شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نظر خواهی از خود در خلوت وجدان
يادداشت روز کورش عرفاني

کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com

تا ساعاتی دیگر قرار است جرج بوش ریس جمهور آمریکا در سخنرانی سالانه ی خود سیاست های جدید آمریکا در عراق و خاورمیانه را اعلام کند. باید دید حرف تازه ای خواهد داشت و یا برهمان سیاست اعلام شده در تاریخ 10 ژانویه 2007، مبنی بر ارسال نیروهای کمکی به این کشور، تاکید خواهد کرد. پیش بینی می شود ایران نیز جزو موضوعات اصلی سخنرانی وی باشد.

آنچه مسلم است اینکه برای ایالات متحده، راه برون رفت از بن بست عراق در بیرون از عراق قرار دارد و به طور مشخص در ایران. اما اینکه قرارست به چه زبانی با رژیم ایران سخن گفته شود برای برخی هنوز مشخص نیست. لیکن نگاهی به تهدیدهای متقابل انجام شده در هفته ی گذشته مشخص می کند که رودرویی احتمالی ایران و آمریکا یک مرحله ی دیگر را هم پشت سر گذاشت و از سطح ایما واشاره به به خط و نشان کشیدن های مستقیم رسید. جرج دبلیو بوش در مصاحبه ای با روزنامه ی یوس ای تودی می گوید: « موضع ما بسیار روشن است، اگر ما ایرانیانی را بگیریم که تسلیحات به عراق منتقل می‌کنند و به این ترتیب به سربازان ما و نیروهای عراقی آسیب وارد می‌کنند ما با آن برخورد خواهیم کرد . »[1]

از آنسوی کیهان شریعتمداری می نویسد : « باید به آمریکایی ها تفهیم شود که اگر احتمالا دست به حماقت بزنند چه عواقب هولناکی در انتظار آنها و متحدانشان خواهد بود. نظامیان آمریکایی در شرق و غرب ایران در تیررس ما قرار دارند، اسرائیل با انبوه موشک های شلیک شده از ایران به یک جهنم سوزان برای صهیونیست ها- قبل از ورود آنها به جهنم واقعی- تبدیل خواهد شد. از ٣۰ میلیون بشکه تولید نفت روزانه اوپک، نزدیک به ۲۴ میلیون بشکه آن از تنگه هرمز می گذرد....»[2] از سوی دیگر، نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا  امروز گفته است : « ایران به این نکته پی برده است که اگر بخواهد منافع ما را به مخاطره بیندازد ما ازمنافع خود حمایت می کنیم . »[3] محسن رضایی که شایعه انتصاب او به معاونت فرماندهی کل قوا در تهران پخش است در مصاحبه ای نگرانی های درون نظام در باره ی آغاز یک جنگ را اظهار داشته است. [4]

هر روز که می گذرد خبر و گزارش های آشکار و پنهان بیشتری درباره ی نزدیک شدن زمان آغاز درگیری نظامی میان رژیم ایران و نیروهای آمریکا به گوش می رسد. در کنفرانسی که هفته ی گذشته در اسرائیل پیرامون فعالیت­های هسته ای ایران برگزار شد ریچارد پرل، نظریه پرداز یهودی موسسه ی آمریکن اینترپرایز، که از طراحان اصلی حمله به عراق بود، اظهار داشت:« آقای بوش هنگامی که اطمينان قطعی يابد حکومت ايران به سوی جنگ افزار هسته ای پيش می رود، فرمان حمله را صادر خواهد کرد»[5] آغاز دستگیری اعضای ارتش المهدی در عراق، مانوور موشکی سپاه در گرمسار و ممانعت بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از بازدید مراکز هسته ای ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی موارد بحث برانگیز دیگر بودند.

مجموعه ی این مطالب و گزارش ها در روزهای اخیر فرضیه ی حمله ی نظامی آمریکا به ایران راتقویت می کنند. نگارنده بسیارآرزومند است که چنین نشود، اما به هر روی «فرض محال محال نیست». پس بد نیست لحظه ای تصور کنیم که یکی از این روزها که به کار و زندگی و…سرگرم هستیم خبر می دهند حمله ی نظامی آمریکا به ایران آغاز شده است. در این صورت کدام یک از گزینه های زیر برای هریک از ما قابل تصور است :

1- بسیار ناراحت شده و تلاش می کنم برای مقابله با آن کاری کنم. [6]

2- بسیار ناراحت شده اما نمی دانم برای مقابله با آن چه کار می توانم بکنم.

