شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷ - ۲۴ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سایه ی جنگ بر مذاکرات ایران و آمریکا
يادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

برخلاف تبلیغات فراوان، مذاکراتی که از دیروز در بغداد میان نمایندگان دولت آمریکا و رژیم ایران صورت گرفته است نخستین مذاکرات این دو کشور بعد از انقلاب نیست. بسیاری می دانند که نمایندگان این دو کشور به طور «غیر رسمی» بارها در طول یک ربع قرن گذشته با هم دیدار داشته و برای رسیدن به تواقفی که از یک سو ضامن منافع ایالات متحده ی آمریکا در منطقه و ازسوی دیگر در برگیرنده ضمانت بقا برای رژیم ایران باشد، مذاکراتی را صورت داده اند. بر این اساس برخی از خود سوال می کنند که اگر این گفتگوها تا به حال هرگز به نتیجه نرسید ه است چرا این بار باید به نتیجه برسد ؟ برای پاسخ دهی به این پرسش باید چرایی عدم موفقیت در این مذاکرات را بررسی کرد و تفاوت های احتمالی این سری از مذاکرات را مد نظر قرار داد. سه مورد را در این باره مطرح می کنیم:

 نخست اینکه در دفعات گذشته نمایندگان آمریکا با کسانی دیدار داشته اند که نمی توانسته اند از جانب کل نظام سخن گویند. موضوع اصلی و اشکال آفرین که تمامی مذاکرات بر سر آن به بن بست می رسید درخواست همیشه ثابت دولت ایالات متحده بود مبنی براینکه سپاه پاسداران باید منحل شود. و براستی کدام جناح در داخل رژیم می توانست از قول کل نظام جمهوری اسلامی چنین قولی را بدهد؟ نه فرستادگان رژیم در دوران رفسنجانی و نه نمایندگان جمهوری اسلامی در زمان خاتمی قادر نبودند حتی موضوعیت چنین بحثی را پذیرا شوند. زیرا نیک می دانستند که کمترین تعهدی در این باره، واکنش سخت مافیای سپاه که قدرت نظامی و امنیتی واقعی را در دست دارد در پی خواهد داشت. به همین خاطر  نخست اینکه مذاکرات را به صورت غیر علنی پیش می بردند تا زیاد جنبه ی رسمی نیابد و دوم اینکه هر بار، بر سر موضوع انحلال و ادغام سپاه در ارتش و سپردن فرماندهی این نیروی جدید به فرماندهان ارتش باعث بن بست مذاکرات و عدم توافق بر سر سایر موضوعات می شد.

این بار اما بافت هئیت مذاکره کننده متفاوت است. این امر که اینک دولت در ایران در اختیار سپاه  است صورت مسله را عوض می کند. زیرا دیگر نیرویی وجود ندارد که بخواهد برای دولت پاسداراحمدی نژاد، یعنی دولت متشکل از جناح سرسخت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، خط قرمزی تعیین کند. سپاهیان حاکم امروز می خواهند خود بر سر میز مذاکرات این شرط را یک بار برای همیشه زیر سوال برند و به آمریکا این اطمینان را بدهند که بقای آنها ضروری و لازم است.

از سوی دیگر فراموش نکنیم که ایالات متحده نیز می داند که اینک در آن سوی میز، با نمایندگان سپاه مذاکره می کند. موضوع انحلال سپاه معنا و مورد خویش را از دست داده است و این، بنا به دلیل دومی که یک تفاوت ماهوی در مذاکرات این بار بوجود می آورد. موقعیت آمریکا در عراق و نقش مستقیم و آشکار سپاه در ایجاد و دامن زدن  گرداب آمریکا در این کشور یک پارامتر نوین است. سپاه که از سال 2003 با ایجاد یک واحد مخصوص به پی گیری و فرماندهی عملیات ضد آمریکایی در عراق پرداخته بود اینک می خواهد از حاصل کار چهار ساله ی خود، که با بودجه های هنگفت و نیروی انسانی عظیمی صورت گرفته است، بهره مند شود. به همین دلیل نیز عراق  و آینده ی آنرا وجه المصالحه ی مذاکره ی خویش با «شیطان بزرگ » کرده است. سپاه پاسداران که از فردای سقوط صدام با وارد ساختن بیش از 26 هزار عضو آموزش دیده سپاه بدروابسته به مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، تحت فرماندهی عملیاتی و لجستیکی سپاه قدس، کنترل بخش های مهمی از عراق و رخدادهای آنرا در اختیار گرفت توانست در طول این مدت با گسیل داشتن مشاوران عقیدتی و عملیاتی، تامین مالی و تدارکاتی و نیز با سازماندهی شبکه ی روحانیت شیعه ی عراق به طور عملی به نخستین قدرت سیاسی-نظامی عراق پس از صدام تبدیل شود. در حالیکه ایالات متحده از بالا و به طور رسمی قدرت را در فردای سرنگونی رژیم بعث در اختیار داشت به طور غیر رسمی و از پایین، سپاه قدرت ایدئولوژیک، اقتصادی و نظامی خویش را در میان جامعه ی عراق تقویت کرد. عراقیان تحت فرماندهی سپاه بدر به دستور تهران وارد پلیس، دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و ارتش و مجلس و حکومت شدند و از داخل خود را به مدیریتی که آمریکا می خواست برعراق سوار کند تحمیل کردند. آیا جای تعجب نیست که یکی از انتقادات سفیر-پاسدارحسن کاظمی قمی به طرف آمریکایی در مذکرات دیروز این بوده است که چرا نیروهای نظامی و امنیتی عراق را به خوبی تجهیز نکرده است ؟ بنابراین، در حال حاضردر صفحه ی شطرنج مذاکرات، رژیم از یک مهره ی قدرتمند برخوردار است که در مذاکرات گذشته وجود نداشت. مافیای سپاه امیدوار است که بتواند با بهره بردن از وضعیت پرآشوب عراق و چشم انداز سیاه آن برای آمریکایی که به سوی انتخابات ریاست جمهوری خویش پیش می رود، یک بار برای همیشه بقا و حضور سپاه پاسداران را به عنوان یک واقعیت نظامی و سیاسی غیر قابل انکار در ایران و منطقه جا بیاندازد و از این طریق، صفحه ی تازه ای را در تاریخ خاورمیانه رقم زند.

