شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۳ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«اراذل و اوباش» یا مبارزان بالقوه ی نبرد طبقاتی
يادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

در ماه های اخیر به طور پیوسته اخباری مربوط به برخورد با آنچه رژیم از آنها به «عنوان اراذل و اوباش» یاد می کند منتشر می شود. دستگیری، مجازات های ضد انسانی، نمایش های تهوع آور چرخاندن این افراد در محله ها در شرایط مادون انسانی و نیز حبس و تبعید،[1] اعدام از جمله رفتارهای حکومت الهی در قبال این اشخاص است. آخرین خبر حکایت از آن دارد که رژیم برای بیش از 20 تن از آنها حکم اعدام صادر کرده است و برای 15 تن دیگر به زودی چنین حکمی آماده خواهد شد.[2] 71 نوجوان زیر بیست سال در انتظار حکم اعدام هستند. گستره ی چنین پدیده ای سبب می شود که به راحتی از کنار آن رد نشده و به به طور عمیق تر به شناخت آن اقدام کنیم.

 

بستر جامعه شناختی پدیده

 

در جوامعی که نابرابری و بی عدالتی به صورت نهادینه در می آید شانس پیشرفت و صعود اجتماعی برای اکثریت جامعه از بین می رود. در حالیکه یک اقلیت متعلق به طبقه ی برتر از تمامی امکانات برای پاسخگویی به خواست ها و هوس های خویش برخوردار است، اکثریت عظیمی از جوانان طبقات پایین، که در فقر و روزمره گی دست و پا می زنند، کمترین افقی را برای بهبود آینده ی خویش نمی بینند. آنها میان پذیرش منفعل فقر و «سوختن و ساختن» با درماندگی و یا اعتراض گری فعال انتخاب دیگری ندارند ؛ زیرا در یک جامعه فقر زده ی  تحت دیکتاتوری راه های عادی و معقول برای تغییر شرایط وجود ندارد. روی آوردن به اعتراض گری فعال نیز می تواند دو شکل به خود بگیرد یا شکل سیاسی، که در سیستم خفقان و اختناق پاسخی جز تهدید و سرکوب ندارد و یا شکل اجتماعی که سیستم حاکم از آن به عنوان «ناهنجاری»، «خلافکاری»، «شرارت»، «بزهکاری» و «تبهکاری» یاد می کند. اینها عناوینی است برای رفتار کسانی که نظم اجتماعی حاکم را به طریقی کم یا بیش مهم به چالش کشیده اند و در نگاه نظام ارزشی حاکم، دچار «ارزش شکنی» شده اند. هر نظم اجتماعی، مدافعان خاص خود را دارد ودستگاه دولتی، نهاد مامور حفظ نظم حاکم است. هر چه این نظم ناعادلانه تر و ضد انسانی تر باشد دولت حاکم نیز سرکوبگرتر و خشن تر است.

 

نقش اپوزیسیون

 

موقعیت کنونی جامعه ایران که شکاف طبقاتی در آن بیش از 40 میلیون نفر را به پایین یا مرز خط فقر هل داده است دربرگیرنده ی یک نظم اجتماعی ناعادلانه است که حفظ آن جز با سرکوب و خشونت دولتی ناممکن است. این هزاران جوانی که رژیم از آنها به عنوان «اراذل و اوباش» نام می برد، در اکثریت مطلق خویش، جوانانی هستند که قربانیان مشترک رژیم از یکسو و اپوزیسیون رژیم از طرف دیگر هستند. قربانی رژیم اند زیرا که فقر و ظلمی که آنها را به سوی طغیان و «هنجار شکنی» می کشاند توسط رژيم ساخته و پرداخته و محافظت می شود. قربانی اپوزیسیون هستند زیرا تشکل های مخالف رژیم، در داخل و خارج از کشور، نتوانسته اند بستر مناسبی را برای هدایت خشم و نارضایتی این جوانان به سوی کنشگری سیاسی هدفمند بوجود آورند. در صورتی که سازماندهی و گفتمان مناسبی وجود می داشت بخش مهمی از این خشم اجتماعی در قالب اعتراض گری سیاسی  سمت و سو دار بروز می کرد. اما در نبود این بستر، جوانان ایرانی که نمی خواهند برده وار زیست کنند، خشم خود را به صورت های دیگری مانند «باج گیری»، «شرارت»، «زور گیری»، و ... ابراز می کنند.[3]

