شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ تير ۱۳۹۷ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

درباره ی عملیات اخیر در زاهدان

کورش عرفاني

رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی که تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی و تهدیدهای نظامی خارجی قرار دارد بدنبال آن است که دست کم از فشارهای داخلی در امان باشد.هدف رژیم این است که نشان دهد اگر خطرات بیرونی او را تهدید می کند در داخل کشور اما با مشکل امنیتی خاصی روبرو نیست. به همین دلیل نیزدر این ایام نسبت به هرگونه حرکت اعتراضی به شدیدترین و بی رحمانه ترین طریق ممکن پاسخ می دهد. شدت گیری سرکوب های کارگری اخیر در این راستاست. در این میان اما یک رخداد مهم این تصویر کاذب امنیت سالاری رژیم را به هم زده است. عملیات مخالفان رژیم در زاهدان که در روز چهارشنبه 25 بهمن انجام شد ضربه ای شوک آور برای جمهوری اسلامی بود.[1] دراین عملیات که خبر آن به طور وسیعی در سطحی جهانی منتشر شد[2] اعضای «جنبش مقاومت مردمی ایران» با حمله به قلب نیروهای سپاه پاسداران نشان دادند که می توان به حساس ترین و مهم ترین نیروهای رژیم ضربه وارد ساخت.

این عملیات سبب فروپاشی این فکر کاذب شد که شرایط طوری است که نمی توان دست به هیچ اقدامی زد. این نشان می دهد که با وجود تمامی کنترل های امنیتی و پلیسی، شکاف ها، فرصت ها و امکانات زیادی وجود دارد که می توانند مورد استفاده ی مخالفان کنش گرای رژیم قرار گیرد.

پس از این عملیات، رژیم برای روحیه دادن به نیروهای خود تلاش کرد که خبر دروغین دستگیری عوامل آنرا مطرح کند تا شاید بتواند، مانند مورد اهواز، با آوردن عده ای بیگناه به جلوی دوربین تلویزیون ها و به دارکشیدن افرادی مظلوم و ناشناس ترس و وحشت را در جامعه حاکم سازد. این باراما این نقشه ی ضد بشری به ناکامی انجامید زیرا که تنها دو روز بعد یعنی امشب جمعه27 بهمن انفجار دیگری در شهر زاهدان، که انبوهی از گله های پاسدار رژیم در آن حضور داشتند، نشان داد که باز هم می توان دردل تور امنیتی رژیم به او ضربه های کاری وارد ساخت.[3] مبارزان پس از این انفجار به حمله نظامی به مزدوران در سطح شهر زاهدان پرداختند.

این دو عملیات در شرایط کنونی از اهمیت خاصی برخوردارند؛ در موقعیتی که رژیم در وحشت از خطر بیرونی و نیز انفجارخشم یک خلق گرسنه و غارت شده در درون کشور به خود می لرزد اقداماتی از این دست می تواند دو تاثیر مشخص داشته باشد : نخست اسطوره ی کاذب ضربه ناپذیری رژیم از داخل را زیر سوال برد و دوم اینکه سبب تقویت روحیه مبارزه جویی در توده های عصیان زده شود.

بدیهی است که بروز چنین اقداماتی زمانی می تواند چاشنی یک انفجار اجتماعی عظیم شود که از چند شرط برخوردار باشد :

1- نوعی تداوم در این گونه اقدامات وجود داشته باشد، (وقفه ی زیادی میان عملیات نباشد.)

2- به صورت هدفمند پایگاه ها، مراکز و نیروهای سرکوبگر رژیم را هدف قرار دهد،

3- حالت رو به رشد و فزاینده داشته باشد،

4- به یک منطقه ی بخصوص محدود نشود و استان ها و شهرهای مختلف کشور را در برگیرد

5- این عملیات باید مراحل تاکتیکی یک استراتژی سرنگونی باشند. ارزش آنها در این است که تداوم، گسترش و سمت گیریشان به سویی باشد که یک حرکت وسیع اجتماعی برای براندازی رژیم را باعث شود.

بنظر می رسد که در شرایط کنونی استانهای سیستان و بلوچستان، خوزستان و کردستان از آمادگی لازم برای اینگونه اقدامات برخوردار باشند. چندمکانی این حرکات می تواند نیروهای امنیتی رژیم را آشفته ساخته و وحشت را میان آنها حاکم سازد. تمامی سازمان های سیاسی و نیز تشکل های خودجوش داخل کشور باید در راستای یک استراتژی تهاجمی به این مهم بپردازند و اقدام عملی را به هر نوع مخالفت دیگری ترجیح دهند.

