شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پیروزی اتحاد سرمایه داری، فراماسونری و صهیونیسم در فرانسه
يادداشت روز کورش عرفانی

کورش عرفاني

روز یکشنبه ششم ماه مه 2007 دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه برگزارشد. نیکولا سارکوزی کاندیدای جناح راست با اختصاص 53 درصد آرا بر رقیب سوسیالست خود، سگولن رویال، که حدود 47 درصد آرا را بدست آورده بود، پیروز شد. این انتخابات از این جهت دارای اهمیت بود که شرایط جهانی و به طور مشخص شرایط اروپا و خاورمیانه بسیار حساس است و به همین خاطر نقش فرانسه، به عنوان ششمین قدرت اقتصادی جهان و یکی از پنج عضو دائمی شورای امنیت، قابل توجه است. نگارنده قصد ندارد در این نوشتار کوتاه به بررسی جزییات چرایی های اجتماعی، اقتصادی وسیاسی پیروزی راست و شکست سوسیالیست ها بپردازد. این وجه از موضوع در کار دیگری مورد نظر قرار خواهد گرفت.[1]

در این یادداشت اما بد نیست به جنبه های کلان موضوع پرداخته و به اثرات این رخداد در سطح جهانی بپردازیم.

چرا سارکوزی ؟

نیکولا سارکوزی نماینده ی مشخص سه جناح بود : 1-سرمایه داری فرانسه 2-فراماسونری جهانی و 3- صهیونیسم بین الملل

وی به عنوان یک اشراف زاده ی یهودی ازهمان جوانی در صف مبارزات ضد کارگری، ضد اعتصابات و دفاع از منافع بورژوازی بوده است و همه ی آزمایش­های خود را برای خدمتگزاری به سیستم حاکم در پست های شهردار، نماینده ی مجلس، وزیر اقتصاد و دارایی، وزیر کشور و ریس بزرگترین حزب راست فرانسه با موفقیت گذرانده است. او بهترین کاندیدای مثلث فوق در طول 30 سال گذشته درفرانسه است؛ بدین معنا که بعد از والری ژیسکار دستن، که تقریبا تمامی این شرایط را – به استثنای یهودی بودن- داشت، اینک این مثلث توانسته است فردی را بیابد که همه خصیصه های لازم برای برآورده ساختن خواست های این سه جناح را دارا باشد :

1 - برنامه ها و پیشنهادات اقتصادی وی مانند وادار ساختن کارگران به کار اضافی، محروم ساختن سندیکاها از حق دخالت در تصمیم گیری شرکت های بزرگ، کاهش حق اعتصاب، وادار ساختن بیکاران به پذیرش پیشنهاد کار از جانب اداره های کاریابی، کاهش مالیات ثروت های بزرگ، از میان بردن مالیات بر انتقال میراث، کاهش پرداخت های اجباری کارفرمایات و... از جمله طرح هایی است که سرمایه داران فرانسوی را به حمایت گسترده و بی سابقه از او برانگیخت.

2- طرح های وی در زمنیه ی بازگشت به ارزش های اخلاقی دست راستی، کاهش میزان مهاجرت، کنترل شدید خارجی ها، بازگشت دادن خارجی ها بدون اجازه ی اقامت به کشورشان، تجلیل از نقش استعمار فرانسه در قرن نوزده و بیست، ایجاد یک وزارت هویت ملی، بازنگری در تاریخ فرانسه و تاکید بر اقتدار دولت و افزایش اقدامات امنیتی، اطلاعاتی و سرکوبگرانه ...از جمله خواست هایی است که سبب حمایت گسترده ی فراماسونری از وی – که خود عضوی از آنست- بشود.

