شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ايران و راهبرد جديد آمريكا در خاورميانه
m.rad@gmx.net

م. راد

  m.rad@gmx.net 

ديشب بوش رئيس جمهور آمريكا بلاخره پس از مشورتهای لازم با جناحهای آمريكا و هم پيمانان خود در سطح جهان از جمله خانم مركل نخست وزير آلمان طرح خود را برای ‌سروسامان دادن به اوضاع عراق و منطقه خاورميانه ارائه داد.

بوش در ابتدای ‌پيام خود با اقرار به شكست دررسيدن به هدفهای خود در عراق و منطقه مسئوليت اين عدم موفقيت را بعهده گرفت در عين حال ادعا كرد كه هنوز برنامه های از پيش تعيين  شده آمريكا كاملا به اجرا در نيامده است بوش مدعی ‌شد كه اگر آمريكا درعراق شكست بخورد نيروهای افراطی‌ مذهبی‌ قدرت را نه تنها در عراق بلكه در سراسر منطقه بدست خواهند گرفت.

آقای ‌بوش در پيام خود اشاره نكرد كه اين نيروهای افراطی از كجا آمده اند و چه كسانی ازآنها پشتيبانی كرده و آنها را سازمان داده و حتی ‌مسلح كرده اند درهمين پيام بوش به سران تحميلی در عراق از جمله نوری ‌مالكی هشدارداد كه بايد در قلع و قمع  نيروهای مقاومت كه وی آنها را تروريست می نامد فعالانه شركت كنند در ضمن از كشورهای عربستان سعودی و اردن و مصرو شيخ نشينها خواست تا آمريكا را همراهی كنند.

بوش عملا به نوری ‌مالكی و سران عرب نامبرده در بالا هشدار داد كه با شكست ‌قطعی  نظامی و خروج آمريكا از عراق چه سرنوشتی در انتظار آنها قرار داردبوش ادعا كرد كه آنها بدون حمايت همه جانبه آمريكا وهم پيمانان آن وجود خارجی نداشته اندو ندارند.

آقای بوش در ضمن به دخالتهای ‌ايران و سوريه در امور داخلی ‌عراق و خاورميانه اشاره كرد و ادعا كرد كه آمريكا با فرستادن نيروهای ‌نظامی‌ بيشتر تا سطح  21500نفر قصد دارد مرزهای‌عراق را تا پايان سركوب نيروهای‌ مخالف آمريكادر عراق كاملا كنترل كرده كه مفهوم آن بمباران مقطعه ای ايران و سوريه تحت بهانه دخالت در امور داخلی‌ عراق خواهد بود.

عليرغم مخالفت های چند نفر از نمايندگان هردوحزب دمكراتها و جمهوريخواهان دومجلس آمريكا بنظر ميرسد كه جناحهای درون سيستم قدرتی آمريكا  به اين توافق رسيده اند كه تا قبل از خروج از منطقه كشورهايی را كه با سياستهای نظامی آمريكا همگامی ندارند با ضربه نظامی ‌تضعيف كرده تا نتوانند از شرايط بوجود آمده استفاده كنند و دست بالا را در آينده منطقه برای گرفتن امتيازدر اختيار داشته باشند.

آمريكا وتلاش مجدد برای ‌كنترل خاورميانه:

سخنرانی ‌بوش نشان ميدهد كه هنوز در درون سيستم حاكميت آمريكا بخش سياسی نظامی دست بالا را داشته و قادر است اكثريت جناحها را حول تهاجم  سياسی و نظامی در عرصه بين المللی‌ قانع و متحد كند تا به اين راحتی  منطقه و طرفداران خود رااز دست ندهد.

-    منابع نظامی آمريكا ميگويند در سه سال گذشته بيش از 400 ميليارددلار هزينه جنگ عراق كرده ضمن آنكه تلفات و خسارات وارده در پروسه جنگ سير سعودی را طی كرده است و آمريكا نتوانسته است با صدور نفت عراق همانطوركه پيش بينی كرده بود هزينه جنگ را تامين كند بنابر اين تا وصول اين هزينه بايد در منطقه بماند و به جنگ ادامه دهد.

