شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


سه سیزده و یک بیانیه

علی ناظر

امروز میرحسین موسوی، طی بیانیه شماره 14 خود، بر چند نکته که از پیش برای نگارنده روشن بود، تأکید کرد.

موسوی بر سه 13 آبان تأکید کرده است:

  1. " در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت" (در بیانیه این جملات پررنگ نوشته شده است). در این جملات چندنکته مستتر است:
    1. 13 آبان – روز تبعید خمینی، از همان اهمیتی برخوردار است که دو 13 آبان دیگر، و موسوی آن را مبدا دو 13 آبان بعدی دانسته است.
    2.  "نهضت" (اسلامی) و نه ملی و انقلابی "در فترت سیزده ساله فرورفت" – به زبانی دیگر موسوی مبارزات بی امان فدایی خلق و مجاهد خلق را "فترتی سیزده ساله" تعبیر می کند.
    3. موسوی فراموش می کند به نامه "امامش" خمینی (19/8/1343 – یعنی 6 روز پس از تبعید) اشاره کند که در آن خمینی به مصطفی (پسرش) می نویسد "اگر ممکن شد کتابهای درسی فقه مرا یعنی مکاسب و حواشی را به وسیله سفارت ایران [منظور سفارت شاه است] بفرستید". گویی حضرت امام در تبعید هم با سفارت اعلیحضرت بده و بستان داشته است. یک لحظه تصور کنید که یکی از رهبران تبعیدی (مثلا آقای رجوی) برای خانواده اش بنویسد که کتابهای مرا از طریق سفارت جمهوری اسلامی بفرستید.
    4.  موسوی به عمد نادیده می گیرد که بدون مجاهدت های مجاهدین، و فدا و ایثار فدایی خلق و خلاصه بدون این "موتور های کوچک" فداکار، زمینه برای رخداد بهمن 1357 چیده نمی شد، و امام ِ میر حسین موسوی، هنوز در حال بده و بستان با سفارت شاهنشاهی در تبعید به سر می برد.
    5. موسوی برای آنها که مسائل را دیر می فهمند ادامه می دهد " یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند ". توجه کنید که چه می گوید – شور نبود، تحول خواهی نبود، چرا که امام " از صحنه دور شد". یعنی از 1343 تا 1357، شور و تحول خواهی نیروهای پیشتاز را به هیچ می شمارد.

  2. به 13 آبان دوم، یعنی کشتار جوانان و نوجوانان در دانشگاه (که بعدا روز دانش آموز نام گرفت) اشاره کرده و در باره آن نوجوانان می نویسد " این بار کسانی گرد او [منظور موسوی "امام" خمینی است] جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند ". موسوی در اینجا بر یک نکته بسیار مهم انگشت می گذارد. ناآگاهی نوجوانان از مواضع ارتجاعی خمینی – " به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند.". اما، در عین حال، به روضه خوانی برای آنها که برای آزادی، استقلال، و عدالت اجتماعی برخاسته بودند، ادامه می دهد. موسوی به عمد به این تحلیل "جامعه روحانیت مبارز" در باره حوادث پیش از 13 آبان، اشاره نمی کند که "بعد از راهپیمایی بزرگ 13، 16 و 17 شهریور، اعتراضات خیابانی به طور پراکنده و نسبتا کم تأثیر بود. یک حادثه جدید می توانست مبارزه را وارد مرحله ی جدیدی کند" [منبع ص 100].

  3. موسوی به تسخیر سفارتخانه آمریکا، در 13 آبان 1358 اشاره کرده، و برای تبرئه تمام سران جمهوری اسلامی از این حرکت ضد قوانین بین المللی می نویسد "هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت." ساده اینکه، تمام تقصیر را به گردن چند جوان انداخته و کلیه نظام را نجات می دهد. موسوی بازهم به عمد اشاره نمی کند که این رخداد، پس از 444 روز به اهدافش نرسید. اشاره نمی کند که هدف تسخیر سفارتخانه، بازگرداندن شاه بود که به جایی نرسید تا شاه مُرد. اشاره نمی کند که هدف دیگر بازپس گرفتن اموال شاه (در اصل اموال مردم ستمدیده ایران) بود، که پس داده نشد. اشاره نمی کند که آمریکا به بسیاری از موارد قرارداد الجزایر (که به آزادی گروگانها منجر شد) پایبند نماند. اما هنوز آن را روزی افتخارآمیز قلمداد می کند.

