شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۳ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اپوزیسیون ایرانی و شورش های در راه
يادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

شورش مردم در پی اعلام سهمیه بندی بنزین هر چند گذرا بود اما خبر از پدیده ای عمیق می دهد و آن عاجز شدن رژیم از تامین بدیهیات زندگی بخش مهمی از جمعیت کشور است. این بحران بار دیگر ثابت کرد که کشورهای اروپایی و آمریکا از پاشنه ی آشیل رژیم باخبرند اما در تناقض همیشگی خود گرفتارند: چگونه می توان از بروز یک شورش سرنگون ساز جلوگیری کرد و در عین حال از این موضوع به عنوان یک اهرم فشار برای مهار جاه طلبی های رژیم استفاده کرد؟ بدیهی است کشورهای اروپایی و بخشی از قدرت حاکم در آمریکا خواهان براندازی رژیم نیستند. تا زمانی که در صحنه ی اقتصادی  ثروت های ایران به سوی شرکت های بزرگ بین المللی سرازیر است و در صحنه ی سیاسی نیز رژیم ایران پیش برنده ی سیاست های مطلوب صهیونیسم جهانی در کشورهای خاورمیانه است عمر و بقای آن، حداقل در صحنه ی خارجی، تامین و حتی تضمین است.

این اتفاق هم چنین نشان داد که سران جمهوری اسلامی و بخصوص بدنه ی فرماندهی سپاه خوب می داند که بدون انرژی اتمی آینده ی نظام در خطر خواهد بود. هم از لحاظ اقتصادی و هم از حیث نظامی. بحران بنزین نشان داد که انرژی اتمی برای پرهیز از مشکل بنیادین تامین سوخت در کشور برای رژیم لازم است، زیرا بدون سرمایه گذاری های زیربنایی در زمینه ی صنایع نفتی، جمهوری اسلامی باید در آینده با مشکلاتی اساسی در این حوزه دست و پنجه نرم کند.[1] رژیم به مرحله ای وارد شده است که هزینه ی نگهداری کوتاه مدت آن از بهای بقای دراز مدت آن بیشتر شده است و این یکی از شاخص های رژیم هایی است که به سوی خود تخریب گری پیش می روند.

در دو سال گذشته درآمد رژیم ایران از قبال نفت به رقم نجومی 120 میلیارد دلار رسید.[2] یعنی درست در طول دو سالی که فقر بیش از هر زمان دیگری در ایران گسترش یافت و امروز حتی سران رژیم به وجود 28 تا 35 میلیون فقیر در کشور اعتراف می کنند.[3] رقمی که در واقعیت بیش از این است. این تناقض آشکار میان ثروت اندوزی رژیم و فقیر شدن جامعه به خوبی نشان می دهد که آنچه باید در ایران در انتظارش باشیم نه یک جنبش اجتماعی برای آزادیخواهی و دمکراسی بلکه یک شورش گسترده ی فقرا و محرومان خواهد بود. شورشی که بی شک رادیکال، خونین و کور خواهد بود. درک چنین پتانسیلی به خوبی به هر فرد و تشکل سیاسی این پیام را می دهد که در چه حوزه ای باید عمل کرد. به عبارت دیگر در حال حاضر افق طبقاتی مبارزات اجتماعی در ایران روشن است. امروز دیگر فعالیت های پراکنده و گذرای جوانان طبقه ی متوسط، با حفظ تمامی ارزش خود، محدودیت های ذاتی و کنشی خویش را نشان داده است و نمی تواند از حد اعتراض گری های کوچک، نمادین و ناپایدار دورتر رود.[4] در مقابل اما پتانسیل 40 میلیون ایرانی محروم و گرسنه از چنان قدرتی برخوردار است که در صورت فعال شدن و سازماندهی شدن می تواند بارها رژیم پلید ایران را سرنگون سازد. فراموش نکنیم که در مقابل رژیم آدمکش و تا دندان مسلح جمهوری اسلامی، نیاز به نیرویی است که بتواند به سوی یک مبارزه ی قهر آمیز رادیکال و توام با فداکاری های عملیاتی لازم پیش رود.

