شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سرکوب در داخل، قتل عام در خارج؟

علی ناظر

حتما بخاطر دارید که در بحبوحه خیزش اجتماعی در تابستان امسال، چماق به دستان عراقی به "قرار"گاه اشرف حمله برده، و تعدادی از فرزندان خلق را کشته و تعداد بیشتری را زخمی کرده، و 36 نفر را به اسارت بردند. پس از 72 روزاعتصاب غذا، و وساطت خیلی ها، این وحشیگیری تاحدودی به پایان رسید، و 36 مجاهد خلق به "قرار"گاه خود بازگشتند.

 

در یادداشت هفته دیدگاه – "هفته بی ظرفیت ها و بی ظرف ها" به این نکته اشاره کردم که:

"مجاهدین بخاطر پافشاری در ماندگاری در اشرف مورد تهاجم چماق داران عراقی قرار گرفتند، که پس از 72 روز اعتصاب غذا بالاخره توانستند به بخشی از خواست های خود، از جمله و مهمتر از همه، آزادی 36 مجاهد اسیر، دست یابند. متاسفانه، گویی این دستاورد عمری کوتاه داشته است. بنا به گزارش خبرگزاری دولتی مهر (2 آبان 1388)، به نقل از " پایگاه خبری میدل ایست آنلاین، دولت عراق 15 دسامبر 2009(24 آذر) را به عنوان آخرین مهلت تخلیه اردوگاه اشرف و انتقال منافقین [مجاهدین خلق] به صحرای بادیه اعلام کرده است. صحرای بادیه در مرز جنوبی عراق با عربستان قرار دارد." سایت مجاهدین، دو روز پیش از این (29 مهر 1388)، در همین رابطه گزارش می دهد که عراق در "پی جابجایی اجباری ساکنان اشرف" است. فراخوان بينالمللى قانونگذاران اروپايى"

 

البته، کمتر کسی بود و هست که فکر کند با این پیروزی مساله مجاهدین به پایان رسیده، و آنها در امنیت کامل و تحت پوشش قوانین بین المللی و حقوق بشری، می توانند به زندگی ادامه بدهند. امروز - 13 آبان، که ایران در بحبوحه خیزش اجتماعی است، ارتجاع دوباره دندان تیز کرده که فشار بر ساکنین اشرف را طاقت فرسا کرده و کار را یکسره کند.

 

بنا به گزارش ایسکا نیوز لاریجانی در بدو ورودش به عراق، خواهان اخراج ساکنین اشرف شده و می گوید:

 " وجود این گروهک در کشور عراق برای آینده این کشور مضر  است و ما از عراق انتظار داریم تا مطابق  مقررات بین‌المللی و از آنجایی که این  گروهک جزء تروریست‌ها هستند، از کشور عراق اخراج شوند .
وی گفت: در گذشته در این  خصوص بحث‌های زیادی صورت گرفته است اما این بحث‌ها باید به نتیجه برسد .
رییس  مجلس شورای اسلامی متذکر شد: توقع ما این است که عراق به عنوان کشور و دولت برادر  اجازه ندهد که این گروهک در این کشور لانه کند ."

 

البته عارف طيفور نائب رئيس دوم مجلس عراق، بنا به گزارش فارس، از دولت خود سلب مسئولیت کرده و می گوید:

" در مورد منافقين موضع رسمي از سوي دولت عراق اتخاذ شده و براي جابجايي و اخراج آنها از كشور عراق در حال تلاش هستيم اما تا كنون هيچ كشوري حاضر به قبول اين گروهك تروريستي نشده است. "

وی در عین حال ادامه می دهد:

" دولت عراق تلاش دارد گروهك منافقين را به جايي منتقل كند كه از مرز ايران و عراق دور شوند"

 

آنچه برای من نگران کننده است، جملاتی است که در گزارش خبرگزاری فرانسه آمده است:

"پیش از عزیمت لاریجانی به بغداد، یکی از اعضای گروه دوستی پارلمانی ایران و عراق در تهران گفته بود که هدف از این سفر که به دعوت رئیس پارلمان آن کشور صورت می گیرد عملیاتی کردن توافق های گذشته بین دو کشور است."

 

شایان یادآوری اینکه آخرین بار که رژیم جمهوری اسلامی در باره "توافق ها" و "عملی کردن" آن، صحبت کرد، دستورالعملی بود که خامنه ای به نوری المالکی و جلال طالبانی در مورد اجرائی شدن ضرب و شتم و قتل ساکنین اشرف، صادر کرد -  «به صورت جدي عملي شدن توافق دوجانبه در خصوص اخراج» مجاهدین را خواستار شده بود (پاسخ مسعود رجوی 12 اسفند 1387).

آیا، اینبار هم، در حالیکه مردم و نیروهای سرنگونی طلب درگیر ساماندهی و حمایت از خیزش اجتماعی در ایران هستند، بار دیگر ساکنین اشرف مورد هجوم قرار خواهند گرفت؟ و سوالهای بیشمار دیگری که نگارنده بارها پرسیده است، ولی بی پاسخ مانده اند.

یک نکته محرز است – وقت تنگ است، و دشمن ِ فرزندان خلق، قسم خورده.

پیروز باشید

علی ناظر

13 آبان 1388

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 12 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: مینا اخلاقی]  [  ]  
آقا یا خانم نکته بین از دست من خیلی عصبانی نشوید من دشمن شما و مجاهدین نیستم ولی برای سرنگونی رژیم آخوندها فقط کشته شدن کافی نیست حرف من این است که مجاهدین یک سره از مایه خورده اند یعنی به جای نشستن و تدبیرو تدبر درکارشان و جذب نیرو هرچه نیروهم که برایشان مانده است بدلایل گوناگون که خیلی وقتها هم عقلانی نیست دارند به کشتن میدهند حالا فرض کنید خداو پیغمبرش و 124 هزار پیغمبر دیگرش و 12 امامش بیایند و به دولت عراق بگویند که مجاهدین را نگهدار وقتی دولت عراق قبول نمیکند شما و یا هرکس دیگری چه میخواهید بکنید؟ مردم ایران هم حرفشان این است که جنگ ما بادولت عراق نیست اگر مردم درداخل ایران دارند مبارزه میکنند وکشته میشوند درهرصورت درداخل ایران هستند و دشمن مشخص است آخر به چه کسی میشود گفت که مجاهدین جنگشان را عوض کرده اند و دارند با سربازان عراقی می جنگند؟ همه میگویند خب بیایند بیرون ولی به میلیونها ایرانی داخل ایران کسی نمیگوید که خب بیایید بیرون چون آنها درکشور خودشان هستند آخرباید چیزی گفت که منطقی باشد به زور نمیشود دریک کشور غریبه زندگی کرد و آن 11 نفر به عقیده من بیهود ه کشته شدند و نمی باید به خاطر سرسختی بیهوده رهبری مجاهدین به این راحتی با سنگ و چماق جانشان را از دست میدادند این انتقاد من است حالا شما میخواهید خوشتان بیاید یا بدتان و عصبانی بشوید یا نشوید اگر اهل انتقاد پذیرفتن هستید اینهم بلاخره انتقاد است درضمن مجاهدین دارند مرتب آنجا بیمار میشوند و دراثر بیماری هایی که دریک کشور دیگر میشد با عمل جراحی و یا درمان خوب بشوند راحت میمیرند آخر این چکاری است دوست عزیز کمی هم عقل خودتان را به جای احساسات بکار بیندازید و از دیگران وحرف حساب دلخور نشوید   

[تاریخ ارسال: 11 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: نکته بین]  [  ]  
خانم اخلاقی گناه مجاهدین فقط این نیست.چون خیلی ها در این سالها به آنها فحش میدهند که چرا خشونت می کنید.چرا اصلا مبارزه را رادیکال کردیدوبه مبارزه مسلانه کشاندید.
اصل گناه مجاهدین این است که 30 سال از میخواهند ریشه این رزیم را بکنند. هر جور که شده و به هر قیمتی.با سلاح .بی سلاح.از پاریس .از عراق.از هر کجا که بشود وبا هر وسیله ای مشروع ودر چارچوب قانونمندی های انسانی و با حفظ استقلال و احترام به آزادی.برای همین هم همین حرفهایی را که شما به آنهامیزنید رزیم هم به آنها میزند .انگلیس و فرانسه(همین امروز روزنامه فیگارو) آلمان وآمریکا وچند دولت دیگر هم میزنند.آخر گناهکارند میخواهند هر طور شده این رزیم را سرنگون کنند.این کار خیلی بدی است نان خیلی ها را آجر میکند..
درضمن به مردم داخل یادتان رفت ایراد بگیرید. آخر آن پدرسوخته ها هم همین کار را میکنند .با دست خالی جلوی کارد و باطوم وزنجیر و گلوله ایستاده اند و دارند خودشان را بیخود به کشتن میدهند.به مردم میگویم پدرسوخته چون رهبر قیام آقای موسوی اصلا فرمان نداده که اینکار را بکنند.خودشان تقصیر کارندپدرسوخته ها...
  

