شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹ -  ۷ ژوئن ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آیا چاوز و چامسکی و اُورتگا، قتلعام سال ۶۷ را محکوم کردند؟
صنّار بِده آش ، به همین خیال باش

همنشين بهار

هم پیاله شدن با مرتجعین، توجیه ندارد.


خطوط افقی موازی‌اند امّا در ظاهر اینطور نیستاگرچه هر گردی، گردو نیست و آنچه تعئین کننده‌است، نتیجه رابطه‌ است (نه خود رابطه) ــ اگرچه بی توجه به رنج بیشماری که مدعّیان ‌صاحب ‌اختیاری‌ جهان، بر ساندینیست‌ها و مردم فقیر نیکاراگوئه و ونزوئلا و کوبا تحمیل کرده‌اند، نباید به ‌ارزیابی شتابزده نشست و اورتگا و چاوز و کاسترو را هم ریش مرتجعین تصور کرد، و اگرچه مثل شکل فوق (که خطوط افقی موازی‌اند امّا در ظاهر اینطور نیست) ــ ممکن است آنچه می‌بینیم، آن نباشد که می‌بینیم !! امّا ــ هم پیاله شدن با مرتجعین، توجیه ندارد.

 

نوآم چامسکی عزیز است امّا، حقیقت از او عزیزتر

 

من به نوآم چامسکی، احترام می‌گذارم، امّا نه به ‌این دلیل که به قول روزنامه گاردین میزان نقل قول سخنانش برابر انجیل و شکسپیر است و نه ‌از این رو که در میان فرهیختگان جهان، شناخته شده‌است و در رسانه‌های جهانی اسم درکرده، و بر سر زبان‌ها است.

جامسکی، در میهن خودش غریب است و عمداً به ‌او بی محلّی میشود. چرا؟ چون از دید فرهنگ غالب، خروس بی محل است. یکمرتبه وسطای شب همه را از خواب می‌پراند، یک فضول‌باشی است که وقت و بی وقت پایش را در کفش طبقه‌ی حاکم آمریکا کرده، زبان درازی می‌کند.

او صاحب نظریه دستور زایشی ــ گشتاری generative grammar، استاد بزرگ زبان شناسی و از نویسندگان بنام عصر ما است.

کناب باارزشش (سلطه یا بقا) Hegemony or Survival بر اینکه وی فرهیخته و دردمند است، صحّه می‌گذارد.

چامسکی، سیاست‌های سلطه‌گرانه و جنگ‌طلبانه‌ی ایالات متحده را زیر نور می‌گیرد و اطلاعات گوناگونی از دوز و کلک‌‌های دستگاه حاکمه‌، وضعیت جامعه‌ی امریکا، حادثه‌ی یازده سپتامبر، حمله‌ی نظامی به عراق، اوضاع شیرتوشیر جهان امروز، فقر و فلاکت ناشی از سلطه‌ی امریکا و نظایر آن به دست می‌دهد.

این نویسنده ‌امریکائی یهودی‌الاصل، از همان آعاز، به جای اینکه نان را به نرخ روز بخورد، و آّسّا برود و آسّا بیاید که گربه شاخش نزند، با جسارت جار زد:

ردخور ندارد که مبارزه علیه ترور، دروغ و ریائی بیش نیست.

 The so-called War on Terror is pure hypocrisy, virtually without exception.

 

او علاوه براینکه‌ اهداف شوم اشغالگران فلسطین را زیر ضرب گرفت، نشان داد جنگ در ویتنام و افغانستان‌ و عراق‌..، جز در جهت منافع نظام سرمایه داری نبوده و آنچه ‌امثال بوش و بلر، دموکراسی جا می‌زنند ــ فریب دوران است

چامسکی حاکمیت آمریکا را متهّم می‌کند که حقایق را وارونه جلوه داده، همه‌ مسایل حساّس را از دید مردم می‌پوشاند.

در مورد ایران نیز گفته‌است:

 از جنبش دموکراسی‌خواهی و آزادی خواهی ایرانیان دفاع می‌کنم. و پیش‌تر، جانب چند زندانی سیاسی را گرفته...

 

امّا او نیز، به زیرمجموعه همه تباهی‌ها که ‌استبداد زیر پرده دین است، آنچنان که باید و شاید اشاره نکرده و تا کنون از مظلومیت زندانیان سیاسی که سال ۶۷ با داس مرتجعین درو شدند، لام تا کام، حرف نزده‌است.

 

یادآوری کنم که پرداختن به‌ این موضوع یک شاخص است. هیچ‌کس نمی‌تواند از کنار این واقعه پر از درد و رنج بگذرد و دم از دموکراسی و مبارزه با امپریالیزم بزند.

به دوستی گفتم شاید در سایت یا وبلاگ چامسکی، به اسیرکشی سال ۶۷ و آن فتوای تکان دهنده‌اشاره شده باشد. می‌روم می‌گردم که قضاوت بیجا نکنم. گفت:

 صنار بده‌اش، به همین خیال باش

نوآم چامسکی، و امثال او عزیز هستند امّا، حقیقت از آنان عزیزتر است.

 

آیا سیمون بولیوار و خوزه مارتی هم، چشمانشان را می‌بستند ؟

 

آیا شنیده‌اید که چاوز و اورتگا و کاسترو، کلمه‌ای از مظلومّیت زندانیان قتل عام شده در سال ۶۷ گفته باشند؟ شاید شما بگوئید این داستان مسئله‌ آنها نیست.

اگر چنین است پس حلواحلواکردن کتاب آیه‌الله خمینی، و آن‌را به رخ خبرنگاران کشیدن و...چه معنی دارد؟ آیا سیمون بولیوار و خوزه مارتی هم، چشمانشان را می‌بستند که نبینند؟

 

من البّته‌ آنچه را نوکران آمریکا علیه‌ آنان نوشته‌ و می‌نویسند باور ندارم. هنوز ونزوئلا، نرفته‌ام ولی در کوبا و نیکاراگوئه، هم به فقر و محرومیّت مردمی که سالیان دراز در ترکش دشمنان انقلاب بوده‌اند پی‌بردم و هم به محبوبیّت رهبران آن دو کشور در نزد مردم.

هوگو چاوز و ، کارلوسدر شهر استلی Esteli (نیکاراگوئه)، که موزه شهیدان نیر آنجا است و ساندینیست‌ها در آن ریشه دازند، بارها و بارها شنیدم که دولت آمریکا نمی‌خواهند آب خوش از گلوی ما پائین رود. هنوز هم توطئه می‌چینند...

