شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

برگ دیگری از گفتمان سازی وزارت اطلاعات
برگ دیگری از گفتمان سازی وزارت اطلاعات

مهدي سامع

برگ دیگری از گفتمان سازی وزارت اطلاعات

مهدی سامع

 
در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بخش مهمی وجود دارد که وظیفه آن «گفتمان سازی» در سطح جامعه و در درون نیروهای سیاسی و در سطح جهانی است.

یکی از شیوه هایی که بر اساس طرح گفتمان سازی وزارت اطلاعات پیش برده می شود، فحاشی و تهمت زدن به دیگران از زبان «هواداران» مقاومت می باشد. نظری که از خانم یا آقای «عليزاده» در دیدگاه درج شده، یکی از نمونه های این سیاست است.

عليزاده یک نام مجازیست. کسی او را نمی شناسد و مسئولیتی هم در قبال گفته هایش ندارد. من هم چون او را نمی شناسم نمی خواهم پیش داوری کنم و او را مامور وزارت اطلاعات بنامم. اما او برای حرفهایش که مصداقی از طرح گفتمان سازی وزارت اطلاعات است و با کاربرد کلماتی که لومپنها به کار می برند، از شورای ملی مقاومت هزینه می کند.

 عليزاده اگر خود را دوست مقاومت می داند، دوست نادان است که بر زمین می زند.  و اگر دشمن است با خط و برنامه پیش آمده تا دشمن تراشی کند که خوشبختانه در این مورد آدرس را اشتباه گرفته است.

جمعه 22 دی  ۱۳۸۵ – 12 ژانویه ۲۰۰7

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



[تاریخ ارسال: 16 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
1-من کاملا موافقم که باید با برخورد آقا یا خانم علیزاده طور دیگر رفتار میشد نه اینکه به عنوان یک برخورد تیپیک "شورای ملی مقاومت" آنطور که آقای ناظر در نوشته "چه زشت" به آن اشاره کردند. متاسفانه برخورد آقا یا خانم علیزاده و تبعات آن باعث شد که محتوی اصلی نوشته آقای ناظر اصلا مورد توجه قرار نگیرد و همه بحث ها به حاشیه معطوف شود. آقای ناظر هم در جواب به نوشته های بعدی همه را به همان جوابشان به آقا یا خانم علیزاده ( چه زشت) حواله میدهند که به گمان من باز به اصل مطلب مقاله جوابی نمی دهد.
2-برخوردهای کینه توزانه بعضی کاربران با مجاهدین یا گروههای دیگر چیز تازه ای نیست. اما بسیار تاسف بار است. در کشوری که روزی به طور متوسط سه نفر اعدام میشوند و دخترانش فروخته میشوند و مردمش از گرسنگی در حال مرگ هستند وسایه شوم جنگ بالای سرش است آنها که خود را روشنفکر میدانند هنوز در خم یک کوچه هستند و کاری که نمی کنند هیچ تازه به هر کسی که جانش را کف دست گذاشته و در دهان اژدها دارد با این رژیم سفاک مبارزه میکند هر چه میخواهند میگویند. شاید روزی از خواب بیدار شویم که خیلی دیر باشد.
  

