شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۴ مه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

در پس این سریالهای جنجالی کدام منافع وجود دارد؟

مهدي سامع

در پس این سریالهای جنجالی کدام منافع وجود دارد؟

 

مهدی سامع

mehdi_samee@yahoo.com

 

هر روز شاهد سریالهای نمایشی و جنجالی از مسافرتهای احمدی نژاد و حرفهای تحریک کننده او هستیم. با دیدن این نمایشهای مسخره و این افسار کسیختگی بیمارگونه این سوال مطرح می شود که آیا در پس این عربده کشیها که با اعتماد به نفس کاذبی عرضه می شود سیاست مشخص و منافع اقتصادی معینی وجود دارد و یا این سریالهای مبتذل را باید به حساب کوته فکری یک کوتوله سیاسی گذاشت که با هذیان گویی موقعیت ضعیف ولی امرش را توجیه می کند.

در این تردیدی نیست که احمدی نژاد بیش از یک کوتوله سیاسی نقشی در ولایت خامنه ای ندارد و همه ی جارجنجالهای او نمی تواند ضعف و بن بستهای نظام را لاپوشانی کند. اما بسیار اشتباه خواهد بود که کف بر دهان آوردنها را تنها به حساب رذالت پیشگی او و هذیان گوئیهایش گذاشت.

یدون تردید در پس همه ی این جار و جنجالها منافع سیاسی و اقتصادی مشخصی نهفته است که در مورد جنبه های سیاسی آن و اعلام جنگ نظام ولایت فقیه به مردم ایران و جامعه جهانی بارها توضیح داده شده است. در عرصه اقتصادی احمدی نژاد که مزورانه خود را مدافع گرسنگان و بی چیزان اعلام می کرد، بیس از همه ی کارگزاران رژیم به چپاول مردم پرداخته و زندگی مردم را به تباهی کشیده است. تمام برنامه های اقتصادی احمدی نژاد برای بازگذاشتن دست پاسداران و کارگزاران امنیتی نظام در غارت و چپاول مردم است. کابینه نظامی امنیتی احمدی نژاد که از سرسپرده ترین افراد نظام به ولایت خامنه ای تشکیل شده است با غارت و استثمار مردم ایران، زندگی ایرانیان را به تباهی کشیده است.

در اخبار ماه گذشته آمده بود که حقوق معوقه کارگران الياف شيروان به ۲۸ ماه رسيده و کارگران يخچال سازی لرستان نيز چهار ماه است که حقوق نگرفته اند. روزنامه اعتماد ملی در شماره روز سه شنبه 1 خرداد 1386 خود خیر مرگ ۱۱ کارگر  در همدان را داده است. اين روزنامه به نقل از رئيس مرکز سلامت محيط و کار وزارت بهداشت نوشته که ۱۱ کارگر «در کارگاههای سيليسکوبی منطقه ازندريان همدان  به خاطر استنشاق هوای نامناسب و فقدان سيستم تهويه جان باختند.»

در حالی که به گفته نيکزاد دبير انجمن پژوهش کار، ميزان خط فقر  امسال به  ۵۰۰ هزار تومان رسیده (روزنامه هم میهن 20 خرداد) حداقل حقوق کارگران حدود 180 هزار تومان تعین شده و تازه این برای کسانیست که کار می کنند و زندگی ملیونها تن از زنان و مردان ایرانی که بدون کار در فقر و بی خانمانی به سر می برند در حد فاجعه است. و این در حالیست که در ایران «حدود ۲۰ درصد از مردم كسانی هستند كه حدود ۷۰ در صد از سرمايه را در اختيار دارند.» (روزنامه تهران امروز: شنبه 26 خرداد 1386) و «رشد افسارگسیخته نقدیندگی در کشور که به گفته برخی اقتصاددانان رشد آن در دولت نهم دو برابر کل رشد نقدینگی از ابتدای خلق پول در کشور تا سال ۸۳ است، موج نگرانی را سبب شده است.» (روزنامه همبستگی: 29 فروردین 1386) وقتی طی دو سال 60 هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور افزوده می شود، جای تردیدی باقی نمی گذارد که احمدی نژاد و باند نظامی امنیتی او در حال غارت همه ی منابع کشور و استثمار وحشیانه مردم هستند.