عربده کشی های رژیم برای «تروریستی» جلوه دادن این عملیات که مصداق بارز «مبارزه با حاکمیت استبدادی» در چارچوب منشور حقوق بشر است گوش شنوایی ندارد. هیچ کس باورندارد که مقابله ی نظامی مردمی برعلیه رژیم تروریست پرور جمهوری اسلامی عملی «تروریستی» محسوب شود. مقاومت مسلحانه در مقابل رژيمی که شهروندان خود را اعدام و کشتار می کند مشروع ترین نوع مبارزه ای است که می توان تصور کرد.

نباید فراموش کرد که پس از بیست و هشت سال که از حاکمیت رژیم تروریست و آدمکش جمهوری اسلامی می گذرد این نکته بر افراد و تشکل های واقع بین آشکار شده است که جز با زبان قهر نمی توان با این رژیم سخن گفت و هر گونه توهمی در باره ی امکان تغییرآفرینی از مسیرهای مسالمت آمیز تنها به بقای جمهوری اسلامی این دشمن ایرانیان یاری می رساند. با این نتیجه گیری بدیهی باید در پی آن بود که این خشم انباشته شده نزد طبقات محروم جامعه را تنها با مبارزه مسلحانه ی هدفمند می توان فعال ساخت. رهایی جامعه ی ایران از سلطه طبقاتی – مافیایی رژيم جز با یک نبرد قهر آمیز توده ای ممکن نیست.