 

علیه هوگو چاوز هزاران عکس و فیلم در مورد اینکه وی همان «کارلوس» معروف و به قول آنان تیر خلاص زن بی‌رحم است، میان مردم آمریکای لاتین پخش کرده‌اند تا وی را از چشم بیاندازند...

در شهر ماسایا Masaya که عقبه کنتراها و دشمنان نیکاراگوئه حاک در چشم مردم می‌پاشند ــ عکس بالا را هواداران جورج دبلیو بوش به ‌این و آن می‌دادند و با اشاره به چاوز و کارلوس می‌گفتند:

این دو تا هردو یکی هستند. حالا چاوز عینکش را برداشته که شناخته نشود...

 

 اینکه ونزوئلا زیر فشار شرکت‌های غارتگر چند ملیّتی است و اینکه تاجران و تاچران، اراده کرده‌اند هرکس به سازشان نرقصد به زمینش بزنند ــ توجیهی برای دوّلا و راست شدن‌های مبتذل، آنهم نزد قاتلین پاک‌ترین فرزندان این میهن ستمدیده، نبوده و نیست.

آنچه گاه دیپلماسی انقلابی می‌خوانیم چیزی جز همان فتوای ریش و شامپو، نیست که ‌اگر سیاست ایجاب کند ریش، و البته سبیل را هم، در [....] خر فرو کنیم و چون کار از کار گذشت بیرون آریم و گلاب زنیم و نماز، یا سرود انترناسیونال خوانیم...

 

توماس بورخه و قتلعام سال ۶۷

 

حول و حوش انقلاب بزرگ ضدسلطنتی، خبرنگاری در نیکاراگوئه‌ از توماس بورخه، Tomas Borge پرسید:

شما با شکنجه گران خود (شما را به طور خاص می‌گویم آقای توماس بورخه که می‌دانم خیلی زیاد شکنجه شده‌اید) چه رفتاری پیشه می‌کنید حالا که ساندینیست‌ها به پیروزی رسیده‌اند؟

توماس بورخه گفت:

دلم می‌خواهد شکنجه گر خودم را آزاد ببینم، دلم می‌خواهد بخشیده شود و فرزندانش در بهترین مدارس نیکاراگوئه درس بخوانند. یقین دارم روزی پی خواهند برد که ما چه در زندان‌ها کشیدیم...

 

من توماس بورخه را از جمله به دلیل این موضع انسانی و اینکه شاعر با احساسی بود، دوست داشتم و خیلی هم دوست داشتم. گمان می‌کنم تمام زندانیان سیاسی که‌این مصاحبه را خواندند تحت تأثیر قرار گرفتند.

اولین روزی که به نیکاراگوئه رسیدم سراغ توماس بورخه، سرجیو رامیرز، Sergio Ramirez و ارنستو کاردینال Ernesto Cardinal را گرفتم.

سرجیورامیرز، از قدرت کنار رفته بود و معترضانه می‌نوشت.

 

مردم آنچنان از توماس بورخه تعریف نمی‌کردند و برخی معتقد بودند در چپ روی‌های ساندینیست‌ها نقش عمده‌ای داشته‌است، با همه‌این اوصاف هنوز تکیه‌گاه، و مورد احترام بود...

در نیکاراگوئه به شخصی برخورد کردم که توماس بورخه را از نزدیک می‌شناخت. به کمک وی هرچه از قتلعام سال ۶۷ می‌دانستم تنظیم کردم و او به بورخه رساند. مطمئن هستم به دستش رسیده است و در مورد آن با دوستانش صحبت کرده است اما، کنار قاتلین زندانیان سیاسی می‌نشینند و خودشان را به آن راه می‌زنند.

 

 

هوگو چاوز، شمشیر سیمون بولیوار را به دانیل اورتگا می‌دهد

مردم نیکاراگوئه ساندینیست‌ها را دوست دارند.

وب سایت رسمی‌نوآم چامسکی

 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 20 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: همنشین بهار]  [  ]  
با سلام و پوزش
در اواخر خرداد سال ۱۳۸۶ بعد از سفر دانیل اورتگا (رهبر ساندنیستهای نیکاراگوئه) به تهران، مقاله ای نوشتم که عنوانش این بود:
َصنار بده آش، به همین خیال باش ( دیدار «دانیل اورتگا » و...)
هم پیاله شدن با مرتجعین، توجیه ندارد.

http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=17506

در یکی از عکسهای مقاله، «دانیل اورتگا» با «سردار حاج سعید قاسمی» دست‌شان را بهم گرفته اند و در دانشگاه تهران شعار میدهند.
جهنم محل مذاکره با شیطان ، بسیج و راه ناتمام ، «چه» مثل «چمران»،،...و شرح عملیات مرصاد، از جمله آثار نفر بغل دستی دانیل اورتگا است.
من آنزمان نام وی را به اشتباه «رحيم پور ازغدي»، نوشتم و پوزش میخواهم.
با کمال احترام
همنشین بهار
  

[تاریخ ارسال: 15 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: همنشین بهار]  [  ]  
بخش هائی از سخنان دانيل اورتگا، و همسرش خانم ««روزريو ماريو» » در دانشگاه تهران:


انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 پيروز شد و انقلاب سانديست‌ها نيز در همين سال. اين دو انقلاب‌هاي دوقلو هستند كه داراي اهداف يكساني بودند. اين دو انقلاب به دنبال عدالت، آزادي، حق حاكميت و مبارزه با امپرياليسم بودند و هستند.
هر روز كه مي‌گذرد دنيا كوچك‌تر از قبل مي‌شود و ما متقاعد مي‌شويم كه خداوند زمين را براي آسايش انسان‌ها آفريده است و عجيب نيست كه مبارزان آمريكاي لاتين مثل هوگو چاوز به دانشگاه مي‌آيند و در سرزمين مبارزان حضور پيدا و براي جوانان سخنراني مي‌كنند.
مبارزه ملت نيكاراگوئه و ملت آمريكاي جنوبي و درياي كارائيپ همان مبارزه‌اي است كه شما در اين منطقه انجام مي‌دهيد و همان مبارزه‌ايست كه ملتهاي آفريقا و آسيا انجام مي‌دهند؛ يعني از حق مقدس و قانوني خود در برابر زورگويان و پرخاشگران استعمارگر دفاع مي‌كنند.
ما امروز شاهد عصر جديدي از مبارزه ملت‌ها هستيم. امروز يك وجدان بيدار و هوشيار به وجود آمده است. امروز آمريكاي لاتين و درياي كارائيپ فصل جديدي را در اين منطقه آغاز كرده‌اند. ما مبارزه‌اي را براي استقلال خودمان آغاز كرده‌ايم و در واقع همان مبارزه‌ايست كه شما در ايران آغاز كرده‌ايد و همان مبارزه‌ايست كه ملت فلسطين و ملت آفريقا آغاز كرده‌اند.
هنگامي كه سياست‌هاي تجاوزگرانه امپرياليسم در عرصه جهاني حكم‌فرما بود و هنگامي كه تئوريسين‌هاي امپرياليسم تاكيد مي‌كردند دنيا ديگر تغيير نمي‌كند ملتهاي ما خلاف آن را ثابت كردند و اين بدين معناست كه زمان و عصر جديدي آغاز و دنيا در برابر امپرياليسم بيدار شده است.
در طول تاريخ هرگز مثل امروز جوانان و ملتها نسبت به امپرياليسم آگاهي پيدا نكرده بودند و هرگز مثل امروز شاهد شكست سياست‌هاي اقتصادي تحميلي امپرياليسم و مثل امروز شاهد شكل‌گيري جنبش‌هاي اجتماعي، جوانان و مبارزان با اين سطح سواد و همت نبوديم.
وقتي شوروي و اروپاي شرقي از هم پاشيد برخي تصور مي‌كردند جنبش‌هاي مبارز به آخر خط رسيده‌اند و برخي نيز تصور مي كردند گرفتارشدن در چنگال امپرياليسم يك امر اجتناب‌ناپذير است؛ اما ملتها در اشكال مختلف به مبارزات خود ادامه دادند و هرگز چنين تجزيه و تحليلي را نداشتند كه مبارزه به پايان رسيده است.
ملتها مي‌دانند كه امپرياليسم سعي دارد با حفظ و ارتقاي توان خود آن‌ها را در حاشيه نگه دارد و ملتهاي آزاديخواه را استعمار كند و آنها را مستضعف نگه دارد. ملتها به اين تفكر رسيده‌اند كه بايد اين شرايط را پشت سر بگذارند و ما به خاطر اين ديديم كه پس از
مبارزات ملت ايران همواره تحت رهبري معنوي و سياسي حضرت امام خميني بوده است.
اين همان چيزي است كه باعث شده روحيه مبارزه‌طلبي در آمريكاي لاتين و درياي كارائيپ وجود داشته باشد و اين به همان دليل است كه ما به كشور شما مي‌آييم و احمدي‌نژاد نيز به كشورهاي مبارز آمريكاي لاتين سفر مي‌كند. كشورهاي آزاديخواه مي‌خواهند ملت‌هاشان با هم پيوند بخورند و روحيه مبارزه‌طلبي به هم پيوند داده شود و اين امر باعث مي‌شود ملتها بزرگتر و شكست‌ناپذيرتر شوند.
دوست داشتم ساعتها بنشينم و با شما دانشجويان در ارتباط با مبارزاتي كه در كشورمان صورت مي‌گيرد صحبت كنم؛ ولي مي‌دانم كه بايد كلام را كوتاه كنم؛ چرا كه برنامه ديگري داريم و اين افتخار و شرافت نصيب ما شده كه ظرف مدت كوتاهي در خدمت آيت‌الله خامنه‌اي باشيم.

من به شما اطمينان مي‌دهم كه در اينجا روح نيروي انقلابي مانند فيدل كاسترو، سالوادور آلنده، زاپاتا، ساندينيو، و تمام مبارزاني كه در راه آزادي و مبارزه با امپرياليسم كشته شدند حضور دارند؛ مبارزاني كه به ساندينيو گفتند ما براي رسيدن به آزادي مبارزه مي‌كنيم و اگر كشته شويم نيز مهم نيست چرا كه هدف ما زنده خواهد ماند و جوانان راه ما را ادامه خواهند داد.
زنده باد ملت ايران! زنده باد مبارزان اسلامي! زنده باد وحدت كشورهاي مبارز آمريكاي لاتين، آسيا، ايران و آفريقا! زنده باد وحدت ملتها كه در جهت استقلال و آزادي قدم برمي‌دارند! زنده باد پيروزي هميشگي!.



سخنان همسر رييس‌جمهور نيكاراگوئه («روزريو ماريو»):
زنده باد ملت‌هاي جهان! زنده باد انقلاب اسلامي ايران! ملتهاي متحد هرگز شكست نخواهند خورد؛ چرا كه خداوند ملتهاي مبارز را تحت حمايت خود قرار داده، خداوند آيت‌الله خميني را در رحمت خود قرار داده /خداوند متعال احمدي‌نژاد رييس‌جمهور را در پناه و حمايت خود قرار داده است. خداوند نيكاراگوئه و رهبرانش را نيز حفظ كند!
خوشحالم كه توانستم در بين شما دانشجويان و در تهران حضور داشته باشم. خوشحال هستم كه در بين شما دانشجويان پسر و دختر هستم. من حامل پيام و سلام زنان، جوانان،‌كشاورزان،‌فقيران، كارگران، توليدكنندگان و ملت ساندينيو براي تمام شما هستم.
ما فصل جديدي از انقلاب را در كشورمان آغاز كرده‌ايم و در حال تحكيم تمامي تشكل‌هاي اجتماعي هستيم، براي اين كه بتوانيم حق خود را در جهت بهره‌گيري از تمام سياست‌ها اعمال كنيم، تا بتوانيم از انقلاب و شرافتمان دفاع كنيم و آن را به ملتمان بازگردانيم.
ما معتقديم اين سفرها باعث پيوند دو ملت مبارز و آزاديخواه خواهد شد. ما حق داريم با يكديگر دوستي و برادري داشته باشيم، همانطور كه حق داريم تنوع فرهنگي داشته باشيم. در حال حاضر دنيا در برابر سياستهاي نئوليبرال مقاومت مي‌كند؛ سياستهايي كه تلاش مي‌كند دنيا را به خفقان بكشد و بر آن حاكم شود و اين وجدان انساني است كه ما را بر آن مي‌دارد احساس عدالت‌خواهي‌ و ميل به استقلال اقتصادي – سياسي بر كشورمان داشته باشيم و در اين راه قدم برداريم. ما اينجا آمده‌ايم تا پيام انقلابمان و پيام اميد جوانان و كشاورزان ملت خودمان و آمريكاي لاتين را به گوش شما برسانيم و بگوييم در حال حاضر شاهد شكل‌گيري يك اتحاد و عصر جديد هستيم. ما به يك عصر با شرافت و اميدواركننده جديد اميد داريم كه سرشار از روحيه و ايمان است. در حال حاضر فصل‌ها و صفحات جديدي در تاريخمان در حال نوشتن است و اين امر بيانگر آنست كه ديگر ملتها تنها نيستند.
در حال حاضر بشريت به پا خاسته و با استفاده از انقلاب و روحيه انقلابي به پيش مي‌رود. امروز مي‌بينيم كه در آمريكاي لاتين كشورهاي مبارز با يكديگر وحدت مي‌كنند و ما به دفعات گفته‌ايم كه زنده‌ باد مبارزان، زنده باد بشريت آزاد و انقلابي. ما اميدواريم آزادي واقعي در جهان حاكم شود و فقر و گرسنگي پايان پذيرد. زنده باد انقلاب ايران.

