شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

وقتی رژیم برای «اپوزیسیون» خط قرمز تعیین می کند
يادداشت روز کورش عرفاني

کورش عرفاني

در شرایط فعلی رژیم جمهوری اسلامی در یک بن بست دو جانبه ی بیرونی و درونی گرفتار شده است و تضادهای درون نظام نیز رو به افزایش گذاشته است. حاکمیت آخوندی-بازاری-پاسداری با توسل به سرکوب بی رحمانه امیدوار است چند صباحی هم که شده یک انفجار اجتماعی قابل پیش بینی را به تاخیر بیاندازد. تا چه موقعی ؟ آینده پاسخ این پرسش را خواهد داد، اما آنچه مسلم است اینکه رژیم نسبت به تمامی خطرات بالفعل و بالقوه هشیار است و در صدد مقابله با آن برمی آید. سران نظام خوب می دانند که یکی از دلایل بقای آنها ضعف اپوزیسیون و نبود طرح منسجم و قدرتمند براندازی است. به همین خاطر دستگاه های اطلاعاتی و تبلیغاتی رژیم از همان ابتدای دهه ی شصت خورشیدی فعالیت هایی مانند ترور مخالفان در خارج از کشور، حمله به پایگاه های تشکل های مسلح همجوار مرز، تبلیغات و سمپاشی بر علیه فعالان سیاسی، تطمیع وخریدن آنها، مذاکرات پشت پرده و جذب برخی به همکاری مستقیم و یا غیرمستقیم با رژیم...را جزو اقدامات برنامه ریزی شده و بودجه دار رژیم قرار دادند.

مهم ترین اقدام در این باره موج خاتمی گرایی بود که جمهوری اسلامی موفق شد با استفاده از نفوذی های خود در خارج از کشور و بسیج وسیع نیروهای به ناگهان «اصلاح طلب» شده در داخل، شکافی عظیم در اپوزیسیون متزلزل و متردد رژیم در خارج از کشور بوجود آورد. این روند با شدت تمام دنبال شد و نزدیک به هشت سال طول کشید. با فروپاشی دون کیشوت وار بت «اصلاح طلبی» اپوزیسیون خاتمی چی به شکل شرمنده و سرافکنده ای سعی کرد که نقش خود را در یاری رسانی علنی به بقای رژیم روپوشانی و رفع و رجوع کرده و از نو کار خود را آغاز کند.

در این زمان یکی از این جریان ها که به امید خلع اپوزیسیون برانداز از گفتمان سرنگونی و قهرآمیز به راه افتاد «اتحاد جمهوریخواهان» بود که، متشکل از نیروهای جمهوریخواه راست اپوزیسیون، تلاش کرد تا با طرح یک گفتمان «مسالمت آمیز» و «اصلاح طلبانه» بخش جمهوریخواهان برانداز اپوزیسیون را اخته کرده و آنرا به نوعی اپوزیسیون قانونی تبدیل سازد.

اما این حرکت ناشیانه و ضد مردمی که به همت برخی از ورشکستگان سیاسی خارج از کشور به راه افتاده بود هم زمان با فروکش جریان دروغین دوم خرداد در داخل، که سرچشمه ی فکری و سیاسی آنان بود، با شکست مواجه شد.

اینک برخی از صداها در داخل این جریان به اعتراض برخاسته اند که تا چه موقع باید به حرف و حدیث اکتفاء کرد و اجازه داد که اوضاع بر همین منوال به نفع بقای رژیم بچرخد. این بحث های داخلی و اعتراضات چنان است که پیش بینی می شود در جریان همایش آینده «اتحاد جمهوریخواهان»[1] بار دیگر گفتمان سرنگون سازی پدیدار شود. البته بدیهی است از درون این جریان در مقابل رژیم مسلح آخوندی چیزی در نخواهد آمد، اما حتی در این حد نیز نگرانی­هایی در درون رژیم بوجود آمده و لذا یکی از پاسداران سیاسی خود را به نام «عیسی سحرخیز» به صحنه آورده است تا به ارشاد و نصیحت گویی «اتحاد جمهوریخواهان» پردازد. وی در مقاله­ای به نام «نگاهی بیرونی به اختلافات درونی» چنین می گوید :« به تصور من اعضای اتحاد جمهوریخواهان ایران در نشست سال جاری خود پیش از همه چیز باید این نکته را روشن کنند که تابع منش ها و روش های اصلاح طلبانه هستند و در پی تغییر تدریجی در ساختار سیاسی ایران، و یا به دنبال سرنگونی حاکمیت ایران به هر شیوه و برنامه ممکن؟»[2]

