شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۴ مه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

فرمان 5 ماده ای اکبر گنجی

کامران پارسایی

اکبر گنجی در فرمان 5 ماده ای خود تکلیف ایرانیان خارج از کشور را روشن کرد [لینک]. در این فرمان که در تاریخ 21 مرداد 1388 در بسیاری از سایت های اینترنتی منتشر شد ایشان برای ایرانیان برون مرزی هم تعیین تکلیف و هم خط ونشان کشیدند . در این متن دقیقا 22 بار ایشان برای خودش از ما استفاده کرده و در آخر فقط نام خودش را می نویسد . دو حالت وجود دارد یا اینکه او دچار  خود بزرگ بینی شده و یا اینکه دیگرانی هم هستند که او نخواسته و شاید هم نتوانسته ازشان نام بیاورد. به نظر من هر دو حالت میتواند باشد . آقای گنجی در این متن به بهانه پرچم حرف دلش را زده اما در جاهایی مطابق معمول زیاده روی کرده وخواسته در جایگاه یک مدرس به ایرانیان خارج از کشور درس دمکراسی و روش زندگی در خارج را بدهد . فکر می کنم بهتر است اول سری به گذرنامه تان و تاریخ ورودتان به خارج بیاندازید فکر می کنم شما تقریبا سه سال و پنج ماه است که از ایران خارج شده اید . اگر تمام سوابق  و گذشته شما را خوشبینانه فرض کنیم تازه به این نتیجه می رسیم که شما به همت و پشتیبانی جمیع کثیری از همین ایرانیان پرچم به دوش در تختی نشسته ای که به خودت ما می گویی فکر نمی کنم مراد شما خمینی هم در یک متن چهار صفحه ای 22 بار لفظ  ما  را بکار برده باشد یک تحقیق در این مورد بفرمایید شاید رکورد را شکسته اید و جایزه ای از انجمن دیکتاتورهای بین المللی ببرید.  تفاوت دو پرچم