3- بسیار ناراحت شده اما به دنبال آن نخواهم بود کار خاصی کنم.

4- نه ناراحت می شوم نه خوشحال. بی تفاوت نظاره گر خواهم بود.

5- از این خبر خوشحال شده و در انتظار نتیجه ی آن خواهم نشست.

6- از این خبر خوشحال شده اما نمی دانم به نفع آن چه می توانم بکنم.

7- از این خبر خوشحال شده و تلاش می کنم به نفع آن کاری کنم.

به طور احتمال حالت های بینابینی دیگری نیزمی توان تصور کرد.

اینک فرض را گسترش دهیم و حالت­های ممکن برای کشورمان را بعد از این تهاجم نظامی نیز مورد گمانه زنی قرار دهیم.

 الف – مملکت با خاک یکسان شده، دهها یا صدها هزار کشته و زخمی و ویرانی های عظیم به جای مانده، مواد رادیواکتیویته ناشی از بمباران مراکز هسته ای برای چند صد قرن محیط زیستی و انسانی مناطق مهمی از کشور را آلوده کرده است[7] ؛ در یک کلام، کشورمان برای چند صد سال به عقب رانده شده است و رژیم جمهوری اسلامی هم جان سالم به در برده و هنوزپابرجاست و بر ویرانه های کشور حکم می راند.

ب‌- مملکت با خاک یکسان شده، دهها یا صدها هزار کشته و زخمی و ویرانی های عظیم به جای مانده، مواد رادیواکتیویته ناشی از بمباران مراکز هسته ای برای چند صد قرن محیط زیستی و انسانی مناطق مهمی از کشور را آلوده کرده است ؛ در یک کلام، کشورمان برای چند صد سال به عقب رانده شده است و رژیم جمهوری اسلامی هم تارومار شده است و یک جایگزین دست نشانده ی آمریکا قدرت رابه دست گرفته است و بر ایران سراپا ویران حکومت می کند. [8]

ت‌- مملکت با خاک یکسان شده، دهها یا صدها هزار کشته و زخمی و ویرانی های عظیم به جای مانده، مواد رادیواکتیویته ناشی از بمباران مراکز هسته ای برای چند صد قرن محیط زیستی و انسانی مناطق مهمی از کشور را آلوده کرده است ؛ در یک کلام، کشورمان برای چند صد سال به عقب رانده شده است و هیچ قدرت جایگزینی نمی تواند خود را بر کل کشور تحمیل کند، جنگ داخلی، قومی، عراقیزه شدن و تجزیه­ی کشور آغاز می شود.

حال لحظه ای تصور کنیم که به نسبت هر کدام از این سه سناریوی ممکن برای آینده ی ایران، هر یک از گزینش های رفتاری هفت گانه ی بالای ما چه احساسی را در آینده در خلوت وجدان مان بر خواهد انگیخت و چه قضاوتی از سوی نسل های آینده در انتظار ما خواهد بود.

و سرانجام لحظه ای تصور کنیم اگر توانسته بودیم با تکیه بر آگاهی و شجاعت خویش از سد ضعف های شناخته شده خویش، که مانع از همبستگی و حرکت مشترکمان می شد، گذشته و با امید به جایگزینی دمکراتیک، فراگیر و مردمی دست به قیامی سرنگون ساز زده و خود و میهنمان را آزاد ساخته و از پیاده شدن چنین آینده ی سیاهی برای آن پرهیز می کردیم. بدیهی است که می توانستیم، اگر می خواستیم، اما افسوس که ...



[1] http://www.aftabnews.ir/vdcamyn49ynim.html

[2] http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=7886

[3] http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=438925

[4] http://www.baztab.com/news/58340.php

[5] نشست آمریکا واسراییل برای گسترش تحریم علیه ایران ( رادیو فردا : http://www.radiofarda.com/Article/2007/01/22/f4_session_sanction_iran.html

[6] آیا دیر نخواهد بود ؟

[7] حداقل زمان پیش بینی شده برای پاکسازی محیط های آلوده به ایزوتوپ های اورانیوم 2500 سال می باشد.

[8] بعید بنظر می رسد که ایالات متحده و اسرائیل بخواهند چنین حمله ای به ایران کنند تا بعد، قدرت را به دست یک حکومت ملی و مردمی بسپارند. مگر آنکه بخواهیم حکومت های فعلی افغانستان و عراق را «ملی» و «مردمی» ارزیابی کنیم.

