شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

یک پیام، یک التزام، یک بایست
علی ناظر

علی ناظر

 
 
 
 
خانم مریم رجوی در مصاحبه ای با خبرگزاری فرانسه به نکاتی اشاره کرده که در این مقطع از زمان حائز اهمیت است.

ایشان به چند محور اصلی که می تواند سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را تسریع و ممکن کند اشاره می کنند؛ از جمله:

 

·       همكارى هواداران مجاهدین با جنبشهاى اعتراضى در داخل

·       خواهان اقدام مشابهى از سوی دیگر رهبران اپوزيسيون

·       اتحاد عمل همه نيروها براى سرنگونى

·       مقابله با جناح خامنه ای بعنوان هدف اصلی

·       اتخاذ این موضع بوسیله سایر جنبشهاى اپوزيسيون

·       زمانبندی پروسه سرنگونی و شرط لازم

 

بی شک همسویی و همنوایی تمام نیروهای سرنگونی طلب گرد شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»، و در راستای ایجاد جبهه وسیع، برای پایه ریزی حکومتی مبتنی بر مفاد بیانیه حقوق بشر، تنها راهکار است.

همبستگی ملی و تشکیل جبهه وسیع، بعنوان یک خواست ملی، تنها زمانی امکان پذیر است که نیروهای سیاسی مترقی و سرنگونی طلب خود را ملتزم به تحمل اندیشه مخالف دانسته و به دگراندیشان بعنوان دشمن ننگرند. نگارنده امیدوار است که پیام خانم رجوی، اولین گام در عملی شدن این خواست ملی باشد.

از سوی دیگر، این پیام، همچون طرح «همبستگی ملی» -  پیشنهادی شورای ملی مقاومت، که تنها در سطح یک پیشنهاد باقی ماند، می تواند بازدهی بجز پیشبرد اهداف دیپلماسی شورا نداشته باشد.

از یک جایگاه پراگماتیک و عملی، همبستگی ملی و جبهه وسیع، معنایی ندارد اگر مجاهدین در آن نقش آفرینی نکنند. آنها از توانمندی های لازم برای عملی شدن چنین نهادی برخوردارند، و این واقعیت را هیچ نیروی سرنگونی طلبی نمی تواند کتمان کند. درعین حال، هرچند برخورداری از امکانات لازم است، اما کافی نیست. شرط اصلی «خواستن» است.  «می توان و باید، اگر بخواهیم».

تا به آنجایی که من متوجه هستم و خوانده ام و مسائل را پیگیری کرده ام، و تنها بعنوان خلاصه ای از شنیده ها و گفته ها، دعوت خانم رجوی در این مصاحبه تنها زمانی عملی می شود که نکات واقعی زیر نیز در نظر گرفته شود:

 

·       شماری از نیروهای سرنگونی طلب به برخی از سیاستهای مجاهدین و شورا انتقاد دارند.

·       نیروهای سرنگونی طلب خواهان مرگ «حکومت اسلامی» و نه فقط مرگ «حکومت آخوندی» هستند. «جمهوری» بدون صفت «اسلامی»، خواست اکثر مردم عادی شرکت کننده در تظاهرات اخیر بوده است. این یکی از نکات اساسی است که همبستگی ملی و تشکیل جبهه وسیع را تاکنون با مشکل روبرو کرده است.

·       شورای ملی مقاومت (از جمله مجاهدین) بارها اعلام کرده اند که خواهان سکولاریسم و تکثرگرایی هستند. این خواست لازم است، اما کافی نیست. این باور و تعهد باید در عمل خود را به نمایش بگذارد. نمی توان به رسانه ای صفت «ملی» داد، اما یکسویه و در راستای احیای «اسلام» از آن بهره جست. در پاسخ به این انتقاد شنیده شده است که زحمت و کار و پشتیبانی مالی از مجاهدین است بنابراین برنامه های سیمای آزادی هم بنا به سلیقه مجاهدین تنظیم می شود.

·       مبارزات آزادیخواهانه چند دهه اخیر خانم رجوی، و نقشی که در پروسه افشای رژیم جمهوری اسلامی در سطح دنیا، داشته اند، غیر قابل انکار است، اما ایشان بعنوان شخصیتی که به سکولاریسم معتقد و حکومت ولایی را رد می کنند، موضع دوگانه ای با مفهوم «رهبر عقیدتی» داشته اند. این انتقاد وجاهتی ندارد اگر به گفتار خانم رجوی، نه بعنوان رئیس جمهور برگزیده یک نهاد سکولار، بلکه تنها بعنوان یک فرد، یک انسان، و یا عضوی از مجاهدین، با یک سری باور های شخصی، توجه داشته باشیم. اما بعنوان رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، که نهادی سکولار و غیر وابسته به اندیشه اسلام است، ایشان را ملتزم به دوری گزیدن از تبلیغ اندیشه اسلامی (از جمله رهبر عقیدتی) می کند.

·       آقای مسعود رجوی در سری مصاحبه های خود با عنوان «اصولی کیست» بر دو اصل تأکید داشته اند که یکی از آن دو، «اتحاد» است. واقعیت این است که در عرض 30 سال اخیر، اتحاد بین نیروها نه تنها افول داشته، بلکه تشتت و دوری گزیدن در اپوزیسیون رشد کرده است. خانم رجوی و نهادهای تحت مسئولیت ایشان، توانسته اند عظیم ترین نیروی دیپلماتیک، شامل وکیل و سناتور و حقوقدان و اسقف و شیوخ و روزنامه نگاران و .... را به زیر یک پرچم گردآورند، که دستاوردی است چشمگیر و ستایش برانگیز، اما همین نهاد از ایجاد جبهه وسیع، شامل نیروها و اندیشه ورزان و دگر اندیشان ایرانی و خودی و سرنگونی طلب، عاجز بوده است. دامنه فعالیت خانم رجوی در گسترده کردن این «خواست» مردمی، از زمان انتخابشان به «مقام رئیس جمهور برگزیده شورا» سیری نزولی داشته است. در این برهه از تاریخ، خانم رجوی، بعنوان یکی از رهبران سیاسی اپوزیسیون، می بایست این کمبود را مورد توجه قرار داده و شخصا در کارزاری که به هیچ وجه آسان نخواهد بود، موانع واقعی موجود و پیش روی را بردارند. این مهم، تنها زمانی انجام پذیر می شود که ایشان شخصا و عملا به خراب کردن «دیوار برلین» خود محوری در فرهنگ رایج مبارزاتی ما ایرانی ها، کمر همت ببندند. در غیر اینصورت، پیام رادیکال ایشان در این مصاحبه، در زیر غبار فراموشی مدفون خواهد شد.

·       در گوشه و کنار می خوانم و می شنوم که «همبستگی با چه کسی و برای چه هدفی؟» و در ادامه گفته می شود که نیروهای سرنگونی طلبی که از آنها نام برده می شود، به لحاظ کمّی از تعداد انگشتان یک دست هم کمترند، و کل اعضا و هواداران آنها نیز چشمگیر نیست. این طیف با توجه به این داده ها، بحث می کند که مجاهدین نباید وقت و انرژی صرف اتحاد با نیروهایی بکنند که به لحاظ کمی و کیفی نمی توانند در پروسه سرنگونی نقش آفرینی کنند. این منطق ظاهرا دارای وزن قابل توجهی است، اما در تضاد با چند نکته واقعی است.

o        اگر کمیت و کیفیت تنها ملاک باشد، هیچکدام از اعضای (غیر مجاهد) شورای ملی مقاومت به لحاظ کمی و یا کیفی نقش آفرین نیستند. تعداد کثیری از آنها تنها «منفرد و مستقل» هستند.

o        اگر کمیت و کیفیت ملاک تصمیم گیری و همبستگی باشد، دعوت خانم رجوی، و همچنین طرح همبستگی ملی، اگر از پایه غلط نباشد، حتما صوری بوده است. چون ایشان، پیش از فراخوان به همبستگی، از توان و قدرت بقیه نیروهای سرنگونی طلب مطلع هستند، اما بازهم بر همبستگی مصرند.