[1]http://www.iranpressnews.com/source/020864.htm

[2]http://www.iran-resist.org/article3123

[3]http://www.radiofarda.com/Article/2007/02/17/o2_powerful_blast_zahedan.html

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 20 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
آقای رضای عزیز من به شما سلام میگویم ولا من هم دل پر دردی دارم ولی گذشت روزگار به من آموخته است تا کسی را نشناخته وبرنامه اش را برای زحمتکشان نبینم تائید نکنم وزیر پرچمش نروم در سطح بین المللی یک اندیشه ای است که حتی در چپ کومونیست هست ایشان ادعا میکنند در جامعهء وابسته بورژوازی می تواند انقلابی باشد وعلیه امپریالیسم وارتجاع مبارزه کند به خاطر همین باید از بورژوازی واز جنبشهای بورژوائی دفاع کرد براساس همین عقیده کومونیستهای انگلستان با حزب اللهی ها هم صف میشوند واز حزب الله لبنان دفاع میکنند وهمین طور از کانگستر های اسلامی در عراق که با امریکا می جنگند واز آنها به عنوان مقاومت ملی یاد می کنند براساس همین تفکر فیدل کاسترو سر قبر خمینی گل می پاشد وهوگوچاورز رئیس جمهور ونزئلا احمدی نژاد را بغل می کند ومی بوسد وبرادر خطاب می کند من اعتقاد دارم اینها خطاست خمینی ورژیمش وحزب الله لبنان وکانگسترهای ایت الله صدر در عراق هیچ ربطی به جنبش انقلابی ملی ورهائی ملی وجنبش طبقهء کارگر ندارد وطبقهء کارگر وزحمتکشان جامعهء ما باید صف خود از این مرتجعین جدا کنند به صرف اینکه یک نیروئی با جمهوری اسلامی مبارزهء مسلحانه میکند نباید از آن دفاع کرد اینها انحرافات جنبش است وخاک در چشم کارگران وز حمتکشان می ریزد واز یک فاشیسم به فاشیسم دیگری می غلطند اگر آقای ریگی جنبش زحمتکشان سیستان وبلوچستان را نمایندگی می کرد باید با جنبش زحمتکشان سایر نقاط ایران گره می خورد آقای ریگی اگر انقلابی بود حالا بایست با کومله وحزب کومونیست کومله که سی سال است با جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه میکند پیوند می خورد وکومله نامی از او در ارگانش می برد .آن موقع یعنی در انقلاب مشروطیت که ارتباطات همش با اسب و چا پار بود مجاهدین گیلان با مر کز غیبی سوسیال دموکراتها به رهبری علی موسیو در تبریز ارتباط داشتند وسوسیال دموکراتهای تبریز با پلخانف ولنین در روسیه ارتباط داشتند وپیک هایشان مرتب رد وبدل میشد در این عصر که ارتباط بسیار ساده است ومی تواند از طریق کامپیوتر انجام شود چرا این ارتباط صورت نگرفته است من معیارم جنبش زحمتکشان کردستان وحزب کومونیست ایران است اگر ریگی انقلابی می بود باید با نیروهای انقلابی پیوند می خورد وما برنامه اش را می دیدیم آقا رضا دیگر نباید کلاه سرمان برود ما انقلاب 57 و شعا ر وحدت کلمهء خمینی را پشت سر گذاشتیم دیگر سیاسیت همه با هم فریب دیگریست که طبقهء کارگر از آن گریزان است چطور آقای ریگی اعلامیهء خود را به رادیو صدای ایران که یک رسانهء امپریالیستیست می دهد ولی ارتباط با کومله را دریغ می کند من فکر می کنم آقای ریگی ریگی در کفش دارد که با جنبش های انقلابی تماس نمی گیرد وگرنه این مسئله اظهر من الشمس است درضمن آرمان من رهائی ملی ورهائی از استثمار وبردگی سرمایه است واین اتوپی ورویا نیست آقا رضا یک واقعیت دنیای معاصر است جنبش سیاسی ایران این را تاکنون با افت وخیز هائی توانسته است به پیش ببرد نگاه به جنبش دانشجوئی بکن ببین چگونه جسورانه در مقابل ارتجاع می ایستد وشعار سوسیالیسم یا بربریت می دهد جنبش کومونیستی ایران نسبت به منطقه بسیار جلوست مردم ایران حکومت سکولار ودموکراتیک می خواهند که آزادی وعدالت اجتماعی را تضمین کند واز حکومت دینی بیزارند واین را مدام در جنبشهای کارگری ودر جنبش معلمین ودانشجویان وزنان وملیتها می بینیم اینها نشان می دهد اندیشه های ما اتو پیک نیست بلکه از درون جامعه می جوشد تکلیف این حکومت را جنبش کارگران وزحمتکشان در تهران وشهرهای بزرگ تعیین می کنند درسال 57 اینطوری تعیین شد باز در آینده تعیین خواهد شد سیستم سرمایه داری این را می طلبد که اینجوری باشد کارگران روزی مثل انقلاب اکتبر مثل انقلاب 57 مثل کومون پاریس مسلح خواهند شد ودمار از این حکومت در خواهند آورد این یقین تاریخ است زندان وشکنجه جلوی حرکت تاریخ را نمی گیرد وامریکا از این می ترسد امریکا از جمهوری اسلامی نمی ترسد از جنبش روبه رشد طبقهء کارگر می ترسد می خواهد قبل از اینکه طبقهء کارگر انقلاب کند سرش را با حملهء نظامی زیر آب کند به خاطر همین کسانی که از دخالت آمریکا در ایران به هر شیوه ای دفاع میکنند دشمن مردم ایرانند موفق باشی آقا رضا امیدوارم آقای ریگی رهبر جنبش زحمتکشان بلوچستان باشد وپیش بینی های من غلط باشد آنوقت ما سر به راهش خواهیم گذاشت ...   

