شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۹ مه ۲۰۱۳



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

زمان به ضرر مجاهدين خلق و جنبش مردم!
يادداشت روزكوروش طاهري

کورش طاهري

 

در خرداد سال 1997، محمد خاتمي رئيس جمهور حكومت اسلامي شد. در هشتم اكتبر همين سال،وزارت امور خارجه آمريكا،در تصميمي حاد و دشوار، سازمان مجاهدين خلق ايران را در رديف سازمان هاي تروريستي قرار داد. از اين جهت تصميم دشوار بود كه، پنتاگون و تعدادي از افراد با نفوذ در آمريكا، بر تئوري حمايت از مجاهدين، براي فشار بر رژيم تهران معتقد و مصر بودند.( هم چنان كه اين نظريه هنوز پا برجا است). قبل از اين واقعه،در پي گسترش مناسبات اقتصادي ايران و فرانسه از يك طرف و از طرف ديگر،فشار دولت شوروي سابق بر فرانسوا ميتران رئيس جمهور وقت فرانسه، سرانجام دولت اين كشور، در سال 1986،مانع فعاليت مجاهدين شد. سازمان ناگزير مقر خود را به عراق منتقل كرد و مسعود رجوي رهبر سازمان، به بغداد رفت .هر چند او قبل از اين، در سال 1982 با صدام حسين ملاقات كرده بود.

سازمان مجاهدين كه، قبل از حوادث و سركوب خرداد شصت،براي متقاعد كردن خميني به پذيرش آزادي هاي سياسي و احترام به حقوق شهروندي و فعاليت در محدوده قانون اساسي رژيم، تلاش زيادي را كرد،اما،نتيجه اي نتوانست بگيرد . سرانجام  تحت فشار رژيم اين سازمان و ساير سازمان هاي آزادي خواه و انقلابي،فعاليت زير زميني و برخورد با رژيم را از سر اجبار برگزيدند.

وقتي در هفتم تير سال شصت،مقر حزب جمهوري اسلامي منفجر شد و بيش از هفتاد نفر از مقامات ارشد رژيم از جمله بهشتي،رئيس ديوان عالي و از تئوري پردازان حكومت اسلامي،كشته شدند،رژيم، مجاهدين خلق ايران را به عنوان عامل اصلي اين انفجار معرفي كرد. سپس در اوائل مهر ماه شصت،دفتر نخست وزيري منفجر و رجائي رئيس جمهور و جواد باهنر نخست وزير كشته شدند. كه اين بار نيز، مجاهدين، متهم به اين انفجارشدند. اما،اطلاعات ولاديمير گوزشكين  Wladimir Kuzichkin (مسئول سازمان جاسوسي شوروي سابق،گ.ك.ب. در سفارت شوروي سابق در تهران،مسئول گروه هاي سياسي ايران در سفارت،جاسوس انگليس در سفارت شوروي،بر مبناي اطلاعات او به انگليسي ها بود كه، رژيم جمهوري اسلامي سرانجام با سازمان فدائيان اكثريت و حزب توده برخوردكرد و آن ها را نيز غير قانوني  كرد) انگليس ها را متوجه كرد كه،نقشه انفجار حزب جمهوري اسلامي توسط اكبر هاشمي رفسنجاني و بهزاد نبوي طراحي شده بود.انفجار نخست وزيري نيز، توسط سيد علي خامنه اي و آيت اله خزعلي سازمان داده شده بود. ولاديمير هميشه بر اهميت سازمان مجاهدين صحه مي گذاشت و تنفر خاصي نسبت به حزب توده و سازمان فدائيان اكثريت داشت.

بعد از آن كه،محمد خاتمي در خرداد 1997 رئيس جمهور رژيم شد،قوم به اصطلاح اصلاح طلبان، براي گشايش درهاي رابطه با آمريكا،پيام هائي را به واشنگتن ارسال كردند.در بين اين پيام ها،سازمان مجاهدين خلق نيز جاي خاصي داشت. دولت بيل كلينتون، با تكيه بر چند عامل براي قانون مند كردن آن، سازمان مجاهدين خلق را در ليست گروه هاي تروريستي قرار داد. كه خشنودي و رضايت حكومت جمهوري اسلامي را در پي داشت. وزارت خارجه آمريكا با استناد به چند موضوع اين تصميم دشوار را اتخاذ كرد :  گذشته از چشمك زدن رژيم به آمريكا براي ايجاد رابطه و ارائه مدارك جعلي به دولت انگليس و تشويق جك استراو وزير امور خارجه وقت انگليس به طرح ممنوعيت فعاليت هاي سازمان در آمريكا و اروپا.گذشته از انفجار هاي حزب جمهوري و نخست وزيري.بايد از عواملي چون  نزديكي سازمان با رژيم صدام حسين،دوم،انجام عمليات فروغ جاويدان، پس ازصدور قعطنامه 598 سازمان ملل متحد در اعلام آتش بس بين ايران و عراق. آمريكا تصميم حمله مجاهدين به شهرهاي ايران را در آن زمان مخالفت با سياست ها و فشار آمريكا براي پايان جنگ تعبير كرد.سوم،مراجعه به سابقه تاريخي مجاهدين در برخورد با آمريكا و موضع گيري هاي سازمان پس از روي كار آمدن جمهوري اسلامي. چهارم،گزارش هاي مقامات نظامي آمريكا مستقر در قطر از جمله،وينسنت بروكس Vincent Brooks   از تجهيز شدن تسليحاتي مجاهدين و سرانجام استناد به دور شدن از فعاليت سياسي و اهميت بر مبارزه مسلحانه اشاره كرد.

