شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تدارکات جنگ جدید خاورمیانه در حال اتمام است
یادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

تجربه و دانش سیاسی می آموزد که قدرت های بزرگ در استراتژی های کلان خود هرگز تنها یک هدف را دنبال نمی کنند بلکه طرح هایشان را با چندین منظور متفاوت آماده می سازند. خبر جدید مربوط به فروش عظیم تسلیحات از سوی ایالات متحده ی آمریکا به کشورهای منطقه ی خلیج فارس بیانگر یک استراتژی تازه است[1] که چندین هدف را در بر می گیرد و سرنوشت کشور ما نیز در آن مندرج می باشد.

1 – بخش اصلی این طرح مربوط به ارائه ی خدمات مالی و تسلیحاتی فراوان به دولت صهیونیستی اسرائیل است که رقم آن به 30 میلیارد دلار می رسد و افزایشی 25 درصدی را نسبت به گذشته شامل می شود. با این کمک ها - که برخلاف مورد اعراب به صورت مجانی و بلاعوض از جیب مردم آمریکا به جیب ارتش اسرائیل سرازیر می شود- رژیم صهیونیستی می تواند بسیاری از اهداف نظامی و سیاسی خود را در منطقه به مرحله ی اجرا رساند و برتری همیشگی خود را نسبت به توان نظامی کشورهای عرب حفظ کند.

2- برای نخستین بار اسرائیل به آمریکا اجازه داده است که سلاح های پیشرفته در اختیار عربستان سعودی قرار دهد. این اجازه از یکسو برای گرفتن باج 25 درصد افزایش کمک های نظامی از آمریکا بود و از سوی دیگر، برای ایجاد نوعی آشتی غیر رسمی میان اسرائیل و عربستان  که می تواند سردمدار برقرار «صلح» میان کشورهای عرب و دولت صهیونیستی باشد. از این طریق اسرائیل هم قدرت نظامی خویش را به طور رایگان تامین کرده است و هم برتری نظامی خود را به عنوان تهدیدی جدیتر بر سر کشورهای دشمن خویش تحکیم می نماید.

3- نوع برخورد و تبلیغات استراتژی جدید به نحوی است که از آن این طور برداشت می شود قرار است یک جبهه ی متحد از آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه بوجود آید تا جنگی تمام عیار شکل گیرد. این جبهه ی متحد قرار است چند هدف مهم را مورد هجوم قرار دهد : ایران، سوریه، لبنان (حزب الله)، فلسطین (حماس و سایر نیروهای تندرو فلسطینی) و نیز بخش مهمی از نیروهای رادیکال (اعم از اسلام گرا یا خیر) در تمام کشورهای منطقه از جمله در درون عربستان، اردن، مصر، یمن و بخصوص عراق. این جبهه ی متحد اسرائیل، آمریکا و دولت های عربی بی شک بیشتر از هر موردی به فکر نابودی ایران به عنوان دردسر اصلی است. هر چند رژیم آخوندی-بازاری-پاسداری در ماه های گذشته، در وحشت از خطر روز افزون نابودی خود، تلاش های فراوانی برای سازش و مذاکره انجام داده است اما به طور ساختاری از توان لازم برای تبدیل شدن به یک رژیم متعارف برخوردار نیست، بخصوص در شرایط کنونی که سرسخت ترین و جنگجو ترین بخش آن، یعنی سپاه پاسداران، قدرت را قبضه کرده و مدیریت پادگانی بر کشور و نهادهای قدرت سوار کرده است. جمهوری اسلامی تنها در صورت حذف این بخش سرسخت است که می تواند به ساز قدرتهای جهانی رقصیده و تضمین بقای خود را از آنها بگیرد. تا آن موقع و به دلیل ضعف نظام در پاکسازی درون ساختاری، این کار از بیرون انجام خواهد شد. اتحاد آمریکا، اسرائیل و اعراب به رهبری مافیای صهیونیستی در فاصله ای نه چندان دیر تدارکات سیاسی و نظامی حمله به ایران را به پایان خواهد برد و با بهانه قرار دادن فعالیت های اتمی رژیم، دخالت ورزی های آن در عراق و... یک هجوم بی سابقه ی – با سلاح های نیمه متعارف نیمه غیر متعارف- را به ایران آغاز خواهد کرد. این جبهه هم زمان و در صورت وجود واکنشی از جانب سوریه، حزب الله لبنان و یا حماس به آنها نیز حمله ور خواهد شد. در غیر این صورت قدری دیرتر به سراغ آنها خواهد رفت.