وظیفه ی هر نیروی "انقلابی"، اعم از فرد یا تشکیلات، این است که روی این پتانسیل سرمایه گذاری کرده و با روشنگری – نه روشنفکر گرایی – و یاری به خود سازماندهی این محرومان، شرایطی را فراهم سازد که می تواند به آسانی آرزوی اکثریت مطلق ایرانیان را برآورده سازد : پرهیز از جنگ و تخریب ایران از یکسو و پایان بخشیدن به حیات رژیم ضد ایرانی حاکم از سوی دیگر.

نگارنده بر این باورست که لایه های به اندازه ی کافی رادیکال برای تحقق براندازی قهرآمیز تنها در میان طبقات محروم یافت می شود و تلاش برای یافتن چنین نیرویی در میان اقشار طبقات متوسط جامعه ی کنونی ایران ره به جایی نمی برد.  بخش مهمی از اپوزیسیون تشکیلاتی به دلیل پایگاه طبقاتی خویش مرتکب این خطای محاسباتی می شود، اما تلاش های دو دهه ی گذشته نشان داده است که نیروهای طبقه ی متوسط، توان عینی و ذهنی لازم برای مقابله ی عملی برانداز با رژیم را ندارند و مرزهای تاثیر گذاری آنها از مرز افشاء گری و اعتراض گری های عادی فراتر نمی رود. اما دهها میلیون فقیر و محروم جامعه می توانند – در صورت بیرون آمدن از مثلث جهل و ترس و مسخ- تبدیل به کسانی شوند که با آتش قهر طبقاتی تحقق اهداف معینی را ممکن سازند :

1- رویارویی قهر آمیز با بدنه ی نظامی و امنیتی مدافع رژیم و از سر راه برداشتن آن

2 – هجوم و تسخیر مراکز، پایگاه ها وجایگاه های حکومتی

3 – تسخیر منازل، قصرها، ویلاها و کاخ ها ی غارتگران  طبقه ی حاکم

4- حضور مسلح و سازماندهی شده در صحنه ی جامعه در فردای سرنگونی برای اطمینان از استقرار یک حاکمیت مردمی و جلوگیری از تکرار شوم تاریخ سیاسی ایران

5- حضور درعرصه ی کنترل و مدیریت ثروت ها، صنایع و بنگا ه های اقتصادی بزرگ

 بدیهی است که هیچ یک از این خواست ها به طور خودجوش و تصادفی روی نمی دهد. این امر تنها زمانی ممکن است که نیروهایی که به ضرورت کسب قدرت توسط محرومان جامعه باور دارند به طور آگاه، هدفمند و سازماندهی شده وارد صحنه شوند و برای روشنگری و خودسازماندهی توده های ستمدیده  عمل کنند.

امروز وظیفه ی هریک از ماست که ببینیم در کجای فردای ایران می خواهیم بیایستیم. در کنار کسانی که می خواهند قدرت سیاسی را از بالای سر توده ها و با تکیه بر اهرم مشروعیت و حمایت نیروهای فرامردمی و غیر ایرانی بدست آورند، یا کسانی که برای کسب قدرت، به صاحبان اصلی آن یعنی توده های رنجدیده مراجعه می کنند. فراموش نکنیم، شورش ها در راهند و اگر نیروهای آگاه سیاسی از حالا در پی بهره وری هدفمند آن نباشند فردا، بار دیگر، نیروهای غیر مردمی، با سوء استفاده ی از این خیزش های رادیکال و مانوورهای عوام فریبانه   بر کرسی قدرت خواهند نشست و باز هم  بساط سلطه ی طبقاتی صاحبان زر وزور و تزویر را برقرار خواهند کرد. آیا این جایز است که در پی نزدیک به نیم قرن مبارزه و این همه تلاش و فدارکاری باز هم به سوی بازتولید همان ساختار اجتماعی و طبقاتی برویم ؟ آیا فرصت تاریخی برای درهم شکستن این منطق تاریخی ضد مردمی فرا نرسیده است؟ پاسخ این پرسش ها در آگاهی ، انتخاب و اراده ی تک تک ما ریشه دارد.