3 – و سرانجام اقداماتی که سارکوزی به عنوان یک صهیونیست متعصب شناخته شده به مورد اجرا در خواهد آورد سبب رضایت صهیونیسم بین الملل و شاخه ی فرانسوی آن، لوبی قدرتمند اقلیت یهود در فرانسه، خواهد شد، ازجمله مخالفت با ورود ترکیه به اتحادیه ی اروپا به دلیل مسلمان بودن این کشور، سخت گیری و فشار بر مسلمانان در فرانسه، شناسایی، دستگیری، حبس و اخراج عناصر رادیکال مسلمان از فرانسه، بازگذاشتن هر چه بیشتر دست یهودیان در کسب پست ها و مقام های کلیدی در فرانسه، اتخاذ سیاست های همسو با اسرائیل در خاورمیانه، آمادگی مقابله با آمریکا در صورت سرپیچی حکومت آینده ی آمریکا ازحرکت در مسیر منافع صهیونیسم در خاورمیانه، فروپاشاندن اتحادیه ی اروپا از درون آن در صورت تبدیل اتحادیه اروپا به یک مانع و مسله در مقابل جهان گشایی صهیونیسم، انتقال فن آوری های صنعتی، اتمی و نظامی فرانسه به اسرائیل و در یک کلام تبدیل فرانسه به مقر سوم صهیونیسم بین المللی بعد از تل آویو و واشنگتن پاره ای از طرح های قابل پیش بینی سارکوزی به نفع نیرویی است که وی بی شک حاضر است تمامی منافع ملی فرانسه و فرانسویان را به پای آن قربانی کند. [2]

سازکوزی از جمله کسانی بود که ازپایان یافتن تجاوز نظامی حیوان صفتانه ی اسرائیل به لبنان در سال 2005 به شدت انتقاد کرد و خواهان آن شده بود که این حملات باشدتی بیشترادامه یابد. در طول دوران حضور وی در وزارت کشور یهودیان فرانسه از محافظت و مراقبت های ویژه ی پلیس ومزایای قضایی بسیار برخوردار شدند و فشار همه جانبه بر مسلمانان و خارجی ها چند برابر شد. وی در زمان تصدی وزارت کشور از پول مردم فرانسه برای بازسازی و یا بنای کنیسه های یهودیان در این کشور بهره برد. جمله ی معروف وی این است : « وقتی یک یهودی مورد تهدید واقع می شود، جمهوری مورد تهدید واقع شده است.»[3] سارکوزی با ایجاد یک نوع خلط مبحث میان «مسلمان» و «اسلام گرا» زمینه را برای سرکوب وسیع مسلمانان در فرانسه فراهم کرده است. لوبی های فراماسون که نمی خواهند فرانسه به کشوری با یک لوبی قدرتمند مسلمان تبدیل شود امیدوارند که سارکوزی بتواند رشد چشمگیر اسلام در این کشور را که از حدود ده سال پیش به اینسو بخش هایی از فرانسویان مسیحی را نیز به خود جذب کرده است متوقف سازند.

دستگاه تبلیغاتی وسایل ارتباط جمعی فرانسه که زیر نظر شرکت های بزرگ اقتصادی و لوبی پرقدرت یهودیان فرانسه است با براه انداختن یک موج تبلیغاتی مصنوعی موفق شد میلیون های فرانسوی را چنان مسحور شعارهای عوام فریبانه کند که 53 درصد از رای دهندگان با دست خود بزرگترین دشمن مردم و منافع فرانسه را به مقام ریاست جمهوری برگزینند.[4] عواملی که سارکوزی میان فرانسوی ها تحریک، بیدار و تقویت کرد عبارت بودند از : ترس از آینده، ترس از بیگانه، ترس از فقر و بیکاری، نگرانی از دست دادن هویت ملی (؟؟)[5]، نژاد پرستی، بیگانه ستیزی، احساس غرور کاذب ملی و هرکس برای خود.

