شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

من اینجا ایستاده ام

علی ناظر

اخیرا بحثی در دیدگاه پیش آمده که فکر نکنم به جایی برسد. همه می خواهند موضع دیگری (فرد یا سازمان) را به نقد بکشند، بجای اینکه موضع خودشان را مشخص کنند.

به همین خاطر، فکر کردم از خودم شروع کنم.

من نظرات خودم در باره اشرف، که در دیماه 1387- ماه ها قبل از ارسال پیامهای مسعود رجوی به مسئولین نظام جمهوری اسلامی، و پیش از حمله اراذل به ساکنین اشرف، نوشته شده است (اصولی کیست در 4 بخش)، و نظرم در باره نمایش انتخاباتی خرداد 1388 (دیدگاه سوم- یک مصاحبه و 3 بخش نوشتار تحلیلی) جهت اطلاع کاربران باز تکثیر می کنم. شاید گره ای کور باز شود.

بنا به این نوشتارها (بد، خوب، درست یا غلط)، من در این نقطه ایستاده ام، اما نمی دانم که خیلی ها کجا ایستاده اند، و چرا در آن نقطه ایستاده اند. کسی هم ارائه طریق نمی کند.

 
لطفا روی عناوین کلیک کنید
 

اصولی کیست؟ (در ارتباط با اشرف)

 

·         بخش نخست [24 دی 1387]

·         بخش دوم [5 بهمن 1387]

·         بخش سوم [19 بهمن 1387]

·         بخش چهارم [1 فروردین 1388]

 

دیدگاه سوم (در ارتباط با جنبش خرداد 88)

 

·         گفتگو  با م. ساقی – 23 خرداد 1388

·         دیدگاه سوم – بخش اول [به کجا می رویم؟] – 2 تیر 1388

·         دیدگاه سوم – بخش  دوم [نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم؟] – 12 تیر 1388

·         دیدگاه سوم – بخش سوم ["بیتا تست" یک فتنه] – 8 امرداد 1388   

 

 

 علی ناظر – 12 شهریور 1387

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 13 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: ساسان محمودی]  [  ]  
با درود و ارزوی پیروزی
همه ما درد و رنجی بس عظیم کشیده ایم و نظیر ان در هیچ جای جهان نیست حتی در مقایسه با رژیم گذشته بسی شدیدتر است.
و ملت ایران هم پایداری لازم را انجام داده مبارزات خلق کرد و بلوچستان اذربایجان ترکمن و مجاهدین وفداییان و سایر گروه های دیگر که دشمن امانشان نداد بهر صورتی در مقابل این رژیم ایستادند و مقاومت کردند گو اینکه در این میان ضرباتی هم از بریده های و فرصت طلبان خوردیم ( که انهم ناشی از ددمنشی رژیم بود) ولی باز هزاران نفر بوسه بر طناب دار زند و به اشکال گوناگون ایستادند و می ایستند.
طبیعی است که پیروزی از ان مقاومت است حتی اگر خمینی بر مسند رسد دیری نخواهد شد که ماهیت اش بر ملا میشود و دوباره مقاومت ادامه دارد.
در شرایط امروز ما دیو ارتجاع زخمی است و همه و همه در مقابل او اند حتی با هزار گرایش و اختلاف متاسفانه جنبش با وجود پتانسیل بالا از وجود رهبری لازم رنج میبرد چه میشد اگر جبهه همبستگی فعال میشد ؟ فکر میکنم فقط با احیای تشکیلات همبستگی و بدنبال ان یک سایت اطلاع رسانی ملی الان از اب خوردن حیاتی تر است . الان مرتجعین و راست ها سایتهای بسیار فعال و بروز و قوی از لحاظ فرم و محتوی وسایر لزومات خود دارند ولی مقاومت هرچه دارد ضعیف و کم جنبه است شاید باشد که ایجاد این سایت پیشگام ایجاد جبهه شود
آقای ناظر شما ثابت کردید که انگیزه و علاقمندی ان را دارید و حتما دوستان لایق و زحمت کش و رنجکشیده شما کم نیستند بیایید و جدیتر فعالیت های فرعی را کم کرده و این سایت قوی و مردمی را بنیاد نهید بگذارید این فرزندان تازه ازادی بوییده از هم انتقاد کنند انکه مال و عیال و خاندان را فدا کرده که باک نداره و سرانجام روشن خواهد شد و بی بی سی ها و سایر مدعیان اطلاع رسانی یکه تاز نباشند.
وقت بسیار کم است و نیاز بسیار بالاست همه تشنه شنیدن واقعیاتی هستند که سالهاست پنهان شده
پیروز باشید
  

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: ساسان]  [  ]  
چرا نظر من را ثبت نکردین؟   