[1] جمهوری اسلامی در پی آنست تا با استفاده از انرژی اتمی با کاهش وابستگی خود به صادرات نفت بتوان به مصرف روزافزون داخلی سوخت پاسخ داده و از این طریق از بروز بحران هایی مانند آنچه برای بنزین پیش آمده است جلوگیری کند.  

[2]http://www.radiofarda.com/Article/2007/07/03/f4_income-oil-Marshal-plan.html

[3]http://www.iranpressnews.com/source/026462.htm

 [4] مانند آنچه در مسابقه های فوتبال و یا سالگرد قیام 18 تیر و نیز اعتراضات در دانشگاه ها می گذرد.

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 06 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: nader]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
با سلام.
اگر بخواهم صادق باشم به نظر من تمام جریانات اپوزیسیون کم یا زیاد و مستقیم و یا غیر مستقیم بطور فرصت طلبانه در تحکیم رژیم نقش ایفا کردند: بطور مثال جنگ دولتهای ایران و عراق را در نظر بگیرید که تمام جریاناتی که جنگ را دفاعی تحلیل کردند و مردم را به شرکت در جنگ تشویق کردند الآن باید صادقانه از مردم پوزش بخواهند حتی اگر شب و روز به رژیم فحش می دهند !! با عرض معذرت من ترجیح می دهم که از بردن اسم تشکیلاتها خود داری کنم زیرا به نظر من هیچ تشکیلات ایرانی و حتی غربی ظرفیت انتقاد پذیری را ندارند و در مقابل انتقاد فورآ موضع خصمانه می گیرند.
اکثریت و حزب توده مثل نهضت آزادی و جبهه ملی یک جناح روسیست در هیآت حاکمه بوده و هنوز هستند و آنها طرف خطاب من نیستند.
در آن دوران حزب حکمتیست وجود نداشت اما اگر حزب حکمتیست به انتقادات شما جواب نمی دهد که چیز عجیبی نیست مگر شما این سکتهای سیاسی ایرانی را نمی شناسید؟ آیا فقط حزب حکمتیست است که به انتقادات شما جواب نمی دهد؟ بقیه گروهها چطور؟ حزب حکمتیست استثنا نیست و همه گروهها همینطور هستند. دوستی می گفت که این گروههای به اصطلاح ایرانی که واسه کارگران اشک تمساح می ریزند حتی به تبریک سال نو او جواب نداده بودند. بطور مثال این سایت دیدگاه اگر یک سایت حزبی بود آیا به ما اجازه می داد که مثل الآن من و شما و دیگران در آن به تبادل نظر بپردازیم؟ آیا شما حتی یک حزب یا گروه را می شناسی که به ما یک چنین امکانی را بدهد؟
آنارشیستها بدرستی می گویند که در بین مارکسیستها فرهنگ و ارزش و ضوابط بورژایی حاکم است و این مشخصات را بخوبی می توان در بر خورد غیر رفیقانه مارکسیستها با همدگر و نحوه ارزشگذاری آنها دید !! تشکلات چپ چون هدف آنها فقط کسب قدرت سیاسی است در این راه بسیار محافظه کارانه و کاسبکارانه رفتار می کنند و فقط دوست دارند که دیگران از آنها تعریف و تمجید کنند و یا به آنها پول بدهند. به نظر آنها هر کس که از آنها انتقاد کند دشمن آنها است. از آنجا که مارکسیستها فرهنگ سیاسی بورژایی را الگوی خود قرار داده اند، در برخورد با کسی مثل شما یا من فقط زمانی ما را خطاب قرارمی دهند که عضو آنها بوده و در نتیجه انتقاد جایز نیست و در غیر اینصورت فقط زمانی به انتقاد فرد جواب می دهند که احساس کنند موقعیتشان در خطر است !!

