شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷ - ۲۴ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گفتگوی صدای آمریکا با ایرج مصداقی [آغاز کشتار زندانیان سیاسی]

ایرج مصداقی

 
_____
سایت دیدگاه
با درود به تمامی جانباختگان راه آزادی
به فرزندان خلق
به مجاهدین
به مبارزین
و به خلق
اشک آری
تسلیم هرگز

منبع: 5 امرداد 1386 - صدای آمریکا




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 30 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: مهناز]  [  ]  
كاشكي هستي زباني داشتي تا ز هستان پرده ها برداشتي
مجيد مصداقي را كه زبان مقطع بسيار حساس ميهن داغديده امان و زندانيان سياسي آن ديار است گرامي بايد داشت. زندانياني كه از كودكان گاه 11 يا 14 ساله به جرم هاي ضد انقلاب و غيره تشكيل مي شد تا مادران سالخورده.
آه... با كه بايد گفت اين زخم و درد را.
جمهوري اسلامي از ضعف مخالفانش قدرت گرفته است. از بس كه فقط توي سر هم مي زنند بجاي آنكه توي سر جمهوري اسلامي بزنند.
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: علی ایرانی]  [  ]  
آیا کسی نیست به این مهسا خانم بگه که سالگرد کشتار 67 چه ربطی به کتاب مارینا نمت داره؟
این خانم لابد نمی داند که آقای مصداقی قبل از مارینا نمت هم یک جلسه در مورد کشتار 67 در ماه گذشته با همین صدای آمریکا مصاحبه کرده بود.
آدم مگر مغزش خراب باشد که فرصت به دست آمده ای که در آن می تواند در باره کشتار 67 صحبت کند را از دست داده و به جای افشای جنایت رژیم که هنوز ابعاد آن شناخته نشده در مورد مارینا نمت و کتاب او که مردم ایران شناختی از آن ندارند صحبت کند.
ما با داشتن مغزهایی چون خانم مهسا نیاز به دشمن نداریم.
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بيژن]  [  ]  
مژگان خانوم گرامی
لازم ديدم که در چند مورد که از چيزی که نوشتيد تذکر بدهم
اـ من هيچ وقت نگفتم که از شعارهای امريکا شما دلگير شدم اگر مبارز با امريکا شعار دادن بر عليه امريکاست سران رژيم ايران از همه مبارز تر و انقلابی ترند توجه کنيد تنها شما ضد امريکائی نيستی
۲ـ بنده هيچ جسارتی به مردم مان نکرده و نه خواهم کرد ولی درمورد شرايط زندان در سالها ۶۰ تا ۶۷ نا گفته های بسياری وجود دارد که وظيفه تک تک افراديست همچون مصداقی عزيز است که بارها و بارها برای افرادی سياسی چون شما و مردم عزيزمان ياد آور شوند
۳ـ مردم عزيزمان بروشنی امريکای جنايتکار را ميشناشند واحتياج به افشا گری و شعاردادن مصداقی عزيز نبود
۴ـ بيايم يک مقدار انصاف داشته باشيم کاری مسئولانه را قدردان باشيم
بنظر من مصداقی بسيار کار قشنگی کرد واستادنه در مدت زمان کوتاه بهترين بهره را برد در بازگوی مطالبش و جای تشکر و تقدير دارد
با احترام
  

[تاریخ ارسال: 30 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: علی ایرانی]  [  ]  
به نظر دوره این شعارهای صد من یک غاز امثال مژگان کاظمی گذشته است. حتما آدم های درد آشنایی مثل آقای مصداقی بهتر از این خانم که در خانه نشسته و شعارهای پرطمطراق می دهد به مسائل اشراف دارند.
آقای مصداقی لطفا به راهی که که انتخاب کرده اید ادامه دهید و بدانید حمایت مردم درد آشنا را همراه خود دارید.
  

