شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

صدای طبل جنگ این بار از لندن
يادداشت روز کورش عرفاني

کورش عرفاني

در حالیکه مقامات آمریکایی در یکی دوهفته گذشته برای آرام ساختن فشار دمکرات ها در کنگره ی آمریکا و منحرف ساختن افکار عمومی اظهار کردند به دنبال حمله ی نظامی به ایران نیستند، روز به روز گزارش های بیشتری از نزدیک شدن به یک جنگ تمام عیار می رسد. این بار خبرگزاری بی بی سی که دارای کارکرد چندگانه است خبری را منتشر کرده که بر اساس آن، ایالات متحده نه فقط اهداف هسته ای بلکه اهداف نظامی ایران را مورد تهاجم قرار خواهد داد. آیا باید این «بی احتیاطی» بی بی سی را عمدی دانست ؟ آیا این پیامی برای رژیم تا اینجا مورد حمایت بریتانیا نیست که به پاسداران ایران بفهماند خطر جدی است ؟ آیا بریتانیا خواسته است دست متحد نظامی خویش را رو کند تا رژیم تحت الحمایه ی خویش را نجات دهد ؟

آنچه مسلم است اینکه بی بی سی بدون منظور مشخص دست به این کار نزده است و براستی در پشت پرده خبرهایی است. شاید آنچنان که در این گزارش آمده است فرماندهان نظامی آمریکا درفلوریدا هدفهای مورد حمله را انتخاب کرده اند و فقط منتظر دستورند. در این صورت آیا باید به روز شماری برای آغاز حمله بپردازیم ؟

آیا بایستی احتمال جنگ را براساس اخبار روزانه کم یا زیاد ارزیابی کنیم یا اینکه روش پایه ای تری برای ارزیابی این خطر وجود دارد ؟

باید دانست که بروز یک جنگ به طورمعمول بر اساس یک روند کلاسیک پیش می رود :

·          در گام اول یک مورد اختلاف بین دو طرف پیش آمده و به صورت حل ناشده باقی می ماند.

·           در گام دوم، بر اساس این گفته که «جنگ ادامه سیاست است»، تلاش های ناکام سیاسی به تهدیدهای نظامی می کشد.

·          سپس برای عملی ساختن احتمالی تهدیدهای نظامی تدارکات جنگی پیش بینی می شود.

·           پس از آرایش نیروها ودر صورتی که راه  برون رفت دیگری از بن بست پیدا نشود یک بهانه ی کوچک دستمایه ی جنگی بزرگ می شود که در واقع امر به دلیل آن مورد اختلاف حل ناشده روی می دهد.

 فراموش نکنیم که یک جنگ به طور تقریب هیچ گاه تنها یک دلیل ندارد و علاوه بر مورد اختلاف ظاهری علت های ریشه ای و ساختاری را در هر دو طرف دارا می باشد.

حال اگر به مورد ایران و آمریکا – بشنوید حکومت های این دو کشور – نگاه کنیم می بینیم که چندین مورد اختلاف وجود دارد : پرونده ی هسته ای، دخالت ورزی رژیم ایران در عراق، دخالت ورزی در خاورمیانه و امنیت اسرائیل. هیچ یک از این چهار مورد شانس حل و فصل از طریق مذاکرات را تا اینجای کار نداشته است. به همین دلیل دو طرف به طور جدی به تهدید نظامی هم پرداخته­اند و در حال تدارکات نظامی می باشند. در این باره نگاه کنید به تجمع نیروهای آمریکا در خلیج فارس از یکسو و مانوورها و آماده باش های رژیم در سراسر کشور. اینک می ماند مرحله ی آخر که عبارت است از یافتن بهانه ای که آغازگر جنگ باشد. این به طور معمول آسان ترین بخش است.