-    تا قبل از تدوين سياست تازه كه بوش ديشب آنرا اعلام كرد آمريكا زمينه های درگير كردن كشورهای ‌منطقه را با گسترش بحران در لبنان، فلسطين و اسرائيل ، همكاری ‌نظامی با اتيوپی برای اشغال ‌سومالی ، صدور قطعنامه بر عليه ايران و تشديد بيسابقه تضادبين سنی ها و شيعيان در منطقه را فراهم كرده بود.

-    هدف آمريكا از اشغال عراق انتقال پايگاه نظامی مركزی خود از جنوب شرقی آسيا به عراق بوده تا از طريق كنترل منابع نفتی منطقه  افسار منطقه را بدست گيرد و فشار را از روی‌اسرائيل كاهش داده و از فروپاشی شيخ های ‌منطقه جلوگيری كند از ابتدای اشغال عراق آمريكا بزرگترين پادگانهای خود را در خارج از كشور در عراق با بيش از  140000  سرباز نظامی ايجاد كرده و حتی ‌موشكهای پاتريوت خود را برای حفاظت ازمنطقه و اسرائيل در سراسر خاك عراق مستقر كرده است.

-    منطقه خاورميانه با ذخاير نفتی  كشورهای ‌منطقه عربستان سعودی  264000  ،ايران  132000  ، عراق  115000  ،كويت  101000  ، امارات متحده عربی‌  98000  و قطر با  16000  ميليارد بشكه در مجموع بيش از  60 % ذخاير نفتی جهان را در بر ميگيرد كه كنترل و استفاده از آن وزنه سياسی و اقتصادی جهانی آمريكا ‌را صد چندان ميكند خاور ميانه با ذخاير نفتی شناخته شده  724000  ميليارد بشكه بيش  35  برابر ذخيره نفتی آمريكا با  21000ميليارد بشكه اهميت تصميم سياست گزاران آمريكا را كه بدون هيچ ترديدی پشتيبانی كشورهای ‌پيمان ناتو را بهمراه دارد  را نشان ميدهد اگراين ارقام را بقيمت امروزی ‌نفت برای هر بشكه كه بيش از  50  دلار است ضرب كنيد آنوقت بيك رقم نجومی ‌خواهيد رسيد كه علت تهاجم و اشغال را بخوبی ‌نمايان ميكند.

-    روی ‌سخن آقای ‌بوش به كشورهای ‌منطقه از جمله شيخ نشينها و سران عراق است كه خود آمريكا آنها را منصوب كرده است بوش به تركيه و مصرو اردن هم بهمان شدتی كه به سران عراق و شيخ ها توپيده سركوفت زده و به آنها فهمانده است كه اگر آمريكا اراده كند تارو پود سيستم شان از هم خواهد پاشيد بنابراين تنها يك راه برای آنها وجود دارد همكاری همه جانبه با آمريكا و اطاعت از دستورات آن پيام كاملا روشن است اگر همكاری ‌نكنيد باز هم خواهيد رفت منتهی اين بار سروكار شما با مخالفانتان خواهد بود. بوش در پيام خود به كشورهای‌ فوق فرمان داده است كه برای بی ثبات كردن ودرهم كوبيدن ايران و سوريه با آمريكا همگام شوند تا آمريكا بتواند جنبش فلسطين و لبنان و عراق را سركوب كند بوش اشاره نكرد كه سرنوشت جنگ از شمال آفريقا تاافغانستان و پاكستان بكجا خواهد كشيد .

-    بسياری از سياست مداران غربی تلاش كردند تا بخورد مردم بدهند كه زمان صلح در خاورميانه فرارسيده است كه با سخنرانی جناب بوش اين تئوری نقش بر آب شدحالا مشخص شده است كه آمريكا قصد ندارد تا خوان يغمای نفت خاورميانه را رها كند و آنرا به كشورهايی‌ كه خود متحد آنهاست بسپارد چون حتی ‌بمردمك چشم خود نيز اعتماد ندارد تا نيروهای ‌ديگر پا نگرفته اند بايد ميخ را كوبيد.

ايران و سياست تازه بوش :

-    سخنرانی بوش نشان داد كه سران رژيم ايران در محاسبات خود چقدر به بيراهه رفته اند رژيم ايران در جنگ عراق با دو بازو وارد عمل شد كه يكی از آنها بازوی مسلح گروه افراطی ‌صدر بود كه در ابتدا هارت و پورت زيادی ميكرد و سعی داشت وانمود كند كه  مخالف آمريكاست ولی‌از طرف ديكر بازوی دوم رژيم ايران تحت رهبری حكيم را مسلحانه پشتيبانی ميكرد نيروهای ‌نظامی‌هردو گروه فوق قبلا در ايران در سپاه پاسداران آموزش ديده بودند و بهمراه ارتش ايران عليه سربازان عراقی می جنگيدند.