زمان به سال 2002 رسيد ، اين بار، نوبت اتحاديه اروپا بود تا سازمان را در ليست تروريستي قرار دهد. در اين سال شخصيت هاي بسياري از جمله،دانيل پي ببيز و پاتريك كلاوسون( (Daniel Pipes-Patrick Clawson           با موضع گيري در مورد اين كه سازمان، با اتخاذ شيوه نظامي و داشتن گروهاي مسلح از حالت يك سازمان سياسي خارج شده است و تشكيلات و ساختار آن بدين علت از بافت دموكراسي فاصله گرفته است زمينه هاي ذهني مقامات وزارت خارجه آمريكا را بيشتر تقويت كردند. هر چند در مقابل، سخنگوي مجاهدين، محمد محدثان نيز، اين ادعا ها و اتهامات را رد كرد. در اقدام بعدي بر اساس دستور دادگاه فدرال آمريكا،دفاتر شوراي ملي مقاومت تعطيل و پليس فدرال گزارشي رادر رابطه با سازمان و فعاليت هاي آن در اختيار دولت قرار داد. در اين گزارش از جمله به استراق سمع مكالمات سازمان و اهداف آينده آن اشاره شده بود.در شانزدهم ژوئن سال 2003  در پاريس، نيز، پليس و نيروهاي امنيتي به دستور قاضي يان لوئيس بروگيورس Jean-louis Bruguieres  با يورش به اماكن سازمان و دستگيري مريم رجوي، بر شرائط دشوار براي ادامه فعاليت سازمان اضافه كرد. در پي ارسال اطلاعات توسط سازمان جاسوسي آمريكا مبني بر تصرف سفارت خانه هاي رژيم در چند كشور اروپائي توسط سازمان مجاهدين ، يورش توسط پليس فرانسه صورت گرفت.

در آلمان نيز سرويس اطلاعات فدرال اين كشور ب.ان.د BND گزارش هائي را در رابطه با فعاليت هاي سازمان از جمله فقدان دموكراسي در سازمان دهي و ساختار سازمان و تامين منابع مالي از طريق مختلف، منتشر كرد.

فشار ها بر سازمان،در سال 2003 و پس از سقوط رژيم صدام حسين در عراق، در اروپا و آمريكا هم آهنگ و برنامه ريزي شده بود. در آن سوي ، مجاهدين خلق، در يك اقدام زودهنگام و بدون مطالعه براي دريافت امتيازات لازم از اروپا و آمريكا، براي خود و اپوزيسيون،(حداقل حذف نام آنان از ليست تروريستي) مراكز مخفي سلاح هسته اي حكومت اسلامي را توسط علي رضا جعفرزاده افشا كردند. در دهم ماه مارس 2003 سخنگوي رئيس جمهور آمريكا آري فليس شر Ari Fleischerاعلام كرد كه، جمهوري اسلامي تاسيات مخفي ساخت سلاح هسته اي در اختيار دارد. كنفرانس او در پي افشاي مجاهدين خلق برگزار شد.

كدام تروريست؟

آمريكا در اعلام ليست سازمان ها و گروه هاي تروريستي در جهان، به يك تقسيم بندي اكتفا كرده است.بدين ترتيب، تعدادي، تحت عنوان گروهاي اسلامي،تعدادي، تحت نام ملي گرا ها، تعدادي با برچسب ساير گروها،برخي در حوزه كومونيستي و چپ.،تعدادي در قلمرو آنارشيست، جمعي در محدوده نژادي، برخي در جبهه ضد كمونيستي،قرار گرفته اند.

سازمان مجاهدين، در رديف ساير گروه ها و شوراي ملي مقاومت در رديف ملي گرايان قرار دارند. با اين كه در سپتامبر 2006 دادگاه اروپا به درستي، حكم بر برائت مجاهدين از اتهامات تروريستي و ساير محدوديت ها براي اين سازمان داده است،اما،هم چنان سازمان در ليست باقي مانده است. تظاهرات اخير سي ام ژوئن نيز با تكيه بر حكم دادگاه عالي اروپا و با هدف حذف مجاهدين از ليست در مقياس خوبي و قابل توجهي برگزار شد.اما،به اعتقاد من و با عاريت از تجربه تاريخي و سطح معادلات و مناسبات در روابط بين المللي، سازمان مجاهدين در اين زمينه و شيوه هاي تاكتيكي و استراتژيكي مشكلاتي دارد.