[تاریخ ارسال: 29 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: هموطن ضد آمریکایی]  [  ]  
خانم مژگان کاظمی، همانند حماس و طالبان و حسین شریعتمداری به آمریکا تاختن هنر نیست. آمریکا (سیاست و اهداف نئوکنسرواتیوها و جنایات روزمره آنها)ــ بر هیچکس از جمله آقای ایرج مصداقی، پنهان نیست. اما هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. شرح دقیق و مستند مظلومیت شهدای قتل عام شده در سال ۶۷ ، البته که هنر است آنهم وقتی که هزاران هزار ایرانی به آن گوش میدهند. لطفا مخاطبین خود را هالو نپندارید آنها کر و کور نیستند و بر عکس شما سخنان افشاگر آقای مصداقی را مساوی با تأئید جنایات آمریکا ندانسته و نمیدانند.   

[تاریخ ارسال: 29 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [  ]  
آقا بیژن گرامی،

ببین دوست من این که می گیم آمریکا در سال 32 در ایران جنایات کرد" شعار" نیست بلکه اشاره به واقعیتی است که به وقوع پیوسته است. شما ناراحت نشین دوست عزیز، من علیه آمریکا شعار نداده ام، باور کنید خود آمریکایی ها نیز در این مورد رسما اعتراف و معذرت خواهی کردند. در ثانی بقیه جنایت های آمریکا در ایران و جهان نیز بر آگاهان سیاسی پوشیده نیست.

شما به گونه ای حرف می زنید که گویا من مدعی شده ام چرا آقای مصداقی در این مورد کتاب نوشته است!!!! نه من می گم بازیچه دست خود جنایت کاران شدن اشتباه است. مثالی زنم:
در نظر بگیرید در محله ای زندگی می کنیم و در کوچه مان آدمی لات و جاهل هر آنچه می خواهد با قمه خود انجام می دهد. باج می گیرد، زخمی می کند، تجاوز می کند، دزدی می کند و خلاصه زندگی را بر اهالی محل سیاه کرده است. خود این آدم لش و جنایت کار اما خانه ای بزرگ دارد با امکانات میکروفن و بلندگو و... برای اجاره نیز داشته و توسط آدمهای زیر دستش اداره می شود.

این آدم جانی، از قضا جهت چاپیدن بیشتر اهالی با یکی دیگر از گردن کلفت های محل که مثل خود او جانی است و همه کارهای وی را انجام می دهد، دچار مشکل شده و دعوا دارد. وی جهت تامین منافعش به ما این امکان را می دهد تا از خانه وی استفاده کرده و علیه رقیبش تبلیغ و جنایت های آن یکی را افشا کنیم!!!! حال سوال من از شما این است:

1. آیا شما به خانه وی می روید تا از آنجا علیه رقیبش به تبلیغ بپردازید؟

2. آیا رفتن شما به آنجا به عنوان مثلا نماینده اهالی ( یا زندانیان) مشروعیت دادن به جنایت های این جانی نیست؟

3. آیا در این مراسم اصلا اشاره ای به ریشه جنایت ها داشته اید؟ مگر نه اینکه قصد به اصطلاح روشنگری را داریم؟ پس چگونه باعث و بانی همه جنایت های 50 سال اخیر در ایران را زیر آبی رد می کنیم؟ به این می گویند روشنگری!!!!!

4. شما فکر می کنید هنوز اهالی مردم ناآگاه هستند و نمی دانند چه بر خود آنها رفته است؟!!!! باید تکلیف را مشخص کنیم. حدود 500.000 زندانی سیاسی و نزدیک به 100.000 جانباخته داریم. در سال های 60 جمعیت ایران نزدیک به 60.000.000 نفر بود. به طور نسبی از هر 100 نفر یکی در زندان بود و یا اعدام شد. علاوه بر آن تقریبا به همین تعداد نیز افراد و خانواده ها به اوین و... می آمدند برای ملاقات. یعنی از هر 100 نفر 2 نفر مستقیم درگیر جنایت های رژیم بودند. خوب بروید حساب کنید، تعداد اقوام را، همسایگان را، آشنایان را و... ببینید آنها نادان و ناآگاه هستند یا ما.

