شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنگ در انتظار ایران
يادداشت روز کورش عرفاني

کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com 

پس از علنی شدن این نکته که نبرد میان آمریکا و رژیم ایران مدتهاست در عراق در جریان است علائم و شواهدی که حکایت از تدارک رویارویی مستقیم نظامی ایران و آمریکا دارد در حال افزایش است. تنها یک هفته پس از اینکه جرج بوش اعلام داشت موشک های ضد موشک «پاتریوت» را در عراق مستقر می کند وزیر دفاع روسیه امروز صبح به طور رسمی بیان کرد معادل روسی این موشک ها، به نام «تور- م 1»، به ایران تحویل داده شده است. روسیه آمادگی خود را برای فروش سلاح های دیگر به ایران اعلام داشته است زیرا نیک می داند که بازداشتن آمریکا از نابودی نظامی رژیم نیازمند تجهیز ایران به مدرن ترین سلاح هاست ؛ هر چند که جنبه های مادی این معاملات نیز برای روسیه قابل چشم پوشی نیست. اما سرعت تحول اخبار مربوط به محاصره ی نظامی ایران به حدی زیاد است که به نظر می رسد چین و روسیه قادر به ایفای نقشی فعال برای ممانعت از اجرای طرح حمله ی نظامی به ایران نباشند. پس ازرسیدن دومین ناوگان جنگی آمریکا به خلیج فارس و پس از آنکه حتی فرانسه نیز برای احتیاط بزرگترین رزمناو خویش را به این منطقه ارسال داشته است، چرا، بر اساس گزارش امروز تایمز، بریتانیا دو ناو مین روب به آبهای خلیج فارس ارسال می کند ؟ این ناوها قرارست کدام مین های دریایی را جمع آوری کنند ؟

بنظر می رسد که فرانسه، دومین شریک تجاری رژیم، با اطلاع از طرحی که برای ایران آماده می شود در تلاش است برای آخرین بار جمهوری اسلامی را به گفتگو و مصالحه دعوت کند. خبرگزاری ها اعلام می کنند ریس جمهور این کشور، ژاک شیراک، تصمیم دارد فرستاده ی ویژه ای را به ایران بفرستد. این ابتکار در صورتی می تواند مفید واقع شود که رژیم به نقطه ی غیر قابل بازگشت خویش نرسیده باشد. آیا تایید مصوبه ی مجلس برای اجبار دولت به بازنگری همکاری های خویش با آژانس بین المللی انرژی اتمی، که امروز سه شنبه به امضای احمدی نژاد رسید، نمودی از رسیدن به این نقطه نیست؟ آیا رژیمی که در نوعی ورشکستگی اقتصادی غیر رسمی و بحران اجتماعی 5 تا 7 میلیون بیکار و 15 میلیون فقیر مطلق قرار دارد جایی هم برای عقب نشینی دارد ؟ آیا رد درخواست عاجزانه ی رژيم برای وساطت عربستان میان آمریکا و ایران توسط سعودی ها حکایت از آن ندارد که هر گونه تلاشی برای سرپا نگه داشتن جمهوری اسلامی شرط بندی روی اسب مرده است ؟ 

  کنار هم گذاشتن این اخبار نشان می دهد سناریوی برخورد نظامی آمریکا-اروپا و اسرائیل با رژیم جمهوری اسلامی گام به گام به پیش می رود و به تدریج جای تردید کمتری برای کسی می گذارد. بی توجهی ریس جمهور آمریکا به گزارش هامیلتون-بیکر در مورد عراق و حتی اتخاذ تصمیماتی برخلاف آن، نشان می دهد که استقرار درازمدت آمریکا در خاورمیانه موضوعی گذرا و مقطعی نیست که با شکست نظامی در عراق به بن بست برسد. آمریکا می داند جنگ را در عراق باخته است، اما می خواهد نبرد را در خاورمیانه ببرد. ایالات متحده کلید این پیروزی را در ایران، شاهرگ حیاتی منطقه و در جایگزین ساختن رژیم تهران با یک حکومت پروآمریکایی می بیند. گویی جنگ برای آمریکا، اسرائیل و رژیم ایران انتخاب نیست، اجبارست.