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: امید]  [  ]  
شما باورمن خدا نیستید ولی من هم با وجودی که به خدا اعتقاد دارم و سالها در کلاسهای تبیین جهان و شعائر و اصول سازمان مجاهدین شرکت فعال داشته و سالها در زندان در کنار مجاهدین و هواداران آن بوده ام هم در این نقد در کنار شما ایستاده ام
من نیز با الگو برداری های کور در قبال مسایل سیاسی ، که به تدبیر و چاره جویی و تحلیل مشخص از شرایط مشخص احتیاج دارد مخالفم و تاسف میخورم از اینکه امروز مجاهدین باید راهگشای مردم و چراغ راه آنان باشند ولی هنوز درگیر مسایل و مشکلات اشرف و اشرافیان هستند و تنها بفکر خود و زنده نگه داشتن خود .... در کنار شما ایستاده ام چون وقتی سالهای قبل از حمله آمریکا به عراق ، دلسوزانه با تجمع نیروها در اشراف مخالفت کردم بدون شنیدن جواب قانع کننده از طرف افرادی که می توانستم صدای خود را به آنها برسانم و روابط عمومی سازمان در اروپا تنها با این جواب : رهبران سازمان مجاهدین بهتر از تو عقلشان بکارشان میرسد " مجبور به سکوت شدم ولی امروز بعینه می بینیم که اینچنین نبوده .....
من نیز در کنار شما ایستاده ام چون فکر میکنم اصولی کسی است که از نقد نمی ترسد ، از پاسخ گویی فرار نمیکند .... و از همه مهمتر هماهنگ با قوانین هستی و در مسیر رو به بالای تاریخ و منطبق با خصوصیات و نیازها و بیم ها و ترسها و امیدها و آرزوهای انسان حرکت میکند
به امید اینکه روزی همه از جمله اعضای ساده و پاک و بی منت مجاهدین از قید و بندهای ویران کننده نجات یابند
  

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: ساسان محمودی]  [  ]  
با درود و ارزوی پیروزی
همه ما درد و رنجی بس عظیم کشیده ایم و نظیر ان در هیچ جای جهان نیست حتی در مقایسه با رژیم گذشته بسی شدیدتر است.
و ملت ایران هم پایداری لازم را انجام داده مبارزات خلق کرد و بلوچستان اذربایجان ترکمن و مجاهدین وفداییان و سایر گروه های دیگر که دشمن امانشان نداد بهر صورتی در مقابل این رژیم ایستادند و مقاومت کردند گو اینکه در این میان ضرباتی هم از بریده های و فرصت طلبان خوردیم ( که انهم ناشی از ددمنشی رژیم بود) ولی باز هزاران نفر بوسه بر طناب دار زند و به اشکال گوناگون ایستادند و می ایستند.
طبیعی است که پیروزی از ان مقاومت است حتی اگر خمینی بر مسند رسد دیری نخواهد شد که ماهیت اش بر ملا میشود و دوباره مقاومت ادامه دارد.
در شرایط امروز ما دیو ارتجاع زخمی است و همه و همه در مقابل او اند حتی با هزار گرایش و اختلاف متاسفانه جنبش با وجود پتانسیل بالا از وجود رهبری لازم رنج میبرد چه میشد اگر جبهه همبستگی فعال میشد ؟ فکر میکنم فقط با احیای تشکیلات همبستگی و بدنبال ان یک سایت اطلاع رسانی ملی الان از اب خوردن حیاتی تر است . الان مرتجعین و راست ها سایتهای بسیار فعال و بروز و قوی از لحاظ فرم و محتوی وسایر لزومات خود دارند ولی مقاومت هرچه دارد ضعیف و کم جنبه است شاید باشد که ایجاد این سایت پیشگام ایجاد جبهه شود
آقای ناظر شما ثابت کردید که انگیزه و علاقمندی ان را دارید و حتما دوستان لایق و زحمت کش و رنجکشیده شما کم نیستند بیایید و جدیتر فعالیت های فرعی را کم کرده و این سایت قوی و مردمی را بنیاد نهید بگذارید این فرزندان تازه ازادی بوییده از هم انتقاد کنند انکه مال و عیال و خاندان را فدا کرده که باک نداره و سرانجام روشن خواهد شد و بی بی سی ها و سایر مدعیان اطلاع رسانی یکه تاز نباشند.
وقت بسیار کم است و نیاز بسیار بالاست همه تشنه شنیدن واقعیاتی هستند که سالهاست پنهان شده
پیروز باشید
  

[تاریخ ارسال: 09 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
سكت - شستشوي مغزى - زنان برده - دايناسور - تماميت خواه - فوق العاده ارتجاعى - التقاطى از جمله كلماتى هستند كه شخصى بنام روزبه زرين در باره سازمان مجاهدين خلق ايران بكار بردند٠

اين كلمات و كلمات مشابه سالهاست كه توسط وزارتخانه هاى رژيم آخوندى منجمله وزازت بدنام اطلاعات وزارت ارشاد وزارت خارجه و داخله و يكى دو ليدر ايرانى و چندين دلال خارجى ايرانى و يك سريال راديو تلويزيون و كتاب و روزنامه و هفته نامه و ماهنامه ٠٠٠ استعمال شده و بعد از اين نيز استعمال خواهد شد البته از كيسه مردم ايران٠ اما تنها نكته اي كه ميخواستم به عرضرتون برسونم اينكه اين كلمات بدليل استعمال زياد بار سياسى - اجتماعيشون سالهاست كه از دست دادند كه هيچ حتا در مواردى ديده شده كه اين كلمات از فرم شكل اوليه شون هم خارج شده اند٠
اما من كجا ايستاده ام؟
من تلاش ميكنم اونجايي وايسم كه مسعود و مريم و اشرفيان ايستاده اند٠
لعنت و نفرين بر خمينى ( ح )
  