·       نکته دیگری که «مخالفین» همبستگی ملی ایراد می کنند این است که اگر همبستگی ملی خوب است، چرا بقیه نیروها خودشان چنین جبهه ای را تشکیل نمی دهند؟ آنها کار خودشان را بکنند، و بگذارند که مجاهدین هم کار خودشان را بکنند. این منطق هم بظاهر درست است، البته اگر خانم رجوی و شورا چنین دعوتی را هر از گاهی مطرح نکنند. اما از آنجایی که پیشنهاد دهنده «همبستگی ملی» شورا بوده است، آنها باید وارد گود شده و بدون انداختن توپ به میدان دیگران، برای «همبستگی» بین نیروهای سرنگونی طلب، در حد توان کوشا شوند، و اگر موفق نشدند، دوباره سعی کنند، و اگر نشد، سه باره سعی کنند. هدف از «اتحاد» تقویت قوای فیزیکی نیست، بلکه تقویت فرهنگ مبارزاتی است. بیانگر این است که «آلترناتیو» می تواند دیگران را تحمل کرده و همراه با دیگران (مخالفان سرسخت خود) دشمن را شکست دهد.
خانم رجوی یکبار گفته اند که «می توان و باید». که اگر چنین است، و من فکر می کنم که چنین است، باید «همبستگی» انجام پذیر باشد. البته  می توان و باید، «اگر بخواهیم». در این دوران که گزارش لحظه به لحظه یک خیزش در داخل کشور از تمام تورهای امنیتی می گذرد و در سطح جهان به نمایش گذاشته می شود، و در زمانی که موضعگیری محسن رضایی، میرحسین موسوی، و یا رجوی با ده ها نظر و عکس العمل موافق و مخالف روبرو می شود، دیگر نمی توان به یک وعده که ره به جایی نخواهد برد، بسنده کرد. خانم رجوی، به مفهوم آنچه در این مصاحبه گفته اند متعهد شده اند. سوال ساده اینست که در عمل، چه برنامه ای دارند؟

·       اما تعهد عملی و تئوری مجاهدین و خانم رجوی فقط یکطرف معادله است. نیروهای دیگر باید با برخوردی مثبت و پیشرو به مجاهدین امکان عملی شدن این خواست ملی را بدهند. به نظر نگارنده، در زمانی که مردم، از آحاد و برداشتهای مختلف، گرد شعارهای سرنگونی طلبانه جمع شده اند، و شعار می دهند که «ما همه با هم هستیم»، نیروهای خارج از شورای ملی مقاومت باید خود زمینه ساز ایجاد جبهه وسیع بشوند، و به فراخوان مجاهدین برای همبستگی بگویند «بیا بیا». باید با بیان خواست های خود، مجاهدین را به این جبهه وسیع یک گام نزدیکتر کرد. دشمن برای «دزدی» انقلاب برنامه ریزی کرده است، باید این امکان را از دشمن گرفت. در غیر اینصورت زمانی که خانم رجوی برای سرنگونی تعیین کرده اند، دور از واقعیت و ذهنی خواهد بود.

 

سایت دیدگاه همچون همیشه آمادگی خود برای انتقال نظرها، دیدگاه ها، و ایجاد پُل ارتباطی بین روشنفکران و نیروهای سیاسی را اعلام می کند.

علی ناظر

12 دی 1388

 

----------

در صورتىكه قدرتهاى خارجى در اين بحران بيطرف بمانند، رژيم آخوندى ظرف 12 ماه سقوط خواهد كرد

 

مريم  رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت  ايران

خانم مريم رجوى رئيسجمهور برگزيده مقاومت در مصاحبه با خبرگزارى فرانسه خواهان اتحاد عمل همه نيروها براى سرنگونى ديكتاتورى آخوندى شد و گفت در صورتى كه قدرتهاى خارجى در اين بحران بيطرف بمانند، رژيم آخوندى ظرف 12ماه سقوط خواهد كرد.
خبرگزارى فرانسه با عنوان ”رهبر ايرانى در تبعيد خواهان اتحاد اپوزيسيون شد“ نوشت: رهبر معروفترين جنبش اپوزيسيون ايران در تبعيد روز سهشنبه از تمامى مخالفان رژيم اسلامى تهران، خواهان اتحاد عمل براى سرنگونى حاكميت آخوندى شد.

مريم رجوى پرزيدنت شوراى ملى مقاومت ايران گفت هواداران او در حال همكارى با جنبشهاى اعتراضى اخير در خيابانهاى تهران هستند، خانم رجوى از رهبران اپوزيسيون خواهان اقدام مشابهى گرديد.
اين خبرگزارى افزود: مريم رجوى در پاريس به خبرگزارى فرانسه گفت ”اين يك فراخوان براى اتحاد، در بين تمامى كسانى است كه حكومت ولايتفقيه را رد مىكنند و خواهان برقرارى آزادى در ايران هستند“ .

خبرگزارى فرانسه در ادامه افزود: خانم رجوى گفت كه جنبش اعتراضى، به اقشار پايين رسيده و اكنون به تلاشى براى سرنگونى اين رژيم تبديل شده است. پرزيدنت شوراى ملى مقاومت از تمامى كسانى كه با رژيم فعلى مخالفند، خواست كه در پشت فراخوان به سرنگونى خامنهاى و خواست مردم ايران عليه ولايت آخوندها متحد شوند.
خانم رجوى گفت، ”آنچه كه جنبش عليه تقلبات انتخاباتى معرفى مىشد، به سرعت ناپديد شده و با جنبشى عميقتر كه هدف آن سرنگونى تماميت رژيم است جايگزين گرديده است“ .
خانم رجوى افزود، هم‌چنانكه شما در روز شنبه ديديد شعارهاى تظاهرات ”مرگ بر خامنهاى“ و ”مرگ بر حكومت آخوندها“ بود، خانم رجوى از ساير جنبشهاى اپوزيسيون خواهان اتخاذ اين موضع گرديد.
پرزيدنت شوراى ملى مقاومت گفت: در صحنه، در خيابانها، همه كسانى كه خواهان سرنگونى اين رژيم هستند با هم كار مىكنند ، و پيشبينى كرد اين حكومت در صورتى كه قدرتهاى خارجى در اين بحران بيطرف بمانند، ظرف 12ماه سقوط خواهد كرد.

http://www.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=51385

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 11 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: آریا مهربان]  [  ]  
جناب نادر خان این جواب شما چقدر به نوشته و نظر من مربوط می شود را به خوانندگان و کابران واگذار می کنم. شما مثل اینکه وقتی مطلبی می خوانید بکار دیگری هم سرگرم هستید یا کلا حواستان جای دیگری است، چون از یادداشت شما پیداست که اصلا هیچ توجهی به آنچه من نوشتم نکرده اید.خلاصه کلام نمی شود یک رسانه یی اسم ملی داشته باشد و گردانندگانش خود نماینده مبارزه برای استقرار یک نظام سیاسی بر مبنای جدایی دین از دولت معرفی کنند و آنوقت در کادر یک مذهب به تبلیغات مذهبی هم بپردازند. که این می شود آش همان و کاسه همان یعنی ما در عمل یک مذهب رسمی و اصلی داریم. نور علی نور در این یک بام و دو هوایی را هم در پیام 8 دیماه مسعود رجوی می شود دید که پیشنهاد نامگذاری خیابانهایی را که به اسم خمینی نامگذاری شده، به نام ولی عصر داده بود.   

