شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پیام مسعود رجوی و تعیین تکلیف و فرجام نهایی

علی ناظر

در پاراگراف آخر دوست عزیز، که در سی و یکم امرداد 1388 در دیدگاه منتشر شد، نوشته بودم:

 

"بعنوان یک هموطن، از آقای مسعود رجوی تقاضا می کنم که این نکته مبهم را برای دوری گزیدن از هر کج فهمی، به روشنی و با توجه به رابطه شکل و محتوا، برای ثبت در تاریخ، بیشتر شکافته تا اگر فردی یا افرادی از اعتصابیون جان سپرد، نکته ای ناگفته و مبهم وجود نداشته باشد. در بند 4 اطلاعیه شماره 14 شورا، بند 4 آمده: "حضور نماينده شوراي امنيت ملل متحد يا دبيركل در اشرف براي گفتگو در باره  تعيين تكليف و فرجام نهايي". در این بند، منظور از "تعيين تكليف و فرجام نهايي" چه می تواند باشد؟"

 

مسعود رجوی در پیام 13 آبان 1388 خود به این نکته بطور مبسوط و روشن اشاره می کند. به نظر نگارنده، این پاسخ از چند جهت شایان توجه است:

 

1-      چنانکه در این پیام به روشنی مشخص شده است، مجاهدین به دنبال شهید پروری کور نیستند. مسعود رجوی چنین تعیین موضع می کند:

الف - مجاهدان اشرف از طرح دولت کنونی عراق برای انتقال به کشور ثالث در کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا استقبال نموده و به آن ملتزم شده اند

ب - مشروط بر اینکه مسأله داراییها و اموال آنان در اشرف که تماماً حاصل هزینه ها و کار ۲۳ساله خود آنهاست و بیش از ۲۰۰میلیون دلار است، [و]

ث - براساس مواد ۵۲ و ۵۳ کنوانسیونهای لاهه [می باشد] حل و فصل شود

 

به نظر من این تعریف "تعیین تکلیف و فرجام نهایی" است، و برای من بعنوان فردی مستقل از مجاهدین کاملا قابل درک و حمایت است.

2-      مسعود رجوی در ادامه و برای تسهیل و میسر شدن این "تعیین تکلیف و فرجام نهایی"، گامی فراتر گذاشته و راه حل موقت زیر را پیشنهاد می کند:

 

"تا انتقال مجاهدان اشرف به کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا که مجاهدان اشرف را محصور و بلادفاع گذاشته است؛


اولاً-  اذعان ملل متحد به ممنوعیت هرگونه جابه جایی اجباری ساکنان اشرف در داخل عراق به عنوان افراد حفاظت شده، بسیار ضروریست.


ثانیاً- حداقل انتظار از نیروهای آمریکایی این است که عدم حمله و خشونت و جابهجایی ساکنان اشرف را در داخل عراق تا پایان سال
۲۰۱۱ میلادی تضمین کنند.


ثالثاً- دولت عراق باید التزام خود را به حقوق ساکنان اشرف طبق قطعنامه
۲۴ آوریل ۲۰۰۹ پارلمان اروپا تا زمان انتقال به ایالات متحده یاکشورهای عضو اتحادیه اروپا اعلام کند."

 

چنانکه روشن است، "تکلیف و فرجام نهایی" نه ماندن در اشرف، و نه شهید پروری است، بلکه دریافت تضمین حقوقی برای انتقال ساکنین اشرف به اروپا یا آمریکا است. اما تا عملی شدن این تضمین حقوقی و براورده شدن خواستهای فوق الذکر، بزرگترین بهانه از مخالفین و حتی هواداران و ساکنین اشرف سلب می شود:

 

"در ۷سال اخیر بی‌مبالغه بیش از ۷۰ بار با همه اشرفیان اتمام حجت کرده است که اگر تحمل شرایط سخت را ندارند، با برخورداری از کمکهای بیدریغ مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران  به دنبال زندگی خود بروند "

 

برخی از مخالفین، این گفته را تنها بعنوان یک پُز تو خالی حقوق بشری و غیر واقعی تعبیر می کنند. بی شک، برای رد این ادعا و عملی شدن چنین امکانی شایسته است نحوه و راهکارهای عملی شدن آن هم بیان شود. آیا دولت عراق و محاصره کنندگان اشرف و دولتهای غربی، امکان انتقال به ایالات متحده یا کشورهای عضو اتحادیه اروپا، را مهیا خواهند کرد؟

 

3-      نکته سوم، و شایان تأمل در این پیام، آلترناتیو آنچه در بالا آمده است، می باشد. آلترناتیو راه حل 1 و 2، همانطور که در 6 و 7 امرداد مشاهده شد، به یک فاجعه انسانی ختم خواهد شد. البته، اگر آمریکا حفاظت آنها را تا پایان 2011 تضمین و تأمین نکند، و یا دولتهای مدعی حقوق بشر در اروپا و آمریکا (مخصوصا جناب اوباما – که بیشتر با اوناست تا با ما)، امکانات انتقال تمامی 3500 ساکن اشرف، با تقبل تمام هزینه های ذکر شده، را نپذیرند، آنوقت، (و تنها در آن زمان) راهی نمی ماند به جز انتظار و عملی شدن این اتمام حجت مسعود رجوی که:

 

 " ما با احترام به حاکمیت عراق و حاکمیت همه کشورهایی که اعضا و پشتیبانان و هواداران مجاهدین و مقاومت ایران در آنجا به سر می برند، تا آخرین نفس خود بر حقوق قانونی خود ایستاده ایم. قیمت آن را پرداخته ایم و باز هم هر چه سخت و سنگین باشد میپردازیم. اگر عراق کشور قانون و دموکراسی است هیچ مشکلی در میان نیست اما اگر مستعمره ولایت فقیه و تابع قانون جنگل است، بگذار مردم این کشور و همه جهانیان ببینند و بدانند. تکرار میکنیم که اگر دیکتاتوری حاکم بر ایران میخواهد جنگ خود را به اشرف صادر کند، اگر میخواهد فشارهای خردکننده‌یی را که از بابت قیام و نارضایتی انفجاری مردم ایران بر آن وارد میشود با فرار به جلو در اشرف تخلیه کند، ما بر حقوق قانونی خود استواریم و مسئولیت تمامی عواقب بر عهده این رژیم و مزدورانش در عراق است."

 

در سلسله نوشتار "اصولی کیست؟" (بخش 1-4)* در عین حال که به دو صلح حدیبیه و صلح حسن، و سکوت علی و حسین، اشاره کرده بودم؛ بر این نکته هم تأکید کرده بودم که مجاهدین را نباید بعنوان یک پدیده تک بُعدی (ویژگی) بررسی کرد. آنها نیرویی منسجم، مسلمان، معتقد به "رهبر عقیدتی"، ملی و سیاسی-نظامی هستند. این چند بُعد، ارزیابی "راه و روش" آنها را پیچیده تر می کند.

به نظر نگارنده، نیروهای سرنگونی طلب، مدافعین حقوق بشر (از جمله عفو و صلیب سرخ) که خواهان پایان دادن به "امپاس" در اشرف هستند، و حتی آنهایی که ادعا می کنند اینگونه پیام ها فقط پُز سیاسی است و منظور واقعی رهبران مجاهدین نیست، باید از محتوای این پیام، بمثابه فرصتی طلایی بهره جسته، و تمام امکانات خود را بکار بگیرند تا (با توجه به شق 1 و 2) انتقال سریع و حقوقی ساکنین اشرف، امکان پذیر شود. در این شرایط بسیار خطیر، سکوت و یا بی اعتنایی در اینباره، مجاهدین خلق را به سوی آلترناتیو ترسیم شده در بالا (شق 3) سوق می دهد، که خواسته مجاهدین نیست، و بی شک کابوس هر ایرانی وطن پرست و انساندوستی است.

به نظر نگارنده، برای ممانعت و پیشگیری از عملی شدن این آلترناتیو (شق3)، باید با تمام نیرو (هر نهادی درحد توان خود) در این امر کوشا شود. حال که مجاهدین آمادگی خود را به وضوح اعلام کرده اند، سکوت و بی عملی خطاست.

 

در زیر متن کامل پیام آمده است:

علی ناظر 17 آبان 1388

________________________________

زیرنویس

* اصولی کیست؟ (در ارتباط با اشرف)

 

·         بخش نخست [24 دی 1387]

·         بخش دوم [5 بهمن 1387]

 ·         بخش سوم [19 بهمن 1387]

 ·         بخش چهارم [1 فروردین 1388]

 

---------------------------------------------------------------------

 

 

مسعود رجوی ـ قیام ۱۳ آبان اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران

قیام ۱۳ آبان
اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران
مسعود رجوی

با درود و تهنیت به هسته ها و نیروهای انقلاب دموکراتیک،
حکمت قیام را بنگرید که چگونه روزهای عوام فریبی و دجالیت را که خمینی برای بقا و دوام نظام ولایت ساخته بود، یکی پس از دیگری بر سر بقایای او خراب میکند. و اکنون پس از روز دجالانه قدس به روز گروگانگیری و مبارزه آخوندی با استکبار جهانی راه برده است!