پادشاهی ایران واسلامی را شرح دادید اما به غلط . تمام ایرانیان خارج سلطنت طلب و یا مجاهد به تعبیر شما نیستند اما در یک نقطه مشترک بودند که در سی سال حکومت فاشیستی آخوندی که شما از بطن و رگ وریشه آن خبر دارید لحظه ای ساکت ننشستند . نه تنها برای آزادی ایران بلکه برای یک زندگی بهتر در تمام دنیا و برای تمام انسانها در خیابانها فریاد زدند. نمی خواهم به مطلبی غیر از فرمان شما بپردازم. بند یک شما به پرچم می پردازد تا بهانه لازم را برای بیان مقصود خود بیابید  اما به طور سریع از آن می گذرید بهتر است بگویم که پرچم هر کشور تاریخچه ای دارد که نمی توان به سادگی از آن گذشت تا زمانی که مردم ایران در یک رفراندم رای به تغییر پرچم  نداده اند سمبل و نماد کشور ابران پرچم سه رنگ عاری از هر نشانه ای می باشد و  نه فقط رنگ سبز مورد علاقه شما که اگر بنا بر انتخاب رنگ باشد رنگ سرخ برازنده مبارزات مردمی می باشد به سرخی خون جوانانی که در طول سی سال حکومت فاشیستی آخوندی کشته شده اند. در ماده دو شما خصیصه یک نظام دمکراتیک را بیان میکنید با مثال هایی کودکانه مانند نماد های باشگاه های ورزشی و احزاب و غیره و در آخر برای تحمیل عقیده خود مثالی میزنید و در عالم خیال دو حزب آمریکا را به  بهانه پرچم به جان هم می اندازید . اما اگر فقط چند سالی بیشتر اینجا می بودید میدانستید که در عالم خیال  شما شاید این اتفاق بیافتد اما در واقع هرگز از همین مثال و خیالتان پیداست که هنوز در پیچ و خم درک درست از دمکراسی مانده اید.  در ماده سه از فرمان خود پرداختید به ایرانیان مقیم خارج و اجازه دادید که آنها هم تظاهرات برگزار کنند و پرچم خاص خودشان را بالا ببرند . آقای گنجی در طول سی سال گذشته این اولین بار است که کسی اجازه برای تظاهرات ایرانیان صادر کرده و هیچکس هم به جز عوامل رژیم و همکاران سابق شما عرصه را بر آنان تنگ نکرده اند و لازم است بگویم در تمام این مدت آنها ایستادند و به راهشان ادامه دادند و کسی هم فرصت آن را نیافت تا پرچم و نماد هر سازمانی را بیاندازد  به اعتصاب غذای خودتان اشاره کردید و نماد سبزی که هویت شما را بیان می کند اما به این اشاره ای نکردید که اول دعوت عام کردید و بعد در گوشی به خودیها رساندید که ما سرنگونی نمی خواهیم فقط و فقط آزادی زندانیان سیاسی آنهم فقط آنهایی که در این چند وقت دستگیر شده اند و آشکارا تیغ تیز را بر مجاهدین کشیدی پنداری که آنها ایرانی نیستند . فراموش نکن که در زمان کار رسمی و دولتی شما در دستگاه به قول شما سلطانی خمینی و خامنه ای هزاران هزار فدایی و مجاهد در زندان های رژیم اعدام و مفقود الاثر شدند . آنها جوانانی بودند از همین آب و خاک اما اینطور که پیداست در طرز فکر شما مجاهد و فدایی و دیگرانی که سی سال مبارزه کرده اند جایی ندارند تا موقعی که شما اجازه بفرمایید . بهتر است در اینترنت هم که شده تصاویری از گورستان خاوران را ببینید تا باور بفرمایید که در دوران تصدی شما دردستگاه آخوندی هزاران مجاهد و فدایی برای آزادی کشته شدند پیداست در این جور مواقع خودتان را به کوچه علی چپ بزنید.  رفیق شفیقتان موسوی محبوبتان هم از همین مورد گلایه دارند چرا که یاران انقلابی شمارا در بیدادگاه رژیمتان کنار مجاهدین نشانده شده اند. داد وانفسای شما زمانی در می آید که سهمی از قدرت نمی برید در حالی که بارها هم اعلام کرده اید که با قانون اساسی اسلامی مشگلی ندارید نا گفته پیداست چارچوب نظام اسلامی از مهمترین الویتهای اصلاح طلبان حکومتی است . در ماده سه به این مطلب هم اشاره کردید که اکثریت جوان های تحصیل کرده خارج  به پیروی از منویات جنابعالی به سبز پیوسته اند اما برای روشن شدن شما بگویم که از این اکثریت ها زیاد دیده ایم . اما واقعیت این است که بر خلاف گفته شما اکثریت ایرانیان مقیم خارج  و به خصوص جوانان در هر عرصه ای حضور خود را بر علیه نظام آخوندی اعلام کرده اند .                   بهتر است در احوال گروه ها و سازمان های سیاسی خارج از کشور کمی بیشتر مطالعه کنید تا حکم بی مورد صادر نفرمایید . در طول این سالها تنها گروه اندک شماری که سعی در تفرقه ما بین ایرانیان را داشتند همکاران سابق شما بودند . در ماده چهاربه دمکراسی پر داختید و قیاس آن با دیکتاتوری و در لالوی کلامتان و آراستن کلمات سعی در موجه نشان دادن خودتان را دارید . شما چگونه میخواهید به مردم بپیوندید در حالی سعی در موجه کردن عناصر رژیم را دارید . شما می گویید چرا آنها که سرنگونی طلب هستند به ایران نمی روند . نسخه ای که رژیم سالهاست به دنبال آن است تا از شر ما راحت شود . تصور اینکه ساده لوح تشریف دارید برایم مشگل است  چگونه شعار استقلال . آزادی و جمهوری ایرانی و نه اسلامی را در خیابان های شهر نمی شنوید مگر نمی گویید که تابع مردم داخل هستید مردم در طول این چند وقت در حال گذر از سبز دلخواهی شماهم هستند و شما به دنبال منحرف کردن خط مبارزه . آقای گنجی چه تضمینی وجود دارد تا اگر موسوی سبز پوش شما در مسند قدرت بنشیند و اعدام های دهه شصت را تکرار نکند ؟ آیا جنگ مردم با کلیت نظام چیزی بیشتر ازاین هست که در طول این سی سال هزاران کشته و مفقودالاثر داده . مردم نه با احمدی نژاد و خامنه ای بلکه با کلیت این رژیم قرون وسطایی مخالف است . چه شما بخواهید و چه نخواهید .  در ماده چهار به بینش لنینیستی اشاره کردید شاید بتوانید با در هم آمیزی چند فاکت ناآگاهان سیاسی را بفریبید اما آگاهان را هرگز کم کم به آخرین ماده و دستورهای صریح اکبر گنجی می رسیم در ماده پنج ایشان نتیجه می گیرد که هر که با ما نیست بر ماست و به صراحت خود را ازایرانیانی که شعار نابودی رژیم را می دهند جدا می کند که این را به فال نیک می گیریم . اما در پایان میخواهد نقش وکیل مدافع ما را هم بازی کند و از مطالبات حق طلبانه ما البته به جز سرنگونی رژیم دفاع کند و به صراحت اعلام می کند که شعار های کمپین جنایت علیه بشریت چنین است و چنان که صد البته پیداست همه چیز میخواهد اما در چارچوب نظام و در دفاع از همقطاری های سابقش . ایرانیان خارج از کشور چه چپ و چه راست نیازی به دفاع کردن های شما ندارند . ایرانیان مقیم خارج در طول این سی سال بسیار بیشتر از آنچه شما فکرش را بکنید آموخته اند و مهمترین چیزی که آموختیم فراموش نکردن راه رفقایمان و ادامه دادن راه آنان است راه کسانی  که شما حتی از آوردن نامشان وحشت دارید . دور نخواهد بود که ملت قهرمان ایران به پیروزی برسد آنوقت است که سناریو های این دوران چه در داخل و چه در خارج از تاریکخانه دوستانتان بیرون بیاید.

