شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سوالی و جوابی

محمدرضا روحاني

امکانی پیش آمد، و سوالی برای آقای محمد رضا روحانی – حقوقدان و عضو قدیمی شورای ملی مقاومت ملی ایران، ای میل کردم. ایشان لطف کرده و پاسخ زیر را ارسال فرموده اند:

 3 آذر 1388

 
علی ناظر: اخیرا آقای مسعود رجوی در پیام 13  آبان 1388 خود پیرامون امکان انتقال ساکنین اشرف به یکی از کشورهای اتحادیه اروپا و یا آمریکا، شرایطی تعیین کرده اند.  شورا در اطلاعیه 14 آبان 1388، خبر از "ممانعت از ورود دو تانکر سوخت به قرارگاه اشرف و بازداشت رانندگان آنها" می دهد؛ و در اطلاعیه 18 آبان 1388 اطلاع می دهد "روز گذشته ۱۷ آبان۱۳۸۸، نیروهای عراقی، به دستور کمیته سرکوب اشرف در دولت عراق، به پزشکان متخصصی که برای درمان بیماران و مجروحان از اداره بهداری دیالی به اشرف رفته بودند، اجازه ورود ندادند و آنها را بازگرداندند. این چهارمین بار است که در دو هفته گذشته مزدوران رژیم ایران در عراق، از ورود پزشکان متخصص به اشرف جلوگیری میکنند. آنها پزشکان را تهدید کردند که درصورت مراجعه مجدد دستگیر خواهند شد." در عین حال، بنا به گزارش دبیرکل ملل متحد (بند 49) "یونامی مانیتورینگ وضعیت انسانی در کمپ را بعنوان بخشی از یک تلاش برای یافتن راه حل های ممکن شامل طرفهای مختلف ذینفع برعهده گرفته است".

ممنون می شوم اگر در ارتباط با اوضاع اشرف، پیام 13 آبان مسعود رجوی، و گزارش یونامی نظرتان را بگویید.

 

محمدرضا روحانی: پاسخگویی به پرسش شما نیازمند پاسخگویی به چند سؤال مقدر است. اول آن که چرا مورد پرسش قرار می‌گیرم؟

اگر به عنوان عضو شورا طرف سؤال هستم باید تصریح کنم که گرچه تعداد زیادی از اعضای شورا از اهالی اشرف هستند اما اشرف، تاریخ، مقررات، تشکیلات، سلسله مراتب و هویت جداگانه‌ای از شورا دارد. همبستگی این دو نهاد به معنای وابستگی نیست. دو شخصیت حقوقی مستقل هستند. روابط آنان از مقوله همراهی و همدلی مبارزاتی است و شما به خوبی می‌دانید که روابط دمکراتیک ابتدا از احترام به فرم‌ها و قرار و مدارها شروع می‌شود. این توضیح به هیچ عنوان به معنای فاصله گرفتن از اشرف نیست بلکه برای بیان جایگاه ستایش برانگیز آنست. امروز دفاع از اشرف و حقوق آن دیگر وجه ملی و مبارزاتی ندارد. فراتر از این محدوده است یک وظیفه وجدانی است برای دفاع از ارزش‌های ملل متمدن. بهرحال اگر نظرات رسمی شورای ملی مقاومت ایران را در این باره بخواهید، اسناد چاپ شده فراوان وجود دارد. من تنها به عنوان یک وکیل دادگستری که از دور دستی بر آتش دارم می‌توانم نظرات شخصی خود را در مقوله کلیات حقوق اهالی اشرف و سیاست‌های مبرم و ضروری برای دفاع از آنها را بگویم.

شما از پیشنهاد آقای رجوی درباره اشرف سؤال کردید. من فکر می‌کنم هرچند معرفی کننده یا مطرح کننده ایشان هستند، اما این پیشنهاد مقدمات فراوان دارد. آقای رجوی خود حقوقدان هستند و در خانه ای تربیت شدند که دارای یک بستر فرهنگی و تربیتی استثنایی است. مرحوم پدر ایشان قریب ۷۰ سال قبل در یکی از مدرنترین شعبات علم حقوق (حقوق اسناد، اموال و تعهدات) تحصیل کردند و اگر به حافظه‌ام اعتماد کنم می‌توانم بگویم که بین ۱۰۱ شاگرد نهم شدند. فرزندان آن مرحوم به ترتیب آقای دکتر صالح رجوی بیش از نیم قرن پیش شاگرد اول رشته پزشکی دانشگاه تهران بودند که با بورس به پاریس آمدند و دوره عمومی و تخصصی را در فرانسه به پایان رساندند و ضمن طبابت در رشته قلب، در دانشگاه پاریس تدریس می‌کردند. زنده یاد شهید دکتر کاظم رجوی فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران بودند که تحصیلات خود را در پاریس و ژنو تکمیل کردند و به به اخذ دکترای دولتی از دانشگاه نائل آمدند. آقای مهندس هوشنگ رجوی در فرانسه و بلژیک تحصیل کردند و تخصص یافتند. آقای مسعود رجوی فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران هستند. آقای دکتر احمد رجوی طبیب هستند و در اروپا اشتغال به کار داشتند و آخرین فرزند این خانواده شادروان شهید منیره رجوی تحصیلات عالیه  خود را در ایران شروع کردند و در انگلیس ادامه دادند. حال شما این بستر مساعد و آشنایی خانوادگی را اضافه کنید به ۴۲ سال فعالیت مبارزاتی، تجربیات زندان ۷ ساله و دادگاه‌های شاهنشاهی و فعالیت فاز سیاسی (۵۷-۶۰) و بیست و هشت سال ایام مبارزه در تبعید، آن وقت انباشت تجربه و آگاهی ایشان را بیافزایید به ده‌ها حقوقدان مقاومت که با ایشان همراه بودند و هستند. بخشی به شهادت رسیدند مثل وکلای مجاهد خاکسار و بنی‌نجاریان، آنها که در اشرف فعال بودند که حین انجام وظیفه یا طی مأموریت شهید شدند که یاد و نامشان موجب سرفرازی حقوقدانان است و بالاخره آنانی که در سراسر جهان به مشکلات حقوقی مقاومت رسیدگی می‌کنند که اینها مشتی است از خروار. صدها وکیل و حقوقدان در کشورهای گوناگون از مقاومت حمایت می‌کنند و در رفع گرفتاری‌های روزمره همراهی و همکاری دارند.

