شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ -  ۷ سپتامبر ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تشدید بحران رهبری فلسطین
یادداشت روز مازیار رازی

مازيار رازی

امروز چهارشنبه 23 خرداد 1386 درگیری میان گروه های فلسطینی درغزه شدت گرفته است.  محمود عباس، رئیس دولت خودگردان فلسطین، بخش هایی از گروه حماس را به تلاش برای کودتا علیه نهادهای فلسطینی متهم کرده است. حماس و فتح با تلاش عربستان در ماه فوریه 2007 در مکه به توافقی دست یافتند و طبق آن توافق نامه، دولت وحدت ملی فلسطینی به ریاست اسماعیل هنیه با حضور اعضای دو گروه و چهره های مستقل تشکیل شد. این توافق نامه مانع از درگیری ها میان دو گروه نشد و تلاش های مصر برای پایان دادن به این خشونت ها اگر چه منجر به آتش بس های موقت شده اما به درگیری ها پایان نداده است. حماس در شهر غزه، از طریق مساجد اعلام کرده که به مواضع فتح در این شهر از جمله مقر محمود عباس حمله خواهد کرد. گزارش ها همچنین حاکی از آن است که صدها تن از شبه نظامیان حماس، در شمال غزه نیروهای فتح را به محاصره خود در آورده اند. در کرانه غربی که مردان فتح از قدرت بیشتری برخوردارند، تهدید کرده اند که رهبران حماس را مورد هدف قرار خواهند داد. در تازه ترین دور درگیری ها میان شبه نظامیان فتح و حماس، حداقل 34 نفر کشته شده اند. (بی بی سی)

 

بدیهی است که این درگیری ها نتیجه نقشه های حساب شده دولت اسرائیل و آمریکا بوده است. انشقاق در صفوف این دو گرایش بورژوایی در دولت منجر به باز شدن دست های اسرائیل برای اعمال نفوذ در منطقه می گردد. مروری بر تاریخچه سیاست دول اسرائیل و آمریکا در منطقه نشان می دهد که چگونه انشقاقات کنونی از سالها پیش طراحی شده است. در واقع دولت آمريکا و اسرائيل متکی بر يک برنامه حساب شده وارد مذاکره و معامله با ياسر عرفات شدند. هدف مذاکرات يزاک رابين و عرفات با وساطت آمريکا در اين امر نهفته بود که اسرائيل، کار سرکوب و کنترل نا آرامی ها و حرکتهای ضد اسرائيلی و ضد آمريکايی مردم فلسطين را به عهده عرفات، به مثابه يک پليس، بگذارد. سازمان آزاديبخش فلسطين (الفتح) به رهبری ياسر عرفات در  13  نوامبر 1974 مبارزه مسلحانه عليه اسرائيل را در مقابل تشکيل «دولت کوچک فلسطين» کنار گذاشت. اين تغيير موضع در راستای  مبدل شدن يک «سازمان آزاديبخش» به يک «دولت بورژوا»  در مناطق اشغالی بود. دولت اسرائيل (با توافق دولت آمريکا) نهايتاً کرانه باختری رود اردن را در مقابل خريداری ياسر عرفات به مثابه يک «پليس» در به کنترل در آوردن مردم فلسطين، به او اعطا کرد. پس از مرگ عرفات، محمود عباس همان سیاست ها عرفات را با تاکید بیشتر در راستای خدمت به امپریالیزم ادامه داد.

 

اما، تحرکات مردم فلسطين ناشی از فقر و فلاکت منجر به تقويت گرايش های خرده بورژوايی مانند حماس /حزب الله شد. گرايش هايی که از جانب ايران و سوريه تغذيه مالی می گردند. فشارهای توده ای موقعيت رهبری جناح عباس را در سال پيش دشوراتر کرده است. در این دوره رهبری  فتح در مقابل يک تضاد واقعی قرا ر گرفته است: از يک سو می بايستی به عنوان خدمتکار امپرياليزم و اسرائيل نقش خود را در کنترل حرکتهای توده ای به خوبی ايفا کند؛ و از سوی ديگر محبوبيت  توده ای خود را به گرايش های حماس/حزب الله از دست ندهد. اين تناقض عينی منجر به وضعيت بحرانی فعلی گشته است. محمود عباس در واقع هم اعتبار خود را در ميان توده های فلسطينی از دست داده است و هم مورد سرکوب اسرائيل قرار گرفته  و بهای فرصت طلبی خود را پرداخت می کند.