در روز قدس مردم ایران  به میدان آمدند و گفتند و بهروشنی گفتند : « نه غزه، نه لبنان- جانم فدای ایران» . یعنی که دجالیت و صدور تروریسم و ارتجاع و نعره های « قدس از طریق کربلا » به پشیزی نمی ارزد و دیگر اثر ندارد. چنین بود که روز قدس بر سر رژیم خراب شد.
امروز هم در روز گروگانگیری و جفتک اندازی در برابر « استکبار جهانی»  برای سرپوش گذاشتن بر خفقان و سرکوب داخلی و برای چانه زنی و استمالت خواهی بین المللی، که در فرهنگ لغت رژیم ولایت « امدادهای غیبی » خوانده میشود، مردم و جوانان بی باک و بیم، «عمود خیمه» ارتجاع و دیکتاتوری را نشانه گرفتند.تصویر منحوس ولیفقیه را پایین کشیدند و در همه جا با شعار « مرگ بر دیکتاتور» به جهانیان اعلام کردند : « خامنه ای قاتل است- ولایتش باطل است» . چنین بود که روز مبارزه با استکبار هم بر سر رژیم خراب شد و به طناب دار دیگری تبدیل گردید. این است مکافات اجتماعی و تاریخی دجالیت و سرقت حاکمیت یک ملت.
بهراستی که امروز در همه جای ایران، از تهران تا شیراز و مشهد و اصفهان، از تبریز تا کرمانشاه و اراک  و کاشان، از رشت تا بندرعباس و اهواز و زاهدان، از ارومیه تا بروجرد و خرم آباد و لاهیجان، از قزوین و ایلام تا همدان، نقطه اعتلای قیام و انقلاب دموکراتیک مردم ایران، رَقم خورد:
با لگدکوب کردن تصویر ولی فقیه ارتجاع.
با شعارهای اشرف نشان همچون: «مرگ بر دیکتاتور»، «می جنگیم ، می میریم ،  ایرانو پس میگیریم».
با شرکت تعیین کننده جوانان آزاده و مبارز و مجاهد.
با سازماندهی چشمگیر دانشجویان پیشتاز در سال تحصیلی جدید.
با تاکتیکهای جدید از قبیل پراکندگی و نرفتن در مسیرهای تعیین شده از سوی رژیم.
با جایگزین کردن نوبهیی نفرات تازه نفس به جای نفرات خسته و مضروب یا مجروح.
با استمرار تظاهرات از صبح تا آخر شب و فرسوده کردن قوای دشمن.
با شکستن دوربین های جاسوسی نیروی سرکوبگر انتظامی.
با معین کردن پیشاپیش راههای فرار و امداد رسانی
با زنانی که همچون اشرفیان برای حفاظت و نجات مردان زنجیر می بستند یا به مقابله با مزدوران میپرداختند.
با همبستگی و همیاری شورانگیز میهنی از جانب همه اقشار مردم از مغازه داران تا رانندگان اتوبوسها  و درهای باز خانهها برای پناه دادن جوانان برای ممانعت از دستگیری و نجات آنان از دم تیغ دژخیمان.
همه چیز حکایت از یک عزم فراگیر ملی برای سرنگونی رژیم منفور ولایت و رسیدن به آزادی و حاکمیت ملت داشت. از صبح تا ساعات آخرشب صدا می آمد که : «تجاوز، جنایت- مرگ براین ولایت» . هیچ رنگ و بویی از حفظ یا اصلاح رژیم اصلاح ناپذیر در میان نبود. جهانیان صدای درهم شکستن طلسم ولایت را به وضوح شنیدند و پیام سرنگونی استبداد دینی و پیروزی محتوم ملت ایران را با رود خروشان شهیدانش دریافتند.
 مبارک! اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران در قیام
۱۳آبان مبارک!
شگفتا که در همین وانفسا و در همین روز
۱۳ آبان، رئیس مجلس ارتجاع در بغداد فرود می آید و در آستانه انتخابات پارلمان عراق اعلام میکند برای « حمایت از روند دموکراسی در عراق» سر رسیده است! سرضرب بهتعریف و تمجید از دولت عراق برای سرکوب مجاهدان اشرف می پردازد و سپس میگوید که این دولت «گامهای زیادی در مقابل سازمان تروریستی خلق برداشته است» . اما این کافی نیست و درد ما را دوا نکرده است . از این رو « این سازمان نباید در خاک عراق باشد». « اکثر کسانی که در این گروهک حضور دارند،  مجرم هستند و باید به ایران مسترد شوند و فکر می‌کنیم تعلل در این زمینه برای کشور عراق خوب نباشد». همچنین می افزاید : «در حال حاضر نیز ما بر این نظریم که کشور عراق احتیاج به امنیت پایدار دارد».
بهراستی تماشایی است! در حالی که فریادهای مرگ بر دیکتاتور در خیابانهای تهران و شهرهای ایران، عالمگیر شده، سرپاسدار مجلس ارتجاع، برای حمایت از «روند دموکراسی در عراق»  به بغداد رفته و راه حل را در استرداد مجاهدان محصور در اشرف جستجو میکند. خط و نشان هم میکشد که اگر در این زمینه تعلل شود، برای عراق خوب نیست و لابد نیروی تروریستی قدس در بغداد آماده قیام (!) است و ترورها و انفجارهای زنجیرهیی دیگری در آستین دارد.
از قرار، تعداد دیگری از مزدوران اطلاعات و خانه شاگردان انجمن نجات نظام را هم با خود به هتل منصور آورده‌است تا در پوشش خانواده های مجاهدین، پشت در قرارگاه اشرف، اشک تمساح بریزند و با آب دیده، سوز دلِ  ناشی از شکستن شاخ ولایت در حملات مرداد  و درگروگانگیری از اشرف را فرو بنشانند.
بهنام نامی ملّت ایران و مجاهدان اشرفی و اشرف نشان به ولی فقیه و سرپاسدار باد و بلوف در مجلس ارتجاع میگویم : غلطهای اضافه، نشسته پارس کردن و لقمه‌های بزرگتر از دهان برای طلسم شکستگان ولایت ممنوع است!
 ما گر ز سر بریده می ترسیدیم،
۴۰ سال نمی جنگیدیم و۳۰سال بر دهان نظام جهل و جنایت نمی‌کوبیدیم.
تا آنجا هم که به مردم و نیروهای میهن پرست عراقی مربوط میشود، خودشان حرفشان را زده اند. همهه ناظران میگویند که لاریجانی از ترس اتحاد بزرگ عراقیان در «جبهه ملی عراق» که بهتازگی تشکیل شده است، از ترس برخاستن یک آلترناتیو عراقی در برابر دست نشاندگان رژیم آمده است تا شعبه ولایت فقیه در حکومت کنونی عراق را با سپاه
۹ بدر و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ادغام کند و مانند ۴سال پیش ، با تقلّب و نیرنگ و با دلارهای نفتی و ترور و انفجار، معجون مورد نظر خود را بهدست بیاورد و تحمیل کند.
از این پیشتر
۵میلیون و ۲۰۰هزار تن از مردم عراق و همچنین ۳میلیون از شیعیان این کشور حرف خود را دایر بر ضرورت خلع ید از رژیم ایران در عراق زده بودند. آرامش و صلح و امنیت و دموکراسی و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی در عراق مفتاحی جز این نداشته و ندارد. هر چیز غیر از این، حرف مفت است و رایگان، یا سرپوش گذاشتن عمدی بر حقیقتی که مردم عراق هر روز با گوشت و پوست و استخوان آزمودهاند. 
ساعتی پیش خبر رسید که یکصد نماینده مجلس عراق  لاریجانی را تحریم کردند  و او را نماینده اشغالگری رژیم ایران در عراق دانستند و اعلام کردند دستور کار او در عراق، ادغام و پشتیبانی دو ائتلاف مورد تایید رژیم ایران در انتخابات عراق است . این نمایندگان از رئیس مجلس عراق خواستند فهرستی از دخالتهای رژیم ایران در امور سیاسی و امنیتی عراق را جلو لاریجانی بگذارد.
شنبه گذشته، نیروهای میهن پرست عراقی تأسیس جنبش ملّی عراق را به رهبری دکتر علاوی و دکتر مطلک جشن گرفتند. جریانها  و شخصیتهای برجسته سیاسی دیگر مانند طارق الهاشمی نایب رئیس جمهور، رافع العیساوی، ظافر العانی و جمال الکربولی و بسیاری دیگر،  اعلام کردند که با این جنبش در چارچوب جبهه ملی عراق، متحد میشوند. این اتحاد نقشه سیاسی عراق را تغییر می‌دهد و بر آینده این کشور روح امید می دمد. ایاد علاوی گفت: « عراق زیر خاکستر رفته بایستی برخیزد و عزت و امنیت خودش را محقق کند». مطلک نیز گفت: « بر این کشور فجایع پشت فجایع فرود آمد. عراق را تجزیه کردند . تاروپود مردم زخم دیده ما  را از هم دریدند. فرهنگ سهمیه بندی و طائفه گرایی و پناه گرفتن در آغوش  بیگانگان را وارد کردند. همان بیگانگانی که در همه چیز ما در عراق دخالت کردند. کنترل خود را بر هرم تصمیم گیریهای سیاسی و حتی بر لقمه نان شهروندان عادی تحمیل کردند. خون عراقیان بهوفور به زمین ریخت و رنگ زمین و آب را تغییر داد» اما « امروز، سحرگاهان جدیدی آغاز شده و تاریکی برای همیشه رخت بر بسته است».
در همین مراسم، یکی از میهن پرستان عراقی حرف دلِ هموطنانش را این چنین بر زبان راند:
« من شاعر نیستم و نمی دانم چگونه این بیت شعر را نوشتم:
با نیروهایشان آمدند
و همه چیز بهجز اراده مردم ما را نابود کردند.
گفتند که عراق نابود شد
و ما گفتیم چگونه طلایی که سازنده اش مردم باشند از بین می رود»