[تاریخ ارسال: 11 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: مینا اخلاقی]  [  ]  
آقایی به اسم شهاب اینجا خطاب به مخالفین جمهوری اسلامی نوشته اند " مانع یک فاجعه انسانی مانند قتل عام سال شصت و هفت گردند. بعد از قتل عام نیازی به مرده پرستی و مراسم نیست و باید از زندگان الان پشتیبانی نمود. انتقادات به مجاهدین خلق هم در جای خودش می بایست مطرح شود. "
آقای شهاب این توصیه شما را باید به رهبران مجاهدین کردکه سی سال است برای حل هرمشکل و مساله ای که دارند جان انسانها را مایه قرار میدهند ووقتی درگیر یک مساله سیاسی با عراق هستند براحتی افراد را بدون هیچ سلاحی جلوی لودر و چوب و سنگ و چماق و گلوله سربازهای عراقی میفرستند و حتی وقتی می بینند که آنها را با سنگ وگلوله وچوب دارند میکشند بازهم دست نمی کشند کدام رهبری باتدبیری این چنین جان انسان ها را بازیچه قرار میدهد؟ ووقتی که عده ای کشته شدند آنوقت تسلیم میشوند و عقب می نشینند و مراسم تدفین با شکوه با انبوه ها گل برقرار میکنند ؟ اگر انتقاد به مجاهدین به قول شما جای خودشرا دارد وباید مطرح شود انتقاد من هم همین است که وقتی میشودراه کارهای بهتری پیدا کردچرا اینقدر ساده نیروها را به استقبال مرگ می فرستند ؟ آیا این خودش مرده پرستی نیست ؟ خود مجاهدین هستند که همیشه مرگ برایشان قداست داشته است و هرکس که مرد ارزشش تازه معلوم میشود ! درهرحال خوبست همین چیزی را که نوشته اید برای رهبری مجاهدین هم ارسال کنید
  

[تاریخ ارسال: 10 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: شهاب]  [  ]  
جمهوری اسلامی تمام تلاشش نا بودی یک مقاومت سازمان یافته مانند اشرف می باشد. جریانهای ملی و ضد خامنه ای در عراق به وحدت می رسند و ولی فقیه رژیم پاسدار لاریجانی را برای انهدام اشرف به عراق می فرستد. اوباش ولایت فقیه در عراق قوانین پناهندگی و کنوانسیونهای ژنو را برسمیت نمی شناسند. اوباما برای نزدیکی به خامنه ای و احمدی نژاد چشم و گوشش را نسبت به حقوق بشر در ایران و حقوق پناهندگی ساکنان اشرف بسته. حکومت با سرکوب قیام و کشتار در شهر اشرف و تلاش برای رسیدن به بمب اتمی می خواهد خودش را در داخل و خارج بیمه نماید و به عنوان یک قدرت منطقه ای قد علم نماید. نیروهای مخالف این توحش مذهبی و ارتجاعی می بایست با همبستگی و اتحاد بیشتر حول نا بودی ولایت فقیه جمع شوند. در شرایط سخت کنونی با هر اختلافی که جریانات و افراد با مجاهدین خلق دارند باید از شهر اشرف در مقابل وحوش ولایت حمایت نمایند و مانع یک فاجعه انسانی مانند قتل عام سال شصت و هفت گردند. بعد از قتل عام نیازی به مرده پرستی و مراسم نیست و باید از زندگان الان پشتیبانی نمود. انتقادات به مجاهدین خلق هم در جای خودش می بایست مطرح شود.   

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
بهار می آید، هنوز در زمستان سئوالات آقای گل کو گیر کرده اند. آیا تصور می کنید تمام کاربران اینجا مچل شما هستند؟ کلی بحث به سر و ته راه انداخته اید، سر و ته مبحث را هم با کلی گوئی هم می آورید و اکنون ازجواب دادن به سئوالات آقای گل کو طفره میروید! آیا سکوت شما نشانه تائید سئوالات آقای گل کو نیست؟   

[تاریخ ارسال: 07 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
بهار می آید گرامی

من از شما خواهش میکنم حاشیه نروید و مطلب را بیخود طولانی و غیر قابل خواندن نکنید. من از شما چند سوال ساده کردم که میبنم نمی خواهید جواب آنها را بدهید. یک بار دیگر تکرار میکنم:

سوال من از شما این است:
آیا شما با این کار دولت عراق موافق هستید؟
نظرتان در باره حمله به پایگاه اشرف و کشته شدن 12 نفر و زخمی شدن 500 نفر چه بود؟
آیا قبول دارید که خطر یک حمله دیگر جدی است؟
آیا قبول دارید که این حملات به تحریک رژیم صورت میگیرند؟
آیا حمله به پایگاه اشرف و کشتن و زخمی کردن و گروگان گرفتن انسانهای بی سلاح را محکوم میکنید یا نه؟


اگر دغدغه شما حقوق بشر است از شما میپرسم نظر حقوق بشری شما در باره حمله با داس و تبر و تفنگ به مجاهدین بی دفاع چیست؟ آیا این عمل را روا میدانید؟

شما حالا هم که مجاهدین میگویند خیلی خوب بگذارید ما اموالمان را بفروشیم و به جایی برویم که در امن و امان باشیم و یا امنیت ما را در ایران تضمین کنید و ما گروه گروه میرویم باز هم حرف را عوض میکنید. میگویید استرالیا و امریکا و اروپا نروند. پس کجا بروند؟

از شما خواهش میکنم برای به بیراهه نرفتن بحث لطفا مستقیم به همین سوالات من در دو سه خط پاسخ بدهید.
  

[تاریخ ارسال: 07 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: سهیل]  [  ]  

اقای علی ناظر باسلام دهها رادیووتلویزیون وسایت وروزنامه در اختیار این باندهای وحشی است واز این سایت هم نمی گذرند راه را بر دشمن خلق باز گذاشتن اسمش دمکراسی نیست البته مجاهدین خلق ومبارزین از این یاوه گوئیها ی استبداد هراسی ندارند درنهایت باید تکلیف اخوند را در تهران تعین نمود ومیلیونها نفر به خیابانها امده اند برای همین امر مقدس یعنی سوزاندن ریشه ارتجاع هار ووحشی خط سیاسی این شخص روشن است ونیازی به توضیح ندارد اما چون می گوید مجاهدین خلق در عراق نباید باشند والبته علت انرا نمی گوید وحرفش را میخورد که اخوند میگوید نباید باشند همه سازمانهای بین المللی حقوق بشری وکنوانسیون چهارم ژنووضعیت اشرف را بعنوان پناهنده سیاسی برسمیت شناخته اند بعد می گوید در اروپا وامریکا واسترالیا هم انها را نمپذیرند بنابراین هیچ نقطه امنی برای دشمنان اخوندها وجودندارد وتنها رفتن به ایران است 2 این ساز سی ساله ایست که همه مخالفین ملاهای قرون وسطائی را وابسته قلمداد مینمودند تا سرب داغ درقلبشان بنشاننداما دم خروس اطلا عاتی اینجا بیرون میزند می گوید هیچ کشوری مجاهدین خلق را نمی پذیرند اینها چه نوع وابستگانی هستند که افرا د خودشان راهم نمی پذیرند 3چرا این روزها که اخوندها واز جمله خامنه ای حاضراست پوتین امریکائی هارا لیس بزند البته برای تبرک شدن وشفاگرفتن ودر حرفهای جدیدش هم فقط همین بود که ما هرچقدر کشتیم وتجاوز جنسی در حکومت ولائی انجام دادیم حرفی نزنید همه میدانند جناحهای مختلف رژیم برای امریکائی ها دم تکان میدهند دم لابه کنان التماس میکنند که از نها حمایت نمایند واین مفسر خالی بند چشمش را نمیتواند درست باز کند چون خودش هم سر در همین باند هائی دارد که از چنگالشان خون در اوین برزمین می یرزد4درداین ادم چیست چرا مبارزه می کنید چرا نمی گذارید در کهریزک دختران را اخوندها دست به دست نمایند 5ایا کسانی که به دختران تجاوز می نمایند ودراخر می سوزانند جنایتکار هستند این مسیله حقوق بشری هست یا نه وایا باید با چنین رژیم وحشی که با زور بر مردم کشوری مسلط شده مبارزه کرد این نکته ایست که در این مطلب طولانی این ادم جائی ندارداین روش که دوطرف را دراز کند بخاطر این است که تیرهای زهراگین پاسداران را به درببرد وحرفش در یک کلام اینست که مبارزه تعطیل واخوند صاحب ایران وایرانی هستند اما کور خوانده است سرنوشت شیخ فضل اله در راه است انشااله

علی ناظر: "سهیل" با سلام


برای زدن دشمن، ما سه نوع سایت داریم. آنها که تماما در اختیار مجاهدین هستند. آنها که مستقل از مجاهدین هستند، و آنها که هیچ خبری در باره مجاهدین را منتشر نمی کنند. دیدگاه سایت مستقلی است که با این روش موجود اخبار را منتشر می کند.