رژیم جمهوری اسلامی موقعیت اجتماعی-اقتصادی کشور را به جایی رسانده است که از این پس پدیده های اجتماعی از این دست به نحو گسترده ای رشد خواهد کرد. در جوامع عادی کنترل و حفظ نظم اجتماعی از طریق درونی کردن ارزش های حاکم، نظام آموزش و پرورش، نهاد خانواده، روابط اجتماعی در محیط های گوناگون و در نهایت، از طریق دستگاه انتظامی و قضایی صورت می گیرد. اما فروپاشی نهادهای سنتی در ایران و نیز از هم پاشیدن شیرازه ی روابط خانوادگی و دستگاه ارزش های اجتماعی، سرکوب، ترس و وحشت را به یگانه ابزار به طور موقت موثر برای کنترل رفتارهای اعضای جامعه تبدیل کرده است. اما هیچ جامعه ای نمی تواند تنها با تکیه بر سرکوب، ساختارهای خویش را حفظ کند. به همین دلیل نیز به زودی مرزهای ذاتی ترس از سرکوب درنوردیده شده و جامعه به سوی نوعی بی نظمی تشدید شده، فراگیر وعمومیت یافته خواهد رفت. اگر رژیم موفق شد با کشتار و سرکوب گورکنان سیاسی خود را قلع و قمع کند باید بگوییم که گوراجتماعی جمهوری اسلامی کنده شده است. موقعیت اقتصادی رژیم به نحوی است که کمترین شانسی برای بهبودی بخشیدن به موقعیت اجتماعی را ندارد.

 

بهره برداری سیاسی از این پدیده

 

پدیده ی اجتماعی «اراذل و اوباش» در جامعه ی استبدادی ایران نمود بارز نبرد طبقاتی است. این نبرد، در نبود فضای دمکراتیک، به جای سیاسی شدن به سوی اجتماعی شدن پیش می رود. این وظیفه ی ما فعالان سیاسی است که با تلاش موثر و فکر شده کاری کنیم که این قربانیان مضاعف نظام به جای رفتن به سوی چوبه های دار به جرم های واهی «شرارت» و «تجاوز به نوامیس مردم» و...، به عنوان تغییرگران و کنشگران سیاسی در جامعه عمل کرده و با به چالش کشیدن رژیم، زمینه های نابودی نظام پلید و طبقاتی حاکم بر ایران را فراهم کنند. نگارنده تلاش های اخیر مجاهدین برای پرداختن به مسائل اجتماعی و جوانان را که در قالب برنامه های تلویزیونی آنها مشهود است به فال نیک گرفته و امیدوار است که آنها و سایر رسانه های اپوزیسیون برانداز، در کنار جلب نظر جوانان به فقر و بدبختی و بی عدالتی، تنها به این بسنده نکنند که  رژیم را به عنوان یگانه علت این موقعیت معرفی کنند. یک پیام کارآتر این است که این برنامه ها فهم طبقاتی جوانان را تحریک کرده و توجه آنها را به سوی طبقه  ی حاکم – که رژیم نمود ابزاری آنست- جلب کنند. بدیهی است که با یک درک طبقاتی، بسیاری از این جوانان خواهند توانست خشم و نارضایتی خود را به سوی کسان و نمودهایی هدایت کنند که عاملان ساختاری این موقعیت شوم هستند. کمک به کسب آگاهی طبقاتی سبب خواهد شد که بسیاری از این به قول رژیم «اراذل و اوباش»، با درک روابط علت و معلولی موقعیت خویش، به سوی کنش هایی روند که به دلیل جهت دار بودن، نبرد طبقاتی و جنبش اجتماعی براندازی را تقویت خواهد کرد.



[1]http://www.iranpressnews.com/source/026762.htm

[2]http://www.iranpressnews.com/source/026768.htm

[3] در همین جا یادآوری کنیم که رژیم از این عناوین پوچ هم چنین برای سرکوب بسیاری از طغیانگری های اجتماعی یا فعالیت های خود جوش اعتراضی «سوء» استفاده می کند.