بهنظر میرسد که سرپاسدارِ مجلس رژیم که به عراق رفته تا شعبه های فروپاشیده ولایت را از نو به سیخ بکشد، نه در ایران و نه درعراق، سحرگاهان تازه و اراده طلایی خلقهای در زنجیر و بهپا خاسته را هرگز در نیافته است. عراق را مستعمره ولایت میداند که هیچ قاعده و قانونی جز قانون جنگل نباید بر آن حاکم باشد. انگار آمریکا این کشور را گرفته که آن را دو دستی برای از هم دریدنش به گرگ ولایت تقدیم کند!
درست در شرایطی که پوزه نظام در حمله به اشرف و در گروگانگیری به خاک مالیده شده و باید قاچ زین را بچسبد، خیز اسب سواری برداشته است .
در حالیکه مرکب فراخوان ملل متحد در هفته گذشته در باره حفاظت از ساکنان اشرف «در برابر کوچ اجباری، اخراج یا بازگرداندن اجباری آنها به ایران»-که  بر خلاف اصل نان رفولمان و قوانین بین المللی است- خشک نشده، متقاضی استرداد مجاهدان اشرف است.
جل الخالق!که تا کجا مثل سگ، از مجاهدین و اشرف، میترسد.
راستی که از این بهتر نمیشد رابطه اشرف و مجاهدین را با قیام عیان کرد. همان چیزی که قبل از هر کس و بیش از هرکس رژیم میفهمد و در خیابانها میبیند و حس میکند. در غیراینصورت هیچ نیازی نبود که خامنهای در دهم اسفند ماه گذشته، سه ماه و نیم قبل از انتخابات نامشروع ریاست جمهوری رژیم، به زبان خودش توافق دو جانبه نامشروع و خائنانه با دولت کنونی عراق برای سرکوب مجاهدین را علنی و اعلام کند.
اینکه لاریجانی، بهعنوان رئیس مجلس آخوندها و بهعنوان بالاترین مسئول پرونده عراق و مجاهدین دراین رژیم، سرانجام ناگزیر میشود خواسته و حرف اصلی فاشیسم دینی حاکم برایران را در عراق بالا بیاورد، و اینکه بعد از تشویق بهخاطر جنایت علیه بشریت و گامهایی که بخش ولایت فقیه در دولت عراق در محاصره و سرکوب و کشتار مجاهدین برداشته، رُک و پوست کنده در تعارض آشکار با قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی، خواستار استرداد آنها میشود و به تهدیدهای تروریستی هم در این زمینه مبادرت میکند، به روشنی نشان میدهد در شرایطی که مجاهدین مسلح نیستند و در
۷سال اخیر تماماً محصور و تحت کنترل بودهاند، هدف از همه محدودیتها و محاصره و قطع سوخت و ارزاق، هدف از ممانعت از ورود خانوادهها و وکلا و خبرنگاران و هیأتهای بینالمللی، هدف از لجن پراکنی و سانسور در تلویزیون حکومتی عراق علیه مجاهدان اشرف، هدف از دروغپردازیهای دیوانهوار یک دوجین مشاور و مقام امنیتی، هدف از بهکار گرفتن بریده مزدوران برای زمینه سازی و توجیه کشتار اشرفیان، هدف از تحت فشار قراردادن و تهدید و تطمیع و گروگان گرفتن خانواده‌ها برای اینکه به سبّ و لعن فرزندان و خویشاوندان خود تن بدهند و مخصوصاً هدف از هرگونه جابهجایی مجاهدان شرف در داخل عراق، هیچ چیز جز سرکوب و انهدام نیروی محوری اپوزیسیون ایران و جز زدن و بستن و استرداد و کشتن مجاهدین نبوده و نیست. مگر اینکه مجاهدین در برابر این رژیم زانو بزنند و پرچم ندامت و تسلیم بالا ببرند. چیزی که خمینی آرزوی آن را به گور برد و سوگند میخورم که خامنهای هم آن را به گور خواهد برد.
به عنوان کسی که فرمان داده است، رزم آوران ارتش آزادیبخش ملی ایران
۲۰هزار قطعه سلاح و ۲۰هزار تن مهمات خود را  به ازای حفاظت تا تعیین تکلیف و فرجام نهایی توسط نیروهای آمریکایی به آنها تحویل بدهند، و بهعنوان کسی که در ۷سال اخیر بی‌مبالغه بیش از ۷۰ بار با همه اشرفیان اتمام حجت کرده است که اگر تحمل شرایط سخت را ندارند، با برخورداری از کمکهای بیدریغ مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران  بهدنبال زندگی خود بروند، بار دیگر یادآوری میکنم که ما با احترام به حاکمیت عراق و حاکمیت همه کشورهایی که اعضا و پشتیبانان و هواداران مجاهدین و مقاومت ایران در آنجا بهسر می برند، تا آخرین نفس خود بر حقوق قانونی خود ایستادهایم. قیمت آن را پرداختهایم و باز هم هر چه سخت و سنگین باشد میپردازیم. اگر عراق کشور قانون و دموکراسی است هیچ مشکلی در میان نیست اما اگر مستعمره ولایت فقیه و تابع قانون جنگل است، بگذار مردم این کشور و همه جهانیان ببینند و بدانند. تکرار میکنیم که اگر دیکتاتوری حاکم بر ایران میخواهد جنگ خود را به اشرف صادر کند، اگر میخواهد فشارهای خردکننده‌یی را که از بابت قیام و نارضایتی انفجاری مردم ایران بر آن وارد میشود با فرار به جلو در اشرف تخلیه کند، ما بر حقوق قانونی خود استواریم و مسئولیت تمامی عواقب بر عهده این رژیم و مزدورانش در عراق است.
مجاهدان اشرف از طرح دولت کنونی عراق برای انتقال به کشور ثالث در کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا استقبال نموده و به آن ملتزم شدهاند؛ مشروط بر اینکه مسأله داراییها و اموال آنان در اشرف که تماماً حاصل هزینهها و کار
۲۳ساله خود آنهاست و بیش از ۲۰۰میلیون دلار است طبق نظریه حقوقدانان بینالمللی براساس مواد ۵۲ و ۵۳ کنوانسیونهای لاهه حل و فصل شود.
تا آن زمان، برای جلوگیری از فاجعه انسانی دیگری مانند جنایت علیه بشریت در روزهای
۶ و ۷ مرداد در اشرف، و برای ممانعت از چنگ انداختن رژیم ایران و درخواست جنایتکارانهیی که رئیس مجلس این رژیم امروز آن را در رابطه با دولت عراق برملا کرد، تنها راه مؤثر، حفاظت بین المللی و به رسمیت شناختن یک موقعیت حقوقی خاص و موقت برای اشرف است تا از اساس میدانی برای فشارها و دخالتها وجنایتهای دیکتاتوری سیاه حاکم  برایران باز نباشد.
بنابراین در پی درخواست غیرقانونی و جنایتکارانه لاریجانی، تا انتقال مجاهدان اشرف به کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا که مجاهدان اشرف را محصور و بلادفاع گذاشته است؛
اولاً- اذعان ملل متحد به ممنوعیت هرگونه جابهجایی اجباری ساکنان اشرف در داخل عراق بهعنوان افراد حفاظت شده، بسیار ضروریست.
ثانیاً-حداقل انتظار از نیروهای آمریکایی این است که عدم حمله و خشونت و جابهجایی ساکنان اشرف را در داخل عراق تا پایان سال
۲۰۱۱ میلادی تضمین کنند.
ثالثاً- دولت عراق باید التزام خود را به حقوق ساکنان اشرف طبق قطعنامه
۲۴آوریل۲۰۰۹ پارلمان اروپا تا زمان انتقال  به ایالات متحده یاکشورهای عضو اتحادیه اروپا اعلام کند.
بهنظر می رسد ولی فقیه ارتجاع و سرپاسدار مجلس نامشروع او، بهخصوص از یکی از بزرگترین افشاگریهای مقاومت ایران در باره پنهانکاریهای هستهیی رژیم ،که دیروز در فرانسه صورت گرفته و با وسیع ترین بازتاب بین المللی همراه بوده است، قالب تهی کردهاند. ضربه هستهیی، بسیار مؤثر بوده و خون جلو چشم آنها را گرفته است.
دیروز خامنه ای کماکان بر طبلهای دجالیت می کوبید و از آمریکا میخواست «دست از استکبار بردارد» و «دست برداشتن از فعالیت هستهیی» یعنی دست برداشتن رژیم از بمب اتمی را درخواست نکند. خامنهای میگفت « با هیچ وسیلهیی نخواهند توانست ... ما را به عقب‌نشینی وادار کنند… و به این غائله‌هایی هم که بعد از انتخابات پیش آمد، دل خوش نکنند».
هر کس که مختصر آشنایی با سیاست عملی و پراگماتیک آمریکا و کشورهای اروپایی در این سالیان داشته باشد، بهروشنی میداند که از آنان تاکنون جز نرمش و استمالت و مدارا به رژیم چیزی نرسیده است. و الا، این رژیم تاکنون بهحساب ملت ایران بر اریکه قدرت و جرم و جنایت باقی نمی ماند و اینچنین در سرکوب ملت ایران و در صدور تروریسم و ارتجاع یا در زمینه اتمی افسار نمی‌گسست.
دو سال و اندی پیش، در تیرماه
۸۶ ،گفته بودیم که « از عهد قاجاریه تا امروز هیچ حکومتی در ایران ، بالفعل به اندازه حکومت آخوندی، موردحمایت کشورهای غربی نبوده است. آنچنانکه مخالفانش را وکالتا سرکوب و بمباران و خلع سلاح و محصور و محدودکنند.
شگفتا که رژیم آخوندی نعره های «ضد استکباری» میکشد اما  تاوان عملی آن را ما پس میدهیم! …
در روز روشن دراستانبول و رم و ژنو و پاریس و برلین و وین ترور میکند، شگفتا که مجاهدین و مقاومت ایران برچسب تروریستی میخورند!
مرحبا به دلارها و یوروهای نفتی که ابعاد میلیاردی آن بهروشنی نشان میدهد هیچ حکومت دست نشاندهیی در تاریخ ایران به اندازه حکومت آخوندی، منابع و عایدات کشور را به تاراج نداده است» .
از این رو به خامنهای که خالی بندیهای او لو رفته است باید گفت، آن کس که شیخ را ، همچون شاه ، به عقب مینشاند، درهم می شکند و سرنگون می سازد؛ هرگز این یا آن دولت خارجی نبوده و نیست. این، تنها و تنها، کار مردم ایران و برعهده فرزندان رشید و اشرف نشان مردم ایران است که تاریخ را با رنج و خونشان می نویسند و با گوشت و پوست و استخوان خود تغییر میدهند.
همچنانکه رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران بارها گفته است، ما نه از کسی پول میخواهیم و نه سلاح، تنها میخواهیم که بین ما و رژیم بی‌طرف باشند و راهبندهای آزادی را که پیش‌پای ملت ما و مقاومت ما گذاشته اند، بردارند.
پایداری پرشکوه اشرفیان و جوانان دلیر اشرف نشان گرامی باد
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
۱۳ آبان ۱۳۸۸