آینده ی فرانسه

پیش بینی آینده ی فرانسه آسان نیست. اما اگر مقاومت اجتماعی و توده ای از سوی نیروهای دمکراتیک، مردمی و چپ فرانسه صورت نگیرد می توانیم آینده ی سیاهی را برای این کشور پیش بینی کنیم. در این مورد باید دید آیا مخالفان سارکوزی موفق خواهند شد در ماه ژوئن و در جریان انتخابات مجلس، رای کافی را برای شکل دادن یک اپوزیسیون قدرتمند در مجلس این کشور فراهم کنند یا خیر. و اینکه آیا سندیکاهای کارگری می توانند واکنش قاطع در مقابل اقدامات ضد کارگری او صورت دهند یا خیر. بی شک فرانسه ماههای پر تنشی را در پیش رو دارد. برخی حتی از اصطلاح «جنگ داخلی» برای توصیف آنچه در انتظار این کشور است نام برده اند.[6] باید در انتظار شکل گیری یک مقاومت اجتماعی در فرانسه بود. مقاومتی که اگر تحقق پیدا نکند فرانسه را به مثابه ریگانیسم در آمریکا و تاچریسم در بریتانیا با پدیده ی ضد مردمی، ضد دمکراتیک و ضد انسانی سارکوزیسم آشنا خواهد ساخت. فرانسه ای به شدت طبقاتی، ضد خارجی، ضد دمکراتیک، ظالم و پایگاه صهیونیسم در اروپا. سازمان های چپ رادیکال از همان روز انتخاب سارکوزی یک خیزش اعتراضی را در شهرهای بزرگ فرانسه آغاز کرده اند. این خیزش که تا امروز نیز ادامه دارد با سرکوبی بی رحمانه که شلیک با گلوله های پلاستیکی را در بر می گیرد مواجه شده است. دبیر اول حزب سوسیالیست فرانسه، فرانسوا هولاند، به عنوان مسول اول یک حزب در خدمت سیستم امروز در پیامی از این جوانان خواسته است که از خیزش اعتراضی دست بردارند و نارضایتی خود را از طریق شرکت در انتخابات نشان دهند. یعنی همان چیزی که نظام حاکم می خواهد. [7]دراین گونه موارد است که شاهد همدستی راست و شبه چپ در حفظ سیستم هستیم.

دررابطه با ایران

رابطه ی چنین سناریویی با کشورمان روشن است. نخست باید به همسویی کامل سارکوزی با سیاست های اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه اشاره کنیم. هم آنقدر که بعید بود نیروهای نظامی فرانسه در زمان شیراک به همدستی با آمریکا در حمله­ای احتمالی به ایران دست داشته باشند، به همان میزان احتمال مشارکت فرانسه­ی تحت حاکمیت سارکوزی صهیونیست در این سناریو وجود دارد. وی بی شک منافع صهیونیسم جهانی را –هر چه باشد- بر منافع ملی فرانسه ترجیح خواهد داد. نخستین ریس جمهوری که انتخاب سارکوزی را به نحو شتاب زده ای به او تبریک گفت کسی نبود جز جرج بوش. قابل پیش بینی است که تصمیم بوش در مورد ایران هر چه باشد سارکوزی به سفارش شبکه­ی صهیونیسم جهانی، سیاست خارجی فرانسه را در راستای آن تنظیم خواهد کرد.چه جنگ، چه سازش با رژیم. در صورت این مورد دوم، درداخل فرانسه، بی شک، اپوزیسیون ایرانی تحت فشارهای بیشتری قرار خواهد گرفت. فراموش نکنیم که نیکولا سارکوزی طراح و تصمیم گیرنده­ی اصلی هجوم وحشیانه ی سال 2003 به مقر مجاهدین در فرانسه بود. وی به طور ایدئولوژیک دشمن جریان های رادیکال و جریان های با گرایش های مذهبی است و بدیهی است اگر روزی چرخ بر پاشنه ی آشتی با رژیم بچرخد در قربانی کردن مجاهدین و سایر شخصیت ها و تشکل های فعال مخالف رژیم در فرانسه ذره ای تردید نخواهد کرد. از همین روی ازهمین حالا اپوزیسیون ایرانی باید پیش بینی های لازم را بکند.