اینک باید دید که شانس توافق میان نمایندگاه مافیای سپاه که حکومت را در ایران در دست دارد و مافیای جنگ طلب نومحافظه کاران که حکومت را در آمریکا در دست دارند تا چه حد است. از یک سو می توان این مذاکرات را دیدار دو بخش افراطی و رادیکال در هر دو کشور دانست و به این واسطه، توافق آنها را سر آغاز مهم برای از میان برداشته شدن موانع فرعی دیگر برای برقراری رابطه ی رسمی میان ایران و آمریکا دانست؛  از سوی دیگر

می توان در این مذاکرات تلاش آخررا برای گریز از رویارویی نظامی دید که پس از پایان این مذاکرات، خود را به عنوان یگانه مسیر تعیین تکلیف دو طرف در خاورمیانه تحمیل خواهد کرد.

به عنوان نتیجه گیری باید گفت که با آغاز مذاکرات دیروز دو امکان بسیار متفاوت بروز کرده است : یا ازسرگیری روابط  رسمی ایران و آمریکا پس از 28 سال، با تمامی نتایج سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن در ایران، برای ایرانیان در خارج از ایران و سپس برای منطقه ی خاورمیانه و حتی جهان و سناریوی دیگر، آغاز جنگی به غایت شدید، خونین و تخریب گر، با تمامی آثار آن بر آینده ی ایران، منطقه و جهان. اهمیت تاریخی این مذاکرات در این است که هر کدام از این دو سناریو، که به واسطه ی آن بخواهد شکل گیرد، دیگر شرایط به سان سابق باقی نخواهد ماند و گویی از فردای این مذاکرات، شرایط پادرهوای روابط رژیم ایران و ابرقدرت آمریکا به پایان خویش رسیده است. از حالا نسبت به نتایج گوناگون این شرایط جدید هشیار باشیم.

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 30 May 2007]  [ارسال‌کننده: سپهرداد گرگین]  [ sepehrdadgorgin@hotmail.com ]  
ّبا درود: من با نظر شما موافقم چرا چونکه دستگیریها و ضرب و جرح کردنها و شدت بخشیدن به بگیر و ببند های اخیر دوسیگنال یکی به آمریکا و بیرون از مرزها و دیگری به مردم ایران در درون میفرستد که دارای یک مظمون است . "قدرت در دست ماست" . اگراپوریسیون از این موقعیت استفاده ی صحیح را نبرد و به جبهه بندی در مقابل هردو طرف نپردازد، آمریکابنا به هزار و یک دلیل داخلی و خارجی اش با رزیم اسلامی به توافقات تازهای دست مییابد و در این میان سر ملت مثل همیشه بی کلاه میماند .اپوزیسیون باید قواعد یار گیری را تمرین کند و یاد بگیرد . این به معنای همه باهم نیست . این به معنای همه در یک مسیر با صف مستقل خود برای بدست گیری قدرت و تقسیم آن به ملت از طریق شورا ها. در یک مسیر قرار گرفتن یعنی یک چارچوب بوجود آوردن و به توافق رسدن بر سر موضوعات خاص . در طول تاریخ اجدادمان سهل انگاریهای زیادی کرده اند که ما در این بدبختی بسر میبریم . دوستان ، رفقا، عزیزان اپوزیسیون ماییم . وقت جمعبندی از مباحثات تاکنونی مان رسیده . همت کنید که:
" گهر وقت بدین خیرگی از دست مده
آخر این در گرانمایه بهایی دارد
صرف باطل نکند عمر گرامی پروین
آنکه چون پیر خرد راهنمایی دارد "
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.