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
آريا مهربان
بنظر من جواب دادن به ابهامات با غرض و بيغرض شما تكرار مكررات است و راه بجايى نخواهد برد٠ اما براى يادآورى بايد خدمتان عرض كنم كه يكى از افتخارات مجاهدين انتقاداز خود و از ديگران در پروسه و جنگ تمام عيار با رژيمهاى شاه و شيخ بوده و خواهد بود٠ اما اگر منظور شمااز انتقاد كردن طوطى وار تكرار اراجيف وزارت بدنام اطلاعات رژيم آخوندى باشه بايد خاطرنشان كنم كه مجاهدين بيدى نيستند كه به اين بادها بخود بلرزند٠ اما ضديت با ايدولوژى مجاهدين چيز جديدى نيست و مختص يك فرد و يك گروه خاص هم نميشه٠ اين ضديت از بدو تآسيس سازمان مجاهدين به اشكال مختلف بوده و مطمئنآ تا سرنگونى رژيم آخوندى نيز ادامه خواهد داشت٠ اين مختصر را با جمله اى از حنيف كبير بپايان ميبرم تا شايد شما و ديگر علاقهمندان بتوانيد راحتر و بهتر مجاهدين را بشناسيد٠

" كار ايدئولوژيك چسب اصلى يك تشكيلات انقلابى است "
  

[تاریخ ارسال: 11 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: آریا مهربان]  [  ]  
آقا نادر شما مثل این که توجه ندارید که در بین جناحهای خود رژیم هم این دعوا مطرح بود که از سوی اصلاح طلبان باندهایی و کسانی محکوم می شدندکه آنها«حکومت اسلامی» می خواهند نه جمهوری اسلامی. دیگر این که کسانی که انتقاد کرده اند و می کنند رسانه یی که اسم خودش را ملی می گذارد نباید تبلیغات اسلامی بکنند درست می گویند.اولا اگر ما دین را به عنوان یک امر فردی و وجدانی افراد بدانیم دیگر تبلیغ در مورد آن برای نیروی که در عرصه سیاسی مدعی جدایی دین از دولت است معنی ندارد. دین مردم را به خودشان باید واگذاشت و اصولا برداشت عموم مردم بسیار متفاوت از برداشت آخوندها است و اسلام نوعی گرایش در بین خدا باوران برای شناخت و اعتقاد به خداست همچنان که مسیجیان و یهودیان هم راه خود را دارند. رسانه ملی نباید تبلیعات دینی بکند که در مورد مجاهدین هم معلوم است که تبلیغات با گرایشهای تشیع است. دیگر این که در مورد آن طرح بنده کاملا از آن مطلع بودم. بازهم خودتان در مواد آن دقت بکیند می بیند که خطاب به گروههای سیاسی صادر شده است. دو اشکال بزرگ این طرح که آن را از جدی بودن دور می کند همان ملتزم بودن اعضا شورا به برنامه آن است که مثل دم خروسی است که مانع از باور کردن قسم حضرت عباس برای اهداف مثلی جدایی دین از دولت و سایر ادعاهاست. اسم این جبهه هم نفی استبداد دینی است و اثباتا چیزی در اسم آن دیده نمی شود، در حالی که اگر اراده جدی برای تشکیل جبهه همبستگی(و نه همه با من) بود باید اولا این جبهه همبستگی برای استقرار آزادی و دموکراسی در ایران نام می گرفت و دیگر این که در مواد آن به جای التزم به برنامه و مصوبات باید اعلام می شد که شورای ملی مقامت آماده است در راه تدوین برنامه مشترک برای این جبهه در برنامه و مصوبات خود بازنگری و تغیرات لازم را در آنها بدهد. البته خط قرمز اعلام شده در این جبهه بعد از ارسال نامه آقای رجوی به مجلس خبرگان خود به خود نقض شده است و کلا این جبهه در شرایط کنونی دیگر تاریخ مصرفش بکلی گذشته است و نیاز به متنی متناسب با شرایط کنونی دارد. به هر حال این جبهه مثل خود شورای ملی مقاومت از بعد از انقلاب ایدئولوژیک برای رهبری مجاهدین چیز جدی نبود. جناب رجوی اهداف خاص خود را دنبال می کند.   

[تاریخ ارسال: 10 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
آريا مهربان
به اين جمله توجه كنيد:
نیروهای سرنگونی طلب خواهان مرگ «حکومت اسلامی» و نه فقط مرگ «حکومت آخوندی» هستند.
يا به اين جمله:
نمی توان به رسانه ای صفت «ملی» داد، اما یکسویه و در راستای احیای «اسلام» از آن بهره جست.


اما اگر شما به يك مشت آخوند دزد و جنايتكار و ضدبشر صفت اسلامى-ايرانى داده ايد فكر نكنم اين مشكل مجاهدين باشه چون اينها يعنى مجاهدين اين آخوندهاى خمينى صفت را نه اسلامى ميدونند و نه ايرانى!

طرح جبهه همبستگي ملي براي سرنگوني استبداد مذهبي

1-شوراي ملي مقاومت ايران با تأكيد بر التزام اعضاي خود در قبال برنامه شورا و دولت موقت و طرحها و مصوبات و ساختار سياسي شورا، طرح جبهه همبستگي ملي براي سرنگوني استبداد مذهبي را اعلام مي دارد و در چارچوب اين جبهه آماده همكاري با ديگر نيروهاي سياسي است.

2- جبهه همبستگي ملي ، نيروهاي جمهوري خواهي را كه با التزام به نفي كامل نظام ولايت فقيه و همه جناحها و دسته بنديهاي دروني آن ، براي استقرار يك نظام سياسي دموكراتيك و مستقل و مبتني بر جدايي دين از دولت مبارزه مي كنند ، در بر مي گيرد.

جبهه همبستگي ملي تبليغ به سود حاكميت آخوندي و هر يك از جناحهاي آن و مذاكره و برقراركردن رابطه با آنها را خط قرمز پيكار آزادي خواهانه و مرزبندي ملي ايرانيان در برابر حاكميت آخوندي مي شناسد و آنرا محك تشخيص دوست و دشمن و معيار تنظيم رابطه با كليه افرادو جريانهاي سياسي مي داند.

3- داوطلبان عضويت در جبهه، التزام خود را به ماده 2 اين طرح اعلان مي كنند. اولين گردهمايي جبهه ،به بحث و گفتگو درباره همه مسايل جبهه از جمله بررسي و تصويب عضويتها ، تنظيم و تصويب آئين نامه هاي لازم و انتخابات دروني جبهه مي پردازد.

تبصره : دبيرخانه شورا تدارك برگزاري اولين گردهمايي جبهه را بر عهده دارد.