  

[تاریخ ارسال: 06 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [  ]  
با تشكر از جوابتان.
شما لطف كنيد بگوييد كدام سازمان بايد از خودش انتقاد كند كه مبارزه مردم ( كارگران و زحمتكشان ) مثل سال ٥٧ به بيراهه نرود.
اگر منظورتان حزب توده و اكثريت است بايد تا ظهور امام زمان منتظر بود.
اگر منظورتان حزب حكمتيست است اين آقايان تا بحال نسبت به انتقادات بجا يا بيجاى من وسايرين نسبت به محتواى اطلاعيه حزب حكمتيست و مقاله آقاى اسماعیل مولودی ( كه مثل همان اطلاعيه بود) بمناسبت سالگرد درگذشت منصور حكمت هيچ گونه جوابى نداده اند.
ما را داخل .. ندانسته اند.
كدام حزب و سازمان بايد كدامين انتقاد را از خود و گذشته اش بكند. تا كدورتها بر طرف شده و..

با احترام فراوان
  

[تاریخ ارسال: 06 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: Nader]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
آقای هادی شهاب عزیز، من با شما مطلقأ موافقم که جیب گشاد این آخوندها و باند حاکم بر ایران پر شدنی نیست و همه ثروت ایران برای آنها کافی نیست و این رژیم بنا بر ماهیت آن قادر به بر داشتن هیچ قدم مثبتی برای مردم نیست و اگر هم یک اقدام کوچکی انجام میدهد بر خلاف میل خود و تحت فشار مردم انجام می دهد. هدف من از طرح درخواست پول سوبسیدی ، تلاش برای تشویق مردم برای درخواست حقوقشان است. برای کسی که شبها را در کارتن و مقوا در خیابانها می خوابد در یافت 21000 تومان پول سوبسیدی مشکل او را حل نمی کند اما از هیچی بهتر است. شما درست می گویی که برای کسی که گرسنه است هوای تمیزاصلأ موضوع زیاد مهمی نیست ولی تأکید من بر این بود که نباید حق کسی که در حلبی آباد زندگی می کند و یا شبها را در کارتن در خیابانها می خوابد صرف پرداخت سوبسیدی برای دیگران شود این عادلانه نیست. عدالت در جامعه زمانی بر قرار می شود که هر کس و قشر اجتماعی به حق و حقوق دیگران احترام بگذارد هر چند که در یک جامعه طبقاتی هیچگاه و در هیچکجا عدالت وجود ندارد حتی بطور نسبی. مردم ایران و جهان نباید نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت باشند و البته اگر افزایش قیت بنزین و قطع سوبسیدی باعث بیکاری برای آن بخش از مردم بشود که از این طریق ارتزاق ی کنند مسلمأ جامعه و دولت موظف هستند که مشکل آنها را حل کنند. رژیم غارتگر و فاسد حاکم بر ایران محصول جامعه ای است که در کنار خود ناظر درد و رنج مردمی است که در خیابانها و در سرما می میرند و کاری برای آنها انجام نمی دهد. در جامعه ای که هر کس فقط به فکر خودش باشد پر واضح است که دولت و حاکمان به هیچکس رحم نمیکنند. رژیم کنونی حاکم بر ایران با طرح امپریالیستها و به دست مردم ایران مستقر شد و مردم و سازمانهای سیاسی لازم است که از خود انتقاد کنند و اشتباهات خود را اصلاح کنند زیرا در غیر اینصورت ممکن است که شرایط سال 1357 یکبار دیگر تکرار شود.   

