شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷ - ۲۴ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

یک نقد و یک پاسخ

ایرج مصداقی

در پی انتشار مقاله‌‌ی من تحت عنوان «دستگیری خانم هاله اسفندیاری و طرح چند پرسش» در سایت ایران گلوبال، آقای کیانوش توکلی مسئول سایت زحمت کشیده و نقدی را بر مطلب مزبور نوشته و از من خواستند در صورتی که مدرکی برای اثبات ادعای خود دارم آن را ارائه دهم. در زیر نقد ایشان و همچنین پاسخ آن را می‌آورم. ذکر این نکته ضروری است که آقای توکلی بلافاصله پاسخ من را در روی سایت ایران گلوبال انتشار دادند. از این بابت کمال تشکر را از ایشان دارم. از آن‌جایی که تصور کردم چه بسا دیگران نیز چنین نقد و یا سؤالی داشته باشند لازم دیدم هم نقد ایشان و هم پاسخ مرا با هم بخوانند تا مسائل بهتر شکافته شود.

 

کینه مانع دستیابی به حقیقت است


نقدی بر نوشته ایرج مصداقی
 

نویسنده: کیانوش توکلی  

من یکی از کادر های فدائیان اکثریت در آن سالها بودم و سالهاست که پی به اشتباه خط مشی بغایت نادرست "ضد امپریالیستی و شکوفایی جمهوری اسلامی ..." برده ام و به سهم خود نیز این دوران را نقد کرده ام و انگیزه امروز من جبران دیروز است ....با این وجود در همان دوران به خیلی از رهبران جناح اقلیت پناه داده و کمک کرده ام و از اعدام ها ان ها خون گریه کرده ام واقعا تجعب می کنم که شما چه بی انصافانه با چرخش قلم صد ها هزار فدایی و توده ای در یک جا گوشه رینگ گذاشته و اینگونه نا عادلانه در باره تک تک انها این طور قضاوت کرده اید :

" در آن دوران سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) و حزب توده‌ با صدور اطلاعیه‌های پی‌در‌پی خواهان دستگیری و مجازات رهبران گروه‌های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی بودند. و حتا برای دستگیری و کشته شدن آن‌ها هلهله و شادی کرده و به مقامات رژیم جمهوری اسلامی تبریک می‌گفتند"

جناب ایرج مصداقی شما که در زندان بوده اید ،کجا از دل تک تک هزاران نفر فدایی اکثریت خبر داشته اید کجا ما از دستگیری شما ها هلهله و شادی کرده ایم دروغ هم اندازه ای داردلطفا یکی از این اطلامیه های پی در پی که خواهان دستگیری شما بوده است ،برایم بفرستید...

این نوشته شما نشان می دهد چیز زیادی از گذشت روزگار نیاموخته اید؛ مگر مبارزه مسلحانه گروهای اپوزیسیون با رزیمی که 90% مردم را "عاشقانه" همراه خودداشت درست بود؟ ایا خط مشی رهبران مجاهدین و فدائیان اقلیت در ان روز ها درست بود ؟ ایا این رهبران به سهم خود مسئول مرگ این هزاران مجاهد و فدایی نیستند که انها را در بد ترین شرایط به مصاف دشمن آدم خواری مثل خمینی قرار داده اند ؟ یا شاید چون فکر می کنید این رهبران اپوزیسیون از انجا که خط مشی رادیکالی و نظامی در پیش گرفته بودند پس مثل امامان معصومند؟

واقیعت این است به دلایل گوناگون همه ما سیاسیون و روشنفکران که متشکل در سازمانها و احزاب مختلف دچار اشتباهات فاحش بوده ایم ما بجای دوستی ، همکاری و همفکری با یکد دیگر برای سد زدن جلوی پا گیری اژدهایی بنام حکومت اسلامی زیر پای همو خالی می کردیم بجای رقابت با هم بهم کینه و نفرت می پاشیدم و این کینه متاسفانه همچنان در قلبتان جای دارد و این کینه مانع جدی جهت شناخت و دستیابی به همه حقایق داستان انقلاب 57 می شود.

 

ایمیل نویسنده: masror49@hotmail.com

سایت نویسنده: http://www.iranglobal.dk/

 

پاسخ من به نقد آقای کیانوش توکلی

 

بیان حقیقت و نه کینه ورزی

 

آقای توکلی عزیز سلام!

