شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

الزایمر سیاسی

علی ناظر

الزایمر شکلی از بیماری اعصاب است که در مرور زمان بیمار را دچار فراموشی می کند – هنوز هم مداوای سودمندی برای آن کشف نشده است. گویی کروبی، موسوی، وشاید هم رفسنجانی، دچار این بیماری شده باشند، البته از نوع سیاسی آن. شاید هم فکر می کنند که مردم حافظه تاریخی شان را از دست داده اند.

خیلی از دست اندرکاران پیشین نظام جمهوری اسلامی از آنچه بر زندانیان سیاسی مشارکتی و مجاهدین انقلاب اسلامی و ... می گذرد به صدا درآمده و شروع کرده اند به نوشتن شکایت نامه. البته نامه ها به مراجع ذیصلاح بین المللی ارسال نمی شوند، بلکه خطاب به رئیس الرؤسا، جناب رفسنجانی است که همیشه در نقش ناجی نظام کارکرد داشته است.

اینکه اراذل و اوباش واقعی در حال افشای یکدیگرند جای خوشحالی است؛ چرا که "ز هر طرف رود به ضد اسلام" است. اگر رفسنجانی به نفع جناح شکست خورده موضع بگیرد، به نفع مردم است. اگر به نفع خامنه ای موضع بگیرد، باز هم به نفع مردم است. اگر کروبی از تجاوز زندانیان سیاسی پرده بر دارد، به نفع مردم است، و اگر مانند محسن رضایی که می خواست رئیس جمهور ایران شود، خفقان بگیرد، بازهم به نفع مردم و به ضرر اسلام است. تأکید می کنم، به ضرر اسلام است، و نه به ضرر جمهوری اسلامی.

هرچه این اراذل و اوباش، خودشان را بیشتر لو بدهند، مردم فاصله بیشتری از اسلام خواهند گرفت. و همین واقعیت باعث شده که خیلی ها هراسان شده و به دست و پا بیفتند. حتی آنهایی که هیچ رابطه ای با این ارذل جنایتکار ندارند، ولی اسلام را در خطر می بینند، به دنبال چاره چویی و راهکاری هستند که اگر این نظام رفت، اسلام از دست نرود.

البته باید به این واقعیت هم توجه شود که انسانها جایزالخطا هستند، و این امکان وجود دارد که این جانیان بالفطر، فی الواقع به جنایات رژیم جمهوری اسلامی، که خود روزی مبشر آن بودند، واقف شده و می خواهند توبه کنند.

پاسخ به این توابین مصلحت جو، در چند جمله خلاصه می شود:

  • توبه شما قبول می شود، اگر فریاد بزنید "مرگ بر خمینی که باعث و بانی و مبشر جنایت بود". تا کروبی و رفسنجانی و تمام آنها که در زندان هستند، و تمام آنهایی که از رژیم بریده و فعلا در خارج زندگی می کنند، به بانی و مبشر این جنایات - خمینی، علنا پشت نکنند و خمینی را مقصر اصلی نشناسند، هیچ "غلط کردمی"، در هیچ شکل و شمایلی برای من ( بعنوان یک نفر از 70 میلیون)، پذیرفتنی نیست.
  • تنها پس از این استغفار است، که بعنوان یک نفر ایرانی، به آنها می گویم شاید دادگاه مردمی از تقصیرات تو بگذرد، اما من (و شاید همه مردم ستمدیده ایران)  تقصیرات شمایان را تا سالها فراموش نخواهند کرد. جنایت 30 ساله آمران و عاملان و قانونگزاران شاید بخشیده شود، اما فراموش نخواهد شد.

من، بریدن اینان از نظام را عافیت طلبی ارزیابی می کنم، و نه بازتابی از درک آنها از حقوق بشر، مگر به زبان اشهدشان بگویند "مرگ بر خمینی".