به ظاهرهمه چیز به این سمت می رود و بهای سنگین این استراتژی، نه از حیث تلفات انسانی[1] و نه از نظر خسارات مادی و یا هزینه های کلان مالی، خللی در ادامه ی سیاست توسعه طلبی آمریکا در خاورمیانه بوجود نیاورده است. اعزام نیروهای جدید به منطقه، اختصاص بودجه ی بیشتر به این کار، علیرغم پیروزی دمکرات ها در کنگره و نیز طرح اجباری کردن خدمت سربازی در آمریکا بیانگر این است که ایالات متحده مصمم است در این نبرد پیروز شود زیرا در غیر این صورت می تواند با فروپاشی ساختارسرمایه داری تولیدی-تجاری-نظامی خویش مواجه شود. ضرورت این پیروزی برای ادامه ی حیات اسرائیل نیز قابل یادآوری می باشد. دولت اسرائیل در حال حاضر فعال ترین دوره ی دیپلماتیک خویش را می گذراند و نخست وزیر و وزیر امورخارجه ی این کشور به سفرهای متعددی برای کسب رضایت چین، روسیه، ژاپن، کره ی جنوبی و اروپا برای سلب حمایت از رژیم ایران مشغولند. به همین ترتیب که وزیر امور خارجه و وزیر دفاع آمریکا در خاورمیانه و آسیا به سازماندهی یک اتحاد منطقه ای بی سابقه از کشورهای عرب خلیج فارس، پاکستان، ترکیه، افغانستان و جمهوری های آسیای مرکزی بر علیه جمهوری اسلامی مشغول هستند.

آمریکا این بار نیک می داند که حق اشتباهی دیگر را ندارد و به همین دلیل نیز با بهره گرفتن از تجارب شکست عراق تهاجم خویش به ایران را با دقت برنامه ریزی می کند. از پیش بینی نیاز به سربازان بیشتر و لذا اجباری کردن خدمت سربازی گرفته تا بررسی جایگزین های تنگه ی هرمز برای ارسال نفت. ایالات متحده می داند که برای موثر بودن باید سریع و قاطع عمل کند به همین دلیل بزرگترین بمباران ها و موشک باران های تاریخ نظامی را تدارک دیده است تا بتواند از همان روز اول رژیم را از حیث قدرت پاسخگویی نظامی زمین گیر کند. گزارش دیروز روزنامه ی گاردین خبر از حمله ای گسترده دارد که بر اساس آن 10 هزار هدف در یک روز در ایران مورد بمباران هوایی و تهاجم موشکی آمریکا قرار خواهند گرفت. برخی دیگر از خبرها حکایت از موشک باران زیر زمینی و اتمی پایگاه های فعالیت های هسته ای در خاک ایران دارد.  

در این میان، پس ازعراق و مردم آن، اینک نوبت ایران و مردم آنست که بهای سنگین استراتژی مشترک آمریکا، اروپا و اسرائیل را، با همدستی برخی کشورهای منطقه،بپردازند. به همان ترتیب که انفعال مردم عراق در مقابل رژیم صدام کشورشان را به وضعیت کنونی سوق داد، انفعال مردم ایران برای خلع قدرت از رژیم از یکسو و سردرگمی اپوزیسیون ایرانی برای ارایه ی یک جایگزین مردم پسند از سوی دیگر، آینده ی وخیمی را برای کشورمان ممکن ساخته است.