-    اين دوگروه كه فكر ميكردند آمريكا هالوست و ميتوانند سرش كلاه بگزارند بسرعت خود را در وزارت كشورعراق تحت نظارت آمريكا سازمان دادند و انواع گروه های نظامی‌ ترور را بكمك آمريكا بوجود آوردند و با كشتاری ‌كه در ماه های اول بر عليه مردم عراق براه انداختند بسرعت منفور و منفرد شدند وهر موقع‌ كه سروصدايی براه می انداختند نيروهای نظامی آمريكا و انگلستان هرچند وقت يك بار آنها راسركوب ميكردند سياست اين دوگروه افزايش تنش دربين جامعه عراق ورشد تضاد بين شيعه و سنی بود كه دستور آنرا از مقامات رژيم ايران دريافت ميكردند  بر عكس اقدام عملی‌ آنها در عراق رژيم ايران وانمود ميكرد كه مخالف حضور آمريكا در عراق است ضمن آنكه بخوبی ميدانست بدون حضور آمريكا طرفداران ايران قادر به مقاومت نبوده و از هم خواهند پاشيد بر همين اساس بوش در سخنرانی ‌خود از مالكی ‌خواست كه اين حرافان را به جبهه مقدم بفرستد.

-    بوش در ديدارش با مالكی در اردن صريحا از وی خواسته بود تا تكليف گروه های مسلح ‌مذهبی‌ شيعه را روشن كند برای‌ مالكی‌ و كردها راهی ‌نمانده بود كه بين همكاری و پاشيدگی يكی را انتخاب بكنند بوش در سخنرانی ‌ديشب خود  دوباره تاكيد كرد عراقی‌ها بايد در صف مقدم جبهه با مخالفان حضور آمريكا در عراق بجنگند بی جهت نبود كه مالكی و طالبانی ‌و حكيم سراسيمه شدند و بديدار اربابان خود شتافتند بوش رسما تهديد كرد كه اگر آنها مسئوليت جنگ را بعهده نگيرند نيروهايش را از عراق بيرون خواهد كشيد بدون ترديد آمريكا در تدارك آلترناتيو جايگزين در عراق است و اجازه نخواهد داد تا ابتكار عمل از دستش خارج شود.

-    در مقالات گذشته اشاره كرده بودم كه جمهوری‌اسلامی ايران با ارزيابی نادرست از اوضاع خاورميانه و جهان بزرگترين بازنده معادلات نيروها در آمده است يك بام ودو هوای‌ سياست های رژيم در عراق ودر منطقه هيچ وجهه ای ‌برای‌ايران باقی نگذاشته است ايران از طرفداران خود درعراق خواسته بود تا با آمريكا همكاری ‌كنند ورژيم عراق را سرنگون كنند و بعد حساب آمريكا را برسند و حكومت را بدست گيرند با گذشت زمان و شكست پی در پی آمريكا و طرفداران ايران در عراق موقعيت حكيم و صدر بشدت متزلزل شد از طرف ديگر ايران هم جرات آنرا ندارد تا طرفداران خود را در عراق مسلح كند و عملا آنها را دم تيغ تنها گذاشته است.

-    حكومت ايران در منطقه و در بين مردم خاورميانه بعنوان رژيمی كه برای ‌رسيدن به اهداف خودش حاضر است دست بهر جنايتی ‌بزند معرف خاص و عام است سياستهای ‌رژيم در عراق تقريبا همه ی آنهايی را كه هنوز چشم اميد به ايران دوخته بودند را رم داد همين مشكل برای ‌طرفداران رژيم ايران در عراق پيش آمده است حالا آنها در جبهه مقدم جنگ قرار گرفته اند و تازه متوجه شده اند كه در چه هچلی ‌گرفتار آمده اند.