[تاریخ ارسال: 08 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: شاهین]  [  ]  
با سلام اقای ناظر من فکر می کنم اکثر دوستان به خود بحث نمی پردازند سوال مشخص است . قیامی در ایران رخ داده که همه را سوپریز کرد یا به قول خودمان اچماز کرد نه اقای موسوی و نه هیچ یک از رهبران سرنگونی طلب انتظار چنین واکنشی را هرچند در آینده و لی اینقدر سریع پیش بینی نکردند. و حال همه سعی می کنند این جنبش را به خود بچسبانند.در صورتی که این جنبش نوپا هر چند که شعار سرنگونی و مرگ بر دیکتاتور میدهد ولی هیچ پیوندی با سازمانهای سرنگون طلب ندارد همانطورکه هیچ سنخیت با خط وخطوط اقای موسوی و کروبی که خواهان ساختارشکنی نیستند ندارد. برای همان این که دریابیم کجا ایستاده ایم کمی زود است به نظر خودم بعنوان یک فرد که خواهان سرنگونی تام و تمام آخوندها هستم گاها فکر می می کنم که در برزخ هستیم برای همان همه در پاسخ به این سوال از واقعیتها فرار می کنیم و گذر به صحرای کربلا می زنیم. به جای چنک ودندان نشان دادن به مم دیگر. سازمانهای سرنگون طلب چه از مذهبی با غیر مذهبی تا بحال رسما هیچ راه کاری ارایه ندادند بلکه پشت حرکت جنبش شروع به اطلاعیه دادن می کنند و مصادره به نفع خود این که نشد را ه کار و این است که همه را به فکر وامی دارد که از خودمان بپرسیم کجا ایستادهایم و یا بایستی چه کار کرد . و به نظرم تا پاشنه در به همین طریق بچرخد بایستی در برزخ منتظر ماند .تا شیخکی دعوت به روز قدس بکند و ما پشت سر آن اطلاعیه و اعلامیه بدهیم ببخشید طولانی شد. هموطنی از پاریس   

[تاریخ ارسال: 08 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
آقای ناظر، مطمئنم که خودتان بهتر از همه ميدانيد که:«دیدگاه را "رژیمی" خواندن»، چيزی است که من مدعيش نبوده و نيستم.اهل «شانتاژ» هم نيستم.
معضل من اما اين است که شما خودتان داوطلبانه و کاملا مستقل اعلام کرده ايد که از درج نظراتی که در آن :«.....ه سازماني که در جبههء خلق است به جاي انتقاد و برخوردي سازنده و آموزنده، سخن ناروا [خائن، تروريست، جاني، ...] گفته شده باشد»، خودداری ميکنيد، و از طرف ديگر شاهد درج به اصطلاح "نظراتی"که در آن مجاهدين را:« فاشيستی-مذهبی ،سازمانی که: "زنان سازمان را شستشوی فکری " ميدهد ،"... در شکل فعلی یک دایناسور اسلامی مضر می باشد» و غيرو غيرو ميخوانند،ميباشم.بنابر اين علت درج "نظرات" سرا پا توهين و هتاکی ،عليرغم موازين" خود اعلام کرده " چه ميباشد؟. اينکه شما کسی را مجبور نکرده ايد که روی سايتتان کليک کند و يا مطلبی برايتان ارسال کند، از واضحاتی است که احتياج به بيان ندارد.
  

[تاریخ ارسال: 08 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  

اميدوارم که اشتباه از من باشد،ولی بعضی اوقات فکر ميکنم که آقای ناظر برای تاکيد بر مستقل بودن سايت ديدگاه، به درج بعضی هذيان گوئيها و لاطائلات عده ای که به جز توهين و هتاکی به مجاهدين شغل ديگری ندارند، اقدام ميکند. به نظر من اگر کسی تا به حال به استقلال شما و سايتتان پی نبرده باشد،همان بهتر که بعد از اين هم نداند.

علی ناظر: آنچه شما و برخی دیگر از کاربران "بعضی از اوقات فکر" می کنند اشتباه است.
دیدگاه فراخوان در حمایت از حقوق مجاهدین نمی گذارد که مجاهدین خوششان بیاید، بلکه این را وظیفه رسانه ای خود می داند. در عین حال، مطلب در مخالفت مجاهدین منتشر نمی کند که اثر این فراخوان را خنثی کند و بالانس ایجاد کند. دیدگاه همه چیز می تواند باشد، بجز اپورتونیست.

اینبار که دیدگاه فعال شده، نمی خواهم به مزخرفاتی که می خواهد دیدگاه را با اهرم شانتاژ و دیدگاه را "رژیمی" خواندن منحرف کند، توجه کنم. "مزخرف" همیشه از دهان آدمها با اندیشه مزخرف در می آید. در عین حال، نمی خواهم به فشاری که برای منحرف کردن دیدگاه توسط عناصر وابسته به وزارت اطلاعات به کاربرده می شود، وسعی دارد دیدگاه را وابسته به مجاهدین ارائه دهد تا استقلال آن به زیر سوال برود، توجه کنم.

دیدگاه همین است که هست. هر کس، با هر نگرش و اندیشه و گرایشی، این "بودن" را نمی پسندد، یا فکر می کند که دیدگاه برای هدفی به جز آنچه بر همگان مشخص است، به فعالیت ادامه می دهد، دو کار می تواند بکند: یا برود و مطلب یرای دیدگاه ارسال نکند و روی آدرس آن کلیک نکند، و یا فرهنگ ارتجاعی خودش را عوض کند.