در کشوری که حداقل حقوق 2.5 برابر کمتر از میزان خط فقر است و «سيب زمينی به قيمت هر کيلو هزار تومان رسيده است»( روزنامه جمهوری اسلامی :6 خرداد 1386)، و «۳۸۰ هزار کودک ۱۰ تا ۱۴ ساله در سراسر کشور کار ثابتی دارند و حدود ۳۷۰ هزار کودک به عنوان کارگر فصلي مشغول به کار هستند. ....و هر ساله تعداد قابل توجهی از کودکان به دلايل مختلف مجبور به ترک تحصيل می شوند و مشغول کارهايی چون واکس زنی، دستفروشی، زباله گردی و کار در کارگاههايی هستند که برای آنها جز بيماری و دور ماندن از تحصيل که حق اوليه آنهاست، چيزی به همراه نخواهد داشت»(روزنامه اعتماد ملی:22 خرداد 1386)، و «از ۸۰ هزار تخت بیمارستانی موجود در کشور ۴۰درصد آنها عمری بالای ۲۵ سال دارند و عمر  ۱۵‌‌ ‌هزارتخت بیمارستانی بیش‌ از‌‌ ‌‌۵۰ سال است»(روزنامه همبستگی:31 خرداد 1386)، پاسدار احمدی نژاد مدعی می شود که رسالتش «پا در کفش» قدرتمندان کردن است.

روز پنجشنبه20 ارديبهشت 86  احمدی نژاد در جمع فرماندهان بسیج می گوید:«اينها رسما به من پيغام مي‌فرستند كه پا در كفش ما نكنيد تا ما با شما كاري نداشته باشيم. ما آمده‌ايم پا در كفش شما كنيم.»

احمدی نژاد در یکی از مسافرتهای خود با حمله به رقبا می گوید:«قلدری که شيلنگ هشت اينچ به بيت‌المال وصل کرده و با يک پمپ و برق سه فاز می‌مکد و به حساب و به جيب خود می‌ريزد و بستگان خود را متنفع می‌کند، عده ای می گويند چه‌طور جلوی او را می‌گيريد؟ او با تو برخورد می‌کند پس ول کن، سکوت کن. من می‌گويم مردم به من رای دادند که دست اين قلدرها را از بيت‌المال قطع کنم و اگر بنا باشد در مقابل تبعيض ساکت شوم اين مسئوليت يک ريال هم برای من ارزش ندارد.»(روزنامه ایران: شنبه 26 خرداد 1386)

این کسانی که احمدی نژاد می خواهد پا در کفششان کند و دستشان را از بیت المال کوتاه کند، چه کسانی هستند؟ آیا این کسان شامل افرادی که طی دو سال 60 هزار میلیارد تومان به اندوختگی خود افزوده اند هم می باشند؟  و آیا این  کف بر دهان آوردنها فقط برای لاپوشانی کردن چپاول و غارت مردم به وسیله احمدی نژاد و باندهای نزدیک به او نمی باشد؟

برای پاسخ به این سوالها به دو قسمت از نامه  57 تن از کارشناسان و استادان دانشگاه به احمدي نژاد که روزنامه اعتماد  در روز دوشنبه 21 خرداد 1386 آن را به چاپ رسانده استناد می کنم.

در این نامه آمده است: «هزينه هاي جاري دولت که در سال 1383 در حدود 221 هزار ميليارد ريال بود، در سال 1384 به 318 هزار ميليارد ريال و در سال 1385 به 401 هزار ميليارد ريال افزايش يافت. پيش بيني مي شود که در سال جاري اين رقم به حدود 500 هزار ميليارد ريال برسد.» و در بخش دیگر این نامه نوشته شده: «در دو سال اخير ارزش واردات کشور در هر سال بالغ بر 41 ميليارد دلار بوده است(گزارش هاي بانک مرکزي). سيل واردات محصولات کشاورزي و صنعتي آسيب جدي بر فعاليت هاي توليدي کشور وارد مي کند.»