طرح حاضر در سه ماده و يك تبصره در تاريخ 13 آبان 1381 در شوراي ملي مقاومت ايران به تصويب رسيد
  

[تاریخ ارسال: 10 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: آریا مهربان]  [  ]  
جناب نادر خان تحریف بزرگ شما در این جملات شمااست:« تغييراتيكه مجاهدين بايد درخودشان ايجاد كنند بدين شرح ميباشد: الف -مجاهدين بجاى مبارزه با رژيم پليد آخوندى و نظام ولايت فقيه بايد با كل اسلام مبارزه كنند در غير اينصورت از همبستگى خبرى نخواهد بود٠». چه کسی از مجاهیدین خواسته است که به جای ولایت فقیه با اسلام مبارزه کنند. این یک دروغگویی بزرگ رو در و روچشم در چشم علی ناظر حیّ و حاظر است که شما دارید می زنید که نوشته اش هم جلوی همه هست.و اگر این برداشت شما از نوشته ایشان است معلوم نیست شما چطور به این نتتیجه رسیده اید؟ دیگر این که طرح همبستگی ملی با مواد مشخصی که دارد مخاطبش گروههایسیاسی هستند نه مردم و دانشجویان به صورت آحاد و افراد مردم داخل کشور، معنی ندارد که برای دعوت از مردم طرح همبستگی ارائه شود. طرح برای بحث و گفتگو و رسیدن به نتایج مشخص برای همکاری و اتحاد عمل با گروههای دیگر است و الا برای مردم فرستادن فراخوانهای حمایت کافی است. و این را هم باید توجه داشت همبستگی باگروهها با هدف ایجاد تقل سیاسی در برابر نیروی دشمن در حال حاظر و در شرایط عادی هم باز برای سنگین تر کردن کفه ترازو به نفع اردوی خود در برابر اردوی رقیب است.   

[تاریخ ارسال: 10 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
آريا مهربان
نوشتيد كه بنده : و مثل جناب نادر خان بدون هیچ محظوری دست به تحریف آشکار حقایق می زنند.
ميشه بگيد كجاى حرفم تحريف آشكار حقايق است؟
سپاسگزارم
نادر
  

[تاریخ ارسال: 10 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: آریا مهربان]  [  ]  
فکر می کنم که کار بر محترم بهمن بطور مفید و مختصر آنچه نه مشکل بلکه علت اصلی این که با مجاهدین نمی شود وارد اتحاد شد ذکر کرده است. آقای ناظر هم در کمال حسن نیت و واقعا خستگی ناپذیر در انتقاد سازنده از مجاهدین آب در هاون کوبیده است. مساله رهبری مجاهدین از زمان انقلاب ایدئولوژیک که سناریوی بود برای فرار از پاسخگویی به شکست خط مبارزه مسلحانه و تبدیل سازمان به مریدانی که مردن و کشته شدن برای رهبر که چیزی نبود، حتی تا آن اندازه اهل «فدا» که اگر لازم شد دست از همسر خود بکشند،و گوش بفرمان در «رکاب» رهبری باشند،دیگر شد پس گرفتن رهبری غصب شده انقلاب و بعد گل بود به سبزه های دیگر هم آراسته شد، از جمله هدف از مبارزه در بعد ایدئولوژیک شد، گرفتن خون به ناحق ریخته امام حسین از یزیدیان زمان( در سخنان مسعود رجوی به مناسبت عاشورا مکرر می شود دید) و در بعد سیاسی شد بردن رئیس جمهور برگزیده مقاومت به پایتخت شیروخورشید. آقای علی ناظر اگر کمی به تبلیغات و شعار های مجاهدین در این سالهای طولانی مروری می کرد و جای آلترناتیو را که شورای ملی مقاومت باشد سعی می کرد در آن پیدا کند(که پیدا نمی کرد) حتما گوشی دستش می آمد اینقدر خودش را به زحمت نمی انداخت. در ضمن در مورد پیشنهاد آن دوست محترم که گفته است که آقای ناظر مستقیما با خانم رجوی مصاحبه کند و... دوست ارجمند اگر نظر ایرانیان و افکار عمومی برای رهبری مجاهدین محلی از اعراب داشت، کار مشکلی نبود که خودشان از طریق اینترنت در موارد و موضوعات مختلف نظر خواهی کنند، مشکل است؟ شما می بنید سایتها رژیم قسمت نظر کار بران دارند که گاه نظرات تندی را در سایتهایی مثل بازتاب یا آفتاب وابسته به مجمع تشخیص مصلحت می بیند، اما کدام یک از سایتهای اصلی وابسته به مجاهدین(همبستگی ملی، مجاهدین، و شورای ملی مقاومت) ستون نظر خواهی دارد؟ چرا؟ چون برای آنها مهم نیست ایرانیان از شعار تبلیغات و ادبیات آنها خوششان می آید یا نمی آید. آنها اشرافیت برای خود ساخته اند کسی را آدم حساب نمی کنند. آنها خودش محور تمام ارزشها می دانند و دیگران بر مبنای نظر خودشان صاحب ارزش یا بی ارزش میشمرند. باعث تأسف است که خیلی ها این امر به این روشنی در سالها عملکرد مجاهدین را درک نمی کنند. جنگ مجاهدین یک جنگ خصوصی است با اهداف کاملا خصوصی تدوین و تعریف شده با انقلاب ایدئولوژیک و در انقلاب ایدئولوژیک. اشتباه دیگران این است که نمی توانند درک کنند که مریم و مسعود در جایگاه تقدسی قرار دارند که بادیگران برابر نستند حتی در سازمان خودش هم این طور است. اگر این مساله درک شود، دیگر نه آقای ناظر به شرح اصولی کیست برای مجاهدین می پردازد و نه دیگران از هر دو وقت خود را هدر می دهند و مثل جناب نادر خان بدون هیچ محظوری دست به تحریف آشکار حقایق می زنند. جنگ مسعود رجوی جنگی است از نظر خودش مذهبی بر اساس تعبیر خودش از مساله عاشورا. حالا بفرمایید کدام صاحب عقل سالمی می تواند در چنین جنگی انتظار همبستگی برای اهداف سیاسی و برنامه داشته باشد.   

[تاریخ ارسال: 07 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: صادق ابطحی]  [  ]  
آقای ناظر من یک پیشنهاد برای شما دارم اگر خیلی دراین رابطه همبستگی جدی هستید چرا یک مصاحبه با رهبران گروه ها نمی کنید. مثلا با خود خانم رجوی . آیا اشکال دارد که خانم رجوی رئیس جمهور شورا ( یا رئیس شورای ملی مقاومت) به سئوالات اینهمه هموطن اش جواب دهد که چرا درصدد ارتباط با گروه های دیگر نیستند . و چرا بیش از آنکه تبلیغ یک جمهوری سکولار را بکنند ، تبلیغ مذهب و رهبری عقیدتی را میکنند ؟ مسلما مصاحبه با شورایی ها ویا حتی اعضای پائین مجاهدین جواب ندارد چون آنها میگویند ما نمیدانیم و کار مانیست از جانب مجاهدین جواب دهیم . یک مصاحبه هم با رهبران گروه های دیگر بکنید و حرف آنها را مستقیم از خودشان بشنوید که چه مشکلاتی دارند که درپی همبستگی نیستند . بعد بروید سراغ شخصیت های سیاسی و هنری و غیره . این خودش میتواند راه گفتگو را بازکند ویک کار جدی باشد. زیر ا بقیه کارها مثل این مقاله ها و اخبار همه جا هستند و کسی کم نمی آورد ولی کاراساسی فعلاباید تشکیل جبهه باشد ( چیزی که شما معتقدید) وبنابراین بهترین کار همین است . درضمن چرا خانم رجوی مستقیم با مردم وارد گفتگو نمیشود؟ چرا نمی آید سیمای آزادی درمصاحبه ها و ارتباطات مستقیم شرکت کند. ویک رابطه بی واسطه با مردم برقرار کند تا اعتماد دیگران را جلب کند . واقعیت اش ارتباط مستقیم سیمای مجاهدین ازبس چهر ه های تکراری و حرفهای تکراری داشته است کسی دیگر اعتنایی نمیکند . خوبست مجاهدین به این نکته هم توجه کنند که این امکان خوب تلویزیون را دارند هد ر میدهند و آنقدر مطالبشان تکراری است که حتی هوادارها هم دیگر توجهی به آن نشان نمیدهند   