فکر نکنم بشود نکته ای را از این روشن تر بیان کرد.
  

[تاریخ ارسال: 08 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  

آقای روزبه زرین من قبلا در کامنت دیگری از شما خواسته بودم که :"شما در ماورای رویا بسر میبرید تمنا میکنم بیدار شوید و بفرمائید تشریف ببرید ایران بجای " الله اکبر شبانه" شعار مرگ بر " اسلام" نه حتی مرگ بر خامنه ای، سر بدهید اگر توانستید یک ریگ بیان(بیابان) هم این طرف و آن طرف کنید، ما هم میائیم شریک رویاهایتان میشویم." ظاهرا جواب قانع کننده ای نداشتید و مدتی سکوت کرده بودید و مجدا با کلی اهانت و بی ادبی شروع به فحاشی میکنید. لطفا فرم ادبیاتتان را عوض کنید. به عقاید دیگران احترام بگذارید. شما کاملا حق دارید مخالف اسلام و هر دین و مذهب دیگری باشید اما حق ندارید شانتاژ کنید و به اعتقادات دیگران اهانت کنید. شما بهتر است کمی جامعه شناسی مطالعه کنید، در باره اسکاندیناوی که حرف نمی زنید، در باره ایران و خاورمیانه با کشورهای همسایه اش که همه مانند هم فکر می کنند و مانند هم از اعتقادات مذهبی وحشتناک بالایی برخوردارند. بنابراین باید دیالوگتان منطبق بر منطق باشد همینطوری خرواری نمی شود نظریه ارائه داد. شما لطفاکمی صبر کنید که اول مجاهدین این گربه ایدئولوژی خمینی را دستگیرش کنند بعدش اگر شما توانستید با هر نوع تفکر اسلامی ای خواستید مبارزه کنید. آقای ناظر توجه شما را هم به این نکته جلب میکنم که از انگ و سنگ آدمها نترسید،مواظب باشید دمکراسی به شیوه تئوریک شمادستخوش هرج و مرج طلبان فرصت طلب نشود.بارها و بارها دیدم که دیگران سایت شما طیف وابسته به مجاهدین خطاب نموده اند. این بهایی است که شما برای تحقق دمکراسی می پردازید.

علی ناظر: با سلام و سپاس از لطف شما. می دانم که برخی می خواهند مستقل بودن دیدگاه را از دیدگاه بگیرند و دیدگاه را به این سازمان یا آن بخش از اپوزیسیون وابسته بدانند. این بهای مستقل بودن است و مثل اینکه کاریش هم نمی شود کرد. اگر بخاطر داشته باشید، پیش از این، برخی می خواستند دیدگاه را به رژیم بچسبانند.

به راستی با این جماعت چه می توان کرد؟
  

[تاریخ ارسال: 07 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  

آقاى محترم شمائيكه جنگ مسلحانه رو قبول داريد و جنگيدن مجاهدين ( ارتش آزاديبخش ) رو قبول نداريد پس لطف كنيد و بگيد كه چه نوع جنگي رو ميخواهيد٠ جنگ چريك شهرى دوست داريد يا جنگ چريك روستائي يا جنگ منطقه اى ؟ تا اونجائيكه من خبر دارم تما اين روشهاى جنگيدن در داخل اجرا شد٠ براى يادآورى عرض كنم به خدمتون جنگ بچه هاي سربداران كه منجر شد به آزاد سازى شهر آمل براى چند ساعت و چه هزينه سنگيني اين بچه ها پرداختند٠ جنگ چريكهاى فدائي خلق ايران قبل از انشعاب در تركمن صحرا٠ يا جنگهاى منطقه اى در كردستان و خوزستان ٠ يا جنگ چريك شهرى و سراسرى كه سازمان مجاهدين خلق ايران مبتكرش بود٠ خب آقاى محترم هيچ كدام از اين روشها جواب نداد چون خمينى(ح) وحشيتر و خونخواتر از اين حرفها بود٠ همه اين گروها و سازمانها با پرداخت سنگينترين بهاى ممكن از اينجور جنگها عبور كردند٠ آقاى محترم در يكى از نامه هات نوشتي كه عينآ از متن خودتان مينويسم : جواني كه به صحنه آمده ولى مدافع مسلح ندارد تنها شهيدى خواهد شد كه شما بتوانيد برايش شب هفت چهل بگيريد٠ من خشم نفرت شما رو نسبت به خميني (ح) درك ميكنم اما اينكه نشد منطق اين كه نشد حرف درست و حسابى٠ آخه جنگيدن با اين رژيم مسلمآ وظيفه هر ايرانى وطنپزستى بوده و هست٠ در همان نامه يك سريال سوال مطرح كرديد كه بنظر بنده همشون منطقي و درست هستند ٠ البته من خيلي كوچكتر از آنم كه بخوام به تمام سوالهاى بحقتون جواب بدم٠ اما براى يادآورى عرض ميكنم كه بيشتر جوابهاى شما در انقلاب ۵٧ نهفته است حتا اگه ٣٣٠ خبرنگار بخوان تجربيات و دست آوردهاى اون انقلاب بزرگ رو يكجا و با زيرپا گذاشتن شرافت خبرنگاريشون لگدمال و بريزند توي جيب آخوندهاى (ح)٠ در آخر ميخواستم به همه اعضا و هواداران سازمان مجاهدين سالگرد تآسيس اين سازمان را تبريك بگم و براشون پيروزى و بهروزى آرزو ميكنم٠ شاد و سربلند باشيد