 

از سوی دیگر؛ بديهی است سیاست های دول اسرائیل و آمریکا راه حلی برای بحران منطقه ارائه نمی دهد.  همانطور که تجربه اشغال افغانستان و عراق نشان داد دولت آمريکا در بحران عميق تری از پیش فرو رفته است. به همين ترتيب اسرائيل نيز گور خود را در مناطق اشغال شده خواهد کند.

 

در عین حال بديل ها گرايش های خرده بورژوايی حماس/حزب الله که از طريق اقدامات انتحاری جوانان بی تجربه به کارهای بی ثمر تروريستی دست می زند، نيز پاسخگو نيست. جنگ کنونی رهبری فتح با حماس بر سر قدرت سیاسی است.  حماس نیز در بهترين حالت، در مقام قدرت، کاری بيش از ياسر عرفات و محمود عباس انجام نخواهند داد. تا زمانی که دولت های بورژوايی فلسطينی در مصدر قدرت قرار گيرند، و تا زمانی که رهبری توده های فلسطينی در دست حزب الله/حماس باشد، دست های اسرائيل و آمريکا از منطقه کوتاه نخواهد شد. هردو جناح راهی جز معامله با اسرائیل نخواهند داشت.   

 

اما، تظاهرات وسيع کارگران و روشنفکران يهودی و عرب در اسرائيل عليه جنگ افروزی دولت شان نشان داد که تنها از طريق وحدت زحمتکشان اسرائيلی و فلسطينی در مقابل دولتهای اسرائيل و ياسر عرفات (و حزب الله) در راستای تشکيل يک فدرال سوسياليستی در منطقه است که  صلح  به اين منطقه بازخواهد گشت.

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مازيار رازی:



[تاریخ ارسال: 14 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [ --- ]  
در گیریهای اخیر میان حرکت مقاومت اسلامی (حماس) با سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، هیچ ربطی به مقولات و عباراتی چون پورژوازی و خرده‌بورژوازی ندارد. چون اصلا کشوری به اسم فلسطین وجود خارجی ندارد تا کسی با دعوت از طبقه‌ی کارگر آن دعوت کند تا در کنار طبقه‌ی کارگر اسرائیل فدرالیسم سوسیالیستی و جمهوری شورایی تشکیل دهند. اصلا در فلسطین اشغالی و خونین‌پیکر تولید به شیوه‌ی بورژوازی معنا و مفهومی ندارد و بیشتر مردم از طریق کمک‌های «محض‌رضای‌خدای» سازمان ملل متحد، اتحادیه‌ی اروپا، دولت ایالات متحده و بعضی دولتهای عربی ارتزاق و رفع گرسنگی می‌کنند. بواقع فلسطین بمثابه‌ی یک اردوگاه تکه‌پاره و قطعه‌قطعه شده است که بخشی بزرگی از آن در اشغال اسراییل، قسمتی تحت کنترل حماس و مقداری هم از آن زیر نفوذ سازمان فتح و دیگر گروههای ریز و درشت فلسطینی است. پس، با این وضعیت، استفاده از عبارات و مقولاتی که کارل مارکس آلمانی در رابطه با تحلیل جوامع صنعتی و متعارف و پیشرفته‌ی اروپای غربی قرن هیجدهم، بویژه انگلیس، بکار برده بود، در شرایط کنونی بدرد تحلیل شرایط وخیم مردم فلسطین نمی‌خورد. در جایی که روابط طایفه‌ای و قبیله‌ای با قدرت تمام تمامی تار و پود جامعه(فلسطین) را در بر گرفته،‌صحبت کردن از بورژوازی و خرده‌بورژوازی هیچ نشانی از تحلیل طبقاتی و رادیکال ندارد. بلکه بیشتر به یک جمله‌پردازی اکونومیستی و بسته شباهت دارد تا یک تحلیل علمی و انقلابی! و اما طبقه‌ی کارگر اسراییل! بواقع اسراییل بمانند یک پادگان عظیم نظامی است که تعداد سه میلیون سرباز و آدمکش حرفه‌ای در آن بسر می‌برند. در اینجا نیز بجز تولیدات نظامی که بخش بزرگی از «اقتصاد» اسراییل را زیر پوشش دارد و تمام تکنولوژی پیچیده‌ی این پاردگان نظامی در خدمت به آن قرار دارد، مقداری زمین نیز به کشت پرتقال، انگور، زیتون و... اختصاص داده شده ضمن صادر کردن آنها به کشورهای دیگر ، این توهم را در اذهان ایجا کند که گویا اسراییل کشوری است مثل بقیه‌ی کشورهای جهان! در حالیکه صادرات میوه ارزش اقتصادی چندانی برای دولت اسراییل ندرد. چرا؟‌زیرا دولت ایالات متحده‌آمریکا سالی ده میلیارد دلار به اسراییل کمک می‌کند. به نظر من اسراییل و فلسطین مرکز برخورد منافع دولتهای ارتجاعی منطقه و دولتهای امپریالیستی برای گسترش و تعمیق ارتجاع و توحش بیش از پیش در منطقه هستند! بنابراین، زدن این حرف که عرفات نوکر امپریالیزم بود و حزب‌‌الله و حماس جزو نیروهای خرده‌بورژا، هیچ کمکی به خلق فلسطین برای رهایی از اشغال اسراییل نمی‌کند.   

