شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

فرایند سقوط رژیم فاقد مشروعیت
کورش عرفانی

کورش عرفاني

قدرت، آن گونه که در جامعه شناسی مورد تعریف قرار می گیرد، عبارت است از توانایی برآورده ساختن خواست های خویش و اجرایی ساختن تصمیمات خود[1]. براین اساس، یک رژیم سیاسی زمانی به عنوان یک مجموعه ی دارای  قدرت" سنجیده می شود که بتواند تصمیمات و طرح های خود را به مورد اجرا درآورد. هر چه یک رژیم مشروع تر و عقلایی تر باشد برای اعمال قدرت خود با اصطکاک و تنش کمتری روبرو می شود. یک رژیم فاقد مشروعیت مجبور است که حاکمیت سیاسی خود را با استفاده از ابزارهایی مانند زور، ترس، تهدید و امثال آن حفظ و پیاده کند و به همین دلیل  نیز حکومت های نامشروع، به معنی جامعه شناختی کلمه، قدرت ندارند، زور دارند. میان این دو فرق بسیار است. در یک سطح خرد، پدری که فرزندانش را با یک کلام به اطاعت از خویش وامی دارد قدرتمند است اما آن که این کار را با چوب و شلاق صورت می دهد در واقع فاقد قدرت است، از زور استفاده می کند.

ویژگی قدرتمندی – با بهره گیری از مشروعیت - این است که با حداقل امکانات حداکثر نتیجه را به دست می آورد و ویژگی زور گویی این است که با حداکثر امکانات حداقل نتیجه را کسب می کند. قدرت ورزی به این واسطه ابزاری است برای دوام آوردن و بقا داشتن، در حالی که زورگویی زمینه ای است برای برانگیختن دیگران برعلیه خود. در قدرت ورزی، فرد تبعیت کننده احساس بدی ندارد، اطاعت خود را – به درست یا نادرست - دارای یک پایه و اساس می داند و برای آن احترام و حتی ارزش قائل است. این حس را دارد که به میل خود و به خواست خود اطاعت می کند و اجباری در این راه نمی بیند. اما در زورگویی موضوع به کلی متفاوت است. فردی که به واسطه ی زور، تن به پیروی از زورگو می دهد نه راضی است و نه آرام. او پیوسته سعی در فرار و گریز از این زورسالاری دارد و به محض یافتن کمترین امکانی از تبعیت و پیروی باز می ایستد، تن به کار نمی دهد و دردسر می سازد. اگر هم زمانی احساس کند که رابطه  اش با زورگو قابل تغییر است به هجوم و انتقام جویی می پردازد. زور آدم ها را تابع می کند اما متقاعد نمی کند.

بر این مبنا می بینیم که رژیمی مانند جمهوری اسلامی که دیگر قدرت ندارد به زور روی آورده است تا از این طریق بقای فیزیکی خود را حفظ کند. اما این نمی تواند جز مسکنی که دردهای سطحی رژیم را تا حدی التیام می بخشد باشد، میلیون ها ایرانی تحت زور و ستم برای رهایی از آن، لحظه شماری می کنند و در انتظار فرصت مناسبی هستند تا به واسطه ی خشم و نفرت خویش، دودمان چنین رژیمی را به باد دهند. زور از این خصوصیت تناقض زا برخوردار است که امکان حذف قهرآمیز و قاطع خود را آماده می سازد. هرچه بیشتر به کار گرفته می شود زمینه ی نابودی زورگو را بیشتر فراهم می سازد. مدت زمان دوام زور همیشه موقتی است و دیر یا زود باید آماده ی برخورد با نتیجه ی طبیعی به کار گرفته شدن خود باشد، یعنی برخورد با اقیانوسی از نفرت و کینه ورزی و خشم. به همین دلیل می توان انتهای هر رژیم فاقد قدرتی را پیش بینی کرد. به عبارت دیگر یک رژیم فاقد قدرت یک رژیم رو به سرنگونی است. میان دوره ی حذف مشروعیت، محو قدرت و سرنگونی یک دوره ی موقتی زور سالاری است که مدت آن بستگی به برخی عوامل دارد: شدت زور، توان زورگویان و میزان تحمل قربانیان. اما آن چه مسلم است این که رژیم زورگو به واسطه ی آن چه با کارکرد خویش می آفریند یک رژیم محکوم به نابودی است. شاید برای برخی عجیب باشد که چرا رژیم هایی مثل صدام یا قذافی با وجود زوری که به کار می گرفتند و می گیرند دوام آوردند. پاسخ این است که این رژیم ها به گونه ای از درجه ای از مشروعیت میان مردم برخوردار بودند و هستند. هر چند که چنین مشروعیتی از ضعف جامعه ی مدنی و کمبودهای فرهنگی و عدم پیچیدگی ساختار اجتماعی نشات می گیرد اما به هر روی مورد این رژیم ها از مورد فعلی جمهوری اسلامی متفاوت است.