فرصتی برای بازاندیشی

در پایان بد نیست اشاره کنیم که انتخاب سارکوزی یک بار دیگر نظریه ی مسخ پذیری توده ها و امکان بکارگیری آنها بر علیه منافع خود را تایید می کند. ورشکستگی چپ قلابی فرانسه که خود حافظ سیستم موجود است[8] یک بار دیگر نیروهای انقلابی را به این فکر وامی دارد که آیا فعالیت های لاک پشتی و بسیار کوچک و محدود برای روشنگری توده­ها، توان مقابله و پیشی گرفتن از ماشین عظیم مغزشویی و مسخ گری توده ها را، که در اختیار سیستم حاکم است، دارد ؟ آیا این عقب افتادگی فاحش وعمیق میان امکانات بی شمارحافظان نظم طبقاتی وامکانات محدود دشمنان این نظم را جز با افزایش رادیکالیسم و کنشگرایی می توان جبران کرد ؟ نگارنده از تمامی نیروهای انقلابی دعوت می کند که درباره ی احتمال همیشگی شدن عقب افتادگی تاریخی نیروهای روشنگرضد سیستم در مقابل نیروهای جهل پرور سیستم بیاندیشند. آیا داشتن یک گفتمان انقلابی برای ایجاد انقلاب کافیست ؟

* *



[1] نگارنده در یک جلسه ی پالتاکی که روز پنج شنبه 10 مه ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی برگزار خواهد شد در اتاق اتحاد سوسیالیست ها به بررسی این موضوع خواهد پرداخت. http://www.etehadesocialistha.com /

 

[2] بسیاری از نشریات اسرائیلی به طور مستقیم و علنی از یهودیان فرانسوی در فرانسه و در اسرائیل می خواستند که با قدرت تمام ب حمایت و دادن رای به نیکولا سارکوزی بپردازند. : http://www.terredisrael.com/dotclear/index.php?2007/04/09/255-issy-les-moulineaux-et-israel-une-histoire-damour-claudine-uzan

[3] http://lesogres.org/article.php3?id_article=620

[4] به عنوان نخستین دهن کجی به میلیون ها فرانسوی فقیری که با توهم به دست آوردن کار و پول بیشتر به او رای داده اند سارکوزی ترجیح داد استراحت دو سه روزه بعد از انتخابات را در یک قایق بسیار مجلل که متعلق به یک از بزرگترین سرمایه داران فرانسه است در سواحل مالت بگذراند. http://fr.news.yahoo.com/08052007/290/la-croisiere-de-nicolas-sarkozy-critiquee-a-gauche-et-a.html

[5] طنز تاریخ در این است که بزرگترین لطمه را به هویت ملی و فرهنگی فرانسه لوبی یهود وارد ساخته است که با به دست گرفتن انحصار وسایل ارتباط جمعی و عرصه های هنری و فرهنگی مشتی یاوه بافی های هنرمندان یهودی الاصل را به عنوان محصولات فرهنگی این کشور مطرح ساخته و فرانسوی ها را از ارزش های انسانی و اخلاقی بشرگرای خویش دور ساخته اند. و اینک یک صهیونیست قرارست به عنوان ریس جمهور به بازسازی این هویت از دست رفته بپردازد. براستی خامی و ناآگاهی عمومی تا کجا می تواند به پیش رود.