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [  ]  
حضرت رحیمی بعد از تقدیم سلام و تحیات قلبی خدمت شما.من در همین نقطه دارم به معنای عمیق و مفهوم غریب دموکراسی از نظر امثال شما رفیقان نادیده آشنائی کامل پیدا می کنم.من نمیدانم جناب علی ناظر این وجیزه ای را که بنده تحریر می کنم درج می نمایند یا نه ! ولی تمایل قلبی بنده این هست که درج بفرمایند تا معلوم و روشن بشود متاسفانه امثال شما دوستان مارکسیست که عمیقا در سطح امور حرکت می فرمائید از امثال شیخ جعفر قندی که بنده باشم بسا غیر دموکرات تر و بسا مستبد تر هستید در حقیقت بنده پنجاه سال درس آخوندی خوانده ام ولی سرکار به معنای واقعی کلمه در قضاوتهای خود ملائی تمام عیار هستید که بنده نمونه هایشان را بسیار دیده ام.. شما اگر با این نوع قضاوتها روزی رئیس محکمه ای بشوید به عین الیقین می بینم چون امثال پل پت و استالین و انور خوجه جان عزیز هزاران انسان بیگناه را بر باد فناخواهید دادچنانکه امروزه روز بدون تعمق و تدبر بنده را از زمره ارتجاعیونی می دانید که به دلائل عدیده و این که به نوعی ولایت فقیه ارتجاعی تر از ارتجاعیون حاکم مومن و معتقدم از این مراکز فتنه و شر جدا شده ام.فیاعجبا و صم بکم عمی فهم لا يرجعون. اعوذ بالله من الجهاله و حیره الضلاله وصم بکم عمی فهم لا یرجعون صم بکم فهم لا یفقهون صم بکم عمی فهم لا ینطقون ای بر شما باد با این نوع قضاوتهای کور دلانه.بنده کجا معتقد به ولایت خبیثه فقیه هستم؟ ای لعنت بر ولایت فقیه! ای عذاب دائم الهی بر هر فقیه پلیدی که سودای حکومت در سر دارد! متوقف شوید آقا!از کجا سرکار چنین استنباطی را می کنید که بنده هم از زمره ارتجاعیون هستم و هم معتقد ب ولایت فقیه!متاسفانه جای ذبحث در اینجا نیست که مجال نیست و گرنه خدمت شما عرض می کردم که بنده پس از پنجاه سال تحقیق همانقدر که نسبت به اسلام آگاهم از سایر مکاتب و از زمره آنها مارکسیسم اگاهم و تقریبا تمامی کتب مارکسیستی را مطالعه کرده ام ومیتوانم بگویم مرحومان مارکس و انگلس همانقدر از دست پیروان قالبی خود رنج می کشند که محمد ابن عبدالله و علی ابن ابیطالب از دست مسلمانهای بی عقل و ارتجاعی.شما از اسلام و قران چه می دانید جز چیزهائی که از آخوندهای این روزگار ملاحظه نموده اید.من چندان حوصله بحث با افراد خارج از ظرفیت را ندارم و از این به بعد هم کمتر مزاحم اوقات شده و میکرفن را به دموکراتهائی نظایر سرکار و جناب یحیی پور وا می گذارم اما خدمت شما عرض می کنم امثال شیخ جعفر قندی که بنده باشم و تعدادشان در مملکت زیاد است بیزارند از ولایت فقیه لعنت می کنند به تمام کسانی که سودای ولایت دارند . به مملکتی با حکومتی غیر مذعبی اعتقاد دارند و به نهادهای مذهبی که به امورات اخروی و اخلاقی ملت رسیدگی کرده و البته تحت نظارت دولتی باشد که با رای قاطبه ملت انتخاب شده خداوند شما را هدایت نموده و کمک بنماید که از تحجراتی که آخوندها گرفتار بلیات آن هستند دور بمانید. شیخ جعفر قندی شهدیقی.   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده:  . رحيم رحيمی]  [  ]  
من کاملا با اقای يحی پور در رابطه با سانسور کردن نظرات انهائی که با اضافه کردن کلمات و جملات عربی و خرفاتی از قران که توهين به انسان ميباشد در مطلب خود سعی درنشان دادن مخالفت با رژيم سرمايه داری مذهبی وابسته به امپرياليست ملايان را دارند موافق می باشم. اين کاربران امثال شيج جعفر قندی که خرافات مذهبی و قر انی را چاشنی مطالب خود می کنند بايد اين خرافات را به عنوان يک امر خصوصی در نزد خود نگاه دارند. انها با استفاده از اين کلمات به شان و حرمت انسانی کار بران توهين ميکنند. ما بايد بدانيم اصول و موازين بی پايه ای که در قران امده و ما برای انها حرمت و تقدس قائل هستيم برای پيشرفت اخلاقی ما زيان اور هستند. روحانيت شيعه در ايران در سراسر تاريخ حيات اش نقش خود را در حفظ و تحميل و ضع موجود و سلطه طبقاتی به خوبی بازی کرده است و اگر شيخ جعفر قندی از اخوندی هائی می گويد که با دستگاه رهبری سر سازگاری ندارند و مورد بی مهری انها قرار گرفته اند شکی نيست که مخالفت اين دسته از اخوند ها با رهبری از موضع ارتجاعی و ضد خلقی می باشد و انها فقط در پی يافتن يک ولا يت فقيه خودی ميباشند تا منافع شخصی و طبقاتی شان را تامين کند. . به عنوان يک کاربر ديدگاه پشنهاد حذف تمام کلمات و جملات مذهبی و قرانی اين اشخاص را دارم. رحيم رحيمی   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [  ]  
سلام بر خوانندگان محترم دیدگاه.سلام بر هر کس که با نیت خیر و بخاطر انسانیت و حریت و البته سرنگونی نظام پلید و خبیث جمهوری شیاطین و خناسان دوران ما یعنی جمهوری اسلامی و استقرار نظامی غیر دینی و بر پایه دموکراسی علم حریت و شجاعه را در دست غیرت خود دارد.این را تاکید می کنم که معلوم شود مواضع سیاسی بنده چیست و در کدام جبهه و جهت هستم.اما چون جناب یحیی پور که به نظر می رسد از جوانان کمونیست و فاضل می باشند با عصبانیت و بدون کظم غیض از بنده به عنوان آخوندی از قم نام برده و اضافه فرموده بودند که بنده با ایات مختلفه و کلمات رکیکه انسانها را مورد توهین قرار داده ام عرض می کنم که حضرتعالی از کدام توهین و الفاظ رکیک ملال خاطر پیدا نموده اید و اینجانب چه کسی مگرامثال خامنه ای خبیث را مورد توهین قرار داده ام. برادر من! سرکار اگر اندکی سعه صدر و وسعت نظر را دارا باشید درک می فرمائید که نه ملا بودن و نه از خطه قم بودن گناه نبوده و نیست.آنچه قبیح است حمایت از و اعانت به جمهوری پلید اسلامی و آخوندهائی است که خون خلائق را در شیشه نموده و ابروی همه چیز را برده اند.من باب اطلاع سرکار عرض می کنم حدود بیش از چهارصد هزار ملا و اخوند و طلبه در درجات مختلف در ایران وجود دارند که بخش عظیمی از این انسانها مورد انواع ظلم و ستم بوده و می باشند وحساب و کتاب این جماعت را بایست از آن شریرانی که زمام حکومت را در دست دارند جدا نمود.یکی از این افراد هم خود بنده هستم که از این جمهوری خبیث و کثیف که قبیحترین رجس موجود در کره ارض هست از همان آغاز که خمینی ملعون شروع به جنایت نمود جدا نمودم و انواع مشکلات و مصائب را تحمل نموده و می نمایم. حالا سرکار چه می فرمائید؟ باید تمام آخوندها را مقتول نمود؟ باید ریش وعمامه را اصل و معیار قرار داد؟یا باید عمیق و با فراست کامل قضایا را مد نظر قرار داد.بنده عصبانیت سرکار را حمل بر جوانی و با عرض معذرت از شما از در دام احساسات قرار داشتن می دانم و از خداوند متعال می خواهم صبر و حوصله ای به شما عنایت بفرماید تا مملکت خودتان و مردم این مملکت و شرایط این مملکت را به نحو احسن بشناسید.در ضمن به نظر بنده می اید که شما هستید که خواسته یا ناخواسته می خواهید سانسور را بر دیدگاه حاکم بنمائید چرا که از انعکاس نظرات بنده به عنوان یک ایرانی که سابق بر این آخوند هم بوده به شدت خشمگین هستید. امیدوارم که در این مورد مقداری تدبر و تامل بفرمائید. والسلام علی من اتبع الهدی.   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  