 

ممنون از این که زحمت کشیده و مواردی را در نقد نوشته‌ام ذکر کردید. تصور من این نیست که حقیقت نزد من است. دارای کینه‌ای نیستم. من در دوران زندان دوستان توده‌ای و اکثریتی زیادی داشته‌ام. از روابط صمیمی هم با آن‌ها برخوردار بوده‌ام. در خاطراتم نیز از آن‌ها یاد کرده‌ام. این که گفته شود کینه‌ورزم چنین نیست. اما حقایق تاریخی چیز دیگری است.

شما می‌توانید بگویید که در کشته شدن دوستان خود خون گریه می‌کردید من هم می‌پذیرم. این یک احساس انسانی است. دوستانی نزدیکی دارم که آن‌ها نیز این‌ گونه بودند ولی شما نمی‌توانید احساس شخصی خود و یا بخشی از هواداران سازمان اکثریت را به سیاست رسمی این سازمان تعمیم دهید. این درست نیست. سیاست رسمی سازمان اکثریت همکاری با رژیم جمهوری اسلامی بود. این مثل روز روشن است. موضوع تنها در حمایت از خط ضد امپریالیستی امام خمینی خلاصه نمی‌شد.

موارد زیر مشت نمونه خروار است چنانکه وقت گذاشته شود مثنوی هفتاد من می‌شود. همین چند مورد را می‌نویسم. من که خود شاهد جشن گرفتن توده‌ای ها و اکثریتی ها برای کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی و ... بودم.

من خوشحالی آن‌ها از دستگیری روحانی‌ها و «سه‌جهانی‌ها» و «مائوثیست‌ها» را دیده‌‌ام و....

در زندان این مسئله آنقدر بارز بود که لاجوردی به هنگام مصاحبه حسین روحانی بلندگو را گرفت و به صراحت گفت به زودی کیانوری را هم همین جا خواهیم آورد.

جناب توکلی عزیز اشتباه گروه‌های سیاسی در خط مشی مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی یک چیز است و همکاری با یک رژیم فاشیستی در سیاه‌ترین روزهای میهن چیز دیگر. این دو را نباید از یک جنس دانست.

 

اما چون گفتید آیا مدرکی در رابطه با ادعاهایم از نشریه کار هست یا نه، موارد زیر را می‌آورم.

 

اطلاعیه سازمان اکثریت در رابطه با اعدام نوجوانان و جوانانی که در ۳۰ خرداد دستگیر و بدون احراز هویت اعدام شده بودند و دادستانی از خانواده‌هایشان خواسته بود برای شناسایی اجساد فرزندانشان به اوین مراجعه کنند. 

 

«سازمان ما اقدامات قاطع دادگاه‌ها را در برخورد با ضد انقلاب و وابستگان رژیم سابق و همه متحدان امپریالیسم همواره مورد حمایت قاطع قرار داده و می‌دهد. این اقدامات قانون شکنانه را محکوم می‌کند.»

 

نشریه کار شماره ۱۱۵ ، سه تیرماه ۱۳۶۰

 

اطلاعیه کمیته مرکزی سازمان فداییان خلق ایران اکثریت پس از هفتم تیرماه ۶۰ که از هواداران خود می‌خواهد تحرکات را به سپاه پاسداران اطلاع دهند:

 

«هواداران سازمان همدوش و همراه با دیگر نیروهای مدافع انقلاب و مدافع جمهوری اسلامی ایران باید تمام هشیاری خود را به کار گیرند، حرکات شبکه مزدوران امپریالیسم آمریکا را دقیقا زیر نظر بگیرند و هر اطلاعی از طرح‌ها و نقشه‌های جنایتکارانه آنان به دست آوردند ، فوراً سپاه پاسداران و سازمان را مطلع سازند.»

 

نشریه کار شماره‌ی ۱۱۶ – ۱۰ تیرماه ۱۳۶۰

 

اطلاعیه مشترک حزب توده و اکثریت

«خلق حق دارد و باید این دشمنان سوگند خورده‌ی انقلاب را بدون کوچک‌ترین مماشات سرکوب کند.»

 

نشریه کار شماره‌ ۱۳۴ به تاریخ  ۱۳ آبان ۶۰

 

این موضع گیری سازمان اکثریت پس از کشته شدن موسی خیابانی، اشرف ربیعی و ... است:

 

«سرکوب قاطع تروریست‌هایی که با اعمال جنایت‌کارانه‌ی خود نابودی انقلاب را طلب می‌کردند یک ضرورت مبرم بود. هر نوع تردید در این زمینه مسلماً به سود ضدانقلاب تمام می‌شد. نیروهای انقلابی می‌بایستی ضمن خویشتن داری و پرهیز از سراسیمگی و شتاب‌زدگی شرکت کنندگان مستقیم در عملیات تخریب و ترور را با قاطعیت تمام سرکوب نمایند. آری این انقلاب است که در جریان بالندگی ناخالصی‌ها را به دور می‌ریزد و خائنین را در زیر گام‌های سنگین و استوار خود له می‌کند.»

