شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳ تير ۱۳۹۷ - ۲۴ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تسخیری و مشکل «بارگاه ملکوتی حضرت ابولؤلؤ»
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

ایرج مصداقی

اعدام صدام حسین در روز عید قربان توسط مزدوران ر‌ژیم در عراق باعث شعله‌ور شدن نفرت از رژیم و سیاست‌های آن در میان مسلمان جهان گردید. تعجیل برای اعدام برزان التکریتی و عواد‌البندر آن‌هم در ماه‌ حرام و علیرغم مخالفت‌های بین‌المللی و  قطع سر برزان التکریتی به هنگام اجرای حکم اعدام، یک بار دیگر خشم مسلمانان جهان را برانگیخته و آن‌ها را به تفکر در رابطه با ماهیت رژیم و ایدئولوژی مخرب و رفتارهای وحشیانه‌ آن واداشت.

در شرایطی که اجماع کشورهای مسلمان بر علیه سیاست‌های بحران‌آفرین و تفرقه افکنانه رژیم می رود تا تنگی اوضاع برای آن‌ها دو چندان کند، نمایندگان خامنه‌ای تلاش می‌کنند تا از طریق شرکت در کنفرانس‌ گفتگو در میان مذاهب اسلامی با خدعه و نیرنگ خود را منادی وحدت بین مسلمانان نشان داده و از این طریق مفری برای رژیم در تله افتاده جستجو کنند.  

 

برای روشن کردن سیاست‌های مزورانه رژیم، توجه شما را به خبری که در سایت بازتاب ۷ بهمن ۱۳۸۵ آمده و توضیحاتی پیرامون آن جلب می‌کنم:

سایت بازتاب در باره‌ی‌ تشکیل کنفرانس گفتگو در میان مذاهب اسلامی در قطر چنین گزارش می‌دهد: «كنفرانس گفتگو ميان مذاهب اسلامى كه در تاريخ ۳۰ دى ماه ۱۳۸۵ در دوحه پايتخت قطر برگزار شد، علماى بزرگى از شيعه و اهل سنت در آن حضور يافتند، موجب مطرح شدن مباحث جنجال آميز بسيارى گرديد.
به گزارش شيعه نيوز، يكى از مهم ترينِ اين مسائل دعوت
[از] مقامات شيعى ايرانى براى از ميان برداشتن بارگاهى در كاشان (از شهرهاى ايران) است كه متعلق به ابولؤلؤ مجوسى قاتل اميرالمؤمنين عمربن الخطاب مى باشد. بنابه گفته برخى اين بارگاه بنايى باشكوه با گنبدى بلند است كه بر قبرى خيالى و موهوم ساخته شده و «مرقد بابا شجاع الدين ابولؤلؤ فيروز» نام دارد و برخى از مردم در ايامى كه «فرحة الزهرا» خوانده مى شود و از نظر آنان سالگرد قتل اميرالمؤمنين عمر است به زيات آن مى روند.»

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ایرج مصداقی:



[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: سهراب]  [ aftabkar49@yahoo.com ]  
آقای خوشمرام
اگر نمیدانی بدان عمربن خطاب خلیفه دوم معروف به فاروق دو پسرداشت یکی عبیدالله دیگری عبدالله اولی در جنگ با امام علی کشته شد دومی مردی خداترس و زاهد بود بهتر است قبل از نوشتن کمی فکر کنی عبیدالله بن عمر پسر عمر بود که ایرانیان را کشت جناب ناظر لطفا این جوابیه را درج کنید
با احترام
  

