شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

قطب نمایی برای جنبش

کورش عرفاني

حضور رفسنجانی پای منبر نماز عید فطر خامنه ای و سخنان ولی فقیه برای تطهیر او و فرزندانش از پاره ای از اتهامات   در فردای عزیمت دوباره جنبش آزادیخواهی در روز قدس از چند منظر جالب است. نخست این که روی مهره هایی که خود این نظام جنایت سالار بنیان نهاده و دهه ها آن را اداره کرده اند برای هیچ گونه حرکتی به نفع مردم حساب نکنیم. نگرانی اول و آخر اینها این است: چگونه قدرت را در دست خود نگه داریم. به عبارت دیگر چگونه منافع غارت کرده ی سی سال خود را به خطر نیاندازیم. حرکت های رفسنجانی و خاندانش در جریان جنبش آزادیخواهی اخیر جز در این راستا نبوده و در آینده نیز مانوورهای احتمالی آنها فقط در این راستا قابل فهم است.

اما این همه ماجرا نیست. در درون رژیم بحران زده یک جنگ قدرت مافیایی نیز در جریان است که می تواند تا مرز حذف این یا آن جناح پیش رود. این جنگ امروز هم جدی است و هم خطرناک. جدی است چون سراسر رژیم را بحران های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مذهبی و بین المللی فرا گرفته است و خطرناک، زیرا یکی از این باندهای مافیایی – سپاه پاسداران – قدرت نظامی را در دست دارد و می تواند بی رحمانه دشمنان درون حکومتی خود را تار و مار کند. چنانچه با اغلب اصلاح طلبان چنین کرد. پس در این ماه عسل خامنه ای-رفسنجانی باید نوعی  ترس در مقابل پاسداران آدمکش را هم دید تا مبادا دامنه جاه طلبی های آنها بعد از مافیای رفسنجانی به سراغ دستگاه ولی فقیه هم بیاید.

فراموش نکنیم که سپاه روحانیت را لازم دارد، اما نه برای خدمت به آن، بلکه برای به خدمت درآوردن آن. به همین دلیل نیز دیر یا زود تضاد پاسداران و آخوندهای درون حاکمیت تشدید خواهد شد. زیرا روندی که سپاه به نظام تحمیل کرده است جز با یکپارچگی مطلق نمی تواند از نوعی ثبات کوتاه مدت برخوردار شود. ثباتی که درست قبل از فروپاشی کل ساختارهای حاکمیت می تواند تحقق یابد. خامنه ای و رفسنجانی و مافیای روحانیت و بازار این را می دانند که سپاه می تواند برای باقی ماندن در قدرت تا مرز حذف آنها و حتی تحریک یک جنگ بیرونی پیش رود. هردو این اعمال در شرایط  کنونی نتیجه ای جز نابودی کل نظام در برنخواهد داشت.

در چنین شرایطی نباید خیلی متعجب بود که مهره های غیر سپاهی رژیم  تلاش کنند تا راه برون رفتی را برای خروج از بحران به دست آورند. این راهکارها می تواند با عوام فریبی و همدستی در بالا برای مقابله با پایین همراه باشد. بنابراین برای تضمین موفقیت حرکت آزادیخواهی مردم باید از حالا فعالان جنبش را به ابزار تحلیلی لازم جهت مقابله با راهکارهای قلابی و فریب دهنده آماده سازیم.

تحلیل یا ابزار تحلیل

آنچه در بالا آمد یک تحلیل مختصر است از امکان هایی که در شرایط کنونی قابل تصور است. لیکن در این نباید شک داشته باشیم که ارائه ی تحلیل مشخص از شرایط مشخص کار آسانی نیست و با توجه به این که جنبش کنونی با حضور و شرکت توده های مردم صورت می پذیرد بد نیست که برخی از معیارها را به دست دهیم تا بتواند به فعالان جنبش یاری رساند تا با قدرت تشخیص و تحلیل فردی خود کشتی حرکت آزادیخواهانه ی کنونی را در این دریای معادلات پیچیده و گاه «غافلگیرساز» به سوی یک مقصد معین به پیش برند. پس در چنین آشفته بازاری نیاز به یک قطب نما داریم تا بتوانیم سلامت جنبش آزادیخواهی را حفظ کنیم. این قطب نما البته در نهایت باید روی «خودآگاهی» فردی هر کس و «آگاهی اجتماعی» مردم استوار باشد. اما داشتن برخی از نقاط و تعاریف می تواند یاری برساند. در زیر 4 شاخص برای این منظورپیشنهاد می شود:

1)                              فساد و جنایت پیشگی نظام بر ستون خیمه «ولایت فقیه» تکیه دارد. هر حرکتی یا پیشنهادی یا راه حلی که بخواهد رژیم را از بحران کنونی برهاند و در عین حال جایگاه ولایت فقیه را – با یا بی خامنه ای – حفظ کند فقط یک چتر نجات برای حفظ و تداوم نظام غارت و کشتار و استبداد است و باید آن را رد کرد. هیچ راه نجاتی نمی تواند مطرح باشد مگر در آن، حذف کامل نهاد ولایت فقیه پیش بینی شود.

2)                              بازوی نظامی و امنیتی رژیم «سپاه پاسداران» است. هرگونه تغییر واقعی در ایران از دریچه حذف نهاد سپاه پاسداران و ادغام باقی نیروهای آن در ارتش می گذرد. هر راه حلی که بخواهد نهاد سپاه و شاخه ها و دستگاه های اصلی و یا فرعی آن (بسیج، سپاه قدس، نهادهای اطلاعاتی،...) را سالم و دست نخورده نگه دارد باید به عنوان تلاشی موذیانه جهت خریدن عمر برای نظام محسوب شود. سپاه دیگر یک نهاد قابل کنترل برای هیچ دولتی در آینده نخواهد بود و به طور اصولی در یک نظام منتخب مردم، حضور آن فلسفه وجودی خود را از دست می دهد.

3)                              برگزاری انتخابات غیر استصوابی یکی دیگر از این شاخص هاست. تا زمانی که در راه حل های پیشنهادی مکانیزم های مطمئن و نهادینه برای برگزاری یک انتخابات آزاد و غیر استصوابی پیش بینی نشود نباید به هیچ راه حل پیشنهادی اطمینان کرد. شعار برگزاری انتخابات زیر نظر نهادهای بین المللی چندان واقع گرایانه نیست، زیرا ما نسبت به تمایل غرب به حفظ نظام کنونی که غارت ایران را تسهیل و ممکن می کند آگاهی و شناخت داریم. انتخابات باید آزاد و تحت نظارت نهادهای متشکل از مردم ایران باشد.

4)                              تضمین امنیت مخالفان رژیم در داخل و خارج. هر گونه راه حلی باید تمامی مرزهای رژیم ساخته ی خودی و غیر خودی را از میان ببرد و به همه نیروهای سیاسی ایرانی در داخل و یا خارج از کشور اجازه دهد به طور آزادانه و با اطمینان از امنیت جانی خویش در داخل و سراسر کشور، به فعالیت سیاسی پرداخته و در صورت تمایل در انتخابات شرکت کنند. هر گونه خط کشی تحت عناوینی مانند «ضد انقلاب»، «تروریست»، «منافق» و ... باطل است و هر راه حلی که بخواهد بر این مرزبندی های نظام آخوندی تاکید کند باید غیر قابل قبول معرفی شود.

نتیجه گیری:

نگارنده در این شک ندارد که معیارهای دیگری نیز می تواند مورد توجه قرار گیرد. اما برای حفظ مختصر بودن این نوشته و محدود و تعریف شده بودن شاخص ها، این چهار امر را به عنوان حوزه هایی که اجازه ی تنفس سیاسی و آغاز یک روند دمکراتیزه شدن را می دهند مورد نظر قرار دادیم:

·                                   حذف ولایت فقیه سبب تضعیف دیکتاتوری فردی که یک درد چند هزارساله تاریخ ایران است می شود،

·                                   حدف سپاه پاسداران سبب تضعیف نظامی گری که ابزار بازتولید، استقرار و تداوم دیکتاتوری های جدید در کشورمان است خواهد شد،

·                                   انتخابات غیر استصوابی زمینه ی تقویت مشارکت دمکراتیک همگان را در تعیین سرنوشت خویش ایجاد کرده و امکان توجه مردم به معیارهای «شایسته سالاری» را فراهم می کند،

·                                   حذف خط کشی خودی و غیر خودی بنیان های اعتماد اجتماعی را تقویت می کند و جو همکاری و روحیه همیاری را که لازمه ی حرکت به سوی پیشرفت عمومی و بازسازی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور ویران شده مان هستند توسعه می دهد.