[6]http://bertrand-mertz.parti-socialiste.fr/2007/03/31/sarkozy-ou-le-risque-de-la-guerre-civile/

[7] http://fr.news.yahoo.com/08052007/202/nouvelles-manifestations-anti-sarkozy-et-violences-le-ps-appelle-au.html

[8] خوانندگان علاقمند در این باره می توانند به مقاله ای از نگارنده با عنوان «معیارهای بازشناسی مفهوم چپ و شبه چپ» که بزودی در شماره ی دوم نشریه «سامان نو» منتشر می شود مراجعه کنند. http://www.saamaan-no.org /

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 12 May 2007]  [ارسال‌کننده: امید پوینده]  [ omid_puyandeh@yahoo.de ]  

آقای کوروش عرفانی! تحلیل شما در باره ی صهیونیسم و فراماسونری و میزان نفوذ این دو پدیده در فرانسه، به رغم ظاهر انقلابی آن، به بهترین نحو هم در خدمت صهیونیسم، هم در خدمت فراماسونری،و هم در خدمت حکومت جنایتکار و یهودی ـ ماسونیک آخوندی است!

به زعم شما سارکوزی یهودی و فراماسون است،اما سگولن رویال،ژان ماری لوپن و شرکا یهودی و فراماسون نیستند!!!

شما حتی بنحو شگفت و مضحکی مدعی شده اید که والری ژیسکاردستن یهودی نیست!!!ه

مانگونه که در گذشته این ادعای مضحک و بهمان اندازه مشکوک رامطرح کرده اید که گویا سایت « ساواما ساخته ی بازتاب »، می کوشد باصطلاح نفوذی های صهیونیسم در رژیم جمهوری اسلامی را افشا کند!!

 شما این ادعا را در باره ی رژیم جنایتکاری مطرح می کنید که حتی یک نفوذی صهیونیست ندارد، زیرا تمامی سران،گردانندگان و کادرهای آن،از جمله پاسدار جنایتکار محسن رضایی،گرداننده ی سایت ساواما ساخته ی بازتاب که شما تلویحا و بگونه ای کاملا مشکوک از آن پشتیبانی می کنید،هم یهودی و هم فراماسون هستند!

و این در حالی است که آنان که با صهیونیسم و فراماسونری آشنایی دارند بخوبی می دانند که امروزه حتی برای شهردار شدن نیز می بایستی از مجوز یهودی بودن و فراماسون بودن برخوردار بود،تا چه رسد به رییس جمهور شدن!

آقای کوروش عرفانی! دولت فرانسه،همچون دیگر دول سرمایه داری از دیرباز در کنترل کامل یهودیان و فراماسون هایی از قماش شیراک،سارکوزی،رویال،ژان ماری لوپن،بوش،بلر،پرودی،پوتین،ژیرینفسکی، اسد، خامنه ای، رفسنجانی، قذافی، کاسترو، احمدی نژاد و...می باشد.از اینرو،چنانکه در یادداشت پیشین نیز اشاره کرده ام، جنجالی که شما در باره ی خطرات ویژه ی!!! صهیونیستی ناشی از به قدرت رسیدن سارکوزی به راه انداخته اید، در بهترین حالت بسیار کودکانه می نماید!

تو گویی سارکوزی و سارکوزی ها تا به امروز در قدرت نبوده اند! آقای کوروش عرفانی! گذشته از همه ی اینها،امروز آنچه برای ما ایرانیان مهم تر از هر چیزی است، برانداختن رژیم سرمایه داری و سراپا یهودی ـ ماسونیک جمهوری اسلامی است.

با شناختی که از شما و نوسته هایتان دارم، دریافته ام که شما شعار زیاد می دهید و تهمت زیاد می زنید.

در اینجا و آنجا، و از جمله در همین واپسین نوشته تان، ایرانیان و همه ی نیروهای انقلابی را به رادیکالیسم و کنشگری و قهر انقلابی فراخوانده اید.