احتمال جنگی خونین و تخریب گر در ایران هر روز قطعی تر بنظر می رسد بحث بر سر تاریخ شروع آنست. چه باید کرد ؟ این را همه می دانند...
________

[1]   آماری که امروز توسط سازمان ملل منتشر شد حکایت از آن دارد که در طی سال گذشته ميلادی ۳۴ هزار و ۴۵۲ غيرنظامی در عراق کشته و بيش از ۳۶ هزار نفر ديگر مجروح شدند. (منبع  : سایت بی بی سی)

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 18 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: روحی]  [  ]  
آقای نیکو خراسانی محترم: به نظر من سرنوشت و آیندهً مردم ایران را نباید قربانی اشتباهات گذشته گان کرد. استعمار همیشه از نداشتن ثبات سیاسی در داخل که ناشی از دیکتاتورهاست، سوء استفادهً زیادی کرده، به همین دلیل شرایط داخل را باید ساخت. علت بزرگ شکست دولت ملی دکتر مصدق، عدم حمایت حزب تودهً خائن به مثابه بزرگترین نیروی انقلابی آندوران از مصدق بود، شعبان بی مخها و کاشانی های مرتجع هم داد اسلام عزیز را میدادند، ملاحظه می فرمایئد که همهً شکستها و ناملایمات و ناهنجاریها از گسستگی ها و عدم اتحاد مردم حول محور آزادی خواهی نشئات می گیرد و دیگران هم ازآب گل گل آلود ماهی میگیرند.مانند چین و روسیه فعلی.   

[تاریخ ارسال: 18 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فاطمه صبری]  [  ]  
آقای جلایر اردبیلی عزیز هرچند باورندارم که شما ترک باشید. آنهم ترکی که فارسی را خوب نفهمد. اما بهرصورت درزبان فارسی مقوله ای هست به نام کنایه و یا طعنه . که بیانی منفی و اعتراض آمیز است از یک پدیده بصورت کنایه واما درشکلی مثبت . مثل اسم زلفعلی برای کچل !! درهرحال برای اینکه متوجه شوید منظور من چه بوده است به نظر من زیر مطلب ""برگ دیگر ی از گفتمان سازی ( مهدی سامع ) "دراین لینک مراجعه کنیدhttp://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=16540   

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیکو خراسانی]  [ nikokhorasani@yahoo.se ]  
آقای کورش عرفانی
شما در نتیجه گیری انتهای مقاله تان تمام کاسه کوزه ها را بر سر مردم و اپوزیسیون شکسته اید.
آیا واقعا فکر می کنید علت تهاجم احتمالی آمریکا به ایران و یا عراق و افغانستان ، انفعال مردم و اپوزیسیون این کشورهادر رابطه با{به قول خودتان} ( برای ارائه ی جایگزین مردم پسند بوده است )؟
شما واقعا فکر می کنید اگر رژیم مردم پسندی در ایران حاکم بود ، خطر تهاجم از سوی امپریالیستها و صهیونیسم منتفی بود؟ اگر چنین است آمریکا چرا در جهت سرنگونی حکومت ملی و مردم پسند مصدق اقدام کرد؟ آمریکا چرا علیه ویتنام، دولت کوبا، دولت آلنده ، دولت ساندنیستها ، دولت ونزوئلا اقدام کرده ؟ آیا این دولت ها هم به قول شما مردم پسند نبودند؟
متاسفانه شما آگاهانه یا نا آگاهانه جای علت و معلول را با هم عوض می کنید!
علت لشکر کشی آمریکا و شرکای اروپائی و صهیونیستش به منطقه خاور میانه ، کنترل برمنابع نفت است.
ادعای مبارزه با تروریسم، سلاح های کشتار جمعی و صدور دمکراسی و آزادی دروغ های بیشرمانه و رذیلانه ای بیش نیستند.
اگر بجای رژیم ضد مردمی و ضد انقلابی و ضد خلقی جمهوری اسلامی ، رژیمی به قول شما صد در صد مردم پسند و انقلابی و خلقی و بشر دوست هم روی کار بود بدلیل تضاد منافع خلق و امپریالیسم هرگز مردم از شر توطئه های امپریالیسم راحت نبودند.حتی به نظر من این توطئه ها بمراتب بیشتر هم بود.
بنابراین علت جنگ و آدمکشی در منطقه را باید در ماهیت امپریالیسم و سیاستهای شوم غارتگرانه آن جستجو کرد.
مردم منطقه و اپوزیسیون مترقی و مردمی همواره قربانیان سیاستهای امپریالیستی و صهیونیستی و رژیمهای ارتجائی منطقه بوده اند.
در ضمن در رابطه با اظهار نظر کسانی که به امپریالیستها لقب ( جامعه جهانی ) میدهند و از دشمنان مردم انتظار کمک و یاری دارند باید گفت یا نا آگاه هستند و یا تبهکار!
  