  4. موسوی ادامه می دهد " آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست." (در بیانیه این جملات پررنگ نوشته شده است). بقولی ساده، انقلاب اسلامی، از 45 سال پیش (تبعید خمینی) ریشه گرفته و باید به این ریشه ها توجه داشت تا "سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد ". موسوی، بار دیگر برای آنها که دیر می فهمند، ریشه ها را تعریف می کند، و به خطراتی که می تواند ریشه را خشک کند اینچنین اشاره می کند " ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم [خمینی امام شد،نوجوانان در جنگ 8 ساله کشته شدند، و تسخیر سفارتخانه ها و قانون شکنی]، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم [تروریسم بین المللی] به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند [مخالفان مردم چه کسانی هستند؟]. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم. [به تظاهرات کنندگان هشدار می دهد که برخورد افراطی نداشته باشند]". و اگر برخی هنوز پرده فریب از چشمانشان نیافتاده، به این تأکید موسوی توجه کنند " حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد،" (در بیانیه این جملات پررنگ نوشته شده است). به راستی، این "نا اهلان و نامحرامان" چه کسانی هستند که مخالف مردم اند؟

  5. موسوی برای روشن شدن واژه "افراطی" ادامه می دهد " راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. " (در بیانیه این جملات پررنگ نوشته شده است). به نظر او، " افراط راه را برای تفریط باز می‌کند". یا بزبانی دیگر، خشونت، خشونت می آورد. ساده اینکه "برادر پاسدار، گُل به تفنگت بگذار"، یا مردم خشمگین "تفنگت را زمین بگذار".

  6. موسوی در جایی که مردم دیگر نان شب ندارند بخورند، دولت ثروت ملی را به تاراج داده، و حال یارانه ها را قطع می کند، بر طبل توخالی اما ملی-شووینیستی کوبیده و در مورد زد و بندهای بخش غالب نظام اسلامی ابراز امیدواری می کند " اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود " یا بزبانی دیگر، موسوی هنوز هم می خواهد ثروت ملی به تارج برود، هنوز هم می خواهد ایران از "حق مسلم اتمی شدن" خود دفاع کند، حتی اگر به فقر بیشتر مردم بیانجامد. وی در زمینه دیپلماسی معتقد به "وقت کُشی" است. می خواهد نطنز و قم به فعالیت خود ادامه دهند. از دادن این "حق مسلم" نمی خواهد کوتاه بیاید. و اینچنین پشت این تز قایم می شود " آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم."

  7. موسوی به ماهیت خود بازگشته و چنین تأکید می کند " تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم." برای موسوی، دوری گزیدن از قانون اساسی برابر با "تنازل" است. برای موسوی، قانون اساسی ارتجاعی "یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست". وی نمی خواهد به این واقعیت اذعان کند که این قانون در عرض 31 سال گذشته هیچ گُلی به سر مردم نزده است. نمی خواهد اذعان کند، که آنچه بر سر مردم آمده بخاطر همین قانون اساسی است. همین قانون اساسی است که "می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند". البته موسوی، هزاران هزار جوان انقلابی که در 30 سال اخیر برای آزادیخواهی شکنجه و اعدام شدند را "فرزندان انقلاب" نمی شناسد. برای او مبارزان و مجاهدین "نااهلان و نامحرمان" اند.

 

با توجه به نکات فوق الذکر، 13 آبانی که در راه است را در نظر بگیریم. روزی که مجاهدین خلق، اتحاد جمهورخواهان ایران، و موسوی از جمله دعوت کنندگان هستند. به راستی مردم به ندای کدام یک از این سه دعوت کننده لبیک بگویند؟ آنکه همه چیز را سبز می بیند، یا آنکه هنوز خمینی را امام می داند و یا آنکه بر ایرانی آزاد تأکید می ورزد، اما هر لحظه امکان قتل عامش در عراق می رود؟

 

علی ناظر

9 آبان 1388

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 02 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: sina]  [  ]  
با سلا م به جنا ب نا ظر :

مطلب جالب و ریز بینا نه ا ی در را بطه با بیا نیه شما ر ه ١٣ مو سو ی بو د .
دستتا ن د ر د نکند .
  