 

نشریه‌ی کار ارگان رسمی سازمان اکثریت، شماره ۱۴۹، ۲۸ بهمن ۶۰.

 

موضعگیری مهدی فتاپور و رقیه دانشگری کاندیدای سازمان فداییان خلق ایران اکثریت برای انتخابات میاندوره‌ای مجلس شورای اسلامی

 

«قبل از این که به مسئله‌ی اعدام تعدادی از دختران و پسران جوان توسط دادگاه انقلاب بپردازیم لازم است اول به عوامل و شرایط به وجود آورنده این قبیل خشونت‌ها توجه کنیم و مسئله را نه صرفاً از جنبه عاطفی و اخلاقی- که به نوبه خود حائز اهمیت است- آن‌چنان که ضد انقلاب سعی در عمده کردن آن دارد، بلکه از زاویه‌ی مصالح و منافع انقلاب بررسی کنیم. هواداران سازمان در موقعیت خطیر کنونی باید وظایف خود را هوشیارانه‌تر و قاطعانه‌تر از پیش انجام دهند. افشای دسیسه‌های ضد انقلاب و شناساندن سیاست‌های ضد انقلابی گروهک‌ها در محیط کار و در میان خانواده‌ها و در هر کجا که توده حضور دارند جزو وظایف مبرم هواداران مبارزه است»

 

نشریه‌ی کار، ارگان رسمی سازمان اکثریت، شماره‌ی ۱۲۰، هفت مرداد ۱۳۶۰.

 

موضعگیری در حمایت از دستگیری رهبران پیکار

 

«در نتیجه‌ی پیگیری نیروهای سپاه پاسداران و کمیته تعداد زیادی از کادر مرکزی و مسئولین گروهک آمریکایی پیکار از جمله علیرضا سپاسی ‌آشتیانی و حسین احمدی روحانی و عده‌ای دیگر از جمله فریدون اعظمی دستگیر شده‌اند.»

 

کار اکثریت شماره‌ی ۱۴۹، بیست و هشتم بهمن ۶۰

 

«این سرنوشت دردناک تمام کسانی است که آگاهانه یا ناآگاهانه بنام مردم توطئه می‌کنند. در عین حال ممکن است که برخی از عناصر این گروه‌هک ها بتوانند همچنان به موجودیت فلاکتبار خود ادامه دهند. ولی چنین کسانی با مرگ فاصله چندانی ندارند. .....

این سرنوشت تلخ و محتوم همه کسانی است که نه راه دریا که راه مرداب را در پیش دارند. »

 

کار اکثریت شماره‌ی ۱۴۹، بیست و هشتم بهمن ۶۰

 

«ما هم صدا با اکثریت مردم ایران خواهان آن هستیم که دادگاه‌های انقلاب نسبت به هواداران گول خورده سازمان‌های چپ‌رو و آنارشیست سیاست ارشاد در پیش گیرند و حساب انبوه هواداران فریب خورده این گروه‌ها را از حساب رهبران خائن‌شان که آشکارا به انقلاب و مردم پشت کرده‌اند جدا کنند.دادگاه‌های انقلاب به همان نسبتی که شایسته است نسبت به رهبران این گروه ها برخورد جدی داشته باشند به سود انقلاب و مردم است که کاری نکنند که این ها (هواداران گول خورده) روی لجاجت و تعصب بیفتند.»

 

کار شماره ۱۲۲ بیست و یک مرداد ۱۳۶۰

 

شرکت در کشتار اعضا و کادرهای اتحادیه کمونیست‌ها

«فدائیان خلق ایران(اکثریت) و نیروهای حزب توده ایران از همان نخستین لحظات یورش مهاجمان ضد انقلابی دوش به دوش مردم و نیروهای بسیج سپاه و دیگر نیروهای انتظامی شهر با فداکاری در سرکوب و دفع مهاجمان فعالانه شرکت داشتند. دو تن از رفقای ما و حزب در حوادث آمل توسط مهاجمان ضد انقلابی از ناحیه شکم و سر مجروح شدند که هم اکنون در بیمارستان بستری هستند...»

 

نشریه‌ی کار، سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، شماره‌ی ۱۴۷، ۱۴ بهمن‌ماه ۱۳۶۰.