  

[تاریخ ارسال: 07 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: روزبه زرین]  [  ]  

مجاهدین خلق تا زمانی که فقط یک سازمان سیاسی نیستند و در سکتاریسم خود غوطه ور می باشند و هنوز دل در اسلام انقلابی(؟) دارند و قادر به جدای مذهب از سازمان سیاسی خود نمی باشند و تا زمانی که هنوز زنان سازمان را شستشوی فکری می دهند که از قرار حجاب اسلامی که سمبل بردگی می باشد را باید بر خود تحمیل کنند هرگز نخواهند توانست در ایران تاثیری داشته باشند چه برسد که آن را رهبری کنند و برای مردم ایران رهبر آن هم از نوع عقیدتی فراهم کنند و رئیس جمهور مقاومت انتخاب کنند و انقلاب مضحک ایدولوژیک بکنند! آوردن تعداد زیادی از خانواده های مجاهدین تبعیدی به یک گردهمایی با رهبری جنبش سرنگونی رژیم جنایتکار خمینی بسیار متفاوت است. بهترین کاری که مجاهدین خلق می توانند بکنند این است که مذهب را از سیاست در سازمان خود جدا کنند و برای زنان مجاهد حقوق مساوی قائل شوند و سمبل بردگی اسلامی را که مانتو و چارقد های اسلامی شان می باشد به زباله دان بیندازند و بعد اعتماد مردم ایران را به عنوان یک سازمان مترقی و مدرن سیاسی شاید بتوانند کسب کنند. مردم ایران بعد از تحمل سی سال ظلت اسلامی مطمنا خواستار یک شکل دیگر مسخره جمهوری اسلامی نیستند. اسلامگرای سیاسی نکبتی است که یک بار تجربه شد و برای مردم ایران قابل تحمل نیست. آقای رجوی می بایست این سازمان را به شکل سازمانی دمکراتیک برگرداند و دست از بازی های مسخره رهبری طلبی خود بردارد. مردم ایران هرگز یک رهبر مذهبی سیاسی دیگر را نمی خواهند و مجاهدین خلق به شکل فعلی یک سازمان فوق العاده ارتجاعی اسلامی می باشند که در بهترین شکل خطر بزرگی برای جنبش آزادی خواهی مردم ایران می باشند. واقعیت این است که مردم ایران خواهان کابوس اسلامی دیگری از نوع مجاهدینی آن نیستند. اسلام سیاسی در همه شکل ارتجاعی است و شاید سی سال پیش بخشی از مردم ایران امید واهی داشتند که جامعه کذایی توحیدی بی طبقه آقای رجوی امکان پذیر است اما امروز خوب می دانیم که اول مذهب را باید از سیاست جدا کرد و مجاهدین اول این کار را باید از خود شروع کنند. سازمان مجاهدین خلق در شکل فعلی یک دایناسور اسلامی مضر می باشد که دنباله روی از آن فقط سراب خطرناک اسلامی دیگری را به ارمغان خواهد آورد. مردم مترقی و انقلابی ایران هرگز نباید از جویبار سمی اسلامی مجاهدین نباید بنوشند و عمر این موجود ناهنجار التقاطی اسلامی سالها است که بسر آمده است. اکثر رهبران آرمانگرای سازمان در سالهای دهه پنجاه به ارتجاعی بودن مرام التقاطی اسلامی سازمان خود پی بردند و تلاش کردند که اسلامگرای را از ایده های سازمان خود پاک کنند اما متاسفانه کاملا موفق نشدند و بخشی از آنها از جمله مسعود رجوی و شهید موسی خیابانی واقعیت ارتجاعی بودن اسلامگرای را قبول نکردند و باز همان معجون ناهمگون را به جوانان ایرانی که هنوز در توهمات مذهبی بودند به عنوان یک ایده انقلابی متاسفانه عرضه کردند! هر نوع ادغام مذهب با یک جریان سیاسی منجر به استبداد مذهبی خواهد شد و خوشبختانه مردم ایران بعد از تجربه سی ساله با حکومت ارتجاعی اسلامی دیگر هرگز این بنجل پوسیده را خریدار نیستند. مردم ایران خواهان احزاب سیاسی می باشند که منافع آنها را نمایندگی کنند و رهبران سیاسی که وعده های آسمانی به آنها ندهند. رهبران فعلی سازمان مجاهدین که برای اعضای خود تفسیر قران می کنند مطمنا درایت سیاسی لازم را ندارند که جنبش آزادی خواهی ایرانیان را رهبری کنند. مجاهدین باید تکلیف خود را روشن کنند. یا یک حزب مترقی سیاسی ایرانی بشوند و یا همین که هستند یعنی یک فرقه سیاسی مذهبی که آینده ای در ایرانی آزاد و دمکراتیک نخواهد داشت!

