررنگی که باشند،به کوچه بن بست دیکتاتوری ختم خواهند شد.

  

[تاریخ ارسال: 18 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: فرزاد]  [  ]  
( بر جدایی دین از دولت، و جدایی دین از پروسه سرنگونی طلبی، مصر است)
چطور از کسایی که اعتقادات مذهبی دارند انتظار دارید که از این عقاید در پروسه سرنگونی استفاده نکنند.تکلیف بزرگترین سازمان سرنگونی طلب در پروسه سرنگونی چی میشه.
  

[تاریخ ارسال: 18 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: sara]  [  ]  

جناب ناظر بنابراين در مورد دولت جمهوري "دمکراتيک"اسلامي مورد نظر مجاهدين و "شوراي ملي مقاومت "چه موضعي داريد اگر وفاداربتان به جدایی دین از دولت، و جدایی دین از پروسه سرنگونی طلبی، جدي است؟

علی ناظر: موضع همیشگی. آنچه در این موازین آمده حرف جدیدی نیست، و همانطور که نوشته ام تکراری است.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.