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: ناصر آبادانی]  [  ]  
عجب تاریخ دانهایی ما داریم . مو را از ماست می کشند. چهار چشمی موظب هستند ، تا مبادا چیزی از قلم زرینشان بیفتد . به دنبال این هستند که ببیند ، یک نفر به عنوان هوادار مجاهدین در کجا، در چه زمانی ،در چه ساعتی چه گفته است ، تا موجب شود ،یاران به ظاهر نا متشکل و پراکنده گرد هم بیایند و انبان خالی کنند.مشکل این نیست که نباید مجاهدین را زیر زربین نبرند، مشکل این است این همه حساسیت را از کجا آورده اید؟مشکل این نیست که بضی ها کوچک ترین حرکت یک هوادار سازمان را رصد میکنند تا گزکی بدست بیاورند، مشکل این این است.ین همه نفرت را از که به ارث برده ای. اخر چه گونه است ،این رصد کنندگان مجاهدین هیج چیز مثبت در رابطه با سازمان نمیبینند . در باب نفوذ مجاهدین در ارگان های رژیم مطلب نوشته می شود،غشو ریسه می روند،که ای بابا یه کلکی تو کاره. از حمایت میلیونی مردم عراق نوشته می شود ، می نو یسند، ای بابا مجاهدین خودشان کرد کشی ،شیعه کشی کردند ، در مورد تظاهرات 30000نفره ایرانیان گفته میشود ، باز یک الم شنگه دیگه در میارند . در باب فعالیت مجاهدین در پیگری محکومیت بین الملی رژیم مطلب نوشته میشود به گونه ای دیگر سم می پاشند، در باب حمایت پارلمانترها گفته می شود ، باز همینان وا مصیبتا سر می دهند ، که چه نشسته اید که مجاهدین وابسته به امپریاست هستند، در باب دادگاه عدالت اروپا و رای آن به نفع مجاهدین نوشته میشود فریاد بر می کشند ، بند و بست آقا .راستی این همه بغض و کینه نسبت به مجاهدین را از که به ارث برده اید.   

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فاطمه صبری]  [  ]  

آقای سامع مطلب خوبی نوشته اید ولی لطف کنید و از آقای ناظر هم سئوال کنید که چرا یک نظر را که شامل فحش بوده است برخلاف موازین خودش چاپ کرده است و چرا این نظر را بصورت یک مطلب جداگانه درحاشیه چپ سایت گذاشته است و باز بزرگش کرده است و چرا خودش تازه برای این نظر یک مطلب جدا گانه نوشته است و آن مطلب را هم به نظر خواهی گذاشته است. وباز عذرخواهی آن فرد را هم مطفبی جداگانه کرده است روزانه برای هرسایت اپوزیسیون ده ها فحش و یی میل تهدید میرسد چه کسی مثل آقای ناظر آنها را اینهمه بزرگنمایی میکند و درزیر میکروسکپ سایت اش میگذارد ؟ آیا غیرازاین است که آقای ناظر هم بقول معروف دنده اش میخارد ؟ و گویا محتاج تشکر و دستت درد نکند های بیشتر ی است . که گویا لازم است هربار که کسی به ایشان فحش میدهد ( هرکسی که باشد) همه به حمایت ایشان بیایند و برایشان قنداق و خاکشیر بیاورند ؟ متاسفانه کارایشان دراین بزرگنمایی ها یکی و دوتا و ده تا نبوده است . آقای سامع لطفا شما از ایشان بپرسید که چه نفعی از این پیراهن عثمان سازیها هربار درسایت اش می برد و این چه شیوه اپورتونیستی مدرنی است ؟ که باید یک مسئول سایت متحد کننده همه اپوزیسیون باید همیشه بکار بگیرد درهرسایت وو بلاگی که بروید مخالف و موافق به هم فحش میدهند وکسی ککش نمی گزد . اینجا که میرسید یک بی احترامی کوچک به آقای ناظر میشود یک طومار امضای فحش برعلیه مجاهدین . آیا این کار ایشان قابل هیچ تفسیری هست؟ کسی فحش میدهد فحش اش میشود یک مقاله و عذرخواهی اش مقاله ای دیگر و جواب فحش اش هم یک مقاله دیگر و همه اینها باز به نظر خواهی گذاشته میشود. آیا این صفحه نظرخواهی دیدگاه به غیرازسایت ایران دیدبان چیز دیگری هم هست> بفرمائید مقاله آقای «---» را درایران دیدبان بخوانید و نظرات ایشان را هم درصفحه نظرخواهی دید گاه نگاه کنید تا متوجه بشوید یک علیزاده مادرمرده ای که توهینی کرده است و عذر خواهی هم کرده است موضوع نیست . بلکه این صفحه نظرخواهی دیدگاه است که باید درآن شک کرد؟ دراین صفحه چه اهدافی دارد دنبال میشود و چه کسانی با اسم های مختلف اینجا هرروز سربرمیآورند که بعد از مدت کوتاهی مقالاتشان به سایت های معلوم الحال میرسد؟ جناب «---» نوشته است مجاهدین خطرناک ترین فرقه اند و ایشان از نظر دهندگان اصلی این صفحه بوده است که نظراتش همه درآرشیو هست. حالا کسی از آقای ناظر سئوال نمی کند که تو داری دراین صفحه چه چیز را اثبات میکنی؟ و داری به چه هدفی دست پیدا میکنی . آقای سامع علیزاده فقط بهانه است .این داستان را دقیق تر بخوانید. آقای ناظر امیدوارم که سانسور نفرمائید و همچنین دراینهمه هنر ودانش ژورنالیستی که برای بستن چشم خواننده هایتان بکار می برید موید و موفق باشید انشاءالله
____