چنانچه از این تذکر بر می آید نگرانی عیسی سحرخیز به عنوان عضو «سپاه پاسداران سیاسی انقلاب اسلامی» از این است که مبادا بر اثر بروز اندیشه های رادیکال – فردی یا تشکیلاتی- جریان تا اینجا بی خطر «اتحاد جمهوریخواهان» بخواهد تبدیل به یک جریان قدری دردسرساز شود. بنابراین، به همان ترتیب که سپاه به تهدید نظامی دشمنان مشغول است، این پاسداران اصلاح طلب هم به تهدید سیاسی اپوزیسیون همت گماشته اند.

سحر خیز در ادامه مطلب خود خط قرمز را به روشنی ترسیم می کند وفرق بین ادای اپوزیسیون درآوردن و اپوزیسیون واقعی بودن را چنین مشخص می سازد:« به عبارت دیگر، در این جایگاه راهبرد اصلی آنان "تغییر نظام به هر وسیله " است یا "تغییر رفتار حاکمان و ساختار سیاسی کشور با روش های اصلاح طلبانه "؟ ویا به صورت روشن تر، از منظر آنان اولویت با"برکناری حاکمان، برگزاری رفراندوم، تشکیل مجلس موسسان و نوشتن قانون اساسی جدید" است یا مانند اکثر فعالان سیاسی مقیم داخل "گذار از مرحله ی کنونی و رسیدن به آزادی و حکومت دموکراتیک مبتنی برقانون" را امری "تدریجی، مسالمت آمیز و دمکراتیک و در نهایت مبتنی بر نافرمانی مدنی" می دانند؟» [3]
به عبارت بی تعارف تر نظام استبدادی حاکم بر ایران کسانی را که دل خود و جامعه را به تغییر«تدریجی و مسالمت آمیز»خوش می کنند ممکن است در شرایط عادی از تیغ امنیتی خویش مستثنی کند، اما کسانی که به چیز دیگری جز این، یعنی بر اندازی رژیم، بیاندیشند بدون کمترین تردیدی با بساط دار و شکنجه و زندان وسرکوب و ترور روبرو خواهند شد.

همین مثال ساده ی خط قرمز کشی از جانب یکی از مهره های درون نظام کافیست تا دریابیم که با یک معیار ساده و روشن می توانیم معنای راستین اپوزیسیون را تعیین کنیم: آیا خواهان براندازی رژیم هستیم یا خیر. بدیهی است تمامی نیروهایی که، از دور یا از نزدیک، به یکی از اشکال متعدد و گوناگون بقای رژیم مهر تایید می زنند نمی توانند نام اپوزیسیون را برخود اطلاق کنند. این مفهوم از زمانی مصداق می یابد که سرنگونی تمامیت رژیم به عنوان یک هدف حتمی و غیر قابل تردید پذیرفته شده باشد. و به طور دقیق در همین راستاست که می توان یک خط محوری را برای نزدیک ساختن نیروهای برانداز یافت. کلیه ی نیروهای همگون و همسنخ برانداز در خارج و داخل کشور می توانند با قرار دادن «سرنگونی» به عنوان یک هدف اولیه مشترک، زمینه های همکاری و همیاری های ممکن با یکدیگر را مد نظر قرار داده و بررسی کنند.



[1]http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=9634

[2]http://www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=9644

[3]http://www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=9644

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.