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیوشا شایان]  [  ]  
بعلت تربیت زشت طبقاتی که در آن برنده شدن و مسلط شدن یکی بر دیگری امری عادی تلقی می شود، در ما این انگیزه ضد-انسانی رسوخ کرده که برای رسیدن به هدف خود مهم نیست که کسانی که دست اند کاران سرکوب و خشونت نمی باشند (محکومین)، کشته یا سرکوب شوند. درجه انقلابی گری و ذکاوت انقلابی ما در این است که ما تا چه حد بر این بینش زشت خود فائق شویم و در عین حال بتوانیم دنیای جدیدی را بسازیم. پس با این نگرش، ارتجاع در واقع آن گرایشی است در ما که تمایل به رسیدن به هدف به قیمت جان و زندگی توده ها را دارد، و مردمی (انسانی) آن گرایشی در ماست که خواستار تغییر جامعه با تکیه بر نیروی حیات و سازنده همه محکومین است. دول استعماری، رژیم جمهوری اسلامی، سایر دول سرکوب گر و همکاران آنها، نهادهای اجتماعی ای می باشند که در افراد آنه،ا ارتجاع، به معنای گرایش ذکر شده، به یک عرف و قاعده تبدیل شده است. متاسفانه هواداران سرنگونی رژیمها ار طریق جنگ و خشونت در خود ضعف تسلط بر ارتجاع درونی خود را حمل می کنند. این اشخاص و گروها در صورت موفقیت، اخلاق زشت و ضد-مردمی خود را صورت عرف و قاعده خواهند داد، و به ارتجاع تبدیل خواهند شد. این است منطق تبدیل فرد یا گروه مردمی به ضد-مردمی. حال انتخاب با شماست، اخلاقیات جامعه انسانی را می پذیرید یا اخلاقیات جامعه جهانی را. اخلاقیات جامعه جهانی هزاران سال است که جز جنگ و خونریزی چیزی به انسان نداده.   

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جلایر اردبیلی]  [  ]  
من از آقای عرفانی که نویسنده برجسته هستند راه حلی برای این مشکل بسیار بزرگ می خواستم چون واقع امر وحشت زیاد از مطالعه این مقاله به من دست داده بوده ولی از خانم فاطمه صبری تعجب زیاد می کنم که چرا می گوید باید برویم و پشت کامپیوتر به مجاهد فحش بدهیم. اصلا این چه ربطی به این مقاله دارد خانم فاطمه. آقای عرفانی خبر حمله این بوش دیوانه را به مملکت ما می دهد آنوقت ما برویم و به مجاهد فحش بدهیم که چه بشود؟فحشها را هر چی که هست باید به ملای بی پدر و مادر داد که دارد یک کارهائی انجام می دهد که این امریکا حمله کند به ایران و کارهائی بکند که وحشتناک باشد.فحش را باید به ملا بدهیم و اگر هم شما می خواهید یا ما می خواهیم به مجاهد فحشی چیزی بدهیم وقت آن الان نیست چون که اینها که خودشان الان هزار گرفتار دارند و قدرت را نگرفته اند اگر روزکاری قدرت را گرفته بودند و کارهای بد انجام دادند آنوقت نوبت آنها هم می شود الان باید توجه داشته باشیم به ملاها و بوش و این چیزها و حواسمان به جای دیگر خدای نکرده نرود.   