به همین دلیل نیز بد ندیدیم که با پیشنهاد براین چهار شاخص، قطب نمایی را به دست داده باشیم تا از طریق آن بتوانیم عملکرد واقعی شخصیت ها (کروبی، موسوی، ....) و یا تشکل ها، جریان های داخلی و یا خارجی و... که به ارائه این یا آن راه حل می پردازند مورد ارزیابی معین قرار دهیم. بدیهی است که این قطب نما با همیاری و همفکری سایرین کامل تر، دقیق تر و قابل استفاده تر خواهد شد.

 

* *

www.korosherfani.com

20 سپتامبر 2009

 

 

کورش عرفانی                                                                             korosherfani@yahoo.com

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 24 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: امیر]  [  ]  
دوست عزیز اندیشه ورز من نګران فحش دادن به رژیم آخوندها نیستم ! چیزی که من خواستم بگویم این است که یک صفحه مطلب نوشتن که نصف آن فحش باشد بدرد خواندن نمی خورد! سی سال است همه مبارزان دارند به رژیم فحش میدهند به قول شاعر به عمل کاربرآید به سخندانی نیست ! فحش دادن البته درتظاهرات خیابانی و یا توی روی مزدوران رژیم خوبست ولی درمقاله و نظر اتلاف وقت است . از هرنظر و مطلبی که من اینجا میخوانم حداقل ۵۰ درصدش فحش است مثلا این جمله : خامنه ای جنایتکار آدمکش قاتل فاشیست بی همه چیز! خب دوست گرامی همینکه گفته شود خامنه ای فاشیست یا جنایتکار کافی است یا این رژیم ددمنش ضد خلق شکنجه گر ضد بشر قاتل خرد وکلان!! منظورم این بود که آفتابه لگن هفت دست شام وناهار هیچ ! کسی که روشنفکر است و میخواهد مطلبی تحلیلی بخواند و چیزی بیاموزد یا بفهمد از اینهمه فحش حوصله اش سرمیرود وول میکند و میرود سرکارش!بخصوص که اینترنت جایی است که میشود به صد هزار جای دیگر رفت و خواند منظورم هم شمای تنها نیست اکثر نویسندگان ونظردهندگان دراین سایت به این شیوه می نویسند و نظر می دهند لابد فکرمیکنند هرچه غلیظ تر فحش بدهند زودتر سرنگونی عملی میشود !! درهرصورت خد ا لعنت و نفرین کند این آخوندهای شیاد دروغگوی فریبکار روباه صفت آدمکش ضدبشر بی همه چیزرا!!! موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 22 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: mohammad andarzi]  [  ]  
با درود به آزادی بیان و اعتلای هر چه بیشتر بینش های فردی دررو ند احترام به نقطه نظرهای دیگران! امیر!! عزیز،شما که «زبانم لال» نگران فحش دادن به حکو مت مادون تاریخیهْ ولایت فقیه در مقابل جنایتها یشان در حقّ فرزندان این خلق جان به لب رسیده نیستید!؟ بنا بزین فحشهای آبدار یا بی آب و مقاله نو یسی های دیگران در مورد جنا یات خاندان ولایت نبایستی خاطر مبارک شما را بیازارد. تو صییه من به شما این است که در صورت رنجیده خاطر شدن ،بجای خواندن، از کنار چنین مقالاتی با سعهْ صدر گذشته وبه مقالاتی که شما را آشفته خاطر نمی کنند روی بیاورید. حال با احترام به نقطه نظرات شما و اینکه انسانها در مقابله با تضاد ها به مبانی تکامل دست می یازند من نیز از این به بعد فحشهای حکو متی را فشرده تر و کو تاهتر خواهم کرد تا موجبات رنجش شما را باعث نشوم. شاد و پیروز باشید ٢٢ سپتا مبر محمد اندرزی سوئد   

[تاریخ ارسال: 21 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: امیر]  [  ]  
این آقای محمد اندرزی اینجا نظر می نویسند یا اعلامیه ؟ . نظرات ایشان آنقدر کشدار است که فکر نمی کنم کسی حوصله خواندنشان را داشته باشد . توصیه من به ایشان این است که هرچه میخواهند بګویند را کوتاه وفشرده وبدون انواع فحش های آبدار به رژیم بنویسند تا منظورشان قابل درک باشد اصولا اینهمه فحش و بد وبیراه دادن لازمه این صفحه نیست حتی لازمه مقاله نویسی هم نیست چون همه میدانند جمهوری اسلامی چه هست و چه کرده است !   