آقای علی ناظر دوست عزیز چه کار زشتی میکنی عزیز که نظرات انتقادی مرا به دلایل موهوم سانسور میکنی تا کنون شش نظر مرا سانسور کردی سایهء سیاه سانسور بر دیدگاه حاکم شده است شما اگر رهبران کرد را نوکر امریکا نمی دانی پس آنها را چه میدانی آگر بهار لو گویندهء تلویزیون صدای امریکا را عضو سیا نمی دانی پس چه می دانی ؟!! حتماٌ این افراد انقلابی اند ؟!! ودارند با اخبار درست وصحیح وانقلابی گوش خلق الله را پر میکنند ؟!!!دیدگاه که خانهء ما بود غرق در سانسور شده است این تازگی هم آخوندی از قم در دیدگاه نظرات مستهجن وسرتاسر توهین به انسان را در پوشش آیات قر آنی در دیدگاه منتشر میکند ولی با استقرار سانسور نمیشود چنین "آیات عظام" را نقد کرد دیگر از نوشته های نظر دهنده گان سابق در دیدگا ه خبری نیست پر واضح است نظرات آنها سانسور میشود آقای علی ناظر که روزی به خاطر سانسور استعفاء دادند الان مبلغ سانسور در دیگاه شدند !!!سانسور چهرهء کریه خودرا در دیدگاه حاکم کرده است وآن را آلوده است آقای علی ناظر امیدوارم این نظر را به دلیل عدم ارتباط به مقاله سانسور نکنی من هدفم نه تنها شما بلکه خوانندگان شما هم هست که فقط از این طریق میشود با آنها صحبت کرد بگذار آنان قضاوت کنند !!
____