علی ناظر – 23 مرداد 1388

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 19 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
اقای علی ناظر با درود: واقعا که حرف دل ما را زدید ونکته بسیار زیبا ودرستی را مطرح کردید وقتی که نوشتید: نمی توان از جدایی دین از دولت دفاع کرد ولی در عمل به جمهوری اسلامی ( یا هر گویشی از ان) تمایل داشت. اقای ناظرعزیز: من همیشه در کامنت هایم سعی کرده ام که این گفته شما را البته به طریق دیگری به ان دسته از رسانه ها وسایت هائی که خودرا در خط اپوزیسیون رژیم می دانند و از جدایی دین از دولت دفاع میکنند اما در عمل تمایل به جناحی از رژیم دارند برسانم. برای مثال سایت هائی هستند که خود را چپ و اپوزیسیون رژیم میدانند و مرتب مجاهدین را بخاطرباور های دینی شان و تفکرات راست شان می کوبند اما از طرف دیگر از صبح تا شام عوامل و مزدوران رژیم از نویسنده گرفته تا فیلم ساز و اواز خوان و ورزشکار که اتفاقا همه شان هم خیلی مذهبی تر وخرافی تر و راست تر از مجاهدین هستند و ازلحاظ عملکرد های ضد مردمی هم اگر مجاهدین اشتباه کرده اند اما انها اگاهانه سالهاست که با فاشیسم مذهبی همکاری میکنند خبر و مطلب درج میکنند و این افراد مزدورو فرصت طلب را به عنوان نویسنده مردمی! ویا هنرمند و فیلم ساز و یا اواز خوان مبارز! و ورزشکار ملی! بخورد خوانندگان خود می دهند. ایا این فریبکاری نیست؟. و نباید عملکرد فرصت طلبانه مسئولین مردم فریب این سایت ها را افشا کرد؟. ای کاش اقایانی امثال اقای حمید که مرتب از عملکرد های اقای ناظر و مسئولین سایت مترقی دیدگاه که سالهاست هدف شان جزاتحاد تمام نیروهای سرنگون طلب از مجاهد ین گرفته تا چپ ها و کمونیست ها و ملی گرایان برای سرنگونی رژیم منفور اسلامی با تمام باند ها و دسته ها نیست انتقاد میکنند کمی هم از این انتقاد ها نثار مسئولین فرصت طلب ان سایتی که قبلا کاربرش بودند میکردند!.
  

[تاریخ ارسال: 19 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: فرزين خوشچين]  [  ]  
با درودی دوباره بر شما آقای علی ناظر گرامی!
شما روی نکتۀ روشن و جالبی انگشت گذارده ايد:«به باور من، نمی توان از جدایی دین از دولت دفاع کرد، ولی در عمل به جمهوری اسلامی (یا هر گویشی از آن) تمایل داشت. نمی توان خواستار سرنگون نظام ولایت فقیه شد، اما هنوز به فتوای سیاسی تن داد».
در کوتاه سخن، ما خواهان سرنگونی بی قيد و شرط رژيم جمهوری اسلامی هستيم و اين نظام را توهين به شخصيت خودمان می دانيم. يعنی ما خودمان را آدم حساب می کنيم، آدمی، که شايستۀ احترام و همۀ حقوق انسانی است. ما اين نظام را ننگ خودمان می دانيم و سر سوزنی هم خيال سازش با آنرا نداريم. دل به هيچکدام از جناح های آن نمی بنديم و به همۀ دست اندرکاران نظام می گوييم:بند و بساطتان را جمع کنيد و گورتان را از کشور ما گم کنيد».
ما مانند توده ای ها به دنبال سايۀ اين و آن جناح حکومتی نيستيم و خواهان سرنگونی بی قيد و شرط کليت نظام جمهوری اسلامی، و برپايی حکومت دمکراتيک غير دينی مردم ايران هستيم.
اگر همه نيروهايمان را در اين نقطه متمرکز کنيم، به اين هدف خواهيم رسيد.
من واقعا خواهان اين هدف هستم.
  

[تاریخ ارسال: 18 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: فرزين خوشچين]  [  ]  