دو مثال برایتان می‌زنم. مرحوم لرد اسلین مشاور عالیقدر مقاومت در دادگاه عدالت اروپا شاگرد مکتب «سر مک نیر» بود و این مطلب را خودشان به من گفتند. ۵۶ سال پیش استاد این مرد رئیس دادگاه لاهه در زمان طرح شکایت دولت انگلیس علیه دولت ایران در دعوای ملی شدن نفت بود. مدافعات مصدق و پرفسور رولن وکیل بلژیکی ایران را شنید و همراه اکثریت قضات رأی به نفع ایران صادر کردند. حکم همراه دفاعیات مصدق با نوشته‌ای از من در نشریه ایران زمین چاپ شده که مقاله‌ای از آقای مسعود رجوی در همان شماره ایران زمین درباره این مطلب به چاپ رسیده است. لرد اسلین و تیم همراه او در انگلیس توطئه همدستان ملاها را در دادگاه محکوم کرد و در دادگاه عدالت اروپا صحنه‌سازی ۲۷ دولت را سه بار به موجب حکم دادگاه رسوا کرد. مثال دوم آن که چند هفته پیش در بروکسل مشاور اشرف در تریبون کنفرانس مطبوعاتی در سمت راست خانم رجوی نشسته بودند و در باب حقوق اشرفیان صحبت می‌کردند. بعد از پایان جلسه من برای چندین بار این استاد ممتاز رئیس مرکز حقوق بین‌الملل دانشگاه آزاد بروکسل را به تعدادی از دوستان معرفی کردم. ایشان بر همان مسند و کرسی دانشگاه نشسته بودند که هانری رولن وکیل ایران در دادگاه لاهه. بعضی از وکلا و مشاورین مجاهدین رؤسای انجمن‌های حقوق بشر بودند یا هستند. بخشی از آنها علمای حقوق‌اند که نظرات کارشناسی آنها از منابع حقوق محسوب می‌شود و بالاخره اگر بخواهم از میان ۸۵۰۰ وکیل و حقوقدان که در سراسر جهان مقاومت را یاری  کرده‌اند و می‌کنند سخن بگویم «هفتاد من کاغذ شود».

مقدمه طولانی شد برای این که شما خود بتوانید ارزیابی کنید که پیشنهاد آقای رجوی علاوه بر علم و تجربه شخصی، مبتنی است بر جمع‌بندی نظرات حقوقدانان و وکلای بزرگ جهان. این پیشنهاد هم عملی است و هم مبتنی بر حقوق و قانون است و هم از بالاترین درجه پختگی برخوردار است و البته در طرح آن شجاعت و انعطاف بی‌نظیری دیده می‌شود که جای سپاسگزاری دارد.

 

با جان نثاری اشرفی‌ها و بردباریهای شگفت آنان رسوائی عوامل جنایتکار آخوندها در حمله به پناهندگان ایرانی و سکوت مجرمانه نیروهای حاضر در صحنه عالمگیر شد. فیلم‌های آدمکشی با داس، تبر، قمه، کار، خنجر،‌ شمشیر، چوپ و چماق، لوله آهنی و گلوله و زیرگرفتن اشخاص با لودور و بولدوزر خودروهای نظامی را جهانیان دیدند و مزدوران آخوندها را بهتر شناختند.

پایداری ۳۶ قهرمان گروگان در اعتصاب، اعتصاب غذای اشرفی‌ها و ایرانیان در بسیاری از کشورهای جهان، حمایت بی دریغ هموطنان، تحصن‌‌ها، تظاهرات در بیش از ۹۰ شهر دنیا و بالاخره پشتیبانی جمعیت‌های دفاع از حقوق بشر، عفو بین‌الملل، پارلمانترها،وکلا، شخصیت‌های مذهبی از ادیان گوناگون و شهروندان شرافتمند در نقاط گوناگون، هزارها انعکاس خبری در رسانه‌های همگانی،‌ بازتاب فعالیت‌های کمیته بین‌المللی حقوقدانان در دفاع از اشرف که دربرگیرنده ۸۵۰۰ حقوقدان است و هم چنین کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت که دو هزار پارلمانتر در آمریکا و اروپا را بسیج کرده است و سه قطعنامه به پارلمان اروپا ( ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۷، ۴ سپتامبر ۲۰۰۸، ۲۴ آوریل ۲۰۰۹) راه را کاملاً‌ برای استمرار آکسیون‌های دفاعی فراهم آورده است. گزارش یونامی، گزارش اخیر دبیرکل ملل متحد به شورای امنیت درباره اشرف، محکومیت های رژیم در ملل متحد ابزارهای لازم را برای تجهیز بیشتر افکار عمومی فراهم آورده است.