یک نکته را در نظر داشته باشیم. در میان اینهمه سایت خودی و غیر خودی به مجاهدین، تنها سایتی که هشدار می دهد، سایت دیدگاه است - به این خاطر هم نه طلبکار است و نه خود پسند.

شما این امکان را دارید - (می دانم و می دانید که این امکان را جای دیگری ندارید) که در دفاع از حقوق و فعالیت مجاهدین تا دلتان می خواهد نظر و مقاله بنویسید، و دیدگاه هم منتشر می کند. اگر من آن نظرها و مقاله ها را منتشر نکردم، شما حق دارید که از دیدگاه انتقاد کنید.
  

[تاریخ ارسال: 07 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: بهار میاید]  [  ]  

جناب گل کو مجاهدین یک مثلی دارند که میگویند که نباید به «جاده خاکی » رفت و یا نگذاشت که طرف مقابل تورا به «جاده خاکی »ببرد . من بحث اصلی و ارزیابی اصلی را تعریف کرده ام . باز هم میگویم مساله چیست ؟آیا مساله حقوق بشری است ؟:پس مساله نجات جان این انسانها در راس مسائل قرار میگیرد و نه اهداف سیاسی ویا حماسی . وبرا ی همین نیز سازمانهای حقوق بشری بدون اینکه چه گروهی چه نیات سیاسی دارد مساله اشان را تنها نجات این انسانها میگذارند . دوم اگر مساله بادید و هدف سیاسی ویا «انقلابی –حماسی » بررسی شود. اگر مساله اول یعنی مساله حقوق بشری صرف در نظر باشد . رهبری مجاهدین تاکنون به این امر تن در نداده است و تلاشها از زمان اشغال عراق صرفا در جهت ماندن در عراق بوده است ونه نجات این ها . این را به وضوح میتوان در خواسته های مجاهدین دید. والبته آقای رجوی در پیام اخیرش دررابطه با سیزده آبان سعی کرده است که به مساله خروج تن در دهد ولی با چند شرط که به «آمریکا ، اروپا و یا استرالیا » بروند . کشورهایی که میداند که امکانش را کم وبیش آزمایش کرده است ومیداند ممکن نیست ضمن اینکه «دویست میلیون دلار »هم درخواست «عرامت »کرده است . او این اهداف را ازاول دنبال نکرده است و خط وسیر مجاهدین را به این خط نجات جان اینها کوک نکرده است بلکه این هم یک مانور سیاسی است تا یک تلاش جدی برای نجات آنها . پس از نظر من رهبری مجاهدین مساله اش در رابطه با نجات جان این انسانها جدی نیست و نبوده است بلکه بیشتر این طور بنظر میرسد که اهداف سیاسی را دنبال میکند. که در مورد اهداف سیاسی مفصل توضیح داده ام . درمورددولت عراق ورژیم : بهرروی دولت عراق علاوه بر وابستگی اش ونزدیک اش با رژیم باید قبول کرد که یک مساله دیگری را هم در نظر میگیرد منافع اش را که میخواهد با تمامی کشورهای همسایه اش رابطه خوبی داشته باشد تا بتواند مسائل خود را حد اقل کمتر کند و البته رژیم ایران هم از بودن مجاهدین در عراق دل خوشی ندارند . البته من مثل شما مجاهدین را مرکز عالم نمیدانم و فکر نمیکنم که رژیم تنها بخاطر مجاهدین به عراق رفت و آمد میکند ولی یکی از مسائلی که میبیند ومیخواهد که مساله اش حل شود مجاهدین میباشد. آیا میخواهد آنها را کشتار کند ؟ من فکر کنم رژیم بیشتر بدنبال اخراج کردن مجاهدین باشد تا بخواهد از آنها «قهرمان »سازی کند چون مجاهدین در وضعیت قوی قرار ندارند ویک نیروی تهدید کننده هم نیستند بر خلاف آقای رجوی که سعی کرده است که بین تهران واشرف یک خط مستقیم بکشد چنین خط مستقیمی وجودندارد و رژیم اگر هم جناح های افراطی اش چنین خط مفروضی را میکشند برای سرکوب بیشتر مردم در داخل است وگرنه شما در شعارها و خواسته های مردم اسم آدمهای رژیم مانند کروبی و موسوی را بوضوح میشنوی ولی اسمی از آقای رجو ی ویااشرف نمیشنوی . البته ممکن است یکی یا دو فاکت بیاورید ولی اکثر ویدئوهای قابل رویت چنین مساله ای را نشان نمیدهند. پس بستگی به این نظر دارد که شما مجاهدین را علی رغم گفته های رژیم یک خطر برای رژیم میبینید ویا نه ! از نظر من مجاهدین خطری برای رژیم ندارند بااین فرض در جهت این است که البته به رژیم عراق فشاربیاورد از همان نظری که قبلا گفتم یعنی چون مجاهدین وابسته به جبهه رقیب میباشد که قبلا نام بردم در عراق یعنی جبهه کشورهای عربی – اسرائیل ، نئوکانها و بعثی ها قدیمی و امثال علاوی ها درمقابل جبهه رژیم در منطقه وعراق ویک دولت متناقض آمریکا که هم در جهت کم کردن نفوذ رژیم است و هم در جهت مذاکره با رژیم . این است که مجاهدین وابسته به جبهه رقیب در عراق میباشند واین است که از این نقطه هم دولت عراق و هم رژِیم با مجاهدین برخوردمیکنند نه از نظر اینکه مجاهدین یک خطر برای سرنگونی رژیم باشند. واز این نقطه است که میخواهند مجاهدین را به نقطه ای دیگر ببرند چون کشور ثالثی حاضر به پذیرش آنها نیست . این است که این فشارها را باید در فاز برخوردهای رژیم در عراق ودولت عراق با رقبا در بازی قدرت در عراق دید که البته برای رژیم حالت یک تیر ودونشان هم دارد. پس از نظر من این برخوردها بین مجاهدین از یک طرف ورژیم ودولت عراق از طرف دیگر بخشی از یک بازی قدرت ارتجاعی ویک جنگ مخفی دو جناح ارتجاعی در عراق است . وجنگی که درواقع بین مرتجعین است جنگ مردم نیست و این است من در یک جنگ ارتجاعی به نفع این ویا آن وارد قضیه نمیشوم . اما از بعد حقوق بشری فرق دارد . در این نقطه است که افراد ساکن اشرف را بازیچه این جنگ ارتجاعی میبنیم که بین رهبران مجاهدین و هم جبهه ای هایش که قبلا برشمردم و رژیم ودولت عراق در جریان است . و البته حال بستگی دارد . تلاش سازمانهای حقوق بشری نجات این انسانهاست که در این صورت از نظر من با دیدگاه های سیاسی رهبران مجاهدین و رژیم در تضاد است زیرا آنها جنگ ارتجاعی وسیاسی خود را دنبال میکنند واین است که مساله حقوق بشری آن فراموش میشود ودر این نقطه است که باید به هردو جناح ارتجاعی گفت اگر مساله اتان جان این انسانهاست پس باید اهداف سیاسی در این جنگ ارتجاعی در عراق را رها کنید وبه این انسانها برسید یعنی دولت عراق اگر هم منافع خود را میخواهد دنبال کند باید به رفتار انسانی پای بند باشد ودر چهارچوب قوانین بین المللی رفتار کند و تضمین های لازم رابه سازمانهایی مانند صلیب سرخ بدهد. به رهبران مجاهدین باید گفت که دست از ماجراجویی سیاسی وشرکت در جنگ ارتجاعی در عراق دست بردارد وچیزی واقعی عایدشان نخواهد شد وتنها جان افراد خودرا ببازی میگیرند واز رزیم هم که چیزی نمیخواهیم چون او بد طینت تر از این حرفهاست و در کشورهای غربی که از دولت عراق میخواهند که رعایت حقوق این افراد را بکنند میخواهیم لطفا اجازه بدهید حد اقل نهصد نفر ی که به شکلی دارای اقامت در کشورهای غربی بوده اند به آنجا حق بازگشت داشته باشند ودست از این بازی بردارند و همچنین از سازمان ملل بخواهیم که یک کشور ثالث مطمئن با حمایت وتضمین بین المللی برای بقیه افراد پیدا شود که بتوانند در آنجا اقامت گزینند. این خواسته های من است و این است که مسائل مطرح شده از طرف شما را نیز امید است که در چهارچوب این نوشته جواب داده باشم . اگر هم با عده ای «نقلابی –حمامسی » روبرو هستیم که میخواهند «حسین وار» جان دهند و مسخ رهبری خود میباشند ودر «ظرف ایدئولژیک » عمل میکنند .هرچند از نظر من در همان چهارچوب جنگ ارتجاعی بین جناحهای ارتجاعی در عراق عمل میکنند ولی خوب ما نمیتوانیم در مقابل انسانهای «مومن » بایستیم . آنها «ایمانی » دارند که میخواهند درراهش «جان » دهند . چنین انسانهایی را امروزه «فناتیک » مینامند و یا «بنیادگرا» و در مقابل آنها میتوان هزار استدلال کرد ولی او «مومن » است و «عاشق» و حرف استدلال را درمقابلش جایی نیست . البته من این چنین مجاهدین را «عاشق خلق» ومردم نمیدانم بلکه مسخ شده رهبری میدانم علتش این است که «عاشق خلق» وارد بازی ارتجاعیون نمیشودوبا سرکوبگران خلق ها چه اشغالگر آمریکایی ، چه رژیم وچه صدام بر سریک سفره نمینشیند . چون این مرتجعین همه سرکوبگر است و یک «عاشق »مردم را در بین این مرتجعین جایی نیست چه رسد که با آنها در یک جبهه متحد در مقابل جبهه دیگر درجنگ ارتجاعی اشان شرکت کند. من با این نوشته دیگر فکر کنم تمامی حرفهای خود را در این رابطه زده باشم . این است اگر در آینده پاسخی دیگر ندادم حمل بر بی ادبی نباشد. با عذر خواهی مجدد برای طولانی بودن وخسته نباشید

علی ناظر: چون قول داده اید که دیگر در اینباره پاسخ نخواهید داد، این نظر طولانی هم منتشر می شود. از این پس نخواهد شد.
  