  

[تاریخ ارسال: 06 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: فروغ آزادی]  [  ]  

دوست گرامی علی ناظر عزیز، پیش از هر چیز خیرمقدم، هرچند کمی دیر شده ولی تقصیر خودت است که ما را از آمدن دوباره ات بی خبر گذاشتی و اگر گوگل نبود شاید به این زودی ها هم نمی فهمیدیم. به هر حال فکر می کنم از مرغ و خروس سر بریدن بر قدومت گذشته ولی این ناگفته مانده که تو در جای بسیار خوبی ایستاده ای. همین جایی که من هم از طریق آن سخنم را به نگاه و گوش دیگران می رسانم. این بالاترین ارتفاعی است که در حال حاضر چون تویی می تواند بایستد. خبررسانی بدون سانسور برای همه ی براندازان نظام ولایی و ارتجاعی کم از جان دادن جوان ها در خیابان های تهران و شهرستان ها یا اشرف قهرمان ندارد. با آرزوی این که در این خبررسانی پیروز و موفق باشی و آن را تداوم ببخشی. دوستدارت با ارزوی دیدار در ایران فروغ آزادی از ایران

علی ناظر: با سلام و ادای ادب و خیرمقدم.

البته جهت اطلاع شما و دیگر کاربران محترم، خبررسانی بی سانسور بوده، ولی همه نظرها منتشر نشده و برخی از آنها هم "سانسور" شده اند، و به این خاطر چند "مرگ بر سانسورچی" و ... دریافت کرده ام، که حتما چاشنی این پروژه است.
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: said]  [ said.nameh@gmail.com ]  
سلام
آقاي ناظرآنچه که از نظرات شما مشخص است ،شما طرفدار راهکارهاي سياسي رهبري مجاهدين هستيد، بنابراين بايد براي گذار از مرحله کنوني ولايت فقيه منتظري مورد قبولتان باشد؟بطور مرحله اي بايد مجلس خبرگان و شخص رفسنجاني نه اينکه قبول داشته باشيد بلکه با آن براي آماده سازي انتخابات آزاد هم جبهه شويد؟بايد براي انجام قيام شهري به ايرن برويد و طبق رهنمود آخر مسعود رجوي مساجد را آزاد کنيد؟! نمي دانم وقتي در چنین شرایطی كه قیام است و مردم در خیابانها، تصخير مساجد ....؟؟!!
آقاي ناظر شما در کنار اينچنين راهکارهاي انقلابي هستيد؟؟
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: علی ناظر]  [  ]  

خانم اقبال عزیز، با سلام و  ادای ادب.  

خواهش می کنم با لغات بازی نکنیم.

جنبش سبز یعنی جنبش مسالمت آمیز، یعنی رد مبارزه قهرآمیز. یعنی جنبش مردمی که نمی خواهند مسلح شوند حتی علیه این نظام.
من جنبشی که رهبرانش، هوادارانش و آنهایی که فکر می کنند در کنارش هستند، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را با روش مسالمت آمیز امکان پذیر می داند، را رهرو راه خطا میدانم. (اینجا ایستاده ام).
شما از جمله کسانی هستید که بخوبی می دانید سرنگونی این نظام با من بمیرم، تو بمیری و تظاهراتی که از چتر حفاظتی برخوردار نباشد، امکان پذیر نیست. دفاع ازچنین جنبشی یعنی به قربانگاه فرستادن جوانانی که شما می گویید در کنارشان هستید. ( من اینجا ایستاده ام).
جوانی که به صحنه آمده ولی مدافع مسلح ندارد، تنها "شهیدی" خواهد شد که شما بتوانید برایش شب هفت و چهل بگیرید. اگر امیرپرویز پویان آمد و راه گشود و "شهید" شد، نه بخاطر این بود که جان فدای آرمان کرد، بلکه چون پیامبری بود که پیامش راهگشا بود (از بنیانگذاران مجاهدین اسم نمی برم که دوباره آنها مرغ عروسی و عزا نشوند).
می گویید کنار این جوانان هستید؟ (شما اینجا ایستاده اید).
می پرسم این جوانان وقتی مورد هجوم اراذل قرار گرفتند چه باید بکنند؟ رهبرش کیست؟ سازمانده او کیست؟ گام بعدی او چیست؟ خفاگاه او کجاست؟ چه آموزشی دیده است؟ آخر به چه دردی می خورد که ما در این خارج از کشور بنشینیم و برای جوانی که رهبرش موسوی است هورا بکشیم، فقط بخاطر اینکه آن جوان گفته مرگ بر دیکتاتور؟ وقتی می دانیم  که پس از کشته شدن آن جوان، موسوی و کروبی و ... هیچ غلطی نخواهند کرد؟ از سوی دیگر، وقتی آن جوان از زندان بیرون امد چه باید بکند؟ سمبل مبارزه و مقاومت او کیست؟ چرا؟
آیا این جنبش (سبز، و یا هر رنگی از این رنگین کمان) مستقل از اپوزیسیون سرنگونی طلب است؟ اگر آری، چرا؟ اگر نه و در رابطه است، چه رابطه ای وجود دارد؟ ما در این رابطه کجا ایستاده ایم؟
من از شما پوزش می خواهم، ولی این مقوله محتاج به بحث موشکافانه تری است، و در حد یک انتقاد دندان شکن جوابگو نخواهد بود. من از شما و دیگر کاربران (سرنگونی طلب) خواهش می کنم، مطلبی منطقی، مستند و با استفاده از موارد مختلف تاریخی، ایدئولوژیکی و تجربی، بنویسید، تا هم راهگشا باشد، و هم مورد استفاده همگان. 
انتقاد من به اسماعیل وفا یغمایی هم همین است که موضوعی را بدون بازکردن انداخته وسط، بی آنکه خودش موضوع را تحلیل کند.