-    روند اوضاع در خاورميانه و عراق بنفع ايران رقم نخورده است رژيم ايران با ارزيابی نادرست از اوضاع منطقه و همكاری همه جانبه با غرب برای‌اشغال افغانستان و عراق كه هردو در همسايكی ماقرار دارند ايران را در موقعيت بسيار بی ثباتی قرار داده است تكيه رژيم بر مذهب شيعه با توجه به ساكنان مرزی ايران كه عمدتا از نيروهای ‌سنی تشيكل شده اند تحت سياست بگزار مخالفان ما همديگر را نابود كنند خر ايران را گرفته است بدون هيچ ترديدی حاكميت مذهب شيعه كه در قدرت قرار دارد بزرگترين خطری است كه جامعه ايران را تهديد ميكند و بزرگترين نقطه ضعف ايران است كه ميتواند از همه طرف مورد سوء استفاده قرار گيرد.

-    سياستی را كه غرب پيش گرفته است تنها بعراق ختم نميشود و مفهوم آن حتما پيرو‍زی در جنگ و كنترل كامل منطقه نيست ولی‌ هدف بزرگ ديگری را دنبال ميكند كه آنهم بهم ريختن مجموعه بافت های‌اقتصادی و اجتماعی و سياسی منطقه است كه از مدتها پيش شروع شده وهنوز ادامه دارد بحران هند و پاكستان ، بحران فلسطين واسرائيل و ... ده ها مورد ديگر بخوبی  ادامه اين سياست را نشان ميدهد.

-    خاورميانه بدلايل اشاره شده در بالا تنها منطقه در جهان است كه همكاری ‌منطقه ای سياسی و اقتصادی و نظامی در آن وجود ندارد و هر حكومتی ساز خودش را می زند و همه هم كوشش دارند تا تضاد خود را با ديگر كشورها گسترش دهند بخشی از اين مشكل از خارج تحميل شده است ولی ‌بخش عمده آن نتيجه بيكفايتی‌ حاكمان موجود در منطقه است كه نه بمردم خود اعتماد دارند و نه منافع كشورهای ‌خود را درك ميكنند ايران نمونه بارز چنين حكومتی در منطقه است در دنيای متمدن امروز رژيمی ‌در ايران سركار است كه قصد دارد برای‌ اولين بار حكومتی ‌را بازسازی كند كه بيش از هزارو سيصد سال پيش هم وجود نداشت.

آينده ايران و خاور ميانه :

سخنرانی بوش حاوی پيام وحشتناكی برای ‌منطقه است بوش ميگويد كه قصد دارد تمامی حكومت های ‌طرفدار خود رادر منطقه و جهان از شر نيروهای ‌مخالف كه وی آنها را تروريست ميخواند پاكسازی كند وی در پيام خود به دولت تركيه هم چراغ سبز نشان داده است تا شمال عراق را به اشغال خود در آورد طی ‌چند روز گذشته نيروهای ‌نظامی آمريكا در افغانستان و سومالی ‌و عراق بيش از دويست نفر را در بمباران هوايی بقتل رساندندكه اكثريت قريب به اتفاق آنها از مردم غير مسلح و عادی‌اين كشورها بودند اين بمباران شامل نابودی زير بنای اقتصادی هم بوده است .

در اين شرايط وضعيت ايران بحرانی تر از آن است كه تصور ميشد بسيج مردم منطقه برعليه مذهب شيعه و حكومت ايران بی ‌سابقه است رژيمی كه برای ‌ماندن در قدرت حاضراست با استفاده از مذهب دست بهر كاری ‌بزند عملكرد  چنين سياستی را در عراق شاهديم چنين سياستی اين امكان را برای نيروهای ‌متجاوز و اشغال گر بوجود آورده است تا بخود اجازه دهند در امور داخلی‌ كشورمان دخالت كنند و حتی‌ درصدد تجاوز نظامی بآن باشند.

شكست سنگين آمريكا و شركا در عراق و ادامه جنگ در افغانستان و شمال آفريقا تا پاكستان قدرت نظامی و هژمونی آمريكا را در جهان بچالش كشيده است آمريكا بشدت آسيب پذير و جريحه دار شده است و حاضر هم نيست شكست نهايی را بپذيرد و منطقه را ترك كند دقيقا اين همان فاز خطرناك است كه ميتواند بيك فاجعه بزرگ تبديل شود بعبارت ديگرميتواند با كشاندن مجموعه خاورميانه در يك جنگ نابود كننده هستی و نيستی ملت های ‌منطقه را هدف قراردهد.