علي ناظر: کاربر محترم سلام. با تشکر از هشدار شما بخاطر امکان لغزش ديدگاه به وادي بي بازگشت «سانسور» صميمانه تشکر مي کنم.
اما... به موارد آنطور که هست بپردازيم.
1- شما مي گوييد بهارلو عامل سيا است. من از شما خواستم که با مدرک اين موضوع را ثابت کنيد و سپس هرچقدر دلتان مي خواهد به ايشان بدو بيراه بگوييد. توجه داشته باشيد صحبت از «مدرک» است. وقتي مي گوييم فلاني عامل سيا، رژيمي، وووو است اين تنها نظر ماست، مگر اينکه «مستند» ثابت کنيم که اين ديگر «نظر» نيست، بلکه «واقعيت» است.
2- شما در نظري که حذف شده، (و من دليل آن را با رنگ قرمز مشخص کرده ام) نوشته ايد «
این مقاله سرتاسرش دفاع از سیاست نوکری کردها از سلطهء وهژمونی امریکاست » همانطور که توجه مي کنيد، شما از رهبران کردها صحبت نکرده ايد، بلکه از خلق کرد صحبت کرده ايد. حتي اگر نوشته بوديد رهبران کردها، بازهم اين جمله نادرست است. من همهء رهبران کردها را نمي شناسم، اما باور ندارم که در ميان رهبران کردها يک انسان که نوکر صفت نباشد پيدا نشود.
سوال اصلي اين است که چرا وقتي مي توانيم حرف و انتقاد خودمان را مشخص و بدون تعارف اما با لحني قابل قبول بزنيم، از اين عمل خودداري مي کنيم؟ آيا فکر مي کنيم که اگر چند تا برچسب و ناسزا نگفته باشيم روي حرف ما کمتر حساب مي کنند؟ من انتظارم از شما خيلي بيشتر از اين است.
در پايان، همانطور که پيش تر در«نه، اينطوري نمي شود» نوشته ام، اگر اين پاکسازي در «نظرات» ديدگاه، که من پيشه کرده ام، منجر به اين شود که هيچ کاربري نظر ندهد، و يا همهء دنيا ديدگاه را پيشتاز سانسور قلمداد کند، بازهم به اين روند ادامه خواهم داد..
خواهش مي کنم مرا بد نفهميد. انتقاد به ديگران و سازمانها و نهاد ها امري درست و بجاست و ديدگاه از آن حمايت مي کند. اما از برچسب زدن و ناسزا گفتن نه. همانطور که چند وز پيش نوشتم، اگر نظري، بخاط کم دقتي من، خارج از اين موازين ثبت شده باشد، من از شما و ديگر کاربران خواهش مي کنم که سريعا به من گوشزد کرده تا در صورت صحت، آن نظر از سايت حذف شود (چند روز پيش يک نمونه داشتيم که نظر حذف شد). آيا اين سايهء شوم سانسور است که بر ديدگاه افتاده است؟ من فکر نکنم.
ضمنا شما مي توانيد نظراتي که به سوژهء مقاله  نمي خورد (بعنوان مثال همين نظر) را از طريق «پيشنهاد» که در ستون سمت راست همين صفحه قرار دارد ثبت کنيد.