علي ناظر: کاربر محترم، چند پاسخ:
1- هر کس مي تواند در ديدگاه نام نويسي کند و مطلبش را در ستون کاربران (ستون چپ که شما متذکر شده ايد) بعنوان يک مقاله قرار دهد. اين ستون با ستون نظرکاربران ( که اين نظر شما در آن ثبت مي شود) فرق دارد. به همين خاطر، پاسخ به نظر شما در اينجا ثبت مي شود، و از آن پيراهن عثمان درست نمي شود. چنانچه اگر به پاسخ من (چه زشت) توجه کنيد با کمال احترام با عليزاده برخورد کرده، و بيش از چند خط به آن اختصاص نداده ام.  براي اطلاع بيشتر (اگر نداريد) به مطالب متعددي که در مورد اتومات شدن ديدگاه نوشته ام مراجعه کنيد.
2- شايد عاقلانه اين مي بود، چنانکه با خيلي از کاربران اين چنين است، که اي ميلي به ايشان مي زدم و رفع سوء تفاهم مي کردم. اما در نوشتهء ايشان تندي مخصوصي بود که اين امکان هميشگي را از من مي گرفت. متن را بخوانيد، متوجه منظورم مي شويد.
3- پيش از يادداشت من (چه زشت) ديگر کاربران خودشان در آن ستون يادداشت نوشته بودند. من از کسي تقاضاي «قنداق» نکرده بودم. بقول يکي از کاربران اين خانهء آنهاست و توهين ها در آن نوشته، به همه برخورده بود.
4- در مورد ديدباني ها و اينکه پرسيده ايد چرا «
کسانی با اسم های مختلف اینجا هرروز سربرمیآورند که بعد از مدت کوتاهی مقالاتشان به سایت های معلوم الحال میرسد؟ » ، من سوال شما را با دو سوال پاسخ مي دهم: چرا تعداد معدودي از اعضاي سازمان مجاهدين پس از جدا شدن از مجاهدين، مي روند جاسوس رژيم مي شوند؟ چرا فريبا هشترودي عضو پيشين شوراي ملي مقاومت به اين فلاکت مي افتد؟ آيا نهاد قدر قدرت و پيچيده اي مثل شورا مي تواند ضمانت کند که تمام اعضايش هرگز نمي لغزند و به قهقهرا نمي افتند؟ من مي گويم نه. هيچ سازمان و حزب و نهادي، از جمله شوراي ملي مقاومت و يا مجاهدين مسوول رفتار اعضاي کنوني و پيشين خود نيستند. حال چرا ديدگاه که نه سازمان است، نه عضو دارد، و نه با کسي رابطهء ارگانيک چندين سالهء پيچيده دارد و داشته، بايد بتواند همهء کاربران و نويسندگان مراجعه کننده به سايت را مونيتور کند؟ فکر کنم آنکس که از ديدگاه بزرگنمايي مي کند شما هستيد. جهت يادآوري، ديدگاه فقط يک سايت است،که مثل خيلي از رسانه هاي عمومي با کاربرانش در ارتباط زندهء ارگانيک است.
5- سوال ديگر اينکه، عليزاده حرفي زده، بعد در کمال انسانيت پوزشي خواسته، من هم که گفته ام اين پايان قضيه است، چرا شما اين موضوع مرده را علم کرده و به آن مي پردازيد؟ منفعت من از اين «پيراهن عثمان» ناسزا شنيدن است، منفعت ادامهء اين بحث، به اين شکل مشخص، براي شما چيست؟ پيشنهاد من به شما اين است که اين موضوع را مختومه فرض بگيريد چون طرفين اصلي خيلي وقت است که به «صلح» رسيده اند. به همين خاطر از اين پس در اين مورد مشخص نظري ثبت نخواهد شد.
در پايان روي اين دو جملهء خودتان دقت کنيد: «
یک علیزاده مادرمرده ای که توهینی کرده است و عذر خواهی هم کرده است موضوع نیست . بلکه این صفحه نظرخواهی دیدگاه است که باید درآن شک کرد؟» و «آقای ناظر امیدوارم که سانسور نفرمائید » برداشت از اين دو جمله را مي سپارم به عقل و شعور سياسي خواننده. سوالي که براي من پيش مي آيد اين است که شما از اين سايت که «شک» برانگيز است و سانسور مي کند چه مي خواهيد؟
[در نظر فوق سايت ديدگاه اسامي را با «---» جايگزين کرده است].