نخست، فعاليت هاي سازمان براي حذف لقب تروريست از منظر حقوقي ضعيف و بيشتر با حركت هاي احساسي توام است. در اروپا و آمريكا به درست يا غلط دموكراسي وجود دارد. اين دموكراسي برتافته از ماهيت مسلط سرمايه داري است. وقتي در اين قلمرو تصميمي جنبه قانوني به خود گرفت،براي مقابله و خنثي كردن آن، بايد از مجاري حقوقي و قانوني و توجه به نقاط ضعف و قوت آن اعاده حق كرد. در شرائط هائي استثنائي مي توان از ساير ابزار مثلا اعتصاب بهره برد. اما،اعتصاب زماني است كه، براي كاهش يا افزايش،حذف يا تكميل و سرانجام به وجود آوردن موضوع جديدي عوامل مربوط به آن را در اختيار داشت. باز هم به درست يا غلط، در عصر كنوني آمريكا يكه تاز است و اروپا قدرت درجه دوم يا سوم(بعد از چين) در جهان است. آن ها به گروه ها و سازمان هاي مذهبي به ويژه اسلامي با ديده منفي و تروريستي نگاه مي كنند. مجاهدين يك سازماني است كه عقيده ديني و فلسفه مذهبي بر بافت و ساختار ايده ئولوژيكي آن حاكم است. هر چند از دموكراسي و آزادي سخن مي گويند. با اين وصف،در رده بندي، اين سازمان در رديف سازمان هاي اسلامي تروريستي قرار ندارد. اين جا،يك كليد معما وجود دارد. آمريكا و اروپا چرا سازمان را در رديف سازمان هاي تروريستي اسلامي قرار نداده اند؟ (اين برچسب بسيار سنگين تر است). اروپا وآمريكا و به تبع آن چين، از سازمان مجاهدين،دموكراسي، كاهش و در نهايت حذف ايده نظامي گري مي طلبند. تك روي هاي سازمان اين نظريه را ناخودآگاه تقويت كرده است كه،سازمان مجاهدين در پي كسب قدرت مطلقه در ايران است. تعدادي از اين ها معتقدند كه، در مركزيت سازمان سانتراليسم دموكراسي يا وجود ندارد يا ضعيف است. سازمان در شيوه مديريتي و رهبري با احزابي نظير حزب كارگر انگليس،جمهوري خواه آمريكا، سوسياليست فرانسه و  از اين بابت اختلافات زيادي دارد. اروپا و آمريكا به درستي پنداشته اند كه سازمان مجاهدين خلق بزرگترين و جدي ترين سازمان اپوزيسيون مخالف جمهوري اسلامي است. اما، اين ها به نوع تاكتيك و استراتژي سازمان در برخورد با پديده هاي سياسي در درون و برون خود انتقاد و ايراد دارند. سازمان مجاهدين خلق در بين افراد با نفوذ در اروپا و آمريكا،حامياني دارد.اما،نتوانسته  با دولت ها و احزاب داراي قدرت تنظيم رابطه اي قوي و پايدار داشته باشد. تاكتيك هاي سازمان براي خنثي كردن تبليغات و دروغ هاي رژيم در داخل ايران و به ويژه در نزد نسل جديد،قوي نيست. حدود يك دهه است، سازمان مجاهدين زير فشار و تهاجم اروپا و آمريكا قرار دارد. چنين كميت به معني كاهش كيفي در جنبش مردم ايران و صفوف اپوزيسيون پراكنده است. سازمان در اين يك دهه براي جلوگيري از اين كاهش كيفي و بالطبع كاهش كمي در روند مبارزات آزادي خواهانه مردم ايران،نتوانسته يا نخواسته است،طرح و برنامه جديدي را به اپوزيسيون پيشنهاد و جايگزين بخشي از برنامه هاي سه دهه  خود كند. كه در تعدادي از آن ها اشتباه و خطا وجود دارد. انتظار اين است كه، سازمان بزرگي چون مجاهدين، شرائط و اوضاع كنوني ايران و جهان را بيشتر و در سطح وسيع تري مورد ارزيابي و بازبيني قرار دهد. تجربه سه دهه اخير جمهوري اسلامي،تركيب طبقاتي و رشد نسل جديد و ميانه، بر مردم ايران و طرف هاي خارجي روشن كرده است كه ،هيچ سازماني در آينده به تنهائي قادر به كسب قدرت در ايران نخواهد شد. سازمان مجاهدين، مي تواند از ظرفيت هاي بالاي خود در جهت توسعه جنبش مردم و تشكيل يك جبهه از صفوف دموكراتيك اپوزيسيون شرائط جديدي را بيش روي مردم ايران،آمريكا و اروپا به عنوان يك آلترناتيو قوي و فراگير قرار دهد.تعريف و تنظيم روابط با كشورهاي عربي در كنار جبهه، مي تواند آلترناتيو جديدي را به وجود آورد كه فشار مضاعفي را بر رژيم ، آمريكا و اروپا براي پذيرش خواست ها و مطالبات مردم (در حالت سرنگوني رژيم)وارد كند. شرائط كنوني دشوار است.آمريكا و اروپا و ديگران قصد سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي را ندارند. اگر از گزينه نظامي هم صحبت مي شود به معناي سرنگوني نيست. بلكه تغيير رفتار رژيم مد نظر است. همان سياستي كه در قبال ليبي بكار گرفتند و در عصر شوروي هم پيمان ليبي، شبانه كاخ معمر قذافي را بمباران كردند! در آن سوي قضيه،اختلافات بين وزارت خارجه آمريكا و تيم ديك چيني، نمي تواند به عنوان عامل مطمئني مورد توجه قرار گيرد. درآينده ايران هر حكومتي كه بر سر كار بيايد ناگزير از داشتن ارتباط با تمام جهان است.هم چنان كه بايد حقوق همه گروه ها و سازمان ها و هر نوع عقيده و ايده اي را به رسميت شناسد و از آن دفاع كند. افراد و گروهائي از منتفدين به سازمان مجاهدين،معتقدند كه ظرفيت انتقاد و پذيرش اشتباه و تكيه بر خرد جمعي با حفظ موقعيت ها و جايگاه فردي در مديريت سازمان ضعيف است يا اصلا وجود ندارد. وقت آن رسيده است كه سازمان ظرفيت هاي خود را از گذشته تاكنون، براي سازمان دهي جنبش آزادي خواهانه ايران بروز دهد! نسل جديد سوار بر داده هاي تكنولوژيكي در ارتباطات و مخابرات است! سه دهه از مبارزه بر عليه رژيم گذشته است. اين بدين معني است كه نسل جوان دبروز در صف مبارزه امروز به نسل پي و شصت ساله تبديل شده است.زمان در آينده در صو.رت تداوم اين وضعيت، هم چنان بر سياق گذشته است. جذب يك هوادار صده ها بار مشكل تر از پيري و دفع صده ها هوادار است! مجاهدين بخشي از نيروي و ظرفيت خود را بايگاني كرده اند!آمريكا و اروپا و چين و روسيه به فكر منافع خود هستند نه مردم ايران و سازمان هاي سياسي آن! مجاهدين با پيش قدم شدن مي توانند زمان را به نفع خود،جبهه اپوزيسيون . مردم ايران تغيير دهند. در غير اين صورت، زمان به ضرر مجاهدين و جنبش آزادي خواهي مردم بيش خواهد رفت.

