شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دو رفیق

علی ناظر

امروز، خبر آمده که دو مجاهد خلق بخاطر ضرب و جرحی که به آنها وارد شده، و در اثر فشارهای جسمی ناشی از اعتصاب غذا، ممکن است تا چند ساعت دیگر بمیرند... و من جملاتی پراکنده می نویسم...
 
می گوییم:

با رهبر عقیدتی، مخالفیم.

نمی خواهیم کسی بگوید:

چه بکن یا نکن،

چه فکر بکن یا نکن،

مبارزه بکن، یا نکن،

کجا بمان یا نمان.

می گوییم:

انسانها حق انتخاب دارند.

حق دارند!
تا هرآنچه که می خواهند

بکنند، بگویند، بنویسند، بپوشند،

و

در هر کجا که می خواهند بمیرند.

و اگر کسی دیکته کند

ولی فقیه است،

رهبر عقیدتی است،

امام است،

مرکز ثقل عقل و دانش و بینش است،

دچار کیش شخصیت است

به شدت با این واژه و مفهوم مخالفت می کنیم.

ولی...

...
ساعتی دیگر گذشت...
... 

ولی...

ما ساکت نشسته ایم.

رفیق مان در حال مرگ است!

رفیق...

این واژه مقدس...

به سختی، آخرین نفس ها را می کشد

و در اغما...

دنیای زیبایی که برایش مبارزه کرده را تجسم می کند

و آخرین نفس را می کشد...

ولی...

ما ساکت نشسته ایم!

ما!

تبعیدیان!

ما فراریان از ظلم و ستم

شاهد ظلم و ستم هستیم

ولی...

ساکت نشسته ایم!

به راستی،

ما را چه می شود؟

به راستی،

دیروز، کجا بودیم،

امروز، به کجا رسیده ایم؟

روزی، برای رفیق جان می دادیم،

امروز...

می گوییم:

مگر به تو نصیحت نکردیم که می میری؟

مگر به تو نگفتیم که وجه المصالحه می شوی؟

مگر به تو نگفتیم که مبارزه مسلحانه بد است؟

مگر به تو نگفتیم که اسلام بد است؟

مکر به تو نگفتیم که رهبرت بد است؟

مگر به تو نگفتیم که سکتی...

فرقه ای؟

مگر به تو نگفتیم: عامل اسرائیلی؟

مگر به تو نگفتیم: عامل آمریکایی؟

ولی... به من، گوش نکردی!

مگر نگفتیم:

مبارزه را رها کن و حزب سیاسی بشو!

مگر نگفتیم؟

ولی ... به من، گوش نکردی!

هر چه برایت پیش بیاید، خود کرده است!

به من، گوش نکردی!

به من،

به من، که می دانستم و می دانم!

گفتم: راهی که انتخاب کرده ای، بیراهه است!

من می گویم!

گفتم: روش مبارزه ای که انتخاب کرده ای، خطا است!

من می گویم!

من، که با ولی فقیه مخالفم!

من، که با آزادی اندیشه و عمل موافقم!

من، که می گویم انسان ها مجازند که راه و روش زندگی خود را انتخاب کنند!

من!

با این وجود...

تو، انتخاب کردی که بمیری!

پس بمیر!

مرا با تو کاری نیست!

با تو

که حق انتخاب داری!

با تو

تو، به من گوش نکردی!

تو، به راهی که من نشانت داده ام نرفته ای!

به من،

که مخالف ولی فقیه ام

که مخالف دیکته کردن اندیشه ام!

تو، به من، گوش نکرده ای!

و حال می میری!

خود خواسته ای که بمیری!

پس بمیر!

راهت این است!

روش ات این است!

بیشتر از این نمی فهمی!

من، می فهمم!

من، می دانم!

من، راه درست را نشانت داده ام!

من، که مخالف راهبرم!

به تو، که سکتی!

 به تو،

...

ساعتی دیگر گذشت!
...

دو مجاهد دیگر مُردند!

دو رفیق!

دو فرزند خلق!

دو انسان!

دو آزاده!

ولی...

ما هنوز ساکت نشسته ایم!

کجا بودیم!

به کجا رسیده ایم!

علی ناظر

14 مهر 1388

به امید اینکه این دو رفیق شهید نشوند!

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 07 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: یک ایرانی]  [  ]  

آقای ناظر عزیز این خبر البته که قلب هر انسانی را میآزارد! اما جرا و جگونه به این نقطه و به اصطلاح گوشهء رینگ افتادهایم!! مسئولیت آقای رجوی جیست؟؟

علی ناظر: این سوال شما، نباید ما را از این پرسش دور کند که مسئولیت ما چیست؟ دو رفیق در آستانه شهادت هستند! چرا ساکت نشسته ایم؟ چرا سکوت در برابر مرگ دو رفیق؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.