[تاریخ ارسال: 06 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
راحت ترین کار برای بعضی ها انشائ نوشتن است مثل بهار می اید که اسمان وریسمان را بهم میدوزد که بگوید جان انسانها ارزشی ندارد که بنظرم دید کاه خودش را در مورد دیگران بیان میکند وجهان را با همین دید تفسیر مینمایداما مبارزه برای چیست باید ارمان رهائی انسانها را داشته باشی تا بتوانی در سخت ترین شرائط بایستی ودر کشور ما هم باید جان فدا کرد وهم هزار ها فحش وناسزاوتهمت را بجان خرید ودراین راه نان وحلوا خیر نمی کنندامروز بسیاری تازه حرفهای سی سال پیش مجاهدین خلق را میزنند در این شرائط نمی خواهم اسم تک تک انها که به مجاهدین ایراد می گرفتند بیاورم ونمک روی زخم انها بپاشم لطفا در مورد مسائل سیاسی با احساس مسئولیت اظهار نظر فرمائید با دیدی که شما دارید مردم ایران باید همیشه برده حکام باشندومبارزه با اختاپوس استبداد ممنوع است حالا یک سئوال از همه مدعیان مبارزه با رژیم دارم مگر نمی بینید لاریجانی در عراق شمشیر ولایت را دور سر مجاهدین خلق میچرخاند شما چه نقشی درجلو گیری جنایت علیه بشریت دارید فقط تماشاچی هستیدوقتی یکی از نفرات باند رژِیم خون از دماغش میایدزود هول میشوید این نقش افتخار افرین نخواهد بودمجاهدین خلق اگاهانه قدم در راهی پر خطر گذاشته اندوان رهائی انسان است وهمه انها که برای رهائی خلق میاندیشند همراه مجاهدین خلق هستند وانها را تنها نخواهند گذاشت   

[تاریخ ارسال: 06 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
دوست عزیز بهار می آید گرامی

من هم از شما برای حوصله تان در ادامه بحث متشکرم.

اگر دنبال بهانه بگردیم که از کسی خوشمان بیاید یا بدمان بیاید بهانه همیشه هست. در مورد مجاهدین زیاد هم هست برای اینکه در سی سال گذشته هیچوقت دست از مبارزه بر نداشته اند.

اما اگر قرار است که روی دلیل و منطق در موردی بحث کنیم باید دلیل مستند بیاوریم و روی نکات تک تک انگشت بگذاریم. بحث من روی این مطالب است و همانطور که در نوشته قبل گفتم به گمان من شما در خیلی موارد اطلاعات غلط دارید و احتمالا این اطلاعات غلط باعث این نتیجه گیری ها میشود. اما اگر اطلاعاتتان درست باشد و نظرتان فرق داشته باشد آن دیگر نظر شخصی شما است و نظر هر کسی هم محترم است.

شما مینویسید چرا مجاهدین در زمین رژیم هستند؟ یعنی مجاهدین را محکوم میکنید که در جایی که رژیم هست و سلطه دارد چرا مانده اند؟ آیا این درست است یا من اشتباه متوجه شده ام؟ شما نمی پرسید که رژیم در عراق چه غلطی میکند. لاریجانی چه کاری دارد که باید هفته ای یک بار برود عراق و به مالکی دستور بدهد که چه بکند و چه نکند. اما ناراحت میشوید که چرا مجاهدین نمی خواهند از جایی که 25 سال است زندگی کرده اند به صحرای سماوه بروند و یا به دامن رژیم برگردند.

اگر ماندن مجاهدین در عراق اینقدر رژیم را مستاصل کرده که هر روز یک مقام را به عراق بفرستد و از آنها بخواهد که بر خلاف همه تعهدات بین المللی که داده اند به مجاهدین حمله کنند چرا شما این را اشتباه میدانید؟ آیا مگر مبارزه ما با این رژیم نیست؟ اگر ماندن مجاهدین در اشرف اشتباه است چرا رژیم به این حد از بیچارگی افتاده است؟ آیا این نشان نمی دهد که استراتژی پایداری در اشرف درست به خال زده است؟

مردم ایران هم در زمین رژیم هستند. اگر در خانه بنشینند جای امن و امان هستند اما می آیند در خیابانها. جایی که مامورین و بسیجی ها هستند. دستگیر و زندانی و شهید میشوند. آیا به آنها هم ایراد میگیرید که چرا ننشستند در جای گرم و نرم و آمدند جلوی تیر؟ آزادی بها دارد. بیشترین حساسیت رژیم در ایران به مردم در خیابان ها است و در خارج به اشرف. شما ممکن است پایداری در اشرف را کم بها بشمارید اما رژیم چنین نمی داند و با تمام وجود از این پایداری به ترس و لرز افتاده و به همین دلیل همه عمله و اکره خود را در ایران برای فشار روی خانواده ها و دستگیری آنها و در عراق برای از بین بردن اشرف بسیج کرده است.

اما گذشته از اینها همه بحث روی این است که آیا یک حمله دیگر به پایگاه اشرف ممکن است یا نه؟ با همه تحرکاتی که رژیم میکند و لاریجانی هم الآن آنجاست. دیروز دو تانکر سوخت را متوقف کرده اند و راننده ها را دستگیر کرده اند. رژیم میخواهد با همدستی مالکی یا مجاهدین را بکشد و یا به جای دیگر منتقل کند که بتواند آنجا حسابشان را برسد.

سوال من از شما این است:
آیا شما با این کار دولت عراق موافق هستید؟
نظرتان در باره حمله به پایگاه اشرف و کشته شدن 12 نفر و زخمی شدن 500 نفر چه بود؟
آیا قبول دارید که خطر یک حمله دیگر جدی است؟
آیا قبول دارید که این حملات به تحریک رژیم صورت میگیرند؟
آیا حمله به پایگاه اشرف و کشتن و زخمی کردن و گروگان گرفتن انسانهای بی سلاح را محکوم میکنید یا نه؟


خیلی از سازمانها و گروهها و انسانهایی که حمله را محکوم کردند با مجاهدین اختلاف نظر های جدی دارند اما این باعث نمی شود که چشم به روی قتل و غارت انسانهای بی سلاح ببندند.
  

[تاریخ ارسال: 06 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: بهار میاید]  [  ]  
دوست گرامی گل کو !
من سعی میکنم بدون زیاده نویسی درچند جمله بگویم . من فکر کنم که بیشترین حرف خود را زد ه ام و البته اشاره کردم که این نظر من است و البته هم هر نظری یک نظر شخصی است. من هم فکر نکنم که مجاهدین همینطوری به عراق رفتند ولی پس از بیست وچند سال البته بهتر میتوان دید که یک اشتباه بوده است و پی آمدهای خوبی نداشته است و درواقع خود را مانند امروز درگیر یک جنگ ارتجاعی نمودند و طرف این جنگ شده در یک جبهه شده اند باز هم مانند امروز که قبلا توضیح دادم. و من نفی نکاتی که شما گفته اید را نمیکنم ولی این جزئیات قضیه است که شما میفرمایید و لی بایستی مساله را مورد ارزیابی سیاسی قرار داد و اهداف و سود وزیانش را مورد بررسی قرار داد و هدف من در نوشته قبلی این مساله این بود. و البته همانطور که گفته شد هر نظری را میتوان با نظر شخصی رد کرد . ولی من سعی کردم که فاکتهایی را برای نظراتم ارائه دهم .
من فکر کنم نظرم را در نوشته اولیه ام در مورد «قتل عام » ویا «حمله نیروهای عراقی به افراد مجاهدین » را بیان کردم . شما اگر لطف کنید دوباره آنرا بخوانید متوجه میشوید که من رهبری مجاهدین را هم مسئول این قضایا میدانم که بقول خودشان در «زمین رژیم »بازی میکنند زیرا رژیم میخواهد که آنها سرکوب شوند و رهبران مجاهدین نیز در واقع نجات این انسانها را از دیدگاه حقوق بشری که بیان میکنند در نظر ندارند بلکه اهدافشان پیش برد سیاستهایی است که باز هم در نوشته قبلی توضیح داده ام. این است که تکرار نمیکنم . در یک کلمه رهبری مجاهدین آگاهانه برای اهداف سیاسی اشان این افراد را وسیله قرار داده اند ومساله جان این انسانها برایشان مطرح نیست بلکه اهداف سیاسی اشان را دنبال میکنند و این را سیاستهایشان مشخص کرده است .
بهرروی مرسی از این گفتگو که البته در ابتدا دونفره بنظر میرسد ولی بهرروی مورد توجه دیگران هم شاید باشد .خسته نباشید
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
بهار می آید گرامی
از شما متشکرم که تحلیل و نظراتتان را نوشتید. من فقط دو نکته را اشاره میکنم:
1) اول این که این بحث چون دارد دو نفری میشود سوال من از آقای ناظر این است که میتوانیم ادامه بدهیم یا بهتر است با ایی میل به بقیه بحث بپردازیم؟ ایی میل من:
golku81@gmail.com

