شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نبرد ملت ایران با رژیم
نبرد اخلاق با ضد اخلاق است

یادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

« فردای دستگیری، یک مأمور می آید و  مهدی و یک پسر دیگر  را با کتک بیرون می برد. جلوی بقیه زندانیان فریاد می زده:«همتونو مثل اینا می بریم  و می...نیم!» مهدی صدای یک مرد دیگر را شنیده که گفته: « ببرید حامله شون کنید این  بچه قرتیا رو!» مهدی را به اتاقکی بردند که در فقره اول، مورد تجاوز یک مأمور قوی  هیکل قرار گرفته و در حین تجاوز، از هوش رفته. بعد دوباره و دوباره. در همان روز،  بیشتر از چهار مرتبه او را مورد تجاوز قرار داده بودند و خونریزی او، چنان شدید  بوده که به سلول فلزی و داغی منتقلش می کنند که کوچکتر بوده و به غیر از «مهدی»، سه  چهار پسر جوان دیگر با جراحتهای شبیه به او در آن زندانی بوده اند. مهدی گفته «کف  سلول پر از خون و پر از مگس و بوی تعفن بوده! و یکی از بچه ها انگاری از دیشب مرده  بود و مأمورها نفهمیده بودند.» [1]

این بخشی از گزارشی است که از قول یک جوان هیجده ساله دستگیر شده و مورد تجاوز قرار گرفته در زندان های نظام اسلامی منتشر شده است.

 «امشب هم به محوطه اون بخش رفتیم تعداد 4 برابر شب گذشته بود ! بیش از 100 نفر !! . به ما ( بخش خانمها ) تعداد 23 جنازه بی نام و نشان را تحویل دادند . تعداد ریش و  پشمیا ( لباس شخصی ها ) 3 یا 4 برابر شب قبل شده بود . ورودیهای بهشت زهرا مامور  گذاشته بودند و تمام رفت و آمدهای احتمالی کنترل میشد . شروع به کار کردیم ولی  اعلام کردیم که اینها برای قبل از ساعت 5 حاضر نمیشن که رئیسشون که جای مهر روی  پیشونیشون بود وارد بخش ما شد که با اعتراض ما روبرو شد ( چون ورود مرد ممنوع بود  ) که ایشون در جواب گفت اینا همه یک مشت فاحشه . قاتل و وطن فروش بودند . گفت از مردا  سریع کمک بیارین اینجا ! ولی اونجا هم ( بخش مردها ) کلی جنازه داشتند . به هر حال  3 نفر از اونا هم واسه اولین بار وارد بخش زنها شدن ! و شروع به کمک ما کردند  . صحنه ای که من رو آزار می داد جسدهای یخ زده دخترانی بودند که علاوه بر آثار شکستگی  فک و شکاف—– . خونی بود که از آلات تناسلی و مقعد آنها لخته بسته بود  .(»[2]

این نیز گزارش دیگری بود از قول فرزند خانمی که در بهشت زهرا به کار شستشوی جنازه ی مردگان اشتغال دارد.

می توان صدها صفحه در سرزنش خشونت و جنایت نظریه پردازی کرد ونیز می توان لحظه ای در خلوت خود به این دو مورد در کنار صدها مورد دیگر اندیشید. از آن چه حاصل می شود؟ چه احساسی به ما دست می دهد؟

 جنبش اعتراضی مردم ایران در فردای 22 خرداد 1388 سبب شد که هر آنچه در طول سه دهه برای بخشی از جامعه و یا جهانیان در پشت پرده های رژیم پنهان بود به عریان ترین طریق ممکن آشکار شود. سران حاکمیت، در وحشت از نتایج قیام مردم همه ی تعارف ها و پنهان کاری ها را کنار گذاشته و با صراحت ماهیت خویش را فاش ساختند. جمع کنونی حاکم برقدرت، متشکل از سپاه، ولایت فقیه و بازاریان، اینک که می بیند رذالت و جنایت از سراپایش بالا می رود دیگر ابایی ندارد که هر آنچه از دروغ و انکار و تحریف است را به مخاطبانش تحویل دهد.