15/8/88

http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=423:-13-&catid=9:2009-09-22-08-59-17&Itemid=52

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 12 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: حیدر سعادتی]  [  ]  

پاسخی به اقای علی ناظر عدم تفکیک دو بخش از مطالب نوشته شده اینجانب امری بود اجتناب ناپذیر بنایراین بر انچه در طلیعه عرایضم آورده بودم تاکید مجدد کرده وهمانطور که یاد آوری کردم این قبیل مطالب حاجت به پاسخ نیست و لذا به عمد از آن در میگذریم و به بخش دوم مطالبم که روی صحبتم با جناب آقای علی ناظر بود میپردازم. ۱- مطالب شما و آشنائی با نظرات جنابعالی را چه امروز که در پاسخ به سئوال آقای اسماعیل وفا یغما « در کجا ایستاده‌ایم ؟ » به صورت مجموع مطالب گرد آوری شده از گذشته تا امروز در غالب اصولی کیست؟ قلمی کرده‌اید و چه در گذشته که دیگرانی در لبـــــاس دوست بخصوص با عنوان سازمان چریکهای فدائی خلق (اینجا) بدنبال انگ زدن به سایت دیدگاه و علی ناظر بوده‌اند قضیه مربوط به ( پاسخ به اشتری لری رئیس بانک سپه در فرانسه ) را تا انجائی که البته امکانات یاری دهند پیگیری و مطالعه کرده و میکنم البته خوشبختانه یا شوربختانه حقیر از نعمت آزادی امکانات در بلاد فرنگ محروم بوده ودر کنار سایر هموطنان در خیابانها مشغول تماشا هستیم لذا اگر از صد هزارتوی فلیترینگ رژیم بگذریم و یا بعد از تماشا سلامت به خانه و کاشانه خود برگردیم کــــه البته تاکنون چنین بوده حتما هم از وقت گذاشتن برای خواندن مطالب مبسوط حضرتعالی و البته دیگرانی چون ایرج شکری و ... دریغ نخواهم کرد. ۲- اینکه فرموده‌اید آیا حداقل نظر خودتان را بنویسید که آیا شرایط مسعود رجوی مورد پسند شما هست یا نه. باید عرض کنم اساسا شرایط ایشان چه مورد پسند من باشد و چه نباشد تاثیری در کلیت قضیه ایجاد نمیکند، مضاف بر اینکه در نوشته من مطلبی مبنی بر پسند یا عدم پسند بودن نرفته است. و دیگر اینکه کجای نوشته من گفته نمی بایست می نوشتید، و باید مثل خیلی های دیگر بی توجه و سرد از کنار آن می گذشتید، کمی انصاف دوست عزیز ! ۳- اما آنچه را که من عرض کردم چنین بوده : در کل پیام آنچه بیشتر شما را خوشایند آمده‌است علاوه بر این نکته مهم در مشخص شدن بند ۴ اطلاعیه شماره (۱۴) ۱۶ شورا، و دریافتن پاسخ از سئوال مطرح شده درگذشته، این مطلب عدم شهید پروری کورکورانه بیشتر به نظر میرسد و این دغدغه بارها و بارها در نوشته‌های گذشته و حال شما و برداشتتان از مجاهدین به وضوح میتوان دید. به چند مورد اشاره واکتفا میکنم : مقاله دوست عزیز .. این افراد به رهبر عقیدتی باورمندند، و تنها رهبر عقیدتی آنها می تواند بگوید ادامه بدهند یا ندهند. تسلیم شوند، یا عاشوراگونه به خاک بیفتند، و فقط (تکرار می کنم، فقط) یک صفحه از تاریخ چند هزار ساله ایران را به خود اختصاص دهند. این رهبر عقیدتی آنها است که باید به همین راه ادامه دهد و یا راهی دیگر بجوید. انتقاد همراه با راهکار– در حاشیه نوشتار اسماعیل وفا یغمایی نمی خواهم به ریز متنی که وی نوشته بپردازم، بلکه به واقعیات نگاهی گذرا می اندازم. بیاییم با واقعیات آنگونه که وجود دارد برخورد کنیم. مجاهدین یک سازمان سیاسی – نظامی است که وجودش بر مینای ایدئولوژی اسلامی است. شهادت طلبی بخشی از آن است، باور به رهبر عقیدتی بخشی از آن است، مبارزه تا آخرین لحظه و تا آخرین قطره خون بخشی از آن است.... گفتگو با مریم قصیم گفتگوی علی ناظر با کریم قصیم – عضو شورای ملی مقاومت ایران توضیح: این گفتگو بصورت نوشتاری انجام شده است. 5/6 اوت علی ناظر: شاید انصاف نباشد که از شما توقع داشته باشم در باره عقیده و سیاستهای مجاهدین نظر دهید. شعار "هیهات منا الذله" را امام سوم شیعیان، حسین و یارانش دادند، سپس جنگیدند، و در راه عقیده شان هم کشته شدند. حسین و یارانش که این شعار را می دادند اسلحه داشتند و توانستند بجنگند (هرچند که جنگی نابرابر بود). ساکنین اشرف هم این شعار را می دهند؛ اما نه اسلحه دارند، و نه آمریکا می گذارد که بجنگند، به لحاظ آرمانی، شما این موقعیت را چگونه ارزیابی می کنید؟ چرا مسعود رجوی، همچون حسین که به دشمن پیام داد بگذارید به حجاز برویم، نمی گوید "بگذارید از اینجا برویم"؟ کریم قصیم: نه, اتفاقاً اين پرسش شما بي انصافي در حق من نيست. شايد كمي بي انصافي در حق مجاهدين باشد, چون عنايت نمي فرماييد كه در حال حاضر مجاهدين به واقع مي خواهند قرارگاه اشرف را دسته دسته ترك كنند و به « حجاز » مطلوبشان بروند, يعني به ايران. پيام روز 5 اوت خانم رجوي, كه گمانم ده روزي پيشتر به دولتهاي عراق و آمريكا تحويل داده شده بود, اتفاقاً ناظر بر همين معنا بود: «بگذاريد از اين جا برويم», به ايران, در امان ارگانهاي بين المللي. شعار كنوني مجاهدين اعتصاب كرده در اشرف هم اينست: اشرفي ام, جانم فداي ايران. با تمام این صحبتها و گفت و شنودها و پاسخ شفاف و درستی که کریم قصیم به شما میدهد اما هنور ذهن پرسشگر و درد جانگاه شما البته از سر صدق وصفا که بر این حقیر پوشیده نیست آرام نمیگیرد ( این یک جنبه انسانی دارد اما جنبه دیگر آن فقط و فقط ایدئولوژیک است)، البته این حق شماست اما سئوال دیگری در جا از جانب دیگرانی وادرد خواهد شد که، اگر در فـــــــردای ایران مجاهدین با این ایدئولوژی عمل کنند و احیانند به دلیل پیروی از دیدگاه مذهبی به خطا روند آنوقت چه کسی انها را گنار خواهد زد، کدام الترناتیوی برای جلوگیری از آن باید منسجم شود. این همان دلایلی بود برای من که قانعم کند علی ناظر شهید پروری و دغدغه شفافیت آن برایش در خوشبینانه ترین حالت بیشتر جنبه ایدئولوژیک دارد تا جنبه تخریب گرایانه و فاکتی منفی به حساب مجاهدین گذاشتن. ۴- اما سئوال مشخصم از شما با توجه به دیدگاه و گفنهای پیشین آنگاه داشتن انتطار ی دیگر از شما برای روشن شدن مطلب به نکاتی از مقالات شما می پردازم الف ) در مقاله انتقاد همراه با راهکار– در حاشیه نوشتار اسماعیل وفا یغمایی آورده‌اید : ... آمریکا هم که چشم بر این فاجعه بسته است. اروپا هم که دیگر مجاهدین را تروریست نمی شناسد، وسائل انتقال تمام آنها را به یکی از کشورهای اروپایی فراهم نمی کند. خودشان هم که نوشتند و به زبان اشهدشان گفتند که حاضرند به ایران بازگردند. اگر کسی نداند، من و اسماعیل وفا یغمایی می دانیم که نه این کشور و نه آن کشور، حاضر به پذیرش مجاهدین نیست. ب)در مقاله دوست عزیز : مگر وقتی همین آمریکایی ها بمب بر سر ساکنان اشرف می ریختند، نمی دانستند که حد اقل 50 نفر از ساکنین اشرف کشته خواهند شد؟ حتما می دانستند؛ و چون می دانستند، بر سر ساکنین اشرف بمب ریختند. امروز هم می دانند که اعتصاب غذا همیشه با مرگ اعتصاب کننده پایان خواهد یافت (مگر اینکه نردبانی پیدا شود؛ مگر اینکه نردبانی در کنار پنجره ای گذاشته شود؛ و مگر اینکه در پس آن پنجره منافع امپریالیسم نهفته شده باشد). همه می دانند که در پی ادامه اعتصاب غذا مرگ اعتصابیون خواهد آمد. پیچیده گی هم در این است که خود اعتصابیون هم این واقعیت را می دانند. می دانند که این جهان ِ پر از زشتی و کراهت، و زیبایی و مقاومت، و خیزش ها و افتادن ها، فقط بر یک ستون استوار است – پول و تجارت، که در زرورقی دروغین بنام شرف و انساندوستی پیچیده شده است. البته که اعتصابیون می دانند مرگ آنها امپریالیسم را به زانو در نخواهد آورد. بخوبی می دانند که اگر تک تک آنها هم بمیرند و دوباره زنده شوند، و دو باره بمیرند، و باز زنده شوند، و دوباره بمیرند، امپریالیسم ذره ای از حفظ منافعش کوتاه نخواهد آمد....... ج ) در مقاله هفته بی ظرفیت ها و بی ظرف ها و همچنین دوباره بعنوان تاکید در مقاله سرکوب در داخل، قتل عام در خارج آورده‌اید ... در یادداشت هفته دیدگاه – "هفته بی ظرفیت ها و بی ظرف ها" به این نکته اشاره کردم که: "مجاهدین بخاطر پافشاری در ماندگاری در اشرف مورد تهاجم چماق داران عراقی قرار گرفتند، که پس از 72 روز اعتصاب غذا بالاخره توانستند به بخشی از خواست های خود، از جمله و مهمتر از همه، آزادی 36 مجاهد اسیر، دست یابند. متاسفانه، گویی این دستاورد عمری کوتاه داشته است. بنا به گزارش خبرگزاری دولتی مهر (2 آبان 1388)، به نقل از " پایگاه خبری میدل ایست آنلاین، دولت عراق 15 دسامبر 2009(24 آذر) را به عنوان آخرین مهلت تخلیه اردوگاه اشرف و انتقال منافقین [مجاهدین خلق] به صحرای بادیه اعلام کرده است. صحرای بادیه در مرز جنوبی عراق با عربستان قرار دارد." سایت مجاهدین، دو روز پیش از این (29 مهر 1388)، در همین رابطه گزارش می دهد که عراق در "پی جابجایی اجباری ساکنان اشرف" است. فراخوان بينالمللى قانونگذاران اروپايى جناب آقای ناظر این مطالب که تماما نظرات شما میباشد همگی اشاره برعدم دستیابی به یک توافق و حل مشکل دارد .همانطور که در مقاله اخری مرقوم فرمودید در متن پیام مسعود رجوی سه فراز دیده شده است ۱- وضعیت و شرایط سیاسی عراق و پایبندی به کنوانسینهای بین المللی ۲- یادآوری پایبندی مجاهدین به تعهداتشان و حفظ دستاورد قیام اشرف و اعتصاب غذاها که منجر به توافق بین عراق و مجاهدین مبنی بر طرح دولت کنونی عراق برای انتقال به کشور ثالث در کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا که البته شرایط آن هم ذکر گردیده . ۳- بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود پیام در باره عراق چه ۷ بهمن ۱۳۷۸و تاکید آن در ۱۰ اسفند سال ۸۷ و چه الان یکی است، اگر دارای دمکراسی باشد پس مشکلی نیست. در غیر این صورت همان که گفته شد. اگر امریکا و اروپا مجاهدین را به رسمیت بپذیرند آنگاه شرایط تظمین برای حفاظت از آنها تا سال ۲۰۱۱ فراهم میگردد این بدین معنی که امریکا الترناتیو مطلوبی نداشته و قیام به انحراف کشیده نشده و پابرجاست، حمایت از پیشنهادهائی همچون طرح رفراندم کذائی سازگارا – رضا پهلوی و چهره سازی امکان پذیر نبود و نیست همانطور که قبل مجاهدین با طرح قبول رفراندم برگ جماعت فرصت طلب را سوزاندند و این پیام آشکار به امریکا که مجاهدین به زیر هژمونی غیر نخواهند رفت و تاوان آنرا یعنی قرارگرقتن درلیست من داری تروریستی برای فشار بر آنان در پذیرش و ائتلاف در الترناتیو مطلوب را به جان خریده اند، حمله نظامی بدلیل حضور عنصر اجتماعی منتفی است و بالاخره اینکه راه بند‌ها برداشته خواهد شد از این رو ست که میگویم امریکا تنها در صورت استیصال گزینه مجاهدین را در نظر میگیرد یعنی اینکه امکان نطامی نداشته باشد، انتاگونیای رژیم و امریکا ضرورت رودروئی و جمع شدن رژیم را اجتناب ناپدیر کند و هزار پارامتردیگری شاید حتی خبر از آن نباشد و ... با این اوصاف حمایت از مجاهدین برای رفتن به اروپا بمثابه فرصتی طلایی بهره جسته، و تمام امکانات خود را بکار بگیرند تا (با توجه به شق 1 و 2) انتقال سریع و حقوقی ساکنین اشرف، امکان پذیر شود. یا حمایت همه جانبه از مجاهدین و پرداختن به اینکه شرایط و فشار و پایداری بر این خواسته برای به رسمیت شناختن این الترناتیو منسجم .آبا این همان فرصت طلائی برای رفع معضل همبستگی ملی نیست اگر هست درب شورای ملی مقاومت با همین دیدگاه باز نیست؟ بسم الله . اختلاف بین من و شما در این است که شما فرض را بر کشته شدن و سرنگون نشدن رژیم میبینید اما من میگویم با حمایت جمعی هم میتوان از کشته شد جلوگیری کرد و هم حرف خود را به کرسی نشاند. میتوان و باید