 اولا، لطف بفرمایید و مشخص کنید که از دیدگاه شما کدام احزاب،سازمان ها،تشکل های سیاسی و چهره های منفرد محبوب شما در فهرست نیروهای انقلابی قرار دارند؟

آن ها را دقیقا نام ببرید! دوما،اینقدراز کیسه ی خلیفه نبخشید، از جان دیگران مایه نگذارید و همچون سران تبهکار رژیم آخوندی مردم را تشویق به نوشیدن شربت شهادت نکنید! شما خود و از خود نمونه هایی عملی از رادیکالیسم و قهر انقلابی ارایه دهید، به دادن شعار بسنده نکنید و دست کم یک هزارم آنچه را که تاکنون بهترین، دلیرترین و پاکبازترین فرزندان ایران زمین،و در پیشاپیش آنان مجاهدین خلق ایران در راستای براندازی رژیم ضدایرانی جمهوری اسلامی انجام داده اند،انجام دهید!

منظورم درست همان قهرمانانی است که شما همچون سران رژیم آخوندی در نوشته هایتان از آنان به عنوان وابستگان به امپریالیزم و صهیونیزم جهانی یاد کرده اید!!!

 و سرانجام اینکه،خودتان را با نام حقیقی اتان به ما ایرانیان معرفی کنید و مدام در ورای نام های مستعار و مواضع گوناگون و متضاد پنهان نشوید!

از گذشته ی خود در ایران بگویید،و از امروزتان در برون مرز! تا ایرانیان شماو پیشینه ی سیاسی تان را بشناسند...
  

[تاریخ ارسال: 11 May 2007]  [ارسال‌کننده: روشن]  [  ]  

من نمی دانم آقای کریم رحیمی با استناد به کدام اطلاعیه یا اعلامیه از مقاومت ایران صحبت می کنند،

ولی نیک میدانم که مقاومت ایران از اول تا آخر و تا همین امروز سمت و سوی مبارزهً سیاسیش در خارج و جنگش با رژیم آزادی و آدمکش آخوندها بوده و از این مسیر منحرف نگشته است.

زیرا این دغل دوستان که می بینی مگسانند دور شیرنی( طعمهً چرب و نرم نفت گازی ...) که توسط آخوندها به حراج و در خدمت از ما بهتران گذاشته شده است.

بنابر این ریشهً تمامی ناهنجاریها و دربدری ها و فقر و فلاکت مردم ایران نیز در داخل ایران همان غاصبان حق حاکمیت مردم و نظام فاشیستی دیکتاتوری ولی فقیه بوده و هست و بقیه سوار بر آن چها نعل می تازند و جولان می دهند.
  

[تاریخ ارسال: 10 May 2007]  [ارسال‌کننده: اکل]  [  ]  

من هیجگاه قصد تهدید کسی را نداشتم. اما اعتراف می کنم که این جمله بندی ناقص میتواند باعث سؤ تعبیر شود. به این خاطر عذرخواهی می کنم.

خطاب من در هر حال به شخص بخصوصی نبوده است. من دعاوی مربوط به «مرکل» و «محمود عباس» را از «کورش عرفانی» نخوانده ام بلکه از «محّمد علی رامتین» و در اینجا می خواستم به تمامی این تفکر توصیه خوب کرده باشم.
  

[تاریخ ارسال: 10 May 2007]  [ارسال‌کننده: کیوان]  [  ]  

پس از مدتها که نظر کاربران فعال شده است مسئول محترم این بخش دقت و ظرافت بیشتری به نظریات داده شده را مد نظر داشته باشند،

کاربری که خود را اکل مینامد پس از کلی تضاد و مهمل گوئی در باره یهود و حسن خرام و مرام صهیونیست که حق طبیعی و بجائی برای ایشان است ، نویسنده مقاله را تهدید کرده اند و مشخصا دارند خط میدهند ،

تهدید ایشان ای انست: « ایا بهتر نیست بروید وقتیکه دنیا اینقدر بد است.»

اجازه این شکر خوریها راچه کسی به این موجود داده ؟

درست است که نظر آزاد است ولی تهدید و تشویق برای حذف فیزیکی همانا شیوه موساد و نفوذیهای صهیونیست در رژیم آخوندی است.
  