  

[تاریخ ارسال: 13 Jun 2007]  [ارسال‌کننده:  . ر. حيمی]  [  ]  
با درود به افای همنشين بهار. متاسفانه يکی از عوامل مهمی که کشورهائی نظير کوبا ازماهيت رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی شناخت درستی ندارند تبليغاتی نا مردمی ضد امپرياليسم و دموکراتيک خواندن رژيم از طرف حزب توده در اوائل انقلاب ميباشد که هنوز هم اين تبليغات ضد مردمی به نفع رژيم از طرف حزب خائن توده در خارج ادامه دارد. و عامل دوم بی تفاوتی اکثريت ايرانيان مخصو صا در خارج از انهمه جنايت و کشتاريست که در داخل توسط رژيم بر عليه توده های زحمتکش صورت ميگرد.هنگامی که در صدها تظاهراتی که در خارج توسط نيروهای چپ و مترقی در ۲۸ سال گذشته برعليه رژيم صورت گرفته ودر هرکدام از اين تظاهرات ها فقط ۳۰ يا ۴۰ نفرايرانی شرکت کرده اند چه گونه انتظار ميتوان داشت که حکومت هائی مانند کوبا به ماهيت ضد انقلابی و وابسته به امپرياليسم بودن رژيم ضد انسانی جمهوری اسلامی پی ببرند؟. اگر واقعا ميخواهيم که حکومت ها و مردم تمام دنيا از ماهيت کثيف ارتجاعی جمهوری اسلامی و رهبران ادمکش ان اگاه شوند بايد با تظاهرات چند ده هزار نفره و هر روزه در مقابل لانه های جاسوسی رژيم در خارج انها را اگاه کنيم.انگاست که ديگر اين رهبران جرات نمی کنند که به ديدار ادمکشان جمهوری اسلامی بروند و سر قبر رهبر ادمکشان گل بگذارند.   

[تاریخ ارسال: 13 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [ mshah@gmx.net ]  
همنشين بهار گرامى انتقاد من به نوشتار شما در مورد ارتگا است. شما نوشته ايد: " .البته از دید من «دانیل اورتگا»، دلسوز مردم و بسیار خاکی است. او ابدا فریبکار نیست. هررئیس جمهور دیگری هم جای او به تهران می رفت بر سر قبر آیه الله خمینی گل می گذاشت (یعنی طبق پروتکل باید می گذاشت)".

اگر او دلسوز، خاكى و مردمى است پس نبايد مثل هررئیس جمهور دیگری بر سر قبر خمینی جانى گل می گذاشت . بلكه بخاطر خاكى و مردمى بودنش بايد گل به خاوران و ساير قبرستانها كه انقلابيون ايران دفع شده اند می برد وميگذاشت.
كار او اينجا فريبكارى محض است. ببخشيد پروژه ما سرنگونى اين رژيم است و اين مهمتر از هر پروژه ديگر ساندینیست ها ميباشد.
با احترام فراوان
  

[تاریخ ارسال: 12 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: همنشین بهار]  [  ]  

 

 

فردی که دست اورتگا را گرفته کیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام بر دوستان عزیز

در مقاله


چند فیلم کوتاه اضافه کرده ام و توجه شما را به آن جلب میکنم:


 *** 

رحيم پور ازغديسئوال: آیا فردی که دست «دانیل اورتگا» را گرفته، «رحيم پور ازغدي»، است و وی یکی از بازجویان پیشین است؟ 

***

نکته ای که فراموش کردم در مقاله بیآورم :

دولت نیکاراگوئه برای یک کار فوق العاده بزرگ و پر از ریسک دارد خودش را آماده می‌کند و آن حفر کانالی شبیه کانال پاناما است.

بعد از تصمیم دولت پاناما برای ایجاد تسهیلات بیشتر برای کانال ، دولت نیکاراگوئه برای حفر کانال جداگانه توسط خودش، پافشاری بیشتری میکند و یکی از اهداف اصلی اورتگا در این سفر شرکت دادن جمهوری اسلامی در بعهده گرفتن بخشی از این اقدام فوق الغاده جسورانه ساندینیست هاست که اگر آمریکا و پاناما موش ندوانند، اقتصاد آن کشور را زیر و َزبَر خواهد کرد. ولی این تصمیم حیاتی و درست ساندینیست ها نمی بایست با پاشیدن نمک بر زخم ایرانیان ستمدیده همراه می شد.

 اگر آقای اورتگا هیچ چیز نشنیده باشند، نقش آخوندها را در ماجرای «ایران گیت» که عملا «کنتراها» و ضدانقلابیون نیکاراگوئه را یاری میکرد ــ شنیده اند.البته از دید من «دانیل اورتگا»، دلسوز مردم و بسیار خاکی است. او ابدا فریبکار نیست. هررئیس جمهور دیگری هم جای او به تهران می رفت بر سر قبر آیه الله خمینی گل می گذاشت (یعنی طبق پروتکل باید می گذاشت)

با کمال احترام همنشین بهار

  

[تاریخ ارسال: 12 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [ tehran45@s4.dion.ne.jp ]  

با سلام نظرات اقایان بهرام وحاتم را در مورد خودم دیدم در مورد اقای دهقان منظورم ایراد گرفتن به ایشان نبود بلکه من اکثر مقالات ایشان را می خوانم مقالات خوبی مینویسند<مانند همین پیام در همین صفحه>

حیفم امد گاهی با استفاده از کلمات کوچه بازاری ارزش مقاله خود را پایین بیاورند

[...]  اما باور کنید [حرفهای نادرست شما] برای من یک قران هم ارزش ندارد ...

شما.نوشتید چونکه از زندان ازاد شدی بهتراست به سایت مجاهدین بروید بیساری از مجاهدین خاطرات خود را از زندان را نوشتن .

