شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۸ مه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پرونده ای که بسته شد.

مهدي سامع

پرونده ای که بسته شد.

 

سال 2003 برای مقاومت ایران سال سختی بود. در معامله ای  ننگین بین نیروهای ائتلاف و استبداد مذهبی حاکم بر ایران، قرارگاههای ارتش آزادیبخش ملی ایران بمباران شد. در تابستان همن سال در فرانسه و این بار هم باز در یک معامله شرم آور به دفتر شورای ملی مقاومت حمله شد و تعدادی از فعالان جنبش مقاومت توسط پلیس فرانسه دستگیر شدند.

در آن زمان دستگاه گفتمان سازی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از زبان تعدادی از رسانه ها و سیاستمداران اعلام کرد که «پرونده مجاهدین و شورای ملی مقاومت بسته شد.» و ما خطاب به وزارت اطلاعات رژیم گفتیم که این پرونده در عراق و فرانسه و یا در واشنگتن و مسکو و لندن گشوده نشده که در این مکانها بسته شود. این پرونده در خاک ایران و به دست مردم ایران گشوده شده و سرنوشت آن هم در خاک ایران رقم خواهد خورد.

در همان زمان فریبا هشترودی لابد تحت تاثیر «روشنگریهای» مدیای قدرت و ثروت که معاملات ننگین با ولایت خامنه ای را سفیدکاری می کردند، تصمیم خود را گرفت. خانم هشترودی در آن زمان می گفت که تصمیم دارد مثل یک ژورنالیست آزاد و فارغ از هر «التزام دست و پاگیری» فعالیت کند. من از جمله افرادی بودم که مدافع خداحافظی محترمانه با وی بودم و خوشبختانه چنین شد.

بدین ترتیب او پرونده همکاری با مقاومت را بست و آرزوی من این بود که وی بتواند به عنوان یک روزنامه نگار برای آزادی اندیشه و بیان فعالیت کند.

سرانجام روشنگریهای «سربازان گمنام امام زمان» فریبا هشترودی را به جایی کشاند که پرونده جدید خود را در یکی از شعبه های وزارت اطلاعات در تهران به نام «کانون هابیلیان» به نمایش بگذارد. گذار از خدمت به خیانت بسی تاسفبار است. اما حقیقت این است که خانم فریبا هشترودی راه خیانت به آرمانهای مردم ایران و پیوستن به ولایت خامنه ای را آگاهانه انتخاب کرده است.

مهدی سامع

منبع جنگ خبر:دوشنبه 25 دی  ۱۳۸۵ – 15 ژانویه ۲۰۰7

 

منبع: جنگ خبر




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



[تاریخ ارسال: 17 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سارا.]  [  ]  
در تایید حرف صوفی اندیشمند: شورا در مورد هیچکدام
از جدا شده ها حرفی نزد و به حق دمکراتیک آنها
احترام گذاشت تا اینکه آنها به دامن رژیم و یا ایادی
رژیم روی آوردند و شروع به لجن پراکنی کردنند.

در ضمن هیچکدام از جداشده ها جذب گروهی نشده و یا گروهی را جذب خود نکرده. به عبارت دیگر فقط و فقط شورا توان و ظرف دمکراسی و اتلاف و تحمل را داشته و دارد.
  

[تاریخ ارسال: 16 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: صوفی اندیشمند]  [  ]  
با سلام من کار شورا را در دست پیش نگرفتن در افشای فریبا هشترودی کاملا درست مید انم. فکر میکنم که قبل از اینکه کسی تا به عمل مشخصی که رابطه اش را با رژیم می رساند دست نزده نباید افشایش کرد چنانچه خط سازمان مجاهدین و شورا نیز تا به حال چنین بوده است. هیچوقت از کسانی که از این سازمان یا شورا بیرون آمده اند حرف نزده اند مگر اینکه این فرد خط سرخ را رد کرده و وارد همکاری با رژیم شود. بنظر من این خط درستی است. به همین دلیل هم تا قبل از سفر فریبا به ایران و اعلام رسمی آن توسط رژیم هیچکدام از اعضای شورا به این مسئله نپرداختند. فریبا هشترودی می توانست همانطور که آقای سامع گفتند به کار خبرنگاری آزاد خود ادامه میداد و هیچ کس هم با او کاری نداشت.   

[تاریخ ارسال: 16 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: ابراهیم ساروی]  [  ]  
با حرفهای آقای مهدی سامع موافقم. کار فریبا هشترودی را به نظر من جز خیانت نمی توان دانست.خیانت به مردم ایران و تطهیر جمهوری اسلامی که دست در خون تمام مردم ایران دارد اما از اقای سامع سئوال می کنم آیا نباید به فرمالیزمی که سالهاست امکان می دهد افرادی چون خانم هشترودی در شورا باشند و بعد یکمرتبه سر از تهران و زیر عبای هابیلیان در بیاورند کمی فکر کرد؟فرمان این فرمالیزم در دست کیست؟چرا این فرمالیزم اعمال می شود؟تا کی این فرمالیزم باید وجود داشته باشد؟ لطفا به این سئوالهای پیش پا افتاده هم فکر بکنید.   

[تاریخ ارسال: 16 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [  ]  
سلام آقای سامع

من ضمن محکوم کردن همکاری فریبا هشترودی با رژیم، سوالم از شما این است که چرا این خداحافظی محترمانه هیچ جایی مطرح نشد تا فریبا سر از ایران درآورد.
در دنیای سیاست بسیار طبیعی است که کسی قطع همکاریش را رسما اعلام کند و نهاد مربوطه نیز بت اعلام جدایی، اخراج و... دلایل آن را به اطلاع مردم برساند. در رابطه با خانم هشترودی ما این سهل انگاری را از سوی دو طرف می بینیم. این شیوه شکی را در ذهن بر می انگیزد که شما و همکارانتان در شورا حقیقت را بیان نمی کنید و منتظر می مانید تا عکس العمل طرفتان را برانداز کرده و موضعی اپورتیستانه اتخاذ نمایید. بهترین راه صادق بودن با مردم است. اگر همان چند سال پیش که به قول شما نقطه جدایی این خانم از شورا بود مسائل را صادقانه طرح می کردید امروز این چنین آچمز نمی شدید که مجبور باشید از خداحافظی شفاهی چند سال پیش سخن بگویید.آقای سامع، چرا یکی از خیل کسانی که بعد از جدایی از شورا و مجاهدین به زیر عبای آخوندها در غلطید قبل از ارتکاب خیانتش رسوا و افشاء نشد؟ چرا همیشه افشاگری های شما و یارانتان نوشداروی پس از مرگ سهراب است! به این دلایل است که در ذهن خیلی ها مساله پرونده سازی در شورا برای جداشدگان جرقه می زند. لطفا نظر خود را در این رابطه گفته و ذهن مرا روشن نمایید.
شاد و سبز باشید.
مژگان
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.