4- تجربه ی تلخ عراق به آمریکا فهماند که برای کشور گشایی در خاورمیانه فقط به متحدان غربی نیاز ندارد بلکه باید با شرکای محلی نیز معامله کند تا از این طریق از درون جبهه ی اعراب، امکان بروز مقاومت مردمی در مقابل اشغال گری های خویش را ناممکن سازد. از همین روی در صدد برآمده است که با متحد ساختن کشورهای عرب منطقه – عربستان سعودی، اردن، یمن، بحرین، امارات متحده ی عربی، قطر، کویت – و مصر به سوی گام بزرگ بعدی یعنی تخریب ایران به پیش رود. آمریکا که با استقرار چندین ناوگان جنگی خویش در خلیج فارس تدارکات نظامی را به پایان برده است اینک در حال اتمام تدارکات سیاسی است و پس از آن همه چیز آماده خواهد بود. اشتباه عراق قرار است تکرار نشود. قرار است.

5- احتمال اینکه ساختار سیاسی ایالات متحده ی آمریکا بتواند در دوره ی بعد از ریاست جمهوری بوش به این مهم بپردازد ناچیز است زیرا اغلب کاندیداها و بخصوص آنها که شانس بیشتری برای انتخاب شدن دارند اعلام داشته اند سیاست دیگری، جز تهاجم نظامی را، برای پیشبرد و تامین منافع آمریکا در جهان و منطقه پیش خواهند گرفت. به همین خاطر نیز دولت بوش باید در یک سال باقیمانده این کار را حداقل آغاز کرده باشد. برای این منظور نیز همدستی عملی و مستقیم اسرائیل برای توجیه دخالت آمریکا به این ماجرا لازم است. در حالیکه اسرائیل در جریان عراق به طور غیر مستقیم عمل کرد و ارتش آمریکا را به جان یکی از دشمنان دیرینه ی خود انداخت و از این موقعیت، بالاترین بهره های سیاسی، نظامی و اقتصادی را برد، این بار لازم به نظر می رسد که اسرائیل باید پیشگام شود تا آمریکا بتواند افکار عمومی ناراضی خود را برای شرکت در این جنگ همراه داشته باشد. ضمن آنکه احساس حضور در جبهه ای متحد بر علیه یک دشمن مشترک – ایران- باعث خواهد شد که کشورهای عرب واکنشی منفی نسبت به هجوم اسرائیل به ایران نداشته باشند.

جان کلام اینکه مهره های صفحه جنگ چیده شده است. روسیه در حال تجهیز ایران برای مقابله با این خاورمیانه گشایی آمریکا می باشد.[2] رژیم برای آماده سازی پشت جبهه ی خویش سرکوب و اعدام ها را افزایش داده و خواهد داد. آنچه لازم است تنها زمان و بهانه ی مناسب است که بی شک در دستور کار پیش بینی شده است و به موقع خود فرا خواهد رسید. در این میان بارها درباره ی عواقب شوم چنین طرحی برای کشورمان سخن بسیار به میان آمده است. همه می دانیم که در فردای چنین هجومی چه آینده ی تباهی در انتظار کشورمان است. این نکته را همه می دانیم اما اینکه چه می کنیم موضوع دیگری است.