4. مگر می شود بگوییم 100.000 جانباخته " فرزند خلق" داریم اما هنوز خود خلق نمی داند چه بر سر او رفته است؟

نه عزیز، من شعار نمی دهم شما و مرادتان به توهمات دامن می زنید. البته از کیسه اعتبار خط تان خرج می کنید اگر هنوز اعتباری وجود داشته باشد. امروز دیگر جنایت های آمریکا در ایران، عراق، افغانستان و... بر کسی پوشیده نیست و آن مردمی که شما آنها را ناآگاه می خوانید خیلی بهتر از شما در جریان اخبار و... قرار دارند. مثل این می ماند که مثلا آقای مصداقی برود در صدای آمریکا افشاگری کرده و بگوید: این رژیم سانسورگر، ماهواره ها را جمع می کند و ...
آقای بیژن، ما اینور آب اخبار را با آب و تاب فراوان نقل می کنیم و گاهی آنچنان توهم زده می شویم که یادمان می رود چیزی که ما نقل می کنیم بر سر همان مردم آماده است. ما 30 سال است که اخبار مبارزات مردم را نقل کرده و با آن به خود می بالیم!

اخبار مبارزات و آنچه بر سر مردم رفته به کننار، حالا شما و مرادتان ادعای ناآگاهی خلق را داشته و می خواهید با اتکا به صدای آمریکا آنان را آگاه کنید!!!! خنده ام نندازید لطفا.

با احترام،
مژگان

  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: صدیقه]  [  ]  
خانم مهسابرای اطلاع شما بگم برنامه در مورد «سالگرد روزيکه‌خمینی فرمان کشتار زندانيان را داد» بود. سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷. خواستم بهتون یادآوری کرده باشم.
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بيژن]  [  ]  
مژگان خانوم عزيز شعارهای ضد امريکايی و ياد آوری جنايت های امريکا چه ارتباطی ميتواند با برنامه صدای امريکا و مصاحبه با ايرج داشته باشد بنظر شما چرا ايشان نبايد از اين امکانی که بوجود آمده بود در جهت گفتن بسياری از ناگفته های سالهای سياه آن دوران و مظلوميت زندانی سياسی و تير باران شدگان و قربانيان آزادی استفاده نکنه فقط وفقط بخاطر اينکه اين صدای امريکا جنايتکار شما ميدانيد چه سطح وسيعی از قشرهای مختلف جامعه ايرانی هر شب اين برنامه را در ايران نگاه می کنند و ايرج توانست به عنوان يک انسان مسئول از شهادت بهترين فرزندان ميهن و موسی اشرف بگويد وچه با صداقت حتی از اعدام اکثريتها و توده ايها براستی کی وکجا در طول ۳۰ سال اين امکان و فرصت فراهم شد تا به قول شما که با واژه ها باز ميکنيد با خلق قهرمان درد دل کرد و به توده های مردم گفت که چه به سر فرزندان مبارز و مجاهد شما گذشته
صدای امريکا توانست درد دلهای يک زندانی سياسی از اعدامهای ۶۷ را تحمل و گوش کنه ولی ما هنوز دنبال ...
بايد خوشحال بود و باليد که ايرج عزيز به زيبايی آن دوران تصوير کشيد و از حقوق شهدای آزادی دفاع کرد
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: dedesertman]  [  ]  
مرداد ماه همچنین سالگرد کودتای ننگین سی ای ای که بلا شک منشا همه این بلایا هست میباشد
نمیدانم چرا روضه خوان امریکائئ گریزش را برای شاا خائن زد و بنحوی مردم خسته و بجان امده از
نطام سثم شاهی را تقصیر ملت میدانند…..
به نطر من امریکا این حرفها را بیشتر برای کمرنگ کردن اعمال خود در دارد تا پشتیبانی از
سلطنت طلبان کنونی….با این همه مبارزه برای ازادی دارای پیچ و خمهائئ هست که باید ماهرانه
از انها عبوز کرد و مقهور شعار های انحرافی که راه به بنلادن و نوع ایرانی ان میبرد نشویم..
وگرنه کی هست که ماهیت این گونه رسانه ها برایشان مشخص نباشد هر چقدر هم که قسم
منشور ملل بخورند…
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: زندانی سابق ساکن تهران]  [  ]  
واقعا به دور از هر هیجان و تعصب قومی و قبیله ایی ، منصفانه بیندیشیم که افشاگری در باره قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 چه ارتباطی با موضوع مارینا نمت یا دخالتهای امریکا برای دهه های متمادی در ایران دارد؟!