در چنین شرایطی، پاسداران کودتاچی می خواهند با بهره بری از پست ترین رفتارها، رذیلانه ترین روش ها، حقیرترین حرف ها و بی رحمانه ترین ابزارها برای حکومت بی ریشه  و نامشروع خود آینده ای دست و پا کنند. از بریدن سر جوانان زندانی و تجاوز و قتل و دفن مخفیانه ی آنها گرفته تا کشتار در زندان و تهدید و دستگیری و دروغ پردازی و در یک کلام، هر چه در قوه ی تصور مشتی عنصر ضد اجتماعی رذالت پیشه و جنایت کار است را به کار گرفته اند تا شاید راهی برای نجات خود بیابند.

روانکاوان براین باورند که خشونت بیش از حد بیانگر جدی بودن ترس خشونتگر است. ترس پاسدار-بازاری-آخوندهای حاکم دیگر از این نیست که تغییراتی در ساختار حکومت پدید آید، این ترس مربوط به نگرانی های رژیم در دوران خاتمی بود، در بهترین حالت، این نگرانی تا قبل از انتخابات اخیر معنی می داشت؛ اما در پی جنبش اعتراضی مردم تمامی معادله به هم ریخت و به گونه ای دیگر شد. ترس فعلی حاکمان، پس از جنایت و کشتار علنی و بی پرده ای که به راه انداختند و جسدها را در سردخانه ی صنعتی نگاه داشتند و شبانه پیکر دختران مورد تجاوز قرار گرفته را در اسید فرو بردند یا به آتش کشیدند و دفن کردند، چیز دیگری است: این ترس اینک فقط درمورد حفظ جان پلید خود و خانواده هایشان است. زیرا نیک می دانند که این جنایت بی فرجامی سخت نخواهند ماند. فرجامی به راستی در خور آنچه کردند.

پاسداران قاتل کنونی البته همان کسانی هستند که نظام را از درون خود فرو خواهند پاشید و این جای خوشبختی دارد. زیرا برای چندمین بار برای مردم ثابت شد که در درون این نظام هیچ مکانیزمی جهت مهار درنده خویی و جنایت پیشگی نهادینه و برنامه ریزی شده و فکر شده ی آن وجود ندارد. قتل ها و جنایت های فجیع این دو ماه اخیر آخرین میخ ها بر تابوت گفتمان مبارزه مسالمت آمیز و "شوخی" های دیگری از این دست بود. گفتمان «غیر خشونت آمیز» فقط گلوی جوانان آزادیخواه را برهنه می کند تا تیغ پاسداران آن را بدرد. اینک بدیهی شده است که افرادی را که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای مقابله با مردم به خیابان ها می فرستد به سان کسانی که به آنها دستور می دهند، مشتی متجاوز و قاتل و شکنجه گر هستند. وکیست که به دور از هر گونه محاسبه سیاسی و به طور صرف با تکیه بر بدیهیات وجود بشری خویش  نداند با این جماعت چگونه و به چه زبانی باید سخن گفت؟

مردم ایران، بدون کمترین امید کاذبی به ناجیان خیالی در درون و بیرون، بدون گوش فرادان به سفارش کنندگان این یا آن روش و تاکتیک "مخملین"، می روند تا دوره ی شوک ناشی از سرکوب خونین را، که کوتاه هم خواهد بود، از سربگذرانند و این بار با روحیه ای دیگر به خیابان بیایند. تظاهرات امروز هشتم شهریور در غرب تهران خود نمونه ای از است از آغاز بازگشت مردم به صحنه اعتراضات، علیرغم جو سرکوب و وحشت[3]. برای توده های مردم مسجل شد ه است که این دمل چرکین جنایت سالاری از پیکره ی تاریخی ما باید به گونه ای قاطع بریده شود. این غده ی سرطانی درمان شیمیایی ندارد، مسکن نمی طلبد، جراحی می خواهد. تعویض قاضی مرتضوی نیست که جنایت را پایان می دهد، تعویض هدفمند نظام تولیدگر قاضی مرتضوی هاست که ختم جنایت محسوب می شود. بیایید موضوع جنبش اعتراضی مردم ایران را این بار نیز مثل همیشه در دریایی از زیاده گویی ها و فرعی کار ی های سیاسی غرق نکنیم. به اصالت این جنبش باور داشته باشیم، به اصالت غیر سیاسی بودن آن.