  

[تاریخ ارسال: 14 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سارا كسروي]  [ sara.kasravi@yahoo.co.uk ]  
همراه با سلام و احترام به آقاي سامع عزيز و با اميد به اينكه نكاتم جسارت محسوب نشود.
من در رابطه با اين موضوع تا كنون دو مطلب نوشته ام و يادرآوري كرده ام كه خارج از آنچه آقاي عليزاده در نوشته هايشان بيان كرده اند نمي شود تحليل و يا قضاوتي كه بر پايه انصاف و عدالت باشد بنا كرد. همچنين اضافه كردم كه آقاي عليزاده با انتقاد بخود و درخواست عذرتقصير گام بسيار ارزشمندي برداشته اند كه به نظر من بهر جراني هم وابسته باشند موجب بر زمين زدن اين جريان نخواهند بود.
آقاي سامع من به شما بعنوان يكي از مسئولين اين مقاومت انتقاد دارم چرا كه:
1. با تحليل مسئله به گفتمان سازي وزارت اطلاعات اشاره كرديد. از نظر من شايسته و بحق نيست كه برخورد عصبي يك فرد كه خودش هم با صراحت از خودش انتقاد كرده با گفتمان سازي وزارت اطلاعات رژيم مقايست كنيد.
2. گفته هاي ايشان را مصداقي از ”طرح وزارت اطلاعات” و ”لمپني” و ايشان را در بهترين صورتش اگر مامور وزارت اطلاعات نباشد ”دوست نادان” خطاب كرده ايد.
از نظر من دوستان و كاربران ديدگاه آنقدر سياسي و هوشيار هستند كه مرزبندي دوست و دشمن را تشخيص دهند و به كم بها داده ايد.
من به اين باور دارم كه دشمن را نبايد كوچك فرض كرد, اما وزارت اطلاعات رژيم بسيار مفلوك تر از آن است كه در مرحله اضمحلال و فروپاشي رژيم, ولايت فقيه اش را از سرنگوني در ببرد, و به نظر من به آن پر بها داده ايد.در پايان از تلاشها و زحماتي كه در مسير سرنگوني رژيم مي كشيد صميمانه تشكر مي كنم.
همينجا از فرصت استفاده مي كنم و با آقاي ناظر اين سئوال را مطرح مي كنم كه آيا نمي شد با يك تماس ايميلي با آقاي عليزاده اين مسئله را حل و فصل مي كردند و مانع پيچيده شدن اين موضوع مي شديد؟
  