 

                    

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش طاهري:



[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: همنشينى]  [  ]  
با سلام
آقاى مسعود رجوى و سازمان مجاهدين خلق از سال 1361 با رژيم عراق در ارتباط رسمى و پيگير بوده است. در 25 خرداد 1365، اقاى رجوى با صدام حسين ملاقات رسمى داشته كه در مطبوعات و راديو و تلويزيون نيز خبر و فيلم ان منتشر شده است.
  

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
این مقاله مملو از اطلاعات غلط و مغرضانه است. برای کسانی که در جریان تاریخ معاصر ایران و نیروها و سازمان های سیاسی ایرانی بوده اند، بی پایه بودن بسیاری از ادعاهای آقای طاهری مثل روز روشن است.
سئوالی که می ماند این است، که انگیزه آقای طاهری برای نوشتن چنین مقاله ای چیست؟ ایشان حتی وقتی سعی می کند، در یک توضیح به قول خودشان ضروری، یکی از موارد بی اساس در مقاله شان را پس بگیرد، باز هم به خوانندگان آدرس عوضی می دهد و ادعای بی اساس دیگری را مطرح می کند!
بعضی ها انگار فقط بدنبال ایجاد طوفان در لیوان آب هستند!
  

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
سازمان مجاهدین خلق هرگز مسئولیت انفجار حزب چماق داران جمهوری اسلامی و نخست وزیری رژیم را قبول نکرده است و تا به امروز در هیچ یک از منابع رسمی و انتشارات سازمان اعلام نکرده است که این دو کار سازمان بوده است اما مانند میلیون ها ایرانی دیگر از نابودی ایادی جنایتکار رژیم مانند بهشتی و رجائی و باهنر ابراز خرسندی کرده و می کنند. بیان "انفجار خشم خلق" با قبول کردن مسئولیت این انفجارها متفاوت است و در ضمن چند سال بعدتر خود رژیم تعدای عراقی را به عنوان جاسوس رژیم بعثی و با اتهام انفجار حزب جمهوری اسلامی اعدام کرد. وابستگی تشگیلاتی منفجر کننده دفتر نخست وزیری به مجاهدین فقط توسط رژیم ادعا شده و مجاهدین خلق مطلبی را در این مورد اعلام نکرده اند. از دوستانی که موافق نیستند خواهشمندم بنویسند که در کجا و کی مجاهدین مسئولیت این انفجارها را قبول کردند. شهید موسی خیابانی هرگز نگفت که اعضای این سازمان مسئولیتی در این انفجارها داشته اند و ادعای این که او از کم و کیف این انفجارها مطلع بوده است نادرست و تحریف تاریخی می باشد. مجاهدین خلق بعد از خرداد 60 تعدای از ایادی جلاد رژیم را ترور کردند و این مورد قبول و تائید آنها می باشند اما انفجارات حزب چماق داران و مرتجعینی مانند بهشتی و رجائی و باهنر را هر که کرده باشد مجاهدین نکردند. نابودی دشمنان مردم ایران باعث خوشنودی قلبی مردم ستمدیده و انقلابیون بوده و هست اما مطمنا این دو انفجار بهانه لازم را به رژیم داد تا دست به قتل انقلابیون و مبارزین با کلاه شرعی بزند و سکوت مجاهدین نیز در این مورد کمکی به ارتقا آگاهی انقلابی توده های ایرانی نکرد و تا حدی باعث هرج مرج فکری انقلابیون شد.   

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: همتی]  [  ]  
دوستان، رفقا، دشمنان و بی خیالان
زمان و دوران به نفع مجاهدین و خلق ایران است فقط به یک شرط که هرکس خود را دشمن آخوند میراند و آزادیخواه است این نکته را دریافته و دست خود را در دست خیل ایرانیان آزادیخواهی که چشمه ای از قدرت خود را در روز 30 ژوئن گذشته نشان دادند بگذارد.
در غیر اینصورت تاریخ بر هیچ کس نخواهد بخشید که در مقابل استبداد مذهبی کاری نکرده است.
  

