شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گُل بود به سبزه نيز آراسته شد

علی ناظر

سايت معتبر و بي طرف بي بي سي (بخش فارسي) که معرف حضور همه هست، پس از اينکه مورد غضب آيت الله هاي وطني (آيت الله بر چند قسم است، وطني، رسانه اي و مکلا) قرار گرفت و براي مدت کوتاهي فيلتر شد، با دست آزيدن به انواع و اقسام ترفندها، از جمله دخالت مستقيم رييس بي بي سي و و نوشيدن جام زهر و پشت کردن به موازين رايج ژورناليستي (مثلا بي طرف بودن)، توانست وزارت خارجهء دولت فخيمه را از درگيري مستقيم با آيت الله هاي وطني رها کرده و با اتخاذ خط مشي حداقل برخورد با حاکمان شرع، سايت را از مخمصهء فيلتر شدن نجات دهد؛ اخيرا در همان سايت که ديگر مورد غضب حاکمان شرع و گروگانگير نيست و مانند سايت هاي ايرنا و فارس و دريچه در داخل کشور قابل رؤيت است، اعلام کرده که مي خواهد چند نفر که به زبان فارسي مسلط هستند را براي راه اندازي کانال تلويزيوني که رو به ايران باشد، استخدام کند [در صورت علاقه براي مستخدم بي بي سي شدن اينجا را فشار دهيد 1).
شرايط نانوشته مستخدم بي بي سي شدن براي فارسي زبانان متقاضي را مي سپارم به عقل سليم و درايت کاربران بي بي سي و البته ديدگاه. يقينا و بطور حتم تعدادي (بظاهر) جداشده از رژيم، تبعيدي (بظاهر) مخالف رژيم و ژورناليست (بظاهر) بريده از نظام اسلامي خواهان حقوق طيب و طاهر بي بي سي خواهند شد. البته کار کردن عار نيست، اما آنچه که بايد مورد تأمل متقاضيان اين شغل هدفمند باشد خط مشي اين تلويزيون (حتما غير) وابسته به استعمار پير و فرسوده، و تنظيم رابطهء رسانهء (حتما) بي طرف بي بي سي با آيت الله هاي وطني، و در نتيجه احتمال بالاي استفادهء ابزاري از متقاضيان فارسي زبان ساده دل است.
آيا اين تلويزيون فارسي زبان مي خواهد مانند سايت معتبر و بي طرف بي بي سي با شنيدن اولين پخ جا زده و به غلط کردن بيفتد؟ اگر چنين است، نصيحت من به متقاضيان و مستخدمين ساده دل اين رسانهء (بدون شک) غير وابسته به دولت فخيمه اين است که بخود زحمت ندهند. مردم پس از شنيدن چند بار مجيز گويي و مشاهدهء گزارش هاي تعديل دهندهء شدت و ديناميزم مبارزات راديکال مردم و برنامه هاي تطهير دهندهء رژيم، عطاي اين کانال تلويزيوني را به لقايش خواهند بخشيد. از سوي ديگر، اگر تلويزيون بي بي سي (فارسي) بخواهد (دون کيشوت وار) ناپرهيزي کرده و (مثلا) خط از وزارت خارجهء دولت فخيمه نگيرد و مستقل بماند، بدون شک هم مورد غضب وزارت خارجهء دولت فخيمه قرار خواهد گرفت و هم آيت الله هاي مهرورز دُمش را مي چينند، و برنامه سازان و ژورناليستهاي فارسي زبان، مانند همکارانشان در سايت بي بي سي يا پيش برندهء خط رژيم اسلامي مي شوند و يا اگر انسان هاي صادقي باشند ابزار پيشبرد اهداف وزارت خارجهء انگلستان.
بي شک رسانهء هر روز بي طرف تر شدهء بي بي سي نه تنها تخم دو زرده نخواهد گذاشت بلکه بعلت خط حاکم بر وزارت خارجه انگلستان، طولي نخواهد کشيد که کانال تلويزيون به بلندگوي خارج کشور مهرورزان متشرع تبديل خواهد شد. ماهيت و پيشينهء مستخدمين اين کانال بيان کنندهء خط کانال خواهد بود.
محک بي طرفي يک رسانه (هر رسانه اي)، گزارش کامل، مستقل، مستند و چند جنبه از تمام نگرشها و اخبار و اتفاقات است - ماهيتي که خيلي وقت است در بي بي سي کيميا شده است.

10 ارديبهشت 1386

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 05 May 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام حق جو]  [  ]  

با درود و سلام به آقاي ناظر، و همنشين بهار

معتقدم كه اشتباهاتي از اين گونه غلط املايي نيست كه بيشتر ممكن است موقع تايپ مطلب اتفاق افتاده باشد، خوب است توسط كاربران ياد آوري شود و اين مثل مورد حاظر(حاضر) مي تواند توجه ما را به زبان و ادبيات فارسي بيشتر كند. 

 دليل آن اين گونه اشتباهات هم شايد بيشتر اين باشد كه ماها در خارج كشور و در محيطي قرار داريم كه زبان و فرهنگ ديگري دارد و بيشتر ماها هم به بطور منفرد در اين جوامع زندگي مي كنيم.

 به خاطر همين، به نظرم اين هم مي تواند از فوايد ستون نظر كار بران باشد كه اگر اين نكات را چه در نظر ها يا مقالات ديدند ياد آوري كنند.

 از شما چه پنهان كه اينجانب غلطهاي انشايي و دستور زباني بسياري در نوشتن مرتكب مي شوم. البته اين را هم مي خواستم ياددآوري كنم (تا نظر همنشين بهار چه باشد) كه غلط مصطلح بيشتر مربوط به مُحاوره است و آن هم در مورد كلمات و واژه هايي است كه هم زياد بكار مي رود و هم اين كه همه همانطور بكار مي برند، در حالي كه واژه "دست يازيدن"،  واژه يي نيست كه توسط عموم بكار گرفته شود و بيشتر كاربرد نوشتاري دارد.

 

اگر دكتر قصيم هم در ترجمه يي آن را "آزيدن"،  نوشته، اگر اشتباه تايپي نبوده باشد، ناشي از عدم دقت بوده است. مواردي هم است (هست) كه شايد بشود گفت عكس موردي است كه مورد بحث قرار گرفت و آن اين كه گفته اند غلط مشهور بهتر از صحيح مهجور است و من با اين موافقم. به اين معني كه مثلا كلمه عطر را همه ما به فتح ‏ع تلفط مي كنيم در حالي كه تلفظ صحيحح آن به كسر ع است.

براي من شخصا شيندن كلمه عطر به كسر ع ، اصلا بوي عطر در مفهوم دلپذير آن را تداعي نمي كند بلكه بوي حشره كش و يا چيزي از اين قبيل را ممكن است تداعي كند حتي اگر صحبت از گل سرخ و بنفشه وحشي باشد. پيروز باشيد.

***

سلام بر شما

می دانیم نشانه‌هايي مثل:

نقطه، ويرگول، نقطه ويرگول، دو نقطه، هلال (پرانتز)، علامت نقل قول (گيومه)، قلاب، خط تيره، سه نقطه، مميز، علامت سئوال، علامت تعجب، علامت تكرار، ستاره، پيكان... 

(كه براي سهولت خواندن يا افزودن اطلاعات به متن در نوشته‌ها استفاده می شود)

جزئي از نظام گسترده نشانه‌ها است كه بشر براي ايجاد ارتباط از آن استفاده مي‌كند.  
از آنجا که كاربرد اصلي نشانه‌ها جدا كردن كلمه‌ها و گروه‌ها و جمله‌ها از يكديگر و مشخص كردن رابطه آنها با هم است و استفاده نابجا يا چندگانه آنها خواننده را گیج می كند، آشنائی با آن ضروری است.

من شخصا در این مورد هیچ نمی دانم و نیاز به راهنمائی دارم.
ازآقای  بهرام حق جو و دیگر دوستان (آقایان بابک متینی، م سحر، علی فیاض،اسماعیل یغمائی،  فرزين خوشچين، ایرج مصداقی،... و شما کاربر محترمی که دارید این نوشته را می خوانید)، خواهش می کنم در مورد نشانه ها، مطلبی برای دیدگاه بنویسید.

زبان چون شکر پارسی را پاس بداریم.
با کمال احترام
همنشین بهار
  

[تاریخ ارسال: 04 May 2007]  [ارسال‌کننده: آراسته]  [  ]  

با سلام و شادی از راه افتادن دوباره بخش نظرات با مدیری مسئول و اهل قلم ،

خلاصه مطالبی که پیرامون تلویزیون فارسی BBC خوانده و شنیده ام اینجا می نویسم. لازم به ذکر است که سایت های رژیم اسامی را بطور کامل لو نداده است.

با آغاز تلاش بخش فارسی BBC برای پی ریزی تلويزيون فارسی اميد حبيبي نيا، که قبلا سايت آزادی بيان را اداره می کرد به BBC فراخوانده شد تا امور تدارکاتی آن و زمينه های تحقيقاتی اش را فراهم کند. فرشاد بیان، مدير سايت گويا و شرکت ايران گويا نيز مامور شد تا بخش ويدئويی سايت فارسی BBC را راه اندازی کند. سينا مطلبی، روزنامه نگاری که از هلند و با مساعدت مسعود بهنود به استخدام BBC درآمده بود نيز ماموريت يافت تا با کمک مالی مجلس هلند، دوره های آموزش روزنامه نگاری را برپا کند. اما از آنجا که اميد حبيبي نيا، قبلا در مقالات خود به سينا مطلبی، و فرشاد بیان، گوشه زده بود، در همان ابتدای کار اختلافات بسياری بروز کرد. مديريت BBC هم، پس از اعلام راه اندازی تلويزيون فارسی، زير بار قبول کردن يک مدير فارسی برای آن نرفت و به جای "باقر معین"، يک انگليسی را به مديريت آن تعيين کرد. اميد حبيبي نيا، برای آن که پروژه را به نام خودش تمام کند به دوبی رفت و به BBC پيشنهاد کرد دفتر اصلی تلويزيون را در ميديا سيتی اين شهر که به ايران هم نزديک است بنا کند، اما اين پيشنهاد از سوی مديران بخش فارسی BBC رد شد . در نتيجه فرشاد بیان، راهی آمريکا شد و در آنجا با برخی از مقامات سياسی ديدار کرد، سينا مطلبی، که تحت تاثير حسين درخشان (وبلاگ نويس) پيشنهاد سفر به اسرائیل را به BBC داده بود خودش به دليل داشتن پاسپورت ايرانی و فاقد پاسپورت پناهندگی بودن از اين سفر بازماند و گروهی مرکب از سه نفر از اعضای بخش فارسی BBC به اين سفر رفتند که در ميان آنها « اميد فراستی» هم بود! گویا قرار است BBC فارسی کنفرانس محرمانه ای با شرکت برخی از صاحب نظران و روزنامه نگاران مشهور در زمينه راه اندازی تلويزيون فارسی برگزار کند.
  

[تاریخ ارسال: 04 May 2007]  [ارسال‌کننده: علي ناظر]  [ didgah100@yahoo.co.uk ]  

جناب حق جو با سپاس از شما که اشتباه مرا يادآوري کرديد. در آينده حتما به اين نکته توجه خواهم کرد. شاد باشيد

بقول دقيقي
سوي راه يزدان بيازيم چنگ/ برآزاده گيتي نداريم تنگ
بقول فردوسي
پياده به آيد که جوييم جنگ/به کردار شيران بيازيم چنگ

***

با  سلام و پوزش از آقای ناظر

شعری که شما از دقیقی، نوشته اید:

(سوي راه يزدان بيازيم چنگ/ برآزاده گيتي نداريم تنگ) -

بیشتر، اینگونه ضبط شده است:

سوی راه ورزان نيازيم چنگ  

بر آزاده گيتی نداريم تنگ

از قديم و نديم در برخی از ابيات شاعران دست برده اند. برای مثال در برخی از نسخه های شاهنامه، از قول رستم فرخزاد آمده:

مرا گر محمّد بُدی پيش رو
ز دين کهن گيرم اين دين نو

نقل قول رستم فرخزاد را اينکونه هم نوشته اند:
تو را گر مـحـمد بود پيش رو
به دين کـهـن گويم از دين نو

ای کاش به نمونه هائی دسترسی داشتيم که بی زنگار و بی غل و غش بود، نه قابی که در آن هر ناسخ و کاتبی تصوير عقايد خود را ترسيم نموده باشد.

دیوان دقیقی که مدت ها پیش از شاهنامه سروده شده جای خود دارد، قديمی ترين نسخه موجود شاهنامه يعنی نسخه فلورانس با زمان فردوسی بيش از دويست سال (۶۱۴ هجری قمری) فاصله دارد و در عرض دويست سال بسيار دستبردها يا ابيات من در آوردی، می‌تواند در اين گنجينه رفته باشد، بخصوص در ايام پرآشوب خراسان.
نسخه برداران متعّصب ابياتی را يا،  زدوده (مانند برخی از مصرع ها که تراشيده و پاک شده و ابيات ناقص گشته) يا، افزوده اند. دستکاری در اعتقادات فردوسی آن قدر زياد بوده و متعصبان سنی مذهب در دوران سيطره حکمرانان بر ايران به قدری دخالت نموده اند که سراسر قطعه، ميدان ستيز سنی و شيعه شده و گويندگان يا کاتبانی که انديشه ای خلاف اعتقادات خود در متن يافته اند و يا سخن فردوسی را در تاييد مطلوب خود کوتاه پنداشته اند به افزودن و کاستن ابيات پرداخته اند.

***

ابیات دیگر شعر دقیقی این است:

چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت

فرود آمد از تخت و بربست رخت

نيايش همی کرد خورشيد را  

چنان بوده بُد راه جمشيد را...


چو گشتاسپ بر شد به تخت پدر  

که هم فّر او داشت و بخت پدر...

 

منم گفت يزدان پرستنده شاه  

مرا ايزد پاک داد اين کلاه... 

سوی راه ورزان نيازيم چنگ  

بر آزاده گيتی نداريم تنگ  
 ***

با کمال احترام 

همنشین بهار
 
  

[تاریخ ارسال: 03 May 2007]  [ارسال‌کننده: بهرام حق جو]  [  ]  

با سلام به آقاي ناظر و مسئول محترم ستون نظر كار بران، در يادداشت آقاي ناظر كلمه «دست آزيدن» به كار رفته كه صحيح نيست و صحيح آن دست يازيدن است. فعل يازيدن به معاني مختلفي به كار رفته است كه روي آوردن، دراز كردن چيزي به قصد زدن آن به جايي و... به گرفته شده است كه براي اطلاع بيشتر مي توان به فرهنگ برزگ سخن مراجعه كرد.

***

 با سلام و قدردانی از راهنمائی شما
حدود ۲۰ سال پيش پودر لباس شوئی "فاب" و بعدها "تايد"، به جای واژه پودر لباسوشی بکار گرفته شدند. همچنین به جای دستمال کاغذی٬ می گفتیم " کلينکس" . کلمه درست "مُلا نقطی"، را خیلی ها "مُلا لغتی"، به کار می برند، به جای "آش هلیم"، "آش حلیم"، می گویند و...  توچیه می شود:
 غلط مصطلح بهتر از درست نا مصطلح است.
***
چند مثال:

1) "صد من یک غاز" یک غلط مصطلح است و به‌واقع صحیح آن "صد من یک قاز" است. قاز = پشیز / غاز = پرنده‌ای که می‌شناسیم‌.
2)ترکيب وصفی "عينک آفتابی"،  غلط مصطلح است، زيرا آفتابی نمی‌تواند صفت عينک باشد و بايد به‌ جای آن ترکيب اضافی "عينک‌ِ آفتاب"،  به کار برد. يعنی عينکی که مخصوص نور آفتاب است. (مثل "دستمال‌سر" که دستمالی مخصوص سر است.) در انگليسی هم Sunglasses می‌گوئیم. نه Sunnyglasses که در نوشته های شلخته! موجود است.

(در زبان انگلیسی هم غلط مصطلح، colloquial mistake کم نیست.)

مثل این جمله بسیار رایج  که توضیح کلمه they آسان نیست.

Everyone has something they must do. 

3) نور آفتاب! نور آفتاب یعنی چه؟  (نور اضافی است)، چون آفتاب نوری است که از آف (خورشید، مِهر) می‌تابد. درست مثل "ماه‌تاب" یا "مه‌تاب"، که شبه نوری است که از ماه یا مه می‌تابد و نمی‌گوییم "نور مهتاب".

4) می شود به یک‌ نفر سلام رساند، اما چطوری می‌شود به کسی "خیلی" سلام رساند؟

5) به عبارت «زن گرفتن»، و کارکردهای واژه «گرفتن» توجه کنيم. آیا واقعاً زن گرفتنی است؟
آیا عبارت «زن گرفتن» ، مفهومی از سر اتفاق است؟ یا اینگونه غلط های مصطلح را (جدا از تاخت و تاز زبان های دیگر)، واقعيت های نهفته در جامعه، و ستم مردسالاری هم، باب کرده است؟... 

فارسی چون شِکر ما زغنبوت می شود اگر آن را چون مردمک چشم نپائیم! حتی سبزی را که عربی نیست با الف و ت عربی جمع می زنیم ( سبزیجات! )

بسیاری از واژه های غربی را هم، با "ها"...

در بند "ب"  اصل بيست و يكم قانون اساسي جمهوری اسلامی آمده: "حمايت مادران، بالخصوص در دوران بارداري..."  بالخصوص!!
***
همانطور که شما فرمودید "دست آزیدن"، صحیح نیست و  درست آن "دست یازیدن"، است. متاسفانه برخی غلط های مُصطلح، جا افتاده است.
آقای دکتر قصيم هم در ترجمه نوشته ای از "ابرهارد ريشتر"، با عنوان:
  ALS Einstein nicht mehr weiter wusste
(کنفرانس سـران در آخرت)، اين غلط مصطلح را به کار می برند و (در ترجمه فارسی)، از قول دکارت می نويسند:
(پس از فروپاشی قرون وسطی) توده‌های مردم که ايمان و عقيده مذهبي شان به‌هم ريخته بود، در جستجوی آرامش‌بخش و کاستن از واهمه‌های خود گروه ‌گروه به کارهای اسرارآميز و وسايل جنبل و جادو روی می‌آوردند، عجز و ناتوانی خود را در آن شرايط، با دست آزيدن به هنرهای عجيب و غريب می‌پوشاندند ... "
***
با اينحال اين نکته را يادآوری کنم که زبان شناسان، بسياری از آنچه را اهل قلم غلط می انگارند نتيجه تکامل زبان می دانند. استدلال شان اين است که زبان در حال تحّول است. برخی واژه ها از زبان کنار می روند و کم کم فراموش می شوند و گروهی از کلمات تازه از راه می رسند و واژه هائی که به حیات خود ادامه می دهند از جهت آوايی و معنايی و دستوری دچار دگرگونی می شوند. اين دگرگونی نخست به صورت غلط ظاهر می شود سپس تبديل به غلط مصطلح می گردد، غلط مصطلح که فراگير شد و به زبان اهل کتاب و ادب سرايت کرد جای صحيح را می گيرد و صورت سابق کلمه را از ميدان به در می کند.
با تقدیم احترام و قدردانی از یادآوری شما. لطفا در موارد دیگر نیز راهنمائی خود را دریغ نفرمائید.

همنشین بهار

  

[تاریخ ارسال: 02 May 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود به دوست عزیز علی ناظر که دوباره روال عادی سایت دیدگاه را آغاز کرد با تشکر از ایشان اما در مورد مطلب: باید عرض کنم که دوستان عزیز در دنیای سرمایه آنهم سرمایهء انحصاری مالی امپریالیستی انتظار رسانهء مستقل داشتن یک سراب است از چهل کانال تلویوزیونی امپریالیسم آلمان پنج دقیقه به کومونیست ها وطبقهء کارگر اجازهء صحبت نمی دهند یک زمانی ادبیات مجاهد پر بود از اینکه رژیم ایران انحصار طلب است تو گوئی باید سرمایه غیر از این باید باشد !!عدم استقلال رسانه ها بر می گردد به انحصار سرمایه ها واز آنجا ناشی میشود الان رسانه های امپریالیستی وهمین رسانهء بی بی سی میگویند علت گرمایش زمین (باعثش) انسان است !!! یعنی اینهمه جنایت سرمایه را در مورد محیط زیست انداختند به گردن خالهء بیچاره من که در ده با پشکل گاو وگوسفند، زمستانش را گرم می کند بله کلی گوئی وروانشناسی بورژوازی برای انحراف افکار مردم است ومهندسی افکار توده ها باید در انحصار سرمایه باشد اگر کومونیست اجازه ء صحبت داشته باشد در همان کانال تلویزیونی ویا رسانه ای خوب پته ء این مهملات را روی آب می ریزند خمینی هم می گفت ستاره ها وماه وخدا هم کارگرند این محمل گوئی فرهنگ سرمایه است پر واضح است سرمایه ء امپریالیستی انگلستان بازار چرب و نرم ایران را که ملا ها در اختیارش گذاشتند کنار نمی گذارد تا کلمه ای علیه آنها بنویسد ودر واقع کلمه ای برای رهائی ملت ایران بنویسد این شعار های دهن پر کن که سرمایه در مورد دموکراسی می دهد این هذیان است سرمایه طرفدار دموکراسی به معنی حاکمیت مردم نیست بلکه مدافع لیبرالیسم سرمایه است این دموکراسی که در اروپای مرکزی وجود دارد وبه غلط دموکراسی بورژوائی خوانده میشود نتیجهء دویست سال مبارزهء خونین اردوی کار است که بورژوازی سر سختانه با آن مخالف است ودارد روز به روز این دست آورد ها را می گیرد دموکراسی فرهنگ سرمایه نیست فرهنگ سرمایه استبداد وفاشیسم است دموکراسی یا حاکمیت مردم فرهنگ اردوی کار است و با لیبرالیسم بورژوازی جنگ خونینی دارد.
دوستان باید این فرهنگ را برای مردم ایران افشاء کنند نه اینکه توهم بیافشانند که گویا بی بی سی می تواند فرهنگ مستقل داشته ورسانه ای مستقل باشد بی بی سی در خدمت انحصا رات امپریالیستیست که با سرمایهء ربائی بازاری ودلالی آخوند ها گره خورده است ودر خدمت انحصارات اروپائی وامریکائی عمل می کند وماهیتاٌ نمی تواند مستقل باشد استقلال فقط مال اردوی کار است استقلال مقولهء ارزش است وفقط در اردوی کار است رژیمی که مدافع تاراج ارزش افزودهء اردوی کار است ومدافع استثمار است نمی تواند مستقل باشد رژیم خمینی تا اعماق به انحصارات امپریالیستی وابسته است دعوای آن با امپریالیست ها در چار چوب سرمایه است نه استقلال اصلاٌ سرمایه استقلال نمی فهمد سرمایه حرفش سود وغارت است مقولات استقلال ودموکراسی فرهنگ اردوی کار است فر هنگ آزادی است نه سرمایه
  

[تاریخ ارسال: 02 May 2007]  [ارسال‌کننده:  سهند صادق]  [  ]  
وقتی رژیم ملاّیان و مدعّیان به اصطلاح دیدگاهها، خود اقدام به بستن و یا تعطیل نظر دیگران و دیدگاهها می کنند، از آیت الله بی بی سی چه انتظاری بهتر از این می توان داشت ؟
بدین ترتیب از دوران شاه دیکتاتور خائن تا ملایان حاکم و به خصوص اصلاح طلبان قلاّبی، حزب توده ائی، در یک جبههً مشترک ضدانقلابی، مردم ایران را چشم گوش بسته نگه داشته و زمینه های عقب ماندگی و نفوذ استعمار و چپاول و فقر و فلاکت مردم ایران را فراهم کردند.
  

[تاریخ ارسال: 01 May 2007]  [ارسال‌کننده: کوشا]  [ koosha70@gmail.com ]  
بیش از هرچیز بازگشت سایت ارزشمند دیدگاه را به سمت وضعیتی مناسب و بخصوص راه اندازی ستون نظرات را، دوستانه تبریک میگویم. این مدت حقیقتا حناق گرفتیم!

اما در مورد مطلبتان:
در نبود یک رسانه حرفه ای ایرانی و مردمی( مشخصا تلویزیون)که اتیکت گروه مشخصی روی آن نباشد البته که میدان در دست رسانه های حکومتی چه از نوع جمهوری اسلامی چه همانطور که از اسمشان پیداست صدای آمریکا و آلمان و ... میماند و این مردم در فراق یک رسانه مردمی جدی و فراگیر و چپ می سوزند. موضوع اصلی هم چیزی نیست جز نیاز به سرمایه کلان و کار حرفه ای طاقت فرسائی که میطلبد. هر دو این موارد نزد ایرانیان به وفور موجود هست. و این نقطه شرم ایرانیان است که در طول غریب به 30 سال چنین نهادی بوجود نیامده. نهاد ایرانی ای که یارای هم آوردی با این مافیای رسانه ای را داشته باشد. اما تا دلتان بخواهد تلوزیونهای شرم آور لس آنجلسی و اتفاقا مستقیم یا غیر مستقیم در خدمت رژیم. چون ایرانیان دارا، در هر امر جلف و گذرائی سرمایه گذاری میکنند جز نیاز واقعی مردم، و با تخصص شان نزد هر دولت (از جمهوری اسلامی تا آمریکا و ...) و تحت هر سیاستی تن به کار میدهند جز سیاست منافع واقعی مردم.اما تا دلتان بخواهد شعار پوچ و تهوع آور وطن پرستی سر میدهند.
نتیجه اینکه عامه نسل جدید از تاریخ معاصر خودش هم بی خبر است و تحت بمباران تبلیغاتی اصحاب سرمایه در ذهنش همه چیز به خوشایند آنها شکل می گیرد.
در دنیای حاضر حرف اول را رسانه (و برای عامه مردم ایران تلویزیون)میزند و متاسفانه ملت و نخبگان مدافعش از این سلاح حیاتی بی بهره اند و یا در مواردی هم که امکاناتی دارند استفاده حرفه ای به روز و کارآمدی ندارند.
  

[تاریخ ارسال: 01 May 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
دوستان فراموش نکنیم که هدف "بی بی سی"، به عنوان "بنگاه سخن پراکنی امپریالیسم انگلستان"، تغیر رفتار رژیم ملایان به سود منافع سرمایه داران امپریالیستی می باشد و آنها هرگز هدف سرنگون کردن این رژیم اسلامی فاشیستی را نداشته و ندارند.
این بنگاه تبلیغی که گوبلز جنایتکار (از فاشیست های هیتلری)، مهارت های تبلیغی آن را ستوده بود در کنار دشمنان مردم ایران بوده و خواهد بود. انتظار برخورد منصفانه از بی بی سی مانند انتظار دل رحمی از گرگ برای بره بیگناه می باشد! وظیفه نیروهای انقلابی این است که ماهیت ارتجاعی این شارلاتانهای تبلیغاتی رنگارنگ امپریالیسم را نشان دهند و این دروغ گویان را در نزد مردم ایران افشا کنند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.