علی ناظر: با تشکر از پاسخ مبسوط شما. خیلی طولانی شده است. پاسخ من، در دل تمام آن نقل قولهایی است که شما آورده اید، و تکرار و باز کردن آن کاربر را کسل می کند.
  

[تاریخ ارسال: 12 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: Azad]  [  ]  
سلام اقای علی ناظر اقای سعادتی نوشته اند که مجاهدين اشرف وکيل و وصی نميخواهند و ۳۴۰۰ نفر به اندازه کافی شعور دارند (نقل به مضمون) . اولا چگونه است و از کجا که اقای سعادتی در نوشته اشان يکجا ودر بست مسئو ل و موکل ۳۴۰۰ اشرفی شده اند. بحث داغی سير و پياز نيز نيست . بحث فهم و درک اين است که چه بايد کرد تا اين ذخيره تاريخی مبازات مردم ايران که نويسنده ای سطور نيز در ان سهم دارد به بهترين شکل حفظ ودر مسير ازادی مردم ايران بکار گرفته شود. شما نيز اقای ناظر بنظرم ميرسد منظور و هدفتان همين باشد. اگر تشخيص چنين ضرورتی را شما اقای سعادتی تشخيص نميدهيد و صرفا همه را يا نا اگاه و يا معاند ميخوانيد، اين ديگر مشکلی است که خود شما بايد حل کنيد و حد اقل با باز کردن بحث استراتژی و به نيابت از رهبری برای من نا اگاه توضيح بدهيد که خلاصه ماندن در عراق اری ويا نه. اگر اری مسعود در پيام ۱۳ ابان اش چيز ديگری را ميگويد. و اگر نه که بحثی ديگر نمانده که با داغی سير و پياز بازش کنيد. وسلام نامه تمام   

[تاریخ ارسال: 11 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: حیدر سعادتی]  [  ]  

اینکه بعضی ها جای ۳۵۰۰ نفر تصمیم گیری میکردند و میکنند و برای اراده شخصی و تصمیم انها هیج ارزش و بهائی قائل نیستند را نمیدانم چه باید نامید، اما میدانم هر یک از ان ۳۵۰۰ نفر حداقل به اندازه همین مدعیان و دلسوزان کذائی مجاهدین که سودای انحلال وآرزوی خروج مجاهدین از عراق رادارند داری اگاهی هستند و شرایط خود را بهتر از هرکسی تشخیص میدهند.لذا پاسخ دادن به این جماعت وقت تلف کردن است و ارزشی ندارد و باید از ان درگذشت و حال انها مصداق این ضرب المثل هستند : از داغ سیر نیست از داغ پیازه اما روی سخنم با اقای ناظر میباشد که مدام دز تشکیک به مجاهدین بوده و البته این به دلیل نگاه ایئولوژیکیشان است وچه خوب مجاهدین بالاخص رهبری مجاهدین به شک جان سور ایشان پابان داده بلاخره برایشان و دیگران ثابت شد مجاهدین به دنبال شهید پروری کور نیستند،اگر چه دارای نگاه مدهبی هستند خوب خدارا شکر،اما اقای ناظر همچنان بدنبال شب جمعه هستند، و باید به این سئوال حقیر در صورت تمابل پاسخ دهند اگر قرار باشد که اروپا و یا امریکا( که آرزومندم چنین شود) به فرض محال شرایط حضور سازمان مجاهدین خلق ایران در یکی از آن کشورها فراهم کند و نه مثل گذشته که امریکائیها با راه اندازی تیف بدنبال و خواست و فشار رژیم درپی انحلال سازمان و یامنصرف کردن اتها با وعده اقامت در کشورهای غربی بودند که یک مورد هم به نتیجه نرسید و دروغی بیش نبود (ایرج مصداقی خود پیگیر کمک به همین بچه ها بود ) وبابریده مزدوران رژیم که با مبایل مرتب با اطلاعات رژیم در همان طیف در ارتباط بودند تا جائی که از طرف بچه های داخل طیف بایکوت بودند، به هر حال اگر شرایط حضور انها را فراهم کنند آیا درواقع حضور منسجم ترین اپوزسیون رژیم را رسما نپذیرفته اند ان هم در انزار جامعه بین الملل به زبان دیگر یعنی قبول الترنانیو جایگزین خوب اگر چنین باشد مجاهدین بجای رفتن به هر جای دیگر و تشکیا یک سازمان مترقی در اروپا و با امریکا البته حضور در داخل را بر میگزیند با همان شرایط راه حل سوم در واقع راه بند که برداشته شود دیگر مسائل بعدی زیاد مشکل نیست اما سئوال از شما این است آیا گلوبالیسم و طراحان نظم نوین جهانی به این سادگی حاضر به این هستند؟ اما به ذن من امریکا فقط در صورت استیصال گزینه مجاهدین را در نظر میکیرد. با ابن حال تا جائی که به مجاهدین مربوط است همه گزینه ها را در نظر آورده‌اند و شما و هر کسی دیگری اگر بدنبال حمایت از مجاهدین برای خروج ازعراق هیتید بجای این کار با تمام ظرفیت موجود به اعلام حمایت برای به برسمیت سناختن مقاومت ایران و پیوند و تقویت ان با داخل به خرج دهد به هر صورت که امکان دارد.عذرخواهی میکنم اگر خامه تندی کرد و به درازا کشید

علی ناظر: جناب سعادتی، پیش از خامه بر ورق نهادن، خوب می بود که حداقل متن نوشته مرا یکی دوبار می خوانید.