  

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: آذر شهری]  [  ]  
آرزو دارم که آقای عرفانی به سئوالات من نسبت به شرایط مشخص فعلی و دوباره عرض میکنم در شرایط فعلی پیش روی ملت ایران، به سئوالات من جواب دهند. یعنی نمی خواهیم داستان بافی کنیم بلکه در شرایط فعلی و مشخص پیش رویمان که هم از طرف رژِیم ملایان وهم از طرف جامعهً جهانی به ملت تحمیل میشود، بایستی موضع گیری کرده و راحل باید ارایه داد.
آقای عرفانی اگر شما نیروئی داشتید که الحمدلله ندارید و دورانتان تمام شده است، بخواهید بروید رژیم را سرنگون کنید کسی کشته نخواهد شد؟ من قبل از همه رژیم جمهوری اسلامی را اشغالگر 28 سالهً درجه اول ایران میدانم و به اعتقاد من هر کس ملت ایران را در اخراج این اشغالگران فاشیستی وحشی یاری کرده و مردم ایران را از استبداد دینی آزاد و رها کند، دوست صمیمی ملت ایران است؟ آیا شما در حال حاضر راه دیگری برای آزادی مردم ایران دارید؟ فراموش نکنیم دمکراسی تنها ضامن آزادی و منافع ملی مردم ایران است.
  