[تاریخ ارسال: 14 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: جعفر پویه]  [  ]  
آقای رازی شما با بورژوا نامیدن عرفات و خرده بورژوا دانستن حماس و حزب الله به طور غیر مستقیم آنها را تبرئه می کنید.
شما بدون در نظر گرفتن پروسه شکل گیری حماس و حزب الله و عملکرد آنها در زمان زنده یاد عرفات به قضاوت نشسته اید. شغل شریف حماس فحاشی به عرفات و بی اعتبار کردن او بود. آنها در زمان عرفات نیز بارها با نیروهای فتح درگیر شدند، اما این کاردانی عرفات بود که اجازه دست درازی بیشتر به آنها را نداد. آنها هم مانند شما دولت خود مختار فلسطینی را به نفع اسرائیل و خیانت عرفات می دانستند.
آقای رازی اگر تنها به رسمیت شناختن دولت نیم بند فلسطینی را تنها کار زنده یاد عرفات بدانیم بازهم او شایسته تکریم بسیاری است. او از مردمی سرگردان و نیروهای مسلح بی سرزمین و آواره کشوری نیمه مستقل ساخت که در چنگال توطئه های دوستان بی سیاست و دوشمنان قدار گرفتار شد. چگونگی مرگ عرفات و مقاومت تا آخرین لحظه او تنها نشانه غلط بودن نظریه پلیس بودن اش از جانب شماست. شایسته نیست که از بزرگی چون او که نمونه اش را تاریخ منطقه بیاد ندارد با چنین جملاتی یاد کرد.
به هر حال فاسد بودن اطرافیان عرفات و مخصوصن محمود عباس که در زمان عرفات درگیری بسیاری با او داشت و در نهایت با در زندان باقی گذاشتن مروان برقوتی رهبری فلسطینیان را تصاحب کرد کار را به اینجا که اکنون است رساند.
حماس بیش از اینکه یک نیروی ملی فلسطینی باشد کارگزار سیاست های کسانی است که خواهان از بین بردن همان حداقل دست آورد عرفات هستند. جنگ داخلی در فلسطین چیزی است که حماس به مردم تحمیل می کند و باید با این سیاست به غایت غلط و غیر انسانی مخالفت کرد. هیچ چیز جز همان سیاست دو دولت و دو ملت عرفات نمی تواند راهگشای فلسطین باشد. شعارهای دهن پرکن فدرالیسم سوسیالیستی هم از آن حرفهایی است که سنگر می سازد تا قیافه حماس بیش از این هویدا نشود. حماس خرده بورژوا و حزب الله خواهان برپایی حکومت اسلامی در فلسطین هستند و شعار نابودی اسرائیل را سر می دهند. اگر شما آنقدر ضد صهیونیست هستید که خواهان قربانی کردن دولت سکولار و نیم بند فلسطینی ها در راه آن این حرف دیگری است.
خود فروش بودن عرفات شعاری است که سالها حماس، حزب الله، جمهوری اسلامی ایران و .... مرتب تکرار می کنند، شما چرا؟
  

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.