ظاهرا شما "اصولی کیست؟" را نخوانده اید. اگر تازه آشنا به نوشته های من هستید، خواهش میکنم کلیه نوشته های من و فراخوانهایی که در دیدگاه و بحران، در این مورد تهیه شده را مرور کنید تا آشنا بشوید. و یا حداقل به سایت مخالفان قسم خورده مجاهدین سری بزنید و نظرهای آنها را در مورد این نوشته مرور کنید. و اگر همه اینها برای شما اسان نیست و وقت شما را می گیرد، حداقل نظر خودتان را بنویسید که آیا شرایط مسعود رجوی مورد پسند شما هست یا نه. اگر موافق نیستید، بگویید چرا فکر می کنید که از رهبر مجاهدین بیشتر و بهتر فکر می کنید، و اگر آری، که صحبتی نمی ماند.

جهت یادآوری، من هیچ موقع ننوشته ام که باید خارج شوند، و یا باید بمانند. بلکه همیشه نوشته ام که باید از خواسته آنها دفاع کرد.  آنچه من نوشته ام، دفاع از خواست آنها، بنا به خط رهبر آنها، و برای جلوگیری از فاجعه انسانی که بر سر آنها می آید، است. حال شما بعنوان یکی از هواداران آنها فکر می کنید نمی بایست می نوشتم، و مثل خیلی های دیگر بی توجه و سرد از کنار آن می گذشتم، این دیگر نظر شماست. آیا آمریکا شرایط مسعود رجوی را فقط از سر استیصال می پذیرد، یا نه را نمی دانم. اما می دانم که علی ناظر پیشنهاد دهنده انتقال نبوده، شرایط را مطرح نکرده، و یا تعیین تکلیف و فرجام نهایی را فرموله نکرده است. آنچه من خطاب به فعالین سیاسی و مدافع حقوق بشر،  نوشته ام در این خلاصه می شود که اگر مدعی دفاع از حقوق انسانها هستیم، حال که این دوستان تصمیم به خروج مشروط گرفته اند، به آنها کمک کنیم که شرایطشان زیر پا گذاشته نشود، و اگر کسی به آن شرایط توجه نکرد، دیگر به مجاهدین خرده نگیریم.
  

[تاریخ ارسال: 10 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
البته اینکه هواداران سازمان فکر می کنند که آقای رجوی 7 سال است همین حرف را زده است فقط می تواند مرغ پخته را به خنده نیندازد ولی بهر حال مهم نیست هواداری یعنی همین :-).
آنچه مهم است قبول خروج از عراق است از سوی ایشان است.
همچنین باید توجه داشت که خروج آبرومندانه خوب لازمه اش گذاشتن شرط و شروط است پس از بابت آن به ایشان نباید ایراد گرفت.
در ضمن گفتن اینکه اگر زودتر می کرد چنین و چنان نمی شد هم به نظر من بی فایده است.
از تصمیم آقای رجوی حمایت کنیم
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: منصف]  [  ]  
عجب داستانی است این داستان مجاهدین 6 سال است که میگویند از اشرف نمیرویم.یکعده هم توی سر این بنده خدا رجوی میزدند که آی بچه های مردم را به کشتن نده حالا که گفته آقایون تضمین بدهید که این بچه های مردم را نکشید ما به ایران هم حاضریم بریم همانها یقه اش را چسبیده اند که آهای مگه نگفتی از اشرف تکان نخواهیم خورد پس چی شد.این ها من را به یاد آن بابایی میندازه که هی میرفت دارو خانه سراغ نفت میگرفت.باید گفت بابا جان شما چه کار به این کارها داری آومدی لگدت رو تو کمر رجوی بزنی خوب بزن و برو دیگه بهانه لازم نیست.این بابا لگد خورش سفته خیالت راحت باشه تو کارتو بکن   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: یک نگاه]  [  ]  
فکر می کنم در تاریخ ایران سابقه نداشته یک گروه سیاسی زیر چنین فشارهای نظامی وسیاسی هم از طرف دشمن وهم از طرف ابرقدرتها مثل امریکائی ها که از مجاهدین خلق کشتندوهیچ نیروی به اصطلاح ضدامپریالیستی این کشتارو بمباران را محکوم نکرد وبا ودکای ضدامپریالیستی روسی صفا می کردند انگلیس خبیث هم که در بمبارانها خون مجاهدین خلق را برزمین ریخت باز ضدامپریالیستها که همه انها را ازنزدیک میشناسم انوقت هم منتظر بودند تا حلوای مجاهدین را بخورند وفرانسه هم میدانید با انها خیلی حقوق بشری عمل کرد با دستبنمدوپابند در سال 1986 به گابن تبعید نمود ودر سال 2003 بعداز بمبارن امریکائی ها رفتند تا انها را تحویل رزیم بدهند ومیدانیم چه شدواینجا همه کسانی که در برابر اخوند کم میاوردند مجاهدین خلق را دراز میکردند وفحش و ناسزا مثل نقل ونبات برسر وروی انها میریخت همان موقع که داشتند شهدایشان را که زیر بمبارن به شهادت رسیده بودند دفن میکردند خائن حقیری مجاهدین خلق را وابسته به سیا ونئوکانها می خواند ومیگفت سند ومدرکش را بزودی منتشر میکند که البته تا به حال خفقان گرفته بله اخوند می کشت وشکنجه می کرد حقوق بشری ها در مورد مجاهدین خلق نگاه کاسبکارانه داشتند چون خط انها را قبول نداشتند پس کشتن وشکنجه انها مباح است وهمه انها باسکوت رضایت خودشان واربابانشان را اعلام مینمودندودر عوض تواب وبریده واطلاعاتی هارا نزد دیدبان حقوق بشر بردند که بگویند دراشرف زندانی میکنند وشکنجه می کنند که بیاییدعلیه رژیم مبارزه کنید این گوشه هایی از انچه بریک سارمان سیاسی که از متن جامعه ایران بر خواسته ومیخواهم نتیجه بگیرم اگر امروز مجاهدین خلق در صحنه سیاسی ایران نبودند دو باره روز ازنو روزی از نو دهها سال دگر اخوند بدون عمامه یا با عمامه برسر نوشت مردم حاکم بود امروزنوریزاده در فکر تشکیل دولت است ودر اینترنت داردتست می کند سال 1357 بهشتی راسپوتین بود حالا راسپوتین نوری زاده است   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
فرازى از سخنان مسئول شوراى ملى مقاومت ايران آقاى مسعود رجوى
بر مزار شهيدان

"٠٠٠ و اى خداى مجاهدين و خداى ايرانزمين گواه باش كه سرزمينى نمونده كه به خون مجاهدين مجاهدين راه تو و خلق تو آغشته و خون آلود نشه٠ و ما البته اين راه را ادامه خواهيم داد٠ اى ياران بظاهر خاموش اى ياران پر فروغ و ما راه شما و ارزشهاى شما را ادامه خواهيم داد و نگهبانى خواهيم كرد تا آخرين نفس٠
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد
يا جان رسد به جانان يا جان رسد به ايران
يا جان زتن برآيد٠٠٠
سلام و درود بر شيرزنان و كوهمردان ارتش آزادى در اشرف پايدار