گفتید مزدور ودست بوس و..اگر درست است چرا بجای اروپا به زاپن که از موافق ومخالف خبری نیست فرستادند.

شاید بخاطر این که در ایران واروپا نمیشود از انترنت استفاده کرد پس برای توطئه انترنتی مامور در زاپن لازم است؟؟؟؟

<انقدر ایرادتان کودکانه است که مجبورم یک جواب بچه گانه بدهم>

گفتید روبوسئ با یک ریس جمهور عقده گشایی ندارد میگویم که هیتلر هم صدر اعظم المان بود پس مردم دنیا خیلی خیلی عقده ای هستند که پس از 60 سال دست بوسان هیتلر را نمی بخشند؟

گفتید جلو گیری از سرنگونی رزیم .حتما رزیم اسلامی روزی تمام یا سرنگون یا... می شود مانند تمامی حکومت های تاریخ ولی خدا وکیلی با ارتش گیتار بدست وقیام در کوجه وپس کوچه های اروپا یا جمع کردن امضا از خلق های عراق بلزیک انگلیس و...<راستی از خلق های افریقا امضا یادتان نرود.از5ملیون<لاقل100هزار> ایرانی خارج از ایران امضا لازم نیست چون هرچه باشدمجاهدین خلق ایران ایران ایران هستند>

ایا رزیم سقوط می کند.چشم ادم بخیل کور

 25سال گذشت 25سال دیگر روش.مطمعن باشید اگر رزیم اسلامی سرنگون بشود بدست مردم کوچه وبازارمانند انقلاب ضد سلطنتی است.[...]

سلام - از حذف برخی کلمات پوزش میخواهم.، ازهمه خواهش میکنم طوری بنویسید که بشود درج کرد.
  

[تاریخ ارسال: 12 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: امرالله ابراهيمي]  [ Awaye_yaran@yahoo.com ]  
« برادر كشي » اصطلاحي است كه براي « جنگ داخلي » بكار برده مي شده و مي شود. وقتي رهبر « خلق مسلمان » آقاي كاظم شريعتمداري ( از لحاظ فقهي چند سر و گردن از خميني بالاتر بود و خميني براي آيت الله شدن به امضاء او نياز داشت ) را با« سيلي هاي پي در پي » جنايتكاري به نام ري شهري به تلويزيون آوردند، از دژخيم جماران ( همان كسي كه خودش آفت جانش كرد ) خواست كه جلو « برادر كشي » را بگيرد. براي جنگ داخلي در عراق ، افغانستان ، فلسطين و ..... هر روزه اين اصطلاح بكار مي رود ولي تاكنون كسي به اين مسئله كه اصطلاح « برادركشي » اصطلاح درستي براي اين نوع جنگ ها هست يا نه ، واكنشي نشان نداد. حال « برادركشي » با قلم آقاي همنشين بهار چه فرقي با آن برادركشي ها دارد كه چنين واكنشي را در پي داشته ، من نمي دانم اما اين را مي دانم كه در « دهه شصت » برادر هايي بودند كه برادر واقعي ( فرزند يك پدر و مادر ) خود را « اعدام انقلابي » كردند و برادر و پدر هايي بودند كه برادر و پسر خود را « اعدام » كردند. نمونه هايي دارم كه هنوز زنده اند.
نمونه اي حتي از يك جنگ خارجي ! در شهريور سال 1359 سفير جمهوري اسلامي در يكي از اين كشورها كه يادم نمي آيد كدام كشور بود ، جنگ ايران و عراق را « برادر كشي » خواند. سريع او را به كشور فراخواندند و سر و صداي زيادي به راه انداختند و او را به غلط كردم وا داشتند. اين جنگ ضد ملي – ميهني را هشت سال كش دادند. بيش از يك ميليون از دو طرف كشته شدند. سرانجام رفسنجاني در نامه به صدام حسين « برادر » خطاب كرد، خاتمي هم « جوياي احوال برادر صدام حسين » شد و الان هم ، هم به سني هاي عراقي سلاح و مهمات مي دهند و آنان را « برادر » خطاب مي كنند و هم به شيعه ها. پس آنهايي كه در جنگ هشت ساله هم كشته شدند هم « برادر » بودند. خانم ها و آقايان ! در چنين جا هايي چه واژه و اصطلاحي را بايد جايگزين « برادر كشي » كرد؟ تفاوت نمونه داخلي و خارجي در چيست ؟
  

[تاریخ ارسال: 12 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: شهره مهاجر]  [ muhaajer40@yahoo.com ]  
جناب همنشین بهار.باسلام.هیچ مبارزی بره نیست.و مبارز کش هم حتما بدتر از گرگ هست.و برادری فقط دررابطه با محرومان و مبارزان و هم اندیشان صادق هست. نه قاتل و مقتول.آنهم از نوع سیاسی و فکری اش.جواب های شما در این رابطه اصلا قانع کننده و درست نیست.و برادر دیدن قاتلان مبارزان. درنهایت . به سر نوشت اورتگا ختم میشود. که برای بیشتر دوام آوردنش در اریکه قدرت . نعلین برادر خامنه ای را لیس میزند.معلوم است که شما نه قدرتی دارید و نه اهل این شیطنت ها هستید . ولی در سطح خودتان این برادر خواندن ها زنگ خطر را زیر گوش آدم به صدا در می آورد.و این دگر اندیشی نیست. که نظر شما با نظر دیگران متفاوت باشد . این نقض قانون انقلاب و مبارزه است . و یک بر داشت انحرافی از برادری . مثل ماچ و بوسه های کاسترو و چاورز و اورتگا و دیگر مثلا مردم گرایان قرن بیست و یکم.در راستای حمایت از مردم در زنجیر ایرا ن . موفق باشید. و زندگی بهتری برای شما آرزو میکنم.   

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: مهربان]  [  ]  

سفر اورتگا به تهران سر و صدای [آقای] فریبرز زئیس دانا را در آورده و ایشان  از جمله برای رفع و رجوع اعتراض به حق دانشجویان از اینگونه مراودت ، گفته است:

بحث اين است که اگر اين مراوده صميمانه و از بسياري جهات چاپلوسانه با جمهوري اسلامي در چهارچوب ضرورت هاي ديپلماتيک، حيات ملي در نظم جهاني تعريف مي شود که در اين صورت احتياجي به اين همه چاپلوسي و خودنمايي و اين همه ناديده گرفتن ضوابط و ارزش ها و سابقه هاي مردمي لازم نبود.