من خود نیز در این مدت بسیار در باره ی وجوه سیاسی این حرکت نوشتم و گفتم، اما قدری تعمق در جوهره ی حرکت، در ورای موضوعات ظاهری و شکل آن، هر مشاهده گری را به سوی این باور ره می برد که ماهیت جنبش مردم ایران، در فردای تقلب انتخاباتی، سیاسی نبود و نیست؛ رای و انتخابات و امثال آن تنها در ظاهر و بهانه بود، لیکن جوهره ی ناگفته، اما هرچه بیشتر پیدای جنبش، چیز دیگری است. شدت خشونت و اشکال وحشیانه و غیرقابل تصور برخورد رژیم و عواملش با معترضین – که دو نمونه ی آن در ابتدای این نوشتار آمد- به خوبی این نکته را آشکار ساخت که نبرد مردم ما با رژیم کنونی، نبرد اخلاق با ضد اخلاق است. نبرد شرافت با رذالت است، نبرد کرامت با پستی است، نبرد انسانیت و مادون حیوانیت است. در یک کلام، نبرد بخش انسان گرای تاریخ چند هزار ساله ی یک ملت است با بخش ضد انسانی آن که ریشه در مذهب، نابرابری واستبداد دارد.

به همین دلیل نیز سیاسی دانستن یک نبرد اخلاقی چندان کاربردی ندارد، ما این نبرد را با فرمول های کلیشه ای و نازای سیاسی همیشگی خود برنده نخواهیم شد، به ماهیت نوین، اجتماعی، اخلاقی و انسانی این حرکت توجه کنیم. ما این این جنگ را فقط با تکیه بر ارزش های اخلاقی خود برنده می شویم، نه با امید به این یا آن اتحاد سیاسی ناموجود و یا ناممکن. بسیج توده های مردم ایران با این یا آن گفتمان سیاسی چپ یا راست یا ملی گرا ناشدنی است، نه به دلیل غلط بودن ذاتی این گفتمان ها، بلکه به این خاطر  که ماهیت نبردی که توده ها را به آن دعوت می کنیم، در این مقطع، سیاسی نیست، اخلاقی است. این نبرد، کسانی را نمی طلبد که تحلیل پیچیده ای از اوضاع و صف بندی های سیاسی داشته باشند، این یا آن پرچم را به دست گیرند، این یا آن شعار را سردهند؛ مبارزان راستین و پایدار این نبرد افرادی هستند که قبل از هرچیز می خواهند از کرامت انسانی خود دفاع کنند، آنان هستند که این نبرد را به سرانجامی خواهند رساند.

بیایید در فعالیت های خود این وجه اخلاقی مبارزه را مورد توجه، تاکید و توضیح قرار دهیم تا هرایرانی دریابد که هر ساعت و هر دقیقه از بقای این رژیم اهانتی است به شرافت انسانی تک تک ما.

یادداشت‌های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

 

 

کورش عرفانی                                          korosherfani@yahoo.com

 

 

**

www.korosherfani.com

8 شهریور 1388

 



[1]http://entekhabat88.wordpress.com/2009/08/12/jenayat3/

[2]http://www.ciirang.com/showthread.php?p=98998#post98998

[3] http://www.iranpressnews.com/source/064765.htm

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.