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: شميم]  [ shamimgoalshan@yahoo.co.uk ]  
مسعود رجوي رهبر سازمان، به بغداد رفت .هر چند او قبل از اين، در سال 1982 با صدام حسين ملاقات كرده بود.
اين مطلقا دروغ است آقاي مسعود رجوي با آقاي طارق عزيز ملاقات كرد و طرح صلح امضا گرديد.

انگليس ها را متوجه كرد كه،نقشه انفجار حزب جمهوري اسلامي توسط اكبر هاشمي رفسنجاني و بهزاد نبوي طراحي شده بود.انفجار نخست وزيري نيز، توسط سيد علي خامنه اي و آيت اله خزعلي سازمان داده شده بود.

مشتي دروغ و همه چيز كار انگليسي ها است! گذشته از چشمك زدن رژيم به آمريكا براي ايجاد رابطه و ارائه مدارك جعلي به دولت انگليس و تشويق جك
استراو وزير امور خارجه وقت انگليس به طرح ممنوعيت فعاليت هاي سازمان در آمريكا و اروپا.گذشته از انفجار هاي حزب جمهوري و نخست وزيري.بايد از عواملي چون نزديكي سازمان با رژيم صدام حسين،دوم،انجام عمليات فروغ جاويدان، پس ازصدور قعطنامه 598 سازمان ملل متحد در اعلام آتش بس بين ايران و عراق. آمريكا تصميم حمله مجاهدين به شهرهاي ايران را در آن زمان مخالفت با سياست ها و فشار آمريكا براي پايان جنگ تعبير كرد.
هم انگليسي ها حزب جمهوري را منفجر مي كنند هم دلال رژيم هستند!
مجاهدين در خاك عراق كه گلوگاه استراتژيك رژيم است مستقر شدند و اين استراتژي تا پايان رژيم به قوت خود باقي است .اگر تركيه يا پاكستان يا هر كشور ديگري به مجاهدين خاك مي داد به دردشان نمي خورد چون درستترين نقطه عراق بود و فقط عراق به انها خاك داد و اين خاك متعلق به مردم عراق است و الان چهار سال از سقوط حكومت صدام حسين مي گذرد و اينها مشتي هزيان است.


مجاهدين نه به شهرهاي ايران به رژيم و براي سرنگوني رژيم و آزادي شهرهاي ميهنشان حمله كردند .پس تا اينجا دم خروس بيرون مي زند نبايد به رژيم حمله كرد!

سازمان مجاهدين در پي كسب قدرت مطلقه در ايران است. تعدادي از اين ها معتقدند كه، در مركزيت سازمان سانتراليسم دموكراسي يا وجود ندارد يا ضعيف است. سازمان در شيوه مديريتي و رهبري با احزابي نظير حزب كارگر انگليس،جمهوري خواه آمريكا، سوسياليست فرانسه و … از اين بابت اختلافات زيادي دارد.

مشتي دلال و تاجر مماشاتگر و غارتگر را چه به دمكراسي !اگر اجازه دهيم جاسوسانشان در ميان ما جاسوسي كنند و در غارت خلق و ميهنمان شريكمان كنند دمكرات مي شويم!
آنها از يك حكومت قرون وسطايي حمايت مي كنند و مدافع آزادي و دمكراسي نيستند.
مجاهدين درپي قدرت نيستند هيچ مجاهدي نمي بيني كه مال و منا ل و دارايي داشته باشد و فقط براي برقراري يك حاكميت مردمي مي رزمند و خود را فرزندان ايران زمين و صاحب ايران مي دانند و اين هيچ ربطي به آمريكا و اروپا ندارد رابطه بر اساس احترام متقابل آري تجاوز به حقوق يك ملت هرگز فرزندان مصدق كبير گرد و سرفراز قد بر افراشته اند!
شميم گلشن
  

[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [  ]  
با سلام .اقای طاهری مقالعه شما مثل اب در هاونگ کوبیدن است .یک سری به سایت های مجاهدین بزنید .می توانید این حرف من را درک کنید .نمی توانند یک ترقه در تهران در کنند میگوییند تا 2سال دیگر در ایرانیم؟؟؟چطوراش را از خود مجاهدین بپرسید <البته اگر شانس اورید ولقب مزدور ملا ها را به شما نچسبانندن>رهبران مجاهدین میدانند هرگونه تغییر در استراتزی به منعی خداحافظئ با ریاست مادام العمری وبدون انتخابات در دمراتیک ترین سازمان تاریخ بشریت است.پس جام زهر هرگز.<جام زهر مخصوص ملاهاس>واگر هم وقت سر زدن به سایت های مجاهدین را ندارید در ذیل تعدادی از انها برایتان پیام گذاشتن ویا در همین سایت دیدگاه پیام اقای رجوی کاملا درج شده خوب بخوانید وخوشبختانه<از نظر من>متوجه می شوید مجاهدین هنوز در همان توهمات سالهای 60 در جا میزنند.<سال 61 مجاهدین وعده 2و3 ساله میدادند امروز هم وعده 2ساله>موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 07 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بهروز سلطانی]  [  ]  
چطور است جناب اقای ناظر این جواب را هم به یاران مجاهدتان بدهید
که حاج اقا همان رجوی است که به مکه رفته است و با خمینی بیعت ضد امپریالیستی میخواست ببندد!
البته من نمیخواستم اینگونه جواب دهم .ولی جناب ناظر اگر این جواب را درج نکنید خود شما توهین حاج اقا را عهده دار شوید چرا که مانند حاج آقاها سانسور فرموده اید!
  