 

به دنبال شکست مفتضحانه‌ سیاست خائنانه‌ی باند رجوی برای گسترش درگیری‌های مسلحانه خیابانی، جبهه‌ی متحد ضدانقلاب به سرکردگی آمریکای جنایتکار تلاش‌های مذبوحانه تازه‌ای در جنگل‌‌های شمال کشور تدارک می‌بیند. شواهد و قرائن موجود حاکی از آن است که تلاش‌های مذبوحانه‌ در جهت اجرای سیاست‌های براندازی شورای به اصطلاح مقاومت ملی از همکاری و همدستی فعال همه نیروهای ضدانقلابی از سلطنت‌طلبان تا باند خیانتکار رجوی- خیابانی برخوردار است. گویا اجرای نقشه‌ی تازه‌ای که شکست مفتضحانه آن هم اکنون آشکار است به عهده‌ی جاسوسان سه جهانی و سایر مائوئیست‌های همدست آمریکا نهاده شده است.

 

نشریه کار، شماره‌ی ۱۲۷، چهارم آذرماه ۱۳۶۰.

 

 

باندهای مسلح ضدانقلابی در مازندران تا کنون چند بار از جمله در ۲۴ آبان‌ماه راهزنانه مبادرت به بستن جاده آمل- تهران کرده‌اند و تا کنون تعدادی از مردم را به گروگان گرفته و چند نفر از پاسداران را به شهادت رسانده‌اند در این درگیری‌ها مردم با آتش زدن اعلامیه‌های ضدانقلابیون خشم و نفرت خود را از این دستجات ضدانقلابی اظهار می‌داشتند.

 

 

نشریه کار، شماره‌ی ۱۲۷، چهارم آذرماه ۱۳۶۰.

 

ایرج مصداقی

۳ خرداد ۱۳۸۶

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 28 May 2007]  [ارسال‌کننده: فضلی]  [  ]  

آقای دبیری شما سفسطه می کنید این همه مدرک همه به نقل از نشریات کار ارگان سازمان اکثریت در این مقاله هست باز هم از دروغگویی لاجوردی و رفسنحانی می‌گویید. چشمانتان را بسته‌اید. همه ما زبان فارسی را می‌فهمیم. کدام یک از مواردی که در این مقاله آمده تهمت‌های رفسنجانی و لاجوردی است؟

  

[تاریخ ارسال: 28 May 2007]  [ارسال‌کننده: هومن دبیری]  [  ]  
هر کس آزاد ست هرطور که میخواهد باندیشد و آنرا تبلیغ نماید اما حق دیگران را هم ملاحظه نماید.من خود را درمقام قاضی نمی بینم ولی در باره مسائل سیاسی هم "دسیسه" های پشت پرده را دست کم نمی بینم. مهدوی کنی هادر باره همراهان خود مثل منتظری دروغ می نویسند پس آنها بی اعتبارند .معلوم ست که در باره ی مخالفین رژیم بدتر از منتظری رفتار می کنند.اگر بنا باشد که ما داوری خود را بر اساس اظهارات رفسنجانی ها و لاجوردی ها قرار دهیم که وضع خیلی خراب میشود. امثال این "حضرات " و همکاران آنها و حامیان آنها باید در دادگاه های صالحه پاسخگو باشند. جنایات آنها ذره ای از جرائم دیگر گروه ها نخواهد کاست حکم این جرائم را من و شما صادر نمی کنیم. اجازه دهید مسائل از مسیر متعارف عبور کند.وگرنه همان که در پشت بام مدرسه ی رفاه یا در سال 60 و 67 در زندانها اتفاق افتاد و ادامه دارد به شکل دیگری و با ابعاد وحشنتاک تری تکرار خواهد شد.جاسوسی ، خیانت و جنایت از هرکس سر زده باشد ننگین ست و باید مطابق ظوابط حقوقی رسیدگی و اثبات و مجرم به سزای اعمال خود برسد. در باره ی جنگ ایران و عراق هم علامت سئوالهای بزرگی وجود دارد به این سادگی که شما می بینید نیست .   