در اين شرايط سئوال اين است كه برای غرق نشدن دراين منجلاب نقش نيروهای سياسی  ‌موثر در داخل و خارج كشور چيست ؟ آيا ما ميتوانيم در اين روند موثر باشيم و جهت آنرا تغيير دهيم ؟

 

بنظر من هم در ايران و هم در خارج كشور اين ظرفيت در بين نيروهای ‌سياسی ايران وجود دارد كه مانع درگير شدن ايران در ماجرای ‌جنگ خاورميانه بشوند بدون هيچ ترديدی نوك حمله ادامه جنگ در عراق ايران و زير بنای اقتصادی آن است.

رژيم ايران بايد حكومت ولايت فقيه را بر چيند وجود چنين نظامی‌ در كشوری ‌كه مليونها نفر تحصيل كرده و با تجربه دارد نه تنها بی ‌احترامی ‌به تمامی ‌ملت ايران است بلكه بی احترامی به مردم جهان است حكومت يك اقليت مذهبی كه تضادهای ‌جامعه ايران را صد چندان كرده است نه تنها قادر نيست مسائل داخلی ‌و بيرونی ‌را حل كند بلكه بافت اجتماعی ‌و اقتصادی كشور را بتلاشی خواهد برد خفقان در سيستم اجتماعی و سياسی  ايران آنچنان گريبانگير همه شده است كه بخودی ‌خود ميتواند سيستم اقتصادی ‌و اجتماعی را از هم بپاشاندو نابودی آنرا تسريع كند.

رژيم ايران بايد اينرا درك كند كه آسيب پذيری ايران در مناطق مرزی ‌بسيار زياد بوده و رژيم بدون همكاری ‌مليتهای‌ ايران قادر نيست از پس دفاع از كشور بر آيد شناختن حق و حقوق قانونی ‌واجتماعی ‌و سياسی مليتهای‌ايران  اولين اقدام برای ‌بيرون آمدن از دور باطلی‌است كه ايران بيش از بيست سال در گير آن است تجربه بيست وهفت سال حاكميت رژيم بر ايران نشان داده است كه حكومت مذهبی‌ آنهم از نوع شيعه افراطی  نه ميتواند با مردم ايران كنار آيد ونه ميتواند با همسايگان خود دوستی و مودت بر قرار كند.

در اين شرايط بايد فعاليت سياسی برای ‌تمامی نيروهای‌ ايرانی‌از سازمانها گرفته تا احزاب وانجمن ها و زنان و سنديكاها آزاد اعلام شده تا پتانسيل مبارزه منفی و هدر دادن انرژی ‌برای‌ خنثی كردن همديگر بيك نيروی بزرگ و باز دارنده برای جلوگيری از جنگ تبديل شود برای‌اكثريت مردم ايران مسجل است كه حكومت مذهبی‌ شايسته مردم ايران نيست و آنها آنر بر نمی تابند.

سران رژيم اگر در اين شرايط حساس درك نكنند كه حفظ بافت اجتماعی ‌و اقتصادی مليتها و استقلال ‌ كشوربا هارمونی و مسالمت آميز‌در كنار همديگر  بر حاكميت مذهبی ‌يك گروه مذهبی‌اولويت دارد آنوقت مسئوليت سنگينی بر دوش دارند كه يكی از آنها وارد شدن درجنگی ناخواسته است كه بدون شك اكثريت مردم ايران از آن حمايت نخواهند كرد  رژيم بايد درك كند كه نبايد زمينه همكاری مخالفان حكومت را كه اكثريت قريب به اتفاق آنها بر حق هم هستند با متجاوزان هموار كند همه ما بايد تجربه صد سال گذشته را آويزه گوش خود كنيم كه تنها و تنها با همكاری‌همديگر و برسميت شناختن حق و حقوق همديگر قادريم جلو تجاوز را بگيريم و ايران را از مصيبتی‌ ديگر برهانيم .

حكومت ايران و سردمداران آن بايد درك كنند كه هدف اشغال گران و متجاوزان مثل دوران استعمار نيست آنها اگر نتوانند ملتی ‌را تسليم كنند با كوچكترين اشتباه زير بنای اقتصادی و بافت اجتماعی را نابود ميكنند تجربه آنرا شما درعراق ، افغانستان ، لبنان ، فلسطين و سومالی ديديد پيام بوش بنمايندگی از طرف كشورهای‌غربی كاملا روشن و واضح بود اگر قرار است برويم زير بنای ‌منطقه را نابود خواهيم كرد.