[تاریخ ارسال: 07 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
متاسفانه اوضاع و احوال بعضی مدعیان مخالف رژیم به جایی رسیده است که حتی از درج اخبار مربوط به سازمان مجاهدین خلق ایران ناراحت و دلگیر می‌شوند. مثلا این آقای بهروز سلطانی که بخاطر درج اخبار و مطالب متعلق به مجاهدین در سایت دیدگاه ناراحت و عصبانی می‌شود و دیدگاه را به «مجاهدگاه» متمم می‌کند، تاکنون هیچ ایرادی به سایت انقلابی - دمکراتیک دیدگاه برای درج بعضی مطالب روزنامه کیهان و جمهوری اسلامی نگرفته است و و در قبال آنها هیچ اظهار نظری نفرموده‌اند! این دشمنی و عداوت نسبت به مجاهدین فقط مختص بعضی افراد و جریانات طرفدار رژیم نیست، بلکه به یکی از مشخصات ثابت و تغییرناپذیر بعضی نیروها و جریانات ضد جمهوری اسلامی نیز تبدیل شده‌است. به همین دلیل، سایتها و رسانه‌های وابسته به سازمانهای باصطلاح اپوزیسیون که با شور و شوق زایدالوصفی اخبار و حوادث مرتبط با رزیم را در سایتهای خود چاپ و منتشر می‌کنند در رابطه با حرکات و فعالیتهای سازمان مجاهدین، کاری جز سکوت و خاموشی نمی‌کنند. برای نمونه سایت پیک ایران که خودش را یک منبع خبری غیر وابسته معرفی می‌کند با اینکه از گردهمایی سی ژوئن در پاریس خبر داشت، اما عمدا هیچ اشاره‌ای به نکرد. البته از سایت پیک ایران که در بخش پیوندهای سایت بازتاب رژیم قرار دارد انتظاری بیش از این نمی‌رود. من با این نمونه می‌خواستم نشان دهم که اتفاقا یکی از خصوصیات خوب و مثبت سایت دیدگاه همین تنوع و گستردگی دید آن نسبت به تغییر و تحولات داخل ایران و منطقه است. از اینروی متهم کردن دیدگاه به مجاهدگاه از سوی هر فرد و جریانی که صورت بگیرد جز خدمت به دشمن طبقاتی چیز دیگری نیست! اما در رابطه با مطلب آقای طاهری باید بگویم که سازمان مجاهدین خلق در همان تیر سال ۱۳۶۰ مسئولیت انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و بعدا انفجار دفتر نخست وزیری و کشتن به حق باهنر و رجایی را بر عهده گرفتند. حتی شهید موسی خیابانی با اعلام دقیق ساعت انفجار (نه شب هفت تیر)‌آنرا یکی از عملیاتهای موفقیت‌آمیز مجاهدین معرفی کرده بود! موفق باشید!   

[تاریخ ارسال: 07 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نسیم]  [  ]  
باید دروکرد باید که کوبید باید دوباره از ریشه رویید ... و دست در دست یکدیگر با هم ایرانی نو بنا کنیم و آنها که دل در گرو آزادی دارند حتما که در صحنه حضور خواهند داشت و به وعده وفادار و زمان نیز همه چیز را به اثبات خواهد رساند... و من فکر می کنم که سایت دیدگاه به وظیفه تاریخی خود برای ایجاد فضای سالم و ضد رژیم تا آنجا که برایش مقدور بوده عمل کرده و البته که از بر چسبها نیز حراسی ندارد آری باید از فرزندان خلف خلق حمایت کرد حتی اگر برای عده ای خوشایند نباشد... مهم این است که حقیقت را نباید قربانی کرد همین و بس... پیروز و پایدار باشید   