[تاریخ ارسال: 20 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: رضا]  [  ]  
با سلام و خسته نباشید به اقای یحیی پور گرامی
دوست عزیز فکر نمیکنید بین واقعیت و آرزو گاهی چه فاصله زمانی دوری هست که تقریبا محال بنظر میرسد، واقعا شما فکر میکنید با این خفقان و کنترل شدید و بیدادی که بر کارگران مظلوم ایرانی هست و کوچکترین حرکت جمعی و اجتماعی را که آنهم خواستهای صنفی است و رژیم دیوث به نام اعتراضهای مسئله دار سرکوب میکند که همین چند روز پیش چهل کارگر ریسندگی را در کاشان دستگیر و به زیر بازداشت و شکنجه و زندان بردند به اتهام مسئله دار شدن اعتراضاتشان ، که احتمالا این چهل نفر شجاع ترین و جان از دست شسته ترین بودند که چهار تا شعار سیاسی هم دادند که آنهم جای شک دارد ، چون این جماعت و این طبقه زحمتکش در ایران کنونی نان شبش را هم بخواهد بگیرد ،علاوه بر تحقیر و بی حرمتی به زندان هم کاش کشیده میشود ، حالا با این نمونه کوچک که 28 سال است در بدترین شکل موجودش در ایران دارد پیاده میشود ، به من بگوئید برادر من ، کی و چگونه و با کدام آسودگی از نان و آش شب ، ما کارگران میتوانیم به بیشتر از این بپردازیم که تازه بعدش هم انقلاب ملی و سوسیالیستی و کارگری و مسلحانه آنهم فقط در تهران ، فکر کنم ما رو گرفتی داداشی .
و اما در مورد عبدالمالک ریگی با اینکه من به فوت و فند ( بیاد مادر بزرگم که به فن میگفت فند) اینترنت چندان آشنا نیستم و کارگر یدی هم هستم و دستان چندان ظریف و بی پینه ای ندارم به چند سایت که قبلا خبرها و اطلاعیه های این جنبش را منتشر میکرد ، سری زدم از جمله سایت ایران پرس نیوز - رادیو صدای ایران و سایت زاگرس که شما میتوانید رجوع کنید و خبرها و اطلاعیه هایشان را بخوانید ولی مصاحبه ها را ندیدم شاید اگر با سایت ایران پرس نیوز تماس ایمیلی بگیرید برایتان بفرستد ولی دوست عزیز اگر مارکس شریف در آن ایام توانست 46 کتاب بنویسد چرا شمای طرفدار کارگر به چند تا سایت رجوع نکردید که بیشتر این جناب ریگی را بشناسید ولی مطمئن باش که عبدالمالک ریگی به صدا و خواسته های مردم به جان آمده ایران گوش میدهد و به همین دلیل حتی اسم این جنبش را از جندالله به جنبش مقاومت مردمی ایران تغیر داد که اسلام گریزی و تشابهات دیگر اسمی مانع از انجام این مبارزه جانانه نشود .
امیدوارم اگر آقای عرفانی هم شناخت واطلاعات بیشتری دارند در اختیار ما قرار بدهند .
  

[تاریخ ارسال: 19 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salhkia@freenet.de ]  
رضای عزیز من که چوب حراج به این حرکت مسلحانه نزدم عزیز من نظرم را به طور کلی گفتم رفیق عرفانی عزیز که از این حرکت دفاع کرد بایست اول می نوشت که آقای ریگی جه کسی است وبرنامه اش چیست من تا یک برنامهء انقلابی برای رهائی ملی نبینم چطور از آقای ریگی دفاع کنم در ضمن دشمن دشمن من دوست من نیست من این را قبول ندارم من هم مثل جنابعالی یک کارگرم منتهی کا رگر فکری کردم ومثل شما استثمار شدم بزرگترین کارگر تاریخ مارکس بود که 46جلد کتاب برای ما گذاشت اتفاقاٌ شما که آقای ریگی را میشناسید برای ما بگوئید برنامه ایشان چیست من جامعهء ایرا ن یک سرمایه داری ناموزون ومرکب می دانم به این معنی که در کنار مدرنترین رشد تولید سرمایه داری عقب مانده ترین بخش تولید ماقبل سرمایه داری در کنار هم زیست میکنند وجامعهء ایران از نظر اقتصادی مابسته به انحصارات امپریالیستیست در اینگونه جامعه رهائی ملی باید ازطریق کسب قدرت سیاسی طبقهء کارگر صورت گیرد چون بورژوازی هر نوعش جبون آنگل وضد دموکراتیک عمل می کند ودر نتیجه انقلاب سوسیالیستی است من فقط به برنامهء طبقهءکارگر رای میدهم که از طریق شوراها قدرت را کسب کند آنهم از طریق مبارزهء مسلحانه ورهبری حزب خودش بقیه همه برای من ارتجاعیست کسب قدرت سیاسی درایران در تهران تعیین میشوددر قلب سرمایه خواهشاٌاگر اطلاعاتی از آقای ریگی دارید برایمان بنویسید ممنون میشوم   