پيش از هرچيز به شما آقای علی ناظر و دوستانتان، که دوباره سايت را راه اندازی کرده ايد، درود می فرستم. بسته شدن هر سايت و رسانه ای، که درگير مبارزه با رژيم جمهوری اسلامی می باشد، ضربه ای بر پيکر دمکراسی است. گذشته از همۀ اختلاف نظرهای ما، سايت ديدگاه محل بسيار خوبی برای تمرين دمکراسی است.اما جو سياسی امروز بسيار شتابان تر شده است. و همانگونه، که خودتان نيز می دانيد، روند رويدادها چنان سرعتی دارد، که وقت و حوصلۀ همۀ خوانندگان برای خواندن همۀ مطالب کافی نيست. از همين روی، سخن خودم را کوتاه عرض می کنم: جملۀ شما در همين نوشتار بالا:«توبه شما قبول می شود، اگر فریاد بزنید "مرگ بر خمینی که باعث و بانی و مبشر جنایت بود"، گرچه سمت و سوی ديدگاه انسانی شما را به نمايش می گذارد، در يک نکتۀ باريک، کمی ناروشن است؛ در اين نکته، که گرچه خمينی آغازگر و بنيانگذار جمهوری اسلامی بود، مسالۀ مردم ما-شايد بهتر باشد فقط از سوی خودم سخن بگويم، تا کسی فکر نکند، که دچار توهمی شده ام-، مسالۀ من-بازهم می ترسم همين «من» نيز به توهم ديگری دامن بزند- فقط اين نيست، که خمينی که بود و چه می گفت، بلکه مساله اين است، که او حامل چه انديشه ای بود. مسلما، ما به دنبال کشتار و اعدام و ... نيستيم، اما، موضوع اصلی و آن نکتۀ باريک اين است، که ما با انديشۀ خمينی، با انديشۀ نظام ولايت فقيه، با انديشۀ دخالت مذهب در حکومت، مخالفت کنيم و زمان را دريابيم. امروز ايران همان دوران مبارزه با کليسا را، که اروپا شاهدش بود، می خواهد تجربه کند. تا اين بختک از روی سرزمين ما برداشته نشود، هيچ خوشی و خوشبختی يی در کار نخواهد بود. حضور اين بختک تنها بصورت فيزيکی نيست، بلکه حضورش در انديشه و روان اجتماعی مردم ما بوده است، که به چنين فاجعه ای ختم شده است. بنا بر اين، از شما خواهش می کنم، نقد بر اين انديشه را بيشتر به پيش ببريد. بايد امروز هرچه بيشتر و در گستردگی بيشتر، به مسائل روشنگری، سکولاريسم، دمکراسی و آزادانديشی تکيه کنيم. متاسفانه در اين زمينه کمترين کار را انجام داده ايم. و از همين روی است، که رژيم جمهوری اسلامی همۀ توان خودش را به کار انداخته و موفق شده است بخشی از مردم را به سوی خودش جذب کند. بنده اين رزم را «سربازگيری ايدئولوژيک» و آماده شدن دو سپاه برای برخورد نهايی ارزيابی می کنم. رژيم را بايد در همۀ عرصه های ايدئولوژيکش بکوبيم و نگذاريم به فريب تودۀ مردم بپردازد. افشاگری بی امان و نشان دادن سرچشمۀ پليدی، که خمينی از آن به بيرون آکنده می شود، يکی از بزرگترين کارزارهای ماست. در ضمن، بايد عرض کنم، همۀ توان اپوزيسيون بايد به کار گرفته شود، تا اعضای مجاهدين به کشورهای امن اروپايی منتقل شوند. اما، با ايدۀ حکومت اسلامی مجاهدين و تعاريفش از اقتصاد و سياست توحيدی و ... مخالف هستم و آنرا در چارچوب سکولاريسم ارزيابی نمی کنم.

علی ناظر: جناب خوشچین با خوش آمد به شما، و به امید اینکه بتوان بحثی منطقی و فارغ از برخورد های میکرو که نه مساله از امروز، و نه از آینده حل می کند را با تمام کاربران دیدگاه، به پیش ببریم.

من با برخی از نکاتی که نوشته اید بسیار موافقم، و با اجازه روی همین نکات حرکت می کنم.

به نظر من "مرگ بر خمینی" یعنی مرگ بر اندیشه ای که انسان را به سوی باورمندی فردپرستی هدایت می کند. اولین نوشته در دیدگاه (تقریبا 10 سال پیش) بر این نکته تأکید داشت که دیدگاه با اندیشه ای که جامعه را محتاج "امام"، "رهبر عقیدتی"، و یا "پیشوا" بداند مخالف است؛ سعی من هم رد این فرهنگ، که قرنها و قرنها بر اندیشه و روش زندگی مردم کوچه و بازار، و اندیشه ورزان ما سایه انداخته است، می باشد.