مبارزان و مدافعان حقوق بشر، پناهندگان ایرانی چه در ارتباط با فعالیت‌های شورا و مجاهدین و چه با ابتکارهای شخصی یا جمعی و مستقل خود می‌توانند در این نبرد سرنوشت ساز مؤثر باشند. این وظیفه به خاطر ملیت یا مبارزات اشرفی ها نیست. دفاع از کلیه حقوق مکتسبه جهان متمدن است. من شخصاً‌ ناظر تلاش‌های ستایش‌انگیز بسیاری از هموطنان بوده‌ام. در این مبارزه یک طرف دفاع از حق مقدس پناهندگی است و در مقابل آن رژیم جنایتکاری ایستاده است با میلیاردها دلار نفتی، همدستان فاسد بین‌المللی،‌ سپاه بدر عراق. ما به اتکاء آرمانهای تاریخی ملت ایران و بر مبنای وجدان خود می‌توانیم مؤثر باشیم. تا با تجهیز افکار عمومی بین‌المللی به دفاع از حقوق اشرفیان بپردازیم. آنانی که کباده کش حقوق بشرند در چنین معرکه‌ایست که امتحان پس می‌دهند. اگر زنده ماندیم و زنده ماندند علاوه بر پاسخ به وجدان خود باید کارنامه خود را بر مردم ایران هم ارائه دهیم. مخالفت‌های سیاسی و اعتقادی نمی‌تواند بهانه نظاره کردن هیچ فاجعه‌ای باشد. تجهیز افکارعمومی، مجامع حقوق بشری، سازمانهای دفاع از پناهندگان، صلیب سرخ، کمیساریای عالی پناهندگان، شورای اروپا، اتحادیه اروپا، کلیساها،‌ روزنامه نگاران، سندیکاها، رسانه‌های جمعی به ویژه تلویزیون‌ها ... کار مشکلی نیست. با اتکاء به همین امکانات تا کنون از کشتار بیشتر جلوگیری شد. سفر لاریجانی به عراق آنهم در روزی که در کشور گسترده‌ترین حرکت اعتراضی شکل گرفت نشان می‌دهد که خامنه‌ای به درستی جدی ترین دشمن خود یعنی اشرف را به درستی می‌شناسد و از دخالت آشکار در زندگی سیاسی عراق واهمه‌ای ندارد. البته عکس‌العمل نمایندگان پارلمان و روزنامه نگاران بخشی از توطئه‌های او را آشکار کرد.

 

آنچه مربوط به فعالیت‌های «یونامی» است صرفاً‌ نظارت بین‌المللی است و نه حمایت عملی برای حفظ جان،‌ مال و آزادی اهالی اشرف. آنها که توپ و تانک ندارند که بتوانند جلوی قطع آب و برق ، ممنوعیت ورود پزشک و دارو، غذا و سوخت را بگیرند. باید در راه اجرای پیشنهاد آقای رجوی تلاش کرد تا حقوق اشرفی‌ها شناخته و استیفا شود. حفاظت حقوق از جمله ، حق حیات، اموال و آزادی‌های آنان تا تعیین تکلیف اختلافات موجود بین دولت عراق و مجاهدین را آمریکایی‌ها طبق قواعد حقوق بین‌الملل به عهده گیرند. ادعای توصیه به دولت عراق، اظهار نگرانی کردن، تأسف از آدمکشی هم رافع مسئولیت نیست و بازی‌های لورفته سیاسی است و نوشدارو پس از مرگ سهراب. باید ملل متحد، اتحادیه عرب، کنفرانس کشورهای اسلامی، اتحادیه اروپا، پارلمان اروپا، دولت آمریکا، صلیب سرخ، کمیساریای عالی پناهندگان را دعوت به مداخله و حضور فعال نمود. جابجا کردن اشرفی‌ها آدم‌کشی‌های جدیدی را در چشم‌انداز قرار می‌دهد. علیه حکومت قانون و اعتبار احکام دادگاه‌های عراق است. این قبیل زدن و بستن‌ها اگر کارآمد بود خمینی و خامنه‌ای حریف مجاهدین می‌شدند و آزموده را آزمودن خطاست و البته خطای بزرگتر آن است که دست روی دست بگذاریم.

 

منبع: دیدگاه، 3 آذر 1388




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
محمدرضا روحاني:



[تاریخ ارسال: 26 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
نمی دانم کسانیکه دراینجا نظر داده اندکه چرا مجاهدین از اشرف خارج نمیشوند ایا درهمین سیاره زندکی می کنند یادر سیاره دیگر یا بالاخره بهر شکل انها رامیخواهند بگذارند سینه دیوار که طی این سالها همه نوعش را دیده ایم تقصیر خودشان است که مگر نمی بینید ما در جای امن هستیم شما چرا نمی ایید پس مسئولیت همه اتفاقات احتمالی گردن خودتان است می بخشید شما اساسا نباید خود تان را باکسانیکه جان برکف از همه خواستهای مشروع شخصی گذشته اند ورژیم را تا گورستان تاریخ برده اند وخامنه ای نیز بزبان روشن گفته است وبخاطرهمین نکته درلیست تروریستی قرار گرفته انددر یک وضعیت بدانید مجاهدین خلق ا گر پایشان را بدون نظارت بین امللی بیرون بگذارند قتل عام انها صد در صد است وکسانی برای چنین روزی سالها مشغول دروغ پراکنی بوده اند وازوابسته به نئوکانها تا وابسته به سیا وموساد وهرانچه لایق خودشان بوده است به فرزندان دلیر خلق گفته اند ورو سیاهی به ذغال مانده است وحالا که میگویند حاضر هستند به اروپا بیایندفکر می کنید رژیم مافیائی موافقت می کند رژیم مرگش را در رخسار مجاهدین خلق می بیند وبس وهمه خائنین بدانند مجاهدین خلق در این نبرد نابرابر تنها نیستند خلقی که انها را دردامن پر مهر خویش بزرگ نموده پشتیبان انها هستند واگر غیر ازاین میبود با هزارها توطئه ونیرنگ وکشتاروجنایت وبمباران امروزنامی از مجاهدخلق در میان نبود این نکته را هم بدانیم در کشور ما ا گر کسی پادر این راه پر خطر میگذارد باید هم از جانش بگذرد وهم نامردمانی بخاطر اظهار وجود انها راشلاق کش کنند وعلت اصلی فقر فرهنگی است ولاغیردر مورد دکتر فاطمی تا تیرباران نشده بود خائنین ول کن او ومصدق فقید نبودند می بخشید فرصت تصحیح ندارم   

[تاریخ ارسال: 26 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: Bahman]  [  ]  
سلام،

بعضی از افرادی که نظر داده‌اند به نظر می‌رسد فکر میکنند که راه برای مجاهدین باز بوده و باز است که هر وقت دلشان خواست از آنجا بروند. ولی‌ هرگز چنین نبوده است. حتا کسانی‌ که از مجاهدین رفتند پیش امریکاییها و با وجود این که بسیاری از آنها اقامت کشورهای دیگر را داشتند به آنها اجازه داده نشد که به آن کشورها بروند. فقط در موارد محدودی که شخص دارای همسر در آن کشور بود اجازه داده شد که به آنجا برود.