حكومت شما وما نيروهای‌اپوزيسيون  يك فرصت تاريخی را از دست داديم چون دوزاری ‌ما مثل هميشه دير می‌افتد ما تحمل مخالفان داخلی وشركت دادن آنها در قدرت و اتحاد با همسايگان را نداريم كه هردو ضامن ثبات و بقاء يك كشور هستند.

ما اگر عاقلانه عمل ميكرديم تنها با اتحاد با عراق بدون دخالت در امور داخلی‌ آن امروز دوكشوری بوديم بدون جنگ هشت ساله ويك قدرت بزرگ منطقه با جمعيت بيش از صد مليون نفر و يك ذخيره نفتی بيش از عربستان سعودی و بدون حضور نيروهای ‌نظامی كشورهای ‌ناتو، تاوان اين اشتباه كينه و نفرت دائمی بين ملتهای‌عرب و ايران و سوء استفاده قدرت های بزرگ برای‌ كنترل منابع نفتی‌ منطقه بود مسئوليت بزرگ آن بگردن شماست كه با رهبران بدون تجربه وبدون دانش علمی و تنها با ديد مذهبی ‌كشور را تا به اينجا پيش برديد كه نه ميتوانيد با همسايگان كنار آئيد و نه با مخالفان ولی ‌ضرورت تاريخی‌ ايجاب ميكند كه عقب نشينی كنيد آنهم حالا وگرنه بحران خاورميانه چه آمريكا در منطقه بماند و چه برود گريبان شمارا هم خواهد گرفت انتخاب با شماست .

( 11.01.2007 )

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



[تاریخ ارسال: 15 Jan 2007]  [ارسال‌کننده:  مــریم بهرامی]  [ nasim_2006_2@yahoo.co.in ]  
آیا میتوان میان رژیم جمهوری اسلامی و سیستم ولایت فقیه تفکیکی قائل شد ؟؟ لطفا بخوانید ««رژيم ايران بايد حكومت ولايت فقيه را بر چيند وجود چنين نظامی‌ در كشوری ‌كه مليونها نفر تحصيل كرده و با تجربه دارد نه تنها بی ‌احترامی ‌به تمامی ‌ملت ايران است بلكه بی احترامی به مردم جهان است حكومت يك اقليت مذهبی كه تضادهای ‌جامعه ايران را صد چندان كرده است نه تنها قادر نيست مسائل داخلی ‌و بيرونی ‌را حل كند بلكه بافت اجتماعی ‌و اقتصادی كشور را بتلاشی خواهد برد خفقان در سيستم اجتماعی و سياسی ايران آنچنان گريبانگير همه شده است كه بخودی ‌خود ميتواند سيستم اقتصادی ‌و اجتماعی را از هم بپاشاندو نابودی آنرا تسريع كند.»» تحلیل گر عزیز باز امید به آزمودن آزمده ها داری که میگوئی :

««رژيم ايران بايد اينرا درك كند كه آسيب پذيری ايران در مناطق مرزی ‌بسيار زياد بوده و رژيم بدون همكاری ‌مليتهای‌ ايران قادر نيست از پس دفاع از كشور بر آيد شناختن حق و حقوق قانونی ‌واجتماعی ‌و سياسی مليتهای‌ايران اولين اقدام برای ‌بيرون آمدن از دور باطلی‌است كه ايران بيش از بيست سال در گير آن است »»
  

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: ا - آذر شهری]  [  ]  
رژیم جمهوری اسلامی در 28 سال گذشته بحد کافی وقت داشته و امتحان خود را در جهل و جنایت ... نیز پس داده است، بنابرین با اگر این رژیم عاقلانه عمل کند و یا اگر شرایط را درک نکند...،کار از این قبیل حرفها گذشته و مثال نوش دارو بعد از مرگ سهراب بوده و توهمی بیش نیست، بنابر این تا زمانی که این رژیم هست فقرو فلاکت مردم ایران نیز باقی خواهد ماند.زیرا ساختار سیاسی حاکمیت ایران بر مبنای سلطنت ولی فقیه و دیکتاتوری و جهل و جنایت استوار بوده و تا زمانی که سرنگون نشده باشد و تا زمانی که مردم ایران آزادی و حق فعالیت سیاسی آزاد را نداشته باشد، و با لاخره تا زمانی که مردم ایران به تعیین سر نوشت سیاسی خود آزاد و مختار نباشد باز چپاول و جنایت و آدمکشی رژیم ادامه داشته و نتیجتاً ملت ایران متحمل خسارات فراوانی خواهد شد.   