[تاریخ ارسال: 28 May 2007]  [ارسال‌کننده: بهنام دوانی]  [ bahnamdavani@hotmail.com ]  

 با سلام آقای همنشين بهار گرامی! در زير يکی از نظرات توضيح داده ايد که در ستون فراسوی ديگاه مطلبی از آقای کيانوش توکلی وجود دارد که نکات قابل تأملی در آن يافت می شود هر چه گشتم اين مطلب را پيدا نکردم .از آنجا که علاقه مند به آشنائی هر چه بيشتربا همکاريهای خائنانه اکثريتی ها با جمهوری اسلامی هستم،  لطفا يا اين مطلب را برايم ايميل کنيد و يا راهنمائی کنيد که در کجای سايت می شود به آن دست يافت. با سپاس
سلام بر شما .  برای آشنائی با گوشه‌ای از تاريخ شبکه مخفی فدائيان اکثريت در سال‌های ۶۱ تا ۷۰
 و «مصاحبه مهرزاد وطن‌آبادی با كيانوش توكلی»

روی عبارت زير کليک کنيد:

  

[تاریخ ارسال: 28 May 2007]  [ارسال‌کننده: ایرج مصداقی]  [  ]  
اقای دبیری آن‌چه شما مطرح کردید موجب خلط مبحث می‌شود. ذکر یک نکته را برای روشن شدن بحث ضروری می‌دانم. همانطوری که در متن نیز تأکید کرده‌ام اشتباهات گروه‌های سیاسی را نبایستی با موضوع فوق از یک جنس حساب کرد. مجاهدین خط مشخص سیاسی خاصی را دنبال می کردند و آن هم کشیدن پای خمینی به میان و انداختن مسئولیت‌ها به دوش او بود. چون او در کناری نشسته بود، همه کاره بود و هیچ کاره و مسئولیت نمی‌پذیرفت. می خواستند او را از آسمان به زمین بکشند. از ماه به چاه آورند. در رفراندوم شرکت کردند و به طور مشروط به جمهوری اسلامی رأی دادند. شروطشان را هم گفتند. این حرکت ها سیاسی و قابل فهم است. دفاع از گروگانگیری اشتباه اما قابل فهم است. همه این مواضع سیاسی است و ممکن است اشتباه باشد و قابل نقد است. گروه سیاسی می تواند اشتباه کنند. آن چه سازمان های اکثریت و حزب توده انجام دادند اشتباه سیاسی در حرکت نبود، همکاری با جنایتکاران بود. یک گروه سیاسی ممکن است در جایی سکوت کند و ... این ها از دستگیری و اعدام رهبران سیاسی، سرکوب وابستگان گروه‌ها حمایت کردند با آن ها جنگیدند و از وابستگانشان خواستند که هر اطلاعی از فعالیت‌های آنان دارند به مراکز رژیم لو دهند. رفسنجانی در خاطراتش هم روی آن تأکید می کند. و...
رهبران سازمان‌ های پیکار، راه کارگر ، اقلیت ، اتحادیه کمونیست ها، مجاهدین، کومله، دمکرات، سهند، رزمندگان ووووووووو همه مرتکب اشتباه شده و می شوند و خواهند شد این طبیعت فعالیت سیاسی است. اما هیچ کدام با رژیم همکاری نکردند. یک مورد هم نیست که رهبران این گروه‌ها از سرکوب نیروهای سیاسی دفاع کرده باشند. نبایستی با این توجیه که همه گروه ها اشتباه کرده و می‌کنند مشارکت در جنایت را تخفیف داد. این کمکی با جنبش می‌ کند.
  

[تاریخ ارسال: 27 May 2007]  [ارسال‌کننده: هومن دبیری]  [  ]  