[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
جناب شيخ جعفر!
هرکس خودش می داند که چگونه انسانی است. من طرفدار سخن گفتن و کنکاش آزادانه هستم و هيچگاه نه در بی حرمتی و نه در جدال در طول زندگيم پيشقدم نبوده ام و هيچگاه قصد توهين هم ندارم. و به قول معروف:"آن ارزی، که می ورزی".
من با ديدگاه ايدئولوژيک شما مخالفم، ولی آرزو دارم روزگاری برسد، که هرکس آزادانه بتواند عقيدهء خودش را ابراز کند.
و اما در بارهء ترور عمر و عثمان: آنها برای بسياری خلفای مسلمين و دامادهای پيامبر بودند، ولی برای ما ايرانيان فرماندهء اشغالگران به شمار می آيند. آب و خاک من برايم مقدس ترين چيز است و هر ايدئولوژی يی را که در خدمت آب و خاک من و مردم کشور من نباشد رد می کنم.
من معلول جنگی هستم. همان روز سوم جنگ من در خط اول بودم- حتی پيش از آنکه بسياری از حزب اللهی ها آنجا حاضر باشند. من از آن خانوادهء چوپانی که در سياه چادر خود در چند سد متری اشغالگران عراقی زندگی می کرد دفاع کردم و اگر هر کسی ديگر هم به کشور من تجاوز کند از آب و خاکم دفاع خواهم کرد. زيرا از ديد من، ابتدا بايد آب و خاکی داشته باشيم، تا بعد بتوانيم ايده هايمان را در آن پياده کنيم. در آسمان که نمی شود اسلام، کمونيسم، پادشاهی و يا هر چيز ديگر را پياده کرد. ولی بايد ياد بگيريم که ايرانی نبايد بر روی ايرانی شمشير بکشد. بايد بحث کرد و شديدا هم بحث کرد. اميدئوارم همه اين را بفهمند.
  

[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [ shikjafar@yahoo.com ]  
اخوی محترمم جناب فرزین دام عمره. خدمت جنابعالی سلام می کنم و امیدوارم جناب ناظر جواب بنده را حمل بر مجادله ننموده و اجازه بفرمایند حالا که یک بحثی فیمابین بنده و شما ابتدای به شروع شده به انتهائی برسد. برادر عزیزم بنده اگرچه ملا و شیخ بوده و هستم از این اخوندهای حرام لقمه علیه وماعلیه که قرنها بر سر سفره این ملت نانشانرا خورده و مورد احترام بوده اند ولی هرچه توانستند در حق این ملت شریف خباثت نمودند نبوده و نیستم و همه چیز را به همه چیز البته پیوند نمی زنم تا به شما خدای ناخواسته ایذا و ازاری برسانم . استغفرالله ربی و اتوب الیه که اگر اینطور باشد. سرکار فرموده بودید که ابولولو قهرمان ما ایرانی هاست وعلی و عثمان را هم ایرانی ها کشتند یعنی لابدقتله آنها هم قهرمان ملی بوده اند و اشاره فرموده بودید که حسنین هم ایرانی زیادی را مقتول نمودند پس با این حساب به شمر ابن ذی الجوشن هم که قاتل حسین ابن علی است باید دست مریزاد گفت و به این ترتیب او هم منطقا و عقلا قهرمان ملی می شود.و اما خدمت اخوی نازنین خودم عرض بکنم که جعده دختر معاویه و خواهر یزیدابن معاویه که بانوئی وجیهه وجذاب در روزگار خودش بوده که همسر وضجیعه امام حسن بوده و شیعه معتقد است این خانم امام حسن را زهر داده و شهید نموده است.حالا اصل قضیه چه بوده برای بنده بعنوان یک ملای شکاک که به نحو غریبی در همه گفته های آخوندها شک و شبهه دارمو میدانم که اکثریت قریب به اتفاق انچه اخوندها از همان اول تا حالا نوشته اند جعلیات و کذب محض ومحض کذب است معلوم نیست ماجرا چه بوده واقعا جعده حسن ابن علی را مسموم کرده یانه؟ یا بر چه اساسی اگر علی و معاویه اینطور دشمن هم بوده اند که ما ملاها میگوئیم به چه جهت امام بزرگوار و مظلوم ما باید برود دختر معاویه و خواهر یزید را به عقد ازدواج در آورد؟ که بعد هم این خانم به قول مشهور به حسن ابن علی خردهای الماس را بخوراند و ایشان را شهید کند! یا اگر عثمان چنان کسی بوده که تبلیغ میشود چطور است که دوتا از بنات رسول خدا به عقد ازدواج او در می ایند؟خدا می داند و بنده نمیدانم و در بسا اوقات در حالت تحیر به سر می برم ولی بنده می دانم که هم لباسهای بنده در کذابیت نظیر ندارند .اما برخلاف نظر سرکار خلیفه سوم را که داماد رسول خدا بود و دوبار با دو دختر پیغمبر رقیه و ام کلثوم ازدواج نموده بود و کاتب وحی هم بود ایرانی ها نکشتند و خود عربها کشتند و بدجوری هم آن مرحوم را به قتل رساندند.یک نفر به نام «غافقی» خلیفه­ی سوم را در حالیکه مشغول تلاوت قران بودبه یک ضربت بکشت و با ضربت دیگری انگشت «نانله» یا «نعیله» همسر عثمان قطع گردید. آن­گاه عثمان را گردن زدند و خانه­ی وی و بیت المال را غارت کردند و هرچه بود بردند و خوردند و بعد هم علی بن ابی طالب به خلافت رسید.این از توضیحات بنده که در امر تاریخ باید دقت بیشتری داشته باشیدو اما در باره مسائلی که در باره آخوندها نوشته اید که چنین و چنان می کنند بنده هم با شما هم عقیده ام و معتقدم خلیفه سوم که جای خودش را دارد و باید به او بی احترامی نشود تا باعث ناراحتی میان اهل سنت بگردد اما در میان تمام خلفا و سلاطین شقی و خبیث شما نظائر این آخوندهای بی همه چیز حاکم بر مملکت را پیدا نمی کنید. سرکار اینها را نمی شناسید من اینها را از عهد جوانی می شناسم که چه جنبندگان خبیث و شریری هستند که نظیرشان در هیچ جا پیدا نمیشود و انشالله تعالی ریشه اشان کنده بشود که ملت شریف ایران بتواند به طرف مقصد و مقصود ازادی سیر طبیعی خودش را داشته باشد.انشالله و آمین یا رب العالمین.
  

