شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پایان دهی به فقر مادی از بالا پایان دهی به فقر معنوی از پایین
يادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

در شرایطی که دولت احمدی نژاد به عنوان مدافع نظام سرمایه داری بازاری، اقتصاد ایران را به شرایط جنگی خویش نزدیک می سازد، صدای اعتراض به گسترش بی سابقه فقر، نابرابری و بحران اقتصادی از این و آن سوی به پا خاسته است. طی یک نامه ی هشدار دهنده بیش از 57 تن از استادان اقتصاد در دانشگا ه های داخل کشور به نقد و بررسی عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد پرداخته و ضمن بر شمردن جزییات خطاها و اشتباهات فاحش مقامات حکومتی، در نهایت نتیجه می گیرند :« ... هزینه تصمیمات غیر علمی و شتابزده بسیار سنگین و غیر قابل بازگشت است که در نهایت توسط مردم ایران و به ویژه گروه های کم درآمد پرداخت می شود.»[1] 

این شکل «محترمانه» برای تشریح لجن مالی که پاسدار-بازاریان حاکم در حال انجام آن هستند واقعیت های عریانی را در مقابل همگان قرار داده است. از جمله، بر اساس آمارهای رسمی و کمتر ازواقعیت جدید، وجود 12 میلیون ایرانی گرسنه که دولت با عنوان «خط بقا» برای آنان بودجه ی زنده ماندن تعیین کرده است و برای آنکه میلیون ها ایرانی به واسطه ی گرسنگی  وفقر مطلق به سوی شورش و طغیان گام برندارند با یک نظام گداپرور سعی در آرام ساختن آنها کرده است. در نظام الهی جمهوری اسلامی، بشنوید جهنم شیطانی آخوند-پاسدار-بازاری، میلیون ها انسان ایرانی به حد مصرف کنندگان «دوهزار کالری» در روز کاهش یافته اند و کل رسالت نظام «مهر پرور» در تامین این مقدار کالری برای آنان خلاصه شده است تا مبادا به واسطه ی گرسنگی، میلیون ها شهروند یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، همانند قحطی زدگان مناطق خشکسال آفریقا، در کنار خیابان ها جان نسپارند.

«به گزارش خبرگزاری مهر ، عبدالرضا مصری صبح امروز درهمایش توانمدسازی اجتماع محور در جمع خبرنگاران، افزود: قایل به تعیین خط فقر نیستم و معتقدم که باید خط بقا برای افراد جامعه تعیین شود و مولفه خط بقا نیز استفاده دو هزار کالری انرژی توسط هر فرد است.»[2]

آری این ایرانی است که توسط یک نظام مبتنی بر قتل و وحشت و استثمارشکل گرفته است. بیش از بیست میلیون گرسنه و فقیر در مرز نابودی. در میهن ما تنها 5 تا در10 درصد جنایتکار و دزد و غارتگر از همه چیز برخوردارند و بیش از 60 میلیون نفر در زجر و فقر مطلق یا نسبی به مرگ تدریجی مشغولند. براستی در کجای تاریخ ملتی که ساکت نشسته، نجات یافته است ؟