نکته ی دیگر اینکه مانند هر جنگ دیگری در اینجا نیز علاوه بر موارد اختلاف برانگیزی که آمد دلایل ریشه ای دیگری هست که این جنگ را می طلبد : در طرف ایالات متحده شکل گیری نظامی گرای ساختار اقتصادی این کشور،- که این خصلت پس از 11 سپتامبر به شدت تقویت شده است-، نیاز این کشور به تسخیر خاورمیانه برای مقابله با قدرت های نوظهور چین، هند و روسیه در دهه های آینده، زمینه سازی برای اجرای پروژه های صهیونیسم درخاورمیانه، تضاد کارکردی سرمایه داری رو به جهانی شدن با سرمایه داری نامتعارف بازاری صفت در ایران، و... بدون آنکه از دلیل مقطعی گرفتاری آمریکا درباتلاق عراق صحبت کنیم.

در طرف ایران نیز این جنگ شانس تاریخی رژیم است برای از یکسو پایان دادن به مقابله با غول مشکلات اجتماعی و اقتصادی در داخل واز سوی دیگر، تثبیت دراز مدت و استراتژیک خویش با رویای سالم بیرون آمدن از دل جنگ.

نگارنده بر این باورست که این دلایل ریشه ای سالهاست که عمل کرده است و برای تحقق خویش موارد اختلافی را که در بالا آوردیم یافته است. اینک محال است که بتوان با چند مذاکره ی دو طرفه این ماشین مخرب را متوقف ساخت. این بدین معناست که این جنگ می رود که بروز خود را از هر گونه احتمالی دور ساخته و تبدیل به یقینی شود که تنها منتظر زمان مناسب است.

بی شک این جنگ مخرب ترین آن بعد از جنگ جهانی دوم خواهد بود و به همت اسرائیل در پشت پرده نه تنها پایگاه های هسته ای، بلکه همچنین پایگاه های نظامی و زیر ساخت های اقتصادی مانند پل ها، نیروگاه های برق، ایستگاه های مخابرات، بنادر، کارخانجات و صنایع بزرگ مانند ذوب آهن و پالایشگاههای نفت و گاز را در بر خواهد گرفت. در مورد تعداد تلفات انسانی صحبتی نکنیم چرا که این تلفات در صورت بمباران مراکز هسته ای تا دهها نسل ادامه خواهد یافت.

اگر این جنگ پا گیرد شک نداشته باشیم که ایران ویران خواهد شد، نه برای چند ده سال که برای چند صد سال و اگر جنگ قومی و داخلی نیز بر آن اضافه شود دیگر چیزی به اسم ایران به معنای ملی، تاریخی و جغرافیایی امروزش موجود نخواهد بود. فراموش نکنیم که برای سران و مزدوران رژیم این اصل مسلم است که اگر قرار است غرق شویم کشتی را با خود غرق خواهیم کرد.

بدیهی است که این تصویر بسیار وحشت آفرین است. اما ملتی که در اکثریت مطلق خویش در طول 28 سال شجاعت، اراده، همت و توانایی این را نداشته که یک حکومت ضد انسانی را از سرکار بردارد، ملتی که در اکثریت مطلق خویش سرنوشت خود و منابع و ثروت ها و فرهنگ و تاریخ کشور را در طول 28 سال به یک مشت جنایتکار ضد ایرانی سپرده است، چگونه می تواند امروز انتظار آن داشته باشد که ایران از چنین آینده ی تباهی در امان باشد ؟

چون نیک نگه کرد پر خویش در آن دید

گفتا زکه نالیم که از ماست که برماست

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 21 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: رضا ژیان]  [  ]  
خوب منظور؟ در بد ترین شکلش می شود عراقی دیگر. اتفاقن عالیست!حیوانات سال ها در قفس مانده چهره ی واقعی خود را رو می کنند. اما این که مانع از جنگ شویم شعار خود رژیم است. اگر جنگ شود رفته اند در پی صدام. معذرت می خواهم. جنگی نیست. آن غول این ها را یک شبه نابود می کند.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.