[تاریخ ارسال: 07 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: زکریا رازی]  [  ]  
آقا جان میخواهی مبارزه سیاسی کنی یا وزنه برداری که شرایط سنی قایل میشوی؟   

[تاریخ ارسال: 06 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: اکبر عطایی]  [  ]  

آقای ناظر کاش اول از همه توضیح میدادید که وقتی این سرنگونی طلبان خارج ازکشور متحد شدند چه میخواهند بکنند؟ مثلا فرض بفرمائید جبهه همبستگی از گروه های خارج از کشور درست شد. اینها که خارج از ایران هستند چه کاری میتوانند برای داخل ایران بکنند؟ آیا میتوانند بروند ایران درتظاهرات شرکت کنند ویا میخواهند از راه دور مردم را فرماندهی کنند؟ آیا اینها قدرت مبارزه مسلحانه دارند ؟ خارج کشوری ها متوسط سن شان 50 سال است چون مسلما نسل اول انقلاب هستند که سرنگونی طلب اند و نسل دوم خارج کشوریها که اصلا دوراز جریان ایران و مسایل اش هستند حالا با توجه به اینکه اکثرا بالای 50 سال دارند چگونه میخواهند بروند مبارزه مسلحانه کنند؟ آیا میخواهند به عضو گیری از داخل ایران بپردازند؟ بازهم چون داخل ایران نیستند این کار هم انجام نشدنی است . درنهایت به نظر میرسد که بدون مردم داخل ایران و اپوزیسیون داخل ایران ، خارج کشوری ها چه متحد و چه پراکنده کار عمده ای به جز همین سایت ها و مقاله ها و خبرها نمیتوانند انجا م دهند دراینصورت اینهمه انرژی گذاشتن برای اتحاد فایده اش عملا وبطور مادی چه خواهد بود اگر دراین مورد توضیح دهید بسیار ممنون میشوم

علی ناظر: با این متد و محاسبه شما موافق نیستم. اینگونه که شما جمع بندی کرده اید، در وهله اول باید تبعیدی ها را از صحنه خارج کرد، بعد مردم عادی در داخل را چون قدرت نظامی هم وزن سپاه پاسداران ندارند.

نکته ای که در این نوشتار آورده ام خیلی ساده است. آیا همبستگی ملی خوب است یا نه؟ اگر نه، پس باید بر طبل تشتت کوبید. اگر آری و برای آن فراخوان داده می شود، پس  باید برای عملی شدن آن هم اقدام کرد.

به نظر من، با جدل و سفسطه نمی توان از زیر اعتراف به ضعف های خود در عملی شدن همبستگی ملی، فرار کنیم.

باید بپذیریم، و نیروهای جدی در صحنه بپذیرند که در این مورد بخصوص کم کاری بوده و باید جبران شود. هر پاسخ دیگر و برخورد دیگر رد گم کردن است، و فرار از پاسخگویی.

«اینهمه انرژی گذاشتن» چند فایده دارد:
1- مشخص می کند که آلترناتیو رژیم اسلامی، خود محور نیست
2- مشخص می کند که آلترناتیو رژیم اسلامی ، تحمل گراست
3- مشخص می کند که آلترناتیو رژیم اسلامی، کثرت گراست
4- امید دهنده است، وگرنه شعاردر خیابانها این نمی شد که «ما همه با هم هستیم»
5- ضد دیکتاتوری است، چون تعدد نهادهای همبسته و متحد جلوی پیشبرد یک خط انحرافی و مستبدانه را می گیرد
6- به رشد و پالایش در درون اپوزیسیون یاری می رساند.

 
  

[تاریخ ارسال: 06 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
جناب ناظر
من هم بهيچ وجه دچار وهم و ابهام نبوده و نيستم كه تشكيلات كار شورا و مجاهدين شكلى و سطحى ايست بلكه بعكس موضوع خيلى خيلى جديتر و فراتر از ذهن كنجكاو من و اين و آن هست٠ با اجازه شما ميخواستم برگردم به ٢٩ سال پيش روزيكه مسعود تشكيل شوراى ملى مقاومت را كه اصلىترين نياز آن دوران بود را اعلام و از تمامى جريانها و گروها و اشخاص ملى و مذهبى دعوت كرد٠ تا بدينوسيله حداكثر تهاجم را بر عليه خمينى حرامزاده و رژيمش انجام بدهند٠ شايد شما خوب بخاطر داشته باشيد كه در آن سالها خيلى از اين گروها و سازمانها وجود خارجى هم نداشتند٠ بهرروى شورا تشكيل شد و تمامى گروها و سازمانها موجود در ايران آنروز ما به اين فرخوان پاسخ دادند٠ (مثبت يا منفى) حتى من يادم هست كه گروه سربداران قبل از عمليات در شهر آمل و قبل از كشته و دستگيرى و اعدام رهبران اين گروه تقاضاى پيوستن به شورا را كرده بود٠ شورا هم بعداز بحث عضويت اين گروه را پذيرفت اما متآسفانه بعد از كشتار آمل و كشته شدن رهبران اين گروه تا مدتها هيچ خبرى نشد تا اينكه وارثان اين گروه كه من هيچ شناختى از آنها ندارم آمدند و گفتن كه خط سياسى اين گروه عوض شده و تقاضاى پيوستن به شورا را پس گرفتند٠ يادم مياد وقتيكه شادروان مهدى بازرگان وقتى رئيس دولت امام زمان را تحويل خمينى حرازاده داده بودند و براى پيگرى بيماريشان به فرانسه آمده بودند مسعود خواهر مجاهد٠٠٠ را فرستادند پيش بازرگان تا از ايشون دعوت كنند كه به شورا بپيوندند اما جوابى كه آقاى بازرگان رهبر ملى مذهبيهاى وقت داده بودند اين بود : ما مثل ماشين فولوكس واگن ميمانيم و در سربالاييها نميتوايم با شما باشيم٠ نوشتم كه خيلى از اين گروها و سازمانها در آن سالها وجود خارجى نداشتند اما امروز مدعى رهبرى جامعه پرطلاطم ايران هستند٠ چه خوب بسيار عالى بقول مسعود كه ميگفت در جريان مبارزه مردم ايران با مهيب ترين فاسدترين جنايتكارترين رژيم ضدبشرى و ضدايرانى بگذار ١٠٠ گل بشكوفد٠
جناب ناظر اعلام جبهه همبستكى ملى توسط شوراى ملى مقاومت كه چند سال هم از اين موضوع گذشته و هر از گاهى بقول شما توسط مسئولان بويژه خانم مريم رجوى رئيس جمهور منتخب شورا يادآورى ميشود٠ آيا به اين موضوع فكر كرديد كه شايد بيشتر بار اين فراخوان به سمت و سويش داخل ايران و براى دانشجويان و كارگران و فرهنگيان و زحمتكشان باشه؟
جناب ناظر بعد از سرنگونى اين رژيم پليد تا آنجائيكه من ميدانم خانم مريم رجوى بعنوان رئيس جمهور موقت ( ٦ ماه ) نه رئيس جمهور منتخب شورا و نه رئيس جمهور مجاهدين بلكه فقط رئيس جمهور موقت كه وظيفه آن برگزارى انتخابات آزاد و مخفى و سالم و زير نظر سازمان ملل متحد ميباشد هستند و بس٠ اما اگر شما كانديد ديگرى براى اين سمت بمدت ٦ ماه داريد من خيلى مايلم كه بدونم٠
  