دوستان عزیز ! اگر بخواهیم به کارنامه ی اعمال گروه های مختلف بپردازیم و بر اساس فاکت و مدرک بررسی کنیم همه ی جریانها ،از رژیم های 100 سال گذشته تا کنون گرفته تا گروه های مخالف آنها کم و بیش خطاهای جدی داشته اند. از به کار بردن واژه های جنایات و خیانات در مورد آنها خودداری می کنم. باوجودیکه همه میدانیم هزاران نفر جان عزیز خود را برای مردم و مملکت خویش از دست دادند. این را به عهده ی وکلائی جون لاهیجی ، متین دفتری ، زرافشان و یا وکلای ارجمند دیگری قرار میدهم که اساسی رسیدگی شود. اما در مورد مسائل سیاسی این را باور دارم که در سال 56ـ57 شاه رفتنی بود و 7 کشور صنعتی برهبری آمریکا میخواستند رهبری مملکت را به نیروی ملایمی تحویل دهند.به نطر من هنوز مسائل پشت پرده: سولیوان و هویزر با رهبران مدهبی فاش نشده ست. از خمینی و حزب الهی گرفته تا انقلابی ترین و آزاد منش ترین جریان یا سازمان سیاسی فاقد سابقه ی فعالیت های علنی مبارزتی بودند و یک مرتبه در بحران و هیجان عده ای در راس جریانها قرار گرفتند. رهبران یا از خارج آمدند مثل خمینی و بنی صدر ـ کیانوری و امثالهم و یا از زندانها آزاد شدند.هدایت میلیونها ایرانی به عهده ی رهبرانی افتاد که برای آن شرائط ساخته نشده بودند. بهمین دلیل رهبران سازمانها و جریانها ی سیاسی به هیچ عنوان تبلور آرزوهای و آرمانهای بدنه ی آن سازمانها نبود و ازهمان فردای انقلاب نسبت به خیلی از موضع گیریها های مجاهدین و فدائیان در داخل این سازمانهای اصلی بحران ایجاد میشد.کاندید کردن خمینی برای ریاست جمهوری توسط مجاهدین از نمونه های بارز این سردرگمی ها بود . چطور در عرض یکسال رهبر مخبوب دجال شد ؟موضوع سعادتی و اعدام ناجوانمردانه ی او هم هنوز در پس ابر های تیره ناشناخته مانده ست .توده ایها از اول انقلاب تا دستگیری دنباله روی خمینی بود.مجاهدین در رفراندم شرکت کرد و رای آری داد و تا سال 59 دنباله روی رژیم بود و به بنی صدر پیوست.فدائیان اول مخالف بودند و رفراندم را تحریم کردند. در ماجرای سفارت مجاهدین شرکت کرد و بخشی از فدائیان هم در دام افتادند که به اکثریت معروف شدند.فدائیان اکثریت به توده ایها نزدیکتر و باهم به حمایت مشمئز کننده از رژیم پرداختند. مجاهدین و بنی صدر و سایر نیروها با رژیم در افتادند.سال 60 سیاهترین روزهای مردم بود که روی کودتاگران 28 مرداد 32 را "سفید" کردند ولی علیرغم تمام سفاکی های رژیم و مواضع وحشتناک توجیه گرایانه و تهوع انگیز توده ایها و اکثریتی ها نمی توان نقش تحلیل های سکتاریستی و شعارهای ماورای انقلابی مجاهدین و سایر نیروها را ماسمالی کرد. شعار " شهریور ماه خون ست ، خمینی سرنگون ست" در خرداد 60 هزگز تحقق نیافت ولی رهبران سازمان مجاهدین نباید توضیح دهند که بر اساس کدام ارزیابی چنین می اندیشیدند؟ تاسف انگیز ست که که ممکن ست بار دیگر در روزهای تلاشی این رژیم، نسل برآمده از انقلاب بدلیل سرکوبهای متمادی و نبود امکان مبارزاتی نتواند مردم را برای تحقق آرمانهای دیرینه که از مشروطه شتاب گرفته و هر از چندگاه مورد هجوم ارتجاع قرار گرفت.با توجه به شرائط عراق هوشیاری ما برای حمایت از سازمانهای منسجم که با تحلیل های مناسب شرائط ایران فعالیت می کنند حائز اهمیت ست.

  

[تاریخ ارسال: 27 May 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahb]  [ mshah@gmx.net ]  

... توصيه شما حس كنجكاوى مرا برانگيخت. شما نوشته بوديد : "سلام بر شما، گویا در سایت «کار آنلاین» همه شماره های «کار» روی نت است." . من هر چه در سايت كار آنلاين دنبال اعلاميه ها و نشريات كار ( سالهاى ١٣٦٠ و ١٣٦١ ) گشتم هيچ چيزى گير نياوردم. ميخواهم واقعا" بدانم اين اشكال از من بوده يا اينكه اين جريان اكثريت از عمومى كردن اعلاميه هاى آنزمان خود در آرشيو خودش در «کار آنلاین» خوددارى ميورزد.

سلام. در سایت مزبور، دکمه آرشیو  کلیک نمی شود. خودشان گفته اند به دلیل اینکه فایل‌های این نشریات در فرمت‌های مختلف وجود دارد تبدیل آنها به پی‌دی‌‌اف و تکمیل آرشیو تا شهریور ۱۳۸۶ به طول خواهد انجامید.  
  

[تاریخ ارسال: 25 May 2007]  [ارسال‌کننده: Omid]  [ Cheshmeh@aol.com ]  

آقای مصداقی، ممنون از اطلاعاتی که در باره همکاری اکثریت با رژیم اسلامی آوردید. همه واقعی است و اکثریت نمی تواند آن را انکار کند.