[تاریخ ارسال: 10 May 2007]  [ارسال‌کننده: امید پوینده]  [ omid_puyandeh@yahoo.de ]  

آقای کوروش عرفانی! سرکوزی به همان اندازه یهودی و فراماسون است که سگولن رویال و دیگر سران فرانسه و رهبران چپ و راست فرانسه!

این ها همه سر و ته یک کرباسند!

هم از اینرو جنجالی که شما در باره ی خطرات ناشی از بقدرت رسیدن سارکوزی براه انداخته اید،در بهترین حالت بسیار کودکانه می نماید.
  

[تاریخ ارسال: 09 May 2007]  [ارسال‌کننده: کریم رحیمی]  [ karim_j_r@yahoo.it ]  

با سلام حضور محترم اقای عرفانی با اجازه شما میخواهم جواب اقایان که خود را با نام صادق و اکل معرفی کردهاند و در دفاع از سرکوزی و صهیونیزم جهانی به مقله شما اعتراض کرده اند، [بدهم].

 اولا سرکوزی در سالهایی که وزیر کشور فرانسه بود حداقل خودش را به ما ایرانی ها خوب شناساند و احتیاج نیست که شما به دفاع از او و صهیونیزم و امپریالیزم جهانی برخیزید.

کسانی که سایت دیدگاه را مطالعه میکنند خوب میدانند که اقای عرفانی چه میگویند .

باید در اینجا گفت و تاکید کردکه سرکوزی از اعضای فراماسونری است و در ان نیز هیچ گونه شکی نیست . واینکه طرفدار صهیونیزم است.  اگر شکی بود طرفداریهای شما شک را برطرف میکند.

با پیروزی سرکوزی دلم بحال فرانسوی ها میسوزد.چون برلوسکونی نخست وزیر پیشین ایتالیا او را از قماش خود نامید . همانطور که مردم ایتالیا در پنج سال حکومت در خدمت صهیونیزم و امپریالیزم از نظر اقتصادی و.... حقوق بشری و دموکراسی و.... صد سال به عقب باز گشته اند. پنج سال دیگر اگر ریگی در کفشهایتان نیست متوجه خواهید شد که اقای عرفانی حق داشتند و به سیاست جدید ماسون ها و امپریالیزم پی خواهید برد ولی فکر کنید که پنج سال صبر کردن زمان زیادی  است. ولی بحث اصل ما ایران است .

فکر میکنم مقاومت ایران که مهم ترین اعضایش در فرانسه بسر میبرند به اندازه کافی بیدارند و نخواهند گذاشت که سرکوزی با احمدی نژاد سر نابودی انها جشن بگیرند و امیدوارم با چشمان باز خیانت ها و عشق بازی ارتجاع با صهیونیزم و امپریالیزم را بتوانیم برملا کرده و نگذاریم اب خوش از گلویشان پایین برود.و اینکه رژیم اینهمه اصرار داشت سرکوزی پیروز شود ایا این موضوع را به اثبات نمیرساند ? با تشکر کریم رحیمی
  

[تاریخ ارسال: 09 May 2007]  [ارسال‌کننده: اکبر ثارم]  [ akbar@gmail.com ]  

نمی‌دانم چرا در موقع خواندن این مطلب به یاد مطبوعات ج.الف.[جمهوری اسلامی]، افتادم! نویسندة محترم بهتر است مخالفت خودشان با سرکوزی را روشن‌تر بنویسند.

آقای سرکوزی با حمایت حزب سوسیالیست توانست به قدرت برسد. و روزی هم که رأی گیری تمام شد، روزنامة لوموند که به چپ نمائی شهرت دارد، عکسی از خانم رویال در حال غش غش خنده چاپ کرد و پرسید: ایشان از چه اینقدر خوشحال اند؟؟

خانم رویال با رد هر گونه برخورد قاطع با مسائل اجتماعی فرانسه عملاً میدان را داد به دست راست.

