امروز چهارشنبه 23 خرداد 1386 درگیری میان گروه های فلسطینی درغزه شدت گرفته است. محمود عباس، رئیس دولت خودگردان فلسطین، بخش هایی از گروه حماس را به تلاش برای کودتا علیه نهادهای فلسطینی متهم کرده است. حماس و فتح با تلاش عربستان در ماه فوریه 2007 در مکه به توافقی دست یافتند و طبق آن توافق نامه، دولت وحدت ملی فلسطینی به ریاست اسماعیل هنیه با حضور اعضای دو گروه و چهره های مستقل تشکیل شد. این توافق نامه مانع از درگیری ها میان دو گروه نشد و تلاش های مصر برای پایان دادن به این خشونت ها اگر چه منجر به آتش بس های موقت شده اما به درگیری ها پایان نداده است. حماس در شهر غزه، از طریق مساجد اعلام کرده که به مواضع فتح در این شهر از جمله مقر محمود عباس حمله خواهد کرد. گزارش ها همچنین حاکی از آن است که صدها تن از شبه نظامیان حماس، در شمال غزه نیروهای فتح را به محاصره خود در آورده اند. در کرانه غربی که مردان فتح از قدرت بیشتری برخوردارند، تهدید کرده اند که رهبران حماس را مورد هدف قرار خواهند داد. در تازه ترین دور درگیری ها میان شبه نظامیان فتح و حماس، حداقل 34 نفر کشته شده اند. (بی بی سی)
بدیهی است که این درگیری ها نتیجه نقشه های حساب شده دولت اسرائیل و آمریکا بوده است. انشقاق در صفوف این دو گرایش بورژوایی در دولت منجر به باز شدن دست های اسرائیل برای اعمال نفوذ در منطقه می گردد. مروری بر تاریخچه سیاست دول اسرائیل و آمریکا در منطقه نشان می دهد که چگونه انشقاقات کنونی از سالها پیش طراحی شده است. در واقع دولت آمريکا و اسرائيل متکی بر يک برنامه حساب شده وارد مذاکره و معامله با ياسر عرفات شدند. هدف مذاکرات يزاک رابين و عرفات با وساطت آمريکا در اين امر نهفته بود که اسرائيل، کار سرکوب و کنترل نا آرامی ها و حرکتهای ضد اسرائيلی و ضد آمريکايی مردم فلسطين را به عهده عرفات، به مثابه يک پليس، بگذارد. سازمان آزاديبخش فلسطين (الفتح) به رهبری ياسر عرفات در 13 نوامبر 1974 مبارزه مسلحانه عليه اسرائيل را در مقابل تشکيل «دولت کوچک فلسطين» کنار گذاشت. اين تغيير موضع در راستای مبدل شدن يک «سازمان آزاديبخش» به يک «دولت بورژوا» در مناطق اشغالی بود. دولت اسرائيل (با توافق دولت آمريکا) نهايتاً کرانه باختری رود اردن را در مقابل خريداری ياسر عرفات به مثابه يک «پليس» در به کنترل در آوردن مردم فلسطين، به او اعطا کرد. پس از مرگ عرفات، محمود عباس همان سیاست ها عرفات را با تاکید بیشتر در راستای خدمت به امپریالیزم ادامه داد.
اما، تحرکات مردم فلسطين ناشی از فقر و فلاکت منجر به تقويت گرايش های خرده بورژوايی مانند حماس /حزب الله شد. گرايش هايی که از جانب ايران و سوريه تغذيه مالی می گردند. فشارهای توده ای موقعيت رهبری جناح عباس را در سال پيش دشوراتر کرده است. در این دوره رهبری فتح در مقابل يک تضاد واقعی قرا ر گرفته است: از يک سو می بايستی به عنوان خدمتکار امپرياليزم و اسرائيل نقش خود را در کنترل حرکتهای توده ای به خوبی ايفا کند؛ و از سوی ديگر محبوبيت توده ای خود را به گرايش های حماس/حزب الله از دست ندهد. اين تناقض عينی منجر به وضعيت بحرانی فعلی گشته است. محمود عباس در واقع هم اعتبار خود را در ميان توده های فلسطينی از دست داده است و هم مورد سرکوب اسرائيل قرار گرفته و بهای فرصت طلبی خود را پرداخت می کند.
از سوی دیگر؛ بديهی است سیاست های دول اسرائیل و آمریکا راه حلی برای بحران منطقه ارائه نمی دهد. همانطور که تجربه اشغال افغانستان و عراق نشان داد دولت آمريکا در بحران عميق تری از پیش فرو رفته است. به همين ترتيب اسرائيل نيز گور خود را در مناطق اشغال شده خواهد کند.
در عین حال بديل ها گرايش های خرده بورژوايی حماس/حزب الله که از طريق اقدامات انتحاری جوانان بی تجربه به کارهای بی ثمر تروريستی دست می زند، نيز پاسخگو نيست. جنگ کنونی رهبری فتح با حماس بر سر قدرت سیاسی است. حماس نیز در بهترين حالت، در مقام قدرت، کاری بيش از ياسر عرفات و محمود عباس انجام نخواهند داد. تا زمانی که دولت های بورژوايی فلسطينی در مصدر قدرت قرار گيرند، و تا زمانی که رهبری توده های فلسطينی در دست حزب الله/حماس باشد، دست های اسرائيل و آمريکا از منطقه کوتاه نخواهد شد. هردو جناح راهی جز معامله با اسرائیل نخواهند داشت.
اما، تظاهرات وسيع کارگران و روشنفکران يهودی و عرب در اسرائيل عليه جنگ افروزی دولت شان نشان داد که تنها از طريق وحدت زحمتکشان اسرائيلی و فلسطينی در مقابل دولتهای اسرائيل و ياسر عرفات (و حزب الله) در راستای تشکيل يک فدرال سوسياليستی در منطقه است که صلح به اين منطقه بازخواهد گشت.