الان که مجاهدین اعلام کرده‌اند که حاضر هستند از آنجا بروند ببینیم که چه اتفاقی می‌افتد. آیا بهشان اجازه میدهند یا نه.

  

[تاریخ ارسال: 26 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: صوفی حیدری]  [  ]  
آقای روحانی عزیز با سلام، در بحبوحه مبارزه ای چنین پیچیده و دشوار اگر کسی حتی اگر مبارزترین و نابغه ترین باشد ادعا کند که همه چیز را در این مسیر می داند. اشتباه میکند. منظورم این نیست که در این مورد آقای رجوی اشتباه میکند. منظور این است که نمی توان با تکیه به اطلاعات حقوقی سی و اند سال پیش یک حقوقدان که مبارز فعلی است و با تکیه به سوابق خانوادگی ایشان که آدمهای تحصیل کرده و مبارزی هستند،مبارزه را به پیش برد. ولی باید روی این نکته از حرف هایتان تاکید کرد که آقای رجوی تنها با تکیه بر اطلاعات خودش عمل نمیکند بلکه با کمک گرفتن و از اطلاعات بروز صدها حقوقدان بین المللی و مشاوره با آنها در این رابطه های حساس تصمیم می گیرد و برای همین موضع گیری هایش در این زمینه تا جایی که به شرایط حقوقی و انسانی و سیاسی برمی گردد از درصد بالایی از اعتبار برخوردار است. با توجه به اینکه می دانیم که بازیهای بین المللی با مماشات با رژیم جای خاصی در این تغییر و تحولات دارد. این نوع موضع گیری هوشیارانه با بردن این تعداد حقوقدان معتبر پشت قضییه جلوی بسیاری از توطئه ها را در رابطه با اشرف گرفته و به مصاف توطئه ها خواهد رفت. با احترام   

[تاریخ ارسال: 26 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [  ]  
آقای روحانی محترم،

امیدوارم كه شما وقت داشته باشید و نظرات این صفحه را بخوانید من باز امیدوارم كه انتقادات و حتا از کم لطفی های نویسندگان دلگیر نشوید.

آقای روحانی برای شخص من وجود و پیروزی مجاهدین بر این رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی خیلی مهم بود و است.
من هم معتقد هستم تنها کسی كه مبارزه میکند شاید در این راه ببازد و كه کسی كه مبارزه نمیکند مبارزه را در هر حال باخته است.

آقای روحانی گرامی، بله تجربه یک باخت در مبارزه میتواند برای نسلهای آینده گرانبها باشد اما شناخت از وضیعت و استفاده درست از آن میتواند
به پیروزی در مبارزه کمک کند.

حال بیایم سر مطلب:

ماندن در اشرف یک ماجراجویی بیشتر نیست. حمله پلیس عراق به اشرف كه از طرف رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی نشان داد
كه ما با چه رژیم بی پرینسیپی در عراق روبرو هستیم. این رژیم پتانسیل آنرا دارد كه در حمله دیگر افراد دیگری از مجاهدین را به قتل برساند.
هما نطور که دنیا دید و خام به ابرو نیاورد این بار نیز...

رهبری مجاهدین ، شما و سایر نیروهای شورا باید به هر وسیله كه شده نسل انقلابی مستقر در اشرف را از آنجا خارج کنند.

ما بخوبی میدانیم كه نسل انقلابی مستقر در اشرف از مسعود رجوی حرف شنوی دارد.
آقای روحانی نسل انقلابی مستقر در اشرف بزرگترین سرمایه های مردم این کشور هستند برای خوروج از لانه لاشخورهای رژیم اسلامی حرکت کنید.

به امید پیروزی شما و سازمان مجاهدین خلق ایران
  

[تاریخ ارسال: 26 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: خسرو]  [  ]  
آقای روحانی آن چیزی که شما میگوئید و مجاهدین وآقای رجوی گفته اند نیازی به اثبات میزان سواد خانواده ایشان ندارد هر انسان بیسوادی هم میفهمد که موضوع حقوق بشر است و حق پناهندگی و هیچ حکومتی حق ندارد پناهندگان را برخلاف میل خودشان به کشوری که درآن شکنجه میشوند و اعدام میشوند مسترد کند . لازم نیست آدم انیشتین باشد تا اینها ر ا بداند اما مساله ایرانی ها و کسانی که درجریان مشکل شهرا شر ف هستند این است که الان درست 6 سال مستمر است که یک سره تحصن بوده است و اعتصاب و فعالیت قانونی و هزارجور کار دیگر و هیچ نتیجه ای تا الان نداده است شما و دیگران هی میگوئید یک کاری بکنید وبروید دنیارا بسیج کنید و باید و میتوان و اینکاررا بکنید و آنکار را بکنید ولی انگار به واقعیا ت موجود درصحنه سیاسی جهان هیچ التفاتی ندارید انگار دولت عراق را با یک دولت دموکرات غربی اشتباه گرفته اید به عقیده من 6 سال است که همه آنهایی که درگیر این جریان بوده اند داشته اند با سوزن کوه میکنده اند و نتیجه ای نداده است بگوئید آخر بیشتر از اینکه انجام شده چه کاری میشود کرد ؟ حرکت مجاهدین همیشه خدا براین مبنا بو ده است که مرغ یک پا دارد چه ازلحاظ استراتژی و چه ایدئولوژی که البته منظور شخص آقای رجوی است که ایشان فقط میگوید همین است که هست و هیچ تغییری درآنچه ایشان 30 سال پیش گفته اند نباید داده شود این نحوه برخورد با مسایل اجتماعی که برخلاف گفته های خود ایشان که معتقد به دینامیسم هستند یک برخورد مکانیکی صرف با مسایل پیچیده اجتماعی و سیاسی است ایشان میگویند آسمان به زمین بیاید باید دراشرف ماند این نظریه تا کنون جواب نداشته است و دیگر هم جواب نخواهد داشت آیا بازهم مجاهدین میخواهند بهای این یک دندگی را با خون بدهند؟ خب البته این به خودشان بستگی دارد و همانطوریکه شما گفته اید علم کافی هم دارند چند هزار هم حقوقدان دارند بنابراین از دیگران چه انتظاری دارید بخصوص دیگرانی که معتقدند مرغ یک پا ندارد و اشرف تنها جواب سرنگونی نیست وراه های بهتری هم هست و ماندن در آن بیابان ها به غیراز بیمار شدن و مردن و کشته شدن هیچ چیزی نصیب مجاهدین نخواهد شد . مجاهدین اعلام کنند که میخواهند به یک کشور اروپایی و یا به آمریکا بروند وبطور جدی همه را بسیج کنند حول این قضیه و مطمئن باشند که نیروهای حقوق بشری بسیاری به کمکشان میایند ولی کاری که همه آزموده اند که جواب نداشته است را دوباره نمیتوان درخواست کرد   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: بیطرف]  [  ]  

