شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

توحش و جنایت در «ام‌القرا»

ایرج مصداقی

 

آسیه امینی در روز ۳۰ بهمن ۱۳۸۵ خبر کوتاهی را روی وبلاگش گذاشت، اما بزرگی و عمق فاجعه که می‌بایست دنیایی را تکان می‌داد، در کشور ما آب را از آب هم تکان نداد. در خارج از کشور هم دغدغه‌ی بسیاری در این روزها مبارزه با «امیرپالیسم آمریکا» است و به این خرده ریزها کاری ندارند. از کسانی که مدعی حمایت از حقوق کودکان و .. هستند نیز صدایی بر نیامد. ما به کجا می‌رویم؟

 

آسیه امینی می‌نویسد:

«تجاوز و شکنجه یک پسر ۱۲ ساله در همدان

بهزاد ۱۲ ساله است. پدر و مادرش سالها پیش از هم جدا شده اند. بهزاد پیش دایی و زن دایی زندگی می کند. دو آشنا - دو پسر جوان از آشناهای دور- چند روز پیش به خانه دایی می روند و می خواهند با بهزاد به گردش بروند(یا به بهانه ای شبیه این). و می روند.

 

چند روز بعد بهزاد در شرایطی پیدا می شود که بارها به او تجاوز جنسی شده است. تمام تن و حتا صورتش با سیخ داغ و سیگار سوزانده شده. به او کراک تزریق شده است و آنچه به ذهن کسی ممکن است نرسد! بر سر این بچه آمده است.

 

بهزاد تا حالا در همین چند روز گذشته سه بار عمل جراحی شده است. وضع جسمی او هم به خاطر شکنجه هایی که دیده است و هم به خاطر تجاوزهای مکرر جنسی بسیار وخیم است. بهزاد در همدان بستری است و ظاهرا فعلا ممنوع الملاقات است.

خبرنگارانی که می خواهند خبرش را کار کنند و عکسش را، خبرم کنند. http://varesh.blogfa.com/

 

آسیه امینی دوباره می‌نویسد:

 

«بهزاد، بعد از تجاوز و شكنجه وضعيت وخيمي دارد و البته ممنوع الملاقات!!! است

حرفي براي گفتن نيست. مدتها دل دل كردم كه آيا اين تصوير رو منتشر كنم اينجا يا نه. و با توجيه دوستي كه مي گفت ديدنش شايد تلنگري باشه براي ما كه بي خيال نگذريم از اتفاقي كه در كنار گوشمون رخ مي ده، منتشرش مي كنم.

قبلا در مورد بهزاد كه در بيمارستاني در همدان بستريه نوشتم. روزنامه اعتماد ملي هم خبرش رو پي گيري كرد . اين تصوير رو دوستي از همدان فرستاد كه از اول پيگير ماجرا بود . و جا داره ازشون تشكر كنم.

اگر اين تصوير ناراحتتون مي كنه. مي تونين اين صفحه رو ببندين. ولي يادمون باشه كه اين فيلم نيست كه با بستن يك صفحه تموم بشه. اين بخشي از يك واقعيت تلخه.

 واقعيتي از همون دست كه خبراشو مي خونديم و مي خونيم. مثل بچه هاي مثله شده اي كه توسط بيجه مورد شكنجه و تجاوز قرار گرفتن. بيجه اعدام شد اما اين داستان همچنان، مثل يه سريال دنباله داره.» http://varesh.blogfa.com/

 

آیا دیدن عکس بهزاد می‌تواند «تلنگری باشد برای شما که بی‌خیال نگذرید»؟ آیا رنجی را که او متحمل شده و تا آخر عمر بر روح و جسم خود حمل می‌کند، درک می‌کنید؟ آیا او می‌تواند تا آخر عمر در آینه نگاه کند؟

 

خبر فرار شهرام جزایری روزنامه‌‌های رژیم را پر کرده است. مقامات قضایی و انتظامی رژیم دم به ساعت مصاحبه می‌کنند. چهره‌های سیاسی باندهای رژیم به صحنه آمده‌اند اما کسی از این کودک چیزی نمی‌گوید. از رنجی که بر او رفته سخن نمی‌گوید. گزارش این جنایت فجیع در روزنامه اعتماد ملی آمده است. در آدرس زیر می‌‌توانید ببینید. http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=31804

 

همه چیز را با توطئه‌ی سکوت برگزار می‌کنند. آیا وظیفه‌ی من و شما نیست که کاری انجام دهیم؟ لحظه‌ای درنگ کنید در ذهن خود به این سؤالات پاسخ دهید.