اما برای رد هر اندیشه ای که چنین در فرهنگ ما ریشه دوانده است، باید راهکاری عملی توصیه کرد. برای پیشگیری از هر فریبی، پنهان شدن پشت هر پرچمی، و خلع سلاح فریبکاران از هر بهانه ای، باید پیشنهادی عملی روی میز گذاشت. "مرگ بر خمینی"، در زمانی که از دهان وابسته گان به جمهوری اسلامی بیرون بیاید، بی شک، بسیاری از فریبکاری ها را با مشکل روبرو می کند. "مرگ بر خمینی" اولین گام است. گام بعدی، دوری گزیدن و رد عملی همسویی دولتداری و دین است. به باور من، نمی توان از جدایی دین از دولت دفاع کرد، ولی در عمل به جمهوری اسلامی (یا هر گویشی از آن) تمایل داشت. نمی توان خواستار سرنگون نظام ولایت فقیه شد، اما هنوز به فتوای سیاسی تن داد.

 
  

[تاریخ ارسال: 18 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  

بادرود استاد خوبی نبودید و تنها نوشته های مرا بطور انتخابی درج کرده اید . این نشان میدهد که شما با من بطور صادقانه برخورد نکرده اید. اگر نمره قبولی به من دادید منهم یک ارزیابی ازشما دارم متاسفانه رفوزه شدید،

دیدگاه: همانطور که پیش از این نوشته شده بود، دیدگاه خود را ملزم به انتشار هر نظری نمی داند. فراموش نشود که "حمید" تا یکی دو روز پیش از سانسور نظراتش گله داشت، اما اگر به همین صفحه نگاه کنیم، تعداد نظرات ثبت شده از ایشان بیش از هر کس دیگری است.

در مورد رفوزگی - درس سوم در کلاس اکابر نظر نویسی

یکبار دیگر تکرار می کنم. موضوع نظر  با موضوع مقاله/خبر باید هماهنگی داشته باشد و نه اینکه از آن استفاده ابزاری شده و نقبی به صحرای کربلا زده شود، در غیر اینصورت متن نظر ثبت نمی شود. این نکته مهم و اساسی این سری درس های کلاس اکابر است که متاسفانه "حمید" آن را نادیده می گیرد.
  

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  

البته جناب ناظر من منتظرم که شما برای من در همین ستون درس اکابر بگذارید شاید من و دیگران هم از شما درس گرفتیم و توانستیم بگوییم که پرچم سرنگونی طلبی وهمه باهم راه حل خوبی است . امید است که کلاس اکابر خود را از همین جابرای من شروع کنید.

علی ناظر: همانطور که در زیر پیام قبلی به "حمید" قول داده بودم، با اجازه کاربران دیدگاه، کلاس اکابر  در روش نظر نویسی ر اآغاز می کنم.

درس اول کلاس اکابر:

1- می خواهیم نظرمان جنبه ای کلی داشته باشد. در اینصورت دیگر به شاهد مثال ها نمی پردازیم. مثلا می گوییم که کلیه نظام های وابسته به سرمایه داری، و یا کلیه نظام های مذهبی نمی توانند دموکرات باشند. در این حالت، منظور نویسنده می تواند هر کس، رجوی و رضا پهلوی و اوباما و مرکل و ... باشد. لزومی به مثال زدن هم نیست. این یک روش آکادمیک در برخورد با مباحث است.

2- می خواهیم فقط با آوردن چند شاهد مثال منظور خودمان رابیان کنیم. در اینصورت، خواسته دیدگاه روشن است، و پیش از این بر آن تأکید داشته ام.  نمونه ها و شاهد مثالها در باره نقض حقوق بشر، جنایت، و ستم بر مردم، باید متوجه رژیم جمهوری اسلامی باشد.

3- آنگونه باید نظر داد که کلیه موارد انصاف و عدالت رعایت شده باشد

 نمونه برای تفهیم درس اول  - روش غلط "حمید"  در نظر دادن:

در نظر های ثبت شده توسط حمید (که همیشه هم دم از سانسور می زنند)، آنجا که به کلیات مربوط می شود، "حمید" از رژیم نام می برند. آنجا که می خواهند ریز صحبت کنند، از رجوی و رضا پهلوی، نه یکبار بلکه چند بار نام می برند. دیگر اینکه، رجوی و رضا پهلوی برخلاف "حمید" از شناسنامه برخوردارند؛ حال آنکه "حمید" با اسم اول، یا با اسم مستعار دست به نقد زده، و موارد مخاطب ایشان، نمی توانند از همان ابزار "حمید" استفاده کرده، و گذشته "حمید" را به نقد بکشند. این البته هم ناعادلانه است، و هم غیر سیاسی.