[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [ shikjafar@yahoo.com ]  
برادر ارجمندم جناب اقای خوشمرام.با سلام خدمت سرکار در باره نظرات جناب سهراب توجه داشته باشید که حرف ایشان صحیح است چون انچنان که در تواریخ مختلفه مکتوب است ماجرا این چنین بوده که هرمزان سپهسالار ایرانی که در خوزستان در مقابل عساکر عرب مقاومتها داشته بعدها با کوششهای علی ابن ابیطالب مسلمان شده و به دامادی ال علی هم مفتخر بوده است و گویا هم ایشان بوده که با ابولولونقشه قتل عمرابن خطاب را ریخته و بعد از این ماجراها با اینکه علی ابن ابیطالب مخالف قتل هرمزان بوده عبیدالله عمر میرود و هرمزان را می گیرد و گردنش را قطع می نماید و قصاص اسلامی اش می کند که علی فوق العاده عصبانی شده از این مساله.مطلب دیگر اینکه در موقع هجمه عربها به ایران معلوم است که شیرینیجات تقسیم نمیکرده اند و هزاران هزار نفوس ایران به دست عربها و منجمله فرزند عمر ودیگران کشته شده و هزاران هزار از نسوان و بنات و اطفال معصوم را بردند و فروختند و در حرمسراها مورد استفاده قرار داده ویا برده نموده و از انها استفاده نمودند.در هر حال توجه داشته باشید در مملکت گیری همه کشته اند وکار مخصوص به عمر و پسر عمر نبوده وماجرا بسا پر رنج و تعب تر از این حرفهاست و ما ایرانی ها باید از خیالات خودمان مقداری خارج شده و به امر تاریخ و مذهب بعد از بلیه جمهوری خبیث اسلامی با نظر صحیح توجه کنیم. والسلام علی من اتبع الهدی.   

[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
آقای شيخ جعفر!
شما مثل اينکه عمدا همه چيز را قاطی می کنيد تا نتيجهء دلخواه خود را بگيريد! من کی از شمر حرفی به ميان آوردم؟ ولی حالا که شما گفته ايد، بايد به عرضتان برسانم، که شمر فاميل امام حسين بود. امام حسين هم نه برای شهادت و آرمان و اينجور چيزها، بلکه بخاطر يک زن با يزيد اختلاف پيدا کرد.
بنده می دانم که نه تنها در بازار تهران، بلکه در هيچ جای ديگر نمی شود از اين حرفها زد، بلکه سهل است، حتی نمی شود گفت که آقايان کله دار با عقل فقيه!چرا نفت را صادر می کنيد و بنزين را وارد می کنيد؟ چرا پولهای ما را به عده ای حزب اللهی شپشو می دهيد و پالايشگاه را درست نمی کنيد؟ چرا کشور ما را به غارت و چپاول روسها و اسرائيل و آمريکا و ... داده ايد؟ "بهانه"ء چه بدست ملاها بدهم؟ اين حرفها چيست؟ اتفاقا اين ملاها هستند که بايد مواظب باشند بهانه بدست مردم ندهند. "جعده بنت معاویه ابن ابی سفیان" یعنی چه؟ ابی سفيان و جعده اين وسط چه کاره اند؟ شما همه چيز را هميطور درهم و برهم می کنيد تا اصل بحث که عمل قهرمانانهء ابولولوء در ترور عمر باشد، از ياد برود.
  