تاریخ نشان داده است که نظام های استبدادی همیشه از فقر به عنوان یک ابزار حکومتی استفاده کرده اند. نخست فقر مادی برای آنکه حق بقا، به عنوان پاداشی از جانب حاکمیت، شهروندان را به زنده بودن قانع ساخته و هوس چیزی بیشتر نکنند. دوم، فقر معنوی، که زاییده ی فقر مادی است و افق اندیشه ی انسان ها را به موضوعاتی پیش پا افتاده و یا به خرافه و ناعقلانیت محدود می سازد. در استبداد از نوع مذهبی، با بهره وری از یک منبع مشروعیت ماورالطبیعی و غیر قابل تغییر و تفسیر، این چرخه ی باطل چنان قوی شکل می گیرد که در برخی مواقع، مانند دوره ی قرون وسطی در اروپا، بیش از یک هزار سال به طول می کشد. در ایران جمهوری اسلامی نیز این دور باطل به نحو احسن شکل گرفته است : استبداد طبقاتی فقر مادی را ایجاد کرده، فقر مادی، فقر معنوی را دامن زده و فقر معنوی، امنیت ساختاری نظام را تضمین کرده است. رژیم بازاری-آخوندی-پاسداری با یک تقسیم کار دقیق نزدیک به 29 سال است که این چرخه را به بهترین طریق ممکن اداره می کند. طبقه ی سرمایه دار به چپاول و تحمیل فقر مادی به میلیون های ایرانی مشغول است، قشر آخوند با همیاری روشنفکران دست پرورده ی سیستم به گسترش و تحکیم فقر معنوی اشتغال دارند و پاسداران نیز، به عنوان سگ های نگهبان نظام، به شکار هر تنبانده ای مشغولند که هنوز در دام این طلسم فقرمادی/فقر معنوی نیفتاده است و می خواهد اعتراضی کند. و هر سه اینها دست در دست هم عمل می کنند.

در شرایطی مانند ایران امروز به واسطه ی فقر شدید معنوی – بشنوید فقر اندیشه ورزی کنش برانگیز- امید به ایجاد  یک جنبش اجتماعی آزادیبخش از پایین بسیار دوراست، مگر به عنوان چشم انداز چند ده ساله، آن هم به شرطی که کار سازماندهی شده ی هدفمند برای روشنگری توده ها از پایین وجود داشته باشد؛ امری که در حال حاضر تنها به صورت فرعی و بیشتر فردی صورت می گیرد. پس، این چرخه را از کجا می توان شکست؟ نگارنده به درستی کار ازپایین به عنوان حرکت ریشه ای و بنیادین در دل جامعه باور دارد اما با دیدی واقع گرا بیان می کند که شکستن این چرخه ی باطل می تواند از راههای دیگری به صورت سریع تر و کارآتر صورت پذیرد. به همین دلیل، ضمن تاکید همیشگی خود بر کار روشنگری از پایین در جهت رساندن توده ها به سمت خودرهاسازی، به عنوان یک ایده آل نهایی، از تمامی مبارزین و فعالان سیاسی دعوت می کند که به راههای عملی تر برای پایان دادن به این رنج جسمی ناشی ار فقر مادی و رنج روحی ناشی از فقر معنوی میلیون ها ایرانی بیاندیشند و در صدد آن برآیند که با الهام از نمونه هایی مانند ونزوئلا یا بولیوی کنونی، به اهمیت پایان بخشیدن به فقر مادی از بالا برای فراهم ساختن شرایط  نهادینه ی پایان دهی به فقر معنوی از پایین فکر کنند. کسب قدرت، به عنوان ابزار و نه بعنوان هدف، می تواند رهنمود اصلی این استدلال برای یافتن راهکارهایی باشد که تاکنون ما را از تاثیرگذاری واقعی و کار سیاسی حرفه ای، معقول و هدفمند دور ساخته است. به همین دلیل نیز بازیافتن یک نگاه واقع گرای سیاسی می تواند سرآغازی برای طراحی یک استراتژی کسب قدرت باشد. کسب قدرت برای پایان بخشیدن به محرومیت اقتصادی و پدیدآوردن شرایطی که در آن، توده ها بتوانند با شکم های سیر و با بهره وری از تولیدگری روشنگران مردم گرا به پرورش خرد و دانش خویش بپردازند و با درجه ی بالایی از پختگی فکری برای تعیین سرنوشت تاریخی خود و به عهده گرفتن مدیریت جامعه از پایین وارد صحنه شوند. بدیهی است برای طراحی و اجرای یک استراتژی کسب قدرت، با این چشم انداز، نیروهایی لازم است که قدرت را برای واگذار کردن به مردم می خواهند نه برای محروم ساختن خلق از آن. و این، نه در حرف و شعار،  که در عمل متعهد و مجهز به مکانیزم های نهادینه و غیر فردی ضمانت کننده.



[1][1] http://www.tiknews.net/display/?ID=42414&page=1

[2]http://www.baztab.com/news/69033.php

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.