[تاریخ ارسال: 21 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: mohammad andarzi]  [  ]  
با وجود اینکه تک تک رهنمودها وخط دهی های دلسوزانهْ این چنینی تاثیرات خود را در بین اقشار روشنفکر خارج و داخل میگذارد ولی برای رویاروی با این دیو ولایت که چنگالهای نظامی سیاسی فرهنگی اقتصادی خویش را در سی سال گذشته بر پایه ارعاب و تحریف و شکنجه و تجاوز واعدام بر پیکرخو نچکان این میهن گسترده است برای مقا بله باآن اقدامات دلسوزانهْ فردی و گروهی توانائی بپایان رساندن این رسالت بزرگ را ندارد مخصوصاً به خاطر درگیر شدن جناح مغلوب حاکمیت در این کشاکش خلق و ضدّ خلق ، در صورت عدم هشیاری انقلابی لازمه در بین فرزندان بپا خاستهْ داخل وعدم پذیرش وظایف عاجل توسط طیف سرنگونی طلب خارج کشور ، بناگه شاهد آن خواهیم بود که با الطافات جهان خواران حقوق بشر دوست!! مردم سالاری دینی دیگری برای ٣٠ سال آینده به ملت ایران هدیهْ کریسمس شود. بنا براین پیشنهاد من به آقای «علی نا ظر» در این مرحله حسّاس این است که با وجود تلاشهای قبلی شان ,و مسائل پر جحم روزانهْ شان بار دیگر پر چم همبستگی نیرو های سر نگونی طلب خارجی و داخلی را به احتزاز در آورده ودر یک نا مه «سر گشاده» تمامی این نیروها را به همسوئی و تشکیل یک جبههّ واحد حول محور سرنگونی ویک حکومت سکولار دعوت کند که در آن سعی شود هر نیروئی به اندازهْ توان خویش رهنمودها و امکانات عملی خویش را به جمع بیفزاید تا برای هر چه بیشتر کردن ارتباط ارگانیک با نیروهای داخلی وخلق مبارز در خیابانها،مدرارس ، دانشگاهها، ادارات، کارخانه ها و .... وارد عرصهْ عملی مبارزه گردند.حال «این گوی و این میدان» اگر گرو ه های چپ خارج واقعاً درد آزادی مردم ایران بر سینهْ شان فشار میاورد (که البته خیلی ها اینچنین هستند) قدم جلو گذاشته و جدای از اختلافات گروهی و فردی آزادی خلق و یک حکومت سکولار مردمی را در محور کار عملی روزانهْ خویش قرار دهند و امکانات شکل دهی یک جبههْ واحد را در مقابل این نشخوارکنندگان آزادی خلق که چندین بار از طرف گروههائی همچون« شورای ملی مقاومت ایران» پیشنهاد شده و نهایتاً بخاطر عدم دادن بهای کافی از طرف سایر نیروهای کوچک و بزرک وطن گرد و خاک گرفته را بررسی کرده و نظرات خویش را در مقابل چنین جبهه ای اعلام دارند صد البته که جبههْ هماهنگ دیگری جدای از جبههْ شورا می توانند تشکیل دهند لازم به یاداوری است که اینجا مسئلهْ, آزادی یک خلق در زیر فشار طاقت فسای ترور و شکنجه و تجاوز واعدام یک حکومت ضد بشری و حامیان جهانخوارشان است نه منافع فردی یا گروهی یک نیروی خارج ازکشور. در پایان در صورت قبولی آقای ناظر برای انتشار یک چنین نا مهْ سرگشاده ای ما مراجعه کنندگان به سایت دیدگاه وکاربران ودیگر مقاله نویسان «در صورت احساس مسئولیتمان» در قبال آزادی ,این گوهر طبیعی یک خلق در زنجیر آنرا امضاء و حمایت میکنیم.سلامت و پیروز باشید. محمد اندرزی سوئد ٢١ سپتامبر   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.