[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: خوشمرام]  [  ]  
آقای سهراب عبیدالله بن عمر خطاب کجا بود. عبید‌الله یک نفر است، عمر بن خطاب یک نفر دیگه. قبل از این که قلم به دست بگیرید کمی فکر کنید سپس به انتقاد از دیگران بپردازید.   

[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [ shikjafar@yahoo.om ]  
اخوی محترم آقای فرزین ادام الله عمره و عزه.حالت عجیب حیرتی به بنده دست داد وقتی متن سرکار را قرائت نمودم و خواندم که جنابعالی ابولو و شمر و ابن ملجم و جعده بنت معاویه ابن ابی سفیان یعنی قتله عمر و علی و حسن و حسین را از زمره قهرمانان ملی ملت ایران معرفی نموده اید!برادر محترم!در یک بحث و جدل علمی وعقلانی امکان دارد جنابعالی بفرمائید این شخصیتهای مقتول و شهید از زمره قهرمانان ملی ما نبوده و در اساس و پایه متعلق به اعراب هستند که به دلیل کوششهای شیوخ و طلاب وارد تاریخ مملکت ما شده اند ولی عجبا عجبا که شما قتله این افراد و اشخاص را از ابطال و اسوه های ملی ما بدانید.جنابعالی اگر به حرف خود معتقد می باشید لطف نموده و به بازار تهران تشریف بیاورید و در آنجا به صدای بلند اینها را در برابر ملت بیان بفرمائید تا متوجه بشوید چه اتفاقی صورت خواهد نمود.به نظر میرسد جنابعالی در اساس از تاریخ مملکت خود هیچ اطلاع واثقی ندارید.قهرمانان و ابطال ملت ایران شمر و ابن ملجم وجعده و ابولولو نبودند عزیز من. قهرمانان ملی ملت ایران یعقوب لیث صفار و اخوی اش عمرو لیث صفار و بطل الابطال جناب بابک خرم دین و مرحومین باقر خان و ستارخان وشهدای صدیق سی تیر ماه و مرحوم شهید دکتر فاطمی و من بعد این کثیری از ابناء مجاهدین و فدائیان شهید به دست ستم محمد رضا شاه و من بعد مرحومان شهید امثال نویسندگان و شعرای مقتول در قتلهای زنجیره ومرحومین شهیدین فروهرها و بسا افراد دیگر بوده اند و نه اشخاصی که جنابعالی می فرمائید.امیدوارم که سرکار به جای حقد و کینه بر علیه کسانی که ملت به آنها احترام میگذراند در تاریخ مملکت خودتان تدبر و تامل بیشتری فرموده و امثال شما بهانه به دست اخوندهای خبیثی که بنده معرفت کامل به احوال آنها دارم ندهید.خداوند رحمت و شعور سرکار را معاودت و هدایت بفرماید والسلام من اتبع الهدی.شیخ جعفر قندی شهدیقی.   

[تاریخ ارسال: 01 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
آقای شيخ جعفر!
شما اصل قضيه را فراموش می کنيد. ابولولوء ايرانی آزاده ای بود، که در اثر الطاف اسلام به بردگی گرفته شده بود. وی با ترور عمر، کاری دليرانه کرد. او قهرمان ملی ما ايرانيان است و نشان داد که چگونه بايد با اشغالگران و زورگويان به ستيز پرداخت. مسالهء عمرکشان و لعنت بر خليفه های اول تا سوم هم ريشه در همين مقاومت و مخالفت دارد. عثمان را هم يکی ديگر از ايرانيان کشت. علی را هم يکی ديگر از ايرانيان کشت. علی برای شما مظهر عدالت است. علی و حسن و حسين در ايران بسيار کشتار و جنايت کردند، ولی شما آخوندها دلتان نمی خواهد به حقايق تاريخی نگاه کنيد، زيرا آنگاه روشن خواهد شد، که اسلام به زور شمشير در ايران مستقر شد.
  