2) بسیاری از نوشته های شما که مبنی بر اطلاعات شخصی و یا برداشت های شخصی شما است به گمان من درست نیست. شما فکر میکنید مجاهدین همینطوری به عراق رفتند. در صورتیکه اینطور نبود و چاره دیگری در آن زمان نداشتند.از موضع مجاهدین در باره جنگ بی خبر هستید. مجاهدین در کنار سربازان جنگیدند و حتی از پشت به دلیل "منافق" بودن گلوله هم خوردند. اما بعد از فتح خرمشهر دیگر دلیلی برای ادامه جنگ نبود و مسعود رجوی با صدام حسین به عنوان رییس شورای ملی مقاومت پیمان صلح امضا کرد. در باره جنگ طلبی مجاهدین هم اشتباه میکنید. مجاهدین راه حل سوم مریم رجوی را پیشنهاد کردند که میگفت نه جنگ و نه حمایت از ملاها.

در باره موارد دیگر هم به همین ترتیب من فکر میکنم نتیجه گیری های شما بر پایه اطلاعات غلط است و اگر خواستید میتوانیم اینها را در ایی میل بحث کنیم.

اما فکر کنیم مجاهدین بدترین انسانهای روی زمین هستند و بدترین اشتباهات را کرده اند. نظرتان در باره حمله نیروهای عراقی چیست؟ چرا دولت ایران در این درگیری های داخلی میخواهد این نیروی به زعم شما از بین رفته و به درد نخور را از عراق بیرون کند؟ چرا لاریجانی دم به دقیقه در عراق است؟ آیا شما در برابر یک حمله دیگر ساکت خواهید ماند؟
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: سارا کسروی]  [  ]  
بی احترامی به آنهایی که مبارزه را با رژیم برگزیده اند و تا کنون بدان متعهد مانده اند، بی احترامی به عنصر مبارزه و تمامی مبارزین است، بی احترامی به آنهایی است که از خانه های امن خود به خیابانهای شهرهای میهنمان برای تحقق آزادی شتافته اند.
مگر اساس مبارزه برای پاس ارزشهای انسانی نیست؟
همه ما مسؤلیم که این روح را در مناسبات و نوشته ها یمان حفظ کنیم.

با احترام به همه شما
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: بهار میاید]  [  ]  