[1] http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/07/070731_he-us-arms.shtml

[2]http://www.roshangari.net/as/sitedata/20070730201817/20070730201817.html

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 04 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: چپ]  [  ]  
از اینکه به نظر من پاسخ دادید متشکرم. میدانم که بسیار ناروشن است. ابتدا حدود 800 لغت شد و وقتی آنرا به 400 لغت کاهش دادم به یک جانور عجیب غریب تبدیل گشت.

اما اصل بحث،
شما می توانید جمهوری اسلامی را مثل صدام در نظر بگیرید. آمریکا به صدام هم کمک کرد اما اعدامش هم کرد. به روابط جمهوری اسلامی با استعمار، در چهارچوب روابط درونی سرمایه داری نگاه کنید. اینطور در نظر بگیرید که استعمار میداند که جمهوری اسلامی رژیم ضد-کارگری است و طرف کارگر نمی رود، رقیب او هم نمی تواند بشود، پس مجبور است آنرا به نوکری وادار کند، و خواهد کرد.

اما شما کماکان میتوانید بگوئید که جنگ آمریکا با ایران جنگ زرگری بوده. حرف شما میتواند درست باشد اما ادعای بسیار بزرگی است و برای آن فقط کافی نیست که فروش سلاح اسرائیل را دلیل آورد. استدلال بیشتر با مدرک کافی تر بیاورید، من قانع خواهم شد.

درباره حزب توده و غیره، اینها فعلا برای من ارزش بحث ندارند. ولی نظر شما هم شبیه نطر سلطنت طلبان است. من توده ای نیستم و نبودم، امیدورام شما هم سلطنت طلب نبودید و نباشید.

  

[تاریخ ارسال: 03 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: rahimi]  [  ]  
اقای چپ نوشته اند: جنگ رژيم ايران با دولت امريکا ۲۸ سال است که ادامه دارد!: وبعد هم از جنگهای عراق و کردستان و باز عراق و لبنان بعنوان جنگهائی که بين اين دو رژيم در ۲۸ سال گذشته اتفاق افتاده و يا ادامه دارد نام ميبرد!! می خواستم از اقای چپ بپرسم که اتفاقا در اين مورد رژيم جمهوری اسلامی هم با شما اتفاق نظر دارد و همين حرف شما را می زند و می گويد ۲۸ سال است که ما با امريکا در حال جنگ هستيم و امريکا ميخواهد رژيم ما را نا بود کند! خوب! حالا اقای چپ لطفا بفرمائيد که در اين مورد شما درست ميگوئيد يا رژيم؟ .! ولی قبل از اينکه پاسخ دهيد بايد ياداوری کنم که در اين مورد شما تنها نيستيد و جريانات شناخته شده و به اصطلاح چپ و هوادار رژيم امثال حزب توده واکثريت هم از اوائل قيام تا امروز همين نظر شما را دارند و تبليغ می کنند که رژيم با امريکا در حال جنگ است !. اقای چپ : رژيم سرمايه داری جنايتکار جمهوری اسلامی يک رژيم وابسته به امپرياليسم می باشد که تا مغر استخوان به امپرياليستها وابسته است وبا انها هيچ تضادی ندارد. در تمام اين جنگهائی که نام برديد امريکا در کنار رژيم دست نشانده خود بود. ۲۸ سال است که امريکا با رژيم نه تنها جنگی ندارد بلکه ۲۸سال که انها اشکار و پنهان در حال مذاکره و پيش بردن اهداف خود هستند. در جنگ ايران و عراق رژيم تنها ۸۰ ميليادردلار اسلحه از اسرائيل خريد. هيچ چپ انقلابی نه امروز ونه در اينده رژيم جنايتکار و ارتجاعی جمهوری اسلامی را مستقل و يا در حال جنگ با ارباب خود نمی داند.   