[تاریخ ارسال: 19 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: رضا]  [  ]  
با سلام به آقای یحیی پور ، همانطور که خودتان نوشته اید با عبدالمالک ریگی و خط فکری و وجود این شخص و سازمانشان هیچ آشنائی ندارید، به عنوان یک فرد مبارزو طرفدار زحمتکشان و زنجیر شدگان استثمار و بردگی در زیر خفقان و سرکوب طبقاتی رژیم جانی آخوندها ، آیا شما و امثال شما نباید خیلی زودتر و دقیق تر با یک جریانات و افرادی از این دست آشنا میشدید و با نوشته ها و راهکار های خود به این مبارزان کمکهای فکری و خط و خطوط میداید ، چرا شما نباید عبدالمالک ریگی ها را نشناسید و من کارگر با مشغله کاری و نداشتن امکانات رفاهی برای ارتقاء به فراگیری بیشتر متون کلاسیک و علمی ، برای آزادی مملکتم از دست این جانیان ، به مراتب بیشتر و بهتر با عبدالمالکها و ریگی های به جان آمده ایران آشنا هستم ومطلبی را رد یا قبول نمیکنم تا بر آن به اندازه خود آن مطلب آشنائی و شناخت داشته باشم . به همین راحتی چوب حراج براین مبارزان زدن و ارتجاعی خواندن این افراد بر وجهه انقلابی و روشنفکری ما نه تنها اضافه نمیکند که موجب جدی نگرفتن سایر نظرات دیگر ما هم میشود، شما چقدر با محیط کنونی سیستان و بلوچستان آشنائی دارید اصلا در آنجا کاری هست که کارگرش باشد ، کدام سازمان و گروهی را در این 28 سال شنیدید که کوچکترین کاری را در آنجا توانسته باشد انجام دهد جز خود این بلوچها و مردم به جان آمده آنهم با سرکوب بی محابا و وحشتناک رژیم ، در جائی که علیرضا نوری زاده ایم عملیات را تروریستی و عاملینش را تروریست مینامد و او کاملا میداند که چه باید بگوید و چرا بگوید و کجا بگوید ، از شما انتظار دیگری میرود لااقل با شناخت مطلبی را بنویسید که برای من خواننده تداعی کننده بوی بد تاریک زاده نباشد.   

[تاریخ ارسال: 18 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود به رفیق کوروش عرفانی باید عرض کنم که دفاع از مبارزهء مسلحانه یکی از اصولیترین وظایف انقلاب است اما یک مشکل دارد که هر کاگستر وراه زن اسلامی را نباید دفاع کرد من آقای ریگی را نمی شناسم برنامه ایشان را برای مقابله با جمهوری اسلامی نمی دانم تا این برنامه آقای ریگی در جنبش سیاسی ایران روشن نشود نمی توان از مبارزهء مسلحانه ء صرف دفاع کرد در عراق هم چنین جریاناتی است که دارد با امریکا مبارزه میکند اصولاٌ دو انحراف در این جور مواقع پیش می آید فی المثل در سطح بین المللی سازمانه وجریا نات چپ .حتی خود را کومونیست می دانند معتقدند چون جمهوری اسلامی با امریکا شاخ به شاخ است باید از آن حمایت کرد براساس چنین استد لالی از حزب الله لبنان دفاع می کنند وهم چنین از کانگسترهای اسلامی در عراق که با امریکا می رزمد دفاع میکنند انحراف دوم این است بعضی از سازمانها معتقدند چون امپریالیسم وسرمایهء امپریالیستی از نظر رشد تولید جلو تر است از رژیم جمهوری اسلامی؛ وجمهوری اسلامی چون عقب مانده است وفاشیستی بر خورد میکند تضاد اصلی را جمهوری اسلامی می دانند واز امپریالیسم امریکا به عنوان مدافع نظامی برتر ومدافع دموکراسی دفاع میکنند جفت این دو جریان انحرافیاست و به جنبش انقلابی وپیش برد آزادی در ایران ضربه می زند وخاک در چشم مردم می ریزد مبارزه مسلاحانه با هدف به استقرار آزادی ودموکراسی ورهائی ملی وسوسیالیسم وعدالت اجتماعی قابل دفاع است وگرنه به صرف مطلق کردن مبارزهء مسلحانه ما را به کج را ه می برد وقابل دفاع نیست یعنی از نطر پیش برد دموکراسی وآزادی فرقی ندارد که آمریکا باشد یا جمهوری اسلامی جفتشان ضد آزادی هستند ودشمن آزادی اند بدون حزب انقلابی با برنامهء مدون سیاسی انقلابی برا ی آینده سوسیالیستی بدون ارتش خلق بدون مبارزهء مسلاحانه رهائی زحمتکشان وکارگران غیر ممکن است فقط در چارچوب یک برنامهء سوسیالیستی ورهائی ملی واستقرار یک دموکراسی وسیع توده ای وداغان کردن ارتش بورژوازی وایجاد مجلس موءسسان تحت رهبری شوراهای کارگری وکنترل تولید دست شورا می توان از مبارزهء مسلحانه دفاع کرد وگرنه دفاع از کانگستر های اسلامی ارتجاعیست البته ریشهء این تفکر بر می گردد به مجلهء مانلی رویو که قلم زنانش پل باران بودند ومسئلهء وابستگی به امپریالیسم را مطلق می کردند واز بورژوازی ملی دفاع می کردند واز هر مقاومت علیه امپریالیسم دفاع می کنند وامپریالیسم را تضاد اصلی می دانند این نظر کاملاٌ انحرافی است باید موضع طبقاتی گرفت وهمیشه اصل را بر آزادی ورهائی ملی از دست سرمایه وارتجاع را هدف داشت ...   