با درود به شما گل کو اگر ما به گذشته بخواهیم برگردیم .باید از جنگ ایران وعراق شروع کنیم . که در آن میبنیم که مجاهدین خلق در روزنامه مجاهد آنزمان علی رغم اینکه به تحریکات رژیم در عراق اشاره داشتند ولی رژیم عراق را متجاوز اعلام کردند و گفتند که در این جنگ هم شرکت میکنند . البته رژیم ایران جنگ را بقول خمینی «نعمت » دانست و در برهه ای که امکان صلح وجود داشت با شعار « از راه کربلا به قدس » به ادامه جنگ پرداخت . د رآنزمان یک اشتباه بزرگ مجاهدین نمودند که به گفته آقای منصور قدر خواه که در یکی از سایتها خواندم که از ایشان نقل قول شده بود ودر جلسات شورا در عراق شرکت داشتند مسعود رجوی باید گفته باشد که به عراق رفتن «یک ننگ بر پیشانی اوست » که او به جان خریده است تا کار را به پیش ببرد. و مجاهدین به عراق رفتند و این اولین حرکت آنها بود که مردم را از آنها تاحدی جدا کرد و بعد نیز تخم مرغهای خود را در سبد رژیم عراق قرار دادند و با آنها عهد برادری بستند. واین قضیه ساده ای نیست که بتوان بسادگی از آن گذشت و رژیم از این قضیه بسیار استفاده کرد و تمامی عملیات مجاهدین تنها برای رژیم شاید آزار دهنده بود و آخرین عملیات آنها بنام فروغ جاویدان که بایستی به تهران میرفتند وشکست خوردند نشان دادکه آنچه آقای رجوی روی آن حساب باز کرده بود با واقعیت همخوانی ندارد .درآنروزها بهرروی بین رژیم و عراق یک آتش بس ایجاد شد که البته مجاهدین معتقد هستند که آنها باعث این میباشند ولی خوب این یک ادعاست ومن فکر کنم که وضعیت کلی جهان بویژه پس از سرنگون شدن هواپیمای غیر نظامی ایرانی بر فراز خلیج فارس و یک درگیری نظامی با آمریکا در آبهای خلیج فارس بعلاو وضعیت بحرانی اقتصادی وسیاسی که از خسته شدن نیروها در جنگ پدید آمده بود والبته مقداری هم شاید عملیات مجاهدین در کل باعث ایجاد آتش بس شد و تحلیل مجاهدین در آنزمان این بود که به گتفه آقای ابریشمچی که رژیم بر روی دو عصا حرکت میکند که یکی از آنها نیز جنگ میباشد که به عنوان صدور بحران به خارج تحلیل میشد که مکمل عصای سرکوب درداخل بود به نظر مجاهدین که اگر ماشین جنگی رژیم فلج شود بحران به درون رژیم خواهد ریخت و رژیم از خواهد پاشید ولی این تحلیل ها در عمل واقع نشدند . اگر شما در جریان تحلیل های درونی مجاهدین بوده باشید آقای محمود حیاتی عضو قدیمی مجاهدین خلق که کلاسهای متفاوت را در کشورهای مختلف پس میگذاشت معتقد بود که رژیم ایران برای ادامه صدور بحران حتما با عراق دوباره درگیر خواهد وجهت گیری خبری مجاهدین در جهت دامن زدن به این تضادهای دوکشور برای رسیدن به درگیری نظامی دوباره بود و چون عراق در آنزمان نیز بعد از آتش بس مجاهدین را محدود کرده بود این بود که مجاهدین سعی میکردند که این در گیری نظامی را دوباره باز نمایند و دقیقا این درحالی بود که شعار «صلح و آژادی » میدادند ولی در عمل با یکی از طرفین جنگ همگامی داشته و یکی از طرفین جنگ شده بودند . اما رژیم ایران از اشغال عراق و حمله نظامی به افغانستان و عراق استقبال کرد و در هردو زمینه با آمریکا به توافق های اشکار وپنهان داشت و باز اگر درجریان بحث های داخلی مجاهدین بوده باشید یک تحلیل این بود که ممکن است آمریکا به ایران حمله کند که گفته میشد اگر این کار را بنماید به «نفع مجاهدین است» واگر البته به عراق حمله کند به ضرر وزیان مجاهدین ا ست که این بحثها تقریبا در زمانی که دولت جنگ طلب بوش بر سرقدرت رسید و بعد از یازده سپتامبر نقشه های جنگی خود را از کشو میزهای خود برای دکترین «خاوررمیانه بزرگ »بیرون کشید در دورن مجاهدین در جریان بود . با ورود اشغاگران به عراق مجاهدین سعی در همکاری با این جریان اشغالگر پرداختند وحتی درکنار نیروهای امریکایی در ابتدا به بازرسی راههای متفاوت در عراق پرداختند تا اینکه آمریکا برای ترساندن مجاهدین و تسلیم آنها در ابتدا به بمباران پایگاه آنها پرداخت وبه گفته اعضای بالای مجاهدین خلق در فرانسه که در جلسات خصوصی وعمومی بیان میکردند خود را تسلیم آمریکا نمودند و حتی یک بیانیه واطلاعیه در جهت محکوم کردن بمباران افراد خود صادر نکردند این درحالی بود که در تلویزیون مجاهدین مرتب اعلام میشد که رژیم به ما حمله کرده است . وآقای محدثین سخنگوی مجاهدین اعلام کردند که آنها با ما توافق کرده بودند واین برخلاف توافقها با ماست . البته در همین موقع هم سبزه علی رضایی هم اعلام کرد که بله آمریکا برای سرکبو مجاهدین به وعده های خود عمل نکرده است . که این هردو نشان میدهد که در هیئت حاکمه آمریکا دوخط ودوبازی همزمان دنبال میشده است . یکی با رژیم ودیگری با مجاهدین توافق میکرده است و از هردو بهره برداری میکرده است که این یک شق کار است ودیگری نیز این شق میباشد که دوخط فکری در هیئت حاکمه آمریکا جاری بود که یکی درجهت مذاکرات با رژیم بود ودیگری که خط لابی اسرائیل وحامیان «دکترین خاورمیانه بزرگ »بوده اند به حفظ مجاهدین روی آرودند وچون نیروهای نظامی آمریکایی بقولی توانستند در ابتدا یک پیروزی زودرس داشته باشند خط دیگر آنها حمله به ایران بود که با توجه به درگیریها و نفوذ رژیم ایران بین شیعیان ، این خط مجاهدین را حفظ کرد ومجاهدین هم اعلام همکاری کامل را بزبان آقای حسین مدنی که به عنوان سخنگوی اشرف در مصاحبه با روزنامه لوس آنجلس تایمز بیان شد که «ما آماده هرگونه همکاری با کشورهای دمکراتیک از جمله با آمریکا میباشیم » این خط مجاهدین در واقع در سراسر زمان دولت بوش بود که در جهت فشار تا حد برخورد نظا می با رزیم ایران بود که در این بین اسرائیل نیز به تحریکات خود ادامه میداد و از طرف دیگر هم رژیم به خاطر ایجاد فضای جنگی و استفاده از آن احتیاج به آن داشت ودر واقع یک جنگ پنهان بین آمریکا و رژیم ایران در عراق شروع شد و مانند جنگ بین ایران و عراق که مجاهدین به طرف عراقی خود را نزدیک کرده و با عملا د رجهت ان حرکت میکردند در جنگ پنهان رژیم که درواقع یک نوع جنگ جلوگیرانه در مقابل «خاورمیانه بزرگ »نئوکانهای آمریکا بود مجاهدین نیز یک طرف جنگ را انتخاب کردند وسعی نمودند که با آنها نزدیک شوند وبا انها همکاری و همگامی کنند. که البته در هیئت حاکمه آمریکا این دوخط هنوز جاری بود یعنی یک خط در جهت سازش با رژیم بود وخط دیگر که مساله اتمی دخالت های رژیم در عراق را دنبال میکرد درواقع سخت سرهای نئوکانها که نزدیک به اسرائیل بودند در جهت حفظ مجاهدین بودند و در همین جهت نیز مجاهدین دو مساله دخالت در عراق و همچنین مساله اتمی رژیم را دنبا ل کردند چون دقیقا این خط نئوکانها در هیئت حاکمه آمریکا ودولت بوش بود. و بهمین جهت است که اکنون که مساله تا حدی در دولت اوباما در ابتدا تعدیل شده بود مجاهدین هم به شدت زمان دولت بوش وارد مساله هسته ای رژیم نشده بلکه آنرا در زمانهای اتفاقات خاص خبری داغ میکردند . دراین جهت است که مجاهدین راه خود را سرنوشت خود را ین بار با بخشی از نئوکانها ی هیئت حاکمه آمریکا گره زدند وسرنوشتشان در عراق را به برخوردهای متفاوت سیاستهای امریکا با رژیم منوط کرده اند وبهمین امید هم هنوز به سر میبرند که تضادها ی رژیم و امریکا درواقع از نظر مجاهدین مساله ای نیست که بتوانند بصورت ریشه ای حل کنند همان تحلیلی که در مورد رژیم عراق و ایران پس از مساله آتش بس داشتند درواقع در مورد رژیم ایران و آمریکا هم دا رند وسعی میکنند در همین جهت در دو جهت حرکت کنند یکی اینکه در جهت حفظ تشکیلات خود درعراق باشند وهم در عراق با ایجاد یک جبهه با بعثی ها وسنی ها در عراق ودر سطح منطقه با کشورهای عربی محافظه کار همراه با اسرائیل یک جبهه ای ایجاد نمایند در مقابل محور رژیم –شیعیان عراقی و حزب الله و حماس . این بخشی از یک جبهه متحد بود که رایس در آخر دوران عمر دولت بوش درجهت ایجادش حرکت کرد وبی جهت هم نیست که آقای یزدان حاج حمزه «رئیس کمیسیون اقتصاد» شورای وابسته به مجا هدین خلق تقریبا چند هفته ای پیش در نوشته ای به کشورهای عربی نصیحت کرده بودند که یک چبهه مشتر ک با اسرائیل درمقابل «توطیه های رژیم »تشکیل دهند و این خط مجاهدیدن میباشد . البته مجاهدین بعد از اشغال عراق تاکید میکردند که «ما در اینجا بدنیا نیامده ایم که بخواهیم اینجا بمانیم » وهمچنین به «عدم دخالت در کشور عراق » تاکید میکردند که البته با پیش گرفتن این استراتژی ودرواقع ورودشان به این جبهه ناخوانده ولی عملا در حال کار شده و آنچه که شما میگویید در مقابل «توطیه های »رژیم وارد عمل شدند ولی درواقع وارد این جبهه شده و سعی میکرده و میکنند که دولت فعلی عراق را تضعیف نمایند که این نیز در جهت خط در درون بخشی از نئوکانها و اسرائیل وکشورهای عربی است وبی جهت هم نیست که بعضی از رسانه های عربی مانند العربیه و السیاسیه کوبت دقیقا از مجاهدین خلق حمایت میکنند . پس قضیه ریشه دار از یک بررسی اجمالی ساده است بلکه جنگی است پنهان بین آمریکا و رژیم در سطح منطقه وعراق که از لبنان وفلسطنین وعراق ادامه دارد و مجاهدین هم وارد این جنگ بین دو نیروی ارتجاعی شده اند که جهت حفظ وپیش برد سیاستهای خود میباشند ودر این جنگ ارتجاعی پنهان است که مجاهدین اشغالگران عراق را که در اصل باعث ایجاد چنین فضای نظامی در خاورمیانه شدند را محکوم نمیکند و شدیدا رزیم را اشغال گر نشان میدهد . پس این یک جنگ ارتجاعی بین نیروهای ارتجاعی است ومجاهدین هم در این جنگ شرکت دارند ودر این جنگ است که دولت شیعه عراق هم به جبهه مقابل که یک خط آن نیز مجاهدین است حمله مینماید وبرعکس . یعنی این جنگ ، بخشی از جنگ پنهان امریکا و رژیم است وبی جهت نیست که اکنون هم نیروهای آمریکایی در کنار پاسگاه عراقی یک پاسگاه دیگر در اشرف باز کرده اند. این جنگ هیچ ربطی به مردم ایران ندارد زیرا هردو دشمن مردم ایران ومنطقه میباشند وهردو نیات کثیف وپلیدی دارند ومجاهدین هم خود وارد این جنگ ارتجاعی پنهان و پیدا شده اند و وضعیتشان درمقابل دولت عراق هم بخشی از این کش وقوسهای این جنگ است . بهرروی من نه درجهت تحقیر میباشم ونه درجهت احترام به آنها ونه فکر میکنم آنها بی شعور هستند . همه انسانها دارای شعور میباشند ولی مهم این است که با شعور ودرک وعلم خود درکدام نقطه ایستاده اند ومن در واقع این کجا ایستادنها را سعی در تحیللش دارم و نظرم را میگویم که نه مطلق میدانم ونه خالی از اشتباه و نه طلبکار میباشم . چون نمیدانم طلبکار چه چیزی باید باشم ؟ از این حرفهای شما واقعا تعجب میکنم . نگاه کنید !درمورد مقاومت مردمی سخن دیگری است . من سعی کردم آنچه را که از این جنگ میفهمم تا حد امکان کوتاه بیان کنم . وعذر خواهی هم میکنم که طولانی است . ولی بحثی نیست که برای باز کردنش بتوان درچند کلمه آنرا خلاصه نمود . در پایان واقعا ارزو داشتم که بجای این تحلیل ، تحلیل هم شکل دیگری دررابطه با مجاهدین ویا هر نیروی دیگر سیاسی میبود که بتوانیم در کنار هم باشیم . ولی متاسفانه سیر دگردیسی وروند دگرگونی درونی وسیاستهای بیرونی مجاهدین چنین مجالی را از من گرفته است . من بسیار هم تاسف میخورم که پتانسیل بزرگ مجاهدین در سالهای قبل از سال شصت امروز از یک نیروی مترقی خواستار «جامعه بی طبقه توحید »هرچند سوسیالیسم تخیلی بود و نقطه درست عظیمت ش یعنی برای رسیدن به آن نبایستی ارتجاع و امپریالیسم را فراموش کرد، این درسهایی است که من در آن دوران جوانی از مجاهدین وبقیه نیروهای مترقی درس گرفتم و به عنوان خط اصولی برای رسیدن به برابری وآ زادی دیدم وامروز مجاهدین دقیقا رهبریشان در راستای نیروهای ارتجاعی بخشی از این جنگ ارتجاعی در منطقه شده اند و با علم کردن مضحکه «ضد استکباری » رژیم مبارزه واقعی علیه امپریالیسم که در جهت وراستای یک جامعه بی طبقه بوده است را فراموش کرده ودقیقا برعکس در جهت حفظ «بازار آزاد» و«تضمین منافع »قدرتهای بزرگ بطوری که خانم رجوی بیان کرده اند حرکت میکنند وبا چنین نیرویی نمیتوان همگام بود گذشته از ماهیت درونی سازمان و سیر دگرگونی درونی سازمان از یک سازمان سیاسی به یک جریان «تقدس گرا» رهبر که بجای ولایت فقیه «رهبر ایدئولژیک » مینشاند و یک دگرگونی ودگردیسی دردرون نیز بوجود آورده است و این است که این سه هزار وپانصد نفر هم بی شعور نیستند ولی خودرا به «رهبر سپرده اند» وبقول یکی از «برادران مجاهد»دست خود را به «مریم دهید» یا داده اند و مانند مقلدین به دنبال «رهبر »میروند ورهبر نیز که بقول خانم رجوی «تنها به خدا جوابگوست » وبخاطر همین هم هرگز مسئولیت شکست های متفاوت را طی سی سال گذشته این رهبر بعهده نگرفته است وبرعکس برای مثال در زمان شکست در عملیات فروغ جاویدان این باز نیروهای عادی مجاهدین بودند که آماده نبودند وفکرشان در «زن وبچه » بوده است وبرای همین «خداوند یقه اشان را گرفته است وآنها را برگردانده است .» این است که این افراد هم اقتدار گرا هستند واگر امروز رهبر بگوید که خود را آتش بزنید خواهند زد و اگر بگوید در مقابل تانک عراقی بخوابید میخوابد و اگر بگوید که شلیک کن ، میکند . البته که شعور هم دارد ولی «خود سپرده »است . باز هم با عذر خواهی بخاطر طولانی شدن