[تاریخ ارسال: 05 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [  ]  
اميدوارم كه هيچ يك از ما دچار توهم نسبت به اين رژيم و نحوه صرف پولهاى بدست آمده از فروش نفت به خارج نباشيم. نويسنده محترم شما واقعا" به اين معتقيد كه اين حضرات اگر ميلياردها دلار و ايرو بيشتر فروش نفتشان باشد چيزى از جيب گشاد براى آن بد بخت بيچاره ها ( بخوان زحمتكشان يا طبقه كارگر ) بيرون مياورند كه به آنها بدهند
حال اسمش هر چى مى خواهد باشد " سوبسید يا .. ".
اينها فقط با نگه داشتن مردم زير ستم و فقر به حكومت خود ادامه ميدهند.
شكنجه و كشتار، عدم آزادى را فقط با تكيه بر فقر و گرسنگى ضامن بقاى حكومتشان ساخته اند.اين رمز حكومت كردنشان است.
كسى كه براى سير كردن شكم خود و خوانوادهاش دست به هر كارى مى زند به غير از به اولويت شمردن هواى تميز.
البته اين هواى تميز در جوامع اروپايى غربى موضوع مهمى است چرا كه فقر و گرسنگى مثل ايران وجود ندارد در آمد حداقل كارگران و قيمت مواد غذايى در اين دو جامعه متفاوت (ايران و اروپايى غربى ) گوياى اينمطلب است.
با احترام فراوان
  

[تاریخ ارسال: 05 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: nader]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
من با کسانی که حرف زدن بلد نیستند و فحش می دن بحث نمی کنم.   

[تاریخ ارسال: 05 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
من چه می گویم و این به اصطلاح "چپ مدرن"! چه می گوید!؟ راستش نظریه پردازان بورژوا هم اینچنین هزیان های را در روز روشن نمی گویند! من می گویم که میلیون ها ایرانی نان شب خود را با مسافرکشی تهیه می کنند و او می گوید که دود گازوئیل و بنزین برای ایرانیان مضر است و می خواهد مردم زیر خط فقر ایران از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند تا مریض نشوند!واقعا که مردم ایران و این جماعت در نام کمونیست و کارگری در دو دنیای متفاوت زیست می کنند! این جوری می خواهید انقلاب سوسیالیستی بکنید و کارگران را با وسایل نقلیه عمومی به مقصد موعود کمونیسم برسانید؟!   

[تاریخ ارسال: 04 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: nader]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
آنهایی که دلشان واسه زحمتکشان میسوزه و مثل من ذهن گرا نیستند و جیره بندی بنزین را ضربه اساسی به زحمتکشان می دانند به این خبر توجه کنند : رئيس فراكسيون زنان مجلس گفت: حدود 10 ميليون و 300 هزار نفر زير خط فقر قرار دارند و نيازمند حمايت ارگان‌هاي حمايتي هستند.

فاطمه آليا در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به اين‌كه 5 ميليون نفر از افرادي كه زير خط فقر قرار دارند و نيازمند حمايت هستند، تحت پوشش كميته امداد قرار دارند، افزود: 17‌ درصد از جمعيت كشور نيازمند كمك ارگان‌هاي حمايتي هستند و زير خط فقر قرار دارند.
وي با بيان اين‌كه تعداد زيادي از نيازمندان در نوبت ارايه خدمات از بهزيستي و كميته امداد هستند، گفت: تعداد زيادي از زنان سرپرست خانوار از سوي هيچ مركز و ارگاني حمايت نمي‌شوند و در نوبت ارايه خدمات قرار دارند.

و در خبر دیگری :
از ابتداي خيابان شريعتي سرازير مي‌شوم، نمايشگاههاي خودرو كم‌كم ظاهر مي‌شوند، ديگر نشاني از پيكان در اين نمايشگاهها نيست، در عوض بنز كلاس اس S ساخت سال 2007 آلمان به ارزش 200 ميليون تومان، بنز كلاس بي B مدل 2007 ساخت آلمان به قيمت 70 ميليون تومان، پرادو 6 سيلندر ساخت شركت تويوتا ژاپن به قيمت 63 ميليون تومان و ساير خودروهاي گران‌قيمت (البته از نظر طبقه متوسط) وگرنه براي برخي از افراد خيلي هم ارزان است، در نمايشگاههاي شمال شهر به چشم مي‌‌خورد.
اولأ ترجیح است که به سلامتی مردم فکر بشه که دود تهران آنها را مریض میکنه دومأ بجای وسایل نقلیه شخص وسایل نقلیه عمومی جایگزین بشه سومأ خوب است که اکثریت کارگران و مردم فقیری فکر بشه که ماشین ندارند و پول آنها صرف سوبسیدی دیگران نشه و خودشان آن پول را دریافت کنند.
  