کشورها مي توانند روابط خوب ديپلماتيک داشته باشند و سر مواضع معيني کنار همديگر بايستند. اصلا يکي از معاني همزيستي مسالمت آميز خروشچف همين بود. اين قابل فهم است. اما آنچه اين دولت ها با جمهوري اسلامي انجام مي دهند در واقع به نمايش گذاشتن يک رابطه عميق است که جاي بحث و ترديد دارد...

 اورتگا يک نمايش تاريخي داشته است که وقتي ديد آراي مردمي مخالف اوست بر سر قدرت نماند. اما او بايد بداند با حکومتي اين رابطه را دارد که در تمام دوران حياتش دشمني سرسختانه با سوسياليست ها داشته است. بعد از انقلاب در سال 60، مجموعه اين حکومت که احمدي نژاد هم عضو بلافصلي از آن است به دستگيري و برخورد و شکنجه و کشتار فجيع نيروهاي چپ و سوسياليست دست زد. ما در کشورمان شخصيت هايي داريم که هنوز زنده اند و هنوز در رنجند و هنوز در محروميت و عملا در بندند. 37 سال از عمرشان را در زندان هاي شاه و جمهوري اسلامي گذرانده اند. شخصيت هاي ديگري که سال ها در زندان ها مقاومت کردند. شخصيت هايي که 50 سال از عمرشان را در راه سوسياليسم مبارزه کردند و هميشه جفا ديدند. وقايع هولناک سال 1360 تا 1363 و فاجعه ملي 1367 قاعدتا بايد خاري باشد بر چشم هر سوسياليست در هر کجاي جهان که باشد. اورتگا و ديگر داعيه داران سوسياليسم بايد خوب دانند که به سرزميني مي آيند که ميراث هولناکي در کشتار سوسياليست ها دارد و عملا سرزمين يکه تازي ها و انحصارطلبي هاي راستگرايان وابسته به دستگاه اين پولدار و آن پولدار است که 30 سال است در قدرتند. البته چه بسا آنها دارند از جمهوري اسلامي استفاده ابزاري مي کنند، اما به هر حال سوسياليسم بطور تاريخي نجات بخش دمکراسي و آزادي است و خواهد بود.

[باید به اورتگا و دیگران گفت] شما با اين کار خود به سوسياليسم لطمه مي زنيد براي اينکه به دشمنان سوسياليسم قوت قلب مي دهيد. ما مي دانيم مبارزه ضد امپرياليستي را بهانه قرار مي دهيد اما اينها در اينجا پديده اي به نام امپرياليسم را نمي شناسند. مساله اي که اينها مي شناسند اختلاف سياسي با امريکا است. اختلاف بر سر اينکه امريکا موازين ضد حقوق بشري حاکم را به رسميت بشناسد. بخش هاي آگاه و مبارز جامعه ما، که يکي از ذخاير ارزشمند جهاني در مبارزه سوسياليستي و آزاديخواهانه هستند ...

اين ديگر شاهکار است! که اورتگا در کنار رحيم پور ازغدي، سرکوبگر و بازجو و نظريه پرداز خشونت سخنرانی میکند. ازغدی اگر راست مي گويد "برادري جهاني، عدالت جهاني" را در دفاع از سنديکاي کارگران شرکت واحد به اثبات برساند. از حقوق زنان دفاع کند. رحيم پور ازغدي هم فکر مي کند اين عادلانه ترين روش است. اين چه عدالتي است که يک کشور چهار و نيم ميليون نفر بيکار و گرسنه و فقير دارد و وزارت رفاهش حاضر نيست حتي بپذيرد در اين کشور فقير هست. وزارت کارش شمشير را عليه منافع طبقه کارگر از رو بسته است. اين نه با سوسياليسم سازگار است، نه با عدالت و نه برادري. اينجا سرزمين درخشاني است که هر وجب از خاک آن بستر يک خورشيد است. خورشيدي نيروبخش براي فرزنداني که در راه آزادي و سوسياليسم جان باختند...
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [ - ]  
بنظر من دانیل اورتگا، هوگو چاوز و فیدل کاسترو بهتر از من و شما از جنایات بی شمار جمهوری اسلامی و پس‌مانده‌های خمینی متعفن و پلید خبر دارند! منتها بعلت دشمنی فرقه‌ای با آمریکا، بجای دشمنی واقعی با مناسبات امپریالیستی آگاهانه و عامدانه از رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی و آخونده‌های خمینی‌صفت حمایت می‌کنند. اینکه یک زمانی دانیل اروتگا یا کاسترو برای رهایی خلق‌های نیکاراگوئه و کوبا مبارزه‌کرده بودند جای هیچ شک و شبهه‌ای نیست، ولی این بدان معنا نیست که اینها در هر زمانی انقلابی و مبارز تشریف داشته‌باشند.در شرایط حاضر مثلث چاوز، کاسترو، اورتگا موجوداتی هستند در حد قد و قواره‌ی قاتل محمود احمدی‌نژاد و هیچ ربطی هم به مبارزات آزادیبخش مردم جهان ندارند. اینان با همان تحلیل حزب توده، فداییان اکثریت و حزب کار ایران(توفان) که با تمام وجود به حمایت از خمینی و رژیم اسلامی پرداختند،‌مشغول ماچ و بوسه‌ی دیپلماتیک - هسته‌ای با سرمداران رژیم هستند. به همین جهت این سه نفر در اصل برادران اسپانیولی زبان کسانی چون فرخ نگهدار،علی خاوری و ... هستند که در کنار جمهوری اسلامی بکار کشتن فرزندان خلقهای ستمدیده‌ی ایران مشغول بودند . بهانه‌شان هم شعارهای پوچ و تو خالی ضد آمریکایی رژیم آخوندی و بویژه خمینی جنایتکار بود. پس، اگر کسی با منطق توجیه سیاستهای مماشات‌جویانه‌ی کاسترو، چاوز، اورتگا به دفاع از آنان برخیزد، مسلما بایستی با همین منطق به دفاغ از خط و مشی توده‌ای - اکثریتی‌ها و ...بپردازد.   