همین دو نمونه برای این که به چگونگی هزینه کردن درآمدهای کشور پی برده شود کافیست. رقم سرسام آور هزینه های جاری دولت و در کنار آن بودجه شرکتهای دولتی نشان می دهد که بخش اعظم درآمدها نه در چرخه تولید و ایجاد اشتغال که به وسیله کارگزاران دولتی که اکثریت آن از فرماندهان سپاه پاسداران و مقامات رده بالای دستگاههای امنیتی هستند.

از جهت دیگر وارادات بی رویه کالا و تغیر تعرفه های گمرکی بر بعضی از کالاها ضمن آن که تولید داخلی را به تباهی کشیده، سبب انباشت ثروت عظیمی در دست افراد محدود شده است. روزنامه اعتماد در شماره روز  چهارشنبه 9 خرداد 1386 خود در رابطه با واردات شکر نوشته است:«جاسم ساعدی، نماينده شوش در نطق پيش از دستور خود در مجلس اعلام کرد که واردات بی سابقه و بی رويه شکر در ۱۲ ماه گذشته از سوی وزارت بازرگانی و بخش خصوصی به دليل کاهش تعرفه واردات شکر از ۱۵۰ درصد به ۱۰ درصد مشکلات زيادی را ايجاد کرده است........در اين شرايط شرکتهای بزرگی مانند نيشکر هفت تپه با حدود هفت هزار کارگر، توسعه نيشکر خوزستان با حدود ۱۶ هزار، و نيشکر کارون با حدود هشت هزار کارگر طی چند ماه اخير با بحران جدی روبرو شده و حتی از پرداخت حقوق کارگران خود عاجز مانده اند.»

همگان می دانند که بخش اصلی واردات شکر  در دست آیت الله مصباح یزدی است و بر کسی پوشیده نیست که رابطه مرید و مرادی بین احمدی نژاد و مصباح یزدی تا جایی برای دو طرف ماندگار است که منافع طرفین را تامین کند. از همین رو وقتی احمدی نژاد روز جمعه 25 خرداد به قم می رود فقط با آيت الله مصباح ملاقات می کند و با  فارغ‌التحصيلان «موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمينی» که توسط مصباح یزدی اداره می شود در جلسه غیر علنی مذاکره می کند.

روزنامه اعتماد در شماره روز شنبه 26 خرداد 1386 در این رابطه می نویسد: «ديدار محمود احمدی نژاد با محمدتقی مصباح يزدی ديداری پرمعنا به شمار می آيد به خصوص اين که اين ديدار پشت درهای بسته برگزار شد و هيچ خبرنگاری از محتوای اظهارات رد و بدل شده بين دو شخصيتی که گفته می شود رابطه مريدی و مرادی با يکديگر دارند، آگاه نشد.» گردانندگان روزنامه اعتماد به خوبی می دانند که رابطه مرید و مرادی بین این دو بر این پایه قرار دارد که مرید تعرفه ورود شکر را به شکل بسیار بی سابقه که حتی سازمان جهانی تجارت را هم متعجب کرده کاهش می دهد و مراد با ورود انبوه شکر تولید داخلی را ورشکست کرده و هزاران کارگر را به روز سیاه می کشاند. آدرسهایی که احمدی نژاد در مورد غارت کنندگان بیت المال می دهد آن قدر کلی و مبهم است که کسی نتواند مسیر انباشت ثروت را دریابد. اما آمار و ارقامی که در گوشه و کنار رسانه های دولتی انتشار می یابد واقعیتها را به خوبی نشان می دهد. عوامفریبی احمدی نژاد رنگ باحته و نخ نما شده است. مصرف خارجی سریالهای جنجالی احمدی نژاد برای تهدید جهانیان است تا آنان از ترس مرگ به تب راضی شوند. اما مصرف حرفهای جنجالی این کوتوله سیاسی در داخل ایران چیزی جز تلاش مذبوحانه و مزورانه برای لاپوشانی کردن اقدامات برنامه ریزی شده برای غارت و چپاول مردم نیست و خوشبختانه کارگران، معلمان، مزدبگیران، زنان و دانشجویان با جنبشهای خود این ترفند شیادانه را خنثی کرده اند.

 

منبع:یادداشت سیاسی نبرد خلق شماره 264، جمعه 1 تیر 1386(22 ژوئن  2007)

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.