[تاریخ ارسال: 02 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: چپ]  [  ]  
اگر به این نکات توجه کنیم، جنگ را اجتناب ناپذیر خواهیم دید:

رژیم بطور بازگشت ناپذیری متعصب و دیکتاتور است، هوادار استثمار سرمایه داری است، در امور کشورهای دیگر دخالت می کند، به صادرات نفت وابسته است، مغزها را فراری میدهد، از لحاظ تکنولوزیک عقب است، دارای یک اپوزیسیون فعال و پیگیر است، با اسلام نتوانسته جلوی مبارزات توده ها را در اقتصاد بگیرد، مالک منابع انرژی فراوان است، اقتصاد ایران در مراکز کلیدی اش دارای تشکلات کارگری ضد-سرمایه داری نیست.

بعلاوه:
دولت فعلی ضد- آمریکاست و طرفدار جنگ می باشد و بخش نوکری طلب رژیم مغلوب است، استعمار "غرب" در حال افول است، استعمار "شرق" در حال رشد و پیدایش، سرمایه داری بدون استعمار و جنگ نمی تواند دوام بیاورد، جنگهای سرمایه داری با حمله به کشورهای ضعیف شروع می شود.

و بلاخره:
جنگ رژیم ایران با دولت آمریکا 28 سال است که ادامه دارد: لبنان، عراق صدام، کردستان، عراق فعلی. جنگ مستقیم بین ایندو اجتناب ناپذیر است.

رژیم و جنگ:
چون رژیم در مقابل طبقه محکوم نمی تواند کوتاه بیاید، قابلیت جلوگیری از جنگ را ندارد. بخش اصلاح طلب رژیم میتواند جلوی جنگ فوری را بگیرند، اما مجبور است نوکری آمریکا را بپذیرد، ولی با این کار فقط جنگ را به تعویق می اندازد. بخش حاکم و تندروی فعلی، در نهایت، اگر در جنگ دوام آورد به نوکر جناح دیگر استعمار تبدیل خواهد شد. بخشی از رژیم که برای دوام سیستم طبقاتی ایران به سکولاریسم روی می آورد، نمی تواند برای رژیم چاره ای داشته باشد، چون جنگ مسئله ای است مربوط به مالکیت و سرمایه نه شکل حکومت.

سیاست اپوزیسیون:
1 – دفاع از رژیم سرمایه داری اسلامی در هر شرایطی، جنگی و غیر جنگی، منتفی است. رژیم اسلامی با تکیه بر سرمایه داری و دسیسه علیه تشکلات طبقاتی کارگران و زحمتکشان، از همان روز اول، از کارگر و زحمتکش جدا شد و به استثمارگر مستقیم آنها تبدیل گشت. 2- در جنگهای سرمایه داری نباید شرکت کرد. 3 - فرهنگ و دیدگاه طبقاتی را در جامعه و اپوزیسیون باید با فرهنگ صرف سیاسی و سرنگونی طلبی های توخالی تعویض کرد، در غیر اینصورت، ایران مجددا وارد حوضه های رقابتی سرمایه داری شده و دیکتاتوری و جنگ ادامه خواهد یافت. 5- بطور کلی، فقط بیداری طبقاتی کارگران جهان میتواند جلوی جنگ را بگیرد چون توجه سرمایه داری از خود به طبقه مخالف خود معطوف می شود.
  

