شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

برای موفقیت باید مبارزه به عادت تبدیل نشود
يادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

کمتر کسی است که امروز واقع بینانه به موضوعات بنگرد و باور نداشته باشد که پیدایش پدیده ای به اسم جمهوری اسلامی با پدیده های شومی چون نابودی، تخریب، انحطاط و قهقرا همزمان و همراه نبوده است. بی شک هیچ کس و هیچ کس تا زمانی که این رژیم حیوان صفت در راس کار است نمی تواند ایده ی مشخصی درباره ی ابعاد خسارت های مادی وارد شده بر کشورمان داشته باشد. شاید سال ها بعد از سقوط آن و با محاسبات فراوان و دقیق، بتوان رقمی نجومی از ثروت های بر باد رفته و غارت شده ی مردم تحت ستم ایران پیدا کرد. ثروت هایی که از حلق دهها میلیون ایرانی به فقر کشیده شده ربوده شد و سراز بریتانیا و کانادا و اسرائیل درآورد. اما اگر احتمال چنین محاسبه ای به طور نظری ممکن باشد محاسبه ی خسارت های معنوی و انسانی عملکرد این رژیم هرگز و هرگز ممکن نخواهد بود. زیرا چگونه می شود نتایج چند جانبه ی ناپدید ساختن یک صد هزار انسان مبارز را در میدان های اعدام رژیم به رقم کشید ؟ مگر می توان دردهای مادران و پدرانی که خبر تیرباران فرزندانشان را می دادند محاسبه کرد ؟ مگر می شود زجر و رنج و حقارت های تحمیل شده بر میلیون ها انسان را درطول بیست و نه سال به شمار درآورد؟ چه کسی می تواند بگوید آنچه خانوده های ایرانی به واسطه ی 7 تا 10 میلیون معتاد به مواد مخدر در حال تحمل هستند چه ابعاد مادی و انسانی مشخصی دارد ؟

مجموعه ی آسیب های مادی و معنوی وارد شده بر ایران و ایرانی توسط مثلث بازاری-آخوند-پاسدار، نه هر سال که هر روز، ابعاد وسیع تر و عمیق تری را به خود می گیرد. اخباری مانند آنچه در پایین می آید نشان دهنده ی آنست که نه تنها فجایعی مانند زلزله ی بم یا طوفان سیستان آثار منفی خویش را سال ها حفظ خواهند کرد، بلکه در تهران – با زمین لرزه ای که پیش بینی می شود با یک ملیون نفر قربانی فجیع ترین واقعه تخریب گر طبیعی تاریخ بشر باشد – و نیز در سایر نقاط ایران، قتل عام های دیگری را برای مردم ستمدیده ی ایران تدارک می بیند: « نوين (شهردار تبریز) افزود: متأسفانه‌ در گذشته نه چندان دور با توسعه شهر، اينك چندين هزار نفر از مردم تبريز بر روي لوله‌هاي نفت بدون اطلاع از خطرات و عواقب ناشي از آن اقدام به ساخت و ساز نموده‌اند كه هر آن احتمال فاجعه به مراتب شديد‌تر از حوادث سيل و زلزله در انتظار ساكنان همين محل‌ها مي‌باشد.»[1]

 در سایه ی این اطمینان ازفاجعه آفرینی های جدید، مردم ایران نباید تردید داشته باشند که جز سیاهی و تباهی چیزی در انتظار خود و نسل های بعدی نیست و تنها انتخاب برایشان یا مرگ تدریجی و ذلت بار است و یا مبارزه ی شرافتمندانه برای رهایی.

نگارنده بر این باورست که دهها میلیون ایرانی از این انتخاب ساده و روشن آگاهند و نیک می دانند که بقای رژیم بقای فقر و زجر و توهین و مرگ است و راه رهایی، قیام شجاعانه برای پایان دادن به حیات این کمتر از حیوانات است. پس چرا کاری نمی کنند ؟ زیرا رفتن به سوی انتخاب دوم نیاز به منابع روحی، انسانی و معنویی دارد که به واسطه ی فقر مادی و فقر فرهنگی در وجود اکثریت مطلق این افراد شکل نمی گیرند و این دهها میلیون نفر در ترکیبی از جهل و ترس و مسخ به بقای تاسف آفرین خویش ادامه می دهند ؛ در نهایت، زمانی که دیگر تحمل شرایط حاکم را ندارند یا خودکشی می کنند و یا قبل از کشتن خویش، اعضای مظلوم خانواده هایشان را نیز می کشند. [2]

چنین وضعیتی مسئولیت سنگین و غیر قابل انکار آن اقلیتی را نشان می دهد که در خارج و داخل کشور اسیر بندهای فقر مادی و فرهنگی نیستند و می توانند، آگاهانه، بین مبارزه گری فعال وانفعال غیر انسانی به سوی گزینه ای روند که درک و وجدانشان را نمایندگی کند. این اقلیت آگاه و خواهان مبارزه، مانند هر دوره ی سیاه و تاریکی از تاریخ بشری، رسالتی را به عهده دارد که اقداماتی مانند تفرقه افکنی، گفتارگرایی و کنش گریزی را برایشان مجاز نمی سازد. چنین رفتارهای منفی یا بیانگر جهل است یا نبود عمق در درک رنج انسان ها.