با سلام وتشکر از آقای ناظر که با نشر کلیه نظرات ، فرهنگ نوینی را در تاریخ مبارزاتی مردم ایران پی ریزی کرده است ،واین خود همان تمرین دمکراسی برای ایران فردا است . اصولا هر نظر انتقادی که به سازمان مجاهدین ،بر روی سایت دیدگاه منتشرشود ،آقای ناطر از ٢ جهت زیر آتشباری قرار می گیرد ،یکی از طرف "هوا " داران سازمان مجاهدین ، ودیگری از طرف رژیم نکبت وسرتا پا ارتجاع وانحصارطلب ولایت فقیه ،با همه طیفهایش ،بخصوص آنهائی که دائم در برجهای سرسپردگی ٢۴ ساعته در حال دیدبانی از این لاشه متعفنند . اینجانب اولین نفری بودم که تحت نام "بیطرف" نظرخویش را در رابطه با این مطلب دادم ، باید بگویم که اسم "بیطرف " اسمی مستعار است ،واسم واقعی من نیست . اما چرا از اسم واقعی خود جهت ارسال نظر استفاده نمی کنم ؟ همانطور که در نظر اول اشاره کردم ،سالها با سازمان مجاهدین ،چه در منطقه ،چه در اروپا ،وچه در پاکستان تنگا تنگ بوده ام ،یاران ودوستان زیادی هم همین الان در قرارگاه اشرف دارم ،مدتهای زیاد چه در سرما ،چه در گرما ،در اکثر تحصنها برای دفاع از جان آن عزیزان شرکت کرده ام ،واگر باز نیاز باشد شرکت خواهم کرد ،. اما چرا با اسم واقعی نه ؟ باید بگویم که تنها کانال ارتباطی من با یارانم در اشرف ،وبخصوص گرفتن خبر سلامتی آنها از سالها پیش و همین الان ،فقط خود مجاهدین بوده اند وبس . لذا بخاطر عدم قطع این تنها کانال، اجبارا از اسم مستعار"بیطرف" استفاده می کنم .این یکی از دلایلی است که مرا مجبور می سازد که از اسم غیر واقعی "بیطرف" استفاده کنم . همه امثال من بعنوان نفرات سازمان مجاهدین که مورد غضب قرار گرفته وبه اروپا پرتاپ (تبعید) شدیم ، اکثرا نامه هائی (گزارش) مفصل و از سر جانسوزی برای آقای مسعود رجوی ارسال کردیم ، ونقاط اساسی را برای او یاد آور شدیم ، وبروشنی برای او ریشه مسائل پیش آمده را تذکر دادیم ، حداقل خودم در یک نامه (بخوانید گزارش و درد دل) حدود ٢۵ صفحه ای A4 به او همه چیز را توضیح دادم ،که اگر شرایط به مرحله ای رسید که ضربه بر دشمن نابکار آید ،ونه بر دوستان ،آنرا با نام واقعی بر روی همین سایت دیدگاه نشر خواهم داد ، ،همه آن نامه ها ،ویا حداقل اکثرا ، بی جواب ماند،حداقل اینجانب با اینکه بطورتمام وقت در خارج از کشور وبطور حرفه ای با سازمان کار میکردم ، یک کلمه هم جواب دریافت نکردم . دوستان ، رفقا ، "هوا" داران ، بر این اند یشه کج وشرک آلود پای مکوبید که ، هرکس ایرادی به سازمان مجاهدین بگیرد ،به جیب رژیم پا به گور وبی آبروی جمهوری وجهل وخرافات وجنایت می ریزد ،شاید کوتاه مدت آری ، اما باور کنید ،در درازمدت به نفع خود سازمان مجاهدین وکل جتبش وفرهنگ انقلاب ، وبه ضرر اساسی ودرازمدت رژیم جهل ،وفرهنگ ضد انقلاب است .اگر به آن درد دلها وآن نامه های جانسوزانه وقعی نهاده شده بود،بی شک شرایط واوضاع سازمان الان به شکل دیگری، وجمعیت اشرف خیلی بیش از رقم ۳۵٠٠ بود،وخارج از کشور فضائی دیگر داشت . در اخر صحبتم را با جمله ای از خود آقای مسعود رجوی ،که گویا بعد از آن جریانات(پرتاپ عده ابی به اروپا) در نشستی بیان کرده بود به پایان می رسانم .(ا لبته نمیدانم که عین جمله ایشان است یا نه ،اما مضمون همانست) .اوگفته بود ،خطاب به بعضیها : که شما خراب کردید ،بهایش را من پرداختم . آینده مال انقلابیونست ،نیروهای میرا از صحنه حذف خواهند شد ،پیروز باشید ( موسی خیابانی ) .