[تاریخ ارسال: 17 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: دانيال يوسفي]  [ danial@hotmail.com ]  
امروز خبري شنيدم مبني بر انفجار يك بمب قوي در مقابل مركز پليس و دادگاه در كويته پاكستان. در اين انفجار دها تن كشته و زخمي شده اند. اين انفجار ميتواند پاسخ سپاه به عمليات زاهدان باشد چرا كه رژيم معتقد است كه دولت پاكستان با پناه دادن به مبارزان بلوچ از آنها حمايت ميكند. انفجار كويته هشداري است به دولت پاكستان و مقامات محلي بلوچستان پاكستان. قابل ذكر است كه سپاه پاسداران سوابقي طولاني در انجام عمليات تروريستي در پاكستان و افغانستان دارد. در ارتباط با موضع رژيم در مقابل پاكستان ميتوانيد به قسمت آخر خبر سايت بازتاب در باره موضعگيري شوراي امنيت مراجعه كنيد.   

[تاریخ ارسال: 17 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: کریم رحیمی]  [ karim_j_r@yahoo.it ]  
تنها ره رهائئ راه مسلحانه است.
با تشکر از اقای عرفانی فقط سوال پیش میاید چرا گروهی بنام جندالله مبارزه مسلحانه را شروع میکند ؟
2 ایا اپوزیسیون سر نگونی طلب جندالله است؟
3 جندالله چه کسانی هستند ؟
4 ایا این بمب گذاری ها را نمیشود با نام جنگ قدرت در دو نوع ارتجاع ترجمه کرد؟ همه میدا نیم که تنها راه برای سرنگونی این رژیم منفور و ضد انسان وتروریست پرور و......
راه مسلحانه است. ولی من فکر میکنم نبایستی از چاله در بیاییم و بچاه بیاندازنمان این گروه ارتجاعی فرقی با رژیم ندارد فقط و فقط اختلاف نظر انها در چگونگی حکومت کردن است.
به امید سرنگونی رژیم توسط شیر مردان و شیر زنانی که دموکراسی و ازادی برای مردم ایران میخواهند رم ایتالیا کریم رحیمی
  

[تاریخ ارسال: 17 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: رضا]  [  ]  
جمعه 27 بهمن ماه در تلویزیون کانال یک ، سعید قائم مقامی با رهبر این جنبش ، عبدالمالک ریگی مصاحبه ای داشت و این مرد شجاع و مبارز به تمام سئوالها باصراحت و شفافیت جواب داد و بعد که خطها باز شد که مردم سئوال بکنند بجز دو مزدور رژیم که در امریکا هم یکی از اینها شناخته شده است ، سایر هموطنان زن ومرد پشتیبانی و حمایت از تمامی عملیات قهر آمیز و قهرمانی این جنبش و حتی پیوستن و هر گونه حمایت های دیگر را با تمام وجود در خواست میکردنند و تیری بود بر قلب سیاه و زنگار گرفته سپاه و نیروهای انتظامی جیره خوار رژیم و نشان دهنده خواست مردم و کشش و گرایش به عملیات قهر آمیز و مسلحانه در برابر این پست فطرتان .
مبارزات مدنی و رای گرفتن و رفراندم و این قصه ها را باید گذاشت در کوزه و آبش هم چندان صاف و زلال نخواهد بود و حتما مسموم کننده است و برای ملت ایران قابل نوشیدن نیست.
  

[تاریخ ارسال: 17 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: وقایع نگر تاریخ]  [ دهکده جهانی ]  
تنها راه حل برای مسئله ملیت های ایران مراجعه به اراء مردم بر اساس اصول دمکراتیک برای حق تعیین سرنوشت است . اگر به رای مردم اعتقاد داشته باشید !   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.