[تاریخ ارسال: 06 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  

جناب ناظر سلام چيزيكه من از مقاله شما فهميدم اينكه مجاهدين قبل از دادن فراخوان براى همبستگى بايد ١ -در تشكيلات كار تغييراتى اساسى بدهند ٢ -در ايدئولوژى هم بايد تغييراتى صورت بگيرد٠ طبعآ اين تغييرات بايد هم در كل و هم در جز صورت بگيرد٠ تغييراتيكه مجاهدين بايد درخودشان ايجاد كنند بدين شرح ميباشد: الف -مجاهدين بجاى مبارزه با رژيم پليد آخوندى و نظام ولايت فقيه بايد با كل اسلام مبارزه كنند در غير اينصورت از همبستگى خبرى نخواهد بود٠ همينجا بايد اين مسئله را هم يادآورى كنم كه اون بخش از جريانهاى سرنگونى طلب كه با حجاب زنان مجاهد خلق مشكل دارند نيز خودبخود مشكلاشان حل خواهد شد٠ ب-تلويزيون مجاهدين هم بعنوان يك رسانه ملى بايد از تبليغات مذهبى يا بقول شما احياى اسلام دست بردارند در غير اينصورت اين رسانه ملى نيست و بنابراين از همبستگى هم خبرى نيست٠پ-خانم مريم رجوى بعنوان رئيس جمهور شوراى ملى مقاومت كه نهادى سکولار و غیر وابسته به اندیشه اسلام است، ایشان را ملتزم به دوری گزیدن از تبلیغ اندیشه اسلامی (از جمله رهبر عقیدتی) می کند. جناب ناظر بهتر اين نيست كه شما و ديگر جريانهاى سرنگونى طلب كه متآسفانه شما عمدآ يا غيرعمد اسمى از آنها مطرح نمكنيد از مجاهدين و شوراى ملى مقاومت بخواهيد كه خودشان خودشان را منحل كنند تا شما و ديگران از اول سازمان مجاهدين و شوراى ملى مقاومت را آنطور كه مورد پسندتان هست تآسيس كنيد؟

علی ناظر: «نادر» سلام

من نه در جایگاهی هستم و نه توان ایدئولوژیکی لازم و کافی دارم و نه به خودم اجازه می دهم که برای هر فرد وسازمانی، از جمله سازمان مجاهدین، تعیین تکلیف کنم که ساختار ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را تغییر بدهند تا شاید به مذاق من خوش آید؛ و یا حتی دچار ذهنیت شده باشم و ادعا کنم که این تغییر به نفع خودشان است. این را نه در رابطه با این نوشتار خود، بلکه از خیلی وقت پیش تا روزی که بنویسم و بتوانم بیندیشم، نگفته و نمی گویم و نخواهم گفت. مجاهدین هر چه بخواهند در روابط خصوصی خود بکنند به خودشان مربوط است و دخالت دیگران در امور داخلی آنها خودفریبی است. بیشتر و کاملتر از این جملات را در نوشتار 4 قسمتی خود (اصولی کیست؟) توضیح داده ام و با اجازه بیشتر توضیح نمی دهم. امیدوارم که این نظر من، هم برای شما و هم برای دیگر کاربران روشن شده باشد.

اما، آنچه که من نوشته ام در مورد دیگری صحت دارد. مثال بزنم. اگر من ادعای دفاع از آزادی بیان بکنم ولی هر مطلبی که به مذاق من خوش نیاید را منتشر نکنم شما اولین نفر خواهید بود (و بحق) که مرا مورد مؤاخذه قرار می دهید که یا نگو و یا اگر گفتی عمل کن. آنچه که من نوشته ام هم در همین چارچوب معنا پیدا می کند.

خانم رجوی رئیس جمهور منتخب یک نهاد سکولار هستند. در این لباس (تکرار می کنم، فقط در این لباس و نه در لباس مجاهد) ایشان نبایستی مبشر اسلام، کمونیسم، بهائیت، مسیحیت، بی خدایی، و... هر ایسم دیگری باشند. ایشان ملتزم شده اند که در چارچوب و تحت عنوان رئیس جمهور دولت موقت، پرچمدار سکولاریسم باشند.

این التزام را که خودشان  برای خودشان تعیین کرده اند و نه من و یا شما و یا دیگری، تا زمانی ایشان را متعهد می کند که ایشان رئیس جمهور منتخب نهادی سکولار باشند. اگر ایشان فردا صبح از این سمت استعفا دهند، ایشان دیگر متعهد نخواهند بود. تکرار می کنم. من و یا شما و یا دیگری ایشان را به این سمت انتخاب نکرده ایم، بلکه یک نهاد سکولار این انتخاب را کرده است. این نهاد هم یک سری الزامات به همراه خود می آورد. یکی از این التزامات، «جدایی دین از دولت» است. یعنی اگر دولتداری می کنی، دین در آن دخالت نکند. از قران آیه نیاور، به یزید بد نگو و از حسین تعریف نکن. اینها را بگذار برای نشست های داخلی، موضعگیری های حزبی، و... این التزام شامل آقای رجوی، مهدی سامع، هزارخانی، قصیم، روحانی، وووووو دیگر اعضای شورا می شود (چون همه به «جدایی دین از دولت» ملتزم هستند). پس صحبت بر سر خود خانم رجوی، و یا مجاهدین نیست. صحبت بر سر این التزام و پایبند بودن (عملی) به این التزام است.

همبستگی هم به همین شکل. نمی توان از یک پروژه ای حرف زد، ولی بدان عمل نکرد، مگر اینکه به آن بگوییم «وعده سیاسی». در یک سری روابط مترقی و رادیکال، خانم رجوی فراخوان به همبستگی داده اند. این فراخوان هم درشکل یک خبر و گزارش در سایت های وابسته به شورا و مجاهدین بازتکثیر شده و خیلی از رسانه های عربی و غربی هم آن را رله کرده اند. تا اینجای کار خوبست. خیلی خوبست.

نکته ای که من برجسته کرده ام، این است که ایشان بعنوان فراخوان دهنده و عضو یکی از منسجم ترین و توانمند ترین نهادهای سرنگونی طلب، باید عملا (تکرار می کنم، عملا) در این راستا کوشا بشوند. تکرار می کنم، اگر اینها بتوانند هر غیر ایرانی و وابسته سیاسی (وکیل و وزیر و...) به کشورهای غربی و عربی را همسوی خود بکنند، حتما باید بتوانند ایرانی های دگراندیش و سرنگونی طلب را هم همسوی خود بکنند، اگر «بخواهند»،

تکرار می کنم، می توان و باید، اگر بخواهیم.