بطور مثال، امکان اینکه مشخص شود الزایمر سیاسی خود "حمید" چه بوده است، برای کسی وجود ندارد. مثلا، می توان به علی ناظر در مدیریت دیدگاه انتقاد کرد (ایشان زیاد انتقاد دارند). یا در مورد همین درس اول هم انتقاد کرد. می توان در هر لحظه ای یقه علی را گرفت، چرا که از یک شناسنامه برخوردار است (بد و یا خوب مهم نیست). "حمید" را کسی نمی شناسد. آیا ایشان از جداشدگان از مجاهدین هستند؟ اگر این چنین است، آیا ایشان نباید به گذشته خود پرداخته و دچار الزایمر سیاسی نشوند. آیا ایشان از ریزشی های رژیم هستند؟ که گذشته شان بسی، بسی بدتر از شق اول است. و یا اینکه ایشان نه این هستند و نه آن، بلکه هموطنی هستند که درددلی و انتقادی دارند که می خواهند بیان کنند، که در اینصورت باید اول خودشان به این نکته بپردازند که در این 30 سال گذشته چه می کرده اند و تا چه حدی دچار الزایمر سیاسی (در همین سطح خودشان) دچار بوده اند. خطاهای خودشان در امر سرنگونی چه بوده است، و...؟

به نظر من، "حمید" نشان داده است که خوب می فهمد، چرا که در انتقاد از مجاهد و رضا پهلوی، سیستم سرمایه داری، و ...زیاد می نویسد. اگر این فرض درست است، پس حتما در 30 سال گذشته به حد کافی شعورسیاسی داشته است. پس خوب است که پیش از پرداختن به الزایمر سیاسی رجوی و رضا پهلوی، و ... علی ناظر، اول از الزایمرهای خود سخن بگوید. مثال یک سوزن به خودت، یک جوال دوز به دیگران را در نظر داشته باشیم.

نتیجه گیری: بجای پرداختن بیش از حد (تأکید می کنم بیش از حد) به رجوی و رضا پهلوی، و حتی "حمید"ها، که چه بوده و هستند، بهتر است به رژیم پرداخته شود. "حمید" به همین روش که کارهای مجاهدین و رضا پهلوی را موشکافی می کند، کارهای رژیم را موشکافی کند. در دیدگاه مطلب در باره رژیم بسیار منتشر شده است. "حمید" می تواند هر روز یکی دو تا از آنها را برای دوستان باز کند. می خواهد علیه فاشیسم مذهبی روشنگری کند، یکی دو تا از سران رژیم را به زیر ذره بین بیرد. می خواهد سیستم غیر دموکراتیک سرمایه داری سنتی را به زیر سوال ببرد، فساد های اقتصادی یکی دو تا از سران رژیم را افشا کند.

 صحبت بر سر این نیست که می خواهیم یکروزه و آنهم در روز بهاری انقلاب کنیم. بلکه اگر می خواهیم انقلاب کنیم، دشمن را از یاد نبریم. فراموش نکنیم، و دچار الزایمر عمدی نشویم. آنکه بر خر مراد سوار است، رژیم است. آنکه باعث و بانی اینهمه جنایت شده است، خمینی است، و امروز خامنه ای (متهمین ردیف اول دادگاه خلق).

جناب "حمید" اینهم مشق اول کلاس اکابر - لطفا آن را چند بار تمرین کنید

رسم دیدگاه: با رعایت انصاف، و بدون برداشتن چشم از دشمن، به هر کس می شود انتقاد کرد.اول رژیم.

به امید اینکه در همین درس اول رفوزه نشوید.
  

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
سلام جناب ناظر وخسته نباشید