مژگان و مهسا و امثال این عزیزان عزیز ، انرژی تان را صرف زیر سوال بردن دلسوخته دردمندی همچون ایرج مصداقی نکنید . او بخوبی وظیفه اش را که پاسداری از حرمت خون قتل عام شدگان و رساندن صدای آنان به جهانیان است انجام داده ، هدف پیکان حمله تان را به سوی مغزهایی بگیرید که بعد از سه دهه همچنان هر اندیشه ایی را صرفا در چهار چوب تئوری " شما آن طرف جوی ، ما این طرف جوی" می پذیرد.
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [  ]  
آقای کوشا،

اگر شما با گفتن مریض به من آرام می شوید، هزاران بار بنویسید که من مریضم. اما بدانید مریضی جرم نیست، اگر کسی مریض بود یعنی نارسایی ایجاد شده و نیاز به درمان دارد و البته هر کس دل در گروی خلق دارد می داند که شلاق داروی درمان مریضان نیست.

بگویید کینه توزم و....، اصلا هر چه خواستید بگویید که من همانم که شما می گویید ولی در نوشتار ما دو خط هست که از هم متمایز است. خطی که من رفتم آمریکا را جنایت کار و روسای قاتلان جزنی ها و حمید اشرف ها و خلق می داند و معتقد است رادیوی آنان نیز تثبیت کننده سیایت های جنایت کارانه آنان است. آنها جو ایجاد می کنند و هر زمان که نیازش را حس کنند از هر فردی که گوشه چشمی به آنان نشان دهد دعوت به مصاحبه و ... می کنند.
خط من می گوید نیروی مبارز مجاز نیست آلت دست این هزار خطان جانی شود. اما شما( از موضعی انقلابی!!!) می گویید باید از این وسیله استفاده کرد( کاش خودمان وسیله نشویم) تا کار افشاگرانه صورت بگیرد.
سوال من این است: کیست که نداند رژیم جمهوری اسلامی جنایت کار و قاتل دهها هزار فرزند خلق است؟ آیا می شود 30 سال انواع و اقسام مبارزات را پیش برد و هنوز معتقد بود توده ها ناآگاه هستند؟ برای یکبار هم که شده این خط شما باید تکلیف توده ها را مشخص کند که آگاه هستند یا نا آگاه؟ خلق قهرمان هستند یا خلق نادان؟ نمی شود هر کاری کرد و به هر چیزی تن داد و اسم آن را افشاگری و آگاه کردن توده ها گذاشت!

گیرم( آنطور که شما می گویید) که اپوزیسیون ( در تمامی ابعادش) امکانات ندارد تا به افشاگری بپردازد، حال اصلا به چنین اپوزیسیونی می آید که مبارز باشد؟ اگر تا به حال نبوده و هنوز هم نیست لطف کرده و بگویید مبارزات 30 سال گذشته را تایید می کنید یا آنها را حرکت های سکتاریستی می نامید. خطی که شما می روید خطی زیگزاگی است که به جای افشاگری، بیشتر توهمات را دامن می زند.

من در این سایت بسیار نظر می دهم. آخرینش در رابطه با مطلب آقای فراهانی، قبل آن مطلب آقای ناظر و...

نمی دانم چرا تنها در مطالب آقای مصداقی است که اگر نظری دهم بلافاصله انگ می خورم، کینه توز می شوم، رفتاری بیمارگونه و ... دارم. مطالب قبلی آقای مصداقی هم همینگونه بود، تا نظر دادم باران مسائل آنچنانی باریدن گرفت!!! راستی چرا اینگونه است و این برخوردها تنها در رابطه با مطالب شخص خاصی است که صورت می گیرد؟

مژگان
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: جلال]  [  ]  
ایرج عزیز. زنده و پایدار و سلامت باشی.صدای تو صدای هزاران رنجکشیده و تیرباران شده در زندانهای جمهوری اسلامی استوبه تو احترام می گذاریم و دوستت داریم.   