علی ناظر: خواهش می کنم طولانی ننویسید. یک نظر نباید از 200-400 حرف بیشتر شود.
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
"بهار می آید" عزیز

مقاله زیر توسط محقق گرامی کوروش عرفانی در باره نقش مجاهدین در عراق و دلایل نارضایتی رژیم را که تقریبا یک سال قبل از حمله نوشته شده است را لطفا بخوانید. به گمان من بسیار روشنگرانه است. شاد و پیروز باشید:
http://golku.blogspot.com/2008/08/blog-post_31.html#links
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
"بهار می آید" گرامی

برای اینکه درک کنید چرا رژیم میخواهد مجاهدین را از عراق بیرون کند باید اول به اهمیت عراق برای ایران پی ببرید. ایران از زمان جنگ حکیم و ابراهیمی و طالبانی و مالکی و مهره های دیگر را پروار کرده بود برای چنین روزهایی. سرمایه گذاری ایران در عراق و روی شیعیان عراق به همان اوایل جنگ برمیگردد. باید اول روی این فکر کنید.
بعد ببینید سپاه بدر و سپاه قدس و هزاران نفر دیگر حقوق بگیر ایران در آنجا چه میکنند. به نظر شما مجاهدین در این شش سال کاری نکرده اند اما رژیم مثل شما فکر نمی کند چون مجاهدین بی سلاح با عشایر و مردم عراق ارتباط برقرار کردند و به آنها نشان دادند که باید از زیر سلطه ایران بیرون بیایند و گرنه رژیم ایران بیکار نیست که هفته ای یک بار لاریجانی را بفرستد عراق که دولت عراق را تشویق به قتل عام و جابجایی مجاهدین بی سلاح کند. آن هم در این هیر و ویر.
از نظر تشکیلات مجاهدین گرچه اشرف 3400 مجاهد از جان گذشته را که بیست و سی سال سابقه مبارزاتی دارند در خود جا داده اما به گمان من همه تشکیلات مجاهدین در اشرف نیست . این از فعالیت های خارج از عراق مجاهدین کاملا پیدا است.
این راهم باید اضافه کنم که باید به شعور 3400 نفر از بهترین انسانهای کشورمان که عمری را در زندانهای رژیم گذرانده اند و بسیاری از کشورهای دیگر زندگی راحت را رها کرده و به عراق رفته اند و به این انتخاب آنها احترام گذاشت. اینطور که شما حرف میزنید و مجاهدین را فقط به جرم اینکه طبق میل شما رفتار نمیکنند تحقیر میکنید درست نیست. آنها هیچوقت از ما طلبکار نبوده اند که چرا مثل آنها نیستیم. دارند کار خودشان را میکنند. معیار درستی یا غلطی اش هم به نظر من ضرباتی است که ماندن مجاهدین در عراق به رژیم میزند تا آنجا که در داخل با زندانی و شکنجه کردن خانواده هایشان و در عراق با محاصره و عدم رساندن غذا و سوخت و حمله مستقیم میخواهند از شر این افرادی که با دست خالی عرصه را در عراق و ایران بر آنها تنگ کرده اند خلاص شوند.