فکر کنم بیشتر از کوپنم نظر داده ام، و به اندازه کافی "کجا ایستاده ام" خود را توضیح داده ام.
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: هموطن]  [  ]  
آقای ناظر عزیز سلام
در یکی از نظراتم نوشته بودم که شاید بهتر باشد که بپرسیم: کجا باید بایستیم.
در صداقت هر کدام از مقاله نویسان و یا نظر دهندگان شکی نیست اما اگر در رابطه با موج بوجود آمده جای ایستادن را به غلط ارزیابی کنیم باز هم برای چندین سال رکود جنبش را مشاهده خواهیم کرد.
به نظر من اگر به اصل تضاد معتقد باشیم, میتوان از فضای ایجاد شده در هیئت حاکمه بهره برداری نمود, به همان گونه که مردم ایران با درک صحیح از شرایط, موسوی ـ کروبی را بهانه ایی کردند برای بیان نارضایتی خود.
آقای یغمایی بحق سئوال بجایی را پرسیده اند و چپ و راست زدنها و بازی با کلماتی چون زیر پایت شل است و فقط سیاه و سفید دیدن ما را به جای درستی رهنمون نخواهد کرد.

  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: صادق]  [  ]  
آقای شفایی عزیز، من از زدن برچسب استقبال می کنم. به شرطی که برچسب شما، محتوای سیاسی مرا نشانه برود، چه اشکالی دارد؟ از ادبیات من نرنجید و به محتوای حرف من توجه کنید. مایل هستید که بدانید من کجا ایستاده ام؟ هر جا ایستاده باشم جایی که اهالی فراهان ایستاده اند نیست؛ که در کامنت مربوط به نوشته خانم اقبال نوشت "خوب جایی ایستاده ایم"، چون برای ایستادن در یک چنین جایی باید اسفند هم با خود برد و دود کرد، تا بدخواهان چشم اش نزنند. من با اجازه شما این جمله طلایی را این طوری تکمیل می کنم، خوب جایی ایستاده ایم چون که کاری به جنبش داخل نداریم و با شعارهای سی سال قبل مان خوشیم. خوب جایی ایستاده ایم و به مچ گیری از جنبش داخل کشورو رهبران آن مشغولیم. خوب جایی ایستاده ایم و برای پایان یافتن این جنبش بی خاصیت لحظه شماری می کنیم تا بار دیگر دور به دست تیر وتیرکشی در خیابان ها بیفتد. جعبه رنگ مبارزه مابه جز رنگ سرخ، هیچ رنگ دیگری ندارد. ...
آقای شفایی عزیز. سخن من تلخ است اما باور کنید بسیاری از ما به طور وحشتناکی از اوشاع روز کشور عقبیم. جنبش را مشتی جوان و نوجوان با شیوه های نوین وابتکاری به پیش می برند که ما اصلا آن ها را نمی فهمیم. با زبان سیاسی شان بیگانه ایم. باور کنید باور کنید که یک فاصله سی ساله با مردم ایران داریم. برای بسیاری ازما بهترین کار همین است که آقای خرسندی گفته (و البته من هم دو سه هفته قبل خیرخواهانه به آقای مصداقی گفتم ) که بهتر است با این همه بیگانگی، اقلا سکوت کنیم و کاری به کار این جنبش نداشته باشیم.
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: عاطفه اقبال]  [  ]  

آقای ناظر باسلام و با تشکر از اینکه بحث هایتان را خلاصه کرده و پاسخ را از میان آنها بیرون کشیدید. ولی باز هم می بینم که وارد بحث های ارتش آزادیبخش، مجاهدین، اشرف و ... شده اید که مربوط به این بحث نمی باشد. و نمیدانم چرا هر بحثی که پیش می آید پای مجاهدین مثل مرغ عزا و عروسی بسرعت به میان کشیده می شود. اینکه استراتژی ارتش آزادیبخش را قبول دارید یا نه به خودتان بر میگردد و شاید در بحثی در رابطه با ارتش آزادیبخش محلی از اعراب داشته باشد ولی بحث کنونی بحث جنبش داخل مردم ایران است که از خرداد امسال - 88 - بعد از انتخابات آغاز شد و تا به امروز تحولات زیادی داشته است. از طرفی سئوال این نیست که مجاهدین در رابطه با این جنبش در کجا ایستاده اند. سئوال از ما وشما به عنوان فرد است. از من پاسخ خواسته اید. من پاسخم را در رابطه با این بحث خیلی واضح و مشخص در نوشته ام - کجا ایستاده ایم یا کجاایستاده ای - داده ام. در یک کلام اینکه من این جنبش را عمیقا مردمی می دانم و جای خودم را در کنار این جوانها می بینم. در پیوند آرزوها و شعارهای این نسل به آرزوها و شعارهای نسل خودم. و معتقدم که تنها در این پیوند است که این جنبش پیروز خواهد شد. در رابطه با این مسئله در نوشته ام توضیح داده ام و نیازی به تکرار نمی بینم. با احترام عاطفه اقبال

 
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: علی ناظر]  [  ]  

خانم اقبال عزیز با سلام

فکر کنم کمی عجله کرده و مطالبی را که به آن اشاره کرده ام را سریع مطالعه کرده و در نتیجه برخی از نکات کلیدی در باره "کجا ایستاده" بودن را به روشنی مورد تفقد قرار نداده اید.