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: م_ ماکوئی]  [  ]  
دشمنی ملایان دیکتاتور با مردم ایران، از همان اول یعنی بعد از انقلاب ضد سلطنتی، که دیکتاتوری شاه با بی اطلاع نگه داشتن مردم از خطرات آیندهً ارتجاع، و بدور ماندن مردم ایران از فعالیتهای سیاسی آزاد، موجب آمدن خمینی و قالب کردن خود بنام رهبر و منجی عدالت شد، بر همگان ثابت گردید. ولی رهبران خیلی از نیروهای چپ ایران مانند حزب خائن توده و اکثریتیها و امتیها و بنی صدر... جبههً آزادیخواهان را با شعارهای ضد امپریالیستی...، گسسته و متلاشی و بخشی از آنان را به خدمت ولی فقیه و باقیمانده را خانه نشین کرده و میدان را به تاخت و تاز چماقداران حزب الهی و لاجوردیها ... را صاف نموده و سپردند. بنابر این عامل اصلی و ماندگاری رژِم ولی فقیه در وحلهً اول تحلیلهای و شعارهای انحرافی بخشی از نیروهای انقلابی و به اصطلاح چپ و ضد امپریالیستی حول شعار های ضد استکباری خمینی و انحراف اذهان عمومی و بخصوص نیروهای انقلابی از دشمن آزادی و آگاهی توده های مردم (خمینی) بوده ومیباشد. زیرا جنایت از موقعی شروع میشود که در وحلهً اول دیکتاتورها آزادی وحقوق سیاسی ملتها را نقض وسلب کرده و با ایجاد خفقان، زمینه را به چپاولگران داخلی و خارجی مهیا میسازند. ودرست به همین دلیل کسانی که از حقوق کارگر دفاع میکنند بایستی بدانند که شرط اول و مهم آن است که کارگر بتواند به حقوق سیاسی خود (حق آزادی بیان ،تشکیلات و اعتراض...*) برسد وگرنه از هزاران کیلومتر فاصله و با کارگر کارگر گفتن حقوق کارگر مطالبه نمی شود. یعنی تا زمانی که دیکتاتور سرنگون نشده و شعار دهندگان در کنار کارگر نتواند محتوی وهدف شعار خود را به کارگر تفهیم کنند، حقوق کارگر و یا هر قشر و فرد دیگری از جامعه قابل اخذ و مطالبه نمی باشد.
به همین دلیل در شرایط فعلی بایستی برویم دستهایمان را به هوا یا خاک و کارگر هم شده دراز کرده و آرزو کنیم که جامعه جهانی ریشهً رژیم ولی فقیه و فاشیسم مذهبی و این دمل وحشی و ارتجائی را مانند طالبان از ایران نیز برکنند، و گرنه با شعارهای احساساتی و غیر واقعی ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری و از قبیل خواب وخیالها، کک رژیم خمینی هم نمی گزد چه برسد به اینکه آنرا سرنگون کنیم. به همین دلیل کسانی که از روبرو شدن جامعهً جهانی با رژِم ولی فقیه نگران بوده و ترس و واهمه داشته و افسوس میخورند، بایستی قبل از همه سراغ کسانی مانند خاتمی و بچهً شاه و حزب توده ، سازگارا...(پاسداران سیاسی رژیم) بروند و بپرسند که چرا در گذشته و حال به ماندگاری این رژیم وحشی کمک و حلوا حلوا و سینه چاک کرده و به این مرحله رساندند تا آمریکا و جامعهٌ جهانی را وادار به عکس العمل و حملهً نظامی بکنند؟! وگرنه مجاهدین و چریکهای فدائی خلق ایران از 28 سال پیش گفتند و با ز هم میگویند و خواهند گفت دشمن اول وآخر مردم ایران رژیم جهل وجنایت ولی فقه بوده ومیباشد وبایستی سرنگون گردد. حالا کسانی که با دست خود به ماندگاری رژِم ولی فقیه کمک کرده اند، اگر راست میگویند قبل از همه بروند ولی سفیه وقیح را از تهدیها و دخالتها و صدور بنیادگرائی وتروریسم و از تولید سلاحهای کشتار جمعی باز دارند وبس.> ما را به خیر شما امیدی نیست/ شر مرسانید.
تو چون خود کنی اختز خویش را بد_ مدار از فلک چشم نیک اختری را.

