شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۴ اوت ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«گوشه‌يِ آفتابگيرِ کوهِ زيتونِ خويش» - یادی از پوران بازرگان

همنشين بهار

 «گوشه‌ی آفتابگیرِ کوهِ زیتونِ خویش» - یادی از پوران بازرگان

 

همنشین بهار

 

آمد سحری ندا ز میخانه ی ما

کای رند خراباتی دیوانه ی ما

برخیز که پُر کنیم پیمانه ز می‌

زان پیش که پُر کنند پیمانه ی ما


اولین زن عضو سازمان مجاهدین

  

  خانم پوران بازرگان (سعیده ـ عزیز)، که بی اختیار مرا به یاد ظلم شاه و بیداد شیخ، و به یاد حنیف نژاد، فاطمه امینی، منصور بازرگان، مدرسه رفاه و سال های پُرابتلای پیش از انقلاب می‌اندازد، پس از ربع قرن زندگی در غربت، چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۵ در سن هفتاد سالگی به میهمانی خاک رفت.

 

خمسه سنین ماته سنین یمر مثل الطیر

سیاکلهم الزمان، زمان الذی یاکل کلس الحصان
بس شئی الذی یبقی و اوحده یبقی، شرف الوقف الصرخه بوجه الظلم

پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده ای می‌گذرد.
زمان سال ها را خواهد خورد، چونانکه دندان های اسب را می‌خورد.
آنچه می‌ماند و تنها چیزی که می‌ماند، شرف پایداری، غرشی در برابر (متجاوز) و فریادی در برابر ستم است.
(از اُپرای زنوبیا)

 

***
در آدرس زیر

 http://www.peykarandeesh.org/article/Pouran-Bazargan.html
 

و نیز مجله آرش شماره ۲۵ـ۲۶ (اسفند ـ فروردین ۷۲ )

 گفتگوی خوبی از ایشان موجود است با این عنوان:

خاطره من از مشارکت زنان در بخشی از جنبش مسلحانه دو دهه ۱۳۴۰ و ۵۰

 

***

من مجاهد نیستم اما صادقانه بگویم که داوری ایشان را در مورد رهبری مجاهدین و آنچه او و آقای حق شناس، «بن بست رجوی...» نامیدند، (و بازجویان از این سلول به آن سلول به رُخ برخی زندانیان می‌کشیدند) ـــ نمی‌پذیرم اما، نمی‌توانم یاد این بانوی مبارز و رنج دیده را گرامی ندارم...

 

روزی می‌رسد که من و تو نیز، باید به قول نیچه، به گوشه‌ی آفتابگیرِ کوهِ زیتونِ خویش پناه ببریم!

*** 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 12 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: محمود سجادی]  [  ]  
خاطره پوران بازرگان در جنبش مردم ایران گرامی باد. زنی که تنها و با پیکری زخمخورده از راهها و کوره راهها گذشت و به استقلال در اندیشه احترام گذاشت و سر انجام پس از چهلسال رنج بی هیچ ادعائی چشمانش را بست و بر آبرو و حیثِت تمام پناهندگان سیاسی مقاوم افزوده نمود.امیدوارم روز تدفین او اعلام شود تا بتوانیم بر مزارش نسبت به او ادای احترام کنیم.   

[تاریخ ارسال: 12 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: مهران طباطبائی]  [  ]  
با درود به خاطره پوران بازرگان و تمام کشتگان راه آزادی خانواده شریف بازرگان.من نظرم این است که بله! بله! بله! حتی اگر امثال کیانوری هم مثل پوران بازرگان درخارج و به عنوان یک پناهنده سیاسی و در مخالفت با جمهوری اسلامی مرده بودند قابل احترام بودند.خیالتان راحت باشد قابل احترام بودند. دوران فتوا دادنهای ملا وار تشکیلاتی آنچنانی تمام شده است و مقایسه پوران بازرگان با کیانوری درست نیست. پوران بازرگان مثل بعضی از نفرات مورد مثال شما هیچوقت از شدت استیصال در خارج نماند و از اینجا قربان و صدقه ملاها نرفت. او در طول مدت تبعیدش تا جائی که رمق داشت علیه جمهوری اسلامی ایستاد. اودرود بر او باد.   

[تاریخ ارسال: 12 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: مهناز]  [  ]  
از خبر فوت ایشان متاسف شدم ولی
در شهر اگر که مست گیرند
باید که هر انچه هست گیرند
در شهر اگر که اپورتونیست گیرند باید که هر آنچه هست گیرند.درود بر مصدق و راه مصدق و سرنوشت ایران به دست میهن پرستان از داخل ایران رقم خواهد خورد. اخوندها اگر مانده اند به دلیل وجود اینهمه اپورتونیست مانده اند و ادمهای خود بین و خود خدا بین!!!
  

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: مرتضی - الف]  [  ]  
اقای فرهاد فتحی. اگر بخواهند ماله کشها بر روی حقایق را بگیرند فقط ماله کشی حزب توده و اپورتونیستهای چپ نما را نباید بگیرند ماله کشهای دیگری هم هستند که در طی سالیان با بهانه های مختلف بر روی خیلی از حقایق ماله کشیده و صدای هزاران نفر را با ماله کشی خفه کرده اند متاسفانه کارهائی کرده اند که روی کله انسان چغندر در می آید لطفا به این هم توجه داشته باشید. ضمنا خاطره پوران بازرگان گرامی باشد و این خاطره ای است که نباید روی آن ماله کشید.   

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: فرهاد فتحی]  [  ]  
چقدر ساده و راحت اینجا هرکس ماله ای برداشته است و برروی حقایق تاریخی گل میمالد!!!لابد اگر کیانوری و دیگر دار ودسته حزب خیانتکار توده هم درغربت مرده بودند یک عده همین دسته ها و تعزیه ها و عزاداریها را برپا میکردندو از حیب خلایق ( می بخشیدند وفراموش میکردند)!! درهرصورت اگرروزی تازیخ ایران خیانت حزب توده درزمان مصدق را توانست ( ببخشد وفراموش کند!!) خیانت اپورتونیست های چپ نما درسال 54 راهم خواهد بخشید. اگر مجاهدین درزمان جمهوری اسلامی و تا همین حالا هم بدلیل دست بستگی هایشان پرونده خائنان چپ نما را رو نکرد ه اند مسلما بعداز سرنگونی آخوندها اینکاررا خواهند کرد و حقیقت درپرده نخواهد ماند. درود شریف واقفی و دیگر شهدای خیانت اپورتونیستی سال 1354 که ناجوانمردانه برسرقرارشان بردند و آنها را کشتند و سوزاندند. زنده باد حقیقت . مرگ بردروغ و دغل   

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: شصت و دو ساله]  [  ]  
یادپوران بازرگان در جنبش مردم ایران از یادها نخواهد رفت. او اولین زن مجاهد و همسر بنیاد گذار محمد حنیف نژاد بود و جهل سال عمر خودش را در مبارزه گذراند. ماجرای سال 1354 و قتل ناجوانمردانه مجید شریف واقفی و تعدادی دیگر نظیر ترور صمدیه لباف و لیلا زمردیان نباید سایه بر جانفشانیهای نسلی بیاندازد که به میدان مبارزه آمد ولی نه فقط به دلیل اشکالات خود بلکه به علت تناقضات دستگاه ایدئولوزیکی و بن بستهایی که دچارش شده بودند در گردابهای خون کشته شدند و یک نفر و دو نفر هم نبودند بلکه یک جریان عریض و طویل بود که هنوز هم در باره آن به طور کافی صحبت نشده است تا تجربه اندوخته بشود.دهها نفر در این ماجرا تغییر ایدئولوزی دادند از جمله اینها مجاهد رفعت افراز و خواهرش محبوبه که الی درآذر ماه 1354 ظفار به دلیل بیماری و دومی در پاریس به دلیل فشار روانی در سال 1357 خود کشی کرد گوشه ای از این پرونده است.در سال هزار سیصد و پنجاه و پنج حوری بازرگان خواهر پوران به همراه مرتضی خاموشی در بازگشت به ایران مفقود الاثر شده و بعدها معلوم شد موقع دستگیری خودکشی نموده اند.حوری مدتها در عدن فعالیت می کرد و نیز در اردوگاههای صبر و شتیلا به فلسطینی ها کمک می کرد .او از فعالان رادیو میهن پرستان بود و مسافرتی هم به آمریکا داشت و تغییر ایدئولوزی داده بود. او ابتدا همسر لطف الله میثمی بود و بعد از دستگیری آقای میثمی با مرتضی خاموشی ازدواج نمود و هر دو با هم مفقود شدند.پوران بازرگان در سال پنجاه و چهار تغییر ایدئولوزی داد و لیلا زمردیان که همسر مجید شریف واقفی بود در همان سال تغییر ایدئولوزی داد و با اینکه تغییر ایدئولوزی داده بود در جریات ترورها ترور شد.در همین کشاکشها اکبر نبوی نوری همسر شهید اشرف ربیعی تلاش کرد یک جریان مستقل از هر دو گروه ایجاد کند. اشرف ربیعی در این موقع در زندان بود.صدیقه رضائی در همین دوران در حالیکه تغییر ایدئولوزی داده بود بر سر قرار با یک خانم لو رفته وسیانور می خورد و خودش را می کشد. او اولین زن شهید در سازمان مجاهدین بود.محبوبه متحدین همسر مجاهد حسن آلاد پوش پس از شهادت حسن در سال 1355 تغییر ایدئولوژی داد و با تقی شهرام ازدواج کرد و در یازده بهمن 1355 در شمیران در درگیری با گشتی های ساواک کشته شد.طاهره اشرف زاده کرمانی و وحیده سجادی دو تن از زنانی بودند که در جریانات سال 54 تغییر ایدئولوژی داده و دستگیر شدند و با و حید افراخته و محسن خاموشی و تعدادی دیگر تیر باران شدند.سیمین صالحی همسر بهرام آرام از زنان دیگری بود که مارکسیست شده بود . طاهره میرزا جعفر علاف همسر محسن فاضل و همسر دوم تقی شهرام است .فاطمه فرتوک زاده از دیگر زنهائی بود که تغییر ایدئولوزی داده بود و سر انجام به خودکشی با نارنجک در خیابان انوشیروان به زندگی خودش پایان داد. خیلیهای دیگر هم بودند ومنظور از گفتن اینها این است که بجای این که روی یکنفر حساس باشیم و او را نقد کنیم یا تشویقش بکنیم به علتهای واقعی جریان توجه بکنیم تا امکان انوختن تجربه باشد.اینها همه فرزندان مردم بودند که بانیت خوب از جان خودشان گذشتند و به گردابهای خطر افتادند و خیلی ها به تلخی جانشان را دادند و درست نیست که عناد داشته باشیم .   

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: مهران . ص]  [  ]  
پوران بازرگان رفت. یادش زنده باد!او با قوتها و ضعفهای خودش در صفوف کار و زحمتکشان گوشه ای از آن رادر مقابل ارتجاع و سرمایه داشت. همین کافی است. در مرگ او به صورت هم چنگ نکشیم.در باره مجاهدین تا جائی که به مجاهدین مربوط است آنها حتی خواهان آزادی تقی شهرام و لغو تیرباران او بودند و در نتیجه نباید نسبت به پوران مشکلی داشته باشند. به عنوان یک سوسیالیست که اعتقاد دارد راه نجات بشریت تنها در آرمان سوسیالیسم است به یاد پوران سرود انتر ناسیونال را می خوانم.رفیق پوران درود بر تو که تا پایان عمر با شرافت و عزت ماندی.درود بر تو.
برخیز ای داغ لعنت خورده
دنیای فقر و بندگی
شوریده خاطر ما را برده
به جنگ مرگ و زندگی.
باید از ریشه براندازیم
کهنه جهان جور و بند
آنگه نوین جهانی سازیم
هیچ بودگان هر چیز گردند.
( روز قطعی جدال است... آخرین رزم ما
انترناسیونال است........ نجات انسانها. ) 2
بر ما نبخشد فتح و شادی
نه شه ، نه بت ، نه آسمان
با دست خود گیریم آزادی
در پیکارهای بی امان
تا ظلم از عالم بروبیم
نعمت خود آریم به دست
دمیم آتش را و بکوبیم
تا وقتی آهن گرم است
(روز قطعی جدال است... آخرین رزم ما
انترناسیونال است........ نجات انسانها.) 2
تنها ما توده ی جهانی
اردوی بیشمار کار
داریم حقوق جهانبانی
نه که خونخواران غدار
غرد وقتی رعد مرگ آور
بر دژخیمان و رهزنان
در این عالم بر ما سراسر
تابد خورشید نورافشان
(روز قطعی جدال است... آخرین رزم ما
انترناسیونال است........ نجات انسانها.)
  

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [ shikjafar@yahoo.com ]  
خداوند متعال او را غرق در رحمت و لطف خود بفرماید. این زن که در سن هفتاد با دردها و الام و مصائب غربت از دنیا رخت بر بست در پناه لطف و محبت خداوند خواهد بود. او مخلوقی از مخلوقات خالق متعال بود و آنچنان که مشیت الهی رقم زده بود در مابین اختیار و جبر روزگاری را به سر آورد و رفت.کینه ورزی ننمائیم و نسبت به یکدیگر محبت داشته باشیم که مولانا در دیوان کبیر فرموده است:
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا غم این جهان باشد
جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور سپاری مگو وداع وداع که گور پرده ی جمعیت جنان باشد
فرو شدن چو بدیدی بر آمدن بنگر غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد؟
کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست چرا به دانه ی انسانیت این گمان باشد؟
در مرگ این بانوی مبارز دست به دعا برداریم و فارغ از هر حقد و کینه از خداوند سعادت و رستگاری او را طلب بنمائیم که:
إنا لله وانا اليه راجعون .اللهم وسع له في قبره واجعله روض من رياض الجنة .اللهم الهم أهله الصبر والسلوان. اللهم اغفر لها وارحمها واعفوا عنها واغسلها بالماء والثلج والبرد ونقها من الخطاياء كما ينقى الثوب الابيض من الدنس
اللهم جازها بالحسنات احسانا وبالسيئات عفوا وغفرانا
اللهم اونس وحشتها اللهم ارزقها دار خير من دارها وزوجا خير من زوجها واهل خير من اهلها
اللهم اجعل فى قبرها نورا
اللهم اغفر لها وارحمها واجعل الفردوس الاعلى منزلا لها واجبر مصاب أهليهم يارب العالمين
اللهم انقلها من مراتع الدود الى جنات النعيم
اللهم اغفر لمن مات معها وارحمهم واعفوا عنهم اللهم اربط على قلب اخونا وحبيبنا صنيتان اللهم اغفر له وارحمه اللهم انزل عليه سكينتك اللهم انك انت الروف الرحيم فارحم عبدك صنيتان
اللهم أرحم موتناوموتاالمـسـلمين .سبحان الله العظيم سبحان الله وبحمده.
خداوند تمام رفتگان را بیامرزد وانشالله سقوط جمهوری خبیث اسلامی را به دست ملت ایران و فرزدانش نزدیک کند تا دوران رنجها تمام گشته و دوران وفاق و محبت برسد. شیخ جعفر قندی شهدیقی.
  

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: پروین کردستانی]  [  ]  
ای دوست بر جنازه دشمن چو بگذری
شادی مکن که بر سرت این ماجرا رود
روح شادروان پوران بازرگان غرقه در آرامش باشد. تسلیت به همه کسانی که رنج غربت و تبعید را از دست استبداد اسلامی می کشند.ممنون از آقای بهار که با یاداشت خودشان از در گذشت این زن مبارز خوانندگان دیدگاه را با خبر نمودند.
  

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: مهرانگیز اسدی]  [  ]  
درود خلق ایران
به پوران بازرگان
یاد تمام مبارزان و مجاهدان و تمام کسانی که تسلیم ارتجاع اسلامی نشدند گرامی باشد.
  

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: موسی]  [  ]  
اسمهای تعدادی از شهیدانی که به دست حکومت شاه شهید شدند وتغیر ایدئولوزی داشتند و انتقادها علیه خانم پوران بازرگان این فکر را به ذهنم آورد که شهید نرگس عضدانلو قاجار خواهر مبارز خانم مریم عضدانلو(رجوی) هم مثل شهیدان سرور و مجتبا آلاد پوش و صدیقه رضائی و محبوبه متحدین و افراد زیاد دیگر از جمله کسانی بود که تغیر فکر داده بود و به دست شاه شهید شدند.ایا قضاوت آقای محمد دریائی در باره خانم نرگس هم مثل خانم پوران است و هر دوی آنها را علت شکست مجاهدین میداند یا این که نه.   

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: هادی اسماعیلی]  [  ]  
امیدوارم که خدا بچه مسلمانهای بیگناه را هم از خطر ارتجاع چپ!! و هم ارتجاع راست!! محفوظشان بدارد.   

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: محمد صحرائی]  [  ]  
واقعا بسیار جالب است یکنفر زن تبعیدی که اگر دست آخوندها به او می رسید اعدامش می کردند بعد از بیست و چند سال در غربت فوت کرده است.حالا یک عده جمع شده اند و طلبهای گذشته خود را از این مرحوم دارند. جناب محمد دریائی!گناه پوران بازرگان چه بوده است؟او نیز مثل صدیقه رضائی و سرور آلاد پوش و مجتبی آلاد پوش و محبوبه متحدین و دهها نفر دیگر با ایمان به مبارزه وارد میدان شد ولی این بچه مسلمانهای مظلوم در اصل قربانی تناقض و تضاد درون ایدئولوژی شدند که شما اصلن علاقه ندارید وارد آن شوید.شما لطفن مقداری مشکلتان را روشن کنید اگر با همنشین بهار مشکل دارید لطفا افشایش کنید!! اگر با تقی شهرام و بهرام آرام دارید توضیح بدهید! اگر فکر می کنید پوران بازرگان الان مورد غضب خدا قرار گرفته اعلام بکنید ولی با همه اینها خیلی آموزنده است و من فکر می کنم تمام دشمنان پس از مرگ مرحومه پوران از موضعگیریهای سال 1363 او هنوز هم خشمگین هستند اگر این هست لطفن همین را شرح بدهید و واقعن این اولین بار هست که در خارج کشور علیه یک فرد از دنیا رفته این همه کینه ورزی میشود.
  

[تاریخ ارسال: 11 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: ربابه جمالزاده]  [  ]  
درگذشت این زن رنجدیده و مبارز را به خانواده محترم و دوستان او تسلیت می گویم.او مانند لاپاسیوناریا سمبلی از مبارزه علیه ارتجاع و فاشیسم سلطنت و مذهب بود .جدا متاسف شدم.   

[تاریخ ارسال: 10 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: محمددریایی]  [  ]  
آقای همنشین بهار قلب فراخ و بخشنده ای دارند. ایشان همه را می بخشند از بهرام آرام و تقی شهرام گرفته تا فریبا هشترودی و اپورتونیست ها را هم. ولی متاسفانه نه تاریخ و نه محاهدینی که درسال 54 با ضربه اپورتونیستی بهرام آرام ، تقی شهرام، وحید افراخته و محسن خاموشی و سایر همفکرانشان سازمانی را که یک عده بچه مسلمان با ایدئولوژی مشخص و با خون و رنج خودشان ایجاد کرده بودند و جامعه روشنفکر مسلمان را به سمت رویارویی قهر آمیز بارژیم شاه آماده میکردند از آنها دزدیدند. راه کمک های مالی مذهبی ها را برویشان بستند . آنها را از خانه های تیمی بیرون کردند و حتی لو دادند . باعث دستگیریهای وسیع شدند و یک سازمان بسیار محبوب را کاملا متلاشی کردند و باعث شدند که آخوندها حتی درزندان فتوی دهند که مجاهدین کافرند و آنها را زیر ضربه های ساواک و شنکنجه گران با توجیهات فقهیشان تنها گذاشتند. و دست ارتجاع مذهبی را برای کوبیدن هرچه بیشتر آنها و فتوای قتلشان باز گذاشتند و هنوز که هنوز است رژیم ارتجاع دارد نان ضربه اپورتونیستی را میخورد و حتی همین مهدی جعفری آخوند دارد از همان ضربه برای کوبیدن مجاهدین وکافر قلمداد کردن آنها استفاده میکند. آیا تاریخ می بخشد و فراموش میکند؟ مثل آقای همنشین بهار و دیگر دوستانشان دراین نظرخواهی ؟ آیا محمد-د که زیر شکنجه شهید شد و درآن شرایط و بدست اپورتونیست ها لو داده شده بود و دیگرانی مثل او فراموش میکنند. فکر نمی کنم. آقای همنشین بهار که همچون گنجی همیشه معتقد است که باید بخشید و فراموش کرد خودشان درآن شرایط دربیرون از زندان بوده اند. اگر بودند به اینصورت قضاوت نمیکردند و به این سادگی عاملان ضربه اپورتونیستی سال 54 و یعنی عاملان رشد زود رس ارتجاع را و حاکمیت ارتجاع را نمی بخشید ند. اما بقول ایشان که بشکل ادیبانه ای همیشه میگویند - گذشته چراغ راه آینده است . تاریخ حقایق را به شکل دیگری خواهد نوشت. دراین شکی نیست   

[تاریخ ارسال: 10 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: ابراهیم]  [  ]  
من فقط می خواهم توجه شما را به کتاب نگاهی از درون خاطرات دکتر محمد مهدی جعفری که دکتری مسلمان و مرتجع هستند در باره خانم پوران جلب کنم او می نویسد:
سرنوشت پوران بازرگان چه شد ؟
پوران بازرگان بعدها ، به قول خودشان به رویزیونیست ها و اپورتونیست ها پیوست ، مدتی بعد از این جریان نیز با تراب حق شناس ازدواج کرد و هر دو از منحرفینی شدند که از اسلام و مسلمانی خارج شده و مارکسیست شدند ، در سال های اخیر نیز در پاریس زندگی می کردند ، از سرنوشت آنها در حال حاضر اطلاعی ندارم. دکتر محمد مهدی جعفری اسلامپناه آخوند خانم پوران بازگان را منحرف و ریویزیونیست و اپورتونیست می داند! و باعث تاسف است که بعضیها در دفاع مثلا از مجاهدین با این نوع مرتجعین هم نظرند.درود بر خانواده بازرگان از پوران بازرگان تا منصور بازرگان.
  

[تاریخ ارسال: 10 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: فرح بهیار]  [  ]  
متاسفانه او هم با تمام فراز و نشیبها به سفر رفت. در گذشتش مرا اندوهگین کرد. به خانواده و دوستانش تسلیت می گویم.   

[تاریخ ارسال: 10 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: نصرت شیرازی]  [  ]  
خدا خانم پوران بازرگان را رحمتش کند و یادش گرامی باشد.من بعد از خواندن نظر آقای چاووش رفتم و اصل مقاله خانم معصومه م را خواندم برای من عجیب است که چرا این خانماینقدر وسط مجلس سوگ یک تبعیدی مبارز دارد ماجراهای سی سال قبل را زنده می کند؟این چه نوع کینه ورزی است.همانطوری که آقای حسن نوشته اند با محکوم کردن قتل مجاهد شریف واقفی و دوستان امثال او باید اصل قضیه وتناقض درون ایدئولوژی مذهبی را دید. سازمان مجاهدین در هر حال انشعاب می شد و این تقصیر خانم بازرگان نبود در ضمن باید گفت اغراق هم حدی دارد! سازمان مجاهدین در موقع آن ماجراها صدها نفر هم نبود! که هزاران نفر آواره شوند!! که پس از چهل سال بعد از آن ماجرا هم امروز تعداد اعضای مجاهدین چهار پنجهزار نفر است چه برسد به سر فصل پنجاه و چهار که مجموع اعضا دویست نفر هم نبود اما متاسفانه حرفهای گنده زدن واغراق کردن از بس در این سالها تکرار شده همه به آن عادت کرده اند.در ضمن اگر در آن سالهاهزاران نفر آواره شدند!! ولی به طور واقعی بیشا از هزار نفر از مبارزان پیکار و گروهی که خانم بازرگان هم جزو آنان بود به دست جمهوری اسلامی تیر باران و شکنجه شدند که کسی به آن توجهی ندارد. من نمدانم این نوع فکر وقتی هنوز حاکم نیست اینقدر کینه ورز است اگر روزی حاکم بشود حتما بعضی از مرده ها و کشته ها را هم از گور بیرون خواهد کشید.خانم ! آقا ! بعد از سی و یکسال دشمن ما خانم پوران بازرگان و حتی بهرام آرام و محسن خاموشی نیست!اینها هم قرار نیست حاکم بشوند دشمن آخوندها هستند عزیزم امیدوارم این را خوب خوب بفهمید.   

[تاریخ ارسال: 10 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: سهیلا صادقپور]  [  ]  
به عنوان یک زن پناهنده به تمام مبارزان راه آزادی بخصوص زنان تبعیدی و مبارز تسلیت می گویم.او گوشه ای از تاریخ مبارزات زنان ایران برای آزادی است.   

[تاریخ ارسال: 10 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: حسن]  [  ]  
درگذشت این زن بزرگ بر مبارزان تسلیت.و می خواستم در رابطه با حرفهای اقای چاووش بگویم بس کنید دوست عزیز این حرفها را.اگر اطلاعیه را در دوران شاه به دیوار زده بودند و یا وزارت اطلاعات در گذشت این زن را اطلاع داده تقصیری متوجه خانم بازرگان نیست که شما می خواهید این را بگوئید.خانم بازرگان و در کل سازمان پیکار در پایه قربانی تناقضات ایدئولوژیکی بودند که از همان دوران بنیانگذاری در ماهیت سازمان مجاهدین و جود داشت.در ایدئولوزی سازمان مجاهدین عناصری وجود داشت که بزودی خودش را نشان داد و موجب ان کشتار شد. البته کشتار درست نبود و باید مجاهدین انشعاب می کردند ولی متاسفانه با کشتن کارها به نفع رژیم شاه و ملا شد ولی تا حالا درست به این تناقض از نظر تئوریک پرداخته نشده است و در سالهای بعد آقای مسعود رجوی در سال 1364 با گردش به طرف اسلامی قضیه سعی کرد سرپوشی روی این تناقض بگذارد و اسم آن را انقلاب در ایدئولوژی گذاشتند که خود آن تناقضات بیشتری را بوجود آورده است که الان بیست سال است دارد خودش را نشان می دهد بنابراین شما بجای اینکه سعی کنید با شیوه های کهنه خانم پوران بازرگان را مورد سئوال قرار بدهید باید به این توجه کنید که تناقضات یک ایدئولوژی کهنه که خودش رانوک پیکان تکامل در دنیای معاصر میداند جه می تواند باشد و چه مشکلاتی ایجاد می کند.اگر به این سئوال پاسخ بدهید چهره واقعی زنی مبارز و بزرگ را می توانید ببینید.   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.