لعنت و نفرين بر خمينى حرامزاده و تمامى مزدوران و مزدبگيران
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: ماشاالله.ح]  [  ]  
امیدوارم مجاهدین به سلامت از خطر دور شوند ومبارزه درست بکنند ولی چرا مجاهدین یعنی رهبری مجاهدین توضیح نمی دهند خطشان چیست؟ چکار میخواهند بکنند؟ چطور میخواهند پیروز شوند؟مهر تابان چطوری میخواهد به ایران برسد؟ اصلا سازمان مجاهدین در کجای کار است؟ انشالاه زودت آقا و خانم رجوی بتوانند به این سئوالات پاسخی بدهند.ننگ بر جمهوری ملا زنده باد ازادی   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: .]  [  ]  
آقای رجوی همین چند مدت پیش فرمودند از اشرف تکان نمی خوریم.
به نظر من اصل این پیام «ردگم کن» است و «سنگ بزرگی برای نزدن» و خود مجاهدین نیز میدانند که برای شرط گذاشتن آنها طرف های مربوطه (آمریکا و عراق بخصوص) تره هم خرد نمیکنند...
اما یک پرسش :
آقای رجوی میفرمایند: «در ۷سال اخیر بی‌مبالغه بیش از ۷۰ بار با همه اشرفیان اتمام حجت کرده است که اگر تحمل شرایط سخت را ندارند، با برخورداری از کمکهای بیدریغ مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران به دنبال زندگی خود بروند.»
آیا حرف ایشان واقعیت دارد؟ یعنی کسانی که به هردری میزدند تا هرجورشده از قرارگاه بیرون بزنند، هفتاد بار در گوششان خواندند بابا آزادید بمانید یا بروید اما همه آنها نشنیدند؟
نکند «تیف» و «میف» و آنهمه مجاهد که به خواست رهبری مجاهدین، رژیم صدام با باقی مانده اسرای عراقی در کشور ما، تاق زد و به سوی رژیم فرستاد و آنهمه نشست های اراده کش و نفوذی یاب و...همه از بیخ دروغ بوده و صرفا شایعه اضداد است؟
آقای رجوی واقعا شما هفتاد مرتبه افراد را بین ماندن و نماندن در قرارگاه اشرف، آزاد گذاشتید؟ لااقل می گذاشتید ماها بمیریم بعدا از این حرفها بزنید. مرگ بر رژیم آزادی کش خمینی. سلام بر آزادی
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: بهار میاید]  [  ]  
آنچه به نظر من عجیب میاید این است که اگر کسی تا دیروز این حرف امروز «رهبر» را مورد دشنام ویا مورد حمله حواریون مجاهدین قرار میگرفت ویا شدیدا از ماندن در عراق به عنوان «اگر اشرف پایداری کند جهان پایداری میکند- نقل به مضمون » امروز این تز دیگر به یکباره خداحافظی شده است و هواداران دیروزی مقاومت کردن در عراق امروز صد وهشتاد درجه چرخیده اند . البته منفی نیست ، مثبت میبود اگر قضیه واقعا به درستی مطرح میشد وبطور جدی . این گونه خواسته های آقای رجوی نشان میدهد که ایشان هنوز بر سرمواضع خودشان میباشند چون وزنه ای که نشود بلندش کرد یعنی اینکه سنگ درچاه انداختن واین طور بنظر میرسد که آقای رجوی سنگی دوباره درچاه انداخته اند که میدانند کسی آنرا درنخواهد آورد ودر نمیاورد و این باز در همان استراتژی اشان درعراق است و تغییر نکرده است . به نظر من خواسته ای مورد حمایت است که در درجه اول جان این انسانها را مدح نظر داشته باشد و کسی که جان انسانها را مدح نظر دارد مساله اش مالی نیست ومکان هم نیست بلکه جایی است که این انسانها بتوانند بدون هیچ تهدیدی از طرف رژیم ویا فشار رهبری مجاهدین انتخاب آزادانه کنند ودر امنیت باشند. ولی پیشنهادهای آقای رجوی بدین شکل قابل حمایت نیست زیرا که مانند همان سنگی است که مثل زدم وهدفش هم امنیت برای جان ساکنین «اشرف» نیست . متاسفم از اینکه هنوز میبنیم که رهبری مجاهدین بویژه آقای رجوی هنوز از سی سال گذشته درس نگرفت اند وهنوز جان انسانهای دیگر را هدف اصلی خود قرار نداده اند بلکه آن را بصورت یک کالای معاملاتی سیاسی - اقتصادی در آورده اند. این محتوی پیام آقای رجوی در واقع نشان دهنده همین است وبس که هنوز متاسفانه در عالم واقعی حرکت نمیکنند وهنوز یک رابطه مستقیم با واقعیتها ندارند بلکه در فکر «رهبری » وکبریایی خود زندگی میکنند و هنوز با اینکه باروتها میسوزاندشان باز میگویند که زیره است   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: کامران پازوکی]  [  ]  
مشکل اساسی این است که سازمان مجاهدین میخواهد بصورت تشکیلاتی و سازمانی به کشور دیگری منتقل شود ولی سازمان ملل قانونش پناهندگی دادن به یک تشکیلات نیست و بلکه فرد به فرد را جدا از تشکیلات پناهنده میکند و هرفردی را بنا به امکاناتی که دارد به کشورهای مختلف منتقل میکند بنابراین طرح انتقال کل تشکیلات از نظر سازمان ملل ممکن است منتفی باشد و تنها آمریکا ست که میتواند همه افراد را یکجا به خود آمریکا ببرد که شرظش درآمدن ازلیست است ولی درهرصورت اینکه مجاهدین پذیرفته اند که دیگر عراق جای آنها نیست خودش اولین قدم است چون تا قبل این بطور حقیقی رهبران مجاهدین می گفتند تا آخرین قطره خون به پای اشرف باید ایستاد و درراستای همین استراتژی هم بود که 11 نفر زیر لودر و با گلوله و سنگ و چوب بدون هیچ دلیل قابل فهمی کشته شدند البته آنطور که ازظواهر امر پیداست چون مجاهدین هیچگاه از حقایق امر سخن نمی گویند و اخباری که میدهند را هرکسی با شک و تردید بررسی میکند . شاید هم درحمله عراقی ها به اشرف امکان دستگیری رهبران مجاهدین و خود آقای رجوی درکار بوده است که آنها آنطور خودشان را به کشتن دادند درهرصورت اگر واقعا میخواهند از اشرف خارج شوند خط آنرا به هوادارنشان بدهند که به جای شعار به اصطلاح اشرف نشان چواشرف نباشد تن من مباد شعار و درخواست رفتن به یک کشور ثالث را درپیش بگیرند و همه هوادارن و کسانی که میخواهند از آنها دفاع کنند روی قضیه رفتن آنها کار بکنند و درخواست شان از آمریکا و سازمان ملل و صلیب سرخ و دیگر ارگان ها ایجاد امکانات برای خروج آنها باشد صحبت 200 میلیون دلار خسارت مجاهدین جدی نیست چون درعوض عراقی ها هم میگویند که آنها بیست سال زمین های مارا بدون پرداخت هیچ پولی دراختیار خودشان داشتند و خلاصه دردادگاه چندان قابل قبول نخواهد بود مگر اینکه آنها مدارک خرید آن قرارگاه را از دولت عراق داشته باشند درهرصورت بهترین گزینه درحال حاضر رفتن آنها ازعراق و صرف انرژی هایشان در جای بهتری است و اگر روی این حرف هستند باید خط آن را هم به روشنی به هوادارانشان بدهند قبل از اینکه زمان بگذرد و باز مشکل پیچیده تر شود اینکه جبهه خلق عراق و یا جبهه عراق متحد سر کار بیاید هم فعلا فقط یک تئوریست و امکان اجتماعی اش وجود ندارد 70 درصد درعراق شیعه اند و یعنی عقب مانده وطرفدار آخوندهای ایران و حکومت بعدی عراق هم باز از همین شیعه های طرفدار ایران خواهد بود پس بهتراست مجاهدین هم و غم خودشان را درجهت خارج شدن از عراق صرف کنند و وقت را بیشتر از این از دست ندهند   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
حمید عزیز
اگر شما کمی بدون تنگ نظری پیام ها را بررسی کنید و بخوانید شاید بهتر متوجه نظرات بشوید. مسئله اصلی در اشرف این نیست که مجاهدین آنجا زندگی کنند یا نکنند. مسئله جنگی است که بین مجاهدین از یک طرف و دولت ایران و دولت دست نشانده عراق به عنوان چماقدار رژیم در عراق مطرح است.

مجاهدین قبل از حمله هم گفته بودند که اگر دولت ایران راست میگوید امنیت جانی و مالی را در بازگشت به ایران تامین کند و سازمان های بین المللی هم نظارت کنند و مجاهدین گروه به گروه برمیگردند.

بنابراین حرف مسعود رجوی حرف تازه ای نیست. خوشحالم که شما هم آن را منطقی مینامید و خوشحال هستید که مسعود بالاخره حرف شما را فهمید و بعد از هفت سال همان چیزی را گفت که شما میگفتید. این حرف هم دهان عراق را باید ببندد و هم دست دولت ایران و هم دهان همه کسانی را که تا بحال از هر حرف و حرکت مجاهدین فقط بهانه گیری میکردند.

پس صبر کنیم و ببینیم دولت عراق به این پیشنهاد منطقی که مورد توافق شما هم هست چه جوابی خواهد داد.
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: سارا کسروی]  [  ]  
از نظر بنده مجاهدین هدف سرنگونی را از 30 خرداد سال 1360 دنبال کرده اند. پیام مسعود هم در این چارچوب قابل فهم است. مضافاّ بر اینکه با گذشت زمان با این هدف یگانه تر شده اند. این امر ساده اگر بهر دلیل خوب درک نشود در فهم موضع گیریهای مجاهدین پیچ خواهیم خورد.
شاید شما هم با بنده موافق باشید که در بیرون مجاهدین، خامنه ای بهترین دانش آموز در فهم سیاستهای مجاهدین است.
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: حمزه]  [  ]  
امیدوارم همینطور بشود و مجاهدین به سلامت بیرون بیایند و رهبری هم مقداری خودش را بررسی کند و خط درست و تازه ای را جلو ببرد چون در هر حال مجاهدین اهمیت دارند   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
با سلام
و با آرزوی سلامتی مجاهدان اشرف.
به آقای رجوی هم تبریک می گویم که بلاخره راه حلشان به شکلی آبرومندانه به همانجا ختم یافت که امثال من و ما هفت سال است می گوئیم و از هواداران و مسئولان مجاهدین فحش و تهمت می خوریم.
انتظار معذرت خواهی از آنها را البته نداریم.
من بهر حال از این تصمیم ایشان (هر چند دیر و در شرائطی خطیر) خوشحالم و با آقای ناظر هم عقیده ام که باید آنها را در جهت بیرون آمدن از بن بست اشرف یاری نمود.
همچنین خوشحالم که آقای رجوی در مقابل نام "رئیس جمهور مقاومت" بلاخره بعد از مدتها تاکید کرده است که موقتی است و برای شش ماه است :-)