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 11 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
اگر رشد تضاد طبقاتی و فقر عامل اصلی وقوع انقلاب باشد، آنوقت در افغانستان و آفریقا بایستی سالانه انقلاب بشه! و یا مثلا به قول همین ضد امپریالیستهای ضد سرمایداری مگر در اروپا و دنیای سرمایه داری تضاد طبقاتی بیش از همه جا نیست؟ پس چرا انقلاب نمی شه؟ در ایران هم باند مافیای مادون سرمایه داری ولی فقیه یعنی دیکتاتور چپاولگر حاکم است ولی از آنجا که دیکتاتور ها از آزادی و آگاهی خلقها وحشت دارند ، لذا آزادی بیان وقلم و... مدیا نیز بلوکه و سانسور شده است و مانند شوروی سابق در اختیار باند حاکم دیکتاتور بصورت انحصاری کنترل گشته و مانع بروز انقلاب می گردند. بیخودی نیست که آقای رجوی به خاتمی شیاد گفتند ! اگر راست میگویی؟ اگر اصلاح طلب هستی ؟ فقط به اندازهً نوک سوزن به مردم آزادی و حق اعتراض و اصلاح طلبی بده، آنوقت خواهیم دید که مردم ایران چه بلایی بر سر نظام مقدس خمینی خواهند آورد ! بدین ترتیب می توان گفت: ولی فقیه مردم ایران را همانند دوران شاه در تاریکی و خفقان نگه داشته است تا مبادا مردم ایران آگاه گشته طالب حقوق سیاسی اجتماعی خود گشته و قیام کنند. و صد البته دیکتاتورها غافل از آنند که راه توده ها وتکامل سد کردنی نیست زیرا این سد تحمیلی دیکتاتورها، هرچه چقدر هم عظیمتر و بلندتر گردد، قدرت خیزش و تخریب و سرنگونی خلقها هم قویتر میگردد.
پس انسان آزاد خلق شده و دوست دارد آزاد هم زندگی کند .این سنگ بنا و ترازوی ارزشهای زندگی و فعالیتهای انسانی و فلسفهً هر انقلاب است و اگر چنانچه این موهبت (آزادی) را از او سلب کنیم جامعه گرفتار ناهنجاریها و عقب ماندگی و در نهایت غرق فقرو فلاکت گشته و عسیان و طغیان خواهد کرد و لا غیر. به همین دلیل ثابت شده است که دمکراسی تنها ضامن آزادی و ثبات سیاسی و عامل صلح و ترقی و همزیستی مسالمت آمیز است. همچنانکه جامعهً اروپا تحت شرایط و قوانین دمکراسی با وجود دهها نژاد و زبان و ومذهب متفاوت در کنار هم زندگی میکنند.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: خسروابطحی]  [  ]  
خدا خیرتان بدهد آقای عرفانی . مگر برای اقشار روشنفکر و فعال سیاسی مثل دانشجویان و زنان و کارگران بستر سیاسی برای فعالیت وجود دارد که برای اقشار دیگر و یا بقول رژیم اراذل و اوباش وجود داشته باشد؟ درحال حاضر اپوزیسیون ( همه گروه های آن ) دارند ساز خودشان را میزنند. کمترین ارتباطی بین خارج از ایران و داخل آن وجود ندارد. آنچه در بین اپوزیسیون میگذرد و مسایل این اپوزیسیون اساسا ربطی به مردم داخل ایران ندارد .مثلا شما سایت همبستگی ملی را که نگاه کنید از 10 خبر آن 8 تای آن مربوط به عراق است و خبرهای ایران هم گاه آنقدر غیرواقعی و اگزاژره هستند که نمیشود باورشان کرد . درهمبستگی نوشته است در18 تیر جمعیت کثیری دوردانشگاه جمع شده اند و چه و چه که درهیج سایت دیگری اثری از این خبر نیست و معلوم نیست سرچشمه خبر کجا بوده است . رهبران مبارزات داخل ایران همه کسانی هستند که اپوزیسیون خارج کشور آنها را اپوزیسیون داخل رژیم میشناسند وبنابراین کاری هم به کار آنها ندارند . مثلا امروز در خبر ها بود که اسانلو ربوده شده است . اگر شما اثری از این خبر در سایت های اپوزیسیون دیدید ماراهم خبرکنید. اشکال بسیار ریشه ای تر و اساسی تر از این حرفهاست . داخل ایران و هرچه مربوط به آنست به حال خودش رها شده است . اپوزیسیون ( هرکسی که هست که فرق هم نمیکند چه کسی باشد) منتظر است که مردم مبارزه کنند و شلوغ کنند و زندان بروند و خلاصه به شکلی ( که معلوم نیست چه شکلی ) رژیم را فرسوده کنند و از توان بیندازند و بعد اپوزیسیون شروع کند به کارکردن!!! حالا شما غضه ارادل و اوباش ( به گفته رژیم ) را میخورید . غصه زنها - دانشجویان و کارگران سیاسی را که درزندان اند و کسی یادی هم از آنها نمی کند و اگر به کردستان عراق یا ترکیه هم فرارکنند کسی خبردارنمیشود و همانجا می مانند تا به ایران برشان گردانند ( درحال حاضر بسیاری از دانشجویان فعال که مرتب زندان میرفتند مثل کیانوش سنجری ) درعراق بلا تکلیف اند و اپوزیسیون ( همه ) هیچ خبری از آنها نمی گیرد . اینها وقتی مبارزه میکنند و زندان می افتند و اعتصاب غذا میکنند واعدام میشوند همه برایشان کف ودف میزنند برنامه میگذارند و کلی از آنها حرف میزنند و قهرمانشان میکنند. وقتی نیاز به کمک جدی دارند ( چون زنده اند ) دیگر کسی اعتنایی به آنها ندارد . مشکل این است که داخل ایران راه خودش را میرود و هرکس دیگری که بیرون از ایران است ( اصلا فرق ندارد چه کسی ) راه خودش را و این دو خط موازی معلوم نیست چه زمانی قراراست به هم برسند و به نتجه برسند . فعلا نگران جنبش های سیاسی بی سرانجام و رها شده درداخل باشید تا به فکر قشرهای پائین تر و غیرسیاسی   