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: پویا امیری]  [  ]  
متأسفانه هنوز هم عده ای از کاربران در نظراتشان از هر چیزی می نویسند، به جز در مورد محتویات مطلبی که در ظاهر در مورد آن نظر می دهند. به چند نظر زیر همین مطلب نگاه کنید، تا بی ربطی آنها بر شما روشن شود. آقای سامع نوشته اند، که بعضی ها با اسامی مجازی (شاید هم واقعی) در جهت پیشبرد اهداف وزارت اظلاعات گام بر میدارند؛ مطلبی که به نظر من بسیار ممکن است. نظرات آقایان لطفی، یحیی پور و سوادکوهی هیچ ربطی به محتویات این مقاله ندارند. یحیی پور میگوید: "علیزاده مذهبی و بنابر این مجاهد است" دلیلش را هم طبق روال نوشته های قبلی اش یا در فلان عمل مجاهدین در سالها پیش می بیند، یا در گردن زدن سحر آمیز 750 نفر در یک شب توسط علی، یا در کتاب دریفوس ترجمه آقای گیلانی، که به نظر می رسد تبدیل به توضیح المسائل آقای یحیی پور شده است! سواد کوهی می گوید، علی زاده می تواند مارکسیست هم باشد و خلاصه فلان و بهمان ...، لطفی هم که در مورد احتمال به قدرت رسیدن امثال علی زاده اخطار می دهد! این سه نفر با حرف هایشان احتمال اینکه علی زاده به وزارت اطلاعات مربوط باشد را منتفی دانسته اند! راستی چرا؟   

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: ا_ گوگانی]  [  ]  
آقای یحیی پور: آیا می دانید که ملل جهان امتحان حاکمیت لا مذهب خود را نیز به مدت 70 سال در قرن گذشته و حاضر و بخصوص در کشورهای لامذهب بنام حاکمیت کارگری سوسیالیستی، که اتفاقاً نصف دنیا هم دستشان بود را پس داده است ؟، و حالا چرا تاوان عقب ماندگی وافول خود را از مذهب و عقاید مردم طلب میکنید؟ به اعتقاد من در هرجا هر نوع دیکتاتوری بر پا بوده،(شاهی، شیخی،تک حزبی) جامعه را به نابودی و به بی هویتی کشانده است.مگر در اقمار شوروی سابق اسلام در کار بود؟! همچنانکه در هندوستان مردم بیش از پانصد نوع دین و آئین دارند، ولی مردم هند در کنار هم با مسالمت زندگی و پیشرفت میکنند. پس تحت شرایط بخصوصی بنام آزادی و دمکراسی که در آن دین از دولت جدا شده باشد، جامعه قادر به تعیین سرنوشت سیاسی خود و رشد و ترقی و صلح و ثبات است. لیکن اگر جنابعالی قادر به قبول حقایق و دیدن آن را ندارید پس مشگل از خودتان است. با امید توان رویت و پذیرش واقعیتهای جهان خود. پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مهران سواد کوهی]  [  ]  
آقای یحیی پور هم نشسته و وسط دعوا نرخ تعیین می‌کند. انگار که مارکیسست‌های وطنی یا خود آقای یحیی پور جور دیگری عمل می‌کنند. باید بگویم وضع خود ایشان هم بهتر نیست. یک نگاهی به نظرات نوشته شده در رابطه با مقاله اشرف دهقانی بیاندازید تا متوجه شوید هواداران ایشان چه کرده‌اند. دهان را باز کردن و این و آن را متهم کردن چه ربطی به فرهنگ مذهبی و ... داره. لامذهب در این رابطه می توانند بسیار بدتر عمل کنند.   