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: حاتم]  [  ]  

اینکه امام خمینی و رفسنجانی و برادران دور خلافت ولی فقیه، برای صدور انقلاب اسلامی و فتح قدس از طریق کربلا ولی پشت به" قدس " میلیونها انسان ایرانی و عراقی و حرث نسل شان را در 8 سال جنگ ضد میهنی خانمانسوز نابود کرده و با آن همه و یرانی شهرها به جای گذاشت ! و البته فقط فروشندگان سلاحهای میلیاردی را در شرق وغرب و شمال و جنوب چاق و چله نمود، که هنوز هم توسط سپاه قدس و بدر و صدر ... ادامه دارد، برای بعضی از رهروان امام راحل ضد استکباری مهم نیست، ولی چرا مسعود رجوی و یا دیگر مقامات آمریکائی و بین المللی با رئیس جمهور یک کشور ربوسی کرده اند، شده عقدهً دل و مرهم درد و دلیل توبهً آقا در مقابل جلادان حاکم در ایران !. آقا این سخنان کهنه را مزدوران نظام مقدس ولی فقیه [...] دست بوسان خامنه ائی 24 ساعت بلغور می کنند و هنوز هم به جائی نرسیده و چاره ائی برای جلو گیری از سرنگونی نظام ولی فقیه پیدا نکرده اند. خواب دیدی خیر باشه. مردم آزادی می خواد فکر نون باش که خربزه آبس.!

  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام]  [  ]  

آقا یا خانم بهار

لطفا اگه میشه [در عنوان مقاله]

 َصنار بده آش ، به همین خیال باش  ( دیدار «دانیل اورتگا » و... 

[بعد از «اورتگا» ، و]

یه طویله [...] اضافه بفرمائید.

با سپاس

سلام ــ  من در هیچ یک از نوشته هایم حتی دشمن را با اینگونه کلمات توصیف نمی کنم، تا چه رسد به امثال دانیل اورتگا، که بود و نبودشان را برای آزادی میهن شان گذاشتند و به جنگ تاریکی و ارتش ساموزا رفتند.

به جای تکیه بر آنگونه القاب،  میتوان سلاح برداشت.  سلاح نقد

اسلحه فقط کلاشینکف و ژ سه و توپ و تاناک نیست .

با کمال احترام: همنشین بهار
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام]  [  ]  
اینترنت هست دیگه, چه میشه کرد.رژیمی که اکبر محمدی, فیض مهدوی, صدها دانشجو و افراد سیاسی را میکشد(هیچ کدام از اینحا مسلح که نبودند) ولی یکی از پشت خط برای خودش پرونده مبارزاتی درست میکند که اسلحه به دست گرفته بود می جنگید و در زندان هم فیلم روبوسی دیده و کلی هم گریه کرده. من هیچ وقت زندان نبودم, لطفا کسانی که زندان بودن ما را روشن کنند که آیا در آن ایام کسی مسلح بود آیا رژیم ولش میکرد که بیاد بیرون و الان هم از ژاپن نظر بدهد, آنهم هر نظری میدهد علیه مجاهدین باشد. و حتی به آقای سیامک دهقانی ایراد بگیرد که مودب باش و توهین نکن.... البته خمینی امام حرامزاده ها هست و یک جنایتکار به تمام معنی. لعنت زمین و زمان بر خمینی و آل خمینی. به امید روزی که قبر خمینی کثیف پس از پیروزی مردم ایران تبدیل به طویله خوک و گاو و گوسفند بشود... مرگ بر آخوند زنده باد آزادی   

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
دوستان گرامی!
من به هر کس، که پيام مرا می خواند و با زبان اسيانيولی آشنايی دارد، خواهش می کنم جزوه ای را خطاب به فيدل کاسترو، هوگو چاوز، دانيل اورتگا و ... دربارهء ولايت فقيه و کتاب توضيح المسائل خمينی نوشته و آنرا منتشر کند و بپرسد، که آقای چاوز، که کتاب خمينی را روی دست گرفته، روزی چند بار به احکام خمينی در آداب خلاء رفتن و غسل جنابت و ... عمل می کند؟
شوخی نمی کنم. خيلی جدی بايد مبارزه ای چنين را سازمان داد. بايد زير پای دروغگويان آمريکای لاتين و ملايان حاکم بر ايران را خالی کرد.
اگر من اسيانيولی می دانستم اين کار را می کردم. به هيچ زبان ديگری نمی توان تاثير زيادی گذاشت. اين هم گونه ای مبارزه است. در ضمن، نويسندهء چنين جزوه ای می تواند از درآمد چاپ اين جزوه مطمئن باشد.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [ mshah@gmx.net ]  

طبق آمار رسمى بين المللى پينوشه در كل دوران حكومتش ٣٠٠٠ تن از مخالفين را سر بنيست كرد. دنيا او را بعنوان ديكتاتور ميشناسد. اينكه اعدام شدگان توسط پينوشه همه داراى حق زندگى بودند جاى هيچ ترديدى نيست. جمهورى اسلامى فقط در تابستان ٦٧ بيش از ٤٠٠٠ تن مخالف را به جوخه هاى اعدام سپرد.

سوال اينست كه چرا همه ما هم از وقايع در آمريكاى جنوبى و هم در ايران متلعيم [مطلعیم]  اما آقايان ارتگا، چاوز و كاسترو نميتوانند از جنايات جمهورى اسلامى مطلع باشند!

 نخير اين آقايان خيلى خوب از وقايع مطلع هستند. تا بحال ارگان حقوق بشر سازمان ملل متحد چندين بار رژيم اسلامى ايران را بخاطر قلع و قمع مخالفين محكوم كرده و تمام آن قطعنامه ها به محضر اين آقايان رسيده. فاكت اينست كه جان عزيزان ما براى اين آقايان مهم نبوده "علتش هر چه بوده مهم تر از جان آن انسانها نميتواند باشد". همبستگى بين اللملى خيابان يكطرفه نيست وظايف رهبران سياسى موضع گيرى در مقابل جنايات انسانى واقع شده ميباشد. بى اعتنايى به اين وقايع نشاندهنده شخصيت واقعى اين رهبران را نمايان ميكند.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [ tehran45@s4.dion.ne.jp ]  

با عرض سلام. چه شده است همه در اینجا عزا گرفتن [گرفتند] وبرای هم مرثیه میخوانند؟

.بله واقعیت تلخ است ولی واقعیت است چه قبول کنید چه نکنید.احساستان را درک میکنم وقتی در زندان رزیم فیلم روبوسی صدام ومسعود رجوی را نشانمان دادند صد برابر الان شما اتش گرفتم گریه کردم و کینه به دل گرفتم چطور میشود مردی که بخاطرش تفنگ بدست گرفتم وجنگیدم قاتل خانواده ام را صمیمانه در اغوش میکشد

تمام خانواده من 13 مهر59 در بمباران خرمشهر به قتل رسیدند.امروز می دانم چرا .امثال اورتگا یا کاسترو یا... هم چرا ملاها را صمیمانه دراغوش میکشند هم دلیل هستند .