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام]  [  ]  
آقای عرفانی سلام
آیا شما جدا به این حرفتان باور دارید که جوانان قربانی اپوزیسون هستند,چون...
آیا این حرف شما با منطق تکامل سازگار هست؟ آیا اگر یک نیروی پیشتاز نباشه مگر حکم تکامل ایجاب نمکند که از بطن جامعه یک پیشرو بوجود بیاید؟ ببیندی چقدر شما غیر علمی فکر میکنید
  

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: حسین خرمی]  [  ]  
جناب عرفانی
فکرنمیکنیدکه مبارزه طبقاتی که همراه با آگاهی طبقاتی میباشد را شما تنزل میدهید! نه اینکه آنچه که رژیم میگوید مبارزه با اراذل واوباش باشد رژیم وسرانش خود سمبل اراذل اوباش میباشند ولی شما قربانیان نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی را با مبارزه آگاهانه طبقاتی اشتباهی گرفته اید! وبه قول معروف هر گردی گردو نیست! ونباید چون فلان گروه سیاسی ویا نفر سیاسی که عاشق جنگ مسلحانه است شد که از درگیریهای نظامی بین قاچاقچیان و رژیم هم میخواهد مبارزه مسلحانه را استنتاج کند!
  

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: پرویز- نریمانی]  [ parviznarimani@yahoo.com ]  
پ- ایمانی
با درود وسلام ،
نوشته بسیار خوبی است. مثل همه نوشته های شما وقتی به تحلیل از جامعه وکنشهای آن میپردازید براستی گویاست، باریک بین و درست. وقتی به تحلیل سیاسی میپردازید از وزن کلمات کمی کاسته میشود. در این تردیدی نیست که مجاهدین در قلب جنبش خلق جای خود را دارند واز این نظر میتوان امید بسیار ی به مجاهدت آنها داشت. اما جنبش خلق بدون جنبش سوسیالیستی راه رفتن بر روی یک پاست. یعنی هم کند است وهم نا متعادل. اما جنبش سوسیالیستی هم بدون رهبری کمونیستی نا متعادل است وگیج وکم توان. اپوزیسیون چپ خارج از کشور مثل تشنگان در کویر بدنبال آب، سر در گم است گاهی به مجاهدین ومجاهدت آنها دل می بندد وگاهی هم بفکر جنبش ناب کمونیستی ناب میافتد آنچنان ناب که نقش داس را برروی آرم قدیمی داس وچکش یک انحراف ایدئولوژیکی عظیم بر نمیتابد. شما فکر نمیکنید که کمونیستها و سوسیالیستها ی از همه بینش! امروز تنها و تنها حول یک برنامه حد اقل در حد برنامه سوسیال دموکراسی آنهم از نوع غربی آن میتوانند با هم کنار بیایند. ( آزادی سیاسی- عدالت اجتماعی – حقوق زنان- حقوق بشر،حق اجتماعات- ازادی مطبوعات......وغیره) این بزرگترین مخرج مشترک همه اپوزیسیون چپ اعم از مذهبی وغیر مذهبی در حال حاضر است ؟ ونگاهی به برنامه ها وعملکردها هم چیزی بیش از این طلب نمیکند واز قضا جامعه ایران هم در حال حاضر انتظاری بیش از این ندارد. چنین توافقی بنظر من بار بزرگی را از دوش مجاهدین خلق هم بر میدارد. وباعث تقویت موضع آنها هم میشود. چون مجاهدین در واقع تکلیفشان از همه نظر روشن است .تشکل خود را دارند، رهبری خود را دارند، وحتی بر نامه خود را برای فردای قدرت دارند و خواسته های آنها هم خواستی است در توان سوسیال دموکراسی ( غربی) تنها از ضعف پای دومشان که قرارست رفقای کمونیست یا چپ غیر مذهبی باشد در رنجند. گاهی انجام کارهای کوچک بهتر از هیچ کاریست. دست مریزاد
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.