[تاریخ ارسال: 07 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: فرياد]  [ faryad_ashena@yahoo.co.uk ]  
با سلام به هموطنان عزيزم
من نوشته آقاي كوروش طاهري را خواندم .قصد ان ندارم كه به تك تك موارد نوشته شان بپردازم اما آقاي طاهري اطلاعات غلطي به عمد يا به سهو به خوانند ه مي دهند و اين نمي تواند از سر بي اطلاعي باشد زيرا به اندازه كافي سند در دسترس همگان هست كه به توان به انها مراجعه كرد از اين گذشته مجاهدين و شوراي ملي مقاومت با دفاتر نمايندگيش و هواداران مجاهدين حاضر و ناظر هستند و هر كس مي خواهد در باره مجاهدين بنويسد اول به كتابها تلويزيون و اعضا و هواداران مجاهدين مراجعه كند بعد با حفظ اختلاف نظرش در باره مجاهدين بنويسد .البته اصل اساسي اين است كه نويسنده دشمن اصلي را رژيم و قصد و هدفش در راستاي تحقق ارمان ملت ايران كه همانا آ
آزادي و با سرنگوني رژيم محقق و ميسر مي شود مي باشد.
آفاي طاهري نوشته اند اقاي رجوي در سال 82 با صدام حسين ملاقات كردند اين دروغ محض است.و اقدام نا به هنگام در افشاي پروژه اتمي رژيم يعني مي گذاشتند رژيم به هدفش مي رسيد.مجاهدين براي پاسخ به يك ضرورت چرتكه نمي اندازند به ان جواب مي دهند و بهايش هرچه كه باشد مي پردازند.
اينكه مناسبات دمكراتيك چه مناسباتي است؟ اگر از روي بينه هاي ان يعني قهرمانان و رزمندگاني كه پرورش داده و مي دهد و روح انساني حاكم بر اين مناسبات كه در سرتاپاي تشكيلات مجاهدين و هوادارانشان ساري و جاريستنتوان فهميد مي توان صادقانه مدتي با مجاهدين نزديكي كرد و شناخت.در مجاهدين همه چيز بر اساس بحث و اقناع است و پس از ان كه همه قانع شدند دنبال اجراي ان مي روند .هيچگا ه بحث روشنفكري نمي كنند . حرفي مي زنند كه مشكل يا مسئله اي را حل كنند
اگر به وضعيت و شكست خانم سگولن رويال در انتخابات رياست جمهوري فرانسه توجه رداشته باشيد عليرغم محبوبيت سگولن به دليل نداشتن تشكيلات شكست خورد .و فرق تشكيلات مجاهدين با احزاب اروپايي در اين است انها را در كادر مناسبات سرمايه داري بايد تبيين كرد مجاهدين يك جنبش انقلابي ضد استثماري هستند اساس مناسباتشان بر نفي ستم و استثمار در تمامي زمينه هاست و انتخاب در مجاهدين امري آگاهانه و آزادانه است و شكيلات براي خدمت به مردم است نه براي رسيدن به قدرت . وظيفه اين تشكيلات پيشاهنگي مردم است.
اينكه مجاهدين به هيچ جاسوس و جاسوس بچه اي راه نمي دهند اين نشان افتخارشان است و اتفاقا اتهامي كه به تشكيلات مجاهدين مي زنند به همين خاطر است چون ميبينند نمي توانند در مجاهدين نفذ كنند مي گويند دمكراتيك نيستند.
اگر فاز را فاز اضمحلال بدانيم نگرش ديگري خواهيم داشت ما چشممان به امريكا يا اروپا نميست به خلق قهرمانايران است.
فرياد آشنا
  

[تاریخ ارسال: 07 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: زارع]  [  ]  
اولا به عمل کار براید و نه به سخن گفتن دوست. رژیم در خارج سایتهای رادیوئی وتلویزیونی اینترنتی راه می انذازه که مردم را از عمل ومبارزه به بحثها و مشغولیتهای خانگی بکشاند. هر چند که مردم ایران در داخل ایران حتی از آن برنامه های مزخرف و تبلیغاتی خارج نظام نیز محرومند!.از آنجا که شعارهای انحرافی مانع اتحاد و انسجام کامل نیروها و مردم در مقابل رژِیم بوده است ولی این طوری هم درست نیست که با شعارهای ضد امپریالیستی انحرافی دل به شعارهای ضد استکباری نمایندگان ولی فقیه همانند حسن نصرالله و حماس ...بست و از طرف دیگر مدعی دشمنی و مبارزه با رژیم شد. پس قبل از وارد شدن به جبههً همبستگی لازم است که مرزهای خود را با رژِیم و باندهای وابسته اش و حامیانش که مستقیماً و یا غیر مستقیم به لحاظ مالی و نظامی نیزتحت حمایت ولی فقیه هستنند مشخص کنیم. زیرا مدعی که دشمنش مشخص نیست به دوستی اش هم نمی توان اعتماد کرد. ثالثاً مجاهدین به در خونهً تقریباً تمامی ایرانیان رفته و مسایل را شرح داده و دعوت به اعتراضات و تجمعات ... نیز شده اند و لذا اگر چناکه آقایان توقع و یا انتظار داشته باشند که مجاهدین کسی را با التماس و خواهش و تمنا به مبارزه دعوت کند، اینگونه رفتار در نه در شئان یک مبارز بوده و نه شخص مخاطب دیگر انقلابیست. بعضیها برای مسافرت و دیدن عمه و خاله و یا طلب سهم و ارثیهً پدریش ، از لس آنجلس بلند میشه میره تا بغل آخوندهای خونخوار. حا لا یک مدعی سیاسی مبارز برای نجات مردم و خاکش نباید به خودش این زحمت را بدهد که چند ساعت تو راه باشه و قدمی برداره؟ اتفاقا به نظر من نسل جدید ایران که به مدیای آزاد و دنیای خارج باز دسترسی دارند! بیشتر از پیرهای تئوری باف، تشنهً سرنگونی رژیم قرون وسطی ملایان هستند.
آینه گر عیب تو بنمود راست - خود بشکن آینه شکستن خطاست.
  

[تاریخ ارسال: 07 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: مازیار]  [  ]  
حاج آقا سلطانی
دشمن کیست؟ ملاها را در نبرید و دست از سر دیدگاه بردارید.
  

[تاریخ ارسال: 06 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بهروز سلطانی]  [  ]  
شما یا خود را به گیجی میزنید ویا میخواهید تاریخ را گونه ای دیگر ورق بزنید .این از افتخارات مجاهدین براشان بوده است که از انفجارات بمب در حزب و نخست وزیری یاد کرده اند ودر برنامه های تلوزیونی خود انفجار حزب را >> انفجار خشم خلق <<معرفی کرده اند! وهرگز نیز اطلاعیه نداده اند که چنین کاری نکرده اند!
اما به نظر میرسد که سایت دیدگاه به مجاهدگاه تبدیل شده است که هرروز یک مطلب برایشان درج میکند وآنها را مطرح میکند در حالیکه واقعا آنها بطوری که حد اقل از جنبش های دانشجویی ودیگر جنبش ها در ایران میتوان دید بهیچ وجه مطرح نیستند. اما در باید گفت که مثل اینکه آقای طاهری هم همخط خانم رجوی که عملیات مسلحانه خود را مربوط به قرن گذشته میداند درجهت وکوشش است که آنچه را که مجاهدین به آن افتخار میکرده اند را نیز لاپوشانی کند ! ولی این قدر مجاهدین فیلم وفاکت ونوشته برجای گذاشته اند که نمیشود با این تغییر وتعبیر تاریخ با یک فاکت مشکوک آنرا دگرگون کرد!
  

[تاریخ ارسال: 06 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: سیامک]  [ siamaksabroui ]  
با احترام: نوشته اید که "وقت آن رسيده است كه سازمان ظرفيت هاي خود را از گذشته تاكنون، براي سازمان دهي جنبش آزادي خواهانه ايران بروز دهد!" و نیز گفته اید" مجاهدين با پيش قدم شدن مي توانند زمان را به نفع خود،جبهه اپوزيسيون . مردم ايران تغيير دهند." ولی روشن نکرده اید که توقع شما بعنوان یک تحلیلگر سیاسی از سازمانی که بقول خودتان یکدهه است تحت شدیدترین فشارهای ناحق بین المللی است ، و یک قلم تهیه مخارج مالی کمرشکن به تنهایی بسیاری از انرزی هایش را به خوداختصاص میدهد، چیست .آیا متوفعید که مجاهدین خانه به خانه و فردا فرد درب خانه حضرات را زده و به اتحاد دعوت نمایند.درحالیکه اگر امکانش باشد اینکار را هم خواهند کرد. کمااینکه در بیانیه اولیه جبهه همبستگی مطرح کرده اند که مقدمات اولین نشست این جبهه سراسری راهم که مستلزم صرف انرزی مادی و معنوی و تشکیلات و امنیتی زیادی است راهم تقبل کرده اند.درحالیکه نیروی مسئول و دلسوز خلق خودش باید به پای سر در راه آزادی خلق اش بدود! متاسفانه انچه که نادر است همین نیروی مسئول و دلسوز است در عوض تا بخواهید حرافی و تئوری بافی به وفور یافت میشود.
طرح جبهه همبستگی ملی ارائه شده توسط شورای ملی مقاومت و طبعا مجاهدین بسیار ساده و روشن و بدون پیچیدگی است. (1)جدایی دین و دولت ، (2)جمهوری و(3) سرنگونی تام و تمام رژِیم دیکتاتوری آخوندی با تمام جناح هایش.(یعنی قبول اصلاح ناپذیری این رژیم). سوال اینجاست که چرا سیاسیون(منجمله آقای کوروش گرامی) و مقاله نویس ها و گروه های سیاسی اپوزیسیون این مفهوم ساده ولی روشن و دفیق را متوجه نمی شوند! و در عوض مجاهدین را متهم به خودرایی و راه ندادن به بقیه میکنند.هر نیروی واقعا سرنگونی طلب و دلسوز خلق را از دادن پاسخ مثبت به این فراخوان گریزی نیست. آقای کورش گرامی و دوستان متعهددیگر نظیر ایشان باید که بطور جدی از بقیه این سوال را بنمایند که چرا تا کنون تعلل ورزیده و مانع تشکیل یک جبهه ی وسیع تر از اینکه هست گردیده اند.الا اینکه در به راه حلی غیر از سرنگونی(یعنی از داخل همین رژیم)معتقد باشند! و یا اینکه تضاد اصلی مردم ایران را نه ارتجاع هار حاکم بلکه امپریالیسم و...بدانند که در آنصورت همان اشتباه مهلک و مخرب گروه های سیاسی اول انقلاب، در برخوردبا رژیم و بحث "لیبرال و ارتجاع" راتکرار میکنند. و جیزی که فراموش میشود همان سرنوشت هشتاد ملیون مردم ستمدیده ایران است.خلاصه اینکه"سرنگونی آری یا نه" و اگر آری باید انتخاب کرد.بین منافع شخصی و گروهی با منافع مردم ! اگر منافع مردم انتخاب ماست ، پس گریزی نیست از اتحاد با متشکلترین و پرتلاش ترین و فداکارترین و پر تجربه ترین گروه اپوزیسیون ایران یعنی مجاهدین خلق. صداقت و جدیت هر فرد و گروهی در این پیج تند و حساس تاریخ ایران است که بار دیگر به محک گذاشته میشود. پس بر همه ی ما و نیز بر اقای کورش گرامی استکه از بقیه بپرسیم که "دیگر چه زمانی باید پاسخ بدهید" زمان زمان برخاستن است. همدل و همصدا بامردم داخل ایران که اینچنین شجاعانه به قیام برخاسته اند ما هم دست در دست هم با اتحاد به کمک همدیگر برخیزیم و این ننگ رژیم وحشی حاکم را از صحنه میهنمان و تاریخمان پاک کنیم.و آزادی و عدالت را برای خلق محبوبمان به ارمغان آوریم.
  

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.