در میان نظرات دیدم طیف هواداران مجاهدین از امثال خانم گلکو تا امثال آقای آرمین هم که تا دیروز بر ماندن در اشرف پای می فشردند نیز از پیام ایشان خوشحالند.
امیدوارم که این خودرجوی آغاز نزدیک شدن همه ما به هم در جهت تشکیل جبهه سرنگونی باشد.
با احترام
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: شهاب]  [  ]  
آقای ناظر گرامی درود بر شما. منهم از انتقال افراد اشرف به اروپا حمایت می نمایم. پیام آقای مسعود رجوی را باید جدی گرفت و از حقوق انسانی ایرانیان مستقر در شهر اشرف پشتیبانی نمود. حمایت از این انسانهای سربدار و مبارز باید فرا سازمانی و گسترده باشد. ما باید از مردم ایران و قیام اخیر در س بگیریم وبرای خواسته های حداقل و انسانی متحد و منسجم عمل نماییم. نبرد بر علیه ولایت فقیه فقط در ایران نیست بلکه در اشرف هم جاری و ساری است. بی دلیل نبود که خامنه ای پلید در وحشت از قیام مردم سراسیمه به افراد بی دفاع شهر اشرف مغول وار و حشیانه حمله نمود. حضور اخیر لاریجانی در عراق برای اخراج افراد اشرف نشان از نگرانی و پریشانی مقام ولایت از اشرف و نقش آن در شعله ور نمودن قیام و رادیکالیزه نمودن آن می باشد. بنظر من در این شرایط این افراد کار آزموده بهتر می توانند در اروپا علیه نظام توحش ولایت فعالیت نمایند و با ایرانیها تماس داشته باشند و واقعیتها را هم بهتر درک نمایند. موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
پیام آقای مسعود رجوی متاسفانه به سایت رژیمی «ایران دیدبان» بهانه کافی داده است تا نیات خودش را به پیش ببرد. چرا آقای رجوی باید جوری بنویسد که اینهمه رژیم روی آن سوار شود؟
پرسش فوق جدی است و نباید از آن سرسری گذشت. مگر نباید جوری بنویسیم که رژیم بهره نبَرد؟ نگاه کنید ببینید سایت وزارت اطلاعات چگونه ازاین پیام بهره برده است؟
  

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده:  یک ایرانی]  [  ]  
این بهترین پیام آقای رجوی است،تماما از ایران، مبارزه، رزمندگان تماما حرف فقط از هدف مجاهدین چرا به عراق رفتند چرا حمله شدند و ره از این بعد چیست، صحبت از اسلام نبود هر چند خود بسیار به آن پایبندهستم ولی مذهب باید شخصی بماند آقای رجوی فقط از ایران گفت فقط از آزادی گفت حالا میتوان اطمینان کرد به صحبت خانم و آقای رجوی وقتی میگویند ما اعتقاد به جدا یی دین از دولت داریم چون خود علیرغم اعتقادشان ولی حرفی از اعتقاد خود نزد از استقامت گفت از سختیها بدون اینکه انها را به دین روابط دهد یک کلام از قرآن و حدیث نگفت آیت به کار نبرد با زبان مشترک همه ما با اعتقاد و بدون اعتقاد گفت. این بار مثل بقیه دین را دست آویز نکرد درود و سلام من به مسعود رجوی میتوان از او انتقاد کرد مثل آنکه من کردم ولی نمیتوان منکر وطن پرستیش شد مبارزه کرد زندگی خود را برای ایران گذشت آنطور كه میدانست بهترین ره چیست،مجاهدین را مجبور به اقامت به عراق کردند مردم همه حقایق را نمیدانند و اینها را هم من از طریق سیمای آزادی بطور نا مستقیم فهمیدم.درود بر تمام مجاهدین، امیدوارم از این ببعد هم همین رویه را دنبال کنندچرا كه طرفداران مجاهدین بسیار زیاد میشوند اگر آنچه كه میتوان گفت از نظر امنیتی مسله ای ندارد بگویند نه مردم در شک میمانند نه خیال بد در باره مجاهدین میکنند، بقول معروف طلا كه پاک است چه منتش به خاک است. از ته قلب عرض میکنم در آینده حتا اگه برا یک سال هم كه شده حکومت دست مجاهدین بیفتد زیرا مطمئن هستم ایران را گلستان میکنند   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: جواد ریاحی]  [  ]  
با سلام به تمام انسانهای مبارز وبخصوص مردم وطنم ایران با جز جز گوناگونی های مختلفش وبا سلام به اقای رجوی وخسته نباشید وبا ارزوی سلامتی وتندروستی تک تک بچها ی اشرف که می دانم بسیار متحمل درد ورنج فراوان در طی این سالیان ودوران بسیارسخت وجانکاه گذرانیده اند . دو کلام حرف ساده وخودمانی با اقای مسعود رجوی دارم وقضاوت را هم به مردم خوب وفهیم کشورم ایران واگذار می کنم.اقای رجوی شما میگوید که شاه رااین مجاهدین بودند که از قدرت ساقط کر دند در اینکه مجا هدین بخشی از تاریخ مبارزاتی ایران در گذشته وحال بوده اند هیچ شکی نیست وجزو بد یهیات می با شد بگذریم اینکه شما در بزرگ نمایی وخود محوری ید طو لایی دارید باز جای هیچ شک و شبه ای نیست در زمان شاه فقط چرا کنفرانس گوادولپ شکل گرفت نمی دانم ودول قدرت مند غربی شاه را بر داند وبخصوص انگلسیها خمینی را اوردند باز نمی دانم ایا شما می دانید؟دیگران هم که اصلا وجود خارجی نداشتند اما چرا رهبری انقلاب ضد سلطنتی به دست خمینی خونخوار افتاد .بحر حال خیلی خوب است که انسان دو زار هم برای دیگران شعور قا یل باشد واما اینکه شما با خرج خود هفتاد بار که نه هفتصد بار مانع خروج افرادی شدید که سالیان سال از عمر خود رادر زندانهای زژیم گذرانده بودندوبا چه ریسک وخطری خود را به اشرف رسانده بوداند وباز سا لیان در اشرف منتظر عملیات نهایی بودند وبا حمله عراق به کویت صد در صد همه چیز تمام شده بود وشما تاکید بر نگه داشتن فرزندان مبارز ایران درخاک عراق داشتید که هیچ ثمر ه ای در بر نداشت ولی با گذشت بیست سال از ان دوران بر همگان ثابت گشته ودر جنگ اخیر هم باز دروغ می گوید وبرای شما که مثل رژیم شهر وند درجه یک و درجه دو دارد بای شما هم تشکیلا تی واز تشکیلات جدا شده داشت وکدام یک از اینان از کمک شما بر خوردار شدند که یکی در رودخانه ترکیه غرق شد ویا منصور کشمیری در زندان تر کیه وصدها نفر از فر ط استیصال به دامان رژیم بر گشتند اگر از تو امید خیر می داشتند که به ایران بر نمی گشتند . ان وقط کسانی که در تشکیلا ت بودند ما نند ایدین و ان چندین صد نفر دیگر که برای حشم وخدم جنابعالی وخانم مریم عضدانلو لازم داشتید از اردن وهر جا که لازم بود خارج می کر دید وبرایتان هم اصلا اهمیت نداشت که به کسی توضیح بدهید وهمه چیز را هم گردن رژیم وامریکا خراب می کردید حا لا سازمان چه نقشی بر عهده دارد بر کسی واضح نیست وبقول معروف سنگ بزرگ علا مت نزذن است اروپا وامریکا باید در تخت روان بگذارند وببرند در زمان صدام که اوج کیا بیای شما بود نتوانستید کاری از پیش ببرید انوقط الان شما شده اید سد صدید مقا بله با رژیم دروغ که حناق نمی اورد هیچ کدام این رفتار شما از دید مردم اگاه و فهیم ایران دور نمی ماند وحا لاقضاوت با مردم است؟   

[تاریخ ارسال: 09 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: عشق به آزادی]  [  ]  
این پیام آقای رجوی هم جدی به مساله جان انسانها نمیپردازد بلکه آنرا مورد یک معامله ای قرار میدهد که میداند آنطرف قضایا یعنی همان کشور ها یعنی آمریکا و استرالیا ویا اروپا حاضر به پذیرش آنهانیست. در گذشته البته تنها آمریکا را مطرح میکردند که البته بعد هم خود ایران را پیشنهاد میدادند که واقعی نیست زیرا که میدانند اگر آمریکا بخواهد آنها را پذیرا باشد بایداول آنها را از لیست تروریستی خود خارج کند. و اروپا هم زیر مشخصا کمتر زیر بار این مساله میرود. ایشان اگر صادق تر بودند و مساله اشان جان این انسانها بود باید مساله را در یک کشور سوم ویا ثالث قرا رمیدادند و بعد هم زیر نظر ناظران بین المللی . ولی ایشان با شرایطی که گذاشته اند عملا خواسته اند رفع مسئولیت کنند وبقول خودشان توپ را به زمین حریف بیاندازندو در نهایت در همان عراق ماندن را مشروع کنند و عواقب بعدی آنرا جا بیاندازند . این است که از نظر سیاسی مشخصا ایشان باز رفع مسئولیت کردند
اما در مورد دیگر پیام ایشان باز رنگی خواسته اند که مساله اعتراضات را گون ای با مجاهدین گره بزنند که باز این دیگر از واضحات است مجاهدین واین اعتراضات ارتباطی با یکدیگر ندارند و این گونه خط مستقیم کشیدنها تنها خود فریبی است وگرنه واقعیتها را که همه ناظر میباشند.
ایشان در واقع از یک طرف میگویند که در امور عراق دخالت نمیکنند ولی عملا در جبهه دیگر در درون جنگ های سیاسی عراق به نفع خط ویژه ای حرکت میکنند که جبهه ای از ائتلاف بعثی ها ، طرفداران سنی کشورهای عربی و عراقیهای طرفدار آمریکا میباشند که درمقابل جبهه رژیم درمقابل هم قرار دارند. این است که ایشان نیز عملا وارد یک درگیری بین نیروهای ارتجاعی شده اند ویک طرف دعوا شده اند و پس این عجیب نیست که طرف دیگر جبهه میخواهند به حامیان جبهه مقابل ضربه بزنند .
در کل ارزیابی از پیام آقای رجوی را در یک کلام باید یک نوع زرنگیهای سیاسی دانست که البته بدلیل اینکه علی رغم زرنگی دست بسیار رو است و تجربه با مواضع ایشان وجود دارد این زرنگی سیاسی به خوبی رویت است
  

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.