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
هيچکس در اين باره چيزی نمی گويد، اما من مطمئن هستم، که پس از اين دوره، روانشناسان و رفتارشناسان جورج بوش پسر را فردی روانی و دارای شخصيتی بيمار معرفی خواهند کرد. همه چيز او؛ حالت چشمهايش، راه رفتن و غوز کردنش و نحوهء سخن گفتنش، نشان از شخصيتی سرکوب شده و عقده ای دارد، که فورانهای خطرناکی می تواند داشته باشد. من روانشناس نيستم، ولی بوش روانی است.
بزودی در اين باره بسياری سخن خواهند گفت.
  

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیوشا شایان]  [  ]  
برای من اصل قضیه درجه آگاهی کارگران و زحمتکشان از وجود و اهمیت خودشان است. این آگاهی خودش را بصورت تشکیلات نشان میدهد، البته نه هر تشکیلاتی، بلکه آن تشکیلاتی که هدفش دادن کنترل به تعیین سرنوشت اعضاء آن، بدست خود آنان است. اگر چنین آگاهی و تشکیلاتی وجود نداشته باشد، میدان تاخت و تاز در دست جناحهای لیبرال و محافظه کار سرمایه داری می ماند که ما آنرا به اشکال مختلف می بینیم. بطور کلی اصلا این مهم نیست که این دو جناح از گروهای مختلف تشکیل شده اند و یا اینکه در قدرت سهیم هستند یا خیر. این مقاله دقیقا نشان میدهد که برای اپوزیسیون لیبرال، عقب نشینی و دموکراتیزه کردن دولت برای منافع "ملی" می تواند کافی باشد. اما جمهوری اسلامی، بر خلاف آرزوی نویسنده، آنقدر پلهای پشت سر خود را خراب کرده که قادر به عقب نشینی نیست. استعمار هم در خاورمیانه علاقه ای به لیبرال ندارد، هر چند سکولاریسم را می پذیرد. لیبرال برای استعمار منطقه یعنی کوتاه آمدن در مقابل اتحادیه کارگری و رشد سوسیالیسم و کمونیسم، و آنها همه چیز را به این آخری ترجیح میدهند. ازینرو، برای استعمار عقب نشینی جمهوری اسلامی در زمینه هائی که او آنها را طرح کرده مهمتر است تا سرنگونی آن - این عقب نشینی لیبرالیسم نیست. آنها وقتی پای سرنگونی می روند که رژیم پا را از حد خود فراتر گذارد و به آنها حساب کتاب پس ندهد. و آنها هنوز امیدوارند. استعمار نیز موقعیتش آنقدر ها متزلزل نیست و شکست آن موقت و کوتاه مدت بوده و به این سادگی منطقه را ترک نخواهد کرد. فراموش نکنید که اصل قضیه چیست، در بالا ذکر کردم، فعلا خیال استعمار راحت است. برعکس آنچه رایج است، من فکر می کنم استعمار موفق هم بوده و قرار است سالها بماند. عراق هم ویتنام نیست و نخواهد بود. وضعیت آتی منطقه، به اعتقاد من، بدینگونه است: 1 – عراق بکمک سیستانی و شاید حکیم و بخش میانه رو سنی ها و کردها با تقسیم نفت بین خود و استعمار، ثبات نسبی پیدا خواهد کرد، گول نگرانی های فعلی آنها را نخورید، 2 – جمهوری اسلامی از این ثبات استقبال می کند و بلاخره بگونه ای عقب نشسته و با جامعه بین المللی (بخوان استعمار) سازش شرعی خواهد کرد، 3 – لیبرال های منطقه عقب زده و بصورت اپوزیسیون باقی خواهند ماند، از جمله اپوزیسیون ایران، چه سرنگونی طلب و چه غیر آن، 4 – چپ تا معضل نیاز به تشکیلات خودگردان درون خود و کارگران را نفهمیده ، در سردرگمی و آکادمی خواهد ماند، و همیشه از لحاظ سیاسی در حد تجرید درست گو خواهد بود. تمام گفته های فوق تا آنجا صحت دارد که استعمار نزدیک منطقه (روسیه و چین و احتمالا هند) وضعیت را مثل استعمار غرب ببیند. فعلا کم و بیش هم نظرند، و بمحظ آنکه آنها وضعیت خود را در مخاطره بیابند، اوضاع بگونه دیگری تغییر خواهد کرد. اما تا آن موقع خیلی مانده.   