بله من نظراتی هم در سایت روشنگری وهم در سایت شما داشته ام . متاسفانه مشگل شما در این است که میخواهید در واقع با یک حرف درست ویک حقیقت حقایق دیگری را بپوشانید. ای کاش روند جنبش های اجتماعی وانقلابات به همین سادگی بود ومیشد واقعیات منافع طبقاتی و وابستگی های طبقاتی ونهایتا کنار گذاشت و با شعار »همه با هم » و »همبستگی » وهمه تفنگها به سوی دشمن» در یک روز بهاری انقلاب کرد. ولی دقیقا تناقضات درون یک جامعه و روند تاریخی و نیروهای متفاوتی که در تاریخ ما وجود داشته است ا زمشروطه تا زمان پنجاه وهفت که باز هم همه فکر میکردند که باید این برود وبعد به مسائل یکدیگر پرداخت وصف ارتجاع و مردم را روشن نکرد و همه را زیر شعار »سرنگونی » گرد هم آ ورد . ولی با چنین دیدهایی خمینی میوه چین شد وآن بر سرمردم ایران آمد که آمد که نتایجش را میبنیم . بیش از نود در صد مردم ایران بقول خود رژیم جزو ندارها هستند و جمهوری اسلامی قبل از اسلامی بودن حامی سرمایه داری است و طبقه حاکم دلال بازار برای امیریالیستها وبازار آن میباشند. حال این نوددرصد طبقه ندار را نمیتوان با «دمکراسی »خواهی رضا پهلوی ویا با «اسلام دمکراتیک »رجوی که از هم اکنون خانم رجوی قول «حفظ منافع «آنها را میدهند تامین کرد وآزادی بدون عدالت اجتماعی و برعکس دروغی بیش نیست وبرای همین نمیتوان درکنار رضا پهلوی و رجوی نشست ویا کرواتی های دیگر که از هم اکنون به ضد مرد یعنی کشورهای غربی غارتگر قول حفظ منافع میدهند وباید دشمن و دوست مردم را روشن کرد وهرکس لباس وشعار دمکراسی را دکان خودش کرد دوست مردم نیست واین مرزها را باید توضیح داد ودقیقا چون کمتر کسی به این مساله میپردازد وباز هم با شعار همه با هم پرچم «سرنگونی»خواهی را بالا گرفتن تا دوباره این مردم ندار قربانی دهند ودیگران به نان وآب طبقاتی خود برسند دقیقا باید به این جریانها پرداخت وپرچم دروغین «سرنگونی خواهان » را از هم درید و دروغ گویی دمکراسی خواهی در چهارچوب سرمایه داری با حفظ منافع سرمایه داری جهانی را روشن کرد. این پرچم «سرنگونی خواهی » را شما پیش میکشید تا با یک حقیقت یعنی سرنگونی رژیم در واقع حقایق دیگر را پنهان کنید یااگاهانه یا نااگاهانه ودقیقا درهمین رابطه است که شما میخواهید آنرا چماق کنید که کسی حقیقت ماهیت این اپوزیسیون همه باهم سرنگونی خواه را معرفی نکند. درمورد سایت روشنگری هم زمانی که شماسانسور کردید من هم درا ین مورد گریزی به شما هم زده ام . بهر حال امید است که این سانسور نشود
  

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  

با سلامی دوباره جناب فراهانی امید داشتم که مرا به جای دیگر حواله نمیدادید که خوب مطمئنا برای من ودیگران قابل دسترسی میباشد و مطمئن باشید که خوانده شده است وگرنه به این مواضع گوناگون «رهبر انقلاب نوین» و«رهبر ایدئولژیک» انتقاد نمیکردم ولی ظاهرا این نتوانسته است قانع کننده باشد و «شاگردهای اکابری »نتوانسته اند بقول شما آنرا بفهمند وبرای همین بد نبود که شما چند خط این را برای من میفرمودید. این «شاعر مقاومت » سابق ،چون کسی دیگر از مجاهدین به او محل نمیگذارد واورا مانند جمهوری اسلامی در سایتهای وابسته به مجاهدین بخاطر چند نظر غیر رهبر ممنوع التصویر وممنوع الکلمه فرموده اند وحتی در سایت های وابسته به مجاهدین لینک وبلاگ اورا هم حذف کرده اند-البته مرا به یاد ممنوع التصویر شدن بعضی ها در جمهوری اسلامی میاندازد- ، و حتی به اوهم کسانی مانند شما حمله میکنند دیگر باری در نزد مجاهدین ندارد که کسی بخواهد در پشت او پنهان شود و من که حرف خودم را قبلا زده ام واحتیاج به این قایم موشک بازیها ندارم .ولی بجای مشاجره جناب فراهانی کوشش کنید که برای من کلاس اکابر سیاسی نرفته و هرچه خوانده نفهمیده از مواضع «هوشمندانه رهبری انقلاب نوین» چند کلمه ای توضیح بفرمایید. چون من خوانده ام و ایراداتی گرفتم به رهبر شما که شما را خوشایند نیست ولی استدلال نمیکنید بلکه مرا حواله میکنید به این جا وآنجا . ای کاش مشاجره نمیکردید و با فاکت استدلال میکردید . من نوشتم که سیاسیون ما د راپوزیسیون هم دچار الزایمر هستند از جمله مثالی از مواضع بسیار متناقض آقای رجوی را مثال زدم وچند فاکت متفاوت آورده ام . شما هم لطف کنید این تناقض ها را بجای مشاجره برای من همانگونه که من کوشش کردم در چند خط توضیح بدهم شما هم این کار را بکنید ودر چند خط هنر فهم خود را از سیاستهای رهبری اتان بفرمایید. تشکر