[تاریخ ارسال: 31 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مشیری]  [  ]  
مقاله نه به شیعه کار دارد و نه به سنی. به رژیمی پرداخته که وقتی منافعش در خطر قرار می‌ گیرد هم اعتقادات خودش را نفی می کند هم دروغ می گوید. در خواندن مطالب باید کمی دقت کرد.   

[تاریخ ارسال: 30 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جلایر اردبیلی]  [  ]  
سلام بر دوستان عزیز.من فکر می کنم که ما ایرانی ها مگر خیلی کم از انواع دردسرها را داریم و خیلی خوش و خوشبختی داریم که از شدت مشکلات نداشتن برویم بر سر یک مسائلی که عمر خوب بوده یا بد بوده و ابو لولو چطور آدمی بوده. بابا جان اینها مال قرنها قبل بوده ولش کنید که دیگر موعدش گذشته حالا عمر امده ایرانی کشته بعدش هم ابو لولو عصبانی شده و عمر را زده و کشته است بعد یک عده آمده اند ابو لولو را کشته اند و بعد شیعه ها و سنی ها بر سر و کله هم زده اند و امروز هم هنوز دعوا داریم.الان واقعن آدم نمیداند گریه اش را بکند یا خنده اش را الان مشکل همه ماها عمر نیست که مشکلات ما جورج بوش و خامنه ای هستندو همین ملاها هستند که دوباره دارند قضایای عمر را زنده اش می کنند در هر حال عمر و اب لولورا ولشان کنیم و مشکلات خودمان را یک فکری بکنیم.   

[تاریخ ارسال: 30 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سهراب]  [  ]  
درود بر شما
فکرکنم در موازین نوشته بودید ایمیل اختیاری است ولی اینجا توشته ایمیل اجباری است
به هر حال در رابطه با این نوشتار باید گفت ایرانیان به انواع مختلف نفرت خود را از عمر و اصحابش نمایش داده اند یکی هم همین افسانه ابولولو و قبر او در کاشان است البته قتل خلیفه دوم بدست ایرانی به نام ابولولو مسجل است و در تاریخها امده اما نویسنده محترم به قتل ایرانیان بدست عبیدالله بن عمر خطاب اشاره نکرده است بنظر من این مقاله اقای مصداقی یکسویه و صرفا برای کوبیدن شیعیان نوشته شده است منتقد و نویسنده باید حقیقت را بنویسد نه بخشهای گزینش شده ای از حقیقت که نماینگر ایدوئولوژِی خاص نویسنده است برای مثال در این مقاله دلیل ساختن این افسانه ذکر نشده است
  

[تاریخ ارسال: 30 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [ shikjafar@yahoo.com ]  
دوستان محترم و محترمه توجه و بذل عنایت دارند که در اساس و بنا و بنیان تاریخ شیعه تاریخی است که اکثر این تاریخ را جعلیات علما تشکیل میدهد ومع الاسف هنوزه روز هم کمتر به این مساله بسیار مهم توجه می شود. ماجرای ابو لولو هم قرنهاست که ملعبه دست آخوندهای شیعه و سنی است که از آن بهره ها برده اند .بنده به ضرس قاطع عرض میکنم که ماجرای عمر ابن خطاب و علی ابن ابوطالب و فاطمه زهرا در پایه از جعلیات علماست.علی ابن ابیطالب و عمر ابن خطاب روابط حسنه ای داشته اند و مولا که مرد شعور و سیاست و مملکتداری بوده همیشه در معاونت و معاضدت خلفا و در زمره خلفا عمر ابن خطاب کوتاهی نداشته و در کمال وفاق و صفا در کار مملکت اسامی کوشش و مساعدت داشته اند و این وفاق به اندازه ای بوده که بنت فاطمه و علی عیال عمر ابن خطاب و بنت عمر بعدها عیال مولا علی بوده و فاطمه زهرا به حقیقت به عمر محرم و مادر زن ایشان بحساب می آمده اند ولی قرنهای متوالی علمای خبیث برای تحمیق مردم جعلیات فراوان ایجاد نموده و مردم مظلوم را از شیعه و سنی به دعواهای خونین واداشته اند. امید این کهایامی برسد که از این جعلیات نجاتی متصور شود و مسلمانان اعم از شیعه و سنی در صلح و اخوت روزگار بگذرانند.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.