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: کوشا]  [ koosha70@gmail.com ]  
علیرغم اینکه در تمام این سالیان همواره در متن وقایع رفته بر میهنم و مشخصا 67 بودم اما بطرز عجیبی در طول کل برنامه حتی یک لحظه نمیتوانستم بنشینم و یک بند راه میرفتم، تک تک جملات بی نهایت تکاندهنده و حاوی ناگفته های فراوان و روشنگریهای بسیار ارزنده و ارزیابی ها و مقایسه های بسیار مستدل بود بطوریکه بجد از توصیفشان عاجزم همه اش چهره جوانانی در داخل پیش رویم بود که نسبت به این حقایق بلکل خالی الذهنند. اما باورکردنی نیست بیش از این واقعا در تحیر و شوک هستم که امثال این خانم مژگان کاظمی از چه نوع بیماری و کینه بی حصری در وارونه گوئی و تخریب و تهمت دیگران رنج میبرد. کدام ضمیر آگاه و وجدان سلیمی بخود اجازه میدهد تا این حد غیر منصف باشد. شعار پوشال ضدامپریالیستی تا کی؟ روی زمین راه بروید. چطور ادعای اطلاع سیاسی دارید در حالیکه مینیموم درک از تمرکز روی موضوع مشخص مصاحبه را ندارید، مگر موضوع دهه 50 بوده یا جنایات و نقش آمریکا در آن دهه یا در آمدن خمینی بوده؟ موضوع قتل عام 67 بوده. ثانیا کو رسانه ای که پوشش کافی داشته باشد که این حقایق را بگوش مردم برساند؟ به هزار و یک دلیل پر بیننده ترین برنامه خبری در ایران همین صدای آمریکاست و این اوج هشیاری انقلابی است که از این امکان در جهت رساندن این وقایع بگوش ملت ماکزیموم استفاده مناسب را کرد. ای کاش بود رسانه ای حرفه ای و صرفا خبری در دست مردم و آزادیخواهان که در عمل اعتماد و توجه عامه مردم را جلب کند و تریبونی باشد تا چهره های مردمی بی دقدقه در آن به روشنگری و خبررسانی مستمر بپردازند و نه این طور تکنمود، ولی کو؟ چرا اینقدر از واقعیت درون ایران دورید، واقعا نسل جدید از جنایات رژیم خصوصا در 67 در بی خبری نگه داشته شده اند و عامه قشر جوان نگران کشور این برنامه را بدلیل نبود رسانه مناسب دیگر دنبال میکنند و هنوز که هنوز هست پر مخاطبترین و اصلی ترین رسانه برای اکثر مردم ایران تلوزیون هست و نه رادیو و اینترنت و ... و این یک خدمت و موفقیت بزرگ در ارائه تصویری چنین جامع در فرصتی این چنین کوتاه بود که میتوانست در اطلاع رسانی به قشر جوان بشود. ضدیت کور و ایرادگیری بنی اسرائیلی بیمارگونه تا کی؟ و از آن بدتر تهمت و افتراهای ناروا که اینها به بهانه مطرح شدن وتبلیغ کالای خود هست، کدام کالا؟ خون!؟ بخودتان بیائید این اظهار فضل کردن های ناشیانه در پی تخلیه و مطرح کردن خود هست یا آن افشای حقایق بر پایه انبوهی تحقیق و تدقیق؟   