علی ناظر: جناب حمید، متن مقاله در باره رهبران نظام است. بد نیست چند خطی هم به آنها بپردازید. انتقاد از دوست خوب است، ولی از آنجا که سایت دیدگاه سایت سرنگونی طلبان است، بهتر است که بیشترتوجه نظرات شما رو به دشمن باشد. منظور از دشمن، جمهوری اسلامی و تمام سران آن است. خواهش می کنم به کلیه نظرات خود که تا بحال ثبت شده است دقیق تر شوید (و یا مثلا نظراتی که در سایت روشنگری ثبت کرده اید). تا بحال به رژیم و جنایات آمران و عاملان در جمهوری اسلامی نپرداخته اید. می دانم که از این جنایات آگاه هستید، ولی اگر مایل باشید، و از آنجا که شغلم معلمی است، حاضرم آن کلاس اکابری که می فرمایید را برای بیان جنایات این اراذل و اوباش جمهوری اسلامی تشکیل بدهم، تا نوک حمله بیشتر نظرات شما رو به رژیم جمهوری اسلامی بشود. 

امیدوارم که منظورم را به روشنی بیان کرده باشم.
  

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
حميد آقا، برای فهم مواضع رهبر مقاومت، لازم نيست من در صفحه نظرات ديدگاه برايت کلاس فشرده تقويتی بگذارم و يا اينکه جنابعالی پای منبر کسی برويد.کافيست تکانی به خودتان بدهيد،از منبر پائين بيائيد و سری به سايتهای مقاومت و سيمای آزادی بزنيد. تمامی اين موضگيری ها و دليل و علتشان توضيح داده شده است. در ضمن لازم نيست پشت سر شاعر مقاومت هم سنگر بگيری و از آن جا سنگپرانی کنی.باور کن اين روش هم ديگر دمده شده است.
در آخر هم تذکر بدهم که تمايلی به چت کردن با امثال جنابعالی را ندارم.
  

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
با سلام جناب آقای فراهانی

با تشکر از شما چون بسیاری در اپوزیسیون مواضع »رهبر »مقاومت شما را درک نمیکنند و نمیتوانند تا «نوک دماغ »خود را تشخیص دهند خواهش میکنم برای این افراد که تعدادشان هم زیاد نیست از جمله «شاعر مقاومت» سابق وشاید هم هنوز امروز -بستگی به شما ورهبرتان دارد- یعنی آقای وفایغمایی و حتی کسانی دیگر که هنوز هم علی رغم حمایت از مجاهدین «رهبر » شما را درک نمیکنند وبخاطر همین حتی «شاعر مقاومت » هم مثل بنده گلباران میشود لطف کرده و برای ما اکابر نرفته ها به پای منبر »رهبر نوین انقلاب » و»رهبر ایدئولژیک» توضیح دهید وبه یک یا دوجمله گلباران کردن ماقناعت نکنید. شاید ما هم فهم کردیم ؟
  

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
هر کس به اندازه دو کلاس اکابر هم از علم سياست خبر داشته باشد،معنی و مفهوم تمامی موضعگيريهای اخير رهبر مقاومت،آقای مسعود رجوی را ميتواند درک کند.البته بعضی مواقع که عقده با عقيده قاطی ميشود، عاجر از ديدن نوک دماغمان هم ميشويم.   