به حکومت رسیدن یا حکومت کردن خرج دارد.میگویند وقتی شمر روی سینه امام حسین نشت تا سر امام را قطع کند امام به شمر گفت که تو از همه بهتر مرا می شناسی .می دانی من فرزند فاطمه وعلی هستم ونوه رسول خداو بر کسی ظلمی نکرده ام و...با این همه جرا خون مرا به ظلم بر زمین می ریزی.شمر در جواب گفث جانم به فدایت همه اینها را میدانم ولی ارام جانم بچه ها خرج دارندواین حرفها حالی شون نیست.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: امرالله ابراهيمي]  [ Awaye_yaran@yahoo.com ]  
دانیل اورتگا را از بچگي دوست داشتم. همان اندازه او را دوست داشتم كه به سمبل مبارزه با امپرياليسم ، ارنستو چگوارا، علاقمند بودم. از وقتي كه به يك انتخابات آزاد ( تصميمي كه فرجامش معلوم بود ) تن داد، علاقه ام به او صد چندان بيشتر شد. چون مطمئن تر شدم كه او از جنس دژخيم جماران نيست. اگر مي بود براي حفظ قدرت به هر جنايتي دست مي زد و مطمئنا چنين تواني را هم داشت. امروز هم - با اينكه او را در كنار قاتلان هزاران هزار ايراني آزاده مي بينم - دوست دارم. همانا مبارزه ضد امپرياليستي كاسترو و چاوز برايم قابل تحسين است. آري نه دانيل اورتگا را از جنس خميني و پس مانده هايش مي دانم و نه فيدل كاسترو و چاوز را . از ياد نبريم خميني واقعا دجال بود. خيلي ها فريب دجاليت او را خوردند و الان هم دارند به پس مانده هايش ياري مي رسانند. خيلي ها حتي الان هم او را مردمي و ضد امپرياليست مي شناسند بي ترديد اورتگا يكي از اين هاست. نبايد از اورتگا ، كاسترو ، چاوز و.... خرده بگيريم چونكه اين ضعف ماست كه بعد از بيست و هشت سال نتوانستيم ماسك از چهره خميني و پس مانده هايش بر داريم.   

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: siamak]  [ siamaksabouri@yahoo.com ]  

با سلام سه باره آقای همنشین. من متوجه جوابتان نشدم. استفاده از لفظ "برادر کشی" خیلی واضح است. یعنی برادر ها همدیگر را در سال شصت کشته اند. لطفا شما هم واضح و روشن جواب دهید. این برادرها چه کسانی بودند یا هستند.بنظرم جواب شما قانع کننده نیست و بعلاوه منصفانه هم نیست. یا لااقل میتوانید بگویید که مایل به جواب دادن نیستید چون پرداختن بیشتر از این به موضوع برای شما صرف ندارد!!! با احترام



یاد دهه ۶۰ افتادم، شب‌های تیره و تاری که برادرکشی بیداد می‌کرد و در زندان های ایران پاک ترین جوانان میهنمان بین زیستن و مرگ روزگار می‌گذراندند.

آن زمانNayef Hawatmeh   «نایف حواتمه»، رهبر جبههء دمکراتيک خلق برای آزادی فلسطين (که می کوشيد با تکيه بر درک خود از تحليل های مارکسيستی به مسألهء فلسطين بپردازد)، در نماز جمعه تهران به قنوت ایستاده بود، گوئی فرمول ریش و شامپو، «راه بر» و حلاّل مشکلات شده بود!

این روزها که عکس او را کنار «فیدل کاسترو» دیدم، به [...] گفتم:

«احیای مقوله آزادی، احیای بشریت و انقلاب های مغلوب است.» و این خود ما هستیم که باید نظم جدید و بنای تازه‌ای بسازیم.

در برابر ستمگر و غیر ستمگر،  رکوع و سجود ممنوع.

«آن نمی‌دانم چه‌ی نمی‌دانم کجای همیشه موجود»، که به قول «آندره ژید» نمی‌توان او را در جائی جز همه جا دید ــ  حسابش جدا است امّا، باور کنیم که خدا نیز ـ برتر از سئوال نیست... 

برادر عزیزم من از دهه ۶۰ صحبت کرده ام نه از سال ۶۰، اینکه منظورم از برادرکشی چیست، (و چی نیست) ــ تمام نوشته ها و زندگیم صحبت کرده است و همانطور که میدانید آنچه می نویسم نه برای خوشایند این و آن است و نه مرعوب کسی هستم. تازه اجازه بفرمائید نظر ما متفاوت باشد. اگر یکسان بود که من شما بودم. بارها هم گفته ام نه ادعائی دارم و نه مبارز و مجاهد هستم.

برادر عزیز، با استفاده از کلام پاک کازانتزاکیس جمله ای می نویسم و با اجازه شما،  به این بحث خاتمه می دهم.


ما در اين دنيا يا بره ایم يا گرگ، اگر بره باشیم می خوردندمان و اگر گرگ باشیم ازهم می دریم . خداوندا... [آيا ما اسیر یکی از این دو جبر هستیم؟ یعنی راه دیگری وجود ندارد؟]

 
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام]  [  ]  

اواخر عمر حکومت شاه خائی دنگ شیاپن(اگر اسمشو اشتباه نکنم) دیداری از ایران داشت و اعلام حمایت از شاه کرد. درست در همان زمان در کوجه بازار مردم توسط ارتش شاه عاری از مهر کشته میشدند. درست در زمانی که زنان ایرانی را بخاطر بد حجابی باچماق سرشو میشکنند خانم رزاریو ماریا رو سری سر میکند و میاد تهران تا اعلام حمایت از چماقداران و قداره بندان را اعلام بکند که خوب کاری میکنید که در وسط خیابان به زنان ایرانی رحم نمکنید. آقای ارتگا خجالت نکش حالا که خانمت روسری سرش کرده شما هم نقاب به صورت بکش و یک چماقی هم دستت بگیر........ زنده باد آزادی مرگ بر آخوند

سلام بر شما، نام  رهبر جمهوري خلق چين،که به ایران آمد، «هواكوفنگ» بود. وی چند روز پس از جمعه سياه، براي ديدار از محمدرضا پهلوي وارد تهران شد. با کمال احترام همنشین بهار
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام]  [  ]  
چماقداران جهان متحد شوید. روسری هم سر کنید, نقاب بر چهره بکشید و از قلع و قمع زنان آزایخواه ایران به بهانه آخوند ساختی بد حجابی با کمال بیشرمی دفاع کنید. ننگتان باد
زنده با آزادی
مرگ بر آخوند
  

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.