[تاریخ ارسال: 01 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ salltiti@freenet.de ]  
به نظرم تدارک جنگ امپریالیستی امریکا به ایران که هفتهء پیش 30 میلیارد دلار به اسرائیل کمک کرده است و20 میلیارد دلار سلاح به عربستان سعودی قرار است بفروشد تمام اینها تدارک یک جنگ تمام عیار به ایران است جمهوری سرمایه داری اسلامی ایران برای مقابله با این جنگ سرکوب خود را در داخل تشدید کرده است تا از بروز یک جنبش توده ای مستقل در درون این جنگ جلو گیری کند این سیاست با سیاست جنگی امپریالیستی موازی است ودر تطابق با آن قرار دارد وآن اینکه ارتجاع ایران وسیاست مداران با هوش آنها که در خدمت رژیم هستند می خواهند آمریکا پس از حمله به ایران ونابودی اقتصاد صنعتی ایران که با سیاست مجتمع نظامی وصنعتی امریکا در تطابق است شرایطی بوجود آورند که ایران دوباره به دست جناحی از ارتجاع قرار گیرد که در بست در اختیار امریکاست به خاطر پیش برد همین سیاست باید مقدمات این جایگزینی فراهم شود که همانا سر کوب جنبش مستقل توده ای داخلی است پر واضح است حتی اعدامها در زمان جنگ امریکا وایران به شدت از طرف رژیم دنبال خواهد شد دشمن اصلی رژِیم ؛مردم ایران هستند این را رژیم در ک کرده است آمریکا برای آنها "آقا " است حال با یک جناحی دیگر از ارتجاع ایران اهداف امپریالیستی در ایران دنبال می شود سیاست مجتمع نظامی وصنعتی امریکا که 540 میلیارد دلار از حلقوم مردم زحمت کش امریکا می رباید سیاستش توسط دولت امریا تعیین نمی شود دولت امریکا نقش تدارکاتچی سیاستهای این مجتمع است سیاست این مجتمع ایجاد شرایطی است که گردش سرمایه امپریالیستی 540 میلیارد دلار فراهم شود به تبع آن سیاست تولید سلاح ونابودی تولید اقتصادی است تا سرمایه با انباشت اضافه تولید روبه رو نشود وگردش سرمایه راحت صورت گیرد تا به تواند روند ارزش افزائی سرمایه را تاء مین کند سیاستش تولید ونابودی تولید است تا به تواند برای سرمایه تقاضا ایجاد کند همهء این سیاستها با سیاست سرمایه در ایران تطابق عینی دارد   

[تاریخ ارسال: 01 Aug 2007]  [ارسال‌کننده:  آسو نهرو]  [  ]  
رژیم جمهوری اسلامی وابسته نیست، دنبال پیاده کردن هژمونی ارتجاعی ولی فقیه برای ایجاد امپراطوری اسلامی( ارتجاعی) است. زیرا هیچ کشور وابسته ائی خود سرانه نمی آید بدون اجازهً اربابش در لبنان و عراق و یا هر جای دیگر به سربازان و نیروهای اربابش نیز حمله کرده وصدمه بزند. ولی جمهوری اسلامی با خصلتهای ارتجاعی خود آلت دست کشورهای چپاولگر است و تا حال نیز منافع آنان را تامین کرده است ونمونه آن 8 سال جنگ ضد میهنی خانمانسوز با همان رویا و اهداف ار تجاعی که دو کشور همسایه را ویران و چپاولگران ومخالفین دو ملت و بخصوص اسرائیل را دلشاد و غنی کرد. همان دولت ایدولوژیکی ولی فقیه در هزاران کیلومتر بدور از زادگاهش مثلا در آرزانتین به دشمن ایدولوژی خود حمله میکند ... و منتهای کار دولت احمدی نژاد و پاسداران به مرحلهً ائی رسیده است که دیگر در راه توسعه و پیاده کردن اهداف خود حتی از حامیان غارتگر و مماشاتگر نیز قربانی گرفته و باج می خواهد که این وضعیت آتمی و یاغیگری رژیم برای مردم دنیا و به خصوص برای اروپای سود جوی و آزاد سنگین و هرگز قابل پذیرش و قبول نیست. به همین دلیل چپی های حزب تود ه ائی ایران از اول بیراه رفته و قبل از اینکه دشمن مردم ایران را در داخل تعیین تکلیف کنند، باخیالات انتقامگیری از به اصطلاح امپریالیست ها خودبخود همسنگر ولی فقیه گشته، باز هم افکار و اذهان منحرف کرده و با تحلیلها و شعار های انحرافی خود آب به آسیاب جلادان ایران و ولی فقیه وحشی میریزند . دمکراسی تنها چاره ً درد و رنج مردم ایران وپادزهر و دشمن خلافت دیکتاتوری ولی فقیه است.
  