[تاریخ ارسال: 15 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
من فکر نکنم این تنها حاکمین ظالم وستمگر بر ایران یعنی ملاهای حامی سرمایه هستند که دچار الزایمر میباشند، بلکه بسیاری از «رهبران» سیاسی هم دچار همین بیماری هستند . مثلا اگر به یاد بیاوریم که «رهبر انقلاب نوین » آقای رجوی چه سخنانی در گذشته گفته اند واکنون دقیقا برعکس آنرا انجام میدهند دقیقا میفهمیم که آلزایمر در نزد سیاسیون یک بیماری آگاهانه است . البته اگر بخواهید میتوانم مثالهای فراوانی بزنم ولی به یک بررسی در گذشته گروههای سیاسی از جمله مجاهدین خلق نشان خواهد دادکه چگونه این بیماری شیوع پیدا کرده است . مثلا زمانی آقای رجوی خط قرمز داشتند که نباید با رژیم نامه نگاری کرد و حتی مدعی شدند که بنی صدر را نه بخاطر اینکه مخالف رفتن به عراق از آنها جدا شده است بلکه نامه نگاری با رژیم نموده است ویا حزب دمکرات ویا آقای متین دفتری که گفته بود که باید به حرکت توده ها نگاه کرد و مردم خاتمی را بهانه قرار داد اند ولی بخاطر حفظ «خط قرمزهایش» بقول خود رجوی آنها را از شورا بیرون کردند ولی امروز خود به خبرگان نامه نویسی میکند وحتی با این نامه خواستار حفظ مقام شامخ ولایت فقیه است چون نمیخواهد این اصل را که مطابقت با اصل «رهبر ایدئولژیک » دارد زیر پا بگذارد و حتی از موسوی ها دفاع میکند ...والبته دهها مثال دیگر مثلا ویتنام ساخن ایران برای آمریکا ویا امپریالیسم آمریکا که تضاد اصلی جهان امروزاست . این ها را رجوی قدیم میگفت وامروز دچار الزایمر شده است و از زبان سخن گوی اشرف حسین مدنی اعلام میکند که «برای همکاری با کشورهای دمکراتیک جهان از جمله آمریکا اماده ایم » ویا با راه حل سوم مریم رجوی خانم رجوی در زمان بوش خواستار «دمکراسی از تهران تا دمشق » میشودکه شعار بوش جنگ طلب هم بود. ودیگران هم البته رجوی تنها بیمار سیاسیونی بنام اپوزیسیون نیست .آقای ناظر واقعا شما خودتان از نظر سیاسی بارها در چهارچوب همین سایتان دچار الزایمر سیاسی فراموشش کن نشده اید؟ متاسفانه این ویژه تنها رژیم نیست واین اطمینان هم وجود ندارد که این سیاسیون کوچک امروزی که علاوه بر الزایمر دچار یک نوع بیماری خیال انگیز بزرگ نمایی وقطب بودن ورهبر بودن هم دارند در اپوزیسیون دچار همین بیماریها درابعاد بزرگ نشوند اگر قدرت کشوری را بدست گیرند؟ ماست ترش از تاقارش پیداست ! واین اپوزیسیون هم از چهر ه امروزی اش وعملکردهای دیروزی وامروزی اش وبخاطر همین به حق جبهه متحد ارتجاع مغلوب از طرف نام گرفته است زیرا که همان خصوصیات رژیم را در نزد آنها هم میتوان پیدا کرد.

اقای ناظر لطفا در نوشته های من گزیده نمایی نکنید وخود را «دمکرات» نخواهید جا بزنید لطفا همه نوشته های مرا درج کنیدو به عنوان وبهانه »بتمرگ» سانسور نفرمایید وبعهده خوانندگان بگذارید که تفاوت بفرمایید وبتمرگ را تشخیص دهند و خود را در مقام تشخیص مصلحت نظام یعنی خواننده گان قرار ندهید
  

[تاریخ ارسال: 14 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: امید]  [ beh_east@yahoo.com ]  
با سلام
و ابراز خوشحالی از اینکه باز گشتید

آقای ناظر !
آیا میدانید تفاوت افراد - و در اینجا تفاوت افراد آزاد اندیش و دلسوز با افرادی مستبد و غیر دلسوز همچون رفسنجانی و موسوی و کروبی و شاه و خمنی در چیست؟

فکر نمیکنید اگر جای افراد در این نوشته عوض شود، تغییری درآن چه در اینجا نوشته اید حاصل نمیشود؟ یعنی به نظر شما ، هیچ فرقی در عمل و عکس العمل افراد آزادیخواه و دلسوز با افراد غیر دلسوز و مستبد نباید وجود داشته باشد؟ کجا؟ و چگونه؟



  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.