علی ناظر: هموطن "بیطرف"، ایکاش در میان تمام انتقادات و ایراداتی که به مجاهدین در این ستون تحت عنوان "نظر" ثبت می شود، "نظر دهندگان" منتقد و مخالف، منصفانه نقاط مثبت مجاهدین و یا دیگر سازمانهای مبارز، را هم یادآوری کنند. انصاف و عدالت یکی از ویژگیهای انسانهای آزاداندیش و انقلابی است.
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: علی یحیی پور سل تی تی]  [  ]  
چقدر دیر!   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: مفید]  [  ]  
آقای ناظر پرسشی بسیار لازم و بنیادی طرح کردند و آقای روحانی هم خلاصه و درست و حقوقی پاسخ دادند که روشنگر و خواندنی و بیاد ماندنی بود. بنده که بسیار روشن شدم و سود فراوان بردم و برای بسیاری از دوستان در بسیاری از کشور های جهان فرستادم. جالب است که . پس از اعلان موضع از سوی آقای رجوی. به پرسنده ای گفته بودم . چون آقای رجوی حقوق دان است و بیش از هشت هزار و پانصد حقوق دان هم وکلای اشرف هستند . حتما حرفهای قانونی زده اند. حالا . آیا دولت عراق می پذیرد یا نه . بستگی به دولت عراق دارد که قانونگرا هست و یا طبق معمول ضد قانون که باید منتظر شد و دید.اما یک چیز را نباید فراموش کرد و آن این است که. ساکنان اشرف اهل ایرانند و اهل بر اندازی حکومت خون آشام حاکم برایران. تک تک ما وظیفه داریم . در این شرایط حساس یار شان باشیم . در حد قدرت و توان خودمان. بیشک پیروزی از آن برخاستگان ایثارگر است و بس.
پاینده ایران .
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
دوستان و هموطنان با استفاده از حق دمکراتیک خود در آزادی عقیده و بیان بهره برده و نظرات گوناگون داده اند.اما در برخی از نظرات که به عنوان مخالفت با مجاهدین و شخص اقای رجوی عنوان شده،متاسفانه کمترین عدالت در استفاده از واژها دیده نمی شود.به عنوان کسی که در این 30 سال از نزدیک و فعال در جریان نشیب و فرازهای رویدادها بوده ام،این را می گویم.بحث مخالفت و نقد رویدادهاو شمردن اشتباهات(به نظر مخالفان)،یک چیز است و زیر پا گذاشتن عدالت و وجدان و توجه به ناموس واژها،چیز دیگر.مشق نا نوشته،غلط ندارد.اگر در مبارزه با رژیم ضد ایرانی و ضد بشری حاکم جدی باشیم،علیرغم هر نظری که در باره مجاهدین داشته باشیم،آنها را که جدی ترین مبارزان سرنگونی طلب هستند،اصلی ترین و قابل اعتمادترین متحدان خود، خواهیم یافت.از اینکه بخواهیم انها را مانند" خود" کنیم، به عدالتی مطلق است.در هر شرایطی دشمن را فراموش نکنیم که برای ضربه زدن به سرنگونی طلبان، همه امکانات مادی را در دست دارد.   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: صادق]  [  ]  
موقعیت تحصیلی و اجتماعی خانواده آقای رجوی و خودایشان مایه مباهات است و واقعیتی است که روی آن نمی شود بگو مگو کرد؛ اما اگر یک چنین پیامی تلویحا از آن به خواننده القا شود که "صلاح خویش خسروان دانند..." و هر چه از آن نقطه می آید بهترین و بی عیب ترین است و هر گونه اما و اگر و انتقاد نسبت به آن ها در سطح و صلاحیت دیگران نیست، یک منطق اشتباه و گمراه کننده است. درست این است که ضمن مرز نگاه داشتن با رژیم جنایتکار حاکم بر ایران، فضا را هر چه بیشتر برای نقد منصفانه از هرکس و هر خط بازتر نماییم.   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: شهاب]  [  ]  
با درود به آقایان ناظر و روحانی. دفاع از حقوق پناهندگی و انسانی ساکنان کمپ اشرف می بایست فرا سازمانی باشد. ارتجاع برای نابودی یک تشکیلات سازمانیافته تمامی انرژی و مزدورانش را در منطقه و جهان بکار گرفته تا اشرف را نابود نماید. مخالفان حکومت ایلامی هم باید با هر اختلافی که با مجاهدین دارند در این نبرد بی تفاوت نباشند و در مقابل اوباش و اشرار ولایت سفیه ارتجاع بایستند. خامنه ای برای تسلط بر اوضاع و خاموش نمودن قیام نیاز حیاتی به بر چیده شدن شهر اشرف و مقاومت حماسی آنان دارد و می بایست این آرزوی نظام را جام زهری نمود برای رژیم ضد انسانی فقهای جنایت پیشه و مزدوران عراقی شان. پیشنهاد انتقال به اروپا کاری است منطقی و اصولی که می بایست متحد از آن پشتیبانی نمود. در شرایط کنونی حضور این افراد در خارج از عراق بیشتر می تواند به قیام مردم در داخل ایران کمک نماید.   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: مجید]  [  ]  
اگر قرار است دفاع از پادگان اشرف به یک موضوع وجدانی و ملی تبدیل شود لازمۀ آن به رسمیت شناختن حقوق انسانی و دموکراتیک همان انسانهائی ست که از آنها چنین انتظاری می‌رود. متاسفم که مجاهدین کارنامۀ قابل قبولی در مواجهه با مخالفین خود ندارند. از این رو موضوع پادگان اشرف هیچگاه موضوع اصلی برای ایرانیان نشد. پاشنه آشیل مجاهدین در بطن ایدئولوژی آنهاست که دنیا را سیاه و سفید می‌بینند: یا با من یا علیه من