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: امید صفائی]  [  ]  
منهم بارها سناریو هائی از این دست کم وبیش سیاه تر با توجه به اخبار و شایعات و جنگ روانی و خلاصه تمام مجموعه هاو داده ها و خبرها و نظرها ، در ذهن و اندیشه ام گذرانده ام و یقه خودمم راهم سفت گرفته ام که کجای کار هستم و تکلیف خودمو مدتها ست که معلوم کرده ام که چه میکنم که در هیچکدام از گزینه های هاییه های آقای عرفانی جای نمیگیرد که فعلا هم جای گفتن ندارد ولی چیزی که مدتهاست ذهنم را مشغول و اذیت میکند اینست که اگر بقول جناب عرفانی فرض محال ،محال نیست ، در یک چنین شرایطی ، سازمان مجاهدین و ارتش آزادی بخش کجا هستند آیا هنوز هم در شهر اشرف و در محاصره ویا کنترل ارتش امریکا هستندو اختیار هرگونه عملیاتی را همچنان از آنها سلب کرده اند ، براستی چقدر غم انگیز است من یه لا قبا هرجوری باشه زهرم را به هر تهاجم و مهاجمی به مملکتم میریزم وکوتاه هم نمیام و اختیارم هم دست خودم است ولی این بچه ها چه خواهند کرد؟؟؟؟   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مرندی]  [  ]  
اگر کسی بنام سیاسی، مفسر ...و یا هر آدم دلسوزی بخواهد مشگل مردم ایران را حل کند، یعنی شر دیکتاتوری جهل و جنایت ملایان را از سر و زندگی مردم ایران کم کند، قبل از همه باید دید و نظر و عمل خود را به راههای سرنگونی رژیم ملایان معطوف داشته و به آن را ه حلی عملی ارایه دهد و گرنه حرف مفت زده است. به همین دلیل، من فکر می کنم آقای عرفانی و دیگر ضد امپریالیستهای مدعی می خواهند عقدهای ورشکستی سیاسی خود(دیکتاتوری پرولتری) در قرن گذشته را از آمریکا طلب کنند. ولی این راه حل مشگلات مردم ایران نیست. این نظر انتقام جوئی است . باز هم چاه کن در ته چاه خواهد ماند.   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مرندی]  [  ]  
اگر کسی بنام سیاسی، مفسر ...و یا هر آدم دلسوزی بخواهد مشگل مردم ایران را حل کند، یعنی شر دیکتاتوری جهل و جنایت ملایان را از سر و زندگی مردم ایران کم کند، قبل از همه باید دید و نظر و عمل خود را به راههای سرنگونی رژیم ملایان معطوف داشته و به آن را ه حلی عملی ارایه دهد و گرنه حرف مفت زده است. به همین دلیل، من فکر می کنم آقای عرفانی و دیگر ضد امپریالیستهای مدعی می خواهند عقدهای ورشکستی سیاسی خود(دیکتاتوری پرولتری) در قرن گذشته را از آمریکا طلب کنند. ولی این راه حل مشگلات مردم ایران نیست. این نظر انتقام جوئی است . باز هم چاه کن در ته چاه خواهد ماند.   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مرندی]  [  ]  
اگر کسی بنام سیاسی، مفسر ...و یا هر آدم دلسوزی بخواهد مشگل مردم ایران را حل کند، یعنی شر دیکتاتوری جهل و جنایت ملایان را از سر و زندگی مردم ایران کم کند، قبل از همه باید دید و نظر و عمل خود را به راههای سرنگونی رژیم ملایان معطوف داشته و به آن را ه حلی عملی ارایه دهد و گرنه حرف مفت زده است. به همین دلیل، من فکر می کنم آقای عرفانی و دیگر ضد امپریالیستهای مدعی می خواهند عقدهای ورشکستی سیاسی خود(دیکتاتوری پرولتری) در قرن گذشته را از آمریکا طلب کنند. ولی این راه حل مشگلات مردم ایران نیست. این نظر انتقام جوئی است . باز هم چاه کن در ته چاه خواهد ماند.   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: آريا مهربان]  [  ]  
تصوير سياهي كه آقاي عرفاني ارائه كرده است، سناريوي خيلي خبالي به نظر مي رسد، اصلا معلوم نيست چرا بايد آمريكا حمله يي به ايران بكند كه كشور ما را با خاك يكسان بكند و صدها هزار كشته به جا بگذارد. آنچه مربوطه به تشعشات اتمي است(البته من در اين زمينه اطلاعات فني و علمي ندارم) فكر نمي كنم كه مثلا بمباران، تاسيسات در دست ساختمان يا تكميل شده و در حال بهره برداري غني سازي اورانيوم كه مساله مركزي بحران است، تشعشات دامنه داري، آن گونه تشعشات مربوطه به انفجار بمب يا خود كوره اتمي ا (مثل مورد چرنوبيل ) ايجاد مي كند بكند و اين هم كشور ما را با خاك نمي كند. اما اين كه گفته اند«آنچه مسلم است اينکه برای ايالات متحده، راه برون رفت از بن بست عراق در بيرون از عراق قرار دارد و به طور مشخص در ايران» من فكر نمي كنم خود سياست گذاران آمريكا از جمله جرج بوش واقعا اين گونه فكر بكنند، چرا كه آنها خوب مي دانند آن ارتش و سيستم امنيتي بسيار منسجم و خشن عراق كه با تحقير آمريكائيها از صحنه حذف شد، در عمل جايي نرفته و در عراق است و در كشوري كه مثل يك پادگان و سرباز خانه بزرگ بود و چيزي كه كم نبود اسلحه و انبار مهمات بود، دستيابي به اسلحه و مواد منفجره براي عناصر بعثي مساله مشكلي نيست. اين انفجارهايي كه هر روز در عراق جوي خون راه مي انداز و اكثر قرباينان آن را شيعيان عراق تشكيل مي دهند، اين اقدامات سازمان يافته آدم ربايي با ماشين هاي پليس و افرادي كه يونيفورم پليس را به تن دارند انجام مي گيرد اين كارها را بعثيها انجام مي دهند كه با با تمايلات نژاد پرستانه يي كه دارند دشمن ايران و ايرانيانند و صد البته با رژيم ملاها ها هم دشمنند( و به احتمال زياد نسبت به مجاهدين هم نظر واقعيشان ممكن است آميخته به نفرت و تحقير باشد، صدام حسين در فروغ جاويدان با ندادن پوشش هوايي به آنان اين را به نوعي به نمايش گذاشت) .آمريكا هم حتما خوب مي داند و لااقل يكي از آمريكائيان اهل فن كه ژنرال كالين پاول رئيس ستاد اسبق و وزيرخارجه سابق در دوره اول رياست جهوري بود گفته است كه اين كارها خود جوش است و از خارج طراحي نشده است. خلاصه اين كه بزرگ نمايي نقش رژيم در مساله عراق از سوي آمريكا به خاطر زير فشار گذاشتن رژيم سر مساله اتمي است و اين ناو هواپيما آوردن و بردن ها هم بخشي از جنگ رواني است بدون اين كه بخواهم بكلي احتمال يك حمله هوايي به تاسيسات اتمي يا برخي مراكز نظامي را رد بكنم. ديگر اين كه شرايط داخلي ايران نه مثل عراق است و نه مثل افغانستان هر گونه عامل خارجي، ازجمله اقدام آمريكا براي تغيير رژيم ولايت فقيه، با دادن نقش تعيين كننده به جناح موسوم به اصلاح طلب رژيم خواهد بود(برخلاف روياهاي آقاي نيابتي) كه از بعد از كار آمدن خاتمي در سال 76 بارها نشان داده اند كه حاظرند قواعد بازي را رعايت كنند و روابط عادي با غرب داشته باشند. به هر حال من گمانم نمي كنم آن نوع حمله يي كه آقاي عرفاني گفته هيچ وقت به وقوع بپيوندد چون مساله عراق را حل نخواهد كرد. اما تاسف از عدم همبستگي اپوزيسيون جمهوريخواه رژيم، تاسفي است كه بيش از ربع قرني كه ممكن است ربع قرن ديگر هم اگر رژيم پابرجا بود، هم چنان باقي باشد!   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده:  م ل شکیب]  [ Shakib_ML@hotmail,yahoo.com ]  
دیدگاه‌كورش عرفانی همیشه‌ با واقعیتهای موجود که‌ نظر و اندیشه‌ خیلی از آازادیخاهان و طرفداران مردم زحمتکش ایران هست از سره‌ تعهد اخلاقی وانقلابی است بی شک تمام نکته‌ نظرهای ایشان دقیق و بر خلاف کسانی که‌ از سره‌ محافظه‌ کاری،قدرات طلبی،سکتاریسم سازمانی به‌ آینده‌ می اندیشند واقعیت ها را بیان میکنداگر بدور از تعثب به‌ نکاته‌ مطرع شده‌ کورش بیاندیشیم و بی تفاوتی پیشه‌ کنیم بی شک آیندگان بر ما تف و لعنت ابدی خواهند فرستاد،من بر خلاف شونیست ها از چپ و راست و مذهبیون ووطن پرستان ترسو و بزدل منافع پرست باید به‌ سرنوشت میلونها انسان ایرانی فکر کرد که‌جانیان اسلامی‌ سرمایه‌ در ایران و اگر حمله‌ای صورت بگیرد به‌ جه جهنمی بد تر از آنجه‌هست دچار خواهند شد،اتحاد ما ،فریاد و مبارزه‌ ما همگام با میلیونها ایرانی معترض در داخل میتواند جلوی این سناریو جنایتکارانه‌ را بگیرد.   