[تاریخ ارسال: 01 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
امپریالیسم آمریکا و بخصوص روسیه، چین و اروپا خواهان براندازی رژیم اسلامی در ایران نیستند و آمریکا سیاست مهار چند جانبه را در مورد این رژیم بکارگرفته است. بدون لولوخرخره جمهوری اسلامی، کمپانی های اسلحه سازی آمریکایی چگونه می توانند 30 میلیارد دلار اسلحه به اسرائیل، 20 میلیارد به عربستان و 12 میلیارد به مصر بفروشند؟ چین یک قرارداد 30 میلیارد دلاری خرید گاز با ایران امضاء کرده است وکمپانیها و محصولات نظامی و غیر نظامی روسی و چینی و اروپایی چطور؟ آیا اینها حاضرند تا بازار ایران را از دست بدهند؟ رژیم ایران برای بقای خود در صورت یک حمله احتمالی نظامی آماده کرده است و اگر حمله ای به ایران صورت گیرد یک حمله محدود هوایی خواهد بود که رژیم از این حمله خوشحال خواهد شد زیرا با اعلام وضعیت اضطراری همه مخالفان را سرکوب خواهد کرد و بعلاوه با خروج از npt تلاش آزاد خود برای ساخت بمب اتمی و آزمایش احتمالی آن را توجیه خواهد کرد. حمله احتمالی به ایران کمک به تثبیت رژیم جمهوری اسلامی است و فقط کارگران و زحمتکشان قربانی آن خواهند بود.   

[تاریخ ارسال: 01 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: حامد رامشگران]  [ hamed_rameshgaran@yahoo.com ]  
در این پروژه متغییر های چندی وجود دارد که به نظر من دست به دست هم داده و نتایج بسیار معنی دار و در عین حال تاسف باری را رقم خواهد زد. همچنانکه آقای عرفانی فرمودند به نظر می رسد اوضاع به سمت جنگ میرود. حتی چامسکی که احتمال جنگ را رد می کرد اخیرا با گفتن جملاتی به مانند اینکه نتایج حمله به ایران بسیار وحشتنا ک می باشد و یا نقل قول از دیگران که حمله به ایران منجر به جنگ سوم جهانی خو اهد شد به احتمال جنگ پاسخ مثبت می دهد. او استقرار نیرو های آمریکایی و موضع گیری های آنها را در مقابل ایران به گونه ای می بیند که هر آن جنگی تصادفی را در پی خوا هد داشت. به هر حال بر اساس آنچه من خوانده ام آمریکا و اسراییل نخواهند گذاشت که ایران به بمب اتمی دست یابد و با یک سری حملات هوایی تمام تاسیسات را نابود خواهند کرد مگر بر این باور باشیم که دستگاه به دنبال بمب نیست و یا آنها ایران اتمی را با تمام پیامد های آن تحمل خواهند کرد. با نظری به گذشته درمی یابیم که جنگ چندان هم به دور از ذهن نیست. بین آمریکا و ایران چند عملیات نظا می در طول سالهای 1366 و 1367 رخ داد. بعد از تصرف کشتی ایرانی که در خلیج فارس مشغول مین گذاری بود چهار قایق سپاه به سمت یک هلی کوپتر آمریکایی تیر اندازی کردند و همه چهار قایق و سرنشینان آنها از بین رفتند. بعد موشکهای کرم ابریشم به سمت تانکری با پرچم آمریکایی شلیک شد و آمریکا با زدن دو سکوی نفتی پاسخ داد. چند هفته بعد چند قایق سپاه به تانکر دیگری با پرچم آمریکا حمله کردند. بعد از اینکه یک ناوچه آمریکایی با یک مین برخورد کرد و خسارت دید آمریکا دو سکوی نفتی دیگر و یک قایق گشت زنی را از بین برد. بعد ایران به یک کشتی و یک هلیکو پتر آمریکایی شلیک کرد که متعاقب آن آمریکا یک ناو ایرانی را با سرنشینان آن نابود کرد. این در حالی بود که سیا ستمداران آمریکایی این عملیات را چندان نظا می ندانسته و آنها را بی اهمیت تلقی کرده بودند. و این بخشی از برخورد نظامی انها با ایران بود.   