شما میتوانید بگویید که ندا آقا سلطان اگر خانه میماند کشته نمی شد. همینطور سهراب اعرابی. همینطور همه کسانی که به خیابان ریختند.میدانستند دستگیر میشوند و چه بلاهایی منتظرشان است اما این فداکاری را میکنند. آزادی بها دارد. آنها و هزاران آزادیخواه دیگر که شهید و زندانی شدند و همه مجاهدین و مبارزین راه آزادی میتوانستند مثل من و شما نظر بدهند و صد سال عمر کنند. آنها انتخاب خود را کردند و کاری که ما میتوانیم بکنیم این است که اگر کمکشان نمی کنیم لااقل از کشتارشان به اسم اینکه خودشان خواستند و حقشان است حمایت نکنیم.
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: بهار میاید]  [  ]  
باید مشخص کرد که «مقاومت» با چه استراتژی انجام میگیرد و هدف از ماندن در عراق چیست ؟ آیا مساله جان افراد است وحقوق بشر است ویا «مقاومت به هر قیمت »برای چه استراتژی؟ ممکن است گفته شود چون رژیم میخواهد که مجاهدین در عراق نباشند پس ماندن در عراق بایددرست باشد ؟ این در ابتدا شاید در ظاهر راضی کننده باشد ولی مشخص کننده این نیست که چرا ماندن در عراق؟ وضعیت عراق چگونه است ؟ و نهایتا مجاهدین چه استراتژِی را دنبال میکنند. هنوز میخواهند رژیم را مسلحانه با این «ارتش آزادی بخش» ساقط کنند ؟ مکانیزمش چگونه است ؟ ودر چه چهارچوب فکری انجام میشود؟ در این دیدگاه است که ماندن در عراق جواب دارد حتی اگر بنام «مقاومت »انجام گیرد.دیگری چون رژیم میگوید وخامنه ای میخواهد یا لجبازی است ویا واقعا رفتن در تله رژیم است که بخواهد مجاهدین را با دولت عراق درگیر تر کند و آنها را به کشتن بدهد ؟
ولی در پرانتز باید بگویم من در اینجا ننشسته ام وبگویم لطفا لنگش کن! وخود در فرنگ نشتسه باشم . ولی پیشنهاد میکنم به کسانی که برای سیاستهای رهبری مجاهدین کف میزنند و این افراد را تشویق به مقاومت میکنند که خود نیز به آنجا تشریف ببرند وحد اقل در آنجا عملا «همبستگی »نشان دهند چون این هنری نیست که دیگران هزینه بدهند و شما جولان !
واما بحث : دو استراتژی میتواند رهبری مجاهدین داشته باشد :یکی اینکه هنوز وفادار به همان شیوه سابق خود است یعنی جنگ مسلحانه و باصطلاح رهایی با «بازوی استراتژی خلق » بقول آقای رجوی ویا اینکه به مبارزه سیاسی روی آورده است .
در استراتژی سابق است که ماندن در عراق با یک امید شایدواهی به درگیری نظامی بین رژیم ایران و آمریکا ویا اسرائیل باشد که بتواند این نیرو نیز برای خود مقداری بتواند نفس بکشد ویا شاید نیز بکار آِید و هنوز رهبری مجاهدین روی این حساب باز میکند ویا اینکه میخواهد مستقل عمل کند که امکان دوم که ابدا نیست و تنها در عالم خیال متصور است که دیگر اینها بتوانندمانند زمان صدام حسین دوباره به صحنه نظامی برگردند.
میبنیم که این استراتژِی نظامی تقریبا غیر ممکن است .
در بعد سیاسی : مجاهدین علاقه به حفظ ظرف تشکیلاتی خود دارند و فکر میکنند که اگر این ظرف که اشرف نام دارد اگر از هم پاشیده شود یک برگ برنده سیاسی از دست رفته است . ولی باید گفت این ظرف هم در چه استراتژی میتواند کار آ یی داشته باشد؟
چون از نظر سیاسی بوضوح میبنیم که مجاهدین با این نیرو کار سیاسی در عراق نمیتواند انجام دهد و تنها یک زندگی «هنری وفرهنگی- ورزشی » دارد وچندی دیگر هم میگذرد وعملا این نیروها در آنجا قفل میباشند. پس درواقع حتی اگر این تشکیلات برهم بخورد وتعدادی نیز از تشکیلات جدا شوند باز هم عده ای میمانند که اگر بتوانند به کشور سومی بروند و چسب تشکیلاتی خود را داشته باشند میتوانند در کار سیاسی برای مجاهدین کارآ تر باشند تا اینکه عملا در یک گوشه ای مانند زندانی و اسیر باشند مثل شش ساله گذشته . بله تشکیلاتی هست ولی عملا کاری جز تماشا وتهیه کار هنزی وسرگرم کردن خود ندارد .
در این دو استراتژی است که هردو درواقع ماندن درعراق را یک بعد دیگر میدهد وشاید هم گونه ای از چند فکر است . یعنی هم رهبری مجاهدین امید به تغیر وضعیت دارد که منجر به درگیری بین عراق ورژیم از یک طرف واز طرف دیگر بین رژیم ایران و آمریکا شود وهم میخواهد تشکیلات خود را در این چهارچوب حفظ نماید.
که بازهم از این اگرها شش سال است که به سود مجاهدین قضیه را نچرخانده است .
میماند بعد انسانی قضیه : همانظور که قبلا گفته شد ا زبعد انسانی وحقوق بشر متاسفانه هدف رهبری مجاهدین نیست بلکه ابزار ی است برای اهداف سیاسی رهبری مجاهدین وگرنه همانطور که قبلا گفته شد راه دیگری را طی شش ساله گذشته میرفتند.
البته شاید فکر هم این باشد که ما اگر بتوانیم در عراق بمانیم میتوانیم یک بازیگر باشیم . ولی متاسفانه شش سال گذشته نشان داده است که بازیگر بازنده ای میباشند که ممکن است چند هدیه کوچک هم در دست داشته باشند.
بهرروی این حد س است وتاز مانی که خود رهبری مجاهدین واقعا بطور روشن توضیح ندهد که هدفش ا زماندن در عراق چیست وروشن نکند که بر چه اساسی و چه استراتژِی میخواهد حرکت کند بایستی که گفت که استراتژی «تاقاری » است که بقول مریم رجوی در یکی از نشست هایش گفته بودیعنی خود رهبری مجاهدین هم یک دید روشن ویک برنامه مشخص برای حال و اینده برای مبارزه اش با توجه به وضعیتش در عراق و کشاکش صحنه در عراق و رژیم و نیروهای اشغالگر ندارد واکنون امید دارد که شاید تاقاری بشکند وماستی بریزد ... تا مجاهدین هم بتوانند جای تکان خوردنی حد اقل داشته باشند ویا میدانی برای بازی به صورت های مختلف پیدا کنند. ودر این راه استراتژی تاقاری است که افراد خود را به «مقاومت » فرا میخواند.
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
آقای ناظر عزیز
به درستی اشاره کرده اید که هر وقت رژیم در داخل به بن بست برمیخورد می خواهد آن را در خارج از کشور و به قیمت کشتار مخالفین خود جبران کند. بعضی دوستان مثل اینکه فکر میکنند مجاهدین برای تعطیلات رفته بودند عراق و حالا باید برگردند به محل زندگیشان. گزینه مجاهدین این است که یا برگردند ایران و یا بمانند در اشرف. کشور ثالثی آنها را قبول نمی کند. این دوستان حتما اطلاع دارند که ده روز قبل ازحمله به اشرف مجاهدین اعلام کرده بودند که اگر رژیم ایران راست میگوید و تضمین های بین المللی بدهد که در موقع برگشت به امنیت جانی و آزادی بیان خواهند داشت مجاهدین اموال خود را فروخته و برداشته و گروه گروه به ایران باز خواهند گشت و اگر اولین گروه سالم ماندند گروه بعدی به ایران خواهد رفت. اما نیت رژیم و مالکی چیز دیگری است. آنها میخواهند این 3400 نفر را قتل عام کنند. چقدر مایه تاسف است که هموطنی با این بیرحمی اینجا از پشت کامپیوتر بدون اطلاع و بدون مطالعه فقط به صرف دشمنی با مذهب به این قتل عام صحه بگذارد. در ایران آینده ای که این دوستان میخواهند بسازند آیا زن با روسری زندانی خواهد شد و یا حقوقش پایمال خواهد گشت فقط چون مذهبی است؟
نکته دوم این است که با همه این حرفها و فحش هایی که میخواهند به مجاهدین و رهبری اش بدهند باید این سوال را هم جواب بدهند که چرا خامنه ای و رژیم اینقدر در سرکوب اشرف مصر است؟ آیا 3400 نفر که در محاصره هستند چه خطری برای عراق یا ایران دارند؟ اگر مجاهدین در حصر هم از من و شمای کامپیوتر نشین در مبارزه با رژیم موثرتر نبودند مطمئن باشید رژیم اینقدر هزینه برای از بین بردن آنان تحمل نمی کرد.
آقای ناظر به درستی پیوند میان قیام مردم ایران و مجاهدین اشرف را بیان کرده اند. در چند ماه گذشته خانواده های اینها در ایران دستگیر و زندانی شده اند . به قرارگاهشان حمله شد و حالا خطر یک حمله دیگر وجود دارد.
با نزدیک شدن انتخابات در عراق و با تحولات جدبد ممکن است مالکی دور بعد انتخاب نشود و این فرصت طلایی برای رژیم از بین برود. چه بخواهیم و چه نخواهیم در خط مقدم جبهه جنگ علیه استبداد آخوندی یعنی آنجا که کسی با مامورین رژیم رو در رو میشود فعلا یکی مردم ایران و تظاهر کنندگان هستند و یکی مجاهدین اشرف.امیدوارم این دوستان جبهه دیگری باز کنند و این فشار را از روی مردم و مجاهدین کمتر کنند.
ما که در پشت جبهه هستیم نباید بگذاریم ملاها در نیات ناپاک خود موفق شوند.تجربه نشان داده که افشاگری بین المللی در این موارد بسیار موثر بوده است.
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: hasan az holand]  [  ]  
آقای ناظر

مجاهدین نیاز به دلسوزی ندارند.باید دید در این شرائط چقدر میتوانیم به قیام در داخل و شقه در نظام طلسم شکسته کمک کنیم.درک مواضع سیاسی سازمان یک مبنا دارد به دست گرفتن سلاح و تا پای جان جنگیدن در این مسیر و التزام به آزادی و نفی دیکتاتوری.بدیهی است هر فرد و گروهی که در ۳۰ ساله قبل در این صحنه خون و فدا نبوده تابع حزب با د میشود و با یک مویز گرمی‌ میگیرد و با یه نسیم سردی.و جدا از حقد و کینی که نسبت به سازمان بدلیل این همه ایستدگی و فدا آنهم با اعتقاد به اسلام دارند.۳۰ سال حداقل عقب هستند و با یک درک ارتجأیی و تعادل قوای به سازمان نگاه میکنند.و قادر نیستند که ببیند عراق و آمریکا و همه شرطند و مبنا مقاومت بر سر ارمان آزادی است.
  

[تاریخ ارسال: 05 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: کمال]  [  ]  
در ایران تحولات سریع تر شده و منافع غرب در دست به دست شدن قدرت در چهار چوب رژیم است و اینها میخواهند اول مجاهدین خلق را از سر راه بردارند اما چه باید کرداعتراض به سازمان ملل وامریکائی ها که امده بودند درعراق دمکراسی وحقوق بشر را بیاورند وضعیت این اخوند خود بخود به اینجا نکشیده است وخود اخوند ها بهتر از همه ما میدانند از چه ناحیه ای خورده اند دراین سالهابسیاری از مدعیان کارشان فقط تسلیم طلبی بوده ومی گویند اگر اخوندو همدستان انها گفتند حق حیات ندارید فورا غزل خدا حافظی را بخوانید واز کامنت هایشان هم حرفی جز رهنمود های اینچنینی نیست مگر ما نگفتیم مبارزه خطر دارد چرا گوش نکردید دید ید چه شد سالهاچپ نمایان امریکائی حرف وحدیث شان دروغ وتهمت زدن بود کدام یک از یاوه گوئی های انها ومترجمین حقیرشان که برای روزنامه های نفتی ترجمه میکردند وپول می گرفتند که بگویند اهای وابسته هستند به سیا وموسادوفحش و ناسزا میدادند درست بود بله قصه ما مردم بسیار غم انگیز است حال از انها باید پرسید عقده هایتان را خالی کردید ورو سیاهی به همه واماندگان ماندحالا چپ نمایان چرا در اعلا میه هایتان شعار ضد امپریالیستی نمی دهید ومترجم لاشخور چرا خفقان گرفتی توایی که حاضری برای پول مقاله و ترجمه وشعر به اخوند بفروشی بالاخره دستت به خون الوده شد   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.