آقای روحانی آنقدر در مجاهدین ذوب شده که ادبیات او هم که ظاهراً "غیر مجاهد" است تماماً ادبیات مجاهدین است.
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده:  یک ایرانی]  [  ]  
من دیروز مطلبی درباره مجاهدین نوشتم برای آقای ناظر كه فقط میخواستم تناقض در اسلام انها را نشان دهم كه استفاده ابزاری از دین برای هدف کار درستی نیست و منظور دیگر نداشتم كه البته نشر نشدو حتما آقای ناظر بهتر میداند چه را نشر کننند و چه را نشر نکنند. بهر حال،من شخصا هیچوقت درباره مجاهدین بد ننوشتم ولی نمیدانم چرا مجاهدین صادق بنظر نمی آیند مبارز به جای خود ولی صرف مبارز بودن كه آنهم همیشه بقول خودشان برای بردن مهر تابان به ایران است و آقای رجوی ایران، ایران رجوی گفتن نشان میدهد انها فقط برای رسیدن به قدرت خودشان است كه مبارزه میکنند حرف از اسلام برای توجیه عمل خودشان است آقای روحانی صحبت شان درست ولی اینقدر آقای رجوی و از خانواده ایشان گفتن نوعی دیگر از تقدس گرای است بسیار کسانی بودند كه شاید خیلی از آقای رجوی با هوش تر ولی امکان خانوادگی نداشتند تا به جایی برسند یا خیلی فداکارتر كه زندگی و خانواده خود را از دست دادند و کسی نیست بگوید انها ایران ایران انها.من یک فرد عادی هستم و بنظر من درست نیست كه اینقدر مجاهدین هر وقت حرفی میشود میگویند با رفتن بعضی ها از اشرف و بریدگان صف ما پاکیزه تر شد آیا اگر کسی نتوانست در ا شر اف بماند ناگهان از گوهر بی بدیل كه معنی بی بدیل رانمیدانم به بریده تبدیل میشود. آقای بیطرف بسسیار قبل احترام تر است از کسانی كه مرتب اسمشان گفته میشود مبادا مردم فراموش کنند آیا عکس خانم و آقای رجوی باید همه جا بالا برود زمان شاه عکس شاه و فرح بود زمان خمینی عکس او و خامنه ای است و حالا هم كه عکس آقا و خانم رجوی بالای همه جا است مجاهدین هر چه بخوا هند میتواند بگویند ولی مردم در نهایت شعور دارند و تشخیص میدهند كه تا حالا مجاهدین هر چند وطنپرست ولی وطن پرست ملی نیستند بلکه برای عقیده و رهبران مقدس خود میجنگند پس دیکتاتوری بعد از دیکتاتوری. این سر نوشت ملت ما است كه همیشه بید ولی داشته باشد چه خدا شاه میهن كه شاه قبل ازمیهن میاید و شاه سایه خداست، چه ولایت فقیه و چه مهر تابان و ایران رجوی رجوی ایران   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
درود و هزاران درود بر شما آقای روحانی،انسان شریف،حقوقدان برجسته میهن ومبارز پیگیر و خستگی ناپذیر.بدون شک ایران به داشتن فرزندانی چون شما،به خود میبالد و فردای ایران نیز،بشارت زندگی در سایه قوانین پیشرفته بشری و برخورداری همگان از حقوق برابر،دارد.دفاع از حقوق مبارزان و انسانهای ستمدیده وظیفه همه است و در عین حال، در این دنیای وارونه گویی و سراسر از پلشتی،قابل تحسین می باشد.   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
نبرد مجاهدین خلق واخوندها فقط به مجاهدین مربوط نمیشود چون مجاهدین خلق منسجم هستنداول به سراغ انهارفته اند واگر اخوند در این نبرد نابرابر که بدون شک از امدادهای غیبی هم تا به حال برخوردار بوده وهست ولابی هاودلال هائی همانند امیر احمدی وتریتا پارسی ومنوچهر قربانی فرها بسیار بیش از ان چیزی هستند که ما تصور می کنیم در همه کشورها در بالاترین سطح عمل کرده اند اگر موفق شوند حق دیگران را هم کف دستشان خواهند گذاشت در شرائطی حساس بسر میبریم وجنبش در شر ائطی است که بالاخره یکطرف باید برود یا مردم ویا حکومت برده دارن مردم کجا بروند خانه وکاشانه هفتادمیلیونی را نمیتوان برچینند امامیتوانند بر مردم بازندان و غل وزنجیر بازهم ادامه دهند امروز اخوند تسلیم نمیشود وباید اورا از اریکه بزیر کشید و اینکارباخواهش وتمنا انجام نخواهد شد اری دشمنی های کور ما مردم ایران را به چنین روز سیاهی نشانده است ویادمان باشد اخوند قبل از انقلاب درهفت اسمان یک ستاره نداشت وحالا صاحب ایران ومنطقه خودشرا میداند انموقع که ما دعواهای کودکانه مثل امروز داشتیم اینها زدندو بردندوما همگی در خواب بودیم پس امروزدر همین خاکریز رژیم وباندهای مافیائی انرا باید عقب بزنیم واین شدنی است   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: AZAD]  [  ]  
با سلام به اقای روحانی
من د را بطه با توضيحات اقای روحانی در خصوص اشرف و اشرفيان و اينکه جايگاهشان چيست و کجاست صحبتی ندارم. ازا ينکه اقای رجوی نيز از مجربترين وبا درايت ترين وازپيشکسوتان بنام تاريخ مبارزاتی ايران زمين ميباشند نيز همه مطلعيم و پيشاپيش نيز در اينجا به وزارت بد نام اطلاعات اخوندی وحواريون ان نظير ديده بان و سايت خدا بنده ميگويم که دست خر کوتاه وحق چاپ در ديدگاه محفوظ. ولی جناب روحانی اگر اين سطور را ميخوانيد وباور داريد که نويسنده هم نه به اندازه شما ولی کمکی درد خلق و وطن و ازادی و رهائی از جانيان حاکم بر وطن را دارد, بفرمائيد چگونه و چرا شما برای همين مبارزه بزرگ در دفاع از اشرف که از قضا وظيفه انسانی هر کس است، حاظر به هزينه کردن در مسير راهگشائی جبهه همبستگی ملی نيستيد و اقدامی عملی برای برپائی و شکل گيری ان انجام نميدهيد؟ واگر جوابتان اينست که شما ان هزينه را در شکل کيری شورا ملی مقاومت پرداخت کرده ايد، باور بفرمائيد صادقانه مبگويم که در حرفهايتان يا جدی نيستيد ويا خدای نکرده حفظ موقعيت اين جسارت را بشما نميدهد که بطور جدی انرا دنبال کنيد.