[تاریخ ارسال: 04 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
فقط در شهر تهران هزاران نفر با مسافرکشی با اتوموبیل شخصی و موتور مشغول امرار معاش می باشند و جیره بندی بنزین عملا آنها را از داشتن امکان کمترین درآمدی محروم کرده است. به این تعداد رانندگان وانت و باربری و پیک های باربری را اضافه کنید و ما از عواقب مصیب بار این جیره بندی رژیم بر زندگی محرومترین بخش های جامعه ایران آگاه می شویم. میلیون ها شهروند تهرانی و شهرستانی که برای رسیدن به محل کار و زندگی خود از این وسایل نقلیه شخصی استفاده می کنند نیز با مشگلات گرانی و تورم و غیره روبرو شده و می شوند. این جیره بندی عملا بزرگترین ضربه را به زحمتکشان ایرانی می رساند اما برخی از مدعیان خیالی "کمونیست" و "کارگری" که عمیقا با مشگلات مردم ایران بیگانه هستند بطور حیرت آوری اظهار نظر می کنند که:
"از بابت عرضه بنزین وارداتی و با سوبسیدی در ایران فقط کسانی سود میبرند که ماشین و یا کارخانه دارند و اکثریت عظیم مردم فقیر در ایران فقط دود بنزین نسیب آنها می شود و مریض می شوند."!
اگر این نشان از بیگانگی کامل با جامعه ایران نباشد من نمی دانم چه می باشد. ببیند که حتی بدیعی ترین موارد جامعه ایران برای ایشان یک پدیده ذهنی می باشد. آری راست می گویی و فقط کارخانه داران از عرضه بنزین وارداتی سود می برند!!!
  

[تاریخ ارسال: 04 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: nader]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
از بابت عرضه بنزین وارداتی و با سوبسیدی در ایران فقط کسانی سود میبرند که ماشین و یا کارخانه دارند و اکثریت عظیم مردم فقیر در ایران فقط دود بنزین نسیب آنها می شود و مریض می شوند. بطور متوسط در ایران در ماه برای هر نفر 21000 تومان سوبسیدی بنزین پرداخت می شود. آیا بهتر نیست بنزین را بدون سوبسیدی عرضه کنند و این 21000 تومان را به مردم نیازمند بدهند؟ البته طبیعی است که تعدادی از بابت این موضوع ناراضی باشند. هوای تهران غیر قابل تنفس شده است !
آقای عرفانی، رژیم ایران بمب هسته ای می خواهد و نه انرژی هسته ای!! این رژیم فقط به بقای خودش فکر می کند و داشتن بمب هسته ای او را از خطر داخلی و خارجی محافظت می کند و اعتبار او را در داخل وخارج افزایش می دهد.
معمولأ هر گاه در ایران شلوغ می شود ناراضیان سیاسی خارج از حکومت شروع به هورا کشیدن و ارائه تحلیلهای دلخواه تخیلی می کنند و ما فرض می کنیم که آیا اگر فردا مخالفان حکومت کنونی به قدرت برسند آیا شرایط از این که هست بهتر خواهد شد؟ آیا مخالفان حکومت کنونی واقعأ دلشان برای مردم می سوزد یا برای خودشان تلاش میکنند تا به حکومت برسند؟ این رژیم مثل رژیم طالبان در افغانستان جزو کمربند سبز آمریکا بر علیه روسیه بود و باید ترسید که ممکن است اینبار جمهوری بی اسلام اما آمریکایی خالص جایگزین رژیم کنونی خواهند کرد و مطمئنأ اپوزیسیون هم برای شرکت در چنین حکومتی صف خواهد بست. این رژیم با نقشه و مشارکت امپریالیستها جانشین رژیم شاه شد و با توجه به شرایط کنونی و در غیاب یک آلترناتیو واقعی، باید ترسید که ایران یک یوگوسلاوی و یا رواندای دیگری شود. بنابراین اول ایجاد آلترناتیو و بعد هورا برای سرنگونی ! البته تحولات سیاسی در ایران روندی خارج از اراده ما دارد و مردم نمی توانند گرسنگی را تحمل کنند تا شاید در یک آینده نامعلوم ما الترناتیو ایجاد کنیم ولی تاکید من این است که ایجاد آلترناتیو یک ضرورت مطلق و فوری است و ما نباید به صورت پاسیو و منفعل منتظر باشیم تا اتفاقی بیافتد و ما هورا بکشیم.
  