***

مسئول نظرات: سلام آقای امید، یاداشت شما را ترجمه کردم. لطفا در آینده

  

[تاریخ ارسال: 25 May 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  

این فرد اکثریتی به شیوه همیشگی افراد سازمان اکثریت ظاهرا هنوز فکر می کند که شعبده بازی های آنها شاید کسی را باز گول زند و با مظلوم نمایی عوامفریبانه اشک تمساح می ریزد!او عضو سازمانی بوده که از پیگیری پاسداران جهل و جنایت و دستگیری انسان والامقامی همچون علیرضا سپاسی که مبارزی خستهگی ناپذیر بود و زیر شکنجه دژخیمان پاسدار به شهادت رسید ابراز رضایت می کردند. فریدون اعظمی را نیز این بزدلان اعدام کردند و ما می بینیم که این اکثریتی مسئولیت این همه جنایت را باز به دوش انقلابیونی می گذارد که دائما تحت تعقیب و آزار پاسداران و چماق داران فاشیست بودند. سازمان اکثریت سرنوشت خود را با رژیم جنایت پیشه گره زد و مردم انقلابی ایران هرگز نخواهند توانست این همکاریهای آشکار و پنهان آنها را در آن زمان و حتی در این زمان فراموش کنند.
سلام آقای فاضل . شما فرموده اید: « فریدون اعظمی را نیز این بزدلان اعدام کردند» منظور از بزدلان کیست؟ با احترام: همنشین بهار

... با عرض معذرت منظورم از بزدلان, پاسداران و ایادی رژیم ضد انسانی جهل و جنایت بود. واقعیت این است که این ها اگرچه فوق العاده قصی القلب می باشند اما در این حال بزدل نیز هستند و من مطمنم که روزی ما ناله های عاجزانه اینان را برای بخشش از طرف مردم ایران شاهد خواهیم بود. زنده باشید!
  

[تاریخ ارسال: 25 May 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [ mshah@gmx.net ]  

... آقاى توكلى اين مطالب را در آدرس


نوشته و ادعا در جبران اشتبهات گذشته دارد و ميگوييد:"جناب ایرج مصداقی شما که در زندان بوده اید ،کجا از دل تک تک هزاران نفر فدایی اکثریت خبر داشته اید کجا ما از دستگیری شما ها هلهله و شادی کرده ایم دروغ هم اندازه ای داردلطفا یکی از این اطلامیه های پی در پی که خواهان دستگیری شما بوده است ،برایحم بفرستید..."

 

حال خواهش اول ما از آقاى توكلى درج آن اعلاميه ها و اسناد( اكثريت و توده در سال ١٣٦٠) در صفحه ذكر شده بالاست. يا ميخواهند بگوييند همه آن مدارك يك سو تفاهم كوچك است و همه ما كينه ورزيم٠ گفتن واقعييت از زبان خودايشان و اينكه ديگران را ( اينجا آقاى مصداقى را ) به دروغ گويى متهم نكنند. هيچكس اينجا دچار بيمارى عدم حافظه نيست. انصاف چيز خوبي است.

سلام بر شما - در فراسوی دیدگاه، گفتگوئی با آقای کیانوش توکلی درج شده که گرچه حوادث سال ۱۳۶۵ و..را توضیح میدهند اما نکات قابل تاملی دارد.


ضمنا در فراسو در مورد فدائیان اکثریت مقاله ای از آقای بهروز جلیلیان درج شده است.

  

[تاریخ ارسال: 25 May 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
اشکال کار اين است، که "چپ"های ما در دوران مصدق تحليلی درست واژگونه داشتند و به جای پشتيبانی از جنبش ملی، در صف مخالفان قرار گرفتند. اين برايشان تجربه شد و در دوران پس از انقلاب بهمن، برای گريز از اشتباه گذشته و با تحليلی غلط از حاکميت، اين بار به اشتباهی درست وارونهء اشتباه دوران گذشته افتادند.
گذشته برای بسياری از ما "چراغ راه آينده" نبوده است. اين ملايم ترين و خيرخواهانه ترين تحليلی است، که من می توانم از تاکتيک حمايت از "خط امام" داشته باشم. و ای کاش مساله به همينجا پايان می يافت! افسوس و هزاران افسوس، که "اشتباه" (بياييد ملايم باشيم و واژهء ديگری را برای آن دوره به کار نبريم) ادامه يافته و بسوی دريوزگی و آستان بوسی و خيانت و پستی کشيده شده است.
در گذشته همه جوان بودند و خام و بی تجربه و مطالعه نداشتند و ... امروز چه؟ آيا باز هم می توان شرکت در انتخابات و اميد بستن به استحالهء رژيم و با ذره بين و ميکروسکوپ به دنبال سلولهای دمکراتيک در بدن ملاها گشتن را با خام بودن و بی تجربگی رفع و رجوع کرد؟ تا کی؟ تا کی؟
  