کامران پارسایی

کلن 21 مرداد 1388

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کامران پارسایی:



[تاریخ ارسال: 15 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: Hadieh]  [  ]  
با سلام و تشکر فراوان از شما

مقاله‌های افشگر شما و دوستان در سایت دیدگاه و پژواک ایران بسیار روشن کننده هستند. رژیم با تمام امکانات مادی و افراد ناه آگاه که در اختیار دارد سعی‌ در گمراه کردن قیام مردم میهنمان را دارد. امثال آقای

گنجی فکر میکنند که وکیل وصی‌ مردم ایران هستند . ایرانیان حداقل با پرچم شیر و خورشید یه نقطه مشترک دارند.اگر ایشان از حقوق بشر حمایت میکنند پس چرا حتی یک با ر هم حمله وحشیانه به شهر اشرف را محکوم نکردند. افراد بی‌ سلاح اشرف بشر نبودند.ایشان که در خارج کشور زندگی‌ میکنند از چه چیز وا همه دارند. رژیم کنونی‌ ایران هیچ بهانه ی برای کشتن مردم معترض نمی خواهد. فقط کافی‌ است که معترض باشید. این که اگر مردم با پرچم ایراندر تظاهرات پرچم ایران را بیا ورند رژیم در داخل به زندا نیان چه و چه میکنند بهانه ی بیش نیست و سعی‌ ایشان بر این است که �! �ردم به نیرو هایی که سالهاست با این رژیم در جنگ هستند و از همه حقوق انسانی‌ خود گذشته اند و یک لحظه مردم ایران را تنها نگذاشته اند نزدیک نشوند. غافل از اینکه مردم خود راه خود را میابند. همانطور که الان حرف از جمهوری ایرانی‌ میزنند.مگر ترانه موسوی اصلا در تظاهرات بود و یا پرچم به دست. آقای گنجی شما بهتر است کمی‌ از مردم راهنمایی بگیرید. آنها احتیاج به راهنمایی و دستور عمل شما ندارند
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.