براساس یک چنین دستگاه نظری باید گفت که جمهوری اسلامی در شب 22 خرداد 1388 آخرین میخ را به تابوت مشروعیت نسبی و نیمه پاره ی  خود کوبید و وارد فاز زورسالاری صرف شد. یعنی دوره ای که در آن می خواهد بدون برخورداری از حمایت حتی 10 درصد جامعه تنها با اتکای به قتل، سرکوب و ترس ناشی از اعمال زور دوام آورد. از همین روی اگر قرار باشد که برای جمهوری اسلامی یک فاز آخرین تعیین کنیم بی شک آن فاز از 23 خرداد آغاز شده است. رژیم با تلاش های کاذب خود، بعد از عاشورا، در 9 دی 88 نداشتن هر گونه پایه ی اجتماعی مهم را برای خود به نمایش گذاشت و با بهره بری از تمام امکانات حکومتی موفق به گردآوری حدود 150 تا 200 هزار نفر در تهران 12 میلیونی شد. به این ترتیب در می یابیم که این رژیم برای بقای خود نمی تواند جز بر قوه ی قهریه ی خویش حساب کند. و این، یعنی ترک دوره ی مشروعیت و وارد شدن به سراشیب مرحله ی زورگویی صرف و عریان.

در دوره ی زورسالاری یک رژیم تلاش می کند به خود و نزدیکانش بباوراند که تنها با اتکاء به زور هم می توان زیست و ادامه داد. اما چون چنین چیزی در عمل ناممکن است به تدریج شک ها و تردیدها نزد خودی ها بیرون می زند، اختلاف ها، مسله دار شدن و پرسش گری ها مطرح می شود و لرزش و شکنندگی و شکاف آشکار می شود. از آن سوی، مردم تحت زور و ستم این ضعف های آشکار را می بینند و روحیه می گیرند و اطمینان پیدا می کنند که دوره ی حیات رژیم زورگو به آخر رسیده است. به مرور زمان نزد مردم این باور به پایان پذیری زورسالاری قویتر می شود و نزد حکومتگران عدم باور به امکان ادامه ی حکومتگری، با اتکاء تنها به زور، گسترش می یابد. این دو تا آن جا پیش می رود که مردم به این نتیجه می رسند وقت مناسب برای عمل کردن جهت پایان بخشیدن به حاکمیت ستمگر فرا رسیده است و از آن سوی، زورگویان راهی جز پذیرش این واقعیت ندارند که کار تمام است و میان تسلیم یا نابودی انتخاب دیگری وجود ندارد.

این آینده ای است که در انتظار رژیم جمهوری اسلامی است. از آن جا که مغزهای متفکر نظام از این موضوع خبر دارند در حال تلاش هستند تا با مانوورهایی مانند به راه انداختن مناظره، استقرار منطق هویج و چماق، باوراندن وجود پلیس خوب و پلیس بد و اداهای نرمش و نمایش انعطاف، عامل دیگری جز زور را وارد شکل بندی رژیم خود بکنند و احتمال تغییر سرنوست محتوم آن را بیازمایند. به عبارت دیگر تلاش می کنند که این پایان جبری را که ناشی از به کار گیری زور عریان است تغییر دهند.  اما به نظر می رسد که نه رژیم از چنین توانایی ساختاری برخوردار است و نه شرایط عمومی داخلی و خارجی اجازه ی چنین بازسازیی را می دهد. این به آن معنی است که رژیم جمهوری اسلامی هم از مشروعیت و هم از امکان بازیابی مشروعیت خود محروم شده است. آیا این خود نوید بخش رفتن به سوی آغاز تغییر در تاریخ ایران نیست؟

یادداشت های روز، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

کورش عرفانی                                                                                                 korosherfani@tahoo.com

 

* *

www.korosherfani.com

17 january 2010



[1]http://fr.wikipedia.org/wiki/Pouvoir_%28sociologie%29

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.