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
مقاله بسیار با خط درشت نوشته شده خواندنش خسته کننده است آقای م . راد مثل گذشته با پس از تحلیل به رژیم جمهوری اسلامی با لحنی مهربانانه خط می دهد ودل می سوزاند خوانندگان اگر مقاله را به درستی وبا دقت مطالعه کنند به درستی در انتهای مقاله آقای راد مینویسند "ما..." این"ما" کدام "ما" است این همان "ما"ئی است در پیوند با رژیم سیاسی ایران است آقای م.راد صرف نظر از پند دادن به ملاهای ایران از اینکه امپریالیسم امریکا واصولاٌ طرح خاور میانهء بزرگ به شکست کشیده شده است وامریکا در عراق شکست خورده است در ست دیده اند بلی امریکا برای ایجاد خاور میانهء بزرگ در عراق شکست خورده است منتها امریکا اگر همین طوری خاور میانه را ترک کند آبرویش رفته است البته اگر آبروئی داشته باشد آمریکا تجربهء شکست ویتنام را در نظر دارد در آنجا هم وقتی شکست خورد به سادگی بیرون نرفت بلکه کامبوج را مورد حملات بمب افکن های ب.52 خود قرار داد وهزاران نفر را به خاک خون کشید در این جا هم سیاست جنگ ویتنام را اجراء خواهد کرد از زمان آمدن آقای احمدی نژاد امریکا با جمهوری اسلامی تضاد انتاگونیک پیدا کرد مضافاٌ به اینکه جموری اسلامی دولت عراق را رهبری میکند ودر منطقه قدرت دارد زیرا مردم منطقه از اسلام متوهمند وپایگاهی برای جمهوری اسلامی خواهند شد ودر نتیجه قدرت جمهوری اسلامی در منطقه افزون خواهد شد امریکا واسرائیل وعربستان سعودی از این قدرت جمهوری اسلامی وحشت کردند وپر واضح است سیاست جنگ کامبوج را در ایران پیاده خواهد کرد یعنی به ایرا ن حملهء نظامی خواهد شد این استراتژیک امپریالیسم امریکا در شکست عراق خواهد بود آما آنچه آقای م. راد نتوانستند در ک کنند این است که حظور نظامی امریکا است که ارتجاع اسلامی را قدرت می دهد اگر امریکا پایش را از خاور میانه بیرون بگذارد ارتجاع ایران ومنطقه توسط جنبش های ملی به حاشیه رانده خواهند شد امریکا آگاهانه با حظورش ارتجاع اسلامی منطقه را برای سرکوب دموکراسی وجنبش طبقهء کارگر رشد میدهد وپروبالش را می گیرد با شکست امریکا پس از یک جنگهای داخلی خونین ارتجاع اسلامی شکست خواهد خورد شکست امریکا افول نیروهای اسلامی در منطقه است امریکا هم در عراق شکست خورده است وهم تنها آلتر ناتیوش یعنی ملاهای ایران شکست خواهند خورد آیندهء خوبی پس از شکست امریکا در عراق برای مردم منطقه خواهد بود منتها امریکا ساده از منطقه خارج نمیشود بلکه تمام زیر ساخت اقتصادی ایران رانابود خواهد کرد آقای م. راد نگران ملاهای ایران است وملاهای ایران را هپله هپوی عرض یابی دارد که فقط مذهبی اند وهیچ دانش سیاسی ندارند نه آقای م .راد ملاهای ایران بهترین مفسرین سیاسی ایرانرا درخدمت گرفته اند ولی با توجه به همهء این مسائل ایران سیاست خود را به پنتاگون بسته بود شکست پنتاگن شکست ایران است واین شکست ملا ها شما را می آزارد ووادار میکند که خاک در چشم مردم ایران وآزادی بریزید   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.