[تاریخ ارسال: 01 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: امرالله ابراهیمی]  [  ]  
سیزده آبان چه روز تبعید خمینی ، چه روز اشغال سفارت امریکا و چه روز دانشجو و دانش آموز ،- امروز- همچون « روز قدس » یک فرصت طلایی برای ایران و ایرانیِ تحتِ ستم است پس نگذاریم کسی و یا جریانی - تحت هر نامی – این فرصت را از ما سلب کند. نمی دانم چرا بعضی ها می خواهند با مطرح کردن مسائل بی ربط و نوشته های غیر مسئولانه و انحرافی ، مردم را از شرکت در اعتراض سیزده آبان باز دارند ! اما می دانم که درایت شیرزنان و کوهمردان ایرانی ، آن حماسه سازان ماههای اخیر بویژه روز قدس ، بیش از آن است که با چنین نوشته هایی دلسرد شوند. هر کس با الفبای سیاست آشنایی داشته باشد می فهمد که چنین روزهایی بهترین فرصت برای جنبش اعتراضی است و نباید آنرا از دست داد.   

[تاریخ ارسال: 01 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
به نظر من این فرصت خوبی است تا مجاهدین ارزیابی دقیقتری از نیروهای خود در داخل داشته باشند. بخصوص که هر چه جلوتر می رویم مرزبندی ها هم روشنتر می شوند.
البته معتقد نیستم که در این مقطع موسوی یا جنبش سبز و سایر رفرمیستها را با دشمن اصلی در یک جوال کنیم.
بهر حال بهر شکلی که نیرو از این رژیم کنده شود حتی در فرم سبز آن به نفع انقلاب است.
همچنین فکر می کنم که تاکید سبزها بر اجرای قانون اساسی مثبت و به نفع انقلاب است.
انقلابیون می بایست از همه این امکانات و بهانه هائی مثل همین 13 آبان برای باز کردت فضا و پیش برد اهدافشان استفاده کنند.
  

[تاریخ ارسال: 01 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: فریبا]  [  ]  
تا آنجا كه من از سیمای آزادی فهمیدم مجاهدین میگویند ۱۳ آبان روز دانشجو و دانش آموز و فراخوان را هم بهمین مناسبت اعلام کردند و هیچ ر بطی به سفارت آمریکا و گروگانها ندارد . منظور نگه داشتن قیام است به هر بهانه و هر مناسبتی . حالا اگر من اشتباه میکنم دوستان مجاهد تصحیح کنند   

[تاریخ ارسال: 01 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
رژیم رفتنی است برای تحلیل درست از شرائط به حرفهای محسن رفسنجانی وانچه او می گوید دقت نمائید ما هر کدام میتوانیم به جنایتکاران همدستان انها وبه دشمن غدار فرصت نباید داد در کاری که ازدستمان برمیاید کم بها ندهیم وفقط از یک گروه بیش ازاین انتظارنداشته باشیم در محاصره هستندبادشمنان گوناگون رو برو میباشند در عصر اگاهی هستیم http://www.youtube.com/watch?v=I6IfolNII0U   

[تاریخ ارسال: 01 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: زکریا رازی]  [  ]  
نترسید نترسید هفت هشت سال دیگر این سبز هم توزرد از اب در میاید و عمری بدین ترتیب گذشت   

[تاریخ ارسال: 31 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: حامد رضا]  [  ]  

سلام آقای ناظر ممنوع میشوم که توضییح دهید چرامجاهدین هم این روز اطلاعیه دادند چون سیزده آبان تا انجاییکه که به اقای موسوی برمیگردد به خاطر مناسبات سفارت گیری و هچرت خمینی همانطور که در گفته هایش معلوم است فراخوان داده است ایا مجاهدین این عملگردها را الان نایید می کنند که فراخوان دادند . چون اگر دعوت به قیام مردم است که بهتر بود روز هفت تیر و یا 30 مهر فراخوان به تظاهرات میدادند در این صورت این ابهام برای خلق الله هم پیش نمی اید و هرکس جایگاه خودش را در میان توده ها پیدا می کند و بهتر معلوم میشود که خلق الله دنبال چه چیزی است و به نظرم اصلا خوب نیست که نیروهای سرنگون طلب دنیال اصلاح طلبان درون نظامراه بیفتند و به مناسباتها و ابتگارات آنها اینها هم فراخوان بدهند. با تشکر از زحمات شما

علی ناظر: در نوشتارم "دیدگاه سوم - بخش 1" - 2 تیر 1388، من به این نکته (نه فقط در مورد مجاهدین، بلکه بالکل در باره خود اندیشه بعنوان یک تاکتیک سرنگونی طلبانه)، اشاره کرده ام.

لطفا جهت مطالعه روی این لینک کلیک کنید.