از پرچانگی پوزش می طلبم
  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: hojat holand]  [  ]  
دوست عزیز من صدری

هدفمان در این چانه زدن در این سایت سرنگونی طلب؟؟؟؟چیست.آیا آبی‌ گرم خواهد شد ؟؟؟آیا درهمی حمایتی که توی چشم نظامه ولایت بره در میاد.پیشنهاد می‌کنم ما این آقایان را چه مثبت و چه منفی رها کنیم و بریم به وظایف مان در این وانفسابرسیم.پس از ما خدا حافظ.
  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: آبان]  [  ]  
آقای ناظر سلام
اگر دوستان دمکرات پرخاشگری نکنند من هم در چند جمله به اظهار نظر می پردازم:
1- این یادداشت ها معیار خوبی است برای مجاهدین تا توجه بیشتری به مردم مسلمان خود در داخل کشور که شعار اصلی مبارزه شان الله اکبر و یا حسین است بکنند و روی مبارزین خارجه نشین معارض فرهنگ انقلابی شان که برخی مطالباتشان با مطالبات مردم ایران تضاد دارد کمتر حساب نمایند.
2- واقعیت این است که اینکه برخی دوستان اسلام های متضاد مجاهدین و رژیم را یکی می دانند مشخصآ به این دلیل است که آنها فقط از اسلام رژیم شناخت دارند. و در جریان مبانی عقیدتی مجاهدین و اسلامی که قرآن معرفی کرده است نیستند.به بیان روشنتر مطابق مطالب ارائه شده شناخت دوستان از اسلام یک شناخت آخوندی است. و الا هیچ انسانی بخصوص هموطنان آزادیخواه و محترم ما بدون جهت با حقیقت و باآنچه که وسیلهء رهایی خلق و آبادی میهنشان می شود مخالفت نمی کردند. با اینهمه اگر من جای آنها بدونم نسبت به چیزی که شناخت نداشتم حداقل به این شدت اظهار نظر نمی کردم.
3- خانم آذر من می توانم دهها رهنمود و دستورالعمل از قرآن بیاورم که رژیم خمینی بر خلاف و ضد آنها عمل کرده است و می کند.
اما اگر شما یا هر کدام از دوستانتان توانستید یک مورد از عملکرد رژیم را مطابق قرآن نشان بدهید من از دین اسلام بر می گردم. به شرطی که کلی گویی نکنید و نمونهء مشخص بدهید و متوسل به اسرائیلیات و ترجمان آخوندی از قرآن نشوید.
تشکر از دیدگاه
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: صدری]  [  ]  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010] [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی] [ دولت موقت، موقت است با هر نامی که داشته باشد. بعد از 6 ماه آنچه اکثریت مردم انتخاب کرد، همان میشود. نام موقتی بناید مانع شرکت فعّال در همبستگی ملّی شود، مگر شما مخالف ملّی آن باشید. شعر مولوی را به یاد آورید که بر سر یک کلمه با چندین زبان با هم دعوا میکردند تا عاقلی به آنها گفت موضوعی که سرش دعوا میکنید یک حقیقت است و چندین. شما اگر مشکلات آزادی و دموکراسی باشد، نام را رها و معنا را میچسبید. در سایتهای داخل ایران نظرات بدون واسطه درج میشوند، ولی این سایت خارج کشوری 24 ساعت طول میکشد تا مطلبی درج شود. لطفأ رسیدگی شود.