حالا نویسنده معتقدند که باید پس از به قدرت رسیدن سرکوزی از «چپ» نور امیدی بر دمد؟؟ از کدام چپ؟ همان که ایشان را فرستاد کاخ الیزه؟؟
  

[تاریخ ارسال: 09 May 2007]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  

.شرط مهم این است که جلو آزادی و فعالیت سیاسی توده ها و ابراز نظر وعقیده مردم سد نشده باشد. زیرا روند و سیر طبیعی فعالیت سیاسی آزاد توده ها، خود راحل ها را کشف تجربه و باز میکند در غیر آنصورت انتخابات انحصاری کشته و رای گیری همانند جمهوری اسلامی یا کرهً شمالی ... معنی ندارد.

البته کسانی که هنوز هم به دیکتاتوری پرولتری به عنوان مدینه فاضله می نگرند، نمیتوانند قبول کنند که ریشهً عقب ماندگی اقتصادی در دیکتاتوری و سلب آزادیهای سیاسی اجتماعی است نه در وجود تضاد طبقاتی. عقب ماندگی اقتصادی محصول دیکتاتوری است و شیوهً پایدار حل تضادهای طبقاتی فقط با آزادی فعالیتهای سیاسی توده ها امکان پذیر است نه با تحمیل حاکمیت بخشی از جامعه به کل آن.

 به هم ریختن ترکیب و ساختار سیاسی اجتماعی در جوامع دمکراتیک آن را به عقب بر میگرداند و اجباراً بایستی تمامی مراحل روند و فرایندهای دمکراتیک را از نو تجربه و طی کند. به بیان خیلی ساده قبل از اینکه توده ها و احزاب و تشکلهای سیاسی به تفاهم و ثبات سیاسی برسند، با یستی برای رعایت ارزشهای آزادی میز چیده شده برای اظهار نظر، عقیده ... بیان را حفظ کنند. و درست تمامی مشکلات فعلی ایران نیز به عدم احترام به آزادی و حاکمیت مردم و یا فقدان این ارزشها بر میگردد،

میزی که مصدق 60 سال پیش چید، ولی شاه خائن و حزب همیشه خائن توده در زمان مصدق به آن واقف نبود و به ارزش آن پی نبرد و با ادعاهای پر طمطراق ضد امپریالیستی و یا کارگر و طبقات، میدان را خالی ... و مردم ایران را به اینجا رساندند. و حالا درست به خاطر حفظ ارزشهای آزاد و دمکراتیک با یستی در فرانسه نیز روند سیاسی و انتخابات آزاد را پذیرفت و به آن گردن گذاشت و البته خانم سگولن رویال به آن اعتقاد داشته و رعایت می کند.
  

[تاریخ ارسال: 09 May 2007]  [ارسال‌کننده: اکل]  [  ]  

روزگاری رژیم ایران طارق عزیر را بخاطر شباهت اسمش با یهود ی های ایرانی صیونیست میخواند و صدام را امریکایی.

گذشت زمان به همه درس خوبی داد. صرف اینکه پدر سرکوزی یهودی است از او یک صیونیست نمیسازد. و اصولا همه یهودیان صیونیست نیستند.

صیونیستها در واقع پیشاهنگان یهودیان اروپا بودند که برای جلوگیری از اسیمیلاسیون یهودیان این فاره برخاستند و بسیار شجاعانه مبارزه کردند. در فرانسه مردم در یک انتخابات کاملا آزاد با رای فاطع یک فرد یهودی را علیرغم سنت ضد یهود در این کشور به ریاست گرفتند و طرف مقابل هم که بقول شما مشتی شبه چپ اند .

پس حرف شما چیست در این میان. راستی تکلیف کارل مارکس چیست که هم والدینش یهودی بودند هم بهترین دوست واستادش moses hess از بنیان گذاران صیونیسم بود.

آیا با یهودی خواندن مرکل و بهایی نامیدن محمود عباس مسایل شما حل می شود؟ آیا بهتر نیست که بروید وقتیکه این دنیا اینقدر بداست؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.