[تاریخ ارسال: 24 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: لیلا همتی]  [  ]  
راه حل مسئله ایران و خلاصی از شر رژیم آخوندی کاملاً واضح است. بدون جنگ خارجی و بدون ادامه مماشات خارجیان با آخوندها برای چپاول بیشتر مملکت ما میتوان و باید با حمایت از مقاومت و ارتش آزادیبخش ملی ایران این رژیم را سرنگون کرد و دخالت نظامی خارجی را هم تنها به همین صورت میتوان منتفی کرد. ولی در صورتی که اکثریت جامعه به هر دلیل موجه و غیر موجه خاموش مانده و نظاره گر سیر خودبخودی حوادث باشد خطر وقوع جنگ بیش از گذشته شده و در اینصورت خود کرده را تدبیر نیست. البته این نیز پر واضح است که کسانی که کارشان فقط غرزدن و تحلیل اوضاع بصورت صرف داوری میدان مبارزه مقاومت و رژیم است نه امروز و نه فردا پارامتری تعیین کننده برای اوضاع متحول و پرشتاب آن نیستند. حساب خائنین به ملت و به مبارزین و انقلابیون هم در همین پروسه روشن خواهد شد.   

[تاریخ ارسال: 23 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سعید حقیقی راد]  [  ]  
من مایل نیستم که خونی از دماغ هموطنانم بریزد، و هم چنین مایل نیستم که تاسیسات صنعتی و اقتصادی و کشاورزی کشور و نیز خانه و زندگی مردم توسط بمب افکن های آمریکایی ویران و نابود شود، اما اگر بنا بر اصل : "فرض محال که محال نیست" روزی بشنوم که سربازان آمریکایی دارند با پاسداران و آخوندها می جنگند، دوشادوش آمریکایی ها با این جنایتکاران خواهم جنگید و به آن،افتخار نیز خواهم کرد. ویلی برانت صدراعظم محبوب آلمان، در دوران جوانی، به سوئد (یا کشوری دیگر، درست یادم نیست) گریخت و وارد ارتش آن کشور شد و با ارتش هیتلر (یعنی ارتش کشور خودش) به جنگ پرداخت. در کشور خودمان، خواجه نصیر الدین طوسی تنها چاره کندن ریشه خلافت جهل و جنایت 500 ساله عباسی از خاک پاک ایران را در همکاری با هلاکوخان یافت و نمونه های دیگر. بگذارید من مارک وطن فروش بخورم، ولی اعتقاد دارم بی وطن واقعی کسی است که حتی یک دقیقه بیشتر تداوم این رژیم آخوندی تبهکار بدتر از مغول را - ولو در اعماق احساسات و وجوانش - تحمل می کند.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.