 

سادیسمی که این کودک قربانی آن است از کجا ناشی شده است؟ این خشونت چگونه در جامعه رشد کرده و نهادینه شده است؟ آیا اعدام و سنگسار و شلاق زدن در ملاء‌عام باعث اشاعه این نوع وحشی‌گری ها در جامعه نشده است؟ توجه کنید:

 این جنایت در همدان اتفاق افتاده است، یادم هست در ۲۶ بهمن سال ۱۳۶۸ مقامات قضایی رژیم پس از گردن زدن سه نفر، سر دو نفر از آن‌ها را بر روی مقبره ابوعلی سینا دانشمند بزرگ ایرانی قرار دادند و پیکر بدون سر اعدام شدگان را با جراثقال در شهر گردانند. خبرش در روزنامه‌های رژیم آمده بود؛ آیا مشاهده‌ی این توحش‌ها در ذهن جامعه تأثیر نمی‌گذارد؟ آیا سرمنشاء جنایاتی که هر روزه در ایران صورت می‌گیرد، رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی نیست؟ آیا خطر بزرگ ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی نیست؟ برای حل معضلات از این دست چه باید کرد؟‌ می‌بخشید اگر لغزشی هست، خیلی تند و سریع نوشتم.

 

ایرج مصداقی

 

۶ اسفند ۱۳۸۵

 

Irajmesdaghi@yahoo.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 15 Mar 2007]  [ارسال‌کننده: بستامی]  [ dawkinsist@yahoo.co.uk ]  
با درود.از پیا مدهای مکتب آخوندیسم اسلامی واپسگرایی,بسیار همچون نیزه هایی قلب جامعه را نشان کرده اند.اما این رویداد از محدود خارهایست که قلب من را زخمی کرد.سخن کوتاه کردن با حفظ کیفیت مفهوم مشکل است اما.. باید از خود پرسید که کدام یک از محرکهای فرهنگی,اجتماعی و دینی جامعه را این گونه گرفتار کرده اند.حکومت جهلیت اسلامی ایران که در طول حیاتش نتوانسته است پاسخگوی نیازهای اجتماعی مردم باشد عاملی اساسی دررشد بیماریهای فکری اجتماعی بوده است,اما بدیهیست که علت اولیه و اساسی نیست.ناتوانی رژیم ایران وابسته طرز بینش مسولان جامعه است,به یادداشته باشیم دیدگاه آلوده به ایدئولوژی سنتی و دینی نمی تواند به درستیموضوعات اجتماعی را مورد برسی قراردهد.منشاگرفتاریهای امروزی جامعه بهره گیری از آموزه های غیر علمی و فلسفی است.اخلاق انسان منشا طبیعی دارد,به عبارتی در وجود انسانAltrustهایی هست که قابلیت تکامل دارند و از طریق آموزه هایی علمی و فلسفی میتوان اخلاق انسانی را پرورش دادهر گونه راهکرد تربیتی اخلاقیات فردی و اجتماعی بویژه شیوه دینی,امروزه نا مطلوب است و به مثابه محرکی اخلاق را گرفتار و جامعه را بیمار می کند.   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: حسن]  [  ]  
به حق چیزهای نشنیده و ندیده. من متوجه نشدم منظور شما این است که برای حل مشکل این کودک و کودکانی مثل او به مبارزه با امپریالیسم بپردازیم. چگونه؟ مثلاً رژیم را ول کنیم با آمریکا بجنگنیم. خانم مژگان لطفاً راه و روش آن را نیز نشان دهید. رژیم الان ۲۸ سال است که همین شعار را می دهد ولی وضع مردم هر روز بدتر شده است. در کشور سويیس از این اتفاقات نمی افتد آیا آن‌جا محل و مأمن سرمایه داران دنیا نیست؟ دست از شعارهای آبکی بردارید.   