علی ناظر: به اشکال تأخیر در ثبت نظرها رسیدگی شد، و پاسخ این بود که وقت کم است و کار فراوان و در مقایسه با سایت های داخل (مثلا؟؟) باید گفت که در این سایت، نه نیروی انسانی به حد کافی موجود است و نه چون آنها، از جیب «بیت المال» خرج این سایت داده می شود، و نه کسی در ازای دریافت حقوق اینجا فعالیت می کند. برای مقایسه صحیح باید همسان ها را با هم سنجید. مثلا چند سایت نظر پخش می کنند، چند تا سریعتر نظرات را ثبت می کنند، و نیروی انسانی آنها چقدر بیشتر از این سایت است، و...؟
اگر «صدری» حاضر است گوشه ای از مدیریت این سایت را تقبل کند، تا شاید هجم کار کمتر شود، لطفا خبرمان کند.
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: شهاب]  [  ]  
بنظر من نبروهای مترقی و سرنگون طلب و جدا شدگان ضد حکومت ولایت فقیه از سازمان مجاهدین خلق می توانند با تشکیل یک کمیسیون وحدت نقش وصل شورا و مجاهدین خلق با مخالفان نظام فاشیستی ولایت فقیه باشند. وحدت روی کاغذ بی ثمر است و همه نیروهای سیاسی برای اتحاد نیاز به انتقاد از خود و خانه تکانی دارند از جمله شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران. رهبری عقیدتی در درون سازمان مجاهدین پاسخگوی این اتحاد گسترده و دمکراتیک نمی تواند باشد. مجاهدین خلق باید بشکل دمکراتیک و باز عمل نمایند. روانشناسی مردم و نیروهای سیاسی با تشکیلات مجاهدین فرق زیاد دارد. مسائل و روابط درون تشکیلاتی را نمب توان و نباید به بیرون تعمیم داد. تشکیلات پولادین مجاهدین خلق برای دوران مخفی مبارزه بوده ولی امروز ما در متن قیام بزرگ خلق هستیم و می بایست با نیازهای ضروری جنبش پاسخ های منا سب و تشکیلات متناسب داشت. مجاهدین خلق ایران توانایی رهبری این قیام را دارند. خانم مریم رجوی بهتر از جناب مسعود رجوی می تواند نقش اتحاد و سمبل همبستگی باشد . از نظر بین المللی محبو بیت خانم رجوی بسیار بالاست. زنان ضد حکومت هم بیشتر بسمت مقاومت سازمانیافته می شتابند در صورتی که جنبش را دمکراتیک و آزادیخواه بدانند.   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
صدری عزیز! فکر می کنم شما نظر من در رابطه با دولت و ایدئولوژی در این صفحه را نخوانده ای و اگر هم خوانده ای با دقت نخوانده ای!
و اما صدر ی گرامی! در جواب سوال زیبا و بجای شما در بارۀ دولت موقت باید بگوییم که بر اساس آخرین تحقیقات سیاسی ـ اجتماعی بشر و بویژه بعد از اشغال جنایتکارانۀ عراق توسط آمریکا در سال 2003 میلادی؛ به دولتی گفته می شود که جنبۀ گذرا و موقت داشتته باشد. در ادبیات سیاسی اروپا آنرا provisional goverment گویند. وظیفۀ دولت موقت اینست که بعد از جابجایی قدرت مثلا از سلطنتی به جمهوری یا برعکس مسئولیت کنترل نظم و امنیت جامعه را تا تدوین و تصویب قانون اساسی جدید بر عهده بگیرد و شرایط و زمینه های لازم برای برسمیت شناختن قانون اساسی جدید را فراهم نماید. مثلا از طریق همه پرسی. به همین جهت گذاشتن صفت اسلامی یا سوسیالیستی و کمونیستی برای چنین دولتی که مدت آن از اساس محدود و موقت است از اساس غلط است و هیچ ربطی هم به دمکراسی و حقوق اکثریت مردم ندارد. همین! در بارۀ حقوق ملیتها(بقول شما اقوام ایرانی)و حقوق زنان پرسیده ای. در جواب شما باید بگویم که چون من به تمامیت ارضی اجباری ایران مظلقا اعتقادی ندارم و آنرا یکی از پایه های سرکوب و خفقان جامعۀ کثیرالملۀ ایران می دانم؛ پس بنابراین حق ملل ساکن در ایران تا سر حد جدایی و تشکیل دولتهای ملی شان را برسمیت می شناسم و از آن دفاع می کنم. چون معتقد به اتحاد داوطلبانۀ ملیتهای ساکن در ایران برااساس حقوق برابر و مساوی می باشم. و چون بر این باورم که پیوند خلقهای ستمدیدۀ ایران با یکدیگر دارای ریشه های عمیق تاریخی است و شعار ارتجاعی حفظ تمامیت ارضی کشور درد عمل بهه جدایی و تفرقه میان بخشهایی از مردم ایران منجر شده است و خوراک تبلیغاتی برای جریانات ناسیونالیستی و شووینیستی فراهم می کند از حق جدایی این ملیتها دفاع می کنم زیرا, باعث خلع سلاح جریانات فاشیستی فارس,کرد, بلوچ,عرب و آذری خواهد شد. در رابطه با حقوق زنان هم به برابری کامل حقوق آنان با مردان در تمامی عرصه های اجتماعی ااعتقاد دارم و آنرا یکی از پایه های اصلی پیشرفت و ترقی جامعۀ انسانی از جمله ایران می دانم. در ضمن صدری جان گرامی! سکولاریسم بر خلاف نظر شما به معنای جدایی دین از سیاست نمی باشد بلکه بمعنای جدایی دین از دولت می باشد. مثلا در همین جوامع بورژا ـ دمکراتیک اروپای غربی علیرغم وجود دولتهای غیر دینی و جدایی دین و مذهب از دولت؛ولی گهگاهی احزابی در دأس قدرت دولتی قرار می گیرند که مسیحیت را ایدئولوژی خود کرده اند. برای نمونه می توان به حزب دمکرات مسیحی آلمان به رهبری خانم آنجلا مرکل اشاره کرد که ههم اکنون بعنوان رئیس دولت آلمان در حال خدمتگذاری به نظام سرمایه داری انحصاری است. امیدوارم با این توضیحات مختصر و مفصل صدری کنجکاو دست از سر ما بر دارد ! حتی اگر شده بطور موقت! به امید پیروزی!
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: پریوش سرمدی]  [  ]  
من به هیچ حکومتی که کلمه اسلام را بهر دلیلی درخود داشته باشد رای نخواهم داد و با آن همکاری نخواهم کرد . فکر میکنید شوخی است ؟ پس از سی سال که از دست اسلام پدرمان درآمده دوباره برویم یک دم به اسم اسلام به خودمان ببندیم! مجاهدین مجبورند که خودشان را بازمان وبا شرایط تطبیق دهند حتی اگر سهمی درسرنگونی نداشته باشند وفقط بخواهند حزب خودشان را در فردای ایران داشته باشند باید دست از اسلام عزیزشان بردارند یا حداقل آنرا توی دل خودشان نگه دارند. اسلام و حکومت اسلامی - شیعه علوی - شیعه سرخ - اینها همه بوی سرکوب و قتل میدهد . هیچ بوی دموکراسی از کلمه جمهوری دموکراتیک اسلامی درنمی آید . شاید بشود آنرا با حکومت کره شمالی و کوبا مقایسه کرد چون آنها هم بهرحال جمهوری دموکراتیک خلقی هستند ولی تشکیلات مجاهدین شبیه همین کره شمالی و کوبا و اینها ست یک رهبر همیشگی و سربازان همیشه به فرمان رهبری متاسفم که بگویم مجاهدین شانس شان را درآینده ایران از دست داده اند یک حکومت جمهوری ایرانی برپا خواهد شد و مسلمانان هم بروند درخانه نمازشان را بخوانند . مگر بیکاریم دوباره برویم زیر پرچم رهبر عقیدتی دیگری! وصبح تا شب تلویزیون و رادیویمان را بدهیم دست مجاهدین که از آن روضه رهبری بخوانند ؟ وهی آیه قرآن که اصلا به آن باور نداریم به خوردمان بدهند . نه باباجان ما نیستیم اسلام برای مسلمین باشد ما بی دین هستیم و هیچ دل خوشی از دین اسلام به هرشکل ورنگ وبویی که هست نداریم   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده:  تهمتن]  [  ]  
آقای اسماعیل وفا یغمایی. اخیرا در همین سایت مقاله بلندی در رابطه با درگذشت آقای منتظری نوشته اند که در آنجا قدرت فقیهان را توضیح دادند. این فقیهان با 4 در صد استفاده کردن از قرآن به چنین قدرتی دست یافتند. حالا میخواهید اسلام را به همین راحتی کنار بزنند!؟
اگر کسی برنامه حکومتی شورای ملی مقاومت را مطالعه کند . میبیند که نظریات عموم ملت ایران در نظر گرفته شده است و هیچ ابهامی هم ندارد. و دعوت کننده که نمیتواند دنبال تک تک افراد برود . قبلا رفتند و نتیجه اش را دیدند . که اغلب قریب به اتفاق شان از عمل بریدند و برای مقاومت شاخ شدند و چوب لای چرخ انقلاب شدند و بعضا عروسک کوکی رژیم خون آشام حاکم بر ایران . حالا چرا مقاومت باید ناز ترسوها و بریده ها و فرصت طلب ها و رژیمی های تازه بدوران رسیده را بکشد!؟ اگر کسی اهل مبارزه است . باید به ملت و نیروی انقلابی بپیوند د . مثل زمان شاه و الآن در خیابان های ایران . جالب است که عده ای در تظاهرات ضد رژیم خارج کشور شرکت نمیکنند . چون میگویند . باید آهسته رفت تا گربه شاخت نزند . اما در پشت کامپیوتر باید چگوآرا پیش شان لنگ بیندازد . حرف های آقای ناظر جالب و لازم است . اما نباید راضی باشند که مقاومت کار کرده ی بی نتیجه در رابطه با عده ای خود پرست را دوباره از سر گیرد و نتیجه ای هم نداشته باشد!؟آقای ناظر بسیاری را میشناسند که چقدر از خودشان متشکرند و چه کینه ای نسبت به دین مردم و مجاهدین و شورای ملی مقاومت دارند ...هرکس اهل عمل است . پس از 30 سال خوب میداند که مجاهدین حرف و عمل شان یکی هست .و اضافه بر عمل شان تز نمی دهند ...
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: صدری]  [  ]  

"علی ناظر: فرض بگیرم که اصلا چنین نیروهایی وجود ندارند. سوال این است که اگر چنین است چه اصراری به فراخوان برای همبستگی از سوی خانم رجوی، و اگر چنین نیست، چه اصراری از سوی شما برای رد وجودی آنها؟" آقای ناظر، وجود فیزیکی با وجود مؤثر و کارآمد و جدّی فرق دارد. نیرویی که در تئوری سرنگونی طلب است ولی در عمل با نیروی سرنگونی طلب جدّی و حاضر در صحنه در مورد روسری و اسلام و اسم دولت موقت و لحاف ملّا دعوا دارد و با بعضیهایشان با مأموران وزارت اطلاعات دم خور است و در دادگاه، بر ضدِّ نیروی جدّی سرنگونی طلب، شهادت دروغ میدهد و شما که طرفدار همه با هم هستید عکس و مقاله اش را چاپ میکنید، هیچگونه وحدتی عملی نیست. خانم رجوی یکبار دیگر و برای چندمین بار دست اتّحاد به سوی همه دراز میکند به امید اینکه شاید آنها جدّی شده و وارد سرنگونی جدّی شوند.

علی ناظر: پیشنهاد می کنم قبل از نوشتن نظر بعدی، تناقضات همین چند جمله ای که در بالا نوشته اید را برای خودتان حل کنید. اگر بازهم بر همین جملات مصر هستید، زبان من از روشنگری ناتوان است.
  

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.