نگارنده بر این باورست که این اقلیت در خارج  و داخل ایران باید با درک این رسالت تاریخی، اشتراک در هدف اولیه را بر اختلاف در اهداف دراز مدت ترجیح دهند و بدون آنکه بخواهند به آرمان های طبقاتی شان خیانت کنند در حول یک محور سیاسی کارآ و برای پایان دادن به حیات تخریب گر رژیم به یکدیگر نزدیک شوند و برای کسب قدرت سیاسی و فراهم آوردن شرایط تقسیم اجتماعی و اقتصادی این قدرت اقدام کنند. برای این منظور یک تغییر در نگرش سیاسی بسیاری از فعالان و مبارزان کنونی لازم است. در نگرش سنتی، که در اپوزیسیون ایرانی نیز ریشه دارد، مبارزه ی سیاسی به عنوان یک وظیفه ی اخلاقی یا تشکیلاتی ادامه می یابد بدون آنکه به کارآیی و نتیجه دهی آن فکر شود. خطر این نگرش، تبدیل ساختن مبارزه به عادت است. عادت مبارزه را می کشد، آنرا از معنا تهی می سازد و فلسفه ی وجودی آنرا زیر سوال می برد. در نگرش نوین اما مبارزه به عنوان یک کنش مجهز به فلسفه انسانی و معنوی باقی می ماند و حیات خویش را نه در بقا و ادامه اش که در بازدهی و موثر واقع شدنش جستجو می کند. مبارزه، با این تعریف، از عادت شدن می گریزد و به دنبال آنست که در چارچوب طرح های هدفمند و زمانمند به پبش رود. خلع قدرت از رژیم، درقالب یک پروژه، نیازمند یک بازنگری اساسی در دیدگاه های ما نسبت به کار سیاسی دارد. کاری رها شده از تعصب های فکری و تشکیلاتی، متمرکز بر بازدهی، کارآیی و تغییر آفرینی عملی. آیا آمادگی وارد شدن به این مرحله ی بازنگری را داریم ؟ آیا آموخته های 29 ساله برای اندیشیدن به یک دیدگاه واقع گرا، کنش گرا و نتیجه خواه کافی نیست ؟ شجاعت یک مبارز فقط در میدان مبارزه نمایان نمی شود، در عرصه ی نظری و دیدگاهی نیز یک مبارز بی باکانه خطاهایش را اصلاح کرده و به سوی تاثیرگذاری عینی پیش می رود.



[1]http://www.baztab.com/news/69537.php

[2] به یک نمونه ی مشخص نگاه کنید : http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20070616193514.html

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 20 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: سپهرداد گرگین]  [ sepehrdadgorgin@hotmail.com ]  
با درود های فراوان: جناب عرفانی عزیز، به اعتقاد من دیر زمانی است که نیرو های بالفعل اپوزیسیون ، یعنی کسانی که در حال فعالیت تشکیلاتی هستند ، هرگونه شکلی از مبارزه برایشان بصورت یک عادت درآمده است . از میان نیرو های بلقوه ای مثل بنده، در جستجوی ظرفی هستیم تاتوانهای بیشتری از خود نشان دهیم . این ظرف یا چارچوب چه میتواند باشد ؟ به خواسته های مشترکی که هرکدام از ما در شرایط فعلی داریم نگاه کنید. اگر عضو حزب کمونیست کارگری هستیم و میبینیم که تشکیلات مان به ماهی 20000 دلار برای راه اندازی یک تلویزیون 24 ساعته احتیاج دارد ، و اگر عضو چریکهای فدایی خلق هستیم و کمابیش به همین مقدار پول برای رساندن صدایمان به مردم ، آیا نمیتوانم از خود سوال کنم که دو نفر نماینده بفرستیم و با دو نماینده از آنها و شاید چند گروه و تشلیلات انقلابی دیگر پیدا شوند و همه در این زمینه ی خاص دست روی دست هم بگذاریم و تلویزیونی یا رادیویی راه بیندازیم و هرکدام به نوبت و زمان خاصی که تعین کرده ایم به یک جنبه از مبارزه مفهوم و معنی دیگری دهیم . آنوقت آدمهایی مثل بنده هم شاید وقتی صداقت در این حرفه ایان ببینند و کارهایشان را مثبت ارزیابی نمایند ،با کمک حالی و یا مالی بیشتر به مبارزه ترغیب گردند . شاد و سر سبز باشید.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.