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  

آقای علیزاده تیپیک یک انسان مذهبی وفرهنگ بیمار مرد سالار ایرانست مگر مجاهدین از جامعهء مذهبی ایران که مدام این بیماری را بازتولید میکند جدا هستند؟ اینقدر قداست به مجاهد ندهیم آیا مجاهد فحش نمی دهد ؟!! مجاهد که سراسر ایدئولولوژیش توهین به انسان است حالا در قالب واژه های هگلی آیا مجاهد نام 30000 شهید را ه آزادی را زیر قبر حسین ابن علی که دعوای قدرت داشت با یزید ؛ دفن میکند توهین به انسان نیست ؟! پس چیست ؟!! مگر حسین سنمبل آزادیست ؟آقای مهدی سامع فوری آقای علیزاده را به دم وزارت اطلاعات بستند !!درست عین مجاهد که رفیق --- را دم دنبالچه های وزارت اطلاعات دانسته بودند این همان فرهنگ بیمار مذهبی ایران است که توسط خود رجوی باز تولید میشود .آقای علیزاده پوزش خواسته است من فکر میکنم تا حالا که یک مجاهد بوده است با این برخورد بیمار گونهء ومذهبی آقای مهدی سامع دست از هواداری از مجاهد بر می دارد امیدوارم که این جوری باشد مجاهد آدم ها را به خاطر خطای فرهنگی ومذهبیشان مثل استالین محاکمه می کند وبرایشان پرونده میسازد !!این هم یک نوع انحطاط است !!
_____
علي ناظر: در جايي که «---» ديده مي شود، ديدگاه اسامي را حذف کرده است.
  

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مهران سواد کوهی]  [  ]  

آقای سامع ای کاش همه چیز طبق نظر شما می‌ بود. ای کاش بخش مربوطه وزارت اطلاعات فعال شده بود، اما واقعیت اینطور نیست. آقای سامع واقعیت‌ها کتمان و یا توجیه نکنید فردا همین شتر در خانه شما خواهد خوابید. فرهنگی که آقای علیزاده در آن رشد کرده چنین آموزشی به او داده است. بسیار خوب شما که در شورای ملی مقاومت عضویت دارید و با بخش گفتمان وزارت اطلاعات هم آشنا هستید لطف کرده سری به سایت --- با آدرس زیر بزنید: ---  این سایت منتسب به هواداران مجاهدین است. فرهنگ به کار گرفته شده در آن با آن چه آقای علیزاده گفته مو نمی نزد. اگر مجاهدین محتوای این سایت را بر علیه خود و یا منافع‌شان ارزیابی کنند آیا مشکل است که به هوادارانشان بگویند دست از این دشمن‌تراشی بردارید. دست از فحاشی و ... بردارید. اگر این سایت نه وابسته به مجاهدین که دشمن مجاهدین است آیا مجاهدین نمی‌توانند آن را افشا کنند. پس می‌ بینید که آب از سرچشمه گل آلود است. در همین سایت بود که سایت وزین «دیدگاه» را «رژیم گاه» معرفی کردند. برای اولین بار آقای --- رفیق خودتان در شورای ملی مقاومت و عضو مجاهدین «دیدگاه» را در سایت «---» بلندگوی وزارت اطلاعات معرفی کرد. این در حالی بود که در جریان واقعه ۱۷ ژوئن که مجاهدین امکاناتشان را از دست داده بودند «دیدگاه» همه امکانات خود را در حمایت از آن‌ها به کار انداخته بود. این درجه از ناسپاسی در میان نیروهای ایرانی واقعاً کمتر دیده شده است. اگر آن روز شما و امثال شما همین مقاله را می‌ نوشتید و بی حرمتی --- را بی پاسخ نمی‌ گذاشتید امروز کار به اینجا نمی کشید.
_____
علي ناظر: در جايي که «---» ديده مي شود، ديدگاه اسامي را حذف کرده است.