[تاریخ ارسال: 25 May 2007]  [ارسال‌کننده: محمد]  [  ]  

سرکوب بدون مماشات جريانهای سياسی که کمر به شکست انقلاب خونبار ‏مردم بسته اند و عليه آن مسلحانه دست به جنايت می زنند از ارکان دفاع ‏از انقلاب است. خوش خيالی در اين زمينه که گويا بايد به تروريست فعلاً ‏فرصت داد تا مرتب بمب منفجر کند تا روزی سر عقل بيايد خطای بسيار ‏فاحشی است. نيروهای امنيتی - انتظامی و همه سازمانها و نهادهای ‏انقلابی وظيفه دارند با اين شبکه های تروريست و بمبگذار به مقابله ‏برخيزند و فعاليت خود را بر شناسايی و دستگيری عوامل واقعی ترور و ‏شبکه های عملياتی تروريستها و کسانی که در اين عمليات شرکت دارند، ‏متمرکز کنند. ( كار اکثريت، شماره 132، 29 مهر ماه ۱۳۶۰ ، صفحه 5

" همه هواداران سازمان بايد با سپاه پاسداران، كميته ها كه نيروهاى ضد ‏امپرياليست هستند، در مقابله با توطئه هاى امپرياليسم....

پيگيرانه همكارى كنند وهر نوع ‏خبر يا اطلاعى از نيروهاى ضد انقلاب به دست مى آورند بدون درنگ به ‏اين مراكز برسانند." ( كار 77، مهر ماه 1359)

"سرکوب قاطع تروريست هايی که با اعمال جنايتکارانه خود نابودی انقلاب ‏را طلب می کردند يک ضرورت مبرم بود. هر نوع ترديدی در اين زمينه ‏مسلماً به سود ضدانقلاب تمام می شود. نيروهای انقلابی می بايستی ضمن ‏خويشتن داری و پرهيز از سراسيمگی و شتاب زدگی شرکت کنندگان ‏مستقيم در عمليات تخريب و ترور را با قاطعيت تمام سرکوب نمايند." کار ‏اکثريت، شماره 149، 28 بهمن 1360
  

[تاریخ ارسال: 25 May 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [ mshah@gm.net ]  

آقاى توكلى فرض كنيم كه شما درست ميگوييد و آقاى مصداقى حرفهاى نادرست زده لطف كنيد اعلاميه هاى سازمان اكثريت و توده را در سال ١٣٦٠ در آدرس اينترنت خودتان منتشر كنيد تا گذشته واقعا" چراغ راه آينده بشود ٠٠٠ شهامت در بازگويى آنچه بود اگر چه به ضرر خودمان باشد فقط و فقط صداقت انسان را ميرساند٠ در مبارزه شيرينى وآجيل پخش نميكنند و نميكردند٠ اينرا اكثريت و توده در دفاع از خط ضد امپرياليستى بايد بخوبى تجربه كرده باشد٠ كشتار جوانها كشور را به حساب خمينى ضد امپرياليست و حاميانش بگذاريد نه جريانهاى انقلابى٠ انصاف چيز خوبيست.

سلام بر شما، گویا در سایت «کار آنلاین» همه شماره های «کار»  روی نت است.
  

[تاریخ ارسال: 25 May 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  

این فرد اکثریتی به شیوه همیشگی افراد سازمان اکثریت ظاهرا هنوز فکر می کند که شعبده بازی های آنها شاید کسی را باز گول زند و با مظلوم نمایی عوامفریبانه اشک تمساح می ریزد!او عضو سازمانی بوده که از پیگیری پاسداران جهل و جنایت و دستگیری انسان والامقامی همچون علیرضا سپاسی که مبارزی خستهگی ناپذیر بود و زیر شکنجه دژخیمان پاسدار به شهادت رسید ابراز رضایت می کردند. فریدون اعظمی را نیز این بزدلان اعدام کردند و ما می بینیم که این اکثریتی مسئولیت این همه جنایت را باز به دوش انقلابیونی می گذارد که دائما تحت تعقیب و آزار پاسداران و چماق داران فاشیست بودند. سازمان اکثریت سرنوشت خود را با رژیم جنایت پیشه گره زد و مردم انقلابی ایران هرگز نخواهند توانست این همکاریهای آشکار و پنهان آنها را در آن زمان و حتی در این زمان فراموش کنند.

سلام آقای فاضل . شما فرموده اید: « فریدون اعظمی را نیز این بزدلان اعدام کردند»

منظور از بزدلان کیست؟

با احترام: همنشین بهار
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.