[تاریخ ارسال: 01 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [ nader_nl_1@yahgoo.com ]  
امپریالیسم آمریکا و بخصوص روسیه، چین و اروپا خواهان براندازی رژیم اسلامی در ایران نیستند و آمریکا سیاست مهار چند جانبه را در مورد این رژیم بکارگرفته است. بدون لولوخرخره جمهوری اسلامی، کمپانی های اسلحه سازی آمریکایی چگونه می توانند 30 میلیارد دلار اسلحه به اسرائیل، 20 میلیارد به عربستان و 12 میلیارد به مصر بفروشند؟ چین یک قرارداد 30 میلیارد دلاری خرید گاز با ایران امضاء کرده است وکمپانیها و محصولات نظامی و غیر نظامی روسی و چینی و اروپایی چطور؟ آیا اینها حاضرند تا بازار ایران را از دست بدهند؟ رژیم ایران برای بقای خود در صورت یک حمله احتمالی نظامی آماده کرده است و اگر حمله ای به ایران صورت گیرد یک حمله محدود هوایی خواهد بود که رژیم از این حمله خوشحال خواهد شد زیرا با اعلام وضعیت اضطراری همه مخالفان را سرکوب خواهد کرد و بعلاوه با خروج از npt تلاش آزاد خود برای ساخت بمب اتمی و آزمایش احتمالی آن را توجیه خواهد کرد. حمله احتمالی به ایران کمک به تثبیت رژیم جمهوری اسلامی است و فقط کارگران و زحمتکشان قربانی آن خواهند بود. با توجه به تجربه عراق نیروی زمینی هیچ کشوری جرأت ورود به ایران را ندارد و رژیم ایران نیز تا دندان مسلح است. بعلاوه نباید فراموش کرد که اقتصاد غرب تحمل یک بحران نفتی را ندارد و گفته می شود که ایران حداقل 600 موشک را بسوی اسرائیل هدف گرفته و چاههای عربستان و دیگر کشورهای عرب نیز هدف قرار خواهند گرفت.   

[تاریخ ارسال: 31 Jul 2007]  [ارسال‌کننده:  رحيمی]  [  ]  
اقای کورش عرفانی عزيز بادرود: من فکر نميکنم که امريکا و يا اسرائيل هيچگاه به رژيم دست نشانده خودشان حمله کنند. رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی رژيمی است سرمايه دار از نوع ارتجاعی وقرون وسطائی و وابسته به امپرياليسم و اسرائيل و کشور های غربی. اين رژيم در۲۹ سال گذشته وظايف ضد مردمی خودرا که همانا سرکوب نيروهای انقلابی و کارگران و زنان و تاراج منابع طبيعی کشور بوده بخوبی انجام داده و ميدهد بنابراين امپرياليسم دليلی برای گوشمالی مزدور حلقه به گوش خود ندارد؟. نبايد فريب اين خيمه شب بازی ها را خورد. امپرياليستها و اسرائيل زمانی که جمهوری ضد مردمی اسلامی را در ايران مستقرکردند در خواب هم نمی ديدند که رژيم دست نشانده انها بتواند وظايف ضد خلقی اش را به اين خوبی انجام دهد. بنا براين امپرياليستها بهيچ وجه نه خواهان حمله به سگ زنجيری خود هستند ونه خواهان ازار وصدمه به نوکر خود با تحريم های ان چنانی.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.