  

[تاریخ ارسال: 31 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
بهترین فرصت برای تطاهرات است وهر جریانی که میتو اند باید کاری را که لازم است انجام دهدبهترین کار همان شعار جموری ایرنی است که همه دلال ها و عقرب ها را به وحشت انداخته است از ارتجاع سرکوبگر گرفته تا داماد گودتاچی عضو سومکاکه خیلی خوابها دیده بودند اما نکته دیگر علیرضا نوری زاده که در صدای امریکا گفت این شعار به صلاح جنبش نیست او به خاطر در اختیار داشتن رادیووتلویزیون های متعدد خودش را صاحب جنبش میداند از قرار معلوم خون دهها هزار نفر زیر شکنجه ویا جوخه اعدام بخاطردلالها بوده این باند ها را باید افشائ کرد تا دوباره مردم ایران قربانی نشوند سر نوشت مردم ایران در حال رقم خوردن هست شک نکنید ومسئولیت همه انها که دور تر را می بینند سنگین است   

[تاریخ ارسال: 31 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: واقعا که!!]  [  ]  
آقای ناظر!

با درود. تا هنگامی که زندگی سیاسی ایران در هشتاد سال گذشته مورد بررسی درست قرار نگیرد؛
تا هنگامی که و همچنان بر صدهزار زندانی در دوران شاه پای فشاری شود (و این در صورتی بود که همگانِ سیاسی کار، می دانند در چهارم آبان 1357، یک هزار و یکصد و بیست و شش نفر و از جمله ابوتراب باقرزاده، عباس حجری، محمد تقی کی منش، رضا شلتوکی، صفر قهرمانی، از افسران حزب توده و سپس در دیماه همان سال نزدیک به 160 نفر از زندان آزاد شدند که بزرگ مرد، مسعود رجوی و زنده یاد موسی خیابانی در زمرۀ آنان بودند)،(روزنامه های سوم آبان سال 1357 را ببینید)؛
به باور من وجود حتی یک انسان در زندان بدلیل داشتن عقاید سیاسی جرم محسوب می شود. به همین خاطر و به طریق اولی با بودن ایرانیان در زندان در دوران پادشاه موافق نبوده و نیستم.

آقای ناظر!
تا اینگونه مسائل مورد بررسی قرار نگیرد، میر حسین موسوی با سه سیزده نحس به سراغ ایرانیان می آید:
سیزده نحسی که خمینی جنایتکار را به ترکیه فرستادند؛
سیزده نحسی که در آبانماه سال 1357 -اش ایرانیانی جان دادند؛
و سیزده نحسی که بر خلاف تمامی عرف های دیپلماتیک و بین المللی، خاک یک کشور، که سفارت آمریکا در میهن ما بود، اشغال شد؛ هرگاه فراموش نکنیم که شما آقای ناظر، حتی و شاید به درست اشغال سفارت رژیم جمهوری اسلامی در مزار شریف توسط طالبان، و کشتار دیپلمات-تروریست های رژیم خمینی در آنجا را محکوم کردید.

آقای ناظر!
به گذشته بنگریم، تا آینده را بسازیم!

در رساندن آگاهی و خبررسانی بی واسطه به ایرانیان، پیروز باشید.

امید این دیدگاه مرا در ستون "دیدگاه های" دیدگاه بیاورید.

امضاء

واقعا که
  

[تاریخ ارسال: 31 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
از موسوی انتظار دیگری هم نمی رود. او نخست وزیر خمینی در دوران قتل عام های 60 و 67 بود و بارها و باره تاکید کرده که دنبال خط امام و به کارگیری همین قانون اساسی ارتجاعی است. از اول قیام امسال هم او بود که "دنبال" مردم راه افتاد و نه در رهبری آنان. حتی این اواخر کار به جایی رسید که شعارها را رادیکال و دور از ظرفیت خواند. آخر خط موسوی همین جا است اما برای مردم تازه آغاز کار است. استقلال و آزادی و زندگی انسانی طبق قوانین حقوق بشر بین المللی. دولتی که در زندگی مردم دخالت نکند و حقوق مردم را زیر پا نگذارد. جدایی دین از سیاست. به قول خود مردم دلاور ما :
ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم.

واقعا اینهمه کشته و زخمی و زندانی و قربانی تجاوز که همین قانون اساسی قرون وسطایی اجرا بشود؟

آقای موسوی عقل همه را با عقل خودش یکسان گرفته!
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.