  

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مجید لطفی]  [  ]  
اگر این برداشت درست باشد که "علیرضا" نه یک فرد، بلکه یک جریان است (یعنی این نوع نگرش و داوری واقعا در جامعه ما موجود است و هرکدام ما با پیش تر دیگر علیرضاهاهم روبرو بوده و یا از آنها شنیده ایم) - آنوقت یک سئوال پیش می آید. سئوالی که واقعا بسیار بسیار جدی است. آمدیم و فردا،همین علیرضاهای دلسوز به دستبند و زندان وخلاصه قدرت مجهز شدند.(فرض محال که محال نیست)، در آنصورت ملت ما و همه کسانیکه علیرضاها آنان را روشنفکر و مزدور می نامند، چه خاکی بر سر کنند؟ افسوس که نمونه هایی بوده است که ثابت میکند آنچه را نوشتم رویاپردازی نیست.
____

[تصحيح ديدگاه: نام درست «عليزاده» است]
  

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: نیوشا شایان]  [  ]  
مسئله "علیرضا" نشان داد که وقتی موازین طرح شد و اکثرا آنرا بحث کردند و به آزمایش گذاشته شد، اگر رعایت نشود ، مشکل ایجاد می شود. اگر یک پلنگی به من نزدیک باشد، من او را از خود دور نمی کنم چون از او متنفرم، بلکه او را از خود دور می کنم چون در شرایط گرسنگی خود را قادر نیست کنترل کند. با این اقدام، من هم به خودم لطفی کرده ام هم به آن پلنگ. فرض کنیم که "علیرضا" عذر خواهی اش اصیل باشد و او شبی را در غم گذرانده. پس می توان گفت که دیدگاه ها به علیرضا ظلم کرده، چون رعایت موازین خود را نکرده. قوانین جزائی باید برای انتقام وضع نشوند، بلکه باید برای باز گرداندن انسانیت به مجرم طرح شوند. هدف از حذف گفتارهای زشت، فقط محافظت از دیگران نیست، بلکه انسانیت متخلف را هم سعی می کند که حفظ کند. اگر گفته "علیرضا" درج نشده بود، برای او گرفتاری پیش نمی آمد - البته فرض کنیم انسان صادقی باشد. برای اینکه دزدی نکرده باشم، باید ذکر کنم که ایده حقوقی فوق از من نیست، این ایده برداشت من از بحثی از هگل است.   

[تاریخ ارسال: 13 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
با درود فراوان به تمامی انقلابیون آزادی خواه و بخصوص به آقای سامع .از آنجا آلت دست های ملایان وحشی حاکم و دیکتاتور نمی توانند خود را با آزادی منطبق سازند ، لذا بحثهای موجود ما بین سرنگونی طلبان را از دید و تفکر منجمد استبدادی خود با معیارها و قالبهای فکری ولی فقیه مقایسه میکنند و ناگهان به این نتیجه میرسند که شاید مقاومت ایران نیز مانند استکبار و البته در کلام و خیال باطل نابود میشود، واتفاقا به این کوتاه فکران باید گفت که، از قضا بحثهای عمیق ما بین انقلابیون سرنگونی طلب نشان از احترام به آزادی و تحمل همدیگر است و اتحاد پایدار و صلح و پیشرفت آیندهً مردم ایران نیز از این بحثها و انتقادها میگذرد، که البته خمینی و پاسداران سیاسی آن نه تنها از درک این مفاهیم عاجز بودند بلکه دشمن اصلی آزادی و افکار و عقاید متفاوت بوده و هستند و دقیقاً به همین دلیل، قبل از همه با دست خود پای سرنگونی خود را امضا و تضمین کرده اند.
زبزم مرده دلان رمز راز عشق مجوی - وزانگه مجمر خاموش را گدازی نیست.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.