شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

شهرک های جنایت در ایران

کورش عرفاني

 
ماجرای حکم اعدام برای نازنین فاتحی، دختری که در دفاع از خویش و خواهر زاده اش یک پسر جوان نگون بخت را کشته بود، توجهات را به سوی چرایی این موضوع جلب می کند. در جریان دادگاه مجدد وی چند نکته مشخص شد که قابل توجه است : نخست اینکه امنیت اجتماعی چنان از جامعه رخت بسته است که بسیاری از دختران رد و اثر تجاوزات و خشونت های مکرر را با خویش همراه دارند. در جریان این دادگاه اخیر یکی از وکلا چنین می گوید: «وی در 15 سالگی یک بار مورد تجاوز واقع شده که تجربه بسیار سختی را داشته است و به گواه پزشکی قانونی هنوز آثار آن تجاوز بر بدن وی مشهود است و مامورین علی رغم اینکه وی علیه متجاوزین شکایت میکند، به صحبتهای وی توجهی نمیکنند اما هنگامی که نازنین برای بار دوم در چنین شرایطی قرار میگیرد، با توجه به تجربه پیشین نمیتواند خود را در اختیار مردان بگذارد و نمیگذارد خواهرزاده اش نیز چنان تجربه سختی برایش تکرار شود.» [1]

این یکی از پدیده های اجتماعی است که سالهاست در ایران افزایش می یابد. دختران و زنان ایران که قربانیان چند باره ی ستم طبقاتی و بی امنیتی حاکم بر جامعه هستند حتی حق دفاع از خویش را ندارند و همانطور که در پرونده ی کبرا رحمانپور مطرح بود، اینجا نیز نازنین به دلیل دفاع از خویش در مقابل تجاوزگری محکوم می شود. بی شک تجاوزگران نیز به سهم خود قربانی جنگل واره ی ساخته ی جمهوری اسلامی هستند، لیکن این نباید زنان مظلوم ایرانی را از دفاع از خویش محروم سازد.

در همین دادگاه به نکته ی دیگری اشاره شده است که بستر اجتماعی بروز چنین پدیده های سیاهی را خوب توضیح می دهد : « اگر قضات محترم تشریف میبردند و محل زندگی نازنین را می دیدند که یکی از فقیرنشین ترین محلات در اطراف کرج است و او هر بار که قصد داشته به منزل برود ناچار به عبور از این بیابان بوده است، و هر بارهم امکان تجاوز به وی در آن بیابان وجود داشته است بنابراین حمل چاقو از سوی وی نه تنها تعجب آورقلمداد نمیشد، بلکه اتفاقا معقول است که وی به دلیل شرایط خاص زندگی ناچار باشد، چنین آلتی را برای دفاع با خود حمل کند.»[2]

این نکته به خوبی بیان می کند که فقر، مهاجرت اجباری و حاشیه نشینی سبب پیدایش محیط های ضد اجتماعی فراوانی شده اند که چارچوبی برای بروز چنین پدیده هایی است. یک خواننده که در سایت انتخاب در مورد خبر این دادگاه نظر داده است می نویسد : « روزي هزاران بار اتفاقاتي از اين دست در شهرکهاي اطراف تهران مثل پاکدشت، شهريار، نظر آباد، قلعه حسن خوان و ... که شهرکهاي فقير نشين هستند رخ مي دهد. چه کسي مسئول است؟ آيا جز اين است که مسئولين با بي لياقتي خود باعث مهاجرت مردم بيچاره و فقير شهرستانها و روستاها به تهران مي شوند. » [3]

پدیده ی حاشیه نشینی که بیش از 5 میلیون ایرانی را در بر می گیرد فضاهای برون شهری را بوجود آورده است که تابع هیچ قانون و یا نظام امنیتی نبوده و تنها براساس تنازع بقا شکل گرفته اند. آیا در چنین فضایی یک دختر جوان به جرم دفاع از خویش باید اعدام شود ؟ مقصر واقعی نظام جمهوری اسلامی و کسانی است که در شهرک های حفاظت شده ی خویش در مناطق خوش آب و هوای شمال تهران و ایران به زندگی شاهانه مشغولند و میلیون ها انسان را از طریق ترس و استثمار به حقیرانه ترین و فقیرانه ترین زنده گی ها مجبور ساخته اند.

بدیهی است که پرداختن به تک تک موارد ی از این دست کاریست لازم اما غیر کافی. واقعیت اینست که تا زمانی که شرایط اقتصادی و اجتماعی کلان جامعه به سوی گسترش فقر و نابرابری طبقاتی پیش می رود موضوعاتی از این دست هر روز تکرار خواهند شد. این تنها با یک تغییر اساسی و بنیادین است که می تواند به مسائل تاسف باری از این دست خاتمه دهد. تغییری که پیش شرط آن سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در تمامیت آن و حضورفعال، هدفمند و سازماندهی شده ی توده های محروم در صحنه ی جامعه است. این تنها با فعال ساختن خشم طبقاتی نهفته در جامعه و هدایت مسلحانه ی آن به سوی عوامل رژیم و طبقه ی برتر استثمارگر جامعه است که می توان راه را برای تغییر آفرینی های زیربنایی در جامعه ی ایران و در فردای سرنگونی حکومت آخوندی-بازاری-پاسداری هموار ساخت.



[1] http://www.entekhab.ir/display/?ID=34978&page=1

[2] http://www.entekhab.ir/display/?ID=34978&page=1

[3] http://www.entekhab.ir/display/?ID=34978&page=1

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.