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بيژن]  [  ]  
مصداقی عزيز
ديشب ياد بهترين فرزندان اين ميهن را در جای جای ايران زنده کردی زبان وقلم عاجز است از قدردانی از شما بخاطر بازگوی گوشه ای از جنايت های رژيم .
ديشب بسياری از مادران گريستند و دلشان شاد از ياد آوری سالهای سياه ۶۰ تا۶۷
ديشب بارها بارها اشک ريختم برای مظلوميت اين بچه ها مخصو صاً وقتی از موسی گفتيد
اميدوارم ياد و نام اين بچه ها برای هميشه در تاريخ کشورمان جاودان و ماندگار بماند
مصداقی گرامی به دليل مسئوليت و رسالتی که دربازگوی اين مظلوميت داشتيد وظيفه ميدانم که از شما تشکر و قدردانی کرده باشم باشد که دعا خير بسياری از مادران دردمند اين ميهن شامل حال شما شود تا هيچ وقت حقايق اين دوران به فراموشی سپرده نشود
با بهترين آرزوها برای شما و سربلندی و آزادی برای مردم ميهن مان ايران
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده:  مهسا]  [  ]  
با سلام و خسته نباشید!
افشای جنایات رژیم کثیف جمهوری اسلامی جزو وظائف همه انسانهای مبارز میباشد. همه به خوبی میدانند که صدای آمریکا صدای ارتجاع و امپریالیسم هست. طوری که بهارلو این مزد بگیر دولت آمریکا ، خط غالب بر مصاحبه را با اشک ریختن برای پوشش گذاشتن بر جنایات "شاه فقیدش " تعیین کرد. و روی کار آمدن خمینی را نه حاصل زد و بند های خمینی و اربابان آمریکایش ، بلکه بسیار رذیلانه مسئولیت روی کار آمدن این رژیم را به گردن جوانان و نیرو های انقلابی انداخت و شما هم حتی یک لحظه در مقابل او نایستادید.
مطمئنا موافقت مصاحبه با شما در صدای آمریکا بدون ارتباط با مسائلی که در مورد مسئله مارینا نعمت پیش آمده نمی توانست باشد، که شما یکی از کسانی بودید که مطرح میکردید که فزصت مساوی میخواهید که نشان دهید مارینا چه قدر دروغ گفته . ممکن است توضیح دهید که چه ملاحظاتی باعث شد که شما حتی یک کلمه هم در مورد تواب مارینا در این برنامه صحبت نکنید؟ آیا صدای آمریکا از قبل برای شما تعیین کرد که در مورد تواب مارینا صحبت نکنید؟ امید که باز هم نگویید که به دلائلی نمی توانید جواب مستقیم دهید و حکایت همان دوست دردمندتان نشود که کتاب هنوز چاپ نشده یا بقول خودتان کتاب اول را به شما داد و شما را در معذوریت اخلاقی گذاشت که این مسئله را به شکل مبهم نگه دارید. و امیدوارم که نگویید خوب این هم افشا گری بود چون مسئله فقط افشا گری از رژیم نیست بلکه طبق گفته خودتان باید همه امکانات را در جهت نشان دادن چهره واقعی مارینا بکار گرفت و شما به هیچ وجه این کار را نکردید.
مهسا
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: یک دوست]  [  ]  
آقای مصداقی سلام
خسته نباشید و لعنت بر خمینی جنایتکار قاتل جوانان مبارز و مجاهد میهن.
انتقادی به شما دارم و اینکه اگر چه شمااز گذشته سیاسی خود فاصله گرفته اید اما انصاف را باید رعایت کنیذ و حداقل به مجاهدین در مصاحبه خود به اندازه حسینعلی منتظری بها میدادید. زندانیان قتل عام شده علی العموم و زندانیان مجاهد خلق علی الخصوص به گردن شخص شما حق دارند و در اختیار شما قرار گرفتن میکروفن رادیو و تلویزیون ها به پشتوانه خون آن شهیدان قهرمان تاریخ ایران از اشرف و موسی تا حجت و فیض مهدوی است.
درود بر تمامی زندانیان سیاسی که با گوشت و پوست خود بهای مبارزه را پرداخت کردند.
  

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [  ]  
اگر چشممان را بر روی 50 سال جنایت آمریکا در ایران ببندیم به هیچ عنوان دقدقه خلق نداریم، اگر نقش آمریکا را در جنایات دهه 50 ساواک ندیده بگیریم به عمد خاک در چشم آنان که داعیه آزادی خلق به سر دارند پاشیده ایم، اگر نقش آمریکا و هم پیمانانش را در کشتار سال 67 ندیده بگیریم اصلا نفهمیده ایم که در آن سال ها چه بر سر مردم رفته است، اگر نقش آمریکا را در روی کار آمدن رژیم خمینی ندید بگیریم اصلا و ابدا تاریخ را نفهمیده ایم، اگر فکر کنیم که رادیو آمریکا سیاست هایش در راستای تثبیت جنایات آمریکا نیست از سیاست چیزی نیاموخته ایم.

بهانه افشاگری در دل جنایت کاران جز بهانه برای مطرخ شدن و تبلیغ کالاهایمان نیست.

مژگان کاظمی
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.