تیتروار می نویسم که کجا ایستاده ام، و امیدوارم پس از توجه به این سرفصل ها شما و دیگر کاربران هم بنویسید که در ارتباط با این موارد کجا ایستاده اید، و یا اینکه هنوز به تصمیمی نرسیده اید - این خود، مکانی را که ما ایستاده ایم را مشخص می کند:

خلاصه 4 بخش اصولی کیست؟

اصل مبارزه قهرآمیز برای سرنگونی هنوز پا برجاست؛

مجاهدین خلق - آنها را فرزندان ایران می دانم که باید مورد حمایت قرار بگیرند؛

لیست تروریستی - آمریکا باید آنها را حذف کند؛

رهبر عقیدتی - رد می کنم؛

استراتژی ارتش ازادیبخش - رد می کنم؛

ماندن در اشرف - اگر به سرنگونی نظام در کوتاه مدت یاری می رساند، باید بمانند، در غیر اینصورت باید به آمریکا و همسویانش فشار آورد که در هر جای دنیا که آنها می خواهند بروند؛

خلاصه 3 بخش دیدگاه سوم

دفاع از این جنبش، وقتیکه

رهبرش معلوم نیست

سازمانیافته نیست

چتر حفاظتی مسلح وجود ندارد

غلط بوده، و جنبش حتما سرکوب می شود و به انحراف کشیده می شود.

موسوی و کروبی همقطاران رفسنجانی و خامنه ای هستند؛

آنچه که پیش آمده (جنبش خرداد 88) با هدفی مشخص تهییج شد، و با هدفی مشخص سرکوب شد.

هدف - همسویی نظام جمهوری اسلامی با جهانخواران در چپاول هر چه بیشتر منافع مردم خاورمیانه - یکی بعنوان سهامدار کبیر، و دیگری به عنوان سهامدار جزء

نکات بالا خلاصه شده حدود 100 صفحه تحلیل مستند و پژوهشی است (البته می توان غلط باشد).

 

خوب، من در ارتباط با این موارد در اینجا ایستاده ام. بدون حاشیه رفتن و جدل، و با استفاده از همین تیتر ها بنویسید که شما کجا ایستاده اید. تا مشخص و شفاف ننویسید (خانم اقبال و یا هر کاربر دیگری)، انتقاد شما از من، یا هر کس دیگری موجه نیست و از اساس متزلزل است

با سپاس و پوزش از دوستان که این نظر طولانی شد.

علی ناظر
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: عاطفه اقبال]  [  ]  

آقای ناظر ، بحثهایی که شما در گذشته مطرح کرده اید و لینکش را در بالا گذاشت اید، به هیچ وجه در رابطه با این بحث مشخص یعنی کجا ایستاده ایم نیست. شما نظراتی را در آنزمان در رابطه با اشرف و غیره مطرح کرده اید که خیلی های دیگر هم از مواضع مختلف در اینرابطه نوشته اند موضوع بحث کجا ایستادن در رابطه با اشرف و اوضاع منطقه و غیره نیست. در رابطه با جنبشی است که در حال حاضر در ایران جریان دارد. من اتفاقا فکر میکنم که آقای یغمایی در نوشته اش جای خودش را مشخص کرده است. من نیز در پاسخم جایم را مشخص کرده ام. اکثر کسانی که در سایت شما و در وبلاگ من نیز نظر داده اند در این رابطه جایشان را تعیین کرده اند. به نظر من بهتر است که هر کس به این سئوال مشخص پاسخ دهد که در رابطه با جنبشی که در حال حاضر در ایران جریان دارد و بعضی ها آنرا سبز و نارنجی و زرد و سرخ می نامند کجا ایستاده اند و چه موضع مشخصی دارید. کارمان نباشد که فلان سازمان و فلان جریان کجا ایستاده است! که هر سازمان و جریان با اطلاعیه و موضع گیری های خودش جایش را مشخص کرده است. ولی ما به صفت فردی اگر مستقل هستیم کجا ایستاده ایم. این بحثی است که به نظر من در موقعیت فعلی راهگشا است گرچه چند نفری نیز سعی کردند و سعی خواهند کرد که بنا به سنت همیشگی شان بحث را به بیراهه ببرند و نام این و آن را به میان بکشند. ولی کسانی که به این بحث پاسخ می دهند نشان از جدیتشان در این صحنه دارد. موفق باشید

 
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: جواد شفايي]  [  ]  
جناب صادق صحبت هاي شما چه ربطي دارد به سؤال اقاي ناظر.شما لطف كنيد ودو كلمه هم از خودتان بگوئيد كه در كجاى اين ميدان نبردعليه استبداد حاكم بر ميهنمان قرار داريد?بحث هاي قبلي شما را هم من دنبال كردم جز سيخ سنبه چيزي ديگر مشاهده نمي شود.من ب شما هيچ بر چسبي نمي زنم ولي خودت بگو كجا ايستاده ايي?   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.