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: azadeh]  [  ]  
بیــزارم از مرثیـه گفتن!
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: جواد ریاحی]  [  ]  
با سلام بر تمام ازادیخواهان ومبارزان جهان در هر نقطه گیتی با سلام به علی ناظر وسپاس از او که زمینه این گونه بحصها را فراهم میکند تا افکار عمومی کا ملان صا دقانه وبی طر فانه به تبادل نظر وقضاوت بنشیند . واما نیز با سپاس از اقای روحانی که با بیان نقطه نطرات خود این فرصت را برای من بوجود اوردند که بتوانم چند نکته را با ایشان در میان بگذارم 1- من شخصان جزو اولین کسانی بودم که در محکوم کردن حمله به اشرف در همین سایت پتشن را امضا کردم بگذریم که به یقین هیچ انسان با شرفی هیچگونه تعرض به حقوق هیچ ابنا بشری را نمی پذیرد .واما اشرف که علی ناظر از روحانی سوال کرده وروحانی هم کلی صقرا کبرا بافته وبه شجره مسعود رجوی زده وهمه را به صف کرده اشرف یک کمپ ایدولوژیک سیاسی تشکلا تی نظامی بوده وهنوز هم هست وعلت ماندن در اشرف هم همچنان همان هست که بوده واما صحبت از حقوق اگر هست که هست باید برای همه باشد وخودی غیر خودی هم ندارد اشرفی گوهر نشان وبریده مزدور هم نداریم .واما موضوع سیاسی داستان که شما با رندی فراوان که از تاکتیک های شناخته شده مجاهدین وشورا هست که می خواهید حقوقی جا بزنیدطلب کار ادم وعالم شده ا ید اگر زنده ماندند وزنده ماندیم علاوه بر پاسخگوی به وجدان خود باید کارنامه خود را به مردم ایران هم ارایه دهیم اگر شما نمی گفتید که مردم نمی فهمیدند لطفان از مردم طلبکار نباشید من از خود هیچ نمی گویم به عنوان حقوق فردی خودم نزدیک به چهار سال در اشرف بودم که در مقایسه با هزاران نفر دیگر که سخص مسعود رجوی به عنوان اولین فرد تشکیلاتی ورهبر سازمان باید پاسخگوی تک تک افرادی که با سازمان به هر دلیل اختلاف ایدولوژیک سیاسی وتشکیلاتی پیدا کردند ویک نمونه که دیگر قابل ماله کشی وماستمالی واوج دیکتاتوری واپورتونیستی بود . ودر زیر پرژکتور افکار عمومی قرار گرفت تیف بود که همه دیدند ماهیت سازمان رجوی را و2 - امریکا تا تعین تکلیف اختلاف موجود بین دولت عراق ومجاهدین را طبق حقوق بین الملل به عهده بگیرند وادعای توصیه به دولت عراق واظهار نگرانی کردن وتاسف از ادمکشی هم رفع مسعولیت نیست اقای محترم ان روز که امپریا لستها قرارگاه را بمباران می کردند چرا از این روضه ها نمی خواندید ودر دولت پر یذ ینت بوش نرد عشق می باختیند بهتر نیست با مردم رو راست باشیم وبی خود نام مصدق را یدک نکشیم اخه مصدق را چه به شما حقوق ملی شدن صنعت نفت وابتکار دکتر فاطمی چه رابطی به حقودانا ن شاگرد دارد که شاگرد فلانی بود استراتژی شکست خورده گریز زدن به صحرای کر بلا ندارد شما را به هر که قبول دارید وندارید به شعور این ملت توهین نکنید وبیشتر از این اسبا ب فضا حت درست نکنید این ملت جلو خمینی ایستاد وتا اخر هم خواهد ایستاد واین رژیم خونخوار را به زیر خواهد کشید وبرای راه ازادی خود چشم براه شما وشورا و..... نبوده ومطما عنن از هر گونه اسیب رسیدن به به افراد شهر وند خود چه در اشرف وچه درخیابا نها ی تهران وایران ممانعت به عمل خواهد اورد و خود هم بهترین را انتخاب خواهد کرد وبه هیچ نوع قیم هم چه ولی وقیه وچه رهبر عقیدتی نیاز ندارد با درود بر جوانان اگاه وملت شریف ونجیب ومظلوم ومبارز ایران .   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: بیطرف]  [  ]  
آقای روحانی ممنون از اینهمه افشا گریتان ،منهم دانشجوی رشته مهندسی در یکی از دانشگاهای معتبر ایران بودم ، وبه دعوت آقای رجوی که شب وروز از رادیو صدای مجاهد دعوت به نوار مرزی میکرد ،در س و کلاس و نامزد خویش را که در آستانه ازدواج با او بودم رها کرده،و خود را به یکی از پایگاهای سازمان مجاهدین در پاکستان رساندم ، اولین چیزی که مسئول پایگاه به من گفت این بود ،که درس چیه ،الان باید به دانشگاه انقلاب پیوست ،واین در حالی بود که آقایان همه درسها را خوانده ومدارک عالی را اخذ کرده بودند ،سالها در نوار مرزی در کلیه عملیات شرکت کرده ،و چون %100 با کلیه مواضع سازمان مجاهدین موافق نبودم ،با تعدادی تحت عنوان ماموریت به اروپا پرتاپ (تبعید) شدیم،در پایگاههای سازمان ،به هر کس که دنبال یادگیری حتی زبان آن کشور بود( چه برسد به تحصیل)،با تمسخر نگاه کرده، واو را خائن به مردم وانقلاب می دانستند. آقای روحانی ،اگر شما هم الان دارای مدرک حقوق نبودید،نمیدانم در کدام گوشه ای از این اروپا افتاده بودید.
ای ننگ ونفرین بررژیم خمینی ،وهمه اعوان وانصارش با هر نام ونشانی .
آقای روحانی در آخر هم اینرا یاید به شما بگویم که از کرده خویش پشیمان نیستم ،و به آن افتخار هم می کنم،اما درد اینست که،چرا همیشه ته داستان باز تخصص است وپول که حرف آخر را می زند، ونه " صداقت وفدا"؟؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.