[تاریخ ارسال: 04 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: حامد بنابی]  [  ]  
فقرو فلاکت مردم ایران محصول خفقان مطلق از دیکتاتوری ولی فقیه است که پیش از همه آزادی را سلب و حاکمیت مردم را غصب کرده است. بنا براین سیاستهای ضد مردمی حاکمان ایران در طول سه دهه گذشته دست غارتگران داخلی و بین المللی را باز نموده است .در این میان کسانی که در به رسمیت شناختن حق حاکمت مردم (دمکراسی)مشگل دارند، در گذشته و حال خودبخود منافع ولی فقیه دیکتاتور و حاکمان ضد بشری ایران و به دنبال آن منافع غارتگران را تامین کرده و میکنند. به همین دلیل دمکراسی تنها ضامن آزادی و ثبات سیاسی و مانع هرگونه زورگویی وانحصار طلبی و دیکتاتوریست.   

[تاریخ ارسال: 04 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: رضا فرشاد]  [  ]  
آقای عرفانی تحلیل شما کاملا اشتباه است . کسانی که پمپ بنزین ها را به آتش کشیدند همان بقول شما طبقه متوسط بودند!!! مگر مردم فقیر پول ماشین و بنزین هم دارند!!! اگر مرحله مبارزه ، مبارزه ای برای سکولاریسم و دموکراسی و مردمسالاری است هرنیرویی میتواند در جبهه مقاومت باشد و اتقاقا روشنفکران بیشتر وبهتر میتوانند شرایط را درک کنند و دراین جبهه فعال باشند. جناب آقای چاووز و احمدی نژآد ( البته راست و دروغش با خودشان) هستند که ادعای رهبری فقرا را میکنند. طبقه متوسط ( اگر منظور دانشجویان - روزنامه نگاران - زنان -معلمان و قشری از کارگران شهری ) باشد اینهایند که فعلا رهبری جنبش را درایران به عهده دارند و نه آن توده های فقیری که شما درنظر دارید . اینکه اپوزیسیون نتوانسته در 28 سال کاری بکند چون پایگاه طبقاتیش ( بقول شما طبقه متوسط بوده است هم ببخشید ولی حرف مفتی است !!) مگر سایر رهبران اپوزیسیون درکشورهای دیگر از چه پایگاه طبقاتی بودند؟ ( چه گوارا پزشک بود- کاسترو حقوقدان بود - وهمین دانیل ارتگا و بقیه کی بودند و نیروهای تحت فرماندهی اینها همه کارگر بودند؟؟؟ شما حتی تئوریهای مارکسیستی راهم به غلط تغبیرو تفسیر میکنید . به چشمتان می بینید که زنهای تحصیلکرده و دانشگاهی هستند که به زندان میروند و یا معلمان وبازهم میگوئید طبقه متوسط هیچ کاری نکرده است ؟؟؟ غجب خودشما چه کرده اید مگر؟   