  

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: اکبر ثارم]  [ akbar@g.mail.com ]  
آقای عرفانی با تحلیل شما اصلاً موافق نیستم. به عقیده من آمریکا اگر می‌توانست به ایران حمله کند پیشتر اینکار را می‌کرد، زمانی که حمایت‌های چین و مسکو علنی نشده بود. در ثانی معلوم نیست چرا به نظر شما «شکست آمریکا در عراق» می‌باید به پیروزی همین دولت در ایران و خاورمیانه منتهی شود!!! تحلیل شما انسان را به یاد حکایت همان روستائی می‌اندازد که به ده راهش ندادند و آدرس خانه کدخدا را می‌گرفت؟ با این وجود قبول می‌کنم که، این برخورد از ماه‌ها پیش در محافل مختلف آمریکا مطرح شده بود که جرج بوش جهت خروج از بحران عراق قصد ارسال آن به کشور ایران را دارد. ولی حتی خود جرج بوش نیز می‌داند که اینکار عملی نیست، چرا که صرفاً یک خودکشی سیاسی برای آمریکا خواهد بود. ولی در عین حال هم دولت احمدی نژاد و هم آمریکا دوست دارند که این جنگ صورت پذیرد، چرا که راه حل مسائل خود را این دو دولت در همین جنگ می یابند. تحلیلی که شما ارائه می‌دهید در کمال تعجب به تحلیلی نزدیک است که دولت احمدی نژاد دوست دارد صورت دهد. این سئوال را باید از شما کرد که آیا اوپوزیسیون ایران می‌باید همان تحلیلی از شرایط ارائه دهد که رژیم ولایت فقیه دوست دارد؟   

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: رحیم ب]  [  ]  
احمد آقا، به جای طعنه زدن حتما داستان بلدرچین و برزگر را چند بار بخوانید.   

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: احمد]  [  ]  
خواب دیدی, انشا الله بخیر باشد.
کسی که با تک خبر موضع بگیرید بهتر از این نمیتواند تحلیل بدهد؛ در حقیتقت تحلیل از بازی موش و گربه و تحلیل گر مبتدی بهتر از این نمشود
  

[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فاطمه صبری]  [  ]  
آقای جلایر اردبیلی بهترین راه حل این است که همه روشنفکران و قلم بدستان و مقاله نویسان پشت کامپیوترهایشان بنشینند و صفحه نظرخواهی سایت دیدگاه را باز کنند و درزیر هر مطلبی ( چه مربوط و چه نا مربوط) به مجاهدین فحش بدهند. فعلا این عملی ترین کاریست که میشود کرد . نه ضرر مالی دارد و نه ضرر جانی .   

[تاریخ ارسال: 16 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جلایر اردبیلی]  [  ]  
آقای عرفانی مقاله شما را خواندم و از شدت وحشت تمام وجود من به لرز عجیبی دچار شد.نمیدانم در برابر این مصیبت بسیار بسیار بزرگ چکار باید بنمائیم.خداوند مگر رحم کند. اگر اینطور بشود بقایای این مملکت هم دچار بدبختی و بیچارگی بزرگتری خواهد شد و باید برویم سرمان را بر زمین گذاشته بمیریم. آقای عرفانی عزیز لطف نموده بگوئید چکار می توانیم بکنیم که این وضعیت پیش نیاید چون واقعن وضع ما از دست این بوش حرامزاده از عراق هم بدتر می شود ای خدای بزرگ خودت به این ملت ما یک رحم و مروتی بنما.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.