[تاریخ ارسال: 28 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [  ]  
سلام آقای مصداقی

روزگاری خمینی منکر آن بود که تمامی جرم های جامعه ریشه در اقتصادی دارند که بر آن جامعه فرمانروایی می کند. دهها سال گذشت و حالا آخوندهایی که پیروان وی هم هستند هر کدام در مصاحبه هایشان می گویند فقر و بیکاری و... باعث اصلی جرم و جنایت هایی هستند که در جامعه جریان دارد.
اگر علت را شناختیم و خواهان از بین بردن آن هستیم اتفاقا باید مشکل را ریشه ای حل کرد. مبارزه با امپریالیسم می آید تا با نابودی آن و برقراری سوسیالیسم ریشه ای با این معضلات برخورد کند. حتی اگر فشارهایی را که آخوندها بر جوانان وارد می کنند، محدودیت ها و متعادل نبودن روحیات زندگی جمعی را عامل اصلی این جرم ها بدانیم تا اقتصاد عوض نشود، مناسباتی که بر آن جامعه حاکم است عوض نخواهد شد.

شما با تمسخر مبارزه با امپریالیسم، مبارزه ریشه ای برای نابودی اینگونه جرایم را به تمسخر می گیرید. حالا دیگر آخوندها هم فهمیده اند که اقتصاد مال خر نیست و در فرهنگ سازی جامعه مهمترین نقش را دارد. سوال من این است شما چرا آگاهانه این نقش را انکار می کنید؟ شما چرا حتی از آخوندهای مرتجع عقب مانده اید؟ اگر قبول ندارید اینگونه جرایم با اقتصاد جامعه مرتبط هستند این بحث دیگری است و بر خلاف منظور مطلب شما که آخوندها را مقصر معرفی می کنید می باشد. اگر قبول کردید اقتصاد نقش اساسی و پایه ای در ایجاد جرم دارد حالا بیایید بگویید کدام اقتصاد می تواند مناسبات کهنه را به هم ریزد و چگونه می توان آن اقتصاد را حاکم کرد.

به جای طعنه زدن به کمونیست ها، ریشه مشکل را پیدا کنید.
شاد و سبز باشید
مژگان
  

[تاریخ ارسال: 26 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: منتظری]  [  ]  
آقای اسماعیلی چرا راست و پوست کننده نمی‌گوئید که مشکل اصلی شما چیست؟ چرا بیخود به در و دیوار می زنید. چرا مغلطه می‌ کنید؟ آیا در دوران پهلوی در جامعه‌ی ما چنین مسائلی سابقه داشته است؟ نگاهی به جرم و جنایات به وقوع پیوسته در کشور بکنید، از روانشناسان بپرسید که آیا رفتار حاکمان تأثیری در این جنایت ها داشته یا نه؟ چرا منکر بدیهیات می شوید؟   

[تاریخ ارسال: 26 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: حميد اسماعيلي]  [  ]  
در اين كه اين وحشيگريها بسيار دردآور و شرم انگيز است حرفي نيست . در اين كه جامعه ايران اينقدر خشن شده كه برخي هموطنان رنج مهاجرت را به جان ميخرند تا فرزندانشان در محيطي ديگر تربيت شوند جاي ترديدي نيست ولي يك سوال از آقاي مصداقي دارم و آن اين است كه آيا از اين قبيل فجايع در بسياري كشورهاي ديگر اتفاق نميافتد ؟ در همان امريكايي كه شما زندگي ميكنيد و اينقدر سنگش را به سينه ميزنيد دانش آموز 15 ساله هفت تير به دست نميگيرد و به جان همكلاسهايش نمي افتد ؟ دختران 14 ساله از ترس همسالان پسر خود با چاقو در كيف به مدرسه نيروند؟
گفتن هر حرف جايي دارد. من بشدت با اين موضوع موافقم كه حكومت جمهوري اسلامي عامل رشد اين فجايع در ميهن ماست اما نسخه پيچيدن سياسي براي معضلات اجتماعي راه به جايي هم ميبرد ؟
  

[تاریخ ارسال: 25 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: فرزانه مانی]  [ farzanemani@yahoo.com ]  
با نهایت تاثر از این رویداد اسفناک .
امیدوارم "نام " بهزاد اسم واقعی این نوجوان نباشد و نمی دانم تا حد آن رژیم درب و داغون و "سیستم " بی در و پیکر "قضائی " رعایت این نکات را در باره هویت "فرد " حتی متهمین جنایات ، که نباید بستگان آنها ا نگشت نما شوند و هم کسانی که مورد انواع تعدی و فجاوز قرار می گیرند. بالاخره این افراد باید تو آن جامعه زندگی کنند .نمی دانم روزنامه نگاران تا چه حد معقول می باشند.

در این جا ـ خارج از کشور ـ هم هنگام انعکاس اخبار ایران به این نکات زیاد توجه نمی شود .
خلاصه باید وضع را بهتر کرد نه بدتر !!!
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.