[تاریخ ارسال: 03 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ salltiti@freenet.de ]  
درود بر کوروش عرفانی عزیز درست می بینی طبقات متوسط وسازمانهائی که بنایشان بر طبقات متوسط هستند آشی برای توده ها گرم نمی کنند هیچ بلکه مخل سازماندهی توده های فقیر هستند من اعتقاد دارم که توده ها در پراتیک انقلابی شان فلسفهء رهبری جنبش را خود حل می کنند ومثل شورا های پتروگراد در سال 1905 یعنی در انقلاب 1905 خود را مستقل از احزاب که لنین به آن باور داشت ؛ سازماندهی کنند ونیاز به این احزاب وسازمانهائی که از ورای سر توده های فقیر برخیزند ندارند شورا های پتروگراد حتی رهبری لنین را هم نمی پذیرفتند لنین می گفت آنها مستقل از احزاب باید سازماندهی شوند حزب انقلابی باید در درون شوراها تبلیغ وترویج کند واعتماد آنها را به دست بیا ورد آنوقت است که رهبری را به دست می گیرد آنهم رهبری را نه قدرت را قدرت باید دست شوراها باشد لنین می گفت "کارگران دارای یک غریزهء طبقاتی هستند که با کسب کمی تجربه سیاسی به سرعت مبدل به یک سوسیال دموکرات ثابت قدم می شوند خیلی خرسند می شوم اگر در هنگام ساختن کمیته هابه ازای هر دونفر روشنفکر هشت کارگر در آن جا باشد "بلشویسم چاپ انگلیسی آلن وودز صفحه ء200در مقالهء سوسیالیسم ومعضل طبقهء کارگر بخش دو نشریه ء سامان نو شماره 2مقالهء بهزاد کاظمی البته این مقاله توسط استالین تا سال 1940 اجازهء انتشار نداشت لنین درست می دید توده ها در پراتیک انقلابی همه چیز را تعین می کنند نقش حزب زمانی می تواند رهبری را توسط توده ها کسب کند که در میان توده ها به پراتیک انقلابی روی آورد وپیشگام آنها باشد واین ممکن نیست به جز این که حزب فقط با پیشگام ساخته شود پیشگام کارگری   

[تاریخ ارسال: 03 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: اکبر ثارم]  [ akbar@hotmail.com ]  
آقای عرفانی، قرائت شما از شرایط شاید درست باشد، ولی راه حلی که ارائه می‌کنید همان است که در 22 بهمن سازمان‌هائی که شما و دوستان‌تان به آنان وابسته هستید ارائه کردند. نتیجه‌اش بر خلاف پیش‌ بینی های امروز، و دیروز، یک فاشیسم کور و ضدانسانی شد که نخستین قربانیانش نیز خود شما و سازمان‌هایتان بودید. انسان شاید تنها حیوانی باشد که راه رفته را تجربه می‌کند! نمی‌دانم مقصود شما از محدودیت‌های برخورد طبقاتی و روشنفکری با مسائل چیست! اگر اشتباه نکنم از قبیل همان «اتهاماتی» است که اینک 28 سال است روشنفکری کشور می‌باید از دست ملاجماعت متحمل شود. فکر نمی‌کنید زمان آن رسیده باشد که دست از نسخه‌های آسمانی و مشکل‌گشایتان بر دارید و به فکر این مملکت و این مردم باشید؟ چه کسی گفته که از یک به قول شما «شورش» آشی برای گرسنگان تأمین خواهد شد؟ شورش ها فقط نان برای شورشیانی فراهم می‌کنند که خود تبدیل به سرکوبگران توده‌های مردم خواهند شد. کور که نبودید و دید که نتیجة شورش کورکورانه به کجا خواهد کشید. اگر فقط می‌خواهید از ملاجماعت انتقام بگیرید اینکار را نه به حساب مردم ایران، و آیندة این کشور، که از طرف شخص خودتان صورت دهید. مملکت ایران نیازمند آرامش و سازندگی است، و در این آرامش انتقامجوئی های سازمانی جائی نخواهد داشت!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.