شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کارکرد کمیته های مجازات در داخل کشور

کورش عرفاني

 از یازده سپتامبر2001  به اینسو آمریکا و سایر کشورهای سرمایه داری از این فرصت تاریخی بهره برده و به بهانه ی این واقعه، که حاصل همکاری صهیونیسم و نو محافطه کاران بود، ضربه ای بی مانند به بسیاری از جنبش های رادیکال در کشورهای مختلف وارد ساختند. آنها جریانی را که از سالها قبل آغاز کرده بودند و بر اساس آن به سازمان های مبارز مسلح برچسب تروریستی می زدند را گسترش داده و بسیاری از تشکل های مردمی را به جرم مقاومت قهرآمیز در مقابل رژیم های دیکتاتوریشان با این عنوان مورد سخت ترین فشارها قرار دادند. بدین ترتیب جریان القاعده، که محصول مشترک سرویس های اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل، پاکستان و عربستان سعودی بود به بهانه ای تبدیل شد که بتوانند بسیاری از سازمان های مقاومت مسلح مانند تشکل های انقلابی کرد، فلسطینی، عرب یا ایرانی را به عنوان تروریست معرفی کرده و در راستای خطر زدایی سرمایه داری جهانی به آنها فشار مالی، آزار انسانی و محدودیت های سیاسی وارد سازند.

این جریان آزادی کشی که در افغانستان و عراق اینک با بن بست کامل مواجه شده است درمورد ایران اثرات مشخصی را درایجاد امنیت برای رژیم جمهوری اسلامی داشت و با فلج کردن سازمان های مسلح ضد رژیم به حاکمیت آخوندی اجازه داد که سرکوب و خفقان را تقویت کنند. رژیم با بهره بردن از این فرصت به قلع و قمع مخالفانش در داخل پرداخت. این فشار و تهدیدهای سرمایه داری با شمشیر برچسب تروریستی سبب شد بسیاری از تشکل های ایرانی پیرو مبارزه ی قهر آمیز مجبور شدند که برای حفظ بقای خود هم که شده تا حدی – زیاد یا کم – از مبارزه ی مسلحانه دوری کرده و برخی حتی به نفی نظری آن پرداختند. بخش مهمی از تشکل های کرد ایرانی در سال های اخیر نه تنها دست به عملیات مسلحانه نزدند بلکه برای رهایی جستن از خطر نظامی یا بن بست سیاسی به همکاری علنی و آشکار با آمریکا پرداختند. برخی از آنها با عوامل اسرائیلی که در حال استقرار درازمدت خویش در کردستان عراق هستند نیز به همکاری پرداختند.

نبود حرکت های قهر آمیز از جانب این تشکل ها سبب شد که فضا برای نیروهای سازشکار، اصلاح طلب و مخالف مبارزه ی قهر آمیز مساعد شود. آنها در این سال ها با استفاده از این جو بی تحرکی تلاش کردند که اینطور جلوه دهند که هیچ راهی برای تغییر در ایران وجود ندارد مگر مبارزه ی مسالمت آمیز. این نیروهای سازشکار نوعی آلرژی به مبارزه قهرآمیز را میان نیروهای سیاسی ایرانی گسترش دادند و کوشش کردند از طریق سایت های اینترنتی یا رادیو و تلویزیون های ماهواره ای این قهرزدایی را به مردم ایران در داخل نیز سرایت دهند. نوعی کشیدن دیوار امنیتی برای مصون ساختن رژیم از ضربات عملی.

در سایه ی تلاش این مدافعان مسالمت آمیز دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی نفس راحتی کشیدند و با رها شدن از فشار احتمال عملیات قهر آمیز، به عمق بخشیدن به درجه ی سرکوب داخلی پرداختند. سایت های اینترنتی را تحت مراقبت شدید گرفتند، شناسایی و دستگیری وبلاگ نویسان را آغاز کردند، تلفن ها را مورد شنود وسیع تری قرار دادند، به شناسایی وضبط آنتن های ماهواره ای پرداختند و ...

بدین ترتیب می بیینم که نوعی همکاری و همدستی میان دستگاه های اطلاعاتی رژیم و تلاش های سازماندهی شده برای ترویج فرهنگ مسالمت آمیز در داخل و خارج از کشور وجود دارد. هر قدم برای تاکید بر مبارزه ی غیر قهرآمیز هدیه ای است از جانب نگهبانان سیاسی رژیم در داخل ( اصلاح طلبان، ملی-مذهبی ها) و همکاران سیاسی آن در خارج (توده ای – اکثریتی ها،و...) به نظام آدمکش و غارتگر جمهوری اسلامی.

در این روزهای اخیر شاهدیم که رژیمی که از بیمه ی مبارزه ی مسالمت آمیز باصطلاح اپوزیسیون خویش برخوردار است چگونه با تجمعات مسالمت آمیز مردم معترض برخورد می کند. رفتار وحشیانه ی رژیم را در هفته های اخیر در برخورد با کارگران، معلمان، زنان و دانشجویان دیدیم و نیز گسترش آماری اعدام ها در سراسر کشور.

رژیم جمهوری اسلامی از همان روز نخست منطق برخورد خویش را با مخالفانش تعیین کرد. این منطق همین امروز در مصاحبه ای که در سایت بازتاب منتشر شده است و از قول پاسدار جنایتکار «سردار حسن رستگارپناه، فرمانده قرارگاه حمزه سيدالشهدا(ع)» در واکنش به فعالیت های یک تشکل کرد به نام «حزب حیات آزاد کردستان» (پژاک) آمده است. در این مصاحبه از قول پاسدار آدمکش فوق می خوانیم : «در اينجا بايد يادآور شويم جواب گلوله، گلوله است، نه ديالوگ!» [1]

منطق گلوله در مقابل گلوله را  رژیم نه فقط در کردستان و در مقابل مبارزین مسلح کرد که در مقابل هر مخالفی که بخواهد برای رژیم دردسر بسازد به کاربسته است، می بندد و خواهد بست. رژیم برخلاف اپوزیسیونش تعارف نمی کند و به محض کمترین احساس خطری گلوله را جایگزین هر واکنش دیگری می کند. 28 سال است که چنین است.

با وجود این رفتار وحشیانه ی رژيم می بینیم که در هفته های اخیر جنبش های اعتراضی در سراسر کشور دامنه ی بی سابقه ای یافته و بیش از 50 هزار معلم در مقابل مجلس تجمع می کنند. 12 هزار کارگر صنایع نیشکر دست به اعتصاب می زنند و زنان، با شجاعت، در مقابل چماق بدستان رژیم می ایستند. این حرکت ها در حال افزایش است و بی شک در سال آینده وضعیت اقتصادی فاجعه بار کشور صدها هزار ایرانی دیگر را به میدان مبارزه خواهد کشاند. این چشم انداز از تمامی مبارزان و تشکل های رادیکال دعوت می کند که از حالا خود را آماده سازند تا در زمان مناسب بتوانند وارد صحنه شوند.

نگارنده بر این باورست که در مقابل این گسترش حرکت های اعتراضی باید دستگاه سرکوب رژیم را تضیعف ساخت. برای این منظور نیز باید هزینه ی سرکوب را برای رژیم بالا برد. تنبیه سرکوبگران – اعم از آمران و عاملان- یکی از راه های بالا بردن هزینه های سرکوبگری است. تشکیل کمیته های مجازات، که در ایران سابقه ای بیش از یکصد سال دارد، می تواند راهی مناسب در این مسیر باشد. کمیته های مجازات متشکل از مبارزینی شجاع است که با قابلیت های مادی و روحی لازم دست به مجازات دشمنان فعال مردم می زنند. بدین ترتیب که در جریان تظاهرات و تجمعات مردمی عناصر سرکوبگر حاضر در صحنه را که از خود مایه می گذارند در نظر گرفته و با شناسایی یک یا چند تن از آنها مدتی بعد، در شرایط مناسب، به سراغشان رفته و با پیامی روشن که مشخص سازد به چه دلیل آنها را مجازات می کنند ایشان را به سزای اعمال سرکوبگر خود می رسانند.

وجود چنین کمیته ی مجازاتی دو نتیجه ی مشخص دارد : در مردم احساس دلگرمی و امنیت بوجود می آورد و در ماموران رژیم احساس دلسردی و ناامنی. و آیا برای به هم زدن عدم تعادل نیروها و ایجاد نوعی توازن قوا به سود مردم نیاز به چنین چیزی نیست ؟

کمیته های مجازات باید در اوج مخفی گری با برداشتی حرفه ای در این زمینه عمل کنند و به فکر آن باشند که کارشان باید تداوم و انعکاس داشته باشد. تجارب تاریخی چنین عملیاتی در ایران و نیز گروه هایی مانند بادر ماینهوف ، ستاره سرخ، 17 سپتامبر و کنش مستقیم در کشورهای اروپایی می تواند آموخته های مناسبی در اختیار علاقمندان قرار دهد.

ممکن است برخی بگویند اقداماتی از این دست سرکوب را تشدید خواهد کرد و جهش جنبش های کنونی را از میان خواهد برد. پاسخ این است که سرکوب رژیم همیشه در وحشیانه ترین شکل خویش وجود داشته است. با یا بدون مقاومت قهر آمیز. بنابراین حتی اگر باز 18 تیری دیگر بوجود آید رژیم پاسخی جز سرکوب نداشته، ندارد و نخواهد داشت. تنها راه کاهش سرکوب اقدام عملی است. با ابتکاراتی از این دست بدیهی است که نیروی انسانی رژیم در بخش سرکوبگر خویش به وحشت افتاده و مردم با بدست آوردن شجاعتی بیشتر به تظاهرات خواهند پیوست. سرنگونی رژیم از مسیرهایی از این دست می گذرد.   

 آری «درخت ترجیح می دهد که آسوده بیارامد